نیک می دانیم مقوله ی «سبک زندگی» از دهه ی 1970 به این سو توجه ناظران و تحلیل گران علوم اجتماعی و سیاسی را به خود جلب کرده است. امری که بر انواع الگوهای رایج مصرف و بهره گیری از مواد و کالاهای نمادین در میان گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی دلالت دارد. به نظر می رسد تحولات رخداده در دو دهه ی اخیر در زمینه های اقتصادی و فرهنگی که با روند جهانی شدن ها نیز تشدید شده است، گفتمان انقلاب اسلامی در ایران به ویژه در عرصه ی فرهنگ و مختصات آن در زمینه ی سبک زندگی، نگاه های ناظران و اصحاب سیاست را به خود معطوف نمود. از این رو، نویسنده در مقاله ی پیش رو، بر آن است به تحلیل این مفروضه ی بنیادین خود بپردازد که در چارچوب «جهان زیست ایرانی» که خود تا حد وسیعی وامدار گفتمان انقلاب اسلامی است، چه شکل و شیوه ای از سبک زندگی معنا و مصداق پیدا می کند؟ بر این اساس جهان زیست ایرانی، در پیوند با اهمیت نهادمند شدن سبک زندگی دارای سه مشخصه ی بنیادین است: ا) سنت مداری ایرانی، 2) سنت مداری اسلامی و 3) پویایی نوگرایی ناشی از پیوند با محیط بیرونی. مقاله ی حاضر ابتدا با استفاده از نظریه ساخت یابی آنتونی گیدنز به توضیح رابطه ی موجود میان جهان زیست و سبک زندگی می پردازد و در بخش بعدی نتایج این امر را در نهادمندی سبک زندگی در جهان زیست ایرانی مورد بررسی قرار می گیرد.
حوضه آبریز جنوب غربی کشور مهم ترین منبع آب های سطحی کشور ایران به شمار می رود؛ به گونه ای که کنترل و بهره برداری از این آب ها همواره ذهن دولتمداران و برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی را به خود مشغول کرده است. شیوه مدیریت منابع آب در حوضه آبریز جنوب غربی متأثر از دیدگاه کلی مدیریت آب در مقیاس ملی است. اجرای طرح های کنترل و انتقال آب مبتنی بر دیدگاه مدرن و طبیعت ستیز و فقدان برنامه های راهبردی آمایش سرزمین، بیلان منفی برداشت از آب های زیرزمینی، بازده پایین آب در بخش کشاورزی، مصرف سرانه بالا در بخش شهری و خانگی و آلودگی آب ها توسط بخش صنعتی موجب بروز بحران های زیست محیطی و انسانی در این حوضه شده است. ساختن سدهای بزرگ، به ویژه گتوند نیز ضمن وارد کردن خسارات زیست محیطی در مقیاس محلی به معضلی ملی بدل شده است. همچنین مسئله انتقال بین حوضه ای آب به نواحی مرکزی موجب اعتراضات محلی و استانی و صف آرایی اقوام مختلف ساکن در حوضه و متعاقب آن حساسیت های فرهنگی اجتماعی و نیز سیاسی امنیتی مدیریت آب شده است. پژوهش حاضر در پی آسیب شناسی این مسئله است تا بتواند حساسیت های لازم را برای مدیریت آب و منابع طبیعی در کشور فراهم سازد.