فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۲۱ تا ۲٬۳۴۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه تأویلات قرآنی دوره سوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴
104 - 128
حوزههای تخصصی:
در مرکز نزاع علم و دین نظریه تکامل انواع قرار دارد. با شروع این قبیل نزاع ها عده ای در برقراری سازش و آشتی بین نظریات علمی و باورهای دینی تلاش نمودند. در جهان اسلام نیز بعد از پی بردن به خطرات فکری نظریه تکامل گروهی در آشتی دادن آن با آیات قرآن کریم تلاش نمودند که نتیجه چنین تلاش هایی تبدیل نظریه تکامل به تکامل گرایی الهی است. با توجه به ارتباط مستقیم این نظریه در مورد آفرینش انسان که از آموزه های مهم قرآنی است مفسران و اندیشمندان قرآنی همواره در مورد نظریه تکامل تلاش های در خور توجه انجام داده اند. در این میان عده ای با نظریه تکامل با تکیه برآیات قرآنی به شدت مخالفت نمودند. در این مقاله نظریه هارون یحیی به عنوان یکی از مخالفان سر سخت نظریه تکامل که در کتاب "دلایل تعارض داروینیسم با قرآن" طرح نموده است مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. هارون یحیی به شدت به تعارض نظریه تکامل انواع با آیات قرآن اعتقاد دارد. نویسنده تلاش می-کند تا دیدگاه هارون یحیی را با تکیه بر کتاب مذکور و مراجعه به منابع تفسیری مورد دفاع و تبیین قرار دهد. نتیجه پژوهش بیان می کند که متکلمان در دفاع و تبیین از مقام خالقیت خداوند نسبت به انسان با مشاهده نظریه های علمی همانند نظریه تکامل ضروری نیست تا به دنبال هماهنگ سازی اصول عقاید دینی با نظریه علمی مفروض نمایند چرا که با تامل در مبانی نظری آن نظریه چه بسا ناسازگاری های ذاتی در اصل آن نظریه علمی بتوان نشان داد.
تزاحم رفتارهای دینی با الزامات بهداشتی در دوران کرونا
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پیدایش و گسترش سریع بیماری کرونا و مقابله با انتقال آن، مستلزم رعایت محدودیتهای بهداشتی، به ویژه خودداری از حضور در اجتماع است. از سوی دیگر، وجوب حضور در نمازهای جماعت و مناسک جمعی از امور مورد اتفاق میان همه مذاهب اسلامی است. حال این سوال مطرح است که آیا شیوع گسترده و سریع بیماری کرونا با توجه به شیوه های مختلف انتقال آن، می تواند عذر شرعی در ترک عبادات و مناسک جمعی باشد؟ مواد و روش ها: پژوهش حاضر با تکیه بر توصیف و تحلیل گزاره های فقه مذاهب اسلامی و روش کتابخا نه ای به بررسی موضوع حاضر پرداخته است. نتیجه گیری: بیماری های واگیردار در طول تاریخ بشر وجود داشته و لزوم رعایت سلامت و بهداشت از امور مورد تأکید شریعت است. با این وصف، در باب پذیرش بیماری های واگیردار در میان صاحب نظران اختلاف وجود دارد. از نگاه شرعی رخصت های عام یا خاص وجود دارند که مدار آنها بر رفع حرج و عسر است. بر این اساس، ثبوت رخصت شرعی برای شخص مبتلا به کرونا ثابت است اما در خصوص پذیرش احتمال ابتلاء به بیماری به عنوان رخصت، می توان این بیماری را به عنوان رخصت خاص پذیرفت و با قواعد فقهی همچون: لزوم رفع مشقت و حرج، یا ازاله ضرر و نیزبا تأکید بر لزوم حفظ جان به عنوان یکی از ضروریات از نگاه مقاصد شریعت، وجود بیماری های مسری را تا زمان کشف دارو به عنوان رخصت خاص پذیرفت.
