فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
289 - 312
حوزههای تخصصی:
موضوع نسخ در طول تاریخ تفسیر، علوم قرآن و اصول فقه، از جمله مباحث چالش برانگیز و پراهمیت بوده است. بررسی آثار نگاشته شده در این موضوع نشان می دهد که همچنان درباره تبیین وجوه تفاوت و تشابه دیدگاه اندیشمندان پژوهش های زیادی صورت نگرفته است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی دیدگاه شیخ طوسی در اولین تفسیر جامع شیعی، التبیان فی تفسیر القرآن، و آیت الله معرفت در اولین مجموعه علوم قرآنی شیعه، التمهید فی علوم القرآن پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که آیت الله معرفت به جز در دو قسم از اقسام نسخ، یعنی «نسخ لفظ بدون حکم» و «نسخ لفظ و حکم»، که قائل به عدم وقوع نسخ است، در سایر مباحث نظری با شیخ طوسی اشتراک دارد. علاوه بر این، آیت الله معرفت با ارائه ابداعات نظری نظیر تقسیم بندی «نسخ مشروط» و «نسخ متدرج»، مفهوم نسخ را با شرایط اجتماعی-زمانی تطبیق داده است. از نظر مصداقی نیز، با وجود اشتراک نظر در نسخ برخی آیات، آیت الله معرفت برخلاف شیخ طوسی در آیات 240 و 109 سوره بقره قائل به عدم نسخ است. این پژوهش بر اهمیت بازنگری در مفهوم نسخ برای تبیین بهتر روابط میان تشریعات قرآنی تأکید می کند.
تحلیل و مقایسه سبک نوشتاری اشعار حافظ شیرازی با آیات متشابه قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظ، تخلص بزرگ ترین شاعر زبان و ادبیات فارسی می باشد؛ چرا که میان اشعار او و قرآن کریم پیوند ژرف و ناگسستنی وجود دارد. او حافظ قرآن بوده و تأثیر قرآن کریم بر اشعار او از زوایای مختلفی قابل بررسی است. اشعار نغز و دلکش او بسیار پررنگ و پرمایه است. وی در سبک معنایی اشعارش از کلام الهی به صورت تأویل بردار، ایهام آور و ... بهره مند گردیده است. در پژوهش پیش رو که به روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای انجام شده، تلاش بر این است تا سبک معنایی این شاعر با آیات متشابه قرآنی بررسی گردد.. هدف و مبنای کار در این پژوهش کشف و شناسایی تأثیرپذیری حافظ در نمونه ابیات ارائه شده از قرآن کریم می باشد. ماحصل این پژوهش آن شد که حافظ در شعر خود به طور گسترده و سرشاری از قرآن کریم بهره برده و در سبک معنایی او مضمون ابیات با آیات قرآنی مورد اشاره تناسب و همخوانی دارد.
A New Perspective on the Meaning of the Phrase "Mā Taqaddama wa mā Taʼakhkhara" in the Second Verse of Surah al-Fatḥ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Translating the Quran is an extraordinarily sensitive and challenging task due to its miraculous eloquence, its position within religious texts, and its deep connection to the beliefs of Muslims. Furthermore, the complexity of certain verses and the inconsistency between their superficial translations and the definitive principles of Islam add further difficulty to this process. The second verse of Surah al-Fatḥ is one of these verses, which, due to its connection to the impeccability of the Prophet (PBUH) and the consensus of Muslims on this matter, requires greater attention and examination. The phrase "Mā Taqaddama wa mā Taʼakhkhara" in this verse has traditionally been translated by most Quran translators as referring to the past and the future, suggesting that Allah forgives the Prophet's past and future sins. While the forgiveness of past sins is understandable and reasonable, the forgiveness of future sins appears unacceptable. This study aims to resolve this issue by exploring an accurate and precise translation of this phrase through the theories of commentators and hadiths, employing a descriptive-analytical method.
