فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۹ زمستان ۱۴۰۲شماره ۳۶
216 - 187
حوزههای تخصصی:
شیوع ویروس کرونا سؤالات زیادی را برای عموم ایجاد کرده است و بسیاری از افراد، از نظام های پرسش و پاسخ شبکه های اجتماعی برای پاسخ به سؤالات خود در مورد این بیماری استفاده می کنند. ازاین رو، پژوهش حاضر به تحلیل محتوای پرسش ها و پاسخ ها درباره بیماری کووید 19 می پردازد و دلایل مشارکت کاربران در نظام پرسش و پاسخ شبکه اجتماعی علمی ریسرچ گیت در این حوزه را موردبررسی قرار می دهد. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی است. برای استخراج داده های موردنیاز از خزنده شبکه اجتماعی علمی ریسرچ گیت استفاده شد و با استفاده از چک لیست تأییدشده، محتوا تحلیل گردید. ازاین رو، 1337 پرسش و 4857 پاسخ در بازه زمانی دو ماه پایانی سال 2020 (نوامبر و دسامبر) در نظام پرسش و پاسخ ریسرچ گیت، در زمینه COVID-19 یا Coronavirus تحلیل شد. پرسش ها با توجه به نوع و پاسخ ها بر اساس ارجاع، بررسی شدند. سپس برای تعیین دلایل مشارکت کاربران،620 پرسشنامه محقق ساخته به صورت آنلاین بین کاربران توزیع شد تا کاربران با استفاده از طیف لیکرت از 1 تا 5 به دلایل ذکرشده، نمره بدهند. پرسشگران بیشتر مردان (6/60 درصد) و 9/55 درصد دارای رتبه علمی دکتری و بالاتر هستند. پاسخ دهندگان، حدود 61 درصد مرد و 4/66 درصد دارای رتبه علمی دکتری و بالاتر هستند. پرسشگران بیشتر از مهارت ها و تجربیات شخصی افراد پرسش کرده اند و پاسخ دهندگان بیشتر به منابع اینترنتی ارجاع داده اند. پرسش کنندگان نیز بیشتر برای یافتن اطلاعات و گرفتن نظرات شخصی افراد در نظام پرسش و پاسخ ریسرچ گیت مشارکت دارند. از نتایج این پژوهش می توان به عنوان مشوقی برای پژوهشگران جهت استفاده از شبکه های اجتماعی علمی برای دستیابی به اطلاعات موردنیاز خود استفاده کرد. همچنین با انجام پژوهش هایی مشابه و گردآوری اطلاعات موردنیاز، نتایج نهایی آن ها را به صورت الگوریتم هایی جهت طراحی شبکه های اجتماعی به طراحان و سازندگان ارائه داد تا از این طریق طراحان را از اولویت ها و علاقه مندی های کاربران مطلع ساخت و درنهایت بتوان شبکه هایی با کیفیت بالاتر و کاربرپسندتر در اختیار داشت.
طرح واره های ذهنیت فعالین ایرانی درباره مسئله راهبردی فلسطین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسطین یکی از مهم ترین مسائل منطقه خاورمیانه و جهان است که کشورهای بسیاری را به خود درگیر کرده است. جمهوری اسلامی ایران نیز گریزی از مساله فلسطین ندارد و در طول بیش از 9 دهه در معرض این مساله قرار داشته و شناختی از فلسطین در حافظه جامعه نقش بسته است. در این پژوهش در پی آن هستیم تا با کند و کاو در نوع نگاه و منظر فعالین ایرانی حوزه ی فلسطین با استفاده از نظریه طرحواره به فهمی از نگاه جامعه ی ایرانی به مساله ی فلسطین برسیم. روش بنیادین این مطالعه روش تحلیل مضمون است که داده های آن توسط مصاحبه با فعالین مردمی حوزه ی فلسطین گردآوری شده است. برخی از نتایج مهم به دست آمده عبارتند از: ماهیت انسانی-اسلامی فلسطین، ضرورت مبارزه مسلحانه و فشار حقوقی و دیپلماتیک بر علیه اسرائیل، این همانی جمهوری اسلامی و فلسطین، حمایت نظامی، تسلیحاتی، مدنی و سیاسی ایران از فلسطین و نماد مقاومت و شجاعت فلسطینیان در ذهنیت ایرانیان است.
ظرفیت شناسی ابزارهای آینده پژوهی در سیاستگذاری رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
161-185
حوزههای تخصصی:
وجود عناصر و پدیده های نوظهور در عرصه رسانه و خبر ایجاب می کند که نوع سیاستگذاری در این بستر، پویا و سیال باشد. به این دلیل که در عصر تحولات متنوع، متکثر و سرشار از عدم قطعیت ها، دامنه غافلگیری سیاست گذاران رسانه بیشتر می شود و از این رو برای بهینه کردن چرخه سیاستی رسانه، بهره گیری از دانش و ابزار آینده پژوهی، همواره پیشنهاد شده است. در واقع آینده پژوهی می تواند خلاءهای عرصه سیاستگذاری رسانه را مرتفع سازد. این مهم با بهره گیری از ابزارها و روش های این دانش میسر خواهد شد. از این رو هدف این نوشتار، معرفی و بررسی ابزارهای آینده پژوهی است که می تواند در حوزه سیاستگذاری رسانه مفید باشند. در این مقاله سعی شده است، به این سوال اصلی پاسخ داده شود که ظرفیت های ابزارهای آینده پژوهی در سیاست گذاری رسانه چیست؟ در این راستا، برای پیشبرد پژوهش از روش کیفی کتابخانه ای و برای گردآوری داده ها از ابزار فیش برداری از منابع مختلف بهره گرفته شده است. براساس داده های این مقاله، برای بهره-گیری بهینه از ظرفیت های آینده پژوهی در سیاست گذاری رسانه لازم است چالش های موجود در این عرصه برطرف شود. در این راستا، نهادینگی علمی آینده پژوهی با هدف زمینه سازی برای پیوند بین دو دانش آینده پژوهی و سیاستگذاری رسانه پیشنهاد شده است.
