فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۲۸۱ تا ۹٬۳۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
تحلیل گفتمان انتقادی هویت ایرانی در شاهنامة فردوسی (مورد مطالعه: داستان سیاوش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامة فردوسی با روایت گذشتة ایرانیان بخش زیادی از عناصر هویت ایرانی را به زمان حال انتقال داده است. در این نوشتار به منظور شناخت هویت ایرانی و تقابل آن با غیرایرانی و بستر زمانی و مکانی به وجود آورندة شاهنامه، از روش تحلیل گفتمان انتقادی استفاده شده است. نتایج واکاوی متن داستان سیاوش نشان می دهد گفتمان هویت ایرانی به واسطة تقابل با گفتمان هویت انیرانی شکل گرفته و در هر دو گفتمان، بعد سیاسی هویت از اهمیت بیشتری برخوردار است. فردوسی نهاد سیاسی را نگهبان آزادی و استقلال ایران زمین می داند. درواقع، او با توجه به شرایط زمان خویش و غلبة عرب ها بر ایران، ایدة سیاسی خود را در قالب شاه آرمانی بیان کرده است. شاه آرمانی با ویژگی های فرّ ایزدی، داد و خرد دال مرکزی گفتمان هویت ایرانی بوده است و درمقابل، از شاه انیرانی به عنوان دال مرکزی هویت انیرانی که فاقد فره ایزدی داد و خرد است، مشروعیت زدایی شده است.
رادیو و راهبردهای ملی توسعه اقتصادی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی توسعه و مسایل سیاسی اجتماعی مربوط به شمال و جنوب اقتصاد سیاسی و توسعه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات ارتباطات سیاسی، بین الملل و توسعه ارتباطات و توسعه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات گروه های ویژه نظریه های ارتباطی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی توسعه الگوهای اسلامی توسعه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات مطبوعاتی، رادیویی و تلویزیونی رادیو مخاطب شناسی در رادیو
بررسی تأثیر نگرش های دینی بر مسئولیت اجتماعی کارکنان: مورد مطالعه شرکت نفت کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی تأثیر نگرشهای دینی بر مسئولیت اجتماعی کارکنان شرکت نفت کرمانشاه است که با استفاده از روش تحلیلی از نوع پیمایشی انجام گردید. جامعه آماری این مطالعه کارکنان شرکت توزیع و پخش فراوردههای نفتی، پالایشگاه و خط لوله کرمانشاه است. ابزار مورد استفاده پرسشنامه است که سؤالات آن براساس طیف لیکرت در پنج درجه تنظیم گردید. تعداد نمونه مورد مطالعه 400 نفر بود که با استفاده از دو روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که میانگین مسئولیتپذیری اجتماعی برابر 51/83 است که این نمره در مقایسه با میانگین مورد انتظار (105) در حد پایینتری قرار دارد و نشان میدهد که کارکنان در سازمان مذکور از مسئولیتپذیری کمتری برخوردارند. نتایج نشان میدهد که نگرش های مذهبی کارکنان در بعد شناخت دینی و باور دینی با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی، اقتصادی، اخلاقی و نوع دوستانه در ارتباط است. نگرشهای مذهبی در بعد رفتار دینی با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی، اخلاقی و نوع دوستانه در ارتباط معنادار است ولی در بعد اقتصادی رابطه معناداری ندارد. همچنین نگرشهای مذهبی کارکنان در کل با کل مسئولیتپذیری برابر 85/0 رابطه معناداری دارد.
