فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۹٬۰۷۶ مورد.
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۴)
177 - 188
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی درباره زبانِ دین با روش توصیفی تحلیلی پرداخته ایم. هدف اصلی تحلیل نظریه های قاضی عبدالجبار درباره شکل گیری زبان، رابطه زبان و دین، و چگونگی انتساب صفات به خداوند است. قاضی عبدالجبار معتقد است که زبان از طریق توافق و قصد انسان ها شکل می گیرد و اسامی خاص و اسم جنس ها صرفاً برای ارجاع و فاقد معنای وصفی هستند. دیدگاه وی در این باره تا حدی به برخی نظریات معاصر در فلسفه زبان نزدیک است. در مبحث زبان دین، وی با تأکید بر اشتراک معنوی صفات بین انسان و خدا معتقد است که این اشتراک به تشبیه نمی انجامد و بحث مجاز را راهکار مناسبی تلقی می کند. دیدگاه نهایی وی تا حدی به دیدگاه استنادی آکویناس در نظریه تمثیل شباهت دارد.
تحلیل انتقادی دیدگاه ابونصر فارابی در باب مصادیق حروف معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اساسی این پژوهش، تحلیل انتقادی دیدگاه فارابی در باب مصادیق «حروف معانی» در زبان عربی و هدف از آن نشان دادن ناکارآمدی نظر فارابی در این باب از طریق نقد منطقی تقسیم سه گانه الفاظ به اسم، فعل و حرف است. فارابی در آثار منطقی خود، تقسیم بندی سه گانه دانشمندان نحو از کلمه را می پذیرد و هر یک از اسم، فعل و حرف را بر اساس روش مرسوم آنها تعریف می کند؛ امّا در مقام مصداق، تقسیم بندی نوینی از حروف ارائه می دهد. وی واژگانی همچون ضمایر، اسم های اشاره، موصول ها، اسم های استفهام و افعال ناقصه را از دایره اسامی و افعال خارج می کند و آنها را در ذیل «حروف» مندرج می کند. در این پژوهش نشان می دهم: 1-فارابی به درستی متوجّه عدم پایبندی دانشمندان نحو به قوانین منطق تعریف بوده است و در مقام سلب به خوبی آنها را به چالش کشیده است؛ امّا در مقام ایجاب به بیراهه رفته است و واژگان مذکور را در زمره حروف قلمداد کرده است؛ 2-علّت این اشتباه، پایبندی غیرمنطقی فارابی به تقسیم سه گانه کلمه و حصر اقسام کلمه در اسم، فعل و حرف است؛ 3-تقسیم سه گانه مشهور از کلمه-چه بر اساس تعریف و چه بر اساس قید «خبر و مخبرٌعنه واقع شدن/ نشدن» مبنای منطقی درستی ندارد و دارای حصر عقلی نیست؛ 4-قید «عدم استقلال معنایی» را نمی توان فصل تمایزبخش «حروف معانی» از اسم و فعل دانست. بر اساس این انتقادات در پایان این پژوهش نشان می دهم که برای تکمیل کار فارابی، باید خود را از چنبره تقسیم سه گانه رها سازیم و واژگان مذکور را در تقسیم بندی نوینی، قسیم اسم، فعل و حرف قرار دهیم.
