فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۸۱ تا ۱٬۷۰۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مفهوم اخلاقی قناعت با همین کلیدواژه برگرفته از روایات است. این ماده تنها در دو آیه آمده که آن هم ارتباط چندانی با جنبه اخلاقی قناعت ندارد. لذا این مفهوم را نمی توان با کلید واژه قناعت در آیات قرآن کریم یافت. بر این اساس ضروری است که بن مایه های قرآنی مفاهیم موجود در این روایات استخراج شود؛ چرا که به اقتضای بسیاری از آیات و روایات، قرآن و سنت ارتباطی ناگسستنی دارند و آنچه در سنت آمده، ریشه در قرآن کریم دارد. حال اگر نتوان آن را در ظاهر آیه یافت، اما در تفسیر یا تأویل آیه می توان یافت. این مقاله بعد از پی جویی مضامین روایی قناعت از متن آیات قرآن کریم، به این نتیجه رسیده است که در آیات قرآن کریم، همچون اخبار، می توان شاهد عوامل و آثار متعدّدی برای قناعت بود. از جمله مهم ترین عوامل می توان به تقوا، فراوانی یاد مرگ، شناخت حکمت خداوند، یقین به روزی خداوند، دعا و توجه به افراد پایین دست اشاره کرد. آثار زیادی نیز بر قناعت مترتب می شود که از مهم ترین آنها رضایت از زندگی، دفع طمع، حرص و زیاده خواهی و احساس بی نیازی و غنی است. در این موارد، بافت آیه، سیاق آیات، تفسیر و یا تأویل آیه به ارتباط آن با مفهوم قناعت رهنمون شده است. گاه نیز ظاهر آیه ارتباط آشکاری با قناعت ندارد، امّا یک اصل کلّی را مطرح کرده که با تأویل به مصادیق، با قناعت ارتباط یافته است.
چرایی منع از استغفار برای مشرکان، کفار و منافقان در قرآن کریم
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۷)
141 - 166
حوزههای تخصصی:
بنابر آموزه های اسلامی، رستگاری و رسیدن به سعادت انسان بدون غفران الهی ممکن نیست. طلب مغفرت، موهبتی است که نصیب هر شخصی نمیشود؛ زیرا آمرزش الهی اینگونه محقق میگردد که بنده بتواند با رضایت حق و اصلاح اعمالش به آن دست یابد که این کار نیز با توبه امکانپذیر است. گناهکار درصورتیکه متوجه عصیان خود شود و بداند که به حدود و قوانین الهی تجاوز کرده، وسیله مغفرت خود را فراهم میآورد. پرسشی که اینجا مطرح است اینکه آیا طلب مغفرت برای کافران، مشرکان و منافقان از دیدگاه قرآن کریم جایز است. این نوشتار که با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با روش کتابخانهای، این موضوع را بررسی کرده است، به این نتیجه میرسد که طبق آیات قرآن، کفار، مشرکان و منافقان، مشمول مغفرت الهی نمیشوند و دیگران از طلب استغفار برای آنان نهی شدهاند و این منع در برخی آیات با نفی مؤکد بیان شده است که از نهی مستقیم بالاتر است. این منع با توجه به نهی از استغفار بعد از مرگ، به طریق اولی و فحوای کلام، در زندهبودنشان هم جاری است.
نیّت و آثار مترتّب بر آن در فقه مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال چهارم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
269 - 245
حوزههای تخصصی:
«نیت» در اصطلاح شرع عبارت است از قصد و ارادهای جهتدار برای طلب رضای خداوند و امتثال امرش. یافتههای تحقیق پیش رو که به روش کتابخانهای و بر اساس شیوهی توصیفی- تحلیلی بهدستآمده، بدین قرار است: فقهای اهل سنت، زیدیه، ظاهریه، اباضیه و مشهور فقهای امامیه، قائل به وجوب نیت در عبادات هستند. قول به استحباب نیت تنها از ابن جنید نقل شده است. برای اثبات وجوب نیت در عبادات به آیات، روایات، اجماع و عقل استناد شده است. محل نیت قلب است و به زبان آوردنش لازم نیست. اصل این است که زمان نیت اول عبادت است و صورت کلی آن باید در سراسر عمل عبادی حفظ شود. علاوه بر اشتراط قصد قربت که اساسیترین شرط صحت عبادت و وجه ممیّز آن از سایر اعمال است، هر عمل عبادی، خصوصیات و ویژگیهایی- مانند ظهر یا عصر و أدا یا قضا برای نماز- دارد؛ از این رو، مکلّف باید برای تمییز هر چه بیشتر نوع عمل، این قیود را در نیت خود مدّنظر داشته و به آنها پایبند باشد.