نگاهی بر عملکرد پزشک خانواده روستایی در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف نهایی نظام ارایه ی خدمات بهداشتی و درمانی هر کشوری، ارتقای سطح سلامت آحاد مردم می باشد. عدم پاسخگویی به نیازها و انتظارات سلامتی در چند دهه ی اخیر، اجرای برنامه های اصلاحی را ایجاب می کند. پزشک خانواده ی روستایی از جمله این اصلاحات در نظام سلامت ایران است که از سال 1384 به اجرا درآمد. هدف از این مطالعه، بررسی عملکرد برنامه ی پزشک خانواده ی روستایی از زمان آغاز این برنامه بود. مطالعه ی حاضر یک مطالعه ی مروری نقلی بود که با جستجو در سایت های Google، Google scholar، SID، Magiran و Irandoc با کلید واژه های «پزشک خانواده، پزشک خانواده ی روستایی، Family physician،
Family medicine،Rural family medicine ، Rural family physician» انجام گرفت که در نهایت 39 مقاله ی مرتبط با هدف مطالعه، استخراج و بررسی شد. در این مطالعه اهداف برنامه ی پزشک خانواده در چندین زیر مجموعه شامل نظام ارجاع، پاسخگویی، دسترسی، هزینه، پوشش خدمات، اولویت به خدمات سلامت نگر، تشکیل پرونده ی سلامت، کنترل کیفیت خدمات، رضایتمندی و نگرش کارکنان تیم سلامت و گیرندگان خدمت دسته بندی شد و عملکرد برنامه ی پزشک خانواده در دستیابی به این اهداف بررسی گردید. مطابق بررسی های انجام شده، برنامه عملکرد به نسبت خوبی پس از گذشت چند سال از اجرا داشت، ولی هنوز نظام ارجاع و ارایه ی پسخوراند از پزشکان متخصص به سطح یک، پیگیری عاقبت بیماران و تکمیل پرونده ی سلامت به درستی اجرا نمی شود. دسترسی تا حدودی بهبود یافت و هزینه های غیر ضروری کاهش پیدا کرد، با این حال هنوز بینش سلامت نگر مطلوب در اذهان نهادینه نشده است.
الزامات کلان توسعه کیفی خصوصی سازی آموزش عالی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اذعان به رشد کمی خصوصی سازی آموزش عالی در کشور طی سال های اخیر، این تحول ساختاری در نظام آموزش عالی در صورتی از موفقیت برخوردار خواهد بود که همگام با رشد کمی به رشد و توسعه کیفی این پدیده نیز توجه لازم صورت گیرد. از اینرو، این پژوهش با هدف شناسایی الزامات کلان توسعه کیفی خصوصی سازی آموزش عالی در ایران انجام شد. روش این پژوهش، آمیخته اکتشافی بود. در این پژوهش، 48 الزام کلان در 7 بعد اصلی شناسایی شد. نمونه این پژوهش مشتمل بر 103 نفر از متخصصان و صاحبنظران آموزش عالی و دست اندرکاران مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی بود. از دیدگاه این افراد، تمامی الزامات شناسایی شده از اهمیت متوسط به بالا در توسعه کیفی خصوصی سازی آموزش عالی برخوردار بودند و لیکن آن الزاماتی که از اهمیت بالایی برخوردار بودند در شرایط موجود خصوصی سازی آموزش عالی کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
بازشناسی فرایندهای اجتماعی تأثیرگذار بر ذائقه موسیقایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش برای دستیابی به الگوهای مصرف موسیقی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد و عوامل اجتماعی مؤثر بر ذائقه موسیقایی آنان صورت گرفته است. درباره ارتباط میان توزیع اجتماعی ذائقه های مصرف فرهنگی و تمایزات طبقاتی دو نظریه شاخص وجود دارد. در یک سو، پیروان بوردیو که معتقدند طبقات اجتماعی بالا، ذائقه موسیقایی بالا دارند و افراد طبقات اقتصادی و اجتماعی پایین به ژانرهای کم منزلت گوش می دهند. در سوی دیگر، پیروان پیترسون معتقدند ذائقه طبقات بالا التقاطی و ذائقه طبقات پایین تک بعدی است. در این پژوهش، بر آن بودیم تا، با ا ستفاده از روش های کیفی، تأثیر بسترهای فرهنگی و اجتماعی گوناگون و نقش عاملیت را در مواجهه با این بسترها، ژرف کاوانه بررسی کنیم. این نوشتار برآمده از تحقیقی است که، با بهره گیری از تکنیک مصاحبه عمیق، به مطالعه ذائقه موسیقایی یازده دانشجویی پرداخته است که هر یک تقریباً طرفدار یکی از سبک های معروف موسیقی بودند. یافته های پژوهش حاضر حکایت از آن داشت که هرچند تئوری های مرتبط با ذائقه موسیقی در بعضی از موارد تأیید می شود، به نظر می رسد در جامعه ایران متغیرهای متعدد دیگری نیز هستند که ذائقه موسیقایی افراد را متأثر می کنند، نظیر گروه های مرجع، ساز منتخب فرد، گروه همسالان، تأثیرات بصری (جذابیت موزیک ویدئو برای مخاطب)، شخصیت خواننده و دانش موسیقایی.