تحلیل رابطه ی ابتنایی-تلازمیِ «اصالت وجود» و «حرکت جوهری» از منظر علامه طباطبایی و شاگردان ایشان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
141 - 166
حوزههای تخصصی:
طرح و اثبات «اصالت وجود» در حکمت متعالیه حاوی آثار متعددی است. ملاصدرا بسیاری از این آثار را استخراج و به آن ها تصریح نموده لکن استخراج پاره ای از این آثار و تبیین روابط آن ها بر عهده پیروان مکتبش بوده است. کشف ارتباط بین برخی از این آثار با «اصالت وجود» وظیفه ایست که علامه طباطبایی و شاگردان ایشان به خوبی از عهده آن بر آمده اند. «حرکت جوهری» از جمله مسائلی است که در کلام صدرا و پیروان او مفصلا ایضاح گشته است؛ لکن ابعاد ارتباط و سازگاری آن با «اصالت وجود» در بابی مستقل مورد بررسی واقع نشده است. این پژوهش با بهره گیری از تصریحات و تلویحات علامه طباطبایی و شاگردان او، به دنبال تصویرسازی روشنی از ارتباط مبنایی بین «حرکت جوهری» و «اصالت وجود» می باشد. ابتدا در برهان خلفی بر «اصالت وجود» نشان خواهیم داد که تنها با چنین فرضی است که تصویر صدرایی از حرکت در جوهر توجیه پذیر است. سپس به چرایی ادبیات ماهویِ نهفته در «حرکت جوهری» می پردازیم و اصطلاح «اشتداد وجودی» را اَنسب به حکمت متعالیه می دانیم. آنگاه با طرح شواهدی، از ناسازگاری حرکت و اشتداد با «اصالت ماهیت» پرده برداشته ایم. در نهایت، با بررسی وجوه سازگاری «اصالت وجود» با «اشتداد وجود» و «حرکت جوهری»، ابتنا و تلازم مابین آن ها را نتیجه خواهیم گرفت. پژوهش حاضر -با نظر به اقتضائات فلسفه به عنوان موضوعِ کلی اش- با گردآوری کتابخانه ایِ اطلاعات از منابع و اسناد نوشتاری، به پردازش آن ها از روشی تحلیلی-توصیفی پرداخته است.
بررسی نقادانه نظریه غزالی در مورد میزان و اقسام آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه غزالی در مورد معنا و مصداق میزان در قرآن کریم یکی از مهم ترین و منسجم ترین نظریاتی است که در این مورد ارائه شده است. میزان به معنای سنجش و ارزیابی است که غالبا در آیات قرآنی در مورد میزان سنجش اعمال به کار می رود. ولی نظریه غزالی در مورد میزان، سنجش صحیح استدلال ها، درستی یا نادرستی و نهایتا کیفیت ارزیابی آن هاست. به بیان دیگر میزان در نظر غزالی به میزان اعتقادات و باورها اشاره دارد. در نظر غزالی، قرآن پنج قسم میزان را به کار می برد که عبارت اند از: میزان تعادل که خود به قسم اکبر، اوسط و اصغر تقسیم می شود، میزان تلازم و میزان تعاند که در مقابل هر یک از این موارد، میزان شیطانی نیز به نحو تبعی وجود دارد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نظریه مورد بحث پرداخته شد و اثبات گردید که بر خلاف مدعای غزالی، هر دو یا یکی از مقدمات این میزان های استدلالی، نظری هستند و بدیهی نیستند، برخی از مصادیق میزان های اکبر، اوسط و اصغر با یکدیگر تداخل می نمایند و میزان شیطانی نیز دارای ابهامات و اشکالاتی است.
بازنمایی تشبیه و تنزیه در علم الاساطیر یونانی: عوامل و آثار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
148 - 133
حوزههای تخصصی:
«تشبیه» و «تنزیه» به عنوان دو اصطلاح فنی و الهیاتی، از کاربردهای درون دینی و دلالت های برون دینی برخوردارند و به لحاظ مفهومی، برابرنهاد فرض می شوند. فرهنگ اساطیری یونان به اسلوبی ویژه مَحمِل و مَجلای کاربردهای دینی این دو اصطلاح تصور می شود؛ به طوری که ایزدان یونانی در مقام نظر، فراتر از ساحت تشبیه محض فرض شده اند؛ حال آنکه در مقام عمل، فصل الخطاب تشبیه و تنزیه را نمی توان در وصف ایشان به سادگی بازشناخت. ازآنجاکه ظاهراً واکاوی اصل و ابعاد این مسئله به لحاظ پژوهشی تا حدی مغفول مانده، پژوهش فراروی بر بنیاد این مسئله شکل می گیرد که قلمرو های معنایی، نسبت ها و پیامدهای تشبیه و تنزیه بر اساس گزارش های اساطیر یونانی کدام اند؟ یافته ها نشان می دهند که تشبیه در اساطیر یونانی معادل انسان شکل انگاری ایزدان به لحاظ شمایلی، احساسات و رفتار است؛ حال آنکه مقصود از تنزیه، غیریت ایزدان تنها از نظر نامیرایی و برخورداری از قوای فراانسانی است. تشبیه در اینجا موجِد درک همدلانه تر کنش های ایزدان می شود و تنزیه موجبات طلوع ایمان به اثربخشی داداری مطلقاً توانا و ستودنی را فراهم می کند. گرچه شاید ایزدان یونانی مطلقاً تشبیهی در نظر آیند، لیکن اصالتاً تنزیهی و متعالی اند.
