فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
در بحث از نقش خبر واحد در تفسیر، ابتدا باید الفاظ مختلفی که در تحریر مسئله و تعیینمحل نزاع مهم اند، شفاف سازی شوند. وقتی گفته میشود: «آیا خبر واحد در تفسیر حجتاست یا اینکه خبر واحد در جایی حجت است که اثر عملی بر آن بار شود، وگرنه حجیتندارد و چون در غیر احکام، اثر عملی ندارد، پس در تفسیر، خبر واحد حجت نیست»، بایدپیش از هر چیز معنای حجیت و اثر عملی را روشن کنیم. یا وقتی گفته میشود: «در غیراحکام، ظن معتبر نیست، یقین لازم است و خبر واحد حداکثر ظن آور است، پس در غیر فقهظن حجت نیست. برای لغو نبودن حجیت خبر واحد در غیر احکام، ترتب استناد به خدا وایمان به مفاد آن، به عنوان اثر عملی کافی است و ما متعبد به عمل به مفاد خبر واحدهستیم»، باید واژه های «یقین»، «تعبد» و «ایمان» را شفاف سازی کرد. پس ما در این گفتار،واژه های حجیت، اثر عملی، یقین، ایمان، استناد و تعبد را روشن میکنیم. با مشخص شدنمعنی و کاربرد این الفاظ، بسیاری از اختلاف نظرها که در واقع نزاع لفظی است، برطرفخواهد شد.
نشانه های آخرالزمان و ظهور در قرآن کریم (گفت وگو با اسماعیل شفیعی سروستانی)
حوزههای تخصصی:
نقد رویکردهای معنا شناسی واژه «مس» در آیه «لایَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در معنا شناسی ""مس"" در آیه ""لایَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ"" سه رویکرد میان عالمان امامیه از آغاز تا کنون رایج است؛ مس ظاهری، مس باطنی، مس فراگیر. در رویکرد نخست واژه ""مس"" به تماس ظاهری معنا شده و حکم فقهی حرمت تماس بدن بدون طهارت با الفاظ قرآن از آیه استنباط شده است؛ ادله پنجگانه این رویکرد عبارت اند از: استعمال واژه ""مس""در برخورد جسمی دو چیز با یکدیگر، رجوع ضمیر در"" لا یمسه"" به قرآن، استشهاد معصوم (ع)، روایت نبوی و مخالفت با وجدان. رویکرد دوم ""مس"" را به درک حقائق قرآنی تبیین کرده و به ادله ای همچون سیاق آیه، فضای نزول آیه، روایات تفسیری، دلالت معنایی مطهرون بر طهارت معنوی و رجوع ضمیر در"" لا یمسه"" به""کتاب مکنون"" استدلال شده است. مطابق رویکرد سوم مس به معنای مطلق تماس است، اعم از تماس ظاهری و معنوی، این رویکرد به اطلاق واژه ""مس"" و ""المطهرون"" تمسک جسته است. رویکرد های سه گانه, نگاه انتقادی به همدیگر داشته و ضمن اقامه دلیل به نقد و رد ادله رویکرد رقیب نیز پرداخته اند. در این مقاله رویکرد های سه گانه بازشناسی، ارزیابی و ضمن نقد ادله، رویکرد منتخب ارائه شده است.