بررسی نقش های جنس گرایانه دردو نمایشنامه خواب در فنجان خالی و شکلک اثر نغمه ثمینی بر اساس نظریه کنش متقابل نمادین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پاسخ به این پرسش نوشته شده است که زن های نمایش نامه های نغمه ثمینی از کدام دسته زنا ن اند؟ اگر بازنمود زنان را به طور کلی به سه دسته مدرن، سنتی، و در حال گذار تعریف کنیم به کدام یک از این گونه ها تعلق می گیرند؟ چهارچوب نظری این مقاله برای پاسخ به این پرسش نظام جامعه شناسی هنر و رویکرد بازتاب است. و برای انسجام نظری از نظریه کنش متقابل نمادین در تحلیل شخصیت های زن این نمایش نامه ها بهره گرفته ایم. اساس نظریه کنش متقابل نمادین را جرج هربرت مید شکل داده است. توجه اصلی مید بر نهاد و چگونگی ایجاد نهاد در افراد بود. وی به این نتیجه رسید که نهاد عنصری است که در برقراری ارتباط فرد با اجتماع در وجودش شکل می گیرد. از دیدگاه مید، واحد تحلیل رفتاری «کنش اجتماعی» است. کنش اجتماعی تعاملی است میان دو یا چند فرد که به نحوی به طور متقابل وظایفی را بر عهده دارند. این مقاله برای تعریف نقش جنس گرا چهار مؤلفه مفهوم پنداشت از خود، ویژگی های رفتاری، الگوهای ارتباطی، و جایگاه در هرم قدرت را تعیین کننده می داند. هر چهار مؤلفه از نظریه کنش متقابل نمادین اخذ شده اند. دو نمایشنامه خواب در فنجان خالی و شکلک ، از نغمه ثمینی، نمونه های آماری این تحقیق اند. بررسی شخصیت های زنِ این نمایش نامه ها براساس نقش های جنس گرایانه نشان می دهد از چهار شخصیت زن این دو نمایش نامه، دو شخصیت بازنمود زن مدرن و دو شخصیت بازنمود زن سنتی اند. در این تحقیق، شیوه استدلال قیاسی و روش تحلیل داده ها تأویلی- تفسیری است.