نقد و بررسی جایگاه اولیای الهی و انسان کامل در اندیشه ابن تیمیه با تاکید بر آراء قرآنی آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
78-100
حوزههای تخصصی:
با بررسی آثار ابن تیمیه که در جایگاه پدر فکری سلفیان قرار دارد در می یابیم که وی در معرفت شناسی ، ظاهر گرا و درهستی شناسی ، حس گرا بوده است. ایشان به منظور حفظ توحید عبادی، خلافت الهی انسان را نمی پذیرد و منظور از خلافت انسان که در قرآن به آن اشاره شده را خلافت حضرت آدم(ع) از دیگر انسان ها می داند اما از سوی دیگر با توجه به صراحت آیات قرآن مجبور به پذیرش وجود اولیای الهی است اما در این راستا تاکید می کند که بحث ولایت تنها در معنای دوستی قابل طرح بوده و ویژگی خاصی را برای ایشان نمی پذیرد و مساله ولایت به معنای سرپرستی را به عنوان مظاهر کفر و ارتداد معرفی می نماید، در مقابل آیت الله جوادی با استناد به قرآن ضمن پذیرش مساله خلافت الهی انسان با تاکید بر صفاتی چون ولایت تکوینی ، عصمت و علم برای امام، مساله ولایت در معنای سرپرستی را به عنوان حقیقتی در جهان هستی معرفی نموده اند.قابل ذکر است که این تحقیق با روش کتایخانه ای و رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است .
واکاوی و نقد نظرات تفسیری پیرامون فراز" فَأَمْسِکُوهُنَّ " در آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
89-110
حوزههای تخصصی:
کاوش در حوزه معنایی واژگان و تامل در کاربست قرآنی آنان با دقت در سیاق آیات، از ساحت های مهم در تفسیرقرآن است که در فهم آیات نقش بسزایی دارد؛ چرا که هر معنا بازخورد و نتیجه تفسیری و گاه فقهی متفاوت در حوزه انحصاری خویش دارد.فراز" فَأَمْسِکُوهُنَّ " در سه آیه از آیات قرآن تکرار گردیده است و یک مورد آن که در آیه 15 سوره نساء، با عبارت " فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ " آمده، محل مناقشه فراوان قرار دارد. عموم مفسران آن را به معنی حبس در خانه و به عنوان حدی که بعدها منسوخ شده، دانسته اند. این پژوهش با درنگ درمعنای لغوی فراز و توجه به گستره معنایی آن در قرآن و نیز با تامل در سیاق آیات به کنکاش در فهم دقیق آن پرداخته است. نتیجه حاصل، نشان می دهد که این فراز همچون دو فراز دیگر و نیز در اشتراک معنایی با دیگر مشتقات قرآنی خود، در معنای نگهداشت و مراقبت با توجه، کاربرد داشته و در آیه مورد بحث نیز با تایید سیاق آیات قبل و بعد و بافت سوره، به همین معنا جهت حفظ خانواده اسلامی از فروپاشی با اولین خطا و خیانت به کار رفته است. این معنا تصریحی در اثبات حد بودن فراز یاد شده نداشته و صرفا جنبه پیشگیرانه دارد؛ به همین جهت هیچ نسخی نیز اتفاق نیفتاده است.
انگیختگی آوایی در سوره طه (با تأکید بر نظریه هینتون)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه تصویرگونگی آوایی که از زیرشاخه های دانش نشانه شناسی است، پیوند انگیخته دال را با مدلول نشان می دهد. این نظریه، بافت و ساختار زبان را متاثر از شناخت حسی انسان از جهان پیرامون می داند. در واقع انگیختگی آوایی از برجسته ترین ارکان زیبایی شناختی و آفرینش هنری در قرآن است که به منظور انتقال معنا و عینیت بخشیدن به مفاهیم انتزاعی مورد استفاده قرار می-گیرد. در این راستا هدف از انجام پژوهش حاضر آن است که در سوره طه با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از الگوی پیشنهادی هینتون و همکاران او، ضمن بررسی چگونگی ارتباط دال با مدلول، ذاتی یا قراردادی بودن این ارتباط مورد مطالعه قرار گیرد همچنین درجات انگیختگی نشانه ها بر روی یک پیوستار از شفاف ترین درجه تا تیره ترین آن، معین گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که انواع نمادهای تصویرگونه در سوره طه عبارتست از: عینی، تقلیدی، ترکیبی و قراردادی. در این سوره، نشانه های عینی شامل عبارت های ندا، تحضیض و تعجب دارای بیشترین میزان انگیختگی هستند، پس از آن به ترتیب نشانه های تقلیدی شامل واژگان صوت آوا، نمادهای ترکیبی که به واسطه تکرار همخوان یا واکه خاص پدید می آیند و نشانه های قراردادی که با توالی دو واج معین ایجاد می شوند، در سطوح دوم، سوم و چهارم پیوستار جای می گیرند.