ارائه الگوی راهبردی مقابله با تروریسم رسانه ای با رویکرد به سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
166 - 123
حوزههای تخصصی:
«تروریسم رسانه ای» به پوشش رسانه ای فعالیت ها و اقدامات تروریستی در شبکه های اجتماعی اشاره دارد و گونه ای نوظهور از تروریسم است که با بهره گیری از ابزار رسانه ای و استفاده افراطی از فضای مجازی، به ایجاد هراس جمعی، وحشت و رعب اقدام می کند. یکی از موضوعات مهم در مهار و تشویق تروریسم، اندازه گیری سرمایه اجتماعی است که در تقویت همکاری و ایجاد هنجارها در جامعه نقش دارد. هدف این پژوهش، ارائه الگوی راهبردی مقابله با تروریسم رسانه ای با رویکرد سرمایه اجتماعی است. روش پژوهش، آمیخته اکتشافی متوالی است. ابتدا از روش کیفی به شیوه تحلیل مضمون در میان 14 نفر از خبرگان دارای سوابق علمی، پژوهشی، مدیریتی و شغلی با نمونه گیری هدفمند، گلوله برفی و ابزار مصاحبه ساختارنیافته استفاده شده است. در ادامه، از روش کمّی در میان 298 نفر از کارشناسان حوزه رسانه، سرمایه اجتماعی، تروریسم رسانه ای و شبکه های اجتماعی سطح کشور برای آزمون فرضیه ها بهره گرفته شده. براساس نتایج بخش کیفی، مقوله «هویت یابی تاریخی و شرایط ساختاری» به عنوان زمینه ها و بسترها، «مزایا و کارکردهای رسانه ای» به عنوان شرط علّی، «چالش های سرمایه اجتماعی ظهور تروریسم رسانه ای» به عنوان یکی از عوامل چالش ساز و «مداخلات، شبکه سازی منطقه ای، فرامنطقه ای و بین المللی» در انتخاب راهبرد حکمرانی رسانه ای در مواجهه با تروریسم رسانه ای نقش اثرگذاری داشته اند. به منظور مقابله با تروریسم رسانه ای، لازم است عوامل علّی، زمینه ای، بین المللی و چالشی مرتبط با تروریسم رسانه ای موردتوجه و شناسایی قرار گیرند تا امکان مدیریت سطح خشونت با فراواقعی سازی در رسانه، ازدیاد زمینه های خشونت زایی با پوشش رسانه ای و جنگ روانی و شگردهای آن در بستر رسانه وجود داشته باشد.
سیمای ترسیم شده از روان درمانی و متخصصان حوزه سلامت روان در دو دهه اخیر سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
183 - 205
حوزههای تخصصی:
رسانه ها به عنوان یکی از ارکان اصلی آگاهی بخشی و فرهنگ سازی در جوامع کنونی، می توانند بر انتظارات افراد جامعه مؤثر باشند. سینما یکی از اثرگذارترین انواع رسانه است که تأثیر بسزایی بر شکل دهی به فرهنگ عمومی جامعه و چارچوب های ذهنی مردم دارد. ازاین رو، هدف از پژوهش حاضر تعیین سیمای ترسیم شده از روان درمانی و متخصصان حوزه سلامت روان، در دو دهه اخیر سینمای ایران است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کمی بوده و جامعه آماری، از فیلم های سینمایی دهه هشتاد و نود تشکیل شده است. دو مؤلفه اصلی برای انتخاب نمونه، داشتن دست کم یک شخصیت در نقش متخصص حوزه سلامت روان یا وجود شخصیتی با فعالیت حرفه ای در این حوزه و جلسه درمان حضوری بوده و به منظور دستیابی به هدف پژوهش، پس از طرح سه پرسش، در سه بخش مختلف، با بررسی 16 مؤلفه، به آنها پاسخ داده شده است. نتایج نشان می دهد که چهره ترسیم شده از روان درمانی، چهره ای مردانه، منحصر به روان پزشکی و روان شناسی بوده و در اغلب موارد، درمان جنبه فردی داشته است، از طرفی مراجعان، بیشتر زن و جوان بوده اند. داده ها حاکی از بی توجهی فیلم ها به اصول اخلاق حرفه ای در مشاوره و روان شناسی داشته اند. به این ترتیب، می توان نتیجه گرفت که چهره ارائه شده از روان درمانی و متخصصان حوزه سلامت روان، چهره ای غیرحرفه ای و به دور از واقعیت است و می تواند مخاطب سینما را تحت تأثیر قرار دهد.