شرایط معجزه
بازیابی ابعاد تفسیر کلامی آیه «إِنِّی جاعِلٌ ِ فِی الْأرْضِ خَلِیفَةً»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر چند به نظر می رسد آیه «إِنِّى جاعِلٌ ِفِى الْأرْضِ ِخَلِیفَةً» در سورة بقره تنها طلیعه و مقدمه داستان خلقت ِ حضرت آدمعلیه السلام است، لکن این آیه مشتمل بر نکات تفسیری کلامى ارزشمندی است که برخی از آنها از دیرباز به اجمال و پراکنده در آثار علمى فریقین به ویژه امامیه بیان شده ولی هیچ گاه تبیین نشده است. نوشتار حاضر بر آن است تا ابعاد تفسیری کلامی این آیه را در میراث علمى امامیه و اهل سنت، مورد بررسی قرار گیرد؛ ابعادی همچون هدف از آفرینش خلیفه در زمین، لزوم وجود خلیفه در زمین و ضرورت ِنیاز به امام، تقدم وجود خلیفه بر دیگران، اختصاص تعیین خلیفه به خداوند، لزوم عصمت خلیفه و امام و غیرهم. این موارد مهمترین مباحث کلامى است که برخی از محدّثان و مفسّران متکلّم با استناد به آیه مذکور به آنها اشاراتی داشته اند. در آثار علمى اهل سنت نیز در خصوص این آیه، تنها به مباحث معدودی همچون عصمت ملائکه، علم یکی از شروط خلافت، و برترى آدمعلیه السلام بر ملائکه اشاره شده که این استفاده اندک از آیه، ناظر به تفاوت مبانى کلامى اهل سنت با امامیه در موضوع ِ امامت است. پاسخ به دیدگاه اسماعیلیه در خصوص تعارض غیبت امام با «قراردادن خلیفه در زمین» و نیز اشاره به استفاده فقهی برخی از فقیهان امامی و اهل سنت از این آیه در خصوص مشروعیت ِقضاوت و تعلق زمین به خلیفه خدا از دیگر مباحث مطرح ِشده در این نوشتار به شمار مى آید.
تفسیر سوره رعد
حوزههای تخصصی:
شناسایی و تحلیل کاربرد منطق و سیستم های فازی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان ها در زندگی روزانه از کلمات و مفاهیمی استفاده میکنند که درجاتی مختلف و نسبی دارند و نمیتوان با آنها به صورت منطق دوارزشی رفتار نمود. مفاهیم فازی با مراتب فراوان، بسته به مبدأ مقایسه، دارای موقعیت گوناگون و در حال تغییر میباشند. بر این اساس، آیات قرآن کریم که دارای مفاهیم بلند اعتقادی، اجتماعی، نظامی، سیاسی، مدیریتی، اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی میباشد، دارای منطق ویژه و خاصی است که شناسایی آن میتواند مبانی تفکر صحیح بشر را تعیین کرده، انسان را از نابسامانی انتخاب یک منطق مناسب نجات دهد. این مقاله به دنبال شناخت و تحلیل بخشی از کاربردهای منطق فازی در قرآن کریم میباشد و نمونه هایی از مفاهیم قرآن با منطق فازی در آن بررسی شده است. سپس با استفاده از قواعد طراحی و مدل سازی سیستم های فازی، نمونه هایی از مصادیق این مدل ها و سیستم های فازی در حوزه علوم دینی تدوین گشته و در معرض قضاوت صاحب نظران علوم اسلامی قرار داده شده است.
تجلی قرآن در شعر و ادب فارسی
منبع:
بشارت ۱۳۷۶ شماره ۱
بررسی تطبیقی آراء و نظریات آیت الله خویی، آیت الله معرفت و تئودور نولدکه پیرامون جمع قرآن کریم
منبع:
مطالعات تطبیقی قرآن پژوهی سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۸
123 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، «بررسی تطبیقی آراء و نظریات تئودور نولدکه و آیت الله خویی و آیت الله معرفت پیرامون جمع قرآن کریم» است. لذا، سعی شده که با بررسی ادله و اقوال این سه اندیشمند علوم قرآنی آنچه که به حق نزدیکتر است، مشخص گردد. آیت الله خویی، معتقد است که یکی از ادله مهم عدم جمع آوری قرآن در زمان پس از حیات پیامبر(ص)، تناقض محتوایی روایاتی است که گردآوری قرآن را مربوط به زمان خلفا می دانند و آیت الله معرفت معتقد است که جمع قرآن بعد از رحلت پیامبر صورت گرفته، در صورتیکه، نولدکه ادعا می کند جمع نشدن قرآن در زمان پیامبر یک امر روشن و بدیهی است، در صورتی که دست کم باید مشخص می کرد منظورش از جمع نشدن قرآن، در یک مصحف بوده و یا شواهد تاریخی بر این مطلب اقامه می نمود که این امر باعث بطلان نظریه نولدکه پیرامون جمع قرآن می باشد. با توجه به ادله ی ارائه شده اثبات گردید که آراء و نظریات آیت الله معرفت (ره) قابل قبول تر و به صواب نزدیک تر و نظریه ایشان پیرامون جمع قرآن، نظریه برتر است.