شگردهای برجسته سازی در سور «مؤمنون» براساس نظری هنجارگریزی و هنجارافزایی فرمالیست ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم مکتب فرمالیسم، برجسته سازی است که دارای دو نمود هنجارگریزی و هنجارافزایی است. هنجارگریزی انحراف از زبان معیار و هنجارافزایی اعمال قواعد اضافی بر زبان معیار است. در سوره های مکی قرآن، به دلیل کوتاه بودن آیات، فرم آنها برجستگی های خاصی دارد که درنگ خواننده را در این زیبایی ها برمی انگیزاند. سوره «مؤمنون» یکی از سوره هایی است که موضوع برجسته سازی به صورت وافر در آن نمایان است. مقاله حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی به کشف ابعاد برجسته سازی در این سوره، در دو حوزه هنجارگریزی و هنجار افزایی پرداخته است. نتایج نشان دادند در این سوره هر معنا در قالب لفظ خود چنان جای گزیده است که جز آن قالبی ندارد و این هماهنگی لفظ و معنا تأثیر بسزایی در درک پیام موجود در آیات دارد. برجستگی در این سوره باعث عدول حروف و کلمات از اصل خود شده و این خارج شدن نه تنها به معنای آیات لطمه نزده، باعث زیبایی بیشتر آنها شده است.
مرجعیت علمی اهل بیت (ع) بر پایه تفسیر تطبیقی آیه اهل الذکر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
۶۵-۸۰
حوزههای تخصصی:
آیه 43 سوره نحل درباره مرجعیت علمی اهل بیت^ نازل شده است. مفسران شیعه و اهل تسنن درباره مصداق «اهل ذکر» اختلاف نظر دارند. گروهی از مفسران اهل تسنن بر پایه سیاق آیه، مصداق اهل ذکر را اهل کتاب می دانند. این دیدگاه مورد بررسی قرار گرفته است. مفسران شیعه و برخی از مفسران اهل تسنن بر اساس روایات، مصداق کامل اهل ذکر را اهل بیت^ می دانند. این نوشتار بر آن است تا بر پایه مفهوم شناسی اهل ذکر و با توجه به شأن نزول آیه و با استناد به روایات این موضوع را تحلیل و بررسی نماید. نتیجه پژوهش آن است که اهل ذکر به معنای عالمان و آگاهان است. در زمان نزول آیه، اهل کتاب و دیگر افراد آگاه می توانند یکی از مصادیق اهل ذکر باشند؛ ولی اهل بیت^ برای همیشه مصداق اکمل اهل ذکر هستند.
نقد نظریه عرفی بودن زبان قرآن با تاکید بر دیدگاه خاص علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای رایج در حوزه زبان دین، نظریه عرفی بودن زبان قرآن است. این نظریه دارای پیشینه طولانی است. بر اساس این نظریّه، خداوند در ارائه مقاصد خویش، از ساختار زبان متعارف و مرسوم قوم استفاده کرده است و به این طریق مقصود خود را بیان نموده است. مطالعه و نقد نظریه عرفی بودن زبان قرآن و بیان نظریه خاص از دیدگاه علامه طباطبایی از اهداف و موضوع این نوشتار است. روش مطالعه از نوع توصیفی و تحلیلی و با اتکاء به آثار وی می باشد. سوال اصلی پژوهش این است که تحلیل علامه طباطبایی از نظریه عرفی زبان قرآن چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که علامه نظریه ی زبان عرفی را فی الجمله پذیرفته، اما قرآن را بدلیل اشتمالش بر حقایق ماورایی، عدم شناخت ژرفای آن و وجود متشابهات و جزمیت زبانش، فراتر از فهم عرفی وعمومی می داند. از منظر علامه طباطبائی، زبان قرآن هر چند بر اساس عناصر عرفی نازل شده است اما تفاوت های اساسی ای با زبان عرف دارد که وجود این تفاوت ها سبب نفی نظریه ی یکسان انگاری زبان دین و زبان عرف می شود. به دلیل نزول تدریجی و اشتمال آن بر مفاهیم غیبی، در تفسیر زبان قرآن، اصول و قواعد عرفی لازم است اما کافی نیست، زیرا زبانی فراعرفی است و دارای خصوصیت مشکک بودن سطوح و ساحات ادراک و فهم می باشد.