واکاوی مبانی نقد الحدیثی علامه طباطبایی در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۹
65 - 97
حوزههای تخصصی:
استناد به روایات یکی از منابع اصیل برای مفسر است، اما مفسران در شیوه بهره گیری از این منبع، دیدگاه و عملکرد متفاوتی داشته و هر کدام به نوعی از روایات استمداد کرده اند که البته بسیاری از آنان در این زمینه دچار لغزش شده اند. علامه طباطبایی با مطرح کردن «بحث های روایی» در تفسیر المیزان، درصدد سنجش اعتبار و تعیین صحت و سقم روایات تفسیری و همچنین نقد نظرات مفسران در استفاده از این میراث بوده و با به کارگیری مبانی و ملاک های نقد الحدیثی به طور مفصل به بررسی و نقد اجتهاد مفسران در زمینه به کارگیری روایات پرداخته و موارد فهم نادرست، اجتهاد نارسا و ضعف های موجود در روایات تفسیری را با دلایل مستند و مستدل بیان کرده است. البته نویسنده ارزیابی های علامه پیرامون نقد روایات و بررسی نظر مفسران را نیز مورد قضاوت و سنجش قرار داده و میزان اعتبار نظرات انتقادی ایشان را ذکر و موارد قوت و ضعف دیدگاهش را بیان کرده است.
انسان و گونه شناسی نعمت های الهی با تاکید بر آیات سوره مبارک الرحمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان به سبب دارابودن صفات وویژگی های خاص ذاتی کانون توجه خردورزان بوده و هر اندیشمندی با توجه به بینش خود شناخت انسان را مورد واکاوی قرار داده است؛ از طرفی پی بردن به نعمت های خلق شده متقن ترین راه برای شناخت خالق هستی است و با شناخت خالق، ماهیت انسان تبیین می گرددکه خود سبب شکرگزاری، تذکر انسان، رهایی ازغفلت و سرانجام راه گشای سعادت دنیا وآخرت خواهد شد.این مسئله ضرورت بحث پیرامون انسان ونعمت های الهی را مبرهن می نماید. سوره مبارکه «الرحمن» به طور ویژه بر نعمت های الهی تاکید داشته وآلاء خداوند را به دو دسته دنیوی و اخروی تقسیم نموده که از جمله نعمت های دنیوی میتوان به نعمت اعطای قرآن کریم وزمینه سازی تعلیم و تعلم،خلقت خورشید و ماه و تجلی نظام بر آنها،آفرینش گیاهان ومحصولات آنها،توجه به ماهیت و چگونگی خلقت انسان، قرار دادن فصول سال و بهره گیری از فصل ها،بهره گیری ازدریاها ومحصولات دریایی، فناپذیری ممکن الوجود و فناناپذیری واجب الوجود و... اشاره نمود. حسابرسی،نعمت فروپاشی نظام دنیا وربوبیت مطلق خداوند،محیاشدن شرایط برپایی قیامت،برقراری عدالت واجرای قانون عدل الهی برگناهکاران،ایجاددوبهشت واعطاهای الهی برموحدین، زندگی پایدار و جاویدانه،دیگرنعمتهای بهشتی اعم از باغ ها،چشمه ها، میوه ها، همسران زیبا و با وفا،حوریان بهشتی را از جمله نعمت های اخروی قلمداد کرد.لذا این نوشتار میکوشد با رویکردی تحلیلی-توصیفی به انسان ونعمت های الهی ازدیدگاه قرآن باتاکید برآیات سوره الرحمن بپردازد.
انگاره تکرار تاریخ در اندیشه تفسیری علامه طباطبایی با محوریت آیه 214 بقره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳
۳۵-۵۴
حوزههای تخصصی:
انگاره تکرار تاریخ ناظر به این مطلب است که هرآنچه در امت های گذشته به وقوع پیوسته، در این امت نیز تکرار می شود. نوشتار پیش رو در صدد آن است تا این موضوع را در دیدگاه تفسیری علامه طباطبایی واکاوی نماید. بررسی ها نشان می دهد آیه 214 سوره بقره در اندیشه تفسیری علامه، برجسته ترین آیه ای است که بر تکرار تاریخ دلالت دارد. استنادهای علامه طباطبایی به آیه مذکور در مواضع متعدد تفسیری و کلامی، نشان می دهد که ایشان تعبیر ابتدایی آیه مورد بحث را به منزله مفهوم عامی دانسته است که با معنای دلالی روایات «حذو النَّعل بالنَّعل» مطابقت دارد. از این رو با الهام از آیه فوق و استناد به روایات مذکور به بیان مصادیقی از تکرار تاریخ؛ همچون تحریف معنوی قرآن، رجعت اهل بیت^، نزول عذاب بر امت اسلام، افتراق مسلمانان و سرگردانی امت پیامبراکرم| می پردازد.