A Critical Analysis of the View on the Permissibility of Beating Rebellious Wives Due to Committing Immorality(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Among the controversial verses in the field of family law in the Holy Quran is verse 34 of Surah al-Nisāʼ regarding the treatment of rebellious wives. The physical punishment of rebellious women in this verse has been criticized. Therefore, contemporary exegetes have each sought to justify it in their own way. In the midst of this, some exegetes and Quranic scholars, based on certain narrations, have considered the meaning of a wife's rebellion ( Nushūz ) and the subsequent permissibility of beating her to be related to committing immorality and defilement, rather than the refusal of sexual relations. With slight differences in its scope, this group has presented views on this matter based on some narrations. For example: "The permissibility of beating a rebellious wife is specific to cases of committing immorality, including both adultery and other forms, or the beating of a rebellious wife is specific to defilement less than adultery." These views face challenges both in terms of their reliance on narrations and their incompatibility with other established principles of criminal law for women who commit immorality. The goal of the present research is to respond to the view that permits the beating of rebellious women due to committing immorality, which was conducted using a descriptive-analytical processing method and a library-based information gathering approach. Based on the selected view, rebellion in the verse under discussion means challenging the guardianship of men and rebelling and seeking superiority against the husband, not committing immorality.
معناشناسی حوزه معنایی واژه «حَرَفَ» در هندسه معرفتی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معناشناسی از معانی واژه هاوجملات، درون نظام زبان بحث می کند و در کاربست قرآن، به واکاوی معنا در بافت مصحف شریف، می پردازد. از آن جهت که فهم دقیق واژگان با تفسیر و فهم متن ارتباطی تأثیرگذار دارد، مداقه در واژگان ضرورت می یابد. دراین مقاله باروش توصیفی_تحلیلی به معناشناسی واژه ی حرف در قرآن کریم پرداخته شده است. بدین صورت که با نظر به مسئله ی سیاقمندی آیات قرآن با یکدیگر، به تحلیل حوزه ی معنایی حرف و مفاهیم مرتبط با آن در آیات مختلف پرداخته ایم. که این کار با محوریت شش آیه ی حرف در قرآن و سیاق های متصل و منفصل این آیات، صورت پذیرفت. دستاورد تحقیق حاضر عبارتست از: واژه ی حرف در دستگاه قرآن، به معنای تغییر، تبدیل،تأویل، عدول، کناره گیری و نفاق می باشد؛ و با حفظ ارتباط با معنای لغوی خود، از معنای مثبت و مرتبط با مکان، به معنای منفی تغییر یافته است و به عنوان صفت و ویژگی برای انسان های کافر بکاربرده شده است. واژگان کلیدی: قرآن کریم، حوزه های معنایی،
معناشناسی توصیفی تحلیلی تعابیر دالّ بر اختلافات بشری در قرآن کریم (موردکاوی: منازعه، مشاجره، مخاصمه، مجادله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
138-165
حوزههای تخصصی:
نگاه معناشناختی به متن و تحلیل معنایی واژگان آن، یکی از راه های دستیابی به معنای دقیق و پی بردن به مقصود اصلی گوینده است. هدف از نگارش جُستار حاضر بررسی معناشناسی چهار تعبیر قرآنی: منازعه، مشاجره، مخاصمه و مجادله از تعابیر زیر شمول"اختلافات بشری" است. این پژوهش بر اساس سیاق آیات و به روش توصیفی - تحلیلی انجام گرفته است. تاکنون تحقیقی با رویکرد مقاله پیشرو ارائه نشده است. نتایج نشان می دهد که همه این تعابیر در زمره اختلافات کلامی و زبانی قرار دارند. "منازعه" غالباً میان عموم مردم (کفار، مؤمنین و منافقین) به رخ میدهد، و هم جنبه زبانی و کلامی دارد و هم جنبه رفتاری؛ اما "مجادله" که تنها جنبه کلامی دارد دارای دو قسم ممدوح جدال احسن و مذموم جدال باطل است. شباهت "مشاجره" و "مخاصمه" در این است که در میان کفار و منافقان صورت می گیرد و صرفاً جنبه کلامی دارند؛ لذا دایره "منازعه" از " مجادله، مشاجره و مخاصمه" گسترده تر است. همچنین "مشاجره" ارتباطی با ضیق و حرج و شکوه درونی دارد. از ویژگی های مخاصمه، روی گردانی از حق، جدال باطل ، تمسخر، تکذیب ، شک ، جهل ، توسل به استدلال باطل، لجاجت و... شمرده شده است و ریشه "مجادله" باطل، تعصب بر روش نیاکان و پیروی از شیطان سرکش و استکبار و ارتکاب گناهان دانسته شده است حال آنکه ریشه خصومت، فسق است.
