مساله اصلی این مقاله، نوع ارتباط و پیوستگی ابژه های فرهنگی و اجتماعی، ارزش های دینی و هویت نسلی است. این امر از آن روست که در مطالعات فرهنگی و مطالعات نسلی، برای بیان شکل گیری و تحول هویت، به تقش عواملی چون ابژه ها، ارزش ها، و شرایط اجتماعی و فرهنگی اشاره شده است. از این میان نقش ارزش ها و ابژه ها از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. شواهد و تجربه تاریخی در ایران نیز تایید کننده داعیه مفهومی فوق است. به عبارت دیگر هویت نسلی در ایران، با فرض تغییر پذیری ارزش ها و ابژه ها، تحقق یافته است. تفاوت در استفاده از ابژه ها و داشتن تجربیات دوره ای که بعضا مشترک و برخی متفاوت از هم می باشند، تمایز گذاری بین نسلی که اساس هویت نسلی است، را امکان پذیر می کند. ابژه ها در عین حال که سازنده هویت های نسلی (1- نسل قبل از انقلاب، 2-نسل انقلاب و جنگ،و 3- نسل جوان، نسل بعد از انقلاب و جنگ) هستند، عامل تمایز و پیوند بین آنها نیز می باشند. اثبات امر فوق با استفاده از روش مقایسه ای (ابژه ها و نسل ها) و نظام مفهومی نسلی در مطالعات نسلی (اینگلهارت و بالس) دنبال شده است.
در این مقاله ابتدا در قالب یک بحث نظری به بررسی دیدگاههای اثبات گرایی و مابعد اثبات گرایی در مورد امکان تاثیر گذاری ارزشهای دینی در علوم به خصوص علوم انسانی پرداخته شده است و با توجه به پذیرش نظری تاثیر ارزشها در علوم انسانی در دیدگاههای مابعد اثبات گرایی، تلاش گردیده تا ضمن بررسی گفتمانهای مختلف در مورد نحوه تاثیرگذاری ارزشهای دینی در علوم انسانی در دوران بعد از انقلاب اسلامی، ویژگیهای گفتمان و راهبرد مسلط در این دوران تبیین گردد.
گسترش فزاینده فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی در سال های اخیر، حیات بشری را در ابعاد مختلفی تحت تاثیر قرار داده است. یکی از حوزه های مهم زمینه فرهنگی و ارزش های فرهنگی است. از این منظر، گسترش فزاینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات و شکل گیری ""جامعه شبکه ای"" منجر به تحول و دگرگونی ارزش های فرهنگی در اغلب جوامع معاصر شده است که بارزترین مثال آن رشد ارزش های سکولار- عقلانی و ارزش های ابراز وجود یا رهاینده است. این مطالعه درصدد است تا با بررسی این فرایند، اثر میراث سنتی را در رابطه با فضای مجازی و ارزش های فرهنگی در چند کشورهای اسلامی واکاوی نماید. به عبارتی سئوال اصلی این مطالعه این است که فضای مجازی چه اثری بر دگرگونی ارزش های فرهنگی در کشورهای اسلامی دارد؟ به عبارتی فرضیه تحقیق این است که بین گسترش فضای مجازی و تغییر ارزش های فرهنگی متناسب با وضعیت متغیرهای مربوط به دیواره اتشین رابطه وجود دارد. بررسی نظری این موضوع نشان می دهد که دیدگاه های نظری متفاوتی در رابطه با فضای مجازی و ارزش های فرهنگی قابل دسته بندی است: نخست دسته ای که عقیده دارند همراه با ورود تکنولوژی، از جمله تکنولوژی ارتباطی، ارزش های سنتی محو شده و ارزش های نوین جایگزین می شوند و این فرایند در کل جهان به صورت واحد و همسان رخ می دهد که پیامد آن همگرایی ارزش ها و فرهنگ ها در جوامع خواهد بود. گروه دوم بر اهمیت ارزش های فرهنگی و ماندگاری کامل آن در جوامع مختلف و حتی تشدید آنها و مقاومت در برابر تغییرات تأکید دارند. گروه سوم اعتقاد دارند که در اثر تحولات فزاینده در عرصه جهانی شدن و تکنولوژی های ارتباطی شاهد امتزاج و ترکیب ارزش های سنتی و مدرن در جوامع جدید خواهیم بود. اخیراً نظریه ای تحت عنوان ""دیواره های آتشین"" در این زمینه مطرح شده است که به نظر می رسد به شیوه بهتری می تواند تبیین کننده این فرایند باشد. این نظریه بر اهمیت موانع فرهنگی- اقتصادی در تغییر و جایگزینی ارزش ها تأکید دارد. بر این اساس، تغییرات جامعه ایران در مقایسه با سایر نقاط، مبتنی بر نظریه دیواره آتشین نشان می دهد که چنین موانعی نیز در اثرگذاری فضای مجازی بر تغییرات ارزشی در جامعه ایرانی نقش کاملاً برجسته ای دارند. روش بررسی این مطالعه تحلیل ثانویه است که با استفاده از داده های پیمایش ارزش های جهانی برای کشورهای اسلامی انجام می پذیرد.