واکاوی شیوه های بینشی و فکری مدیریّت زمان در سبک زندگی (با تکیه بر آیات و روایات)
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
176 - 161
حوزههای تخصصی:
زندگی انسان، با ویژگی های بی نظیرش، از نعمت های گرانسنگ خدای والا به شمار می آید که پیوسته در معرض نیست شدن است. از سوی دیگر، در زندگی قرآنی، مدیریّت زمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ یعنی انسانِ با ایمان برای رسیدن به آرمان های والای خویش، باید با برنامه ریزی هوشمندانه، کیفیت بهره وری از عمرش را بیش تر کند تا زودتر به مقاصد خویش برسد. بدین منظور باید انسان مؤمن مدبّر، شیوه های بینشی خاصی را سرآمد امور خویش قرار دهد؛ یعنی نوعی تغییر و دگردیسی در قلمرو اندیشه اش پدید آورد تا بتواند از زندگانی اش استفاده بهینه و بیشینه داشته باشد. نخستین کتاب غربی در باره مدیریّت زمان، اواخر دهه1950 به بازار آمد؛ ولی سال ها پیش تر، در منابع اسلامی با عناوین استفاده بهینه از عمر و فرصت های گوناگون زندگی، گاه نیز ضرورت داشتن نظم، از آن یاد شده بود. پژوهش پیش رو، با تحلیل شیوه های بینشی و فکری مدیریّت زمان در سبک زندگی قرآنی، بر اساس چیدمان منطقی و دسته بندی های استاندارد و نگارشی روان و گویا، چهار شیوه را پیشنهاد می دهد. روش پژوهش این مقاله، نقلی وحیانی(تحلیل دلالیِ متنی و فرامتنی آیات و روایات) و گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و با استفاده از نرم افزارهای مرتبط و داده پردازی متن مقاله، به روش توصیفی و تحلیلی است.
مصونیت همسران پیامبر(ص) از خطا، راز هم جواری آیه تطهیر با آیات مربوط به ایشان
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۴
36 - 13
حوزههای تخصصی:
بخشی از آیه 33 سوره احزاب که به آیه تطهیر معروف است از جهات گوناگون مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. از جمله چرایی قرار گرفتن این آیه در میان آیات مربوط به همسران پیامبر(ص) است. این امر باعث شده است که در مصداق اهل البیت اختلاف ایجاد شود که آیا منظور همسران پیامبر(ص) اند چنانکه سیاق آیات چنین است؟ یا مقصود علی(ع) و خانواده اش می باشد چنانکه دلایل مختلف آن را اثبات می کند؟ با خروج همسران از مصداق اهل البیت، برخی از مفسران و متکلمان به این چرایی پاسخ داده اند و علل آن را، کم کردن فشار روانی بر پیامبر(ص) به جهت در معرض اتهام بودن وی در فضیلت تراشی برای خاندان خویش، عادت عرب و فصیحان که از موضوعی به موضوع دیگر می روند و خطابشان متفاوت می شود، ویا چون گردآوری قرآن بعد از رحلت پیامبر(ص) بوده است، گردآوری کنندگان دقت لازم را نداشته اند. با نقد و تحلیل این پاسخ ها به نظر می رسد علت هم جواری آیه تطهیر با آیات مربوط به همسران پیامبر(ص) اعلان مصونیت ایشان از خطا، به شرط پیروی از اهل بیت است. چرا که اهل البیت امان زمین و انسانها از گمراهی و هلاکت هستند. بنابر این قرآن به همسران پیامبر(ص) اعلام می دارد که شما بایستی از ایشان جدا نشوید تا از خطاهای احتمالی در امان بمانید.