سرسختی در نوجوانان فاقد و واجد والدین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۴
۲۲-۷
حوزههای تخصصی:
ارتباط هدفمندسازی یارانه های انرژی با رفاه اجتماعی از مسیر رشد اقتصادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۴
۱۷۳-۱۴۳
حوزههای تخصصی:
طرح مسئله: با توجه به قانون برنامه چهارم توسعه در مورد قیمت فرآورده های نفتی و در راستای تحقق اهداف سند چشم انداز، افزایش قیمت حامل های انرژی و یا حذف یارانه های پرداختی به این حامل ها از ضروریات اجتناب ناپذیر اقتصاد ایران می باشد. یارانه ها به عنوان یکی از ابزارهای اقتصادی و مالی دولت، تأثیر مهمی در رشد اقتصادی ایفا می کنند و از آن جا که رشد اقتصادی هدفی مطلوب است، شناسایی عوامل به وجودآورنده آن و شدت تأثیرگذاری هریک از آن ها مورد توجه اقتصاددانان و سیاست گذاران قرار گرفته است. از این رو بررسی اثرات یارانه پرداختی به حامل های انرژی بر روی رشد اقتصادی به ویژه در بخش های مختلف اقتصاد، از اهمیت زیادی برخوردار است. روش: در این تحقیق سعی شده است که ارتباط یارانه های پرداختی به حامل های انرژی (فرآورده های نفتی، برق و گاز طبیعی) با رشد بخش های مختلف اقتصاد ایران، مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور جدول داده- ستانده سال 1380 مرکز آمار ایران و تکنیک های مبتنی بر آن (الگوی قیمتی داده ستانده) به کار گرفته شده است تا بتوان ارتباط حذف یارانه پرداختی به این حامل های انرژی (در قالب آزاد سازی قیمت فرآورده های نفتی، برق و گاز طبیعی) را با رشد بخش های مختلف اقتصادی (خدمات، صنعت و کشاورزی)، بررسی نمود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که حذف یارانه پرداختی به فرآورده های نفتی، برق و گاز طبیعی (افزایش قیمت این حامل ها) دارای اثر منفی بر روی تولیدات بخش صنعت و ارائه خدمات حمل و نقل و اقامتگاه های عمومی است. به عبارت دیگر پرداخت یارانه به حامل های انرژی مذکور، باعث می شود که این بخش ها از رشدی مثبت برخوردار شوند. اما با حذف یارانه های پرداختی به حامل های انرژی و افزایش قیمت این حامل ها، تولیدات در بخش کشاورزی، به دلیل وابستگی واسطه ای پایین تر به حامل های انرژی به ویژه فرآورده های نفتی و گاز طبیعی و به دنبال آن قیمت نسبی پایین تر نسبت به سایر بخش های اقتصاد، افزایش می یابد. نتایج: این امر نشان دهنده این موضوع است که یارانه پرداختی به انرژی، نمی تواند دارای اثر مثبت بر رشد بخش کشاورزی باشد. هم چنین پس از افزایش قیمت فرآورده های نفتی، برق و گاز طبیعی (حذف یارانه پرداختی به آن ها)، ارائه خدمات عمده فروشی و خرده فروشی، محل های صرف غذا و نوشیدنی و سایر خدمات افزایش می یابد. این امر نشان دهنده آن است که یارانه پرداختی به انرژی، نمی تواند دارای اثر مثبت بر رشد این بخش از خدمات باشد.
تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۴۷
۲۶۵-۲۴۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش های پیشین اغلب، اثر آموزش مهارت های زندگی بر متغیرهای روان شناختی را بررسی کرده اند و به اثر این آموزش ها بر متغیرهای تحصیلی کمتر توجه کرده اند. پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کلاس سوم راهنمایی شهرستان پیرانشهر انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. از بین دانش آموزان کلاس سوم راهنمایی شهرستان پیرانشهر در سال تحصیلی ۸۹-۱۳۸۸، ۱۴۵ نفر شامل ۷۷ پسر و ۶۸ دختر، به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در دو گروه شامل ۷۴ نفر آزمایش و ۷۱ نفر کنترل جایگزین شدند. پیش و پس از آموزش، هر دو گروه به پرسش نامه «انگیزش پیشرفت هرمنس» (۱۹۷۰) پاسخ دادند؛ سپس مداخله آزمایشی یعنی ارائه آموزش مهارت های زندگی، به گروه آزمایشی ارائه شد. معدل نمرات نوبت اول و دوم دانش آموزان به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل هم پراکنش تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنادار داشته (01/0P<) و تأثیر این آموزش ها بر دانش آموزان دختر و پسر یکسان است. بحث: با توجه به نقش و اهمیت مهارت های زندگی، آموزش این مهارت ها باید به یکی از مؤلفه های برنامه درسی در مدارس و در کل دوره های تحصیلی تبدیل شود.