"تجربه دینی به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه دین پژوهان، پیشینه کلامی و زمینه های اجتماعی روشنی در غرب و مسیحیت دارد و روند فزونی گرفتنِ توجهات به آن نیز کاملاً قابل درک و ردیابی است. اما نضج و نمو آن در ایران همچون بسیاری مفاهیم و مقولات دیگر، از روند طبیعی برخوردار نبوده، بلکه از طریق تاملات صِرف آکادمیک و تبادلات روشنفکرانه به وقوع پیوسته است. این مقاله بی آنکه قصد ارزشیابیِ کلامی این مفهوم با نظر به آموزه های اسلامی را داشته باشد، تلاش دارد با اشاره به برخی ریشه های الهیاتی و عقبه های تاریخی ـ اجتماعی آن در غرب، توجه متالهین و فلاسفه دین از یک سو و روان شناسان و جامعه شناسان دین را از سوی دیگر، به لزوم بذل احتیاط و دقت نظر هر چه بیشتر در تشخیص و تدقیق مفهومی و تعیین جایگاه و مرتبت حقیقی آن در دین و نسبتش با دین داری جلب کند.
"
متفکران مسلمان مسائل و پدیده های اجتماعی جوامع خود را با رویکردها و روش های گوناگونی مورد مطالعه قرار می دهند. این مقاله، با روش تحلیلی ویژگی و ظرفیت این رویکردها و ارتباط آنها با یکدیگر را تحت عنوان «علم اجتماعی مسلمین» مورد بررسی قرار می دهد. رویکرد وحیانی در عصر حضور پیامبر، رویکردهای نقلی، حدیثی، تفسیری، فقهی، فلسفی، کلامی، عرفانی، گزارشگری در دو قلمرو تاریخی و تک نگاری (سفرنامه) و رویکرد خطابی در قالب سیاست نامه ها، فتوت نامه ها و شریعت نامه ها، در تبیین، تفسیر، انتقاد و تجویز در حوزه علم اجتماعی یا ترویج در عرصه اجتماع به کار گرفته شده است. رویکردهای فوق، هرچند از ظرفیت های متفاوتی برخوردار بوده و از روش های متفاوتی بهره می برند، اما در یک نظام طبقه بندی منسجم، با یکدیگر در تعامل و ارتباط بوده و علم واحدی به شمار می آیند.
دین در گسترة عمر آدمی تأثیرات عمیق و شگرفی، بر جوامع بشری و به خصوص پیروان خود داشته است؛ بدین سبب در بررسی مسائل اجتماعی و انسانی، نادیده گرفتن عامل دین، به هر علتی که باشد، بی شک نوعی مخالفت با حقایق تاریخی تلقی خواهد شد. با توجه به اهمیت دین داری از یک سو و از سویی دیگر استیلای رسانه ها در دنیای امروز، محور اصلی این پژوهش بررسی رابطه استفاده از تلویزیون ملی (داخلی) و تلویزیون ماهواره ای (خارجی) با میزان دین داری جوانان 18 تا 29 ساله شهر تهران است. در راستای این محور اصلی، رویکرد فرهنگی به رسانه و همچنین نظریات کاشت، برجسته سازی و اندیشه های متفکرانی همچون هوور، کارلسون، دریدا و پژوهش های تجربی متعدد موردبررسی قرار گرفت؛ به طوری که در نهایت با توجه به مطالعات نظری و تجربی صورت گرفته، فرضیاتی تنظیم و در جامعه آماری مورد آزمون قرار گرفت. به طور کلی برخی از مهم ترین نتایج پژوهش بدین شرح است: میزان اعتقادات دینی، عواطف دینی و مناسک دینی نشان می دهد که جوانان موردمطالعه از لحاظ دین داری دارای میانگینی بالاتر از حد متوسط هستند. بین میزان تماشا و استفاده از انواع برنامه های تلویزیون ماهواره ای و میزان دین داری رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد؛ این در حالی است که با افزایش میزان تماشای تلویزیون ملی و تماشای انواع برنامه های سرگرم کننده و خبری آموزشی تلویزیون ملی، بر میزان دین داری جوانان، افزوده می شود
