فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
139 - 176
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: با پیشرفت فناوری های سنجش ازدوری و یادگیری عمیق، شناسایی خودکار شبکه ی راه ها به ویژه در مناطق روستایی و راه های فرعی، امکان پذیر شده است. همچنین، روش های سنتی نقشه برداری، به دلیل هزینه بر و زمان بر بودن، جای خود را به روش های مبتنی بر داده های سنجش ازدوری و یادگیری ماشین داده اند. بدین منظور هدف این تحقیق، بررسی جامعی از تحقیقات انجام شده در زمینه ی تهیه نقشه راه ها با استفاده از داده های سنجش ازدوری خصوصاً در سال های اخیر می باشد. به طورکلی تهیه ی نقشه از شبکه ی راه ها، روش های متفاوتی را دربر می گیرد که یکی از روش های قابل اعتماد و مقرون به صرفه، شناسایی اتوماتیک از طریق تصاویر سنجش ازدوری می باشددر نگاه کلی بنابر نوع مسیر موردمطالعه که شبکه ی راه های روستایی می باشد، تصاویر ماهواره ای با حد تفکیک مکانی متوسط و دسترسی رایگان نمی توانند گزینه ای جهت دستیابی به دقت های بالا باشند؛ از این رو، می توان از روش های تلفیق تصاویر ماهواره ای که منجر به افزایش حد تفکیک مکانی می شوند و نتایج الگوریتم های شناسایی را بهبود می بخشند، بهره گرفت. یکی از راه های تلفیق تصاویر ماهواره ای، الگوریتم های سوپر رزولوشن می باشند. این مطالعه می تواند مرجعی جهت مقایسه و انتخاب روشی جهت شناسایی شبکه ی راه ها به صورت خودکار و همچنین روش هایی جهت بهبود حد تفکیک مکانی تصاویر سنجش ازدوری برای کمک به شناسایی را ه هایی با عرض کم (مانند شبکه ی راه های روستایی) باشد، تا محققان با توجه به هدف و نوع شبکه ی راه مورد مطالعه، داده ها و الگوریتم مناسب را انتخاب نمایند. مواد و روش: هدف این پژوهش بررسی روش های موجود تشخیص شبکه ی راه ها و چگونگی استفاده از تصاویر ماهواره ای با حد تفکیک مکانی متوسط جهت این امر می باشد. در ابتدا داده ها و روش های قابل استفاده جهت تولید نقشه ی شبکه ی راه مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، اصول استفاده شده در حوزه ی تشخیص شبکه ی راه ها با استفاده از تصاویر سنجش-ازدوری تشریح شده و بر اساس این اصول دسته بندی بصورت روش های مبتنی بر کلاسه بندی، قطعه بندی، شاخص راه و یادگیری ماشین انجام پذیرفته است. جهت به کارگیری تصاویر ماهواره ای با حد تفکیک مکانی متوسط نیز روش های بهبود حد تفکیک مکانی مورد بررسی قرار گرفته اند. در نهایت روش ها از نظر پارامتر های ورودی، نحوه سازوکار و خروجی قابل ارائه بررسی شده اند تا نقاط قوت و ضعف هر کدام شناسایی شود و بتوان از آنها در کاربردهای مختلف به بهترین نحو استفاده نمود. بحث و بررسی: با توجه به بررسی های انجام شده از مقاله های مورد بررسی از مجله های معتبر مختلف در زمینه ی تشخیص شبکه ی راه ها، روش های مبتنی بر کلاسه بندی، قطعه بندی، شاخص راه و یادگیری ماشین به ترتیب سهم هایی حدود 28 ، 31، 5 و 36 درصدی را دارا می باشند؛ شایان ذکر است که در سال های اخیر روش های مبتنی بر کلاسه بندی و قطعه بندی با شبکه-های عصبی توسعه یافته اندکه در حالت کلی روش های مبتنی بر یادگیری ماشین سهم بیشتری( حدود 60 درصد) را در بر بگیرد. همچنین در زمینه ی سوپر رزولوشن، بررسی های انجام شده نشان می دهد که روش های مبتنی بر روش های سنتی و یادگیری عمیق به ترتیب سهم هایی حدود 44 و 56 درصدی را دارا می باشند که در سال های اخیر اغلب رویکردهای مبتنی بر یادگیری عمیق در حال توسعه هستند. نتیجه گیری: بررسی ها نشان می دهد که استفاده از مدل های یادگیری عمیق در تشخیص شبکه ی راه ها نتایج بهتری نسبت به روش های سنتی ارائه می دهند و به تدریج جایگزین این روش ها شده اند. مدل های یادگیری عمیق با قابلیت استخراج ویژگی های پیچیده و کاهش نیاز به مداخله ی انسانی، دقت و کارایی فرایند تشخیص را بهبود بخشیده اند. از طرف دیگر، تکنیک های سوپر رزولوشن مبتنی بر یادگیری عمیق می توانند با افزایش حد تفکیک مکانی تصاویر، مشکلات ناشی از کمبود تصاویر با وضوح بالا را حل کنند. این تکنیک ها با حفظ ویژگی های طیفی و کاهش نویز، می توانند تصاویر با کیفیت تری برای تشخیص راه ها ارائه دهند. به طور کلی، ترکیب روش های سوپر رزولوشن و یادگیری عمیق برای شناسایی شبکه ی راه ها، رویکردی مقرون به صرفه و کارآمد برای به روزرسانی نقشه های راه ارائه می دهد. این رویکردها با کاهش هزینه ها و زمان مورد نیاز برای تشخیص، می توانند به طور گسترده ای توسط محققان و متخصصان در زمینه های مختلف مورد استفاده قرار گیرند. همچنین، با توسعه ی بیشتر این تکنیک ها و بهبود دقت آن ها، می توان به راهکارهای جدیدی برای مدیریت و برنامه ریزی ساخت و نگهداری جاده ها دست یافت.
