فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۸۰۱ تا ۸٬۸۲۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
بررسی رابطه بین اوقات فراغت و نشاط اجتماعی در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اوقات فراغت اشاره به زمانی فارغ از کار و اشتغال دارد که افراد می توانند به دور از مشغله های کاری و بنا بر میل خود از آن استفاده کنند. نحوه گذران اوقات فراغت تأثیر فراوانی بر ابعاد مختلف زندگی فردی دارد که پیامدهای اجتماعی مهمی به بار می آورد، ازجمله نشاط اجتماعی که میزان آن بسته به نحوه گذران اوقات فراغت می تواند کم یا زیاد شود. مقاله حاضر به بررسی رابطه بین اوقات فراغت و نشاط در شهر اصفهان می پردازد. در اینجا اوقات فراغت در ابعاد فردی فعال، فردی غیرفعال، جمعی فعال و جمعی غیرفعال و نشاط نیز با استفاده از پرسشنامه استاندارد نشاط آکسفورد مورد سنجش قرار گرفته است. در مبنای نظری – تحلیلی بررسی از بحث های ساکتیول، لو و آرگایل، و کانمان و همکارانش استفاده شده است. بر اساس بحث های ساکتیول (2012) اوقات فراغت دارای چهار بعد جمعی/فردی و فعال/غیرفعال است و مطابق با نظر کانمان و همکارانش (2006) و لو و آرگایل (1993) اوقات فراغت جمعی و فعال اثرات بیشتری بر نشاط دارد. روش انجام پژوهش، پیمایش است و جامعه آماری آن را ساکنان شهر اصفهان تشکیل می دهند. بر مبنای فرمول نمونه گیری کوکران 1200 نفر به عنوان نمونه تعیین و به شیوه تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که بین اوقات فراغت و نشاط و نیز رضایت از گذران اوقات فراغت بانشاط رابطه معناداری وجود دارد؛ با افزایش رضایت از اوقات فراغت بر میزان نشاط نیز افزوده می شود. همچنین شیوه فعال گذران اوقات فراغت نسبت به شیوه غیرفعال آن، همبستگی قوی تری بانشاط دارد و در شیوه غیرفعال، شکل جمعی آن رابطه قوی تری بانشاط دارد.
تأویل کارکردشناختی فضاهای عمومی محله ای از منظر هویت نمونة موردی: محلة نازی آباد و مهران تهرانروستا و توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعة شهر ایرانی، محلات همواره یکی از قدیمی ترین و پایه ای ترین عوامل ساختاری شهرها به شمار می رفتند که در مقام ابژه ای قابل تأمل و به دور از نگاهی نوستالژیک، از ویژگی های تکامل یافته ای برخوردار بودند. از مصادیق این تکامل یافتگی که خود نیازمند مداقة مفصل است، می توان به وجود طیفی از فضاهای عمومی از مشترک میان چند خانوار تا مشترک میان تمامی ساکنان محله اشاره کرد که زمینة بسط و رونق تعاملات اجتماعی در سطوح مختلف محله را فراهم می کردند.
با آغاز دورة شهرنشینی فزاینده از اوایل دهة 1340، شهر ایرانی با تغییرات معناداری در کمیت و کیفیت فضاهای عمومی خود مواجه شد. از این رو و در مقایسه با کارکرد و اهمیت این فضاها، نوشتار تلاش دارد تا روشنگری را در خصوص کارکرد فضاهای عمومی در پشتیبانی از هویت محلات شهری ایجاد کند. به این منظور دو محلة «نازی آباد» و «مهران» که وجوه مشترکی از منظر سال های شکل گیری و طبقة اجتماعی ساکن، و وجوه افتراقی در سازمان فضایی و کمیت و کیفیت فضاهای عمومی خود دارند، مورد مطالعة تطبیقی قرار گرفتند.