تبیین تأویلی «مقام محمود» بر پایه مستندات تفسیری، عرفانی و کلامی
حوزههای تخصصی:
بر طبق آیه 79 سوره اِسراء، پیامبر اکرم(ص) مشروط به شرایطی به مقام محمود می رسد و این در حالی است که بر اساس آیه دوم سوره حمد، هرگونه حمدی به خداوند متعال بر می گردد. این که مقام محمود چگونه جایگاهی است، مستلزم فهم تأویلی قرآن است که به واسطه رمزگشایی حضرات معصوم(ع)، فهم آن میسر گشت. در این باره پرسش هایی مطرح می شود: مقام محمود در قرآن چگونه مقامی است و تأویل آن چیست؟ حمد حامدان به خداوند متعال باز می گردد یا به پیامبر(ص)؟ چگونه می توان بین آیات79 سوره اِسراء و دوم سوره حمد را جمع کرد؟ درباره دامنه اشتمال مقام محمود: آیا جزو اختصاصات النبی(ص) است یا دیگران هم می توانند بدان دست یابند؟ از جمله نتایج این پژوهش که با پویش نظری و کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مستندات تفسیری، عرفانی و کلامی و با اتکا به سوره اِسراء، زیارات عاشورا و جامعه کبیره تدوین شده، این است که بر طبق آیه 79 سوره مبارکه اِسراء، پیامبر اکرم(ص) با تهجّد و شب زنده داری به مقام محمود که عالی ترینِ مقامات سلوکی است، نائل می آید و در این مقام، تمامی حمد حامدان در مقام خلافت و مظهریت، که مقام وجه اللهی است - و نه در مقام الوهیت- به پیامبر(ص) بازمی گردد. همچنین در روایات معتبری در تأویل این آیه، مراد از آن، مقام شفاعت قلمداد شده است و با وجود اختصاصی بودن این مقام نبوی(ص)، حضرات معصوم(ع) و برخی مؤمنان نیز می توانند از آثار این عالی ترین مقام نبوی بهره مند شوند؛ چنان که در زیارات عاشورا و جامعه کبیره نیز بدین معنا اشاره شده است
رواداری و بازتاب آن در فرهنگ شافعیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال چهارم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
114 - 88
حوزههای تخصصی:
رواداری یا تالرنس عبارت است از پذیرفتن و احترام گذاشتن به نژادها، فرهنگ ها و شیوه های متنوع زیستن، اندیشیدن و اظهارنظر کردن؛ پذیرش و احترامی از روی آگاهی و صداقت و از موضع قدرت. رواداری که در آغاز فضیلتی اخلاقی به شمار می آمده به اقتضای ضررورت های تاریخی و اجتماعی وارد حوزه فلسفه سیاست شده و در نهایت به یک هنجار فرهنگی و حقوقی جهانی تبدیل شده است. در حدی که امروزه پیش شرط صلح و توسعه محسوب می شود و از بایسته های سیاست گذاری های کلان تلقی می گردد. بانیان و نظریه پردازان مذهب شافعی تحت تأثیر آموزه های قرآن کریم و سنت شریف نبوی، وسعت نظر شخص امام شافعی و بنیادهای مکتب اعتدالگرای اشعری به نحو درخور تحسینی روادار بوده اند و از موضع اقتدار علمی و موقعیت ممتاز اجتماعی، آگاهانه و صادقانه به ائمه و اتباع سایر مذاهب احترام می گذاشته اند و مبانی اجتهادی و فتاوای فقهی آنان را محتمل الصواب می شمرده اند. شافعیه علاوه بر رواداری های نظری در مقام عمل هم همواره بر مبنای حسن تفاهم و تعامل مثبت، با دیگران رو به رو می شده اند. در میراث مکتوب و سیره عملی آنان شواهد زیادی در تصدیق این ادعا وجود دارد.