تحلیل واژگانی روح، نفس، قلب، فؤاد و صدر در قرآن و بررسی چندگانه یا متحد بودن آنها با تأکید بر دیدگاه های علامه طباطبایی، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
واژه های روح، نفس، قلب، فؤاد و صدر در قرآن به ساحت دوم انسان اشاره دارند. نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی، به بررسی چندگانه یا یکی بودن مشارٌالیه آنها می پردازد و با بررسی نظرات مفسران به ویژه علامه طباطبایی، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملی، معیاری نو برای تمییز مشارٌالیه آنها ارائه می دهد. حاصل اینکه امر مجرد، پیش از تعلق به بدن، روح و پس از آن نفس نامیده می شود. میان این دو و سه واژه قلب، فؤاد و صدر نیز تمایزی احساس می شود. این سه در کاربرد مطلق، همان معنای نفس یا روح را می رسانند؛ ولی قرین با اوصاف، به مرتبه ای از مراتب روح یا نفس انسانی اشاره دارند؛ یا اینکه روح و نفس همانند اسامی هستند که به تمام حقیقت انسان اشاره دارند، ولی قلب و فؤاد و صدر همانند اوصافی هستند که هرچند با نفس و روح متحدند، به تمام حقیقت انسان اشاره نمی کنند.
دوره های ترتیل / قرائت محمد صدیق منشاوی
منبع:
بشارت ۱۳۷۷ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
نگاهی به نشر نوین شبهات کهن در مورد قرآن
منبع:
نامه جامعه ۱۳۸۳ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
تفسیر سوره حشر
عرضه بر قرآن; راه زدودن آسیب هاى روایات تفسیرى
منبع:
معرفت ۱۳۸۲ شماره ۷۰
حوزههای تخصصی:
نسبت میان نظر و عمل از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا، که در ابعاد نظری و عملی، نگاهی جامع به هستی و انسان دارد، نه مانند فارابی و ابن سینا است که علم به فعل را برای تحقق آن کافی بداند و نه مانند سهروردی است تا معتقد شود علم فعلی برای تحقق فعل کافی است. از نظر او نه اراده و فعل، اولی و ذاتی، و عقل و نظر، ثانوی و تبعی است ـ آنطور که اشاعره بر آن بودند ـ و نه عقل و نظر، اولی و ذاتی، و اراده و فعل، ثانوی و تبعی است ـ آنطور که معتزله میگفتند . براساس چنین نگرشی است که ملاصدرا به بحث از رابطه میان نظر و عمل میپردازد و نظریاتی متفاوت با فیلسوفان قبل از خود در تبیین «عقل عملی» و مباحث فلسفه اخلاق، فلسفه سیاست و همچنین صفات رئیس اول مدینه ارائه میدهد.
تبیین نظریه ملاصدرا در این باب، یعنی در باب نسبت میان نظر و عمل و نشان دادن نتایج فلسفی آن در حوزه حکمت عملی بعنوان نظریهیی که در آن عقلانیت، معنویت و نظام ارزشی و قانونی مبتنی بر شریعت، تفسیر واحد و هماهنگی پیدا میکند، هدف این مقاله است. این مقاله همچنین به تحلیل ابعاد مختلف نظر ملاصدرا در مقایسه با نظر پیشینیان و نقد آن در مواجهه با مسائل و مشکلات جدید در حوزه عمل میپردازد. در اینکه ملاصدرا به این بخش، کمتر اعتنا کرده است یا بطور مستوفا در همه زمینه های آن بحث نکرده است، یا بیشتر به جانب اخلاق فردی با صبغه عرفانی و باطنی رفته است و برای آن در برابر امور نظری، حقیقتی مشابه قائل نشده است، جای سؤال و تأمل دارد. چنانچه به خوداجازه دهیم در تقسیم بندی ارسطویی حکمت به حکمت نظری و عملی تجدید نظر کنیم و در باب نسبت میان فکر و اراده و در نتیجه نسبت میان نظر و عمل دیدگاهی متفاوت با دیدگاه فارابی و ابن سینا و حتی ملاصدرا ارائه کنیم، چنانکه علامه طباطبایی چنین کرده است، میتوانیم حکمت عملی را جایگاه رفیعی بخشیم.