تحلیل متن شناسی گفتگوی امام علی(ع) با گروه خوارج بر اساس نظری کنش گفتاری «سرل»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
171-202
حوزههای تخصصی:
بنابر نقل سیدرضی امام علی(ع) در ضمن چهار خطبه 36 ،58، 122 و 127 خوارج را مورد خطاب قرار داده است. از آنجا که حضرت، خوارج را افرادی گمراه می دانست، پیوسته می کوشید اندیشه انحرافی آنان را از راه گفتگو و من اظره اص لاح کن د.پژوهش حاضر درصدد است با پرداختن به گفتگوی امام علی(ع) با خوارج وبا بهره گیری ازنظریه کنش گفتار «جان سرل»، تحلیلی ازانواع کنش های گفتاری پنجگانه؛کنش گفتاری اظهاری، اعلامی، ترغیبی، عاطفی و تعهّدی، ارائه نموده و با تحلیل داده های به دست آمده، خوانشی نو از این گفتگو-ها ارائه نماید. نویسندگان در پژوهش حاضر بر آن هستند انواع کنش های گفتاری موجود در این گفتگوها و نوع بسامد و نتایح آن ها را شناسایی نماید .یافتهپژوهش نشان می دهد در مجموع 71 پاره گفتار، کنش گفتاری اظهاری از بیش ترین و کنش گفتاری اعلامی از کم ترین بسامد برخوردار بوده است. به نظر می رسد مهم ترین عامل موثر بر فزونی کنش گفتاری اظهاری، شبهه افکنی و تشویش اذهان عمومی از سوی خوارج و لزوم پاسخ گویی به شبهات آنان بوده است.امام (ع) قصد داشت با پاسخ هاى بسیار روشن و منطقى، اشتباهات خوارج را آشکار سازد. بنابراین کنش گفتاری اظهاری با هدف و مقصود گوینده سخن در خطبه ها متناسب و همگون است.
بررسی تطبیقی روش قرآن کریم و عهدین در تهذیب نفس از رذیلت حسد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
119-137
حوزههای تخصصی:
تهذیب نفس، یکی از ابزارهای است که زندگی انسان را در ابعاد مختلف اعتقادی و عملی متحول و به آن شکل الهی می بخشد. انسان باید با رذیلت ها مبارزه کرده و نفس را برای رشد فضایل اخلاقی آماده نماید. در مقاله حاضر با روش تطبیقی به بررسی روش قرآن و عهدین در تهذیب نفس از رذیله حسد پرداخته می شود. یافته های تحقیق نشان می دهدکه قرآن و عهدین در مورد لزوم زدودن حسد در کلیات اخلاقی با هم همسو می باشند ولی در قرآن این موضوع به صورت جامع هماهنگ با تمام ابعاد زندگی انسان و منطبق با خواسته های فطری او جهت نیل به سعادت دنیا و آخرت طراحی شده، راهکار قرآن کریم برای از بین بردن حسد، توصیه به معرفت توحیدی ، شناخت بیماری حسد و پیشگیری از ابتلا به آن است، در مرحله بعدی در صورت ابتلا به حسد و بروز این بیماری ، نخستین گام شناخت خداوند و معرفت زایی است، این معرفت چندین لایه را شامل می شود: باور به عطایای الهی، اعتقاد به شر و سرانجام پلیدی این بیماری، باورمندی و توجه به علم و حکمت خداوند، افزایش روحیه قناعت، طلب فضیلت و اصلاح آخرت است که برای مبارزه با حسد پیش بینی شده است، اما در عهدین در این حد کامل و جامع بیان نشده است و تنها راهکار عهدین برای از بین بردن حسد، تشویق بر قناعت، خواندن دعا، کتاب مقدس برای مبارزه با حسادت است.