تأثیر بافت زبانی در گزینش باهم آیی واژگان قرآن کریم «مطالعه موردی سوره ابراهیم(ع)»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«بافت زبانی» متنی است که از پیوند بین واژگان به وجود می آید و کلمه ها ازطریق کاربرد در این بافت، معنا پیدا می کنند. «باهم آیی» همنشینی هدفمند واژگان در بافت زبانی متن است که در شکل دهی نظام واژگانی و نحوی زبان و القای مفاهیم مدنظر متکلّم، تأثیر بسزایی دارد. در پژوهش حاضر، تلاش شده است با روش توصیفی تحلیلی، تأثیر بافت زبانی آیات سوره ابراهیم(ع) در چینش و گزینش باهم آیی واژگان بررسی و تحلیل شود. تحلیل باهم آیی واژگان در سطح ساختار های اسمی و فعلی و بررسی میزان تطابق این همنشینی ها با موضوع و مفهوم سیاق آیات نشان می دهد کاربرد این شگرد زبانی در سوره کاملاً هدفمند و آگاهانه است. همچنین، اقتضای بافت زبانی و دلالت هایی که بافت متن در پی انتقال آن به مخاطب است، سبب چینش و گزینش این واژگان در زنجیره کلام شده است. کاربست این همایش ها در حوزه های معنایی متفاوت، افزون بر خلق معنایی جدید و فراتر از معنای معجمی برای واژگان، سبب ارائه اصطلاحاتی متداول در متون نیز شده است. برجستگی این هم آیی ها در بافت زبانی سوره ابراهیم(ع) با ایجاد هوشیاری در مخاطب، سبب شده است خواننده با تحلیل این پدیده متنی به درک بهتری از پیام و محتوای متن برسد.
بازشناسی شادمانی و فرح حقیقی از منظر آیات و روایات
حوزههای تخصصی:
از آن جا که شادمانی و فرح از ضروریات روح و جسم انسان و مطابق با فطرت بشری است که در بسیاری از جنبه های حیاتی وی نقش بسزایی دارد؛ به همین جهت در این مقاله با روش کتابخانه ای – توصیفی به تحقیق به این موضوع پرداخته شده است. بر اساس آیات قرآن و روایات معصومین: شادمانی و فرح بر دو قسمت شادمانی ممدوح و مذموم است و شادمانی پسندیده توجه انسان به منعم و سپاسگزاری از او و تحصیل رضایت خدای سبحان را به دنبال دارد. برخلاف فرح مذموم که برخاسته از انگیزه های شهوانی و نفسانی و موجب غفلت است. معرفت و ایمان به خداوند و فضل الهی و شکرگزاری انسان از خالق هستی و شهادت فی سبیل الله از موجبات شادمانی ممدوح است و شادمانی مذموم به تعبیر قرآن و روایات، شادمانی توأم با تکبر و شادمانی های تمسخر آمیز است. حاصل و پیامد شادمانی مذموم طبق آیات و روایات، غفلت و هلاکت انسان بوده و نهایتاً او را به عذاب الهی دچار می سازد.