واکاوی بیانیه گام دوم انقلاب،مبتنی بر برون رفت از موانع ظهور امام زمان (عج)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
46 - 69
حوزههای تخصصی:
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی که در آستانه چهل سالگی انقلاب شکوه مند جمهوری اسلامی ایران به قلم رهبر حکیم آن نگاشته شده است به قدری دارای اهمیت است که بعضی آن را چشم انداز روشنی برای نسل های آینده جهت شکل دادن به تمدن نوین اسلامی معرفی نموده اند، در این بیانیه پس از ذکر فراز و نشیب های گذشته و فرصت ها و ظرفیت های گسترده و امیدآفرین آن، به ذکر دستاوردهای بی نظیر این دوره چهل ساله پرداخته شده است که بسیار امیدزاست؛ و رسیدن به آرمان بزرگ انقلاب اسلامی که تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی(ارواحنا فداه) است را یک آرمان دست یافتنی و حقیقی می سازد. در این تحقیق پس از مرور اجمالی این بیانیه و بیان نقاط برجسته آن، به تحلیل موانع ظهور امام زمان(عج) پرداخته شده است و مبتنی بر آیات و روایات اهل بیت و براساس رسالت آن حضرت، موانع ظهور در سه حیطه سیاسی، فرهنگی- اجتماعی، علمی – معرفتی بازخوانی شده است، سپس به ارائه راه کارهای مناسب جهت برون رفت از موانع ظهور مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی پرداخته شده است.
مکانیزم عملکرد انگاره انتظار فرج در تقویت بینش و کنش انسان در عصر غیبت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
100 - 124
حوزههای تخصصی:
جدایی میان امام و امت در زمان غیبت، جامعه اسلامی را در معرض تهدیدهای معنوی قرار می دهد. انگاره انتظار فرج یک آموزه کاربردیِ تربیتی برای مقابله با آسیب های دوری از امام مانند قساوت قلب و گمراهی از طریق حق است. در این پژوهش تلاش خواهد شد تا با بررسی روایات انتظار فرج، مولفه های تربیتی مؤثر در این فرآیند تربیتی استخراج شود. در گام اول با مفهوم شناسی انتظار و فرج بخشی از ماهیت این باور تربیتی شناسایی می شود. در گام بعدی تمایز میان دو واژه تعجیل و استعجال در روایات کمک بیشتری به شناخت ما از حقیقت انتظار فرج خواهد کرد. در ادامه با بررسی عمیق تر روایات، عواملی را که در اثربخشی انتظار فرج دخیل هستند، شناسایی می کنیم. پنج عامل پنهان بودن زمان فرج، نزدیک دانستن زمان فرج، تصویر فاصله عمیق دنیای قبل و بعد از ظهور، ارزش ذاتی انتظار فرج و توجه به حضور امام در میان شیعیان عوامل مؤثر تربیتی هستند. تلاش می شود در هر بخش تحقیقات نوین روان شناختی مرتبط با هر مؤلفه مورد اشاره قرار گیرد. از این طریق می توان منظومه ای تربیتی براساس انگاره انتظار فرج طراحی نمود.