در تبیین چارچوب نظری پژوهش از نظرات و آرای صاحب نظرانی چون راپاپورت[1]، رالف[2]، کارمونا[3]، لینچ[4] و گِل[5] بهره گرفته شد. همچنین در انتخاب روش تحقیق، با توجه به ماهیت پژوهش که معنای خود را وام دار مجموعه عوامل چندبعدی است، از تلفیق دو روش کمّی و کیفی بهره گرفته شد.
نتایج پژوهش برآمده از خلال پرسشگری ها و مصاحبه های عمیق، نشان از نقش بسزای فضاهای عمومی در تولید و پشتیبانی از معیارهای برسازندة هویت در محلات شهری دارد.
سازوکارهای تأثیرگذاری دین در فرآیند سیاست گذاری فرهنگی (با تأکید بر مرحلة تدوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث جایگاه دین و چگونگی تأثیرگذاری آن بر سیاست گذاری فرهنگی، یکی از موضوعات مطرح در حوزة سیاست گذاری فرهنگی محسوب می شود. نظریات مختلفی نیز در این خصوص ارائه شده است که در طیفی از نظریات حداقلی تا حداکثری قرار می گیرد. از سوی دیگر خط مشی گذاری فرهنگی در جامعة اسلامی از الگوی خاصی تبعیت می کند. آنچه این الگو را از الگوهای مشابه متمایز می کند، این پیش فرض است که دین نقش بسزایی در شکل گیری فرهنگ یک جامعه دارد و این نقش، فراتر از صِرف تعیین خطوط قرمز در تدوین سیاست های فرهنگی است. این الگوی خط مشی گذاری، برخلاف الگوهای رایج که بر محور شناسایی و حل مسئله قرار دارند، با مسئله آغاز نمی شود. در این تحقیق بر اساس روش تحلیلی توصیفی و با رجوع به آیات و روایات و به ویژه سیرة پیامبر اکرم(ص) سه عنصر در الگوی خط مشی گذاری فرهنگی (مرحلة تدوین) بر اساس آموزه های اسلام معرفی می شود که عبارت اند از پیگیری، درمان و رفع معضلات فرهنگی جامعه؛ پیشگیری از بروز مشکلات فرهنگی؛ و پیش برندگی جامعه به سوی تعالی. در این الگو بر ویژگی هوشمندی نظام اسلام و تمرکز بر منحل کردن مسائل به جای حل کردن مسائل تأکید می شود. بر این اساس، اولین گام در سیاست گذاری فرهنگی شناسایی عوامل پیش برنده در یک جامعة دینی است (فارغ از اینکه معضلی در جامعه باشد یا نباشد). گام دوم شامل پیشگیری، یعنی شناسایی عوامل ایجاد معضل که در متن آموزه های دینی نهفته است، می شود و تلاش برای رفع مشکل به طور مستقیم باید در مرحلة آخر باشد.
ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش سازه ی دلبستگی مکانی در میان شهروندان شهر تبریز (پژوهشی در حوزه ی جامعه شناسی شهری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دلبستگی مکانی از مفاهیم چندبعدی و بین رشته ای است که توجه جامعه شناسان شهری را به خود جلب کرده است. دلبستگی به مکان، ارتباطی نمادین با مکان است که با دادن معانی عاطفی و حسی مشترک فرهنگی، توسط افراد به مکان خاص یا یک سرزمین شکل می گیرد. شهر یکی از مکانهای مهمی است که می تواند مورد دلبستگی شهروندان قرار گیرد و این دلبستگی نتایج اجتماعی بسیاری در پی دارد. هدف این مقاله، ساخت و اعتباریابی مقیاس دلبستگی به شهر محل سکونت است. روش پژوهش پیمایش است و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. جامعه ی آماری این پژوهش، شهروندان 15 تا 75 ساله شهر تبریز هستند. حجم نمونه 420 نفر و روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای است. اعتبار محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر چند تن از استادان جامعه شناسی تأیید گردیده و سپس با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی، اعتبار سازه ای این مقیاس چهارعاملی با 38 گویه بررسی شد که از عامل اول (وابستگی کالبدی) 6 گویه، از عامل دوم (وابستگی اجتماعی) 4 گویه، از عامل سوم، (هویت کالبدی) 5 گویه و از عامل چهارم، (هویت اجتماعی) 5 گویه در مقیاس ساخته شده باقی ماندند. در ادامه ی بررسی اعتبار سازه ای، فرضیه ی رابطه میان سابقه ی سکونت و دلبستگی مکانی براساس ادبیات پژوهش ساخته آزمون گردید که معنادار بود. پایایی این پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ و به روش حذف گویه مطالعه شد که آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های چهارگانه و مقیاس دلبستگی مکانی دارای مقادیر قابل قبولی بود. در نهایت، مدل چهارعاملی متغیر پنهان دلبستگی مکانی توسط تحلیل عاملی تأییدی بررسی گردید که از برازندگی مناسبی برخوردار بود؛ بنابراین، مقیاس ساخته شده ی دلبستگی مکانی، ابزاری مناسب برای اندازه گیری این مفهوم در متن شهری ایران تشخیص داده شد.
