فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۹۸۱ تا ۷٬۰۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
الگوی مرحله محور مدیریت لجستیک پلیس در مدیریت بحران های طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین نقش و جایگاه مدیریت لجستیک در مدیریت بحران مستلزم طراحی الگویی منسجم و کاربردی است. لذا، طراحی الگویی برای ترسیم اقدامات لجستیکی پلیس در مراحل چهارگانه زمانی بحران (قبل، شروع، حین و بعد) بهمنظور مدیریت بحران گام مهمی برای اعمال اثربخش مدیریت پلیس در لجستیک بحران و استانداردسازی اقدامات لجستیکی پلیس ضروری است به نحویکه در آن تمامی الزامات و فرایندهای حاکم بر مدیریت لجستیک را در شرایط بحرانی، با لحاظ اصول فرماندهی و کنترل و با تفکری سیستمی و ساختارمند بدون اعمال سلیقه شخصی مبتنی بر اسناد بالادستی، یکپارچه و منسجممی سازد. هدف اصلی مطالعه حاضر، ارایه الگویی مرحله محور برای استانداردسازی اقدامات لجستیک پلیس در مدیریت بحران های طبیعی و اعمال مدیریت اثربخش آن مبتنیبر زمان است بهنحویکه بتوان با بهره گیری از مدیریت لجستیک به سطح مطلوبی از هوشیاری موقعیتی بهمنظور کیفی سازی سطح خدمات لجستیکی و ایجاد هماهنگی و هدایت عملیاتی در فرماندهی و کنترل اثربخش بحران به منظور استقرار امنیت پایدار، ابلاغشده از سوی سلسلهمراتب فرماندهی دستیافت. روش تحقیق در این مطالعه کتابخانه ای و اسنادی و بهره جستن از منابع معتبر علمی و تجربیات مؤفق خبرگان است. نتایج این مطالعه منجربه تصحیح فرایندهای لجستیک پلیس در بحران های طبیعی می شود که درنهایت براساس آن، نظام مدیریت لجستیک پلیس (چهار میم) مشتمل بر چهار اصل بنیادین موجودی ها و انبارداری، مکان یابی نیروها و تجهیزات، مسیریابی و حمل و نقل، و مدیریت اطلاعات در راستای مراحل چهار گانه بحران (شناسایی یا ردگیری علایم، آمادگی و پیشگیری، مقابله و مهار ویرانی و بهبود و یادگیری) با اعمال فرماندهی و کنترل مناسب در هریک از مراحل آن ارایه می شود.
مکان یابی عناصر خدماتی مورد نیاز جاذبه های گردشگری براساس توان های محیطی (مطالعه موردی: محدوده سد حسنلوی شهرستان نقده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سد حسنلو نوع غالب گردشگری شهرستان نقده در آذربایجان غربی است که دارای قابلیت های تفرّجی، ورزشی و طبیعت گردی است؛ امّا به دلیل عدم وجود زیرساخت ها و نبود خدمات رسانی مناسب، این پتانسیل ها مغفول مانده است و با سرمایه گذاری و مکان گزینی صحیح در این مکان، می توان به برنامه ریزی مناسب اوقات فراغت اقشار مختلف پرداخت و استفاده اصولی از جاذبه های موجود را فراهم ساخت. هدف اصلی پژوهش، جذب گردش گر و تبدیل سد حسنلو به مقصد گردشگری از طریق یافتن بهترین مکان جهت استقرار خدمات گردشگری مورد نیاز در آینده در کنار توجّه به امکانات وضع موجود است. روش: مقاله حاضر با استفاده از روش شناسی توصیفی- تحلیلی و با ماهیت کاربردی، درصدد یافتن مناسب ترین مکان برای استقرار خدمات گردشگری با درنظرگرفتن خدمات مورد نیاز (علاوه بر امکانات وضع موجود) است. به این منظور ابتدا شاخص های مربوطه با فرآیند تحلیل شبکه ای ارزش گذاری شده است. روش امتیاز دهی