دستیابی به عکس پرتره افراد درصحنه های روز قیامت با کمک الگوهای چهره خوانی پل اِکمَن و والاس ویفریزن (مطالعه در واژگان مربوط به آیات قیامت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عکس ها به عنوان یک سند تاریخی پاسخ گوی کنجکاوی های بشر هستند. عکاسی پرتره یکی از شاخه های عکاسی است و شیوه ای مدرن در بیان چهره افراد است که در آن پیام درونی فرد با توجه به حالت چهره بیان می شود. زبان عربی زبان تصویر است واژه ها در عمق خود معنایی را بیان می کنند. در واژگان قرآن کریم تصاویری وجود دارد که هنرمندانه مفهوم را به خواننده منتقل می کند. گاهی واژه های قرآنی معرف یک چهره هستند که حالت های غم شادی نفرت را نشان می دهد. این حالت ها را می توان در چهره افراد در قیامت مشاهده کرد. برای دست یافتن به عکس پرتره این چهره ها نیاز به یک روش علمی داریم مانند علم چهره خوانی که در دنیا به عنوان یک روش روانشناسی در شناخت افراد از آن بهره می برند. علم چهره خوانی حالات چهره را بر اساس ظواهر و خطوط صورت بیان می کند و از طریق علم روانشناسی، شخصیت فرد را معرفی می کند. پل اِکمَن و والاس وی. فیریزن دو نظریه پرداز به بررسی علم چهره خوانی پرداختند. آن ها با تعداد زیادی عکس از چهره افراد که نشان دهنده احساس غافلگیری، ترس، شادی، نفرت، خشم و غم است، نشان دادند که چگونه، این احساسات اساسی را به درستی بشناسیم. در این جستار با توجه به روش توصیفی تحلیلی و تکیه بر نظریات این دو در علم چهره خوانی، عکس پرتره افراد را در حالت های نامبرده در صحنه پردازی های روز قیامت را به دست می آوریم. یافته ی دیگر این پژوهش واژه شناسی؛ که در القای معنی آیات و تفسیرشان به ذهن خواننده، بسیار اثرگذار است.
بررسی کارکرد ایمان و لوازم آن در هویت پذیری زندگی در اندیشه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۶ بهار ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
95-108
حوزههای تخصصی:
«ایمان» اساسیترین عنصر حیات معنوی، گوهر زینت بخش روح بشری و درخشانترین پرتو عالم علوی است. یکی از مهمترین مباحث کلامی، بحث درباره ایمان و عناصر وابسته به آن است، بگونه یی که نمیتوان نقش بنیادی آن را در شکلگیری هویت پذیری زندگی نادیده گرفت. پژوهش حاضر در پی اینست که کارکرد ایمان و لوازم آن را در هویت پذیری زندگی، با روش توصیفی تطبیقی از دیدگاه علامه طباطبایی بررسی نماید. برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه یی استفاده شد و داده های پژوهش حاصل از گردآوری آثار علامه طباطبایی، کتب و مقالات مرتبط، بر اساس مبانی معرفت شناسی و انسان شناسی ایشان از جوانب مختلف مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان میدهد که او ایمان را امری قلبی، و التزام به لوازم و آثار عملی آن را ضروری میشمارد و مراتب آن را در قیاس با مراتب اسلام، چهار مرحله میداند که مهمترین مرحله، مرحله چهارم است. همچنین کارکرد اخلاص در عمل در پرتو ایمان، جدا ناپذیربودن ایمان و عمل، تأثیر عمل بر سعادت انسان و رابطه ایمان و اخلاق در هویت پذیری انسان بررسی شده است. علامه طباطبایی ایجاد آرامش قلبی، زائل شدن شک و تردید، خشوع قلبی و محبت را از آثار و فواید ایمان بر شمرده است. با ملاحظه اهمیت معرفت شناسانه، ایمان در حیات دینی، ضمن ایجاد نگرش مثبت و امیدوارانه، به زندگی آدمی معنا و مفهوم میبخشد.
بررسی انتقادی دیدگاه ریون فایرستون درباره مصداق «ذبیح» در قرآن
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم است که برخی مدخل های آن را نوشته است. وی در این مدخل ها درباره فرزند «ذبیح» حضرت ابراهیم (ع) برخلاف اندیشه بیشتر محققان اسلامی نظر داده است و معتقد است که ابراهیم (ع) می خواست اسحاق - فرزند دوم خود - را قربانی کند. به باور وی، بیشتر مفسران پیشین قرآن، هم به همین نظر تمایل و اعتقاد داشتند. پژوهش حاضر با بررسی، تحلیل و نقد محتوایی مدخل «اسحاق» از دایرة المعارف قرآن، دیدگاه ریون فایرستون را به چالش کشیده و به بررسی روش شناسی مدخل مزبور و چرایی اصرار فایرستون بر ذبح اسحاق می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد علاوه بر تناقض تورات و انجیل برنابا در تعیین مصداق ذبیح، سیاق آیات قرآن با ذبح حضرت اسماعیل تناسب دارد؛ علاوه بر این که روایات مربوط به ذبح اسماعیل با سند صحیح و در منابع معتبر آمده است، برخلاف روایات مربوط به ذبح اسحاق که علاوه بر انقطاع سند، با ضعف راویان مواجه است. همچنین برخلاف نظر فایرستون، علاوه بر تأکید استدلالی مفسران معاصر، تعداد کثیری از تفاسیر پیش از قرن دهم نیز حضرت اسماعیل را به عنوان قربانی مورد نظر قرآن معرفی کرده اند.