امکان سنجی جریان «نظریه حجیت فقهی» در حوزه تفسیر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
29 - 52
حوزههای تخصصی:
تفسیر متون وحیانی، نیازمند اتخاذ اهداف، مبانی، قواعد، و روش های خاصّی است که مطالعات روش شناختی تفسیر نامیده می شود و برآیند آنها به شکل گیری سنت های تفسیری مختلف می انجامد. نظریه حجیت یکی از این سنّت هاست. براساسِ این نظریه، دستیابی به مراد الهی در چارچوب برنامه رسیدن به «حجت شرعی» از راه اصول لفظیه و امارات شرعیه ممکن است که در آن باید از مبانی، ابزارها و روش های متداول فقهی در حوزه اعتبارسنجی قراین تفسیری بهره گرفت. این نظریه با بیان های مختلفی از منجزیت تا وسطیت و غیره مواجه است و بر اساس آن نیز دیدگاه های مختلفی درباره امکان پذیرش آن در تفسیر قرآن، مطرح می شود. نویسنده در این مقاله می کوشد ضمن نقد این دیدگاه ها و بیان دو اشکال مهم فقدان اثر شرعی و مغایرت با رسالت مفسر، فرایند اعتبارسنجی قراین فهم و تفسیر را خارج از فضای گفتمان این نظریه مطرح نماید.
آموزه سیاحت و بازشناسی تفصیلی آن با تأکید بر تفاسیر قرآنی و متون روایی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
23 - 46
حوزههای تخصصی:
یکی از سنن مهم عیسوی (ع) و ارکان تصوف اسلامی آموزه سیاحت است که با وجود تلاش های انجام گرفته از سوی محققان، به نظر می رسد هنوز تعریف دقیقی از آن در دست نیست. این نقصان در برخی از کتب و آثار مرتبط، نه تنها موجب خلط سیاحت لغوی و دیگر مفاهیم متقاربش با آموزه مزبور گردیده، که حتی مؤلفانی را به سوء برداشت در حوزه فهم برخی آیات و روایات مبتلا نموده است. با نظر به چنین چالشی، پژوهش حاضر در نخستین گام تلاش کرده است تا توجه تفصیلی مخاطب را به ضرورت بازتعریف این آموزه جلب کند. آنگاه ضمن بهره گیری از منابع قرآنی و روایی و عرفانی، با ابزار گردآوری کتابخانه ای استنادی و روش توصیفی تحلیلی، به اهداف و دیگر مؤلفه های هویتی سیاحت مصطلح دست یابد و پیرو آن تعریف مستندی از آن پیشنهاد دهد و در انتها نیز به برخی از نشانه های تمایزش با سیاحت لغوی بپردازد. یافته ها حاکی از آن است که اولاً سیاحت اصطلاحی، واجد ویژگی های استمرار، هدفمندی، ریاضت، روانه شدن در زمین و آموزه عبادی بودن است. ثانیاً بایستی در راستای تمییز چنین سیاحتی از نوع لغوی اش، افزون بر بهره مندی از بافتار و زمینه و قرائن حالیه متن موردنظر، به حضور الفاظی همراه با کلمه سیاحت، چون واژگان دالّ بر اهداف متعالی، نیت، صحّت، بطلان، استحسان، تقرّب، تسلیم و رضا، ریاضت و اذن اولیا التفاتی تامّ داشت.