سنجش تأثیر برنامه ریزی کاربری اراضی شهری در کاهش مصرف انرژی کلان شهر اهواز، مطالعه موردی: محلات پردیس و کیانپارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳۴
199 - 219
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی در مدیریت فضاهای شهری، تأثیر به سزایی در کاهش مصرف انرژی و بهینه سازی استفاده از منابع طبیعی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر برنامه ریزی کاربری اراضی شهری در کاهش مصرف انرژی در کلان شهر اهواز، با تمرکز بر محلات پردیس و کیانپارس است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق روش های میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده و نمونه گیری در مطالعات پیمایشی به صورت طبقه ای متناسب با حجم جامعه ذی نفع انجام شد. برای خبرگان، تکنیک دلفی با روش نمونه گیری گلوله برفی به کار گرفته شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل آماری خی دو در نرم افزار SPSS، مدل تصمیم گیری مارکوس و معادلات ساختاری مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد که چیدمان کاربری ها در شهر اهواز تأثیر قابل توجهی بر مصرف انرژی دارد و برنامه ریزی مناسب کاربری اراضی می تواند به طور معناداری مصرف انرژی را کاهش دهد. با توجه به تفاوت های موجود در کاربری اراضی این دو محله، راهکارهای متفاوتی برای کاهش مصرف انرژی در هر یک از آن ها قابل ارائه است. مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که کاربری اراضی تأثیر قابل توجهی بر شاخص های مصرف انرژی در محلات پردیس و کیانپارس اهواز دارد. ضرایب تأثیر بالای0.5 برای تمامی متغیرها، نشان دهنده ارتباط قوی بین کاربری اراضی و مصرف انرژی است. همچنین، تحلیل آماری نشان می دهد که کاربری اراضی محلات پردیس و کیانپارس 84 درصد از واریانس متغیر شاخص های مصرف انرژی را تبیین می کند. این مقدار بزرگ نمایانگر توان بالای کاربری اراضی در توضیح تغییرات مصرف انرژی است. و شاخص های قیمت گذاری حامل ها (A5) با ضریب 0.687 و سیاست های کلان (A9) با ضریب 0.683 و تنوع منابع مصرفی (A6) با ضریب 0.681، بیشترین تأثیر را بر مصرف انرژی دارند.
تحلیل مسائل آینده شکوفایی شهری کلان شهر کرج با استفاده از روش نقشه شناختی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
161 - 175
حوزههای تخصصی:
کلان شهر کرج به عنوان یکی از مهم ترین مراکز جمعیتی و اقتصادی کشور، در سال های اخیر با چالش های متعددی در مسیر دستیابی به شکوفایی شهری مواجه بوده است. رشد سریع جمعیت، گسترش حاشیه نشینی، نابرابری های اجتماعی-اقتصادی، فشار بر زیرساخت ها و چالش های زیست محیطی از جمله موانع پیش روی این کلان شهر محسوب می شوند. این پژوهش با هدف تحلیل چالش های آینده شکوفایی شهری در کلان شهر کرج با استفاده از روش نوین نقشه شناختی فازی (FCM) انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی است که داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی گردآوری شد. با به کارگیری روش دلفی، 30 پیشران مؤثر در قالب چارچوب STEEP (اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی) شناسایی و سپس با مشارکت 15 خبره، مدل نقشه شناختی فازی طراحی و در نرم افزار Mental Modeler تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بعد اقتصادی با ۹ پیشران و میانگین تأثیر ۸.۴ از ۱۰، بیشترین نقش را در شکوفایی آینده کرج دارد. مدل نهایی متشکل از ۱۳ عنصر و ۴۳ رابطه بود که شاخص های تراکم (۰.۲۷) و پیچیدگی (۰.۸۴) آن، حاکی از سیستم پیچیده و به هم پیوسته چالش های شهری است. تحلیل مرکزیت نشان داد که عوامل ساختاری از قبیل «شکاف طبقاتی» (P3) و «کاهش رشد اقتصادی» (P1) بیشترین تأثیر را بر سیستم داشته، در حالی که عواملی مانند «برابری جنسیتی» (Geq) و «رضایت شغلی-درآمدی» (In) بیشترین تأثیرپذیری را دارا بودند. نتایج نشان می دهد که مسائل زیرساختی، مدیریتی و زیست محیطی نیز از موانع جدی در مسیر شکوفایی شهری هستند. در نهایت، تحقق شکوفایی شهری در کرج مستلزم گذار از برنامه ریزی جزیره ای و اتخاذ رویکردی نظام مند، آینده نگر و مشارکتی با تأکید بر حل چالش های ساختاری و تقویت حکمروایی شهری یکپارچه است.