به این صورت است که علاوه بر درنظر گرفتن امکانات موجود، به ارزش گذاری مکان هایی که برای استقرار خدمات مختلف گردشگری در محدوده مورد مطالعه مناسب هستند نیز پرداخته و نقشه های هرکدام در سیستم اطّلاعات جغرافیایی تولید و به لایه اطّلاعاتی تبدیل شده است. سپس، تلفیق لایه های اطّلاعاتی، براساس وزنی که گرفته اند، زمین های منطقه را اولویت بندی کرده و بهترین مکان جهت استقرار خدمات گردشگری در پنچ گروه بسیار خوب، خوب، متوسّط، ضعیف و خیلی ضعیف به دست آمده است. یافته ها: با مکان یابی از طریق سیستم اطّلاعات جغرافیایی و مدل تحلیل شبکه ای، بهترین مکان جهت استقرار خدمات گردشگری پیشنهاد شده است. محدودیت ها/ راه بردها: محدودیت اصلی پژوهش، نبود اطّلاعات کافی در طرح های فرادست در ارتباط با محدوده سد حسنلو بود و به همین خاطر برداشت های میدانی متعددی صورت گرفت. اصالت و ارزش: در اکثر پژوهش ها در ارتباط با یافتن بهترین مکان، معمولاً به امکانات وضع موجود بسنده کرده و اقدام به مکان یابی می کنند. نکته مهم مقاله در توجّه به خدمات مورد نیاز گردشگری در آینده، در کنار امکانات وضع موجود است.
تعیین شدت تخریب منابع آب در منطقه کاشان با استفاده از مدل بیابان زائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
محیط شناسی ۱۳۸۱ شماره ۲۹
حوزههای تخصصی:
علل افزایش قیمت زمین و اثرات ناشی از آن در ناحیه اصفهان
حوزههای تخصصی:
بررسی راهکارهای موثردر ایجاد محله پایدار با رویکرد مشارکتی (مطالعه موردی:محله راهنمایی یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قالب فرآیندی مشارکتی، دموکراتیک و مردم محور توسعة محلّه ای از چندین دهة گذشته با تأکیدی خاص در کشورهای توسعه یافته، به عنوان محور برنامه های توسعة پایدار شهری قرار گرفت.ساختار مدیریت شهری در ایران با دارا بودن ویژگیهای غیر مشارکتی، متمرکز، از بالا به پایین، سیاست زده، فقدان همگرایی افقی، عدم ارتباط دوسویه مابین سطوح مختلف شهری، دیدگاه های نوین مدیریت شهری بر پایة سلول های بنیادین شهر (محلّه) را دچار نُقصان آشکاری ساخته است. این پژوهش که درمحدوده ی قانونی شهریاسوج به شیوه توصیفی-تحلیلی با رویکرد غالب اسنادی-پیمایشی درسطح محله راهنمایی در ناحیه یک شهری در یاسوج درسال 1393 انجام شده است به دنبال آسیب شناسی تنگناها و پتاسیل های برنامه ریزی محله محور پایدار در سطح محله مورد مطالعه بوده است. در مطالعة حاضر نشان داده شده است که تحقّق رویکرد نوین محلّه محوری در شهریاسوج به دلیل ویژگیهای سیستم کلان ومحلی مدیریتی کشور و به دنبال آن ناپایداری آشکار ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اکولوژیک محله ی راهنمایی دریاسوج، نیازمند سازماندهی مجدد و برنامه ریزی در چهار محور مدیریت یکپارچه، منابع مالی پایدار، نیروی انسانی کارآمد و متخصص شهری و نیز قوانین و مقرّرات پشتیبانی کننده- به عنوان عوامل مشترک تحقّق محلّه محوری است. این مهم جز با عبور از رویکرد سنّتی کنونی و دقّت نظر در عناصر برنامه های موفّق جهانی و سپس تحلیل، به روز رسانی و بومی سازی آنها مطابق با فرهنگ و شرایط اقتصادی- اجتماعی حاکم بر ایران و شهر یاسوج میسر نخواهد شد.