تبیین و تحلیل مبانی تفسیرعرفانی آیات خلافت انسان و نقش او در بسط هستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار پیش رو، با روش گرد آوری کتابخانه ای - نرم افزاری و نیز داده پردازی تحلیلی – انتقادی با هدف تبیین و تحلیل مبانی عرفانی تفسیر آیات خلافت انسان و هبوط او به ارض، در صدد تبیین رابطه آیات پیدایش آدم با پیدایش عالم و گسترش هستی و نیز بیان حقیقت و مراتب وجودی انسان و تناظر آن با مراتب هستی است. یافته های این جستار عبارت است از تبیین و تحلیل مبانی عرفانی این آیات که در حقیقت علل پنهان برای آشکار سازی مفاهیم باطنی این آیاتند و نیز ارائه تفسیری مناسب از مفاهیم باطنی الفاظ و اصطلاحات این آیات به گونه ای که منافی معانی ظاهری آنان نباشد. در این راستا اصطلاحاتی همچون:« جنت، ارض، معصیت، نزع لباس، خلافت و هبوط، لزوم مقام علم غیب انسان کامل برای نیل به مقام خلافت و تعلیم فرشتگان توسط انسان کامل مورد بررسی گرفته و با بیان معانی حقیقی و باطنی آن ها زمینه پاسخ به بسیاری از پرسش های حول این آیات را فراهم نموده، تا از طریق جمع میان ظاهر و باطن هم خدمات مهم عرفان اسلامی به حوزه دین پژوهی بویژه حوزه تفاسیر آیات قرآن را آشکار ساخته و نیز ضعف برخی برداشت های ظاهری از آیات را نمایان نماید؛ و هم بیان کند راز هبوط انسان، گسترش هستی برای مهیا ساختن زمینه عروج او به کمالاتی است که قبلا برایش مهیا نبوده، تا از این رهگذر به کسب استقلال وجودی و کمال شایسته اش نایل آید .
انگاره انتساب «فرزند» و «ولادت» به خدا، و نقد لوازم آن بر اساس آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰شماره ۴۷
255 - 286
حوزههای تخصصی:
انتساب «فرزند» و «ولادت» به خدا انگاره ای تاریخی است به طوری که قرآن با شیوه های گوناگونی آن را مورد نقد و نکوش قرار داده است. از طرفی باور به این آموزه، لوازمی را دربردارد که در تقابل با آموزه های ناب توحیدی است. مقاله ی حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی، سیر تاریخی و لوازم باور به «ولادت» را بر مبنای آیات قرآن و همچنین مؤیدات روایی مورد بررسی قرار داده است. نتایج حکایت از آن دارد که قرآن با ذکر صفاتی نظیر مالک حقیقی، قادر مطلق، منزه بودن از نواقص برای خداوند به نفی این آموزه پرداخته است. «ولادت» براساس مکانیسم «خروج شئ من شئ» لوازمی از قبیل؛ حضور پیشین مولود در ذات والد و ازلیت آن به ازلیت والد، مثلیت، تعدد و تکثر خدایان در طول هم بر اساس تعدد و تکثر موالید، وجود شفعاء، محدودیت قدرت خداوند، پایستگی وجود، عدم تحقق بداء، یأس از والد و نفی دعا، ثنویت و نفی معجزه را در پی دارد. در مقابل، آموزه قرآنی «ابداع» و «خلق لا من شئ» لوازمی از قبیل؛ عدم وجود مخلوق در ذات خالق و حدوث آن، عدم مثلیت، توحید و احدیت، نفی شفعاء و وسائط، قدرت بی نهایت، نفی قانون پایستگی، تحقق بدا، دعا، نفی ثنویت و اثبات توحید و اثبات معجزه را به همراه دارد.