تخمین و رتبه بندی استان های کشور از نظر شاخص های اقتصاد دانش محور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۴۵
۳۶۷-۳۳۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دهه های اخیر، پیشرفت علم و فناوری زمینه ساز رشد اقتصادی بسیاری از کشورها شد. برخی کشورها که از لحاظ منابع طبیعی وضعیت مناسبی نداشتند، با بهره گیری از دانش و فناوری نوین توانسته اند جهش های بزرگی در اقتصاد ملی و درنتیجه افزایش سطح رفاه جامعه خود ایجاد کنند. این تلاش ها زمینه ساز ایجاد شاخه نوینی از علم اقتصاد، با عنوان اقتصاد دانش محور شده است. در این مقاله شاخص های اقتصاد دانش محور را به عنوان یکی از مؤلفه های تابع رفاه اجتماعی برای استان های ایران براساس آمارهای سال ۱۳۸۶ برآورد کرده و تخمین زده ایم. روش: روش مطالعه حاضر مقطعی و از نوع تحلیل های ثانویه است که با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی انجام خواهد شد. یافته ها: استان های سمنان، یزد، اصفهان و تهران چهار استان برتر از لحاظ دانش محور بودن هستند و استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان و آذربایجان غربی کم ترین میزان نرخ اقتصاد دانش را در خود انباشت کرده اند. نتایج: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ایران از لحاظ شاخص های اقتصاد دانش محور، رتبه پایینی در دنیا دارد. در داخل کشور نیز منابع و شاخص های اقتصاد دانش محور به صورت ناهمگون تقسیم شده و توازن در منابع برای استان ها وجود نداشته است.
بررسی عوامل مرتبط با گرایش دانشجویان به روابط پیش از ازدواج در دانشگاه یزد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۴۵
421-391
حوزههای تخصصی:
مقدمه: معاشرت های دختر و پسر، در دوران پیش از ازدواج، یکی از پدیده های پیچیده در جامعه کنونی است که تحت تأثیر فرهنگ و مذهب و عرف جامعه مدام در حال کنترل و محدود سازی است. عوامل اجتماعی روانی و برخی نیازها باعث به وجود آمدن این گونه روابط می شود. هدف از ارائه این مقاله، شناخت عوامل مؤثر بر این پدیده است. روش: پژوهش حاضر به روش پیمایشی صورت گرفته است. تعداد نمونه، براساس فرمول کوکران، ۲۴۰ نفر از دانشجویان دانشگاه یزد هستند که به شیوه نمونه گیری طبقه ای و نسبی انتخاب شده اند. داده های لازم را از طریق پرسش نامه جمع آوری و توسط نرم افزار spss و با استفاده از آزمون های تی و هم بستگی و رگرسیون تجزیه و تحلیل کرده ایم. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که حدود ۶۰ درصد از پاسخ گویان، به روابط پیش از ازدواج، نگرش مثبت داشته و 5/22 درصد از پاسخ گویان، با جنس مخالف رابطه نداشته اند. همچنین 7/36 درصد افراد با یک نفر و ۲۷ درصد با بیش از یک نفر رابطه داشته اند. گرایش به رابطه پیش از ازدواج، با درآمد خانواده و تحصیلات پدر و سن فرد، رابطه مستقیم و با سطح دین داری، روابط حسنه با والدین و معدل دانشگاه، رابطه معکوس دارد؛ اما هم بستگی درآمد و تحصیلات و معدل معنادار نیست. همچنین تبیین رگرسیون نشان می دهد که دو متغیر نیاز عاطفی و دین داری، حدود ۲۷ درصد از تغییرات در زمینه گرایش به رابطه پیش از ازدواج را تبیین می کند. نتایج: ارتباطات پیش از ازدواج بخشی از فرآیند عادی زندگی محسوب می گردد که میتوان آن را با درک نیازهای طرفین به یک رابطه قرادادی و نظام مند تبدیل نمود و ارتباط دو جنس نه در جهت تخلیه عاطفی بلکه به منظور اهداف متعالی تر همچون کسب مهارت های ارتباطی برقرار گردد.