تحلیل انتقادی رویکردهای مبتنی بر دانش انسانی به اختلالات رفتاری و تبیین دیدگاه قرآن در این باره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
67 - 95
حوزههای تخصصی:
اختلالات رفتاری به معنای رفتار انحرافی حاد است که کنش های پژمرده گونه یا یورش آمیز را شکل می دهد. این رفتارها، مورد پسند اطرافیان و مخاطبان نیستند، ولی کنشگر از آن ها احساس رضایت می نماید. این پژوهش به روش اکتشافی- تحلیلی، به دنبال ایجاد ارتباط معرفتی بین داده های استقرایی علوم انسانی و داده های تفسیری قرآنی می باشد. در گام نخست این جستار در مورد سرمنشأ پیدایش این اختلالات، چهار رویکرد ذیل، با عنوان عمومی رویکردهای مبتنی بر دانش انسانی، تبیین شده است: بیولوژیکی، روان تحلیل گری، رفتاری و انسان گرایی. پس از تبیین و نقد این دیدگاه ها، به تبیین نظریه قرآن بنیان اسلامی درباره بسترها و مناشی این اختلالات پرداخته شده است. دستاورد نوشتار آن است که هر یک از رویکردهای چهارگانه پیش گفته بیانگر بخشی از سرچشمه های اختلالات رفتاری اند، اما به گونه ای فراگیر قابل استدلال نیستند. در رهاورد قرآنی، بنیادی ترین مایه ایجاد اختلالات رفتاری، خدا فراموشی است. پیامد این غفلت، به فراموشی سپردن گوهر ارزشمند وجود آدمی و اهداف اصلی آفرینش است که نتیجه اش ایجاد ناهنجاری های رفتاری است. هدف از این تحقیق ارائه رویکردی مستدل، جامع و قرآنی، برای محققان علوم رفتاری به منظور شناسایی و تبیین عوامل و زمینه های این اختلالات در نظام عملکرد آدمی است تا بابی جدید در این عرصه برای ایشان باز شود.
مطالعه انتقادی مبانی تاریخ مندی قرآن کریم در دیدگاه محمد آرکون بر اساس آرای مرزوق العمری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«مشروع نقد العقل الاسلامی» عنوانی است که محمد آرکون (2010-1928م) برای پروژه فکری و پژوهشی خود انتخاب می کند. آرکون، شرط «نقد عقل اسلامی» را متأثر از «مکتب آنال»، نگرش تاریخی به تمام سنت اسلامی می داند و معتقد است که شناخت قرآن و دیگر نصوص دینی، جز با شناخت زمینه تاریخی آن ها ممکن نیست. پیامد این نگاه به قرآن، مرتبط دانستن آن با لحظه معینی از زمان و مکان است که تعلیق و ازدست رفتن کارآمدی آن در دیگر زمان ها را در پی دارد. همین باعث شده که نقدهای فراوانی از جانب اندیشمندان مسلمان بر پروژه او وارد شود که از جمله این نقدها، توسط مرزوق العمری (متولد 1968م) صورت گرفته است. مسئله این مقاله مطالعه روایت نقادانه مرزوق العمری از دیدگاه آرکون در اثبات تاریخ مندی، با روش «توصیف و تحلیل» است. یافته های تحقیق نشان می دهد که آرکون بر مبنای تمایز میان قرآن شفاهی و قرآن مکتوب تاریخ مندی قرآن را نتیجه گرفته است و انکار قداست قرآن و اتخاذ رویکرد پوزیتیویستی در فهم قرآن از پیامدهای اعتقاد او به تاریخ مندی قرآن است. و معلوم می گردد که خوانش آرکون گزینشی بوده و صرفاً هرآنچه را مؤید نظر خویش یافته، برگزیده است همچنین دیدگاه وی در مورد عدم کتابت قرآن در عهد پیامبر، مردود و ناشی ازجزء بینی افراطی وی است.