شناسایی استراتژی رسانه ای مطلوب صدا و سیما برای انتخابات ریاست جمهوری در ایران (از دیدگاه متخصصان و کارشناسان رسانه ملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۵
84 - 57
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی استراتژی سازمان صدا و سیما برای انتخابات ریاست جمهوری به روش آمیخته انجام گرفته است. جامعه آماری در بخش کیفی، مدیران صدا و سیمای مراکز استان ها و اساتید حوزه رسانه و در بخش کمی، اساتید دانشگاه بوده اند. در مرحله کیفی، 18 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل کفایت نظری و در مرحله کمی، 60 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده اند. در مرحله کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در مرحله کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. در بخش کیفی تحلیل محتوای کیفی و در مرحله کمی تحلیل ماتریس سوات و ماتریس برنامه ریزی استراتژایک کمی (QSPM) بکار رفته است. نتایج تحلیل سوات نشان داد که صدا و سیما از چشم انداز خوبی برای دستیابی به تولید رسانه ای برای انتخابات برخوردار است. اهداف راهبردی در این چشم انداز عبارت اند از: تعهد، مردم سالاری و اعتمادآفرینی، خلاقیت و نوآوری، فرایندگرایی و بهبود مستمر فرایندها با تدوین و تولید محتوای با کیفیت و مدیریت رسانه ای شفاف در جهت مأموریت های رضایت مداری، عدالت محوری، روشنگری و تبیین گری. همچنین در این پژوهش، 10 عامل داخلی و 6 عامل خارجی به عنوان استراتژی های مطلوب برای انتخابات ریاست جمهوری شناسایی شد. براساس ماتریس برنامه ریزی استراتژایک کمی، جایگاه استراتژیک صدا و سیما درراستای پوشش حداکثر انتخابات ریاست جمهوری در منطقه SO قرار دارد که بر این مبنا، استراتژی های منطقه تهاجمی برای صدا و سیما مطلوب است. در نتیجه، می توان با لحاظ کردن این استراتژی ها، در پوشش بهتر انتخابات ریاست جمهوری در آینده گامی اساسی برداشت که در قالب پیشنهادات تحقیق ارائه شده است.
هوش مصنوعی و الگوی بهینه مدیریت پخش تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات در عرصه های مختلف رسانه ای، به ویژه گسترش پرشتاب هوش مصنوعی مدیریت پخش تلویزیون را در وضعیت چالش برانگیزی قرار داده است. هدف از تحقیق حاضر، ارائه الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، با اتکا به هوش مصنوعی است و به این پرسش پاسخ می دهد که الگوی نوین مدیریت پخش در پاسخ به تحولات نوین فنّاورانه چگونه باید باشد. روش تحقیق، با استفاده از روش دلفی و بهره گیری از آرای 20 تن از صاحب نظران (با انتخاب هدفمند) و طی دو مرحله انجام شد و داده های کیفی از نظر خبرگان (تا رسیدن به اشباع نظری) به دست آمده است. در گام نخست، شیوه و مؤلفه های مدیریت بهینه پخش تلویزیون، استخراج و الگوی اولیه پیشنهاد شده و سپس از نتایج استخراج شده از پرسش نامه ها، در راستای تأیید داده های کمّی نتایج و تأیید الگوی نهایی بهره برده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد ابعاد الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، شامل: تنظیم هوشمند داده های برنامه، مدیریت منابع، کاربرد سامانه همسان یاب برنامه تولیدی و آرشیوی، برنامه ریزی هوشمند، پیش بینی، تخصیص بهینه منابع، تصمیم گیری هوشمند و ارزیابی هوشمند است؛ در همین راستا هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، با بهره گیری از الگوریتم های نظارت، یادگیری تقویتی و سامانه توصیه گر پالایش گروهی، داده ها را تنظیم می نماید؛ علاوه بر این سامانه هوشمند، انتخاب برنامه ها و تناسب برنامه مجاور را شناسایی و تنظیم نموده و نحوه چینش برنامه ها، شیوه قرارگیری پی درپی برنامه ها و راهبردهای توالی و تسلسل برنامه به صورت خودکار مدیریت می شود. در ارزیابی هوشمند، از تجربیات مدیران و بازخورد صریح و ضمنی مخاطب نیز به منظور اصلاح هوشمند جدول پخش مورداستفاده قرار می گیرد.
واکاوی جامعه شناختی ناآرامی های اجتماعی سال 1401 ایران (با تاکید بر شبکه های اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۷
63-83
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی جامعه شناسانه شکل گیری ناآرامی های اجتماعی در ایران سال 1401 است. پس از درگذشت خانم مهسا امینی ناآرامی های در ایران رخ داد که از لحاظ خاستگاه و پایگاه، شکل و محتوا و همچنین دامنه و گستره، با حوادث اعتراضی یک دهه اخیر تفاوت داشت. سوال پژوهش حاضر مبتنی بر چیستی این ناآرامی ها است. فرضیه تحقیق شکل گیری این اعتراضات اجتماعی را در شکل مدرن و بر اساس جامعه شبکه ای و سه نوع شکل اعتراضی هویت، مخالفت و عمومیت می داند که در تضاد با الگوهای حاکم شکل می گیرد. روش گردآوری داده ها اسنادی، روش تجزیه و تحلیل داده ها ردیابی فرآیند، نوع تحقیق کیفی و ملهم از نظریه جنبش های اجتماعی آلن تورن است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شکل گیری جنبش اجتماعی 1401 با تغییر شرایط جدید جامعه در چهار سطح بین المللی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به واسطه گسترش رسانه های اجتماعی منجر به تغییر الگوها و نگرش های حاکم بر جامعه شده و هویت آن در مغایرت با هویت های مورد قبول حکومت است.