زیارت به عنوان یک فرآیند اجتماعی دیرپا که در بطن جوامع انسانی ریشه دارد، با مکان مقدس که مقصد سفرهای زیارتی است در ارتباط قرار دارد. حرم مطهر امام رضا (ع) از جمله مکان های مقدسی است که هرساله میلیون ها زائر برای زیارت به این مکان سفر می کنند. در مقصد این سفرهای زیارتی و با توجه به کنش مستقیم مابین زائران و مجاوران امام رضا (ع) در محدوده شهر و در شعاع مشخص متنی فضایی حاصل از زیارت تولید می شود. این مقاله با تأسی به نظر دیالکتیسین ها، بخصوص نظر هنری لوفور درباره تولید فضا، به شناخت و مطالعه تولید متن فضایی زیارت امام رضا (ع) پرداخته و چگونگی تولید، خوانش، مختصات و ویژگی های این متن فضایی را مورد بررسی قرار می دهد. در نتیجه این تحقیق نظری و تحلیلی، متن فضایی زیارت امام رضا (ع) در چارچوب مدلی مفهومی در تطبیق با مدل لوفور توضیح داده شده وتقابل های دودویی و گونه شناسی موجود در متن فضایی زیارت مورد ارزیابی قرار می گیرد. بر مبنای این بررسی ها پیش یابی های مرتبط با متن فضایی زیارت ارائه و این نتیجه حاصل شده است که متن فضایی زیارت امام رضا (ع) متنی فرهنگی است که تمامی عناصر آن در خدمت معرفت افزایی و تعمیق آگاهانه زائران و مجاوران از زیارت و متن زیارت است. بنابراین، لازم است در هنگام تصمیم گیری برای هر عنصر کلان یا خرد متن فضایی زیارت امام رضا (ع)، میزان تأثیر آن در موارد فوق سنجیده شود و این سنجش مورد ارزیابی و اولویت گذاری قرارگیرد.
ایدئولوژیک مؤثر در تعاملات فراملی ایران طی قرن اخیر چه بوده اند؟ در پاسخ، مقاله دربارة دو مفهوم ناسیونالیسم و اسلام گرایی تمرکز دارد. ناسیونالیسم باستان گرا در دوران پهلوی اول و دوم، ناسیونالیسم لیبرال در دوران نهضت ملی، و ناسیونالیسم مذهبی در دوران جمهوری اسلامی سه چهرة مهم ناسیونالیسم ایرانی اند که هر یک به نحوی در تنظیم مناسبات فراملی ایران نقش داشته اند. ناسیونالیسم، با وجود جهت گیری های مختلف، نقش مهمی در بازسازی هویت ملی و تحکیم خودباوری و استقلال کشور داشته است. پس از انقلاب اسلامی، ناسیونالیسم غالباً تحت الشعاع اسلام گرایی قرار داشته و ایدئالیسم اسلام گرا در عرصة مناسبات جهانی کشور ظهور پررنگی یافته است. نکتة کلیدی مورد تأکید رهبران جمهوری اسلامی این بوده که دولت در عرصة سیاست خارجی بایستی روی تکلیف و رسالت اسلامی اش تمرکز کند. به این منظور، جمهوری اسلامی با توجه به نابرابری ها و مناسبات سلطة جاری در عرصة بین الملل علناً با وضع موجود سیاست بین الملل مخالفت کرده و خواستار تغییرات به منظور برقراری عدالت بین المللی شده است
هدف این مقاله بررسی پدیده""زیارت امام"" و فهم زائران ایرانی می باشد. در بررسی زیارت، چهار بعد قابل شناسایی است؛ آداب و مناسک که مربوط به نحوه انجام زیارت است (وجه عملی)، اعتقاداتی که در پس این اعمال نهفته اند (وجه اعتقادی)، شرایط جامعه و درک فرد (زائر) از این کنش. هدف این مقاله بررسی و فهم کنش زیارت از منظر کنشگر، تفهم کنشگران می باشد.
ما با استفاده از روش تحقیق کیفی و شیوه نظریه مبنایی، به معنا کاوی این کنش پرداخته ایم. داده های تحقیق از طریق مصاحبه عمیق به دست آمده ولی از روش مشاهده نیز به عنوان تکنیک کمکی استفاده نموده ایم.