نقد و بررسی نظریه گلدتسیهر درباره اختلاف قرائات در قرآن
حوزههای تخصصی:
علم قرائت یکی از علوم قرآنی است که نقش بسزایی در فهم قرآن دارد و اختلاف در قرائات، مؤثر در دریافت معانی مختلفی از قرآن خواهد بود. مستشرق یهودی تبار، گلدتسیهر (1921-1850) با تمسک به اختلاف قرائات و انتساب آن به اجتهاد قاریان، درصدد برآمده قرآن را برخوردار از نصّی مضطرب و فاقد متنی یگانه و غیرمصون از تحریف بداند و به آیاتی نیز استشهاد کرده است. در این مقاله سعی شده علاوه بر پاسخگویی به برخی استشهادهای وی، با استناد به اهتمام فراوان مسلمانان در فراگیری قرآن از لسان پیامبر، برخورداری آن از متن واحد مستند به وحی اثبات شود؛ هرچند این متن واحد، در دوران کتابت، به سبب محدودیت های رسم الخط عربیِ آن روز و عاری بودن از نقطه، حرکت و اِعراب، دچار اختلاف قرائت شده است؛ اما طبقات بعدی قاریان و مفسران، تنها مجاز دانسته اند که از میان قرائت های مأثور، قرائتی را براساس اجتهاد شخصی انتخاب کنند و این اجتهاد نه به معنای روابودنِ هر قرائتی بر مبنای خواست و نظر شخصی فرد، بلکه به معنای تعلیل قرائتِ مختار است و تأثیری در اساس متن قرآن ندارد. این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی انجام پذیرفته است و روش گردآوری اطلاعات آن اسنادی –کتابخانه ای است.
سیر مفهوم ذهن وعلم در ریشه«شاکله»وکارکرد آن در رفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درمنابع دینی اعم از آیات وروایات، طیف گسترده ای از آموزه ها بیانگر تأثیرعقل،علم و تفکر بر کنش های انسانی است چنان که آیه «لو کنّا نسمع أونعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر»به روشنی منشأ اعمال دوزخیان را اجتناب از به کارگیری تفکر وتعقل می داند وآیه«هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون» (زمر/9)تنها معیار ارزش گذاری انسان ها را علم ایشان می داند. از سویی دیگر آیه 84 سوره اسراء اساس همه رفتارها را «شاکله» دانسته است. گرچه لغت شناسان مفهوم «شباهت» را به عنوان معنای محوری ریشه«شکل» برگزیده اند، اما پژوهش حاضر با جستار جایگاه ذهن وعلم در این ریشه بر اساس روش معنا شناسی تاریخی ومطالعات ریشه شناختی ، ذهن و مفاهیم مربوط به آن همچون تفکر وتعقل را از محوری ترین مفاهیم ریشه «شکل» یافته است. همچنین با تبیین برخی معادل های پر تکرارتفسیری برای "شاکله "همچون نیت، ناحیه ، ملکه و... به چگونگی ارتباط آنها با علم وتفکر دست یافته است و ازین رهگذربر پیوند مفهوم «شاکله» با علم وتفکرتأکید دارد.
نقد هرمنوتیکی تأویلِ آیات قرآنی در وجه دینِ ناصرخسرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأویلهای ناصرخسرو قبادیانی از آیات قرآنی، ریشه در پیش فرضهای کلامی فرقه اسماعیلیه دارد. با نگاهی روشمند و انتقادی از منظر هرمنوتیک تطبیقی، به ویژه بر اساس برخی نظریات هایدگر در زمینه نقد فاعل گرایی، نظریات گادامر درباره اتصال افقها و الگوهای سه گانه گفتگو، و برخی دیگر از نظریه پردازان متأخر، می توان نوع مواجهه ناصرخسرو با گزاره های دینی را تحلیل و ارزیابی کرد. این پژوهش با تمرکز بر تحلیل محتوای کتاب «وجه دین» در صدد تبیین فرایند تحمیل پیش فرضها، در تأویل های ناصرخسرو از آیات قرآنی است. در این رهگذار مشخص خواهد شد که برداشت های این تأویل گر اسماعیلی از متن و واژه دینی «قرآن» گرفته تا آیاتی از سوره «توحید» و «عبس» و «نحل» و «شمس» و «تین» و «کوثر» و... همه در خدمت توجیه هستی شناسی و امام شناسی خاص اسماعیلی قرار گرفته است. شگرد شناسی این فرایند فهم و تأویل، لغزیدن این متکلم اسماعیلی را از حوزه هرمنوتیک متذکرانه دینی به ورطه هرمنوتیک بدگمانی و دچار شدن به پیامدهای آن، اثبات می کند.