ایران قرن بیست و یکم و ضرورت توجه به دریا
حوزههای تخصصی:
تقویم دمای روزهنگام ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این پژوهش زمان آغاز و پایان بخش گرم و سرد سال در پهنهی ایران زمین بررسی شده است. برای دستیابی به این هدف دادههای شبکهای دمای بیشینهی ایران با تفکیک مکانی 1515 کیلومتر و بازهی زمانی روزانه از 01/01/1340 تا 29/12/1382 شامل 15705 روز از پایگاه دادهی اسفزاری ویرایش دوم برداشت گردید. به کمک آرایهی دادههای روزهنگام ایران به ابعاد 718715705 میانگین بلندمدت دما محاسبه و هموارسازی شد و بر پایهی میانگین بلندمدت دمای هر یک از نقاط کشور سال به دو بخش گرم و سرد بخش شد. سرانجام نقشههای تاریخهای بالاترین و پایینترین دمای روزانه، تاریخهای آغاز و پایان بخش گرم و میانگین دمای روزانه در بخش سرد و گرم محاسبه و ترسیم گردید. این نقشهها نشان داد که میانگین دمای روزهنگام ایران 2/25 درجه سلسیوس است.
دورهی گرم ایران از 28 فروردین تا 3 آبان و دورهی سرد از 4 آبان تا 27 فروردین سال بعد رخ میدهد. دورههای سرد و گرم در همه جای ایران همزمان آغاز نمیشود. در بخشهای جنوبی و جنوبشرقی کشور فصل گرم زودتر آغاز میشود و دیرتر به پایان میرسد. اوج گرما در ایران در نقاط مختلف با 70 روز فاصله به وقوع میپیوندد. در حالی که اوج سرما در سراسر ایران تقریباً همزمان و با 15 روز فاصله رخ میدهد."
درآمدی بر بازتولید فضاهای مسکونی در نواحی حاشیه نشین: مطالعه موردی منطقه سیلاب تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بازتولید فضاهای مسکونی در بخشی از منطقه حاشیهنشین سیلاب تبریز میپردازد. اهمیت این موضوع بیشتر از آنرو است که بخش قابل توجهی از جمعیت شهر تبریز در نواحی حاشیهنشین اسکان دارند و هر ساله در اثر فرایندهای اجتماعی و اقتصادی نامناسب به تعداد آنها افزوده میشود. با توجه به اینکه با این روند رشد، امکان تأمین و ارائه مسکن رسمی و استاندارد، حداقل در کوتاهمدت، منتفی است بنابراین ارائه طرحهای مسکونی متناسب با وضعیت اجتماعی، اقتصادی، جغرافیائی و کالبدی ساکنان اجتنابناپذیر مینماید.
مقاله حاضر در چارچوب فرایند برنامهریزی و طراحی فضاهای مسکونی به صورت پیمایشی انجام میپذیرد. این مطالعه علاوهبر آمار و اطلاعات و نقشههای موجود، از مصاحبه حضوری، تنظیم و تکمیل پرسشنامه، طبقهبندی، برداشتهای میدانی از محل همراه با بیان تصویری بهره میگیرد. بررسی فضاهای مسکونی منطقه سیلاب تبریز نشان میدهد که علاوه بر ارتقا کیفیت فضاهای زیستی، بهرهبرداری بهینه از فضاها و تقویت مصالح ساختمانی، بایستی آموزش اصول معماری توزیعی (چیدمان) و توسعه فضاهای چندمنظوره با توجه به شرایط حاکم بر اقلیم منطقه، معیشت و سنت سکونت ساکنان، مورد توجه قرار گیرد.