تحلیل اخبار کرونا در ایران مطالعه تطبیقی سایت های خبری صدا و سیما و بی بی سی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۹ زمستان ۱۴۰۲شماره ۳۶
70 - 45
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی نحوه بازتاب اخبار مربوط به موج اول شیوع ویروس کرونا در ایران در دو سایت «صداوسیما» و «بی بی سی فارسی» انجام گرفته است. از دسامبر 2019، واژگان «کرونا» و «کووید-19» ازجمله پرکاربردترین مفاهیم خبری رسانه های سنتی و نوین جهان گردید که برای بازنمایی یک رویداد یا بحران انسانی که اولین موارد ابتلا آن در درمانگاه ها و بیمارستان های شهر ووهان کشور چین مشاهده گردید، مورداستفاده قرار گرفت.»وب سایت» یک رسانه نوین محسوب می شود که تبادل یا انتشار محتوا در آن، تنها به کمک ابزارهای مجهز به پردازشگر دیجیتال امکان پذیر است. مفهوم «خبر» در این پژوهش شامل کلیه اخبار، گزارش ها، مصاحبه ها، یادداشت ها و تحلیل کارشناسان بوده است که در«موج اول شیوع ویروس کرونا در ایران» در سایت های خبری بی بی سی فارسی و خبرگزاری صداوسیما انتشار یافته است. موج اول کرونا در ایران از تاریخ 1/12/ 1398 (20/2/2020) شروع و در تاریخ 17/03/ 1399 (6/6/2020) پایان می یابد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی، محتوای پیام های سایت های موردمطالعه را در 17 مقوله (متغیر) و در 62 زیر مقوله (گویه) کدگذاری نموده است. جامعه آماری شامل 1015 واحد تحلیل بوده است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 278 خبر، گزارش، مصاحبه یا تحلیل به عنوان نمونه انتخاب و با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای (سهمیه ای و تصادفی سیستماتیک)، داده های تحقیق جمع آوری گردیده است. با توجه به چارچوب نظری تحقیق، یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه ویروس کرونا به عنوان یک بیماری فراگیر انسانی با ارزش های خبری متعدد و مهم، توجه سایت های خبری را به انعکاس ابعاد مختلف آن جلب نموده است، اما التزام هر سایت خبری به چارچوب بندی خاص، باعث گردیده که روح قالب در محتواهایی تولیدی سایت خبری صداوسیما به عنوان رسانه موافق وضع موجود، رویکرد «امیدبخش» را انتخاب نموده و در مقابل سایت خبری بی بی سی به عنوان یک رسانه مخالف وضع موجود، رویکرد «نگرانی» را در رویدادهای خبری کرونا بازتولید نماید.
الزامات طراحی شبکه اجتماعی مختص کودکان ویژه مخاطبان کانال تلویزیونی نهال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، با هدف معرفی و شناساندن الزامات طراحی شبکه اجتماعی مختص کودکان مبتنی بر شبکه گسترده مخاطبان کانال تلویزیونی نهال، برای نگهداشت و افزایش مخاطبان این شبکه و عمق بخشی به تعامل و نیز ایجاد تنوع ابعاد ارتباطی در فضای پر از رقابت و همگرای رسانه ای حال حاضر و فضای پرآسیب فضای مجازی و رسانه های اجتماعی برای کودکان نگاشته شده است.روش تحقیق به کار رفته، روش دلفی در سه راند، بوده که طی آن، الزامات طراحی یک شبکه اجتماعی مختص کودکان که مکمل شبکه تلویزیونی نهال نیز باشد، ارائه شده است؛ در راند اول، طی مصاحبه با 20 نفر از خبرگان، 87 گویه پایه برای طراحی نظام مدیریت پیام و مدیریت ارتباطات شبکه اجتماعی اختصاصی کودک به دست آمد که این گویه ها، در انتهای اجرای روش دلفی، گویه ها، به سه رویکرد الف) صیانت از کودک، ب) جذاب سازی شبکه برای کودک و ج) مفید بودن شبکه برای کودک تقسیم شدند؛ ذیل هر رویکرد، مراحل 5 گانه مدیریت پیام یعنی 1) تعیین و طراحی پیام، 2) تولید پیام، 3) توزیع پیام، 4) مصرف پیام و 5) بازخوردگیری از مصرف پیام دسته بندی گردید که هرکدام از این بخش ها به صورت جداگانه و تفصیلی برای I)کاربر و II) ساختار شبکه تعیین شد؛ به این صورت، با تقاطع دادن این موارد، طراحی مدیریت ارتباطات شبکه اجتماعی مختص کودک که هم حافظ امنیت وی باشد، برای کودک جذاب و همچنین مفید باشد، در قالب پاسخ به 30 بُعد، به دست آمد.