بررسی تفسیری سازوکارهای درونی تأثیر نظارت خدای متعال در پیشگیری از کجروی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۴
81-104
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به دنبال کشف دیدگاه قرآن کریم درباره سازوکارهای درونی اثرگذاری نظارت خدای متعال بر رفتار انسان در پیشگیری از کجروی است. حاصل تحقیق ، شناسایی پنج سازوکار اثرگذاری نظارت خدا است: آثار درونی تقویت، حیا، خشیت، نظارت عاطفی و نظارت ارزشی. برخی از آیات قرآن کریم کارکرد این سازوکارها را ارتقا می بخشد که ازجمله می توان به تأکید بر قطعیت تشویق و تنبیه، تأکید بر وابستگی همه جانبه انسان به خدا، تقویت میزان دلبستگی به خدا، یادآوری نظارت و قدرت خدا و ویژگی های آن اشاره کرد. همچنین برخی از دستورالعمل های عبادی قرآن در ارتقای اثرگذاری این نظارت، مؤثر است؛ دستورالعمل هایی مانند امر به اقامه نماز، ذکر کثیر، قرائت قرآن، دعا و درخواست نیازها از خدای سبحان. روش به کاررفته در این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است که قابلیت دارد تا به فهمی از آیات برسد که در علوم اسلامی و اجتماعی از روایی برخوردار باشد.
صرفه طولی، تضمین همانندناپذیری جاودانه قرآن کریم
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۵)
144 - 174
حوزههای تخصصی:
اعجاز قرآن و وجوه اعجاز آن یکی از مهم ترین مباحث قرآنی و مهم ترین راه برای اثبات نبوت پیامبر اعظم9 است. ناتوانی بشر از هماوردی با آن از باورهای همه مسلمانان است. قرآن پژوهان وجوهی برای راز این ناتوانی برشمرده اند. بسیاری از آنان، سرّ همانندناپذیری قرآن را به ذات قرآن منتسب دانسته، به ویژگی هایی چون اعجاز بیانی، هماهنگی، اخبار غیبی، و تشریعی به عنوان وجوهی از اعجاز قرآن اشاره کرده اند؛ در مقابل، گروهی به صرفه گراییده اند. برخی از دانشوران نیز بدون انتخاب یا رد نظریه صرفه آن را یکی از وجوه اعجاز قرآن برشمرده اند. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای است و در پی اثبات این نظریه است که نه تنها درباره قرآن کریم، بلکه در دیگر معجزات نبوی و معجزات دیگر انبیا، «علت عجز بشر از هماوردی»، صرفه است. بر این اساس درباره قرآن کریم، «نظریه صرفه» در «طول وجوه اعجاز» است و نه در عرض آن؛ یعنی «صرفه» به مثابه «اراده تکوینی الهی بر صرف و بازگرداندن مردم از معارضه با قرآن» است. منظور بسیاری از پیروان صرفه نیز اراده تکوینی الهی بر صرف و بازگرداندن مردم از معارضه با قرآن به سلب انگیزه ها یا سلب ابزار معارضه یا سلب اراده معارضان است. صرفه به این معنا می تواند همانندناپذیری جاودانه قرآن را تضمین کند.