تدوین الگوی برنامه ریزی راهبردی توسعه اکو توریسم تالابی در راستای سلامت اکوسیستم تالاب و پایداری جوامع روستایی، مورد محدوده تالابهای میانکاله و لَپوی زاغْمَرز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تالابهای میانکاله و لپوی زاغمرز با جاذبههای متنوع اکولوژیکی شرایط توسعه اکو توریسم تالابی را با تدوین راهبردهای مناسب دارا هستند. مسأله مهم در توسعه اکو توریسم تالابی، طراحی الگوی راهبردی و توسعه شاخصهای مناسب است تا ضمن بهرهبرداری از جاذبه های طبیعی سلامت اکوسیستم و پایداری جوامع محلی را ممکن سازد. هدف پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و شیوه میدانی (پرسشنامه) سنجش ظرفیت اکو توریسم تالابی در روستاهای مورد مطالعه و طراحی راهبردهای توسعه اکو توریسم تالابی بر اساس شاخصهای مؤثر در توسعه اکو توریسم تالابی میباشد. در ابتدا الگوی نظری مطلوب و شاخصهای مهم توسعه اکو توریسم تالابی تدوین شد، سپس در راستای الگو به بررسی ظرفیت اکو توریستی تالاب های میانکاله و لپوی زاغمرز و روستاهای دهستان میانکاله و ارائه راهبردهای مطلوب توسعه اکو توریسم تالابی در منطقه پرداخته شد. چارچوب پیشنهادی بر حسب سه محور «حفاظت تالاب»، «آموزش» و «توانمندسازی روستا» است که در منطقه از دیدگاه سه گروه خبرگان، مسئولین و روستاییان 11 روستای دهستان میانکاله آزمون شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون آماری t تک نمونهای و برای ارائه راهبردها از روش سوات و ماتریس QSPM استفاده شد. یافتهها نشان میدهد ظرفیت اکو توریستی تالابها بالا بوده و در روستاهای مورد مطالعه نیز ظرفیت اکو توریستی بر اساس طیف لیکرت در اکثر شاخصهای مورد سنجش بالاتر از حد مطلوب عددی مورد آزمون (عدد 3) ارزیابی شده است و در سطح آلفا 0.05. نیز معنادار بوده است. همچنین با ارزیابی محیط درونی تعداد 17 نقطه قوت و 15 ضعف و با مطالعه محیط بیرون تعداد 16 فرصت و 13 تهدید شناسایی شد. تحلیل کمی نشان می دهد توسعه اکو توریسم تالابی در منطقه منوط به اتخاذ راهبردهای بازنگری میباشد..
نقش توریسم در توسعه روستایی
حوزههای تخصصی:
نقش گردشگری خانه های دوم در تغییرات کالبدی _ فیزیکی نواحی روستایی (مطالعه موردی : دهستان برغان شهرستان ساوجبلاغ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری خانه های دوم یکی از الگوهای مهم گردشگری در نواحی روستایی است که بر فضای روستایی در ابعاد مختلف، به ویژه کالبدی فیزیکی، تأثیر مثبت و منفی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی پیامدهای کالبدی فیزیکی گردشگری خانه های دوم و روش تحقیق توصیفی تحلیلی بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد و روایی آن به صورت صوری و پایایی آن با آلفای کرونباخ 80/0 به تأیید رسید. همچنین داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری تجزیه و تحلیل شد. جامعة آماری تحقیق شامل چهار روستای دهستان برغان، با 550 نفر جمعیت، است. نمونه ها (150 N=) با استفاده از فرمول کوکران از بین مردم روستا به صورت تصادفی انتخاب شدند. معماری خانه های روستایی با کارکردهای مختلف آن ها تناسب دارد؛ مثل کارکرد اتاق، انبار، محل خشک کردن محصولات باغی، آغل حیوانات، و ... در حالی که خانه های دوم فقط کارکرد استراحتی و تفریحی دارند. این الگو عمدتاً بر سبک معماری خانه های ساکنان نیز تأثیر گذاشته، موجب کاهش فضاهای معیشتی درون بافت خانه های آنان شده، و ساختاری نامتناسب با کارکرد روستا به وجود آورده است. یافته ها بیانگر آن است که در دهه های اخیر با پیامدهای کالبدی گوناگون مانند تغییر کاربری باغات و مزارع، بافت سنّتی مسکن روستا، کاهش دسترسی ساکنان به زمین های مسکونی، معماری ناهمگون با محیط همراه بوده و منجر به بروز ناهماهنگی در چهره و ساختار محیطی آن شده است.