تحلیل گفتمان انتقادی سوره تحریم بر اساس رویکرد نورمن فرکلاف
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
35 - 64
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی نوین در جهت بررسی فرایند گفتمان در سطوح مختلف توصیف، تفسیر و تحلیل است که سوره تحریم در این مقاله بر اساس نظریه نورمن فرکلاف مورد بررسی قرار گرفته است. در سطح توصیف، انواع روابط معنایی بیانگر آن است که قوانین الهی باید در چارچوب خود اعمال شود و کوتاهی در این زمینه، هشدار الهی را در پی دارد. تحلیل در سطح تفسیر بیانگر آن است که همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مسئله ای به آزار وی پرداختند که خداوند در این زمینه به آنان هشدار داده و با توجه به نقش اجتماعی پیامبر صلی الله علیه و آله، عواقب هرگونه سوء رفتار همسران را بدون در نظر گرفتن رابطه نسبی آنان با پیامبر صلی الله علیه و آله، گوشزد کرده است. در سطح تبیین، تأثیر مناسبات قدرت بر اقشار جامعه و تأثیر گفتمان رسمی و مناسبات قدرت در آینده جامعه خاطرنشان شده است. این مقاله بر اساس منابع جامعه شناسی، تفسیری و حدیثی با شیوه کتابخانه ای نگاشته شده و بیانگر آن است که قدرت الهی در دنیا و آخرت بر قدرت حاکمان و مردم برتری داشته و آنان باید بر اساس قوانین الهی عمل کنند تا گفتمان قدرت در جامعه موجبات اجرایی شدن ارزش های اسلامی را فراهم آورده و آینده جامعه و آخرت افراد در ساختاری مستحکم سامان یابد و از اثرات جانبی متأثر نگردد.
نقش یهود صهیونیسم در ترویج شیطان گرایی و مقابله با آن از منظر آیات قرآنی
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
125 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مطالعه، بررسی نقش یهود صهیونیست بر ترویج شیطان گرایی در عصر حاضر و مقابله با آن از منظر آیات قرآنی است. برابر شواهد تاریخی میان صهیونیسم و شیطان گرایی نسبت بالایی از همبستگی فکری و سیاسی وجود دارد، به گونه ای که نقطه مشترک این جریان های الحادی، خیزش ضد دینی است. لذا برخورد هوشمندانه در مقابله با نحله های نوظهور شیطان امری گریزناپذیر است. شیطان گرایی، یک باور فکری است که هواداران آن، شیطان را یک الگوی اصلی تصور می کنند. امروزه تقویت سواد معنوی و رسانه ای و ایمان دینی مهم ترین راهبرد کلیدی است که مانع نفوذ شیطان در انسان می شود. قرآن به عنوان کتاب هدایت با ترسیم راهکارهای تربیتی اثرگذار مثل تمسک به خدا، انجام عمل صالح، خردورزی، شکیبایی، اخلاص در عمل، استعاذه، و عزت نفس، با اندیشه شیطان گرایی مقابله می کند. تمسک به قرآن، می تواند نقشه های شیطانی را خنثی و سلامت فرد و جامعه را تضمین کند. روش انجام پژوهش کمی از شاخه مطالعات توصیفی- پیمایشی و از نظر زمانی مقطعی و از لحاظ هدف کاربردی است. ابزار اصلی یک پرسشنامه محقق ساخته است که از نظر میزان پایایی به وسیله آزمون آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفته است و دارای 84/0است ونشان می دهد پرسشنامه دارای پایایی قابل قبولی است. یافته های پژوهشی نشان می دهد، صهیونیسم بر ترویج شیطان گرایی و فراماسونری تأثیر مستقیم دارد؛ و بین دو متغیر شیطان گرایی و فراماسونری رابطه مثبت و معناداری برقراراست.
بررسی تطبیقی معنای ولایت در آیه ولایت بر اساس سیاق با تأکید بر دیدگاه امام خامنه ای (حفظه الله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
39 - 66
حوزههای تخصصی:
ارتباط آیه ولایت با آیات قبل و بعد آن و معنای مقصود در آیات یادشده، مورد اختلاف مفسران فریقین است. عموم مفسران اهل تسنن به وحدت سیاق آیات، قائل بوده و معنای محبّت و نصرت را مقصود آیات 51 تا 58 سوره مائده می دانند، اما بیشتر مفسران شیعه به عدم وحدت سیاق آیات معتقدند؛ ولایت را در آیات 55 و 56 مائده به سرپرستی و در آیات قبل و بعد آن، به محبّت و نصرت معنا نموده اند. مقام معظم رهبری واژه ولایت را به معنای پیوستگی و هم جبهگی می داند که جزء معانی لغوی این واژه است و با تبیین ابعاد سه گانه ولایت بر اساس این معنا و تطبیق آن بر آیات یادشده، ارتباط میان آیات را آشکار می سازد. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی، به تبیین دیدگاه آیت الله خامنه ای و تطبیق آن با دیدگاه مفسران فریقین می پردازد. پژوهش پیش رو با ارائه شواهد و قرائن درون متنی و اثبات دیدگاه امام خامنه ای، به ارتباط میان آیات باورمند است و در تمام آیات یادشده، معنای اصطلاحی «سرپرستی» را مقصود آیات می داند. پُر واضح است داشتن ارتباط سیاسی و اقتصادی با یهود و نصارا ممنوع نیست، اما هم جبهگی با آنان و پذیرش سلطه و سرپرستی آنان ممنوع است. جامعه اسلامی، جامعه ای است که تحت ولایت و سرپرستی خدا و رسول و امام معصوم× قرار دارد.