استفاده از فضای مجازی و هویت دینی دانش آموزان دبیرستانی (مورد مطالعه: شهر جهرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر هویت دینی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر جهرم پرداخته است. روش بهکار رفته در این پژوهش، پیمایش است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهر جهرم می باشند که تعداد تقریبی آن ها در سال 1400 حدود 7000 نفر می باشد، که 375 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شده اند. ابزار تحقیق، پرسشنامه است که برای تعیین اعتبار آن از روش اعتبار صوری و برای تعیین پایایی، از شیوه هماهنگ درونی به روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج توصیفی پژوهش، بیانگر آن هستند که میانگین نمره هویت دینی دانش آموزان در شهرجهرم در سطح متوسط به بالا است. یافته های تحلیلی پژوهش نشان می دهد فضای مجازی (کل) و هویت دینی (کل)رابطه معنادار دارند. فضای مجازی(کل) بر هویت احساسی و عملی دانش آموزان تأثیر دارد، اما رابطه فضای مجازی (کل) با هویت اعتقادی دانش آموزان معنادار نیست. در بین متغیرهای جمعیتی رابطه جنس، پایه تحصیلی، رشته تحصیلی، نوع مدارس، تحصیلات پدر، طبقه اجتماعی با هویت دینی دانش آموزان معنادار است. تبیین متغیر وابسته بر حسب مجموع متغیرهای مستقل، بیانگر آن است. متغیرهای هدف از فعالیت و مشارکت در فضای مجازی، فضای مجازی (کل)، نگرش نسبت به محتوای مطالب در فضای مجازی، طبقه اجتماعی، جنس، شغل مادر، رشته تحصیلی، شغل پدر، تحصیلات پدر به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده هویت دینی دانش آموزان هستند و قادرند 151/0 از تغییرات واریانس هویت دینی را تبیین کنند.
ظرفیت ها و چالش های الگوی سینمای ملی- ژانری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۵
144 - 113
حوزههای تخصصی:
سینمای ملی، متمایز از سینمای «جریان اصلی» یا مترادف با «سینمای هنری» نیست. فیلم های توده پسند نیز بیانگر منش های ملی و حاکی از رابطه درهم تنیده نظام ژانری و سینمای ملی اند. درعین حال، ژانرها و سینمای ملی با چالش های متعددی از حیث تعاریف، مرزبندی ها و کارکردهای گوناگون مواجه اند. ژانرها به مثابه پاره گفتارهای سینمای ملی، روندمحور و همواره در معرض تحول و بازنگری اند. هدف این مقاله، بررسی تبادلات، هم پوشانی ها، ظرفیت ها و چالش های نظریه های ژانر و سینمای ملی، مواجهه با پویش های درونی و بیرونی امر ملی و نقش تأثیرگذار دولت هاست. در این مقاله برای بررسی ظرفیت ها و چالش های سینمای ملی ژانری از روش تحلیل منطقی و استدلال قیاسی بهره گرفته شده و از طریق مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، داده های مورد نیاز گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که الگوی سینمای ملی ژانری می تواند از ظرفیت ها و امکانات ژانر و امر ملی بهره بگیرد. این الگوی کارآمد می تواند بازتاب تفاوت های فرهنگی و اجتماعی و واقعیت های چندگانه اجتماع در برهه های گوناگون باشد. لایه های معنایی و نحوی پاره گفتارهای امر ملی حاوی سنت ها، ارزش های اجتماعی و فرهنگی و واقعیت های چندگانه ملی اند. الگوی سینمای ملی ژانری می تواند با اتخاذ راه کاری انعطاف پذیر برای تعریف و بازتعریف مرزهای درونی و بیرونی اش، استمرار یابد.
تدوین الگوی مفهومی زیست جهان مجازی کودکان و نوجوانان در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
63 - 94
حوزههای تخصصی:
اهمیت یافتن بیش از پیش فضای مجازی و رسانه های اجتماعی در میان کاربران کودک و نوجوان خصوصاً در دوران کرونا موضوعی نیازمند توجه در فضای علوم ارتباطات است. کشورهای گوناگون سالهاست درصدد فهم تجربه این گروه سنی در فضای آنلاین برآمدند. در ایران منابع نظری در این خصوص به شدت محدود است، بر این اساس هدف مقاله پیش رو تبیین ابعاد و رویکردهای نظری پشتیبانی کننده زیست مجازی کودکان و نوجوان با رویکردی توصیفی- تحلیلی است. این مقاله با تشریح مفاهیم محوری مرتبط الگویی برای تبیین چگونگی رفتار ارتباطی کودکان و نوجوانان در فضای رسانه های اجتماعی با نگاهی همه جانبه نگر و در نظر گرفتن رویکردهای مختلف نسبت کودکان و رسانه (کودک محور و رسانه محور) و همچنین رویکردهای مختلف به فناوری های نوین ارتباطی (از جمله دیدگاه های جبرگرا، ابزارگرا، مطالعات فرهنگی و شکل گیری اجتماعی رسانه) طراحی کرده است. و در نهایت با تبیین جنبه های مختلف به این نتیجه رسیده است که در سطح خرد، ارتباط مقولات دسترسی به رسانه های اجتماعی، الگوی تعاملات و یادگیری در رسانه های اجتماعی با چگونگی هویت یابی در این فضا می تواند منجر به شکل گیری خود رسانه ای کودکان و نوجوانان شود.