واکاوی نقش وکلای اربعه در انتقال تراث شیعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
246 - 265
حوزههای تخصصی:
دوره غیبت صغری به عنوان دوران گذار از حضور به غیبت امام (ع) از آن رو اهمیت می یابد که بخشی از اصول اندیشه امامیه در این دوران پایه گذاری گردیده است. این دوره به دلیل عدم دسترسی عمومی شیعیان به امام، وکیلان به عنوان کانال ارتباطی میان ایشان و جامعه شیعه معرفی گردیده و بخشی از عناصر کلیدی تفکر امامیه به وسیله سفیران به شیعیان منتقل گردیده است. اینکه وکیلان چه مضامین و آموزه هایی را به امامیه منتقل نموده و یا در مسیر انتقال آن ها فعال بوده اند؛ سوالی است که با استناد به متون روایی و رجالی تاریخ شیعه در این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ آن هستیم. به نظر می رسد با توجه به نقش کلیدی ارتباطی که وکیلان در این دوران ایفا می نمودند، بررسی این مضامین کمک خواهد کرد تا درک بهتری از روند شکل گیری مفاهیم شیعی و نقش وکیلان چهارگانه در ترویج و تثبیت اصول شیعه پیدا کنیم. یقینِ سفیران به ولادت و غیبت امام و القاء آن به مخاطبان خود از طریق بیان گزارش هایی از دیدار با امام(ع) و محافظت کامل از نام و نشان امام دوازدهم به گونه ای که یکی از اصلی ترین مسائلی که به وسیله ایشان بر آن تأکید می شد نهی از نام بردن از امام بود؛ مهمترین آموزه هایی است که به وسیله ایشان تولید و به جامعه شیعه عرضه گردیده، و از آن طریق سبب تقویت بنیه اعتقادی شیعه به وجود امام دوازدهم در آن روزگار و پس از آن شده است.
بررسی حکم ناپذیری ذات الهی بدون تعینات از منظر عرفان اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۸
5 - 34
حوزههای تخصصی:
تقریبا همه اندیشمندان برجسته مسلمان، هم نظریه «تشبیه و تجسم» و هم نظریه «تعطیل و تنزیه صرف» را باطل می دانند و بر این باورند که با وجود منزه بودن خداوند از صفات مخلوقات و محدثات، شناخت اجمالی و غیراکتناهی او به نحو حضوری و حصولی امکان پذیر است. عرفا نیز تشبیه و تعطیل را باطل، و شناخت اجمالی خداوند را ممکن می دانند ولی ایشان، برخلاف سایر اندیشمندان مسلمان، معتقدند که هیچ مخلوقی نمی تواند با هیچ یک از قوای ادراکی خود، ذات الهی را بدون حجاب ببیند و توصیف کند. از نظر ایشان، آنچه تصور می شود شناخت اجمالی و توصیف ذات الهی به حسب ذات است، درحقیقت شناخت اجمالی و توصیف ذات به حسب تعینات و به اندازه تعینات است. این دیدگاه را نه می توان «تشبیه» دانست و نه «تعطیل و تنزیه صرف». دیدگاه عرفا در مورد شناخت ذات بما هی ذات، «فوق تنزیه و تشبیه دانستن ذات» است. در نوشتار حاضر، با روش تحلیلی توصیفی، حکم ناپذیری ذات را تبیین و بررسی کرده و برخی شباهت ها و تفاوت های آن را با اندیشه فلاسفه و نظریه تعطیل برجسته، و برخی شواهد عرفانی و نقلی آن را ذکر نموده ایم .
تحلیل سندی و دلالی حدیث معرفت به مقام امام رضا(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
141 - 175
حوزههای تخصصی:
زیارت اماکن متبرکه از والاترین مراتب عبادت و فرصتی ممتاز برای طهارت روح و تربیتی معنوی زائر و نیز تجدید پیمانی با اولیای الهی در مسیر آرمان مقدس توحیدی به شمار می رود. پژوهش های دینی زیارت نشان می دهد که زیارت خاندان عصمت و طهارت(ع) دارای شرایطی است که در پرتوی این چنین شرایط، زیارت حقیقی معنا پیدا خواهد کرد و موجب رشد و پیشرفت فرد و جامعه اسلامی بر سه محور خودسازی، دگرپردازی و تمدن سازی خواهد شد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی سندی و دلالی روایت «عارفاً بحقه» که از امام صادق(ع) درباره زیارت علی بن موسی الرضا(ع) وارد شده است، نشان می دهد که این روایت از نظر سندی صحیح است و برای درک فیض زیارت معصوم، باید معرفت حقیقی به امام کسب کرد. مقصود از شناخت حق وی، اعتقاد به واجب الاطاعه بودن، حجت خدا بر خلق و امام را واسطه رزق الهی دانستن و دیگر موارد است.