الگوی پارادایمی زیارت با توجه به پدیده محوری حضور در حرم امام رضا(ع) و برقراری نوعی ارتباط، زمینه، شرایط میانجی، شرایط علّی، استراتژی های کنش زیارت، و پی آمدهای آن بررسی شده است. نتیجه پژوهش مؤید الگوهای گوناگون دینداری وتاثیر الگوی دینداری ایرانیان به عنوان عاملی مهم در شکل گیری بینش فرد به زیارت و سرانجام درک وی از زیارت می باشد. در واقع با تجزیه وتحلیل داده ها، الگویی از دینداری و زیارت در دودسته کلی و هفت نوع: مکتبی، سنتی، روشنفکرانه، شبه روشنفکرانه، مناسکی، مناسبتی و نوظهور بازشناسی شده اند. این سنخ شناسی بر اساس تفاوت بینش زائران نسبت به دین، زیارت و زیارت امام و تأثیر این بینش های متفاوت در انجام زیارت، انجام گرفته است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط معنای زندگی با سبک زندگی از نگاه و نقد دیدگاه ویکتور فرانکل، انجام شد. روش این پژوهش در متون دینی، کریم روش اجتهادی بوده و در بررسی دیدگاه فرانکل از روش تحلیل محتوا استفاده شد. دارای سه مؤلفه شناختی، قرآن کریم یافته ها نشان داد که معنای زندگی از دیدگاه نگرشی و انگیزشی است. ارتباط این معنا با شاخص های سبک زندگی، در چهار محور ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با انسان های دیگر و ارتباط با طبیعت، حیطه سبک زندگی اسلامی را نشان می دهد. معنای زندگی از دیدگاه فرانکل بر دو مؤلفه شناختی و رفتاری استوار است. در دیدگاه وی ارتباط معنای زندگی و سبک زندگی با نفی سبک هایی همچون لذت طلبی، سبک زندگی مبتنی بر توجه به بیرون از خود را تأیید می کند. این دیدگاه علاوه بر اشکالاتی در مبانی انسان شناسانه، در چیستی و چگونگی کشف معنا و ارتباط آن با سبک زندگی نیز مورد نقد است.
در جامعه امروز نگاه نسل جوان به دین با نگاه نسل گذشته تغییرات اساسی کرده است. در این جامعه نسل جوان در جستجوی کسب جایگاه و هویت جدیدی است که خود به خود با ذهنیت و رویکردهای نسل های پیشین و بزرگسالان به چالش برمی خیزد. هر گونه تحولی در یک جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته، منجر به شکل گیری حرکت هایی در میان نسل جوان و نوجوان می گردد به طوری که می توان از فرهنگ خاص جوانان سخن به میان آورد. عوامل متعددی در حوزه های اجتماعی و فرهنگی می تواند در دینداری نقش داشته باشند که این پژوهش به دنبال بررسی تاثیر متغیرهای اجتماعی بر دینداری جوانان در شهر شیراز می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش میدانی، تکنیک مورد استفاده تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه همراه با مصاحبه می باشد. جامعه آماری پژوهش تمامی جوانان 18 تا 29 سال شهر شیراز است. نمونه آماری بر اساس فرمول های آماری 600 نفر بودند که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. یافته های به دست آمده بر اساس مقیاس 5 نمره ای نشان داد، ، میانگین میزان بعد اعتقادی دینداری (68/3)، میانگین بعد پیامدی (39/3)، میانگین بعد مناسکی (16/3)، میانگین بعد عاطفی (25/3) و میانگین بعد فکری (29/3) است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد، متغیرهای «رسانه های داخلی » با ضریب رگرسیونی 0.31 و متغیر «گرایش به هویت ملی» با ضریب رگرسیونی 0.23 به ترتیب بالاترین تاثیر رگرسیونی را روی متغیر دینداری داشته اند.
نظام های اقتصادی تحلیل های متفاوتی از کارکرد سبک زندگی اقتصادی مورد نظر خود دارند. این مقاله با استفاده از روش تحلیلی به بررسی کارکرد سبک زندگی اقتصادی مطلوب در اسلام در مقایسه با کارکرد سبک زندگی اقتصادی در دولت رفاه می پردازد. بنا به فرضیه مقاله سبک زندگی اقتصادی اسامی به واسطه ترویج سه الگوی متمایز ولی تکمیل کننده تولید نافع، مصرف حد کفاف و انفاق مازاد درآمد، کاراتر، عادلان هتر و پایدارتر از سبک زندگی اقتصادی در الگوی دولت رفاه است. بر اساس یافته های پژوهش، الگوی سبک زندگی اقتصادی دولت رفاه به واسطه تحریک هم زمان انگیزه تولید و مصرف، فشار زیادی را به منابع اقتصادی وارد نموده و با کسرهای ممتد بازتوزیعی مواجه است. در مقابل، الگوی سبک زندگی اقتصادی اسامی به صورت همزمان به تحریک تولید نافع، کنترل مصرف در حدف کفاف و تشویق انفاق مازاد درآمد در راه خدا می پردازد. این الگو نه تنها باعث افزایش کارآیی و کمک به حفظ منابع زیست محیطی می شود؛ بلکه با سرازیر کردن مازاد درآمد افراد به سمت فقرا با کمترین هزینه ممکن به بهبود عدالت توزیعی کمک می نماید. ازاین رو، سبک زندگی اقتصادی اسلامی به واسطه تحقق همزمان کارآیی، عدالت و پایداری نسبت به سبک زندگی اقتصادی دولت رفاه برتر است.