فرصت های بندر چابهار در راستای بهبود امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
143 - 161
حوزههای تخصصی:
بندر چابهار در استان سیستان و بلوچستان واقع در جنوب شرق کشور ایران به عنوان یک نقطه ارزشمند کلیدی در مسیرهای ترانزیتی منطقه ای، فرصتی ویژه برای جمهوری اسلامی ایران به منظور تقویت امنیت اقتصادی فراهم می آورد. این بندر به دلیل موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود در کنار دریای عمان و سواحل مکران و نزدیکی به کریدورهای جهانی، امکان دسترسی به بازارهای جهانی و اتصال به کشورهای همسایه را فراهم می کند. هدف از این مقاله تدوین استراتژی های بهره گیری از فرصت های بندر چابهار در راستای بهبود امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران است. در راستای دستیابی به این هدف از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته شد. یافته های تحقیق نشان داد با توجه به شرایط کنونی و تحریم های بین المللی، بهره گیری بهینه از بندر چابهار می تواند به کاهش وابستگی های اقتصادی، تقویت روابط تجاری با کشورهای آسیای میانه، هند و سایر شرکای بین المللی و ارتقای امنیت اقتصادی داخلی جمهوری اسلامی ایران کمک کند. استراتژی های پیشنهادی برای استفاده از این فرصت ها شامل توسعه زیرساخت ها و افزایش ظرفیت های بندری، تسهیل تعاملات تجاری با کشورهای هدف، تقویت بخش حمل ونقل و ترانزیت، و همچنین توجه به ایجاد مناطق آزاد تجاری و صنعتی در اطراف بندر است. علاوه بر این، استفاده از سیاست های اقتصادی هماهنگ و دیپلماسی فعال برای جذب سرمایه گذاری خارجی و ارتقای روابط دوجانبه می تواند به بهبود موقعیت اقتصادی ایران در سطح منطقه ای و بین المللی کمک کند. با اجرای این استراتژی ها، ایران قادر خواهد بود تا با بهره گیری از پتانسیل های بندر چابهار، امنیت اقتصادی خود را در برابر تهدیدات خارجی تقویت کرده و نقش مهم تری در تجارت جهانی ایفا کند.
تحلیلی بر قابلیت ها و محدودیت های محلات اسکان غیررسمی شهر بجنورد از منظر بازآفرینی شهری پایدار (مورد پژوهی: محلات باقرخان 1، 2 و پرسی گاز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
81 - 103
حوزههای تخصصی:
کاربست رهیافت بازآفرینی شهری پایدار در سکونتگاه های غیررسمی، به منظور تقویت قابلیت های سکونتگاه های غیررسمی و کاهش محدودیت-های آن می تواند منجر به معکوس شدن روند افت کیفیت زیست و زندگی ساکنان آن ها شود؛ اما تحقق این هدف در وهله اول نیازمند شناسایی قابلیت ها و محدودیت های محدوده های غیررسمی است تا در بستر آن بتوان به این امر نائل آمد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر در راستای تبیین قابلیت ها و محدودیت های محلات اسکان غیررسمی باقرخان1، باقرخان2 و پرسی گاز شهر بجنورد از منظر بازآفرینی شهری پایدار انجام گرفته است. این پژوهش با ماهیت توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر چارچوب سنجشی نگاشته شده، با استفاده از روش اسنادی و پیمایشی، اطلاعات را گردآوری نموده است. حجم نمونه پژوهش با استفاده از فرمول کوکران، 367 نفر تعیین و برای تعیین روایی پرسشنامه پژوهش از اعتبار محتوایی و برای پایایی آن نیز از آلفای کرونباخ بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هرچند محلات باقرخان1، باقرخان2 و پرسی گاز شهر بجنورد با محدودیت های پرشماری از منظر بازآفرینی شهری پایدار ازجمله پایین بودن سطح سواد، پایین بودن حس تعلق به مکان، تعدد فضاهای ناامن و بی دفاع، پایین بودن امنیت اجتماعی، سرانه پایین کاربری های خدماتی، تخصص ناکافی شاغلان، پایین بودن سطح توانمندی حرفه ای ساکنان، کیفیت نامناسب محیطی، پایین بودن تاب آوری کالبدی، حکمروایی پایین محلی و غیره روبرو هستند؛ اما در مقابل دارای قابلیت هایی نیز در این زمینه شامل بالا بودن سابقه سکونت ساکنان، پایین بودن بزهکاری اجتماعی، بالا بودن مراودات و همبستگی اجتماعی، بالا بودن سرمایه اجتماعی، وجود اراضی با قابلیت کشاورزی و احساس امنیت تصرف هستند که در صورت لزوم می تواند محرک بازآفرینی پایدار در سطح این محلات باشند.