امتناع سوسیالیسم در آمریکا
حوزههای تخصصی:
نقش جنس و نقش های جنسیتی بر خود کارآمدی ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش جنس و نقش های جنسیتی در خود کارآمدی ریاضی است. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان سال اول دبیرستان های شهرستان سقز است که در سال تحصیلی 90-89، بر حسب آمار ارائه شده 4075 می باشند. نمونه آماری تحقیق با حجم 200 نفر (100 نفر دختر و 100 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد استفاده شد. پرسشنامه نقش جنسیتی «بم» که میزان پایایی برای آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ (76/0) به دست آمد. برای اندازه گیری خودکارآمدی ریاضی از پرسشنامه (KD-RIS) استفاده شد. پایایی این آزمون نیز 86/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار، t مستقل، تحلیل واریانس دو طرفه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی از قبیل میانگین، انحراف معیار، t مستقل، تحلیل واریانس دو طرفه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که جنس موجب تفاوت در میزان خودکارآمدی ریاضی نمی شود(56/0=p) ، نقش جنسیتی موجب تفاوت در میزان خودکارآمدی ریاضی است(01/0>p) همچنین فرضیه مربوط به نقش تعامل جنس و نقش جنسیتی در میزان خودکارآمدی ریاضی رد شد(31/0=p). بنابراین می توان بیان کرد که آندروژنی و خودکارآمدی دو تا خصوصیت مثبت هستند که می توانند همدیگر را پیش بینی کنند یعنی با احتمال زیاد می توان گفت افراد آندروژنی نسبت به سایر گروه های (مردانگی، زنانگی) احتمالاً در تکمیل تحصیلات به خصوص در رشته های مرتبط با ریاضیات موفق تر خواهند بود.
تأثیر فرهنگ بر حقوق دینی با توجه به واقعیت های تقنینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نگاه اول فرهنگ متعلق به بینش، گرایش و رفتار مردم یک جامعه بوده و در مقابل حقوق متعلق به بایدها و نبایدهایی است که در حکومت دینی از دین گرفته می شود. مقاله حاضر با بیان تأثیر فرهنگ بر حقوق در پی نشان دادن حضور فرهنگ حتی در حقوق دینی است. تأثیر فرهنگ بر حقوق را می توان از زوایای مختلفی بررسی کرد. در بررسی اول با توجه به پیوست حقوق به دین، رابطه فرهنگ با دین بحث می شود. سه رویکرد «سنتی»، «ترجمه فرهنگی دین» و «اجتهادی» در مورد قلمرو دین مطرح شده است. ترجمه فرهنگی، دین را از فرهنگ جدا کرده و به فرهنگ اصالت می دهد، رویکرد سنتی، فرهنگ را تحت نظر دین آورده و هر فرهنگ مستقل از دین را نفی می کند و در نهایت رویکرد اجتهادی، نظر بینابین و متعادل در تعامل فرهنگ و دین برگزیده که دلایل ترجیح این رویکرد بیان می شود.