زبان قرآن و ویژگی های آن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۹
113 - 137
حوزههای تخصصی:
زبان قرآن از مهم ترین مبانی تفسیر قرآن و از موضوعات جدید و مهم در علومی مانند تفسیر، کلام و فلسفه است که به تحلیل گزاره های قرآنی و مبانی فهم آنها پرداخته و هر مفسری خواه ناخواه در طول تفسیر خویش به آن و چگونگی شیوه های مختلف انتقال معنا می پردازد. این نوشتار در صدد بررسی دیدگاه آیت الله جوادی آملی در دو محور زبان قرآن و ویژگی های آن با بهره گیری از روش توصیفی و تحلیلی است. ره آوردهای پژوهش نشان می دهد که دیدگاه زبان شناختی آیت الله جوادی آملی عبارت است از معرفت بخشی متن قرآن، وجود تنزیلی و تأویلی، جامعیت، جاودانگی و جهان شمولی، استقلال در دلالت و هدایتگری؛ از نظر ایشان قرآن به مکان و زمان ویژه ای اختصاص ندارد به همین جهت باید از زبان گسترده ای بهره جوید که هم جاودانی باشد و هم جامعیت و جهان شمولی نسبت به احوال، اطوار و اوضاع مختلف؛ چنین زبانی، زبان فطرت است که نه متعدد می شود و نه تحول می پذیرد. ایشان مراد از جهانی و مردمی بودن زبان قرآن را تکلم بر اساس فرهنگ مشترک انسانی که همان فطرت است، می داند. در تحلیل دیدگاه ایشان می توان گفت غایت قرآن، پرورش فطرت توحیدی است و محتوای بسیاری از آیات به نیازهای فطری نظر دارد؛ اما این امور مستلزم فطرت نامیدن زبان قرآن نیست، گرچه قرآن با فطرت انسان، پیوندی جدی دارد، اما لازمه آن، انحصار زبان قرآن در فطرت نیست.
مبانی فکری هندسه در هنر اسلامی از دیدگاه (قرآن، احادیث، فلاسفه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال اول تابستان ۱۴۰۰شماره ۴
6 - 33
حوزههای تخصصی:
حکمت معنوی و عرفان اسلامی در راستای توجه به ذات حق تعالی شکل گرفته است ، مفاهیم عرفان اسلامی در ذات عالم هستی رجوع به اسم «الله اکبر» دارد ، و حکمت بهره گیری از رمزهای هندسی نمایش معنوی صورت های نمادین و مثالی امر متعالی است که کمال مطلوب و نامتناهی را مجسم می کند. این صورت های نمادین ، رمزهای هندسی موجود در تناظر عوالم هستند که برقراری نوعی ارتباط با امر ماورایی و ناشناخته را برای انسان امکان پذیر می سازد ، و هدف غایی آنها تجلی وحدت در ساحت کثرت و دستیابی به تفکر توحیدی است، و برای هنرمندان مسلمان نحوه ظهور ارکان توحید در لایه های پنهان رمز و رازهای هندسی نهفته است . نوشتار حاضر ، پژوهشی بنیادی- نظری با رویکردی فلسفی ، دینی و هنری به شیوه توصیفی- تحلیلی و مستند به منابع مکتوب است و هدف آن شناخت جایگاه هندسه در مفاهیم فکری و هنری تمدن های اسلامی است.