ویژگی های مشترک ابر انسان نیچه و انسان کامل مولوی در مثنوی و چنین گفت زرتشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
برای نشان دادن تفاوت های انسان با دیگر جانداران، و برای بیان تفاوت بین انسان ها، نشانه های متعددی معرفی شده و درنهایت انسان کمال یافته در تفکر انسانی مطرح شده است. ابرانسان مهم ترین نظریه ی نیچه و انسان کامل مولوی کمال درجه ی انسانی را نشان می دهد. با وجود اختلاف در دیدگاه این دو متفکر، شباهت های بسیاری در معرفی ویژگی های انسان کمال یافته از سوی آنان وجود دارد. در این پژوهش، ابتدا زمینه های فکری مولوی و نیچه بررسی می شود و سپس به ویژگی های مشترکی که آنان برای کمال انسانی برشمرده اند پرداخته می شود. این اشتراک، با توجه به ابیات مولوی در مثنوی و آثار نیچه، به شیوه ی تحلیلی-تطبیقی بررسی شده است. این دو متفکر در تعریف ابرانسان مفاهیم مشترکی را ارائه کرده و موانع رسیدن به این مقام را برشمرده اند. اشتراک در بیانات آنان ما را به این باور نزدیک می کند که تنها لعابی از دین داری یا بی دینی آنان را متفاوت نشان داده است.
The role of faith in human happiness in Allamah Tabatabaei’s point of view(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
5 - 28
حوزههای تخصصی:
Human happiness is one of important philosophical and theological discussions among thinkers and is the goal of every man who seeks it consciously or not, and explains and identifies it according to his view. Thinkers have not treaded the same course in their understanding of happiness. Some have perceived it to be material pleasures, some spiritual-intellectual and some a combination of the two. Allama Tabataba'i has defined happiness of everything as its attainment to its existential good thereby enjoying it. He has defined happiness for humankind as Divine proximity and approximating the Absolute Reality, and has defined the human ultimate perfection as "wilaya". He considers faith to be of the type of knowledge and practical observance, and highlights it in attainment to happiness. This study, by a descriptive-analytic method, led to the conclusion that happiness in Allama Tabatabaei's view consists in "Divine proximity" and attainment to "wilaya", the nearset way to reach this position is soul knowledge and faith is the most important element in realization of human happiness.
محسوس مشترک: مقایسه دیدگاه ارسطو و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
53 - 75
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که در ضمن بحث از قوای ادراکی و در ذیل بحث از قوای پنجگانه حواسّ بیرونی مطرح می شود، مسئله ای با عنوان «محسوسات مشترک» است. محسوس مشترک نوعی از محسوس است که با همه یا برخی از قوای حسّ بیرونی درک می شود و به هیچ کدام از حواس اختصاص ندارد. ارسطو در رساله نفس ضمن بحث از محسوسات خاصّ هر حس، به محسوسات مشترک میان آن ها نیز پرداخته است. می توان این مباحث را ذیل چند عنوان دسته بندی کرد: چیستی محسوس مشترک، بالذات یا بالعرض بودن محسوس مشترک، واسطه مند بودن محسوس مشترک، مصادیق محسوس مشترک و بی نیازی از قوه حسی مستقل در ادراک محسوس مشترک. ابن سینا نیز در نفس شفا ضمن طرح مسئله محسوسات مشترک، هم در غالب مباحث ارسطو دراین باره تصرفاتی کرده و هم به چند مبحثی که ارسطو مطرح نکرده بوده، توجه کرده است: وی در بیان چیستی محسوس مشترک تعریف ارسطو را اصلاح کرده، در بالذات یا بالعرض بودن آن، نشانه های مدرَک بالذات را تدقیق کرده و درباره واسطه مند بودن محسوس مشترک نشان داده است که چگونه می توان از آن برای اثبات بالذات بودن محسوس مشترک استفاده کرد. همچنین دایره مصادیق محسوس مشترک را توسعه داده است. به علاوه درباره بی نیازی از حسّ دیگری برای ادراک محسوسات مشترک نیز راجع به محال بودن وجود چنین حسی استدلال خاصی ارائه کرده است.