تطور معنای وِراثَت ارض در تفاسیر؛ گذار از تبیین سرزمینی -اخروی به حاکمیت جهانی صالحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، وعده ای الهی مبنی بر وراثت زمین توسط بندگان شایسته را مطرح می سازد. با این حال، ابهام در مصادیق کلیدواژگانی چون «الارض» و «الصالحون»، این آیه را به یکی از پرچالش ترین مباحث تفسیری بدل کرده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکردی تاریخی-تطبیقی، سیر تطور معنای «وراثت ارض» را در تفاسیر فریقین (شیعه و سنی) از متقدمان تا دوره معاصر ردیابی می کند. هدف، شناخت پارادایم های اصلی تفسیری و تحلیل چگونگی گذار از تبیین های محدود سرزمینی-اخروی به چشم انداز حاکمیت جهانی صالحان و نیز تطور مفهوم «صلاح» از امری فردی به صلاحیتی تمدنی است. یافته ها نشان می دهد که در تفاسیر سلف، معنای وراثت عمدتاً به بهشت یا سرزمین مقدس محدود بود. در دوره میانی، دیدگاه ها در سنت اهل سنت به وراثت امت محمد (ص) و در سنت امامیه به دولت جهانی مهدوی(عج) نظام مند شد. در دوره معاصر، وراثت ارض به مثابه یک سنت اجتماعی و قانون علّی و معلولی الهی بازخوانی شده که تحقق آن منوط به کسب صلاحیت های جامع تمدنی است. این گذار تحت تأثیر جایگزینی و تعمیم ادله روایی و نیاز به ارائه الگوهایی برای پیشرفت در مواجهه با تحولات اجتماعی صورت پذیرفته است. واژگان کلیدی: وراثت ارض، آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، تفاسیر فریقین، سیر تطور معنایی، حاکمیت صالحان، ارض جنت، ارض مقدسه، دولت مهدوی، سنت اجتماعی، مفهوم صلاح
Examination and Analysis of the Reasons for Rejecting the Popular Claim Regarding the Position and Order of Revelation of Surah al-Qalam(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dating or arranging the surahs according to their order of revelation has long been considered, at least to the extent of identifying them as Meccan or Medinan. However, it has not received much attention in traditional Tafsir (exegesis). Today, descending (Tanzīlī) exegesis, relying on methods other than the customary reliance on narrations of the order of revelation, has attracted the attention of Quranic researchers to facilitate a better understanding of the Quran. Accordingly, the present study, using a descriptive-analytical method, aims to investigate the date of revelation of Surah al-Qalam, considered the second revealed surah according to narrations of the order of revelation. This will be done by examining the surah's content and style, comparing it to the stages of Quranic revelation in terms of the arrangement of the Prophet's call, and referencing historical documents and the Prophet's biography (Sīrah). The findings indicated that this surah depicts an atmosphere of a period of revelation that is incompatible with the early period of the Prophet's mission and his cautious call, and its position as the second revealed surah. Therefore, considering the content analysis and stylistic features of the surah, as well as supporting historical evidence regarding the use of various methods by opponents to express their opposition and hostility towards the Prophet, and comparing these with the verses revealed in surahs al-Shuʻarāʼ and al-Aʻrāf onwards, and based on a comparison that shows historical similarities between surah al-Qalam and Surahs Yāsīn, al-Furqān, and al-Isrāʼ, it seems that the approximate date of revelation of this surah is during the second phase of the Prophet's mission, after the cautious call and after surahs al-Anʻām and al-Ṣāffāt, but very close to them