تحلیلی بر عوامل مؤثر در توسعه یافتگی و نقش آن در مهاجرت های روستایی مطالعه موردی: استان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال هشتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۲
11 - 22
حوزههای تخصصی:
دست یابی به توسعه همه جانبه نیازمند توزیع عادلانه خدمات و امکانات در تمامی نواحی می باشد. در همین راستا در تحقیق حاضر به بررسی عوامل مؤثر در توسعه یافتگی شهرستان های استان زنجان و نقش آن در مهاجرت های روستایی پرداخته شده است. نوع تحقیق کاربردی، روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات با استفاده مطالعات کتابخانه ای و جهت تجزیه و تحلیل و تجزیه اطلاعات بدست آمده از روش های تحلیل عاملی و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق 7 شهرستان استان زنجان می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد، به طور کلی استان زنجان جزء استان های مهاجرفرست کشور محسوب شده و در میان 17 استان مهاجر فرست کشور در رتبه 12 قرار دارد. نتایج نشان می دهد، عامل کالبدی، اقتصادی و کشاورزی با مقدار ویژه 33.180 و 58 درصد توجیح واریانس مهم ترین عامل در توسعه یافتگی شهرستان های استان زنجان می باشد. همچنین نتایج نشان می دهد، شهرستان های زنجان و ابهر توسعه یافته ترین و شهرستان های خرم دره و طارم و ماه نشان توسعه نیافته ترین شهرستان های استان و در رتبه های 5 و 6 و 7 از نظر توسعه یافتگی قرار دارند. شهرستان های زنجان و خدابنده توسعه یافته ترین و شهرستان های ماه نشان و خرمدره کم توسعه ترین شهرستان ها در بخش اقتصادی می باشد. شهرستان های زنجان و ابهر توسعه یافته ترین و شهرستان های ایجرود و طارم توسعه نیافته ترین شهرستان ها در بخش کالبدی می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد، میان توسعه یافتگی شهرستان های استان زنجان و میزان مهاجرت ها رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، به عبارتی دیگر شهرستان هایی که از نظر سطح توسعه در وضعیت پائین قرار داشتند، دارای مهاجرت بیشتری بوده اند.
بررسی و ارزیابی خدمات مراکز بهداشتی– درمانی شهر زابل با استفاده از مدل TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خدمات مراکز بهداشتی - درمانی در سطح شهرها با سلامت و پیشرفت جوامع شهری ارتباط مستقیم دارد. افراد جامعه در سنین مختلف احتیاجات بهداشتی متفاوتی دارند و تأمین این نیازها در چارچوب ارایه مطلوب خدمات مراکز بهداشتی- درمانی امکانپذیر میباشد. بنابراین ارزیابی خدمات بهداشتی و درمانی در ابعاد مختلف کمی و کیفی ضرورت پیدا مینماید. در این جهت، تعیین اولویتها بر اساس روشهای علمی میتواند راه گشایی حل مسائل خدمات بهداشتی - درمانی گردد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی و ارزیابی خدمات مراکز بهداشتی- درمانی در سطح شهر زابل با استفاده از مدل TOPSIS است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای، اسنادی و بررسیهای میدانی میباشد. محدوده مورد مطالعه شامل مراکز بهداشتی- درمانی شهر زابل است، که به مراکز بهداشتی- درمانی روستایی و پایگاههای بهداشت شهر نیز خدمات ارائه میکند. دادهها و اطلاعات مربوط به مراکز و همچنین ارزیابی معیارهای مختلف آن با مراجعه مستقیم به مراکز بهداشتی- درمانی و نظرخواهی از مسئولین آن و شهروندان، در قالب پرسشنامه جمعآوری و مورد استفاده قرار گرفتند. مراکز مورد نظر با توجه به 6 معیار کمی و کیفی (قابلیت توسعه در آینده، تعداد امکانات، تعداد کارکنان، سهولت دسترسی، شعاع خدماترسانی، نحوه توزیع مراکز بهداشتی در سطح شهر بر اساس جمعیت تحت پوشش) با مدل TOPSISمورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از مدل TOPSIS، سلسله مراتب و اولویتبندی مراکز بهداشتی - درمانی را در سطح شهر زابل به این صورت A1>A3>A2>A4 نشان میدهد. بنابراینA1 (ولیعصر) در رتبه 1، A2 (امام رضا) در رتبه 3، A3 (حضرت رسول) در رتبه 2، و A4 (پایگاه المهدی) در رتبه 4 قرار میگیرد.