بررسی مدل مفهومی مصرف مجازی دیجیتال در کاربران تهرانی شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
95 - 124
حوزههای تخصصی:
امروزه فضای مجازی در بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان ها نقشی گسترده و مهم یافته است. بسیاری از انسان ها وقت، انرژی و پول بسیاری را در فضای مجازی صرف می-کنند تا محصولات دیجیتال بسیاری را تولید و در عین حال محصولات دیگران را مصرف -کنند. این شیوه از مصرف، مصرف مجازی دیجیتال نام گرفته است. شبکه های اجتماعی در این فرایند مصرف از اهمیت بسیاری برخوردار هستند زیرا افراد بسیاری را در فضای خود گردآورده اند و اغلب محصولات فضای وب در قالب لینک ها و محصولات چند رسانه ای در آن ها بازنشر می شود. این پژوهش می کوشد تا تفاسیر و معناهای کاربران تهرانی را از تجربه ی مصرف در شبکه های اجتماعی واکاوی کند. روش پژوهش، کیفی و به شیوه ی پدیدارشناسی تفسیری است. دو شبکه ی اجتماعی تلگرام و اینستاگرام که در ایران بسیار پرکاربرد هستند و قابلیت کنش های متنوع مجازی را فراهم می کنند، برای مطالعه ی میدانی انتخاب شدند. داده ها از سه منبع اخبار و گزارش ها پیرامون شبکه های اجتماعی، محتوای شبکه های اجتماعی و همچنین مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند با مصرف کنندگان این شبکه ها به دست آمده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که چهار پدیده ی فرعی «شبکه ی دانش»، «بازنمایی و هویت»، «ابربازار» و «چالش هنجارها» نقش بسیار مهمی در تجربه ی زیسته ی کاربران در مصرف مجازی دیجیتال دارند. این چهار پدیده، در نهایت پدیده ی محوری پژوهش را می سازند که «لذت آزادی» نام گرفته است.
پیدایش سازمان برنامه: چرخش از ملی گرایی سیاسی به ملی گرایی اقتصادی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
291 - 316
حوزههای تخصصی:
برآمدن تکنوکرات ها پس از کودتای ۲۸ مرداد نشان گرِ انتقالی از ملی گرایی سیاسی حول جنبش ملی کردن نفت به شکل جدیدی از ملی گرایی اقتصادی بود. این گذار بیش از همه به سبب تحولات اقتصادی-سیاسی جهانی پس از جنگ دوم بین الملل رخ داد و وامدارِ فهم جدیدی از مفهوم اقتصاد بود که در برنامه هایِ توسعه جهان سوم به کار افتاد و خبرگانِ تکنوکرات را به عنوان بازیگرانی کلیدی وارد موضوع حکمرانی کرد. حرکت ایران به سوی توسعه در وضعیت «عقب مانده» اقتصادی و اجتماعیِ به جا مانده از جنگ آغاز شد. دولت ملی گرای مصدق به دنبال پس گیری حق حاکمیت ملی و دریافت درآمدهای بیشتر نفتی برای غلبه بر این اوضاع و به پیشتوانه جنبش های مردمی وارد مجادله ای سیاسی با دولت بریتانیا شد. این درگیری سرانجام با کودتای آمریکا/بریتانیایی به سرنگونی دولت مصدق انجامید. باری، موازی با جنبش سیاسی مصدق، گروهی از تکنوکرات ها به رهبری ابوالحسن ابتهاج با چشم اندازی متفاوت وارد دم ودستگاه دولت شدند. آن ها باور داشتند درآمدهای نفتی برای خروج از عقب ماندگی بایستی مبتنی بر رشد اقتصادی و برنامه ریزی توسعه باشد و به این منظور نیاز به دریافت کمک های مالی و فنی از سازمان های بین المللی توسعه است. تثبیت این نگرش به معنای آغاز فرمانروایی ملی گرایی اقتصادی در ایران بود که از ۱۳۳۲ چراغ راه هدایت اقتصادی و عمرانی ایران شد. این تحلیل تاریخی بر بزنگاهی متمرکز است که تعامل عوامل فنی-سیاسی مسیر سلطه یافتن خبرگان بر فرآیند توسعه با محوریت برنامه ریزی دولتی در ایران را شکل دادند و فهمی دقیق تر از چگونگی تحول گسترده اقتصادی-اجتماعی ایران که منجر به شکل گیری یک چهره جدید از جامعه ایران، از دهه ۱۳۳۰ به بعد، به دست می دهد.