بررسی ترجمه آیت الله مکارم شیرازی از قرآن با تکیه برالگوی تحریف متن آنتوان برمن (مطالعه موردی: آیات سوره جمعه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متن قرآن از متون حساس دینی است که درک صحیح مفاهیم آن در زندگی مسلمانان، اهمیت بسزایی دارد؛ ازاین رو، باید ترجمه ای متناسب و درخور با متن مبدأ و وفادار به آن ارائه شود تا نزدیک تر به مقصود وحی باشد و راهگشای مشکلات آنان شود. نظریات متعددی در زمینه ترجمه ارائه شده که پژوهش حاضر براساس روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه آنتوان برمن فرانسوی به نگارش درآمده است. او در نظریه خود با نهایت سخت گیری، مخالفت خود را در همه جهات با ترجمه ای که وفادار به متن مبدأ نباشد، اعلام می دارد. در این نوشتار، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی براساس هفت مؤلفه (عقلایی سازی، شفاف سازی، اطناب کلام، تفاخرگرایی، غنازدایی کیفی، غنازدایی کمّی و تخریب ضرب آهنگ متن) از مؤلفه های سیستم تحریف متن آنتوان برمن بررسی شده است. مترجم در زمینه عقلایی سازی، بیشترین و در زمینه تفاخرگرایی و تخریب ضرب آهنگ متن، کمترین میزان تحریف را دارد. ترجمه ایشان در برخی موارد، دچار اطناب کلام، شفاف سازی و غنازدایی کیفی و کمّی شده است. به طور کلّی ترجمه مکارم شیرازی براساس هفت مؤلفه برمن، ترجمه ای وفادار به متن مبدأ است.
واکاوی تطبیقی شناسا بودن پیامبر(ص) نزد اهل کتاب از دیدگاه قرآن و عهدین
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیلی توصیفی و به صورت مقایسهای از دو بعد به آگاهی اهل کتاب از وجود پیامبر خاتم9 می پردازد: بعد قرآنی و بعد منابع اهل کتاب. قرآن کریم در آیات 146 و 147 سوره بقره، 157 سوره اعراف و 6 سوره صف به شناسا بودن پیامبر اکرم9 اشاره دارد. مفسران شیعه و اهل سنت بر سر دلالت این آیات شریفه بر شناسا بودن پیامبر خاتم9 نزد اهل کتاب اتفاق نظر دارند. هرچند کتب آسمانی پیشین که اکنون در دسترس است، با تحریف رو به رو است ولی دلالت های ضمنی و گاهی صریحی در آنها یافت می شود که از وجود پیامبر خاتم9 یا مشخصات او خبر می دهند. این منابع اهل کتاب از دو نظر قابل توجه هستند. اول این که، بخشی از محتوای آنها که درباره پیامبر خاتم است، با منابع اسلامی مطابقت دارد. دوم، مؤیدی از منابع خود اهل کتاب، به شمار می آید هر چند این منابع مورد تأیید همه اهل کتاب نباشد. از بررسی این آیات می توان دریافت که اهل کتاب به طور کامل با پیامبر خاتم9 آشنا بوده اند، شاهد آن که برخی از آگاهی خود پیروی کرده و به او ایمان می آورند. گفتنی است نشانه هایی از این آگاهی هم در انجیل و هم در تورات به چشم می خورد.
فلسفه امامت و جایگاه آن در اندیشه ملاصدرا ؛ با تأکید بر شرح اصول کافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
13 - 30
حوزههای تخصصی:
تأمّل در مباحث کتاب شرح الاصول الکافی نشان میدهد که صدرالمتألهین در این اثر سعی نموده امامت و ماهیت آن را بعنوان مقامی انتصابی از جانب خداوند با حقیقتهای بیان شده در سخنان ائمه معصومین(ع) تفسیر و تطبیق نماید. ملاصدرا با وجود صبغه عقلی و شرعی مفهوم امامت و رهیافتهای گوناگون در این زمینه ، هرگز به قرائت بشری و غیرالهی از این منصب نپرداخته، بلکه با اصالت بخشی و توجه به آموزه های روایی و باورهای کلامی شیعه، در تبیین روایات «کتاب الحجه» بعنوان بخشی از کتاب الکافی، بر فرابشری و الهی بودن این مقام پافشاری میکند. او هنگام بحث از مفهوم امامت، ضمن طرح و نقد دیدگاه فرقه های مختلف اسلامی در موضوع نصب، وجود امام(ع) را براساس قاعده امکان اشرف ضروری میداند و ویژگیها و امتیازهایی را برای اثبات حجت بودن امام(ع) برمیشمارد.