کلیدواژه: محسوس، محسوس مشترک، ادراک بالذات، ادراک بالعرض، ابن سینا، ارسطو
واکاوی تاثیر اساتید بر شخصیت کلامی-فلسفی آیت الله جوادی آملی(با تاکید بر کلام سیاسی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۸
149 - 182
حوزههای تخصصی:
آیت الله عبدالله جوادی آملی دارای جامعیت نسبی در دین شناسی و نیز در پردازش مسایل کلام سیاسی است. وی دارای آثار متنوع و متکثر در اضلاع مختلف علم دینی از جمله حیطه های کلامی- سیاسی است که وی را شخصیتی شاخص ساخته است. مقاله بر پایه چارچوب روشی هرمنوتیک قصدگرای اسکینر با دخل و تصرفاتی به واکاوی تاثیرات اساتید بر شخصیت علمی آیت الله جوادی آملی(با تاکید برکلام سیاسی) به عنوان مقو له ای ذهنی-عینی می پردازد. بر این پایه سوال اصلی آن است که تاثیر اساتید و آموزگاران بر شخصیت علمی آیت الله جوادی آملی(با تاکید بر کلام سیاسی) چیست؟ فرضیه بر این مبنا استوار است که اساتید و آموزگاران در آمل، تهران و قم تاثیر اساسی در شکل گیری شخصیت علمی آیت الله جوادی آملی به ویژه در کلام سیاسی داشته و در تکوین اندیشه های وی سهم مهمی ایفا نموده است. سیرت شخصی اساتیدش بر سیرت شخصی او بازتابی جدی داشته است. در میان اساتید آیت الله جوادی آملی، علامه طباطبایی و محمدتقی آملی آن گونه که در کلام وی هویداست بیشترین تاثیر علمی و شخصیتی همه جانبه و جامع بر وی داشته اند. الهی قمشه ای جوانه های گرایش به تفسیر قرآن را در وی پرورانده است. شعرانی گرایشاتش به کلام را تقویت کرده است. فاضل تونی فلسفه ورزی را در وجود او شعله ور ساخته است. امام خمینی علاوه بر اصول فقه، در شکل گیری شخصیت اجتماعی و سیاسی برون گرای او موثر است. محقق داماد قوام فقهی او را برمی سازد و میرزاهاشم آملی آن را ورز می دهد. علامه طباطبایی توامان هم شاگرد نگر جمعی و هم درس نگر فلسفی است که هم شاگردپرور است و هم بینش خود را در عمق وجود آنان مستولی می سازد.
پیشگیری و درمان شناختی چالش های هویتی انسان معاصر؛ برپایه مبانی فلسفی حکمت متعالیه (با تأکید بر آثار علامه طباطبایی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
203 - 226
حوزههای تخصصی:
مسأله مقاله حاضر، ارائه راهکار برای پیشگیری و درمان بی هویتی در انسان معاصر است که براساس مبانی فلسفی حکمت متعالیه، با تأکید بر آثار علامه طباطبایی (ره) پیگیری می نماید. براین اساس راهکارهای ارائه شونده در حیطه درمان و مشاوره فلسفی و یا به زبان قدیم طب روحانی است. روش مطالعه نیز عقلی-تحلیلی است یعنی به تحلیل سیستمی، گزاره ای و مفهومی آراء علامه طباطبایی می پردازیم و براساس اصول و مبانی ذکر شده در آثار ایشان، به ارائه راهکارهایی نائل می شویم. براساس یافته های تحلیلی از آثار علامه، مبانی ذیل رفع کننده عوامل و عوارض بی هویتی در انسان معاصر است که برخی دارای خاصیت پیشگیری و برخی درمانی است. از جمله: 1) اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری ؛ 2) امکان فقری؛ 3) بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشیء منها؛ 4) اعتدال در ترسیم فضایل و رذایل؛ 5) آموزه نظام احسن؛ 6) امکان وقوعی و ذاتی؛ 7) حاجت معلول به علت در بقا؛ 8) غایتمندی جمیع مبادی فعل اختیاری؛ 9) عنایت خداوند، علم و سایر صفات او؛ 10) معنای زندگی، 11) غایت انسان (سعادت و استکمال) و ... . این مبانی منجر به آگاهی فرد از حقیقت خویش، سعادت و غایت و استکمال واقعی خویش گردد. همچنین سبب پیشگیری و درمان عوامل و عوارض ناشی از بی هویتی است: از جمله غفلت، هدف نادرست، احتیاجات ساختگی، مشغولیت های بی هدف، احساس پوچی، فقر معنوی، پیشگیری از عدم شکوفایی امیال فطری، احساس بی ملاکی، آرمان های طولانی مدت کاذب، فاقد برنامه بودن در حیات، بی مسئولیتی، اضطراب، یاس و تنبلی و... .