بررسی دوم به منشأ انتزاع حقوق پرداخته و با توضیح نظریه اعتباریات علامه، از تأثیر فرهنگ بر وضع حقوق گفته می شود.
و در نهایت بررسی سوم مقاله، به تأثیر فرهنگ در اجرایی و عملیاتی شدن حقوق توجه کرده و از مباحث انتزاعی و مبنایی فاصله می گیرد. بر این اساس کنار گذاشتن فرهنگ موجب بیهودگی و ناکارآمدی حقوق خواهد شد. موضوع تعزیرات در فقه و نقش حاکم در مصلحت سنجی آن مهم ترین اماره برای نشان دادن تأثیر فرهنگ بر حقوق دینی است؛ چراکه مهم ترین تضمین برای اطمینان حاکم شرع برای عملیاتی شدن تعزیرات، همراهی فرهنگی جامعه مخاطب است.
بررسی نگرش مالکان بافت فرسوده منطقه ثامن مشهد نسبت به شیوه قیمت گذاری املاک و عوامل مؤثر بر آن در سال 88- 1389(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله مسائل بسیار مهمی که مجریان و مسؤولان شهری در احیای بافت های فرسوده با آن مواجه می شوند، عدم توافقشان با مالکین در مورد قیمت املاک است؛ لذا در این تحقیق ضمن بررسی نگرش مالکان بافت فرسوده منطقه ثامن نسبت به شیوه قیمت گذاری املاک، عوامل مؤثر بر آن نیز مورد توجه قرار گرفته است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایشی است که از ابزار پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را کلّیه مالکان بافت فرسوده منطقه ثامن تشکیل می دهد. حجم نمونه در این تحقیق حدود 250 نفر از مالکان است که به روش طبقه ای متناسب با سهم انتخاب شده است. از آن جا که این منطقه به 4 قطاع تقسیم می شود، سعی شده است تا حجم نمونه، متناسب با سهم هر قطاع انتخاب شود. یافته ها نشان می دهد که 26/66 درصد از مالکین نسبت به شیوه قیمت گذاری املاک نگرشی منفی دارند، در-حالی که تنها حدود 11 درصد از آن ها دارای نگرش مثبت بوده و بقیه مالکان نگرشی خنثی نسبت به شیوه مذکور داشته اند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داده است که مؤثرترین متغیر بر نگرش مالکان به شیوه قیمت گذاری املاک، میزان اطلاعات صحیحی است که آن ها در مورد شیوه قیمت گذاری املاک دارند. سایر متغیرهای اثرگذار بر نگرش مالکان به شیوه قیمت گذاری املاک، به ترتیب شدت تأثیر عبارت اند از: نگرش مالکان به طرح نوسازی و بهسازی، فاصله ملک تا حرم و در نهایت برخورد نزدیکان مالک با وی.
سیاست علمی در ایران پس از انقلاب اسلامی ( با تأکید بر علوم انسانی در اسناد بالا دستی)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با ورود دانش نوپای سیاست گذاری به ایران، تلاش برای کاربست آن در حوزه های مختلفی که در آنها امکان سیاست گذاری هست، آغاز شده است. از جملة این حوزه ها، حوزة علم است. این مقاله به سیاست های علمی پس از انقلاب اسلامی در بخش علم با تأکید بر علوم انسانی می پردازد و درصدد پاسخ به این پرسش است که پس از شکل گیری نظام اسلامی در ایران، در سیاست های تدوین یافته در زمینة علم (انسانی)، به چه اموری توجه شده است؛ سیاست علمی چه تغییراتی را پشت سر گذارده و از چه الگویی تبعیت می کند. روش تحقیق با توجه به تأکیدی که بر اسناد بالادستی وجود دارد تحلیل محتوا و در مواردی به تحلیل گفتمان است و نتیجة تحقیق رشد تدریجی توجه به علم طی سال های پس از انقلاب و استفاده از الگوهای متنوع در سیاست گذاری، و غلبة حاکمیت سیاست تبعی در نگاه به علم (انسانی ) است.