جغرافیای مذهبی آسیای مرکزی
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کارکرد مدیریت محله ای در محله آرارات تهران بر پایه نمایه های حکم روایی خوب شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، بزرگ شهرهای ایران همگام با کلان شهرهای گیتی با تنگناهایی پرشمار روبه رو شده اند که از آن میان، می توان به چالش های مدیریت شهری، به ویژه چالش مدیریت متمرکز، نمارش و اشاره کرد. پیرو همین، مدیریت شهری تهران پس از بنیان گذاری شورایاری محله، به راه اندازی الگوی نوین مدیریت محله ای روی آورد. این الگو هم پوش و منطبق با نمایه های حکم روایی خوب شهری است که بیشتر در کلان شهرها و برای مدیریت بهتر، نامتمرکز و مردم سالارانه شهرها کاربردی شده است. در این زمینه، مقاله پیش رو وضعیت نمایه های حکم روایی خوب شهری را در محله آرارات از منطقه سه شهرداری تهران بررسی و سنجش می کند، تا به کارکرد هر یک از این نمایه ها در محله مورد پژوهش پی ببرد. این پژوهش از گونه توصیفی- تحلیلی بوده و ابزار سنجش پرسش نامه است که پس از استخراج گویه های نمایه ها و بهره گیری از طیف سنجشی لیکرت، از کارشناسان درگیر مدیریت شهری که ساکن همیشگی محله بودند، پرسشگری شد. در این پژوهش، اندازه نمونه 20 تن (نفر)، روش نمونه گیری گزینشی و گونه پژوهش، کاربردی است. یافته ها با بهره گیری از آزمون پارامتری تی (T Test) برای آزمودن گمانه (فرضیه) یکم و آزمون ناپارامتری فریدمن (Friedman Test) برای آزمودن گمانه دوم در فضای نرم افزاری SPSSتحلیل شده اند. بر پایه نتایج مقاله، میان میانگین داده ها برای هشت نمایه تحت بررسی، تفاوت معناداری وجود دارد. این محله، در زمینه کارکرد میانگین مجموعه نمایه های حکم روایی خوب شهری، وضعیتی نسبتاً مطلوب دارد؛ ولی از دید کارکرد یک به یک نمایه ها، وضعیتی نامطلوب یا ضعیف دارد، چون بر پایه تحلیل وضعیت مطلوبیت میانگین برای مجموعه نمایه های هشت گانه، میانگین به دست آمده در دسته مطلوبیت نسبتاً مطلوب با سطح معناداری کمتر از خطای آماری 001/0 است. در زمینه آزمون گمانه یکم، چون از میان نمایه های حکم روایی خوب شهری، مشارکت و پاسخ گویی، در میان نمایه هایی با بیشترین میانگین رده ای جای دارند، بنابراین این گمانه هم در کنار گمانه یکم، هر دو با اطمینان آماری 99% پذیرش می شوند.
پهنه بندی تأثیر خشکسالی بر پوشش گیاهی توسط سنجش از دور در دشت یزد اردکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش پیش رو شاخصی به نام نمایه ی تأثیر خشکسالی (IDI) معرّفی شده است که بیانگر تأثیرات درازمدّت شرایط اقلیمی منطقه ی مطالعاتی، بر وضعیّت پوشش گیاهی مراتع آن منطقه است. نمایه ی تأثیر خشکسالی با تلفیق عواملی چون بارندگی و دما (به عنوان مهم ترین عناصر اقلیمی تأثیرگذار بر پوشش گیاهی منطقه ی مطالعاتی) و شاخص پوشش گیاهی SAVI با استفاده از تصاویر ماهواره ای محاسبه می شود. از مزایای نمایه ی مذکور این است که در GIS قابل محاسبه بوده و خروجی آن به صورت نقشه است و بنابراین می تواند پهنه بندی آثار خشکسالی بر پوشش گیاهی منطقه ی مطالعاتی را انجام دهد. در این پژوهش نمایه ی IDI با تلفیق داده های ایستگاه های هواشناسی دشت یزد اردکان برای تهیّه ی نقشه های بارندگی و دمای دشت (آمار هشت ایستگاه از بدو تأسیس تا کنون) و یک سری زمانی از داده های ماهواره ای سنجنده ی مادیس برای تهیّه ی نقشه ی SAVI مراتع (مشتمل بر 30 تصویر از ماه های دارای حداکثر پوشش گیاهی، بین سال های 2000 تا 2009 میلادی) محاسبه و سپس پهنه بندی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مناطق شمالی دشت، دارای بیشترین مقدار IDI نسبت به مناطق دیگر هستند. بیشتر بودن مقدار عددی این نمایه در این مناطق، نشان دهنده ی تأثیرپذیری بیشتر پوشش گیاهی مناطق مذکور از پدیده ی خشکسالی ها و شرایط حاد محیطی است. طبقه بندی IDI به کلاس های شدید، متوسط و ضعیف، نشان می دهد که بیشترین مساحت مراتع دشت یزد اردکان به شدّت تأثیر متوسّط اختصاص یافته (حدود 50%) که این نواحی کمابیش در تمامی نقاط دشت پراکنده شده اند. همچنین تأثیر خشکسالی بر 39 درصد از مساحت مراتع منطقه ی مطالعاتی کم و بر 11 درصد باقیمانده شدید بوده است.