نقش «زیست جهان» در رفع بحران علوم اروپایی از دیدگاه هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
159 - 133
حوزههای تخصصی:
مفهوم «زیست جهان» یکی از تأثیرگذارترین مفاهیم در اندیشه هوسرل متأخر است و تأملات پدیدارشناسانه او در باب بحران علوم اروپایی، حول این مفهوم می چرخد. بحران علوم نتیجه غفلت علم از بنیادهای خود، یعنی زیست جهان و شکاف میان جهان علمی برساخته و زیست جهان به مثابه مبنای آن است. این بحران به معنای توقف پیشرفت علوم یا ناتوانی در خلق نظریات علمی نیست، بلکه بحرانی پنهان و بنیادین است که از سیطره عقلانیت علمی در تمام عرصه ها نشئت گرفته است. در اثر این غلبه، علوم نسبت خود را با زندگی، معنا و واقعیت های انسانی از دست داده و ماهیت انسانی خود را فراموش کرده اند، به گونه ای که غایت اصلی علوم (یعنی معنای آنها برای وجود انسانی) به محاق رفته است. رفع این بحران تنها از طریق تأسیس پدیدارشناسی استعلایی به مثابه علم متقن و بنیاد علوم که زیست جهان در مرکز آن قرار دارد، امکان پذیر است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی در پی ارائه شرح و بررسی روشن و نظام مند از این طرح فلسفی هوسرل است.
بررسی تحلیلی روش های امر به معروف و نهی از منکر توسط ابن الرضا امام جواد (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
69 - 90
حوزههای تخصصی:
امر به معروف و نهی از منکر به عنوان دو واجب مهم الهیِ مورد توجه پیامبران، امامان و صالحان، جایگاه ویژه ای نزد امام جواد (ع) داشت. هرچند دوران این امام همام در تاریخ تشیع، با توجه به شهادت امام رضا(ع)، قیام های علویان، نفوذ و گسترش جغرافیایی تشیع، قدرت روزافزون مأمون و جریان سازی جدید خلافت عباسی و در نتیجه استحکام بیشتر خلافت عباسیان، شرایط دشواری را تجربه کرد، اما امام جواد(ع) به تناسب شرایط و موقعیت های زمانی و مکانی، امر به معروف و مبارزه با منکرات مختلف سیاسی، اجتماعی و اخلاقی را دنبال کرد. حال سوال این است که امام جواد (ع) در اقامه این دو فریضه، چه روش هایی را به کار بردند؟ در پاسخ به این سوال، کلیه احادیث و همچنین گزارش های مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر در سیره امام جواد(ع) گردآوری و به صورت توصیفی - تحلیلی، روش شناسی شده است. سپس روایات گردآوری شده در بخش «شیوه های کاربست امر به معروف و نهی از منکر در سیره امام جواد(ع)» تجزیه و تحلیل شده است.
کاربست نظریه «وحدت شخصی وجود» در فهم متون دینی بر پایه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
5 - 22
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو درصدد است نشان دهد که تفسیر ملاصدرا از «وحدت شخصی وجود»، ظرفیت آن را دارد که با تحفظ حداکثری بر ظاهر آیات و روایات، معنای دقیق آنها را نیز بیان نماید. برای رسیدن به این هدف، ابتدا مبانی این نظریه تبیین میگردد و سپس روشن میشود که بسیاری از آیات مرتبط با بحث توحید ذاتی، صفات خبریه و توحید افعالی، با استناد به نظریه وحدت شخصی وجود، بهمراه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین، تفسیری عمیقتر می یابند، بدون آنکه مفسر در دام ظاهرگرایی و تشبیه یا تأویل غیرموجه گرفتار شود. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته و مدعای خویش را بر تفسیر نمونه هایی از آیات توحیدی تطبیق میدهد و بیان میدارد که در صفات خبریه، هر آنچه مخلوقات دارند، خداوند نیز حقیقتاً داراست، اما نه مصداق مادی آنها را، بلکه مطابق نظریه ارواح معانی، پس از پیراستن نقایص از مصادیق مادی، ضروری است روح معنای آنها را دریافت کرده و سپس به خداوند متعال اسناد دهیم و اینچنین بین تشبیه و تنزیه، حق جمع نماییم. همچنین بر اساس فهم صحیح نظریه وحدت شخصی وجود و توحید افعالی، تمام افعال اختیاری انسان، همانگونه که حقیقتاً به انسان نسبت داده میشوند، به خداوند متعال نیز منسوبند و خداوند فاعل قریب و حقیقی آنهاست.