بررسی چالش های ایجاد و گسترش داستانسرایی فرارسانه ای در تولیدات رسانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۲شماره ۶۴
111 - 139
حوزههای تخصصی:
دیدگاه های تجاری و مدیریتی در مورد فرارسانه ای، این رویکرد را پاسخی برای تغییر شرایط بازار می بینند که به دفاع از مدل های تجاری قدیمی و روش های ارزش آفرینی پایان داده و آغازکننده شیوه های جدیدی است که در آن رضایت مخاطب در اولویت قرار دارد. از طرفی داستانسرایی فرارسانه ای را می توان یک الگوی تجاری برای تولیدکنندگان رسانه تلقی نمود که وضعیت موجود در بازارهای همگرا را موردمطالعه و هدف خود قرار داده اند. در دهه اخیر با ورود رسانه های نوینِ دیجیتال به ایران و شکل گیری مباحث همگرایی رسانه ای، لزوم و نیاز به پژوهش درزمینه فرارسانه ای بیش از قبل احساس می شود. در این پژوهش، با سنتز نظری همگرایی و داستانسرایی فرارسانه ای به دنبال واکاوی این فرم در تولیدات رسانه ای ایران و چالش های به کارگیری آن هستیم. این تحلیل به تولیدکنندگان و صاحبنظران حوزه رسانه ها کمک می کند تا بتوانند تولیداتی همسو باسلیقه و نیاز مخاطب داشته باشند. روش تحقیق کیفی و گردآوری داده های تحقیق از روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با صاحبنظران حوزه رسانه های نوین انجام گرفته و با روش تحلیل مضمونی یافته های تحقیق در هشت مضمون اصلی و هفت مضمون فرعی دسته بندی شد. بر اساس نتایج تحقیق، چالش های ایجاد و گسترش داستانسرایی فرارسانه ای در تولیدات رسانه ای ایران عبارت اند از انحصارگرایی، عدم تولید محتوا باتوجه به ذائقه مخاطب، میزان تحقق همگرایی رسانه ای و داستانسرایی فرارسانه ای در ایران، نامناسب و ناکارآمد بودن زیرساخت ها و محدودیت های قانونی، تکثر نهادهای تنظیم گر، فقدان فرهنگ مشارکتی، نبود قوانین مالکیت فکری و معنوی و حق نشر، توجه نکردن به بخش خصوصی است.
بررسی برخی تزاحمات اخلاقی در عرصه تبلیغ دینی در فضای مجازی
منبع:
مطالعات دینی رسانه سال پنجم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۰
114 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف: مبلّغ دینی در فضای مجازی با تزاحمات اخلاقی گوناگونی مواجه می شود که تصمیم گیری مناسب در این موارد نیازمند تأمل و دقت نظر در ادلّه عقلی و شرعی اطراف شبهه و تزاحم است. هدف این نوشتار حل چهار مورد از تزاحمات اخلاقی مبلّغین در این فضاست.روش شناسی پژوهش : در جمع آوری داده ها و به دست آوردن تزاحمات اخلاقی، از روش میدانی و کتابخانه ای استفاده شده است. در دفع یا رفع آن ها به شیوه ای تحلیلی-اجتهادی و با تکیه بر استدلال و استنتاج عمل شده است.یافته ها: در مقاله حاضر، چهار مورد از تزاحمات اخلاقی مورد ابتلای مبلّغین دینی، بررسی شده است. تزاحم اول بین ضرورت جریان شناسی برای شبهه شناسی و پاسخ به آن و لزوم اجتناب از فضاهای شبهه ناک؛ تزاحم دوم بین ضرورت تبلیغ دین و پاسخ گویی به شبهات و لزوم اجتناب از اجتماع با نامحرم در فضای خصوصی؛ تزاحم سوم بین ضرورت تبلیغ دین و لزوم جلوگیری از تضییع عمر و اتلاف وقت؛ و تزاحم چهارم بین ضرورت تهیه محتوا و جستجو در فضای مجازی و لزوم اجتناب از تصاویر مستهجن رخ می دهد.بحث و نتیجه گیری: با بررسی ادلّه هرکدام از اطراف تزاحم، این نتیجه حاصل آمد که تزاحم اول فرضی است و با توجه به فرض مسئله، در خارج اتفاق نمی افتد. در تزاحم دوم و سوم ضرورت تبلیغ مقدم بر آسیب های شایع آن است و برای رفع آسیب پیشنهادات کاربردی ارائه شده است. تزاحم چهارم نیز با معلوم شدن حکم نگاه کردن، قابل رفع است.
بازنمایی زنانِ اینفلوئنسر اینستاگرام از زندگی روزمره خانوادگی در دوران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو به تأثیر همه گیری ویروس کوید 19 بر بازنمایی زندگی روزمره در صفحات اینستاگرامِ زنان متأهل اینفلوئنسر سبک زندگی در چهارماه نخست همه گیری در ایران می پردازد. مسئله پژوهش، چگونگی بازنمایی دوران قرنطینه در صفحات اینفلوئنسرهاست و محققان تلاش کرده اند نوع معنایابی ویروس کوید 19 را در این صفحات تحلیل کنند. اینفلوئنسرهای سبک زندگی در اینستاگرام پرطرفدارترین راویان زندگی روزمره هستند و به دلیل دسترسی به منابع اقتدار، ظرفیت های بالایی در معناسازی از پدیده ها دارند. در این پژوهش، شیوه های روایت زندگی روزمره مجازی در دوران همه گیری ویروس کوید 19، بر اساس نظریه تحلیل روایت رِیسمن مورد مطالعه قرارگرفته و روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مردم نگاری مجازی بوده است. بر اساس تکنیک تحلیل روایت، داده ها که شامل پست های اینفلوئنسرهای سبک زندگی بوده اند، پردازش شده و انواع راهبردهای روایت زندگی خانوادگی در دوران قرنطینه در دو سطح مضمونی و ساختاری تحلیل شده اند. در بخش اول (زنان سایبورگ به مثابه راویان قرنطینه)، یافته ها تحلیل مضمونی شده اند و چهار گونه: برساخت فانتزی کرونا، برساخت مضاعف گفتمان انگیزشی، نوستالژی پیشاکرونا، پزشکی کردن زندگی روزمره، سنخ شناسی شده است. در بخش دومِ یافته ها به تحلیل ساختاری نسبت عکس ها با نوشتار در پست ها و مکانیزم های تأثیرگذاری اینفلوئنسرها پرداخته شده و دو گونه: چرخش پلتفرمی و راهبرد های رفع چالش تأثیرگذاری بر مخاطب، صورت بندی شده است.