بررسی رابطه علّی بین فقر و فساد درکشورهای در حال توسعه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۴۶
64-33
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فقر یکی از خطرناک ترین پدیده های اجتماعی است که می تواند حیات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی یک ملت را تهدید کند. با توجه به این که فقر در کشورهای در حال توسعه به صورت گسترده و شدید بروز یافته است، توجه به این پدیده لازم و ضروری می باشد. از سوی دیگر، فساد یک علت فقر و یک مانع برای ریشه کن کردن موفق فقر است که می تواند اقدامات کشورهای مختلف را به منظور کاهش فقر بی نتیجه سازد. پدیده فساد، مانعی پایدار در جهت اقدامات و تلاش های انجام گرفته توسط کشورها در زمینه تغییرات سیاستی، اقتصادی و اجتماعی برای رسیدن به اهداف مطلوب آن ها تلقی می گردد. بررسی ها نشان می دهد فساد در تمام کشورهای جهان، حتی در بسیاری از کشورهای توسعه یافته وجود دارد؛ اما این پدیده در برخی از کشورهای در حال توسعه که ساختارهایی سست و آسیب پذیر دارند، به مراتب زیان بارتر است؛ زیرا اثرات مخربی بر حقوق مالکیت، قوانین و انگیزه های سرمایه گذاری داشته و می تواند به کاهش رشد اقتصادی منجر شده و درنتیجه فقر را به مرور زمان گسترش دهد. این در حالی است که خود فقر می تواند سبب بروز و گسترش فساد شود. راه های ارتباط فقر با فساد متعدد و بی شمار است و اگرچه این رابطه در مطالعات زیادی مورد بررسی قرار گرفته، اما این سؤال که آیا یک رابطه علّی بین فساد و فقر براساس مدل داده های ترکیبی وجود دارد یا نه؟، کم تر مورد توجه قرار گرفته است. به عبارت دیگر، اکثر مطالعاتی که رابطه بین فقر و فساد را بررسی کرده اند، ممکن است به نتایجی در زمینه علیت بین آن دو تنها براساس مدل هایی که همبستگی را نشان می دهند، دست یافته باشند. بنابراین توصیه های سیاستی برای مبارزه علیه فقر و فساد به تنهایی می تواند نگران کننده باشد. با در نظر گرفتن این محدودیت، تحقیق حاضر جهت بررسی رابطه علّی گرنجری بین فقر و فساد [1] انجام گرفته است. روش: در مقاله حاضر با استناد به اطلاعات و آمار موجود، از روش تخمین [2] GMM و تمرکز بر قابلیت فقر با استفاده از شاخص فقر انسانی HPI) ( [3] که تصویر دقیقی از وضعیت فقر جامعه را به دست می دهد، برای نمونه ای شامل 120 کشور در حال توسعه و دوره زمانی 2006 1998 استفاده شده است. یافته ها: یافته های تجربی نشان می دهد که فقر و فساد هم سو با هم و در یک جهت حرکت می کنند. به عبارت دیگر، رابطه علّی بین آن ها یک رابطه علّی دو طرفه است. نتایج: نتیجه سیاست گذاری این مقاله آن است که استراتژی های کاهش فقر و مبارزه با فساد باید مکمل یکدیگر بوده، تلاش در جهت کاهش فقر به وسیله اقدامات جدی برای کاهش فساد دنبال گردد. 1- در این مطالعه، منظور از فساد، فساد مالی و اقتصادی است. 2- Generalized Method of Moments 3- Human Poverty Index