A Critical Review on Gabriel Sawma's View about the Verse Al-Baqarah, 116: "Wa Qālūt takhadhal lāhu Waladāan Subĥānahu"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The book "The The Qur’an Misinterpreted, Mistranslated, and Misread: the Aramaic Language of the The Qur’an" was published in 2006 by Gabriel Sawma. The author has claimed that the language of the Qur'an is the Syro-Aramaic, and most of its teachings are derived from Jewish-Christian sources. Among his claims, he alleges that Muslims have misunderstood the verse 116 of Surah al-Baqarah:"And they say Allah has taken to Himself a son Glory be to Him…" (Wa Qālūt takhadhal lāhu Waladāan Subĥānahu). He regards the word ‘اتَّخَذ’ (Has taken) as a distortion of the Syriac «اتَّحدَ» (has united) happened by the Qur'anic scribers. According to this recitation, the meaning of the verse is "They said that God is united with the Son". This meaning is in accordance with the New Testament doctrine of the incarnation of God through the Son. In this paper, Gabriel Sawma's viewpoint is reviewed and criticized by two intra-religious aspects including the Qur'an and Arabic literature and extra-religious features including linguistic historical-comparative in some branches of Sami languages and interfaith research. The authors conclude that the textual and linguistic evidence prove contrary to the Sawma's claim.
روند تاریخی فهم مفسران از آیه 34 سوره نساء
منبع:
پژوهشنامه نقد آراء تفسیری سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
117 - 142
حوزههای تخصصی:
برخی آیات قرآن کریم در بعضی دوره های تاریخی مورد توجه خاص مفسران قرار گرفته، یا نگاه مفسران به آن ها در طول تاریخ دچار تحولاتی شده است. از جمله این آیات آیه 34 سوره نساء است که به بحث قَوّام بودن مردان بر زنان می پردازد. با توجه به مطرح شدن بحث های حقوق زنان هم چون گفتمانی جدید در دوران معاصر، پی گیری آراء تفسیری درباره این آیه از سده های متقدم تا کنون می تواند نشان دهنده روند تغییرات نگاه مفسران در تفسیر این آیه و تأثیر تحولات اجتماعی و گفتمان جدید بر تفسیر قرآن باشد. در این مطالعه با استفاده از تحلیل تطبیقی تاریخی، بخش نخست این آیه را بررسی خواهیم کرد. بنا داریم نشان دهیم که مفسران معاصر در حرکتی برخلاف مسیر متقدمان در تفسیر آیه، سبب نزول یادشده برای آیه را نقد، قوّامیت را محدود، دامنه برتری های مردان بر زنان را مشخص، و متقابلاُ حتی برخی برتری های زنان بر مردان را نیز در مقام تعدیل بحث مطرح کرده اند. چنآن که خواهیم دید، حجم تفسیر ارائه شده توسط معاصران از این آیه بسیار بیش تر از متقدمان است؛ امری که نشان می دهد تمرکز آن ها بر این آیه و تلاش شان برای پاسخ به برخی سؤالات، با توجه به گفتمان دوره معاصر درباره زنان است.
قرائات و ترجیح و اختیار تفسیری آن از نگاه نسفی در تفسیر مدارک التنزیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۲
225-242
حوزههای تخصصی:
ابوالبرکات نسفی از مفسران قرن هشتم در تفسیر خود؛ مدارک التنزیل و حقائق التأویل، ضمن تکیه به قراء سبعه، از قراء عشره، مانند: یعقوب و خلف و از قاریان شاذ، مانند: حسن و أعمش نقل نموده و در این میان بعضی از قرائت های منسوب به ابوحنیفه مانند قرائت موضوع را ذکر می کند، همانطور که به قرائت های صحابه مانند ابن مسعود و ابن عباس نیز استناد جسته است. نسفی در بین قرائات متواتر مطابق دیدگاه اهل سنت قرائت عاصم را بر قرائت مکی، بصری و نافع ترجیح می دهد . نسفی سه نوع ترجیح را در تفسیر مدارک التنزیل به کار گرفته است و بر ترجیحات خود بر قواعد و معیارهای عربی، بلاغی و سیاقی اعتماد کرده و برای اختیار و ترجیح قرائات، به هفت معیار تکیه نموده است. او ضمن نادیده گرفتن صحت قرائت که نقل و تواتر آن است، بعضًا قرائات شاذ را بر متواتر ترجیح داده است.