تحلیل نقادانه دیدگاه های کلامی شریف رضی درباره خداوند در کتاب تلخیص البیان عن مَجازات القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شریف رضی، ادیب و عالم نامدار شیعی در سده چهارم که بیشتر به جهت تدوین نهج البلاغه شهرت دارد، تفسیر بزرگی بر قرآن کریم با عنوان حقائق التأویل فی متشابه التنزیل دارد که گزیده ای از آن را در کتاب تلخیص البیان عن مَجازات القرآن به ودیعت نهاده است. از آنجا که او در علم کلام شاگرد قاضی عبدالجبّار همدانی بود و با آرای معتزله آشنایی کامل داشت، آیات موهم تشبیه، تجسیم و تجویر را بنا بر مشرب معتزلی تأویل می کرد. در این مقاله ضمن پی جویی دیدگاه های کلامی او درباره افعال و صفات خداوند، تلاش می کنیم با توجه به دیدگاه های رقیب، نظرات او را به خصوص درباره دامنه مَجاز در تفسیر آیات قرآن کریم در سنجه نقد قرار دهیم. بر این پایه مهم ترین مواردی که در عقل گرایی اعتزالی شریف رضی مغفول بوده و موجب افراط او در تأویل شده، عبارت اند از: امکان حمل بر استعاره تمثیلیه و تفسیر تمثیلی، تفسیر بر اساس حقیقت باطنی عالم، و تفسیر با توجه به روح معنا.
تقابل فلسفه اسلامی با حس گرایان در فلسفه تحلیلی با تآکید بر تمایز تجربه حسی از ادراک حسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
227 - 248
حوزههای تخصصی:
انسان از بعضی موجودات فیزیکی پیرامون خویش تأثیر می پذیرد. این تأثرات در درون انسان تجربه شده و به طور مستقیم و بدون نیاز به مفاهیم مورد ادراک قرار می گیرد. برخی حس گرایان در فلسفه تحلیلی همچون راسل این تأثرات را امور فیزیکی تلقی نموده ، لذا به این نتیجه رسیده اند که انسان می تواند بدون نیاز به عقل و مفاهیم عقلی دست کم از برخی از موجودات فیزیکی (تجارب حسی) آگاه گردد. از طرف دیگر در نگاه برخی دیگر از حس گرایان همچون پوزیتویست های منطقی، آگاهی مزبور پایه هر نوع آگاهی به عالم خارج است. از اینرو از یک طرف نقش عقل و مفاهیم عقلی (مفاهیم کلی) را در شناخت موجودات فیزیکی نفی می کنند و از طرف دیگر بر بی معنی بودن گزاره های متافیزیکی تأکید دارند؛ مطابق با این رویکرد باید روش برهانی در هستی شناسی فلسفی کنار گذارده شود و این وظیفه خطیر را تنها به علوم حسی واگذار نمود. در این مقاله برآنیم با روش توصیفی و تحلیلی ابتدا به ماهیت تجربه حسی و تمایز آن از ادراک حسی پرداخته و سپس با بیانی اجمالی اثبات نماییم که نه تنها تجارب حسی، فیزیکی نیستند بلکه اساسا آگاهی مستقیم به موجود فیزیکی امکان پذیر نمی باشد. اما مسئله اصلی این است که فارغ از مادی یا مجرد بودن تجربه حسی، با اتکا و اکتفا به این تجارب، بدون نیاز به عقل و مفاهیم و استدلال های ذهنی، حتی نمی توان به تحقق هیچ امر فیزیکی در وراء این تأثرات واقف گردید، چه رسد بخواهیم آنها را پایه آگاهی از هر نوع حقیقتی در عالم خارج تلقی نماییم.