"شفاعت، کمکِ اولیای خدا به گنهکارانی است که پیوند ایمانی خود را با خداوند قطع نکردهاند. برخلاف نظر عدهای، اعتقاد به شفاعت نه تنها مایه جرأت و سرسختی در مقابل خدا نیست؛ بلکه پدیدآورنده امید در دلِ گنهکاران و مایه بازگشت آنان به سوی خداوند و دست برداشتن از عصیان است. اعتقاد به شفاعت در صورتی میتواند مؤثر و سازنده باشد که دور از هر نوع عوامفریبی تفسیر شود؛ زیرا گاهی تفسیرهای غلط از شفاعت، افراد را از درک حقیقت شفاعت بازمیدارد. در اندیشه شیعی، افرادی میتوانند شفاعت کنند که از خداوند اجازه آن را داشته باشند.
متأسفانه این مسئله اصیل اسلامی با برخی پیرایههای غلط همراه شده است. در مقاله حاضر، سعی شده است با استفاده از نظرات دانشمندان شیعی، معنای صحیحی از شفاعت ارائه شود.
"
یکی از مسائلی که از آغاز ذهن پدیدارشناسان و مورخان ادیان را به خود خوانده است رابطه میان این دو روش دین شناسی است. این مقاله بر آن است تا مبنائی را که با آن بتوان پدیدارشناسی دین را از تاریخ دین بازشناخت نشان دهد. این دو اصطلاح نزد دین شناسان مختلف معانی متفاوتی دارد. در این بحث تاریخ و پدیدارشناسی دین، هر دو در معنای جزئی ترش به کار می روند. پدیدارشناسی همواره خواهان آن بوده است که خود را متفاوت از تاریخ دین نشان دهد. اگرچه دانشمندان درباره اینکه مرزهای تمایز دقیقاً چه هستند، کاملاً با هم وحدت نظر ندارد، * اما همگی بر این باورند که پدیدارشناسی دین هرچند با دیگر روش های مطالعه ادیان ارتباطی داشته باشد، روشی متمایز و مستقل است.