بررسی سطح توسعه روستایی با تکنیک TOPSIS (مطالعه موردی: بخش اصلاندوز- پارس آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه استفاده از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی می تواند معیاری مناسب برای تعیین جایگاه روستا و رفع مشکلات و نارسایی های جهت نیل به رفاه اقتصادی و سلامتی اجتماعی باشد. هدف این تحقیق بررسی توسعه یافتگی سکونتگاه های روستایی بخش اصلاندوز شهرستان پارس آباد می باشد. تعداد سکونتگاه ها 118 مورد و تعداد شاخص 27 مورد اشند. این تحقیق از نوع توصیفی بود. جهت رتبه بندی سکونتگاه های بخش از روشTOPSIS استفاده شد. نتایج نشان داد که بر اساس میزان محاسبه شده، حداقل 083/0 برای قشلاق گدایلو و حداکثر 67/0 برای شهر اصلاندوز می باشد و میانگین آن برابر 16/0 است. دامنه نوسان سطح توسعه یافتگی سکونتگاه های بخش 58/0 برآورد شده است. هم چنین 13 سکونتگاه در حال توسعه و 103 سکونتگاه توسعه نیافته می باشند. تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین های های سطوح توسعه وجود دارد.
اولویت بندی قطب های گردشگری و تدوین راهبردهای توسعه گردشگری منطقه ای با استفاده از تکنیک TOPSISو SWOT مطالعه موردی: استان کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
امروزه توسعه شهرنشینی و نیاز به گذران اوقات فراغت و رهایی از تنش های روزمره، اهمیت جاذبه های گردشگری در نواحی جغرافیایی را بیشتر نمایان ساخته؛ از این رو الگوهای نوین توسعه گردشگری بر مدار توسعه محلی و بهره گیری از تنوع های مکانی- فضایی گردشگری استوار هستند؛ لذا در برنامه ریزی آمایش سرزمین به منظور شناخت محیط های مستعد، هدایت گردشگران، کاهش آسیب های زیست محیطی و تمرکز فعالیت در مناطق مستعد، اولویت بندی نواحی و سپس ارائه برنامه-ریزی راهبردی برای اجرای طرح های توسعه در کانون توجه برنامه ریزان توسعه قرار دارد. بر این اساس استفاده ازروش های مناسب جهت شناسایی بهترین مکان از میان تعداد زیادی مکان، با مدد معیارها و شاخص ها، ضروری می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی قطب های گردشگری استان کرمانشاه بر اساس 4 شاخص(طبیعی، تاریخی، تفریحی، تجاری) صورت گرفته که بر اساس این اولویت بندی به تدوین راهبردهای توسعه گردشگری در این قطب ها می پردازد. پژوهش حاضر از نظر روش و ماهیت توصیفی – تحلیلی و پیمایشی و بر حسب محتوا کاربردی- توسعه ای می باشد. ابزار پژوهش پرسشنامه و جامعه آماری پژوهش را صاحب نظران و کارشناسان گردشگری در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تشکیل می دهد و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل های TOPSIS و SWOT استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان به ترتیب اهمیت در قطب گردشگری کنگاور 93/0، اورامانات 92/0(بسیار خوب)، قصر شیرین 61/0(خوب)، کرمانشاه با 45/0(متوسط) و اسلام آباد غرب با صفر(ضعیف) ارزیابی شده است. که نشان دهنده این است که قطب های گردشگری به برنامه ریزی استراتژیک نیازمند می باشد.