روش موضوع یابی در سُوَر آغازشده با سوگند؛ مطالعه موردی در سوره طور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گرایش های نوپدید تفسیری چون «تفسیر ساختاری» و «تدبر در قرآن» سوره به مثابه کل پیوسته تلقی می شود که الفاظ، عبارات و آیات آن پیرامون موضوعی کانونی گرد هم آمده است و از همین موضوع کانونی سخن می گویند. در این نگاه جامع و منسجم به سوره، موضوع کانونی جایگاه ویژه ای دارد و نقشی راهبردی در فهم سوره بازی می کند. این پژوهش با پذیرش اهمیت و جایگاه راهبردی موضوع کانونی در فهم سور، به دنبال ارائه روشی جهت شناسایی و پیدا کردن آن در سور آغازشده با سوگند است. روش ارائه شده در دو مرحله «شناسایی مُقسَم علیه (جواب قَسَم)» و «جایگاه سنجی مُقسَم علیه (جواب قَسَم) در محتوای سوره» طراحی شده است. این روش با مطالعه موردی آیات برخی از سور آغازشده با سوگند به دست آمده است و فهم یک دست، جامع و منسجم سوره را برای مفسر فراهم می سازد. این روش جهت راستی آزمایی در سوره طور به ارزیابی گذاشته شده و درستی و دقت آن در این آزمون اثبات شده است. در قسمت پایانی مقاله، به برخی از آسیب های ناشی از بی توجهی به موضوع کانونی اشاره شده است.
واکاوی عرفان کیهانی از منظر فریقین
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
189 - 161
حوزههای تخصصی:
در دنیای کنونی، برای مقابله با دین و اسلام و از طرفی در اثر رسیدن دنیای غرب به بن بست و احساس خلأ معنویت، عرفان های نوظهور فراوانی ظهور کردند تا از سویی به این واسطه متدینان را از دین و مذهب دور سازند و از سوی دیگر احساس خلأ معنویت در غرب را پاسخ گویند که یکی از آن، عرفان کیهانی است. بنابراین باید بحث نمود که هر یک از تصدّی گری و ترویج مکتب عرفان حلقه، جذب شدن و پیوستن به عرفان حلقه و نشر و حفظ و مطالعه آثار عرفان کیهانی از نظر فقهی چه حکمی دارد؟ مکتب عرفان کیهانی و یا عرفان حلقه در دهه هشتاد در ایران راه اندازی شد و به همین جهت تاکنون پیرامون بررسی فقهی آن چندان بحث نشده است و می طلبد پیرامون حکم هر یک از حفظ و نشر و چاپ آثار و جذب شدن به چنین مکتبی و همچنین ترویج آن بحث گردد که تصدی گری و ترویج مکتب عرفان کیهانی، به دلیل حرمت بدعت و تشریع و قاعده نفی سبیل، حرام است و جذب شده و پیوستن به عرفان حلقه نیز حرام است و سه دلیل: قاعده حرمت تشبه به کفار، ادله لزوم کسب اعتقادات صحیح و ادله لزوم کسب رفتارهای صحیح، بیانگر حرمت آن است. همان گونه که قاعده حرمت حفظ کتب ضاله، هر گونه حفظ و نشر و مطالعه آثار عرفان کیهانی را حرام می شمارد.
اعمال خیارات در عقود جایز و آثارآن
حوزههای تخصصی:
براساس اصل لزوم درقراردادها، امکان فسخ عقد امری استثنایی و خلاف قاعده است. درماده 456 قانون مدنی خیار به عنوان یکی از موارد انحلال عقود لازم به شمار آمده وتسری آن به عقود جایز درقانون عنوان نشده است، به همین خاطر مسئله جریان و عدم جریان خیار در عقود جایز، چندان مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است. دلیل، این امر آن است که قول مشهور فقیهان جریان خیار را در عقود جایز رد کرده و آن را برخلاف قواعد حاکم بر عقود جایز دانسته اند. این گروه از فقهیان تصریح نموده اندکه: طبق قواعد حاکم بر عقود جایز، جریان خیار در این عقود برخلاف اصل است چرا که جواز فسخ در ماهیت عقود جایز نهفته است و نیازی به خیار در آن دیده نمی شود. ولی قول مقابل فقهیان جریان خیار در این عقود را مانندعقود لازم صحیح تلقی کرده اند. هدف از این مقاله این است که اعمال خیارات در عقودجایز وآثار آن بررسی شود که با روش تحلیلی _ توصیفی و با تحقیق وکاوش در منابع فقهی و نظرات حقوقدانان در منابع موجود موضوع بررسی شود که نهایتاً چنین نتیجه گرفته می شود که اعمال خیارات در عقود جایز نه تنها منع قانونی ندارد بلکه می تواند فایده وآثار حقوقی نیز داشته باشد و این مهّم ترین هدف اصلی تحقیق محسوب می شود.