تحلیل مضامین متناسب و مغایر با فرهنگ ایرانی اسلامی در پرمخاطب ترین انیمیشن های تلویزیونی گروه سنی «ج»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انیمیشن ها با محتوا و مضمون مثبت و پسندیده، می توانند آینده ای مطلوب برای نسل های بعدی رقم زنند و با محتوا و مضمون نامناسب، نسلی ناپسند تربیت کنند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مضامین متناسب و مغایر با فرهنگ ایرانی اسلامی، گفت وگوها، شخصیت ها و صحنه های پرمخاطب ترین انیمیشن های گروه سنی «ج» است. این پژوهش با رویکرد کیفی و توصیفی، از نوع پیمایشی و تحلیل محتوای عرفی و تلخیصی است. جامعه آماری آن نیز دانش آموزان دختر پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی (گروه سنی ج) در سال تحصیلی 1401-1400 مدارس دولتی ناحیه 2 شهر یزد است.براساس جدول مورگان و کرجسی، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 502 دانش آموز برای گروه نمونه انتخاب شدند و ابزارهای پژوهش نیز پرسشنامه محقق ساخته و مشاهده انیمیشن ها بوده است. واحد تحلیل انیمیشن ها «صحنه» انتخاب و از بین پانزده انیمیشن پرمخاطب ، چهار مورد بررسی شده است. داده ها نیز با استفاده از نرم افزار Excel2019 و کدگذاری مشاهدات، مبتنی بر تحلیل محتوای عرفی و تلخیصی، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که از میان پانزده انیمیشن پرمخاطب، دوازده مورد، خارجی و تنها سه مورد، داخلی هستند. با این حال، انیمیشن داخلی «مهارت های زندگی» با 180 فراوانی، بیشترین مخاطب را داشته است. گفت وگوها، شخصیت ها و صحنه های مثبت، بیش از موارد و مضامین منفی است. مضامینی مانند اهمیت جایگاه خانواده، تلاش و استمرار در کسب مهارت، اهمیت کتاب و کتاب خوانی، راستی و صداقت، صله رحم، ایثار و فداکاری، همکاری و همیاری و... دیده می شود که مثبت و متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی است و مضامینی مانند بی احترامی، خودبرتربینی، عدم رعایت قوانین و مقررات، توسّل به جادو و... نیز دیده می شود که منفی و مغایر با فرهنگ ایرانی اسلامی است.
راهبردهای عوامل محدودکننده مکالمه از دیدگاه مدیران روابط عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۲)
221 - 252
حوزههای تخصصی:
سازمان ها و نهادهای مختلف از طریق روابط عمومی ها می توانند عملکرد خود را توسعه دهند و تداوم خود را تضمین کنند. عملکرد روابط عمومی ها نیز نیازمند شکل گیری ارتباطات، یعنی ایجاد و استفاده از زبان مشترک و برقراری تعامل هایی در سطوح مختلف فردی و جمعی است. این در حالی است که آن ها بیش از سایر افراد در سمت های مختلف در سازمان های مدرن با موانع محدودکننده مکالمه و راهبرد های مدیریت آن مواجه هستند. بنابراین مسئله پژوهش حاضر این است که مدیران روابط عمومی در ایران چگونه عوامل محدودکننده مکالمه را فهم، شناسایی و توصیف می کنند و راهبردهای مدیریت این عوامل از منظر مدیران روابط عمومی چیست؟ چارچوب نظری پژوهش حاضر را نظریه مدیریت هماهنگی معنی از کرونن، نظریه محدودیت های مکالمه فرهنگ مبنا از مین سون کیم، نظریه همسازی ارتباطات از گایلز، نظریه اضطراب عدم قطعیت از ویلیام گادیکانست، تشکیل می دهد. این مقاله با شیوه کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک انجام گرفته است. نمونه گیری به شیوه هدفمند بوده و داده های پژوهش از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 17 نفر از مدیران روابط عمومی شاغل در سازمان ها و نهادهای خصوصی، دولتی و خیریه جمع آوری شده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که مدیران روابط عمومی تضاد منافع، خط کشی میان خودی ها و دیگری ها و تفاوت پس زمینه را مهم ترین عوامل محدودکننده مکالمه برمی شمرند و برای مدیریت این عوامل از راهبرد هایی همچون برابرسازی موقعیت، قربانی کردن وسیله به نفع هدف، احتیاط حداکثری، مدیریت صحنه و مذاکره مؤثر استفاده می کنند.