نقد مبانی ماهیت وحی نبوی قرآنی در اندیشه نصر حامد ابوزید با تأکید بر المیزان
حوزههای تخصصی:
وحی موضوعی کلامی، تفسیری و فلسفی است و یکی از بنیادی ترین معارف دینی به حساب می آید ، پژوهش حاضر با روشی تحلیلی و انتقادی به نقد مبانی شناخت ماهیت وحی از دیدگاه نصرحامدابوزید به عنوان نماینده جریان روشنفکری می پردازد. مهمترین مبانی ابوزید درباره ماهیت وحی قرآنی،نبوی دانستن الفاظ قرآن کریم، تاریخمند دانستن وحی قرآنی و تجربه دینی انگاری آن است، مبنای نبوی دانستن الفاظ قرآن به استناد آیات، دلائل عقلی، اختلاف قرائات و ناسخ و منسوخ، مبنای تاریخمند دانستن وحی قرآنی به استناد تلازم حدوث قرآن و تلازم نزول تدریجی آن با تاریخمندی وحی و مبنای تجربه دینی دانستن وحی قرآنی به استناد شواهدی تاریخی شکل گرفته که جملگی آنها براساس ادله عقلی و قرآنی مبتنی بر مبانی و آراء اندیشمندان قرآنی، نقد و ماهیت الهی الفاظ و معانی وحی قرآنی، محصور نبودن آن در زمان و مکان عصر نزول وعدم دخالت بشر در فرایند وحی اثبات میگردد. تحدی قرآن و اعجاز در فصاحت و بلاغت، اُمی بودن پیامبر و آیاتی که نزول قرآن را با زبان عربی از جانب خداوند می داند وحیانی بودن الفاظ قرآن را ثابت می کند.
نقد دیدگاه ابوالکلام آزاد در معرفی کورش به عنوان ذوالقرنین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۸
91 - 118
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم در آیات 83 تا 98 سوره کهف به شخصیت ذوالقرنین اشاره کرده است. یافتن مصداق واقعی ذوالقرنین همواره دغدغه مفسرین و قرآن پژوهان بوده است. ابو الکلام آزاد با تتبع در تورات و بررسی تاریخ ایران باستان به این نتیجه رسیده که کورش کبیر پادشاه ایران همان ذوالقرنین قرآن است. فرازهایی از کتاب مقدس، دیهیم شاخ گونه تندیس دشت مرغاب، جنگ های کورش کبیر در ناحیه شمال، جنوب و شرق ایران به همراه رفتارهای بعضاً ملایمت آمیز او با دشمنان مغلوب به ویژه خدماتش به یهودیان بابل را از جمله شواهد همسان انگاری کورش با ذوالقرنین می داند. وی با اشاره به عبارت هایی از تورات و زرتشتی بودن هخامنشیان بر موحد بودن کورش صحه می گزارد. هرچند برخی شواهد ارائه گردیده علی الظاهر بر ویژگی های ذوالقرنین در قرآن قابل تطبیق است ولی مواردی همچون مسأله موحد بودن کورش به خدای یکتا و ایمان وی به معاد، عدم رفتار عدالت آمیز با مجرمان و ثبت نشدن بنای سد آهنی به نام کورش در منابع تاریخی از مهم ترین مسائلی است که آشکارا بر نظریه همسان انگاری کورش کبیر با ذوالقرنین قرآن خدشه وارد می کند. این مقاله ضمن بررسی دیدگاه ابوالکلام و نقد آن بر نارسایی شواهد ارائه شده و وجود تفاوت آشکار بین ذوالقرنین و کورش تأکید می کند.