بازسازی مناطق جنگ زده و تأثیر آن بر توسعه پایدار کالبدی در شهرها (مطالعه موردی: شهر خرمشهر )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
54 - 70
حوزههای تخصصی:
مقدمه در بازسازی مناطق جنگ زده، باید توجه خاصی به حفظ ویژگی های بومی و محلی و ساختار اجتماعی منطقه داشت. این بازسازی ها باید به گونه ای طراحی شوند که مردم بتوانند در فرایند بازسازی مشارکت کنند و از این طریق به بازسازی نه تنها فضای فیزیکی، بلکه ساختار اجتماعی و فرهنگی خود نیز بپردازند. در بسیاری از موارد، عدم توجه به این ابعاد می تواند به از دست رفتن هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی منطقه منجر شود و نتایج منفی اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد. در این زمینه، یکی از دغدغه های مهم موجود در فرایند بازسازی مناطق جنگ زده، ایجاد تعادل بین بازسازی فیزیکی و حفظ هویت فرهنگی است. خرمشهر به عنوان یکی از شهرهای مهم مرزی ایران، در جریان جنگ تحمیلی دچار آسیب های عمیق کالبدی، اجتماعی و فرهنگی شد. در دهه های پس از جنگ، تلاش های گسترده ای برای بازسازی این شهر صورت گرفته، اما اغلب این اقدامات بر ترمیم فیزیکی بناها و زیرساخت ها متمرکز بوده اند و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و هویتی شهر کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با وجود آنکه ادبیات تخصصی و اسناد سیاست گذاری از دهه ۱۳۷۰ تا کنون، بر ضرورت بازسازی بر پایه توسعه پایدار و با محوریت هویت شهری و مشارکت اجتماعی تأکید داشته اند، شواهد میدانی نشان می دهد بسیاری از این توصیه ها در عمل محقق نشده اند. شرایط منحصربه فرد خرمشهر از جمله موقعیت مرزی، تنوع قومی و فرهنگی، سابقه طولانی مهاجرت، و تداوم آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از جنگ، سبب شده اند که بازسازی این شهر با چالش هایی فراتر از ملاحظات کالبدی مواجه باشد. در چنین بستری، لازم است بازسازی نه تنها به عنوان پروژه ای فنی و ساختمانی، بلکه به عنوان فرایندی اجتماعی، فرهنگی و شهری نگریسته شود که هدف آن، بازآفرینی یک شهر پایدار، هویتمند و زیست پذیر است. با توجه به این زمینه، مسئله اصلی پژوهش آن است که بازسازی انجام شده در خرمشهر تا چه اندازه توانسته است به پایداری کالبدی منطبق با نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر منجر شود، و چه شکاف هایی میان دیدگاه های ساکنان، معماران و مدیران شهری در ارزیابی این فرایند وجود دارد؟ مواد و روش ها روش تحقیق این مطالعه به صورت ترکیبی (کمّی و کیفی) طراحی شده است تا امکان تحلیل هم زمان داده های تجربی و ادراکی فراهم شود. این رویکرد با توجه به ماهیت چندبعدی پایداری کالبدی در بازسازی شهری انتخاب شده است؛ چرا که این پدیده نه تنها متکی بر شاخص های فنی، بلکه متأثر از نگرش ها و تجارب ذی نفعان نیز هست. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل ساکنان، معماران و مدیران شهری بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. از هر گروه ۱۰ نفر (در مجموع ۳۰ نفر) با هدف دستیابی به تنوع نظری انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار Maxqda صورت گرفت. در بخش کمّی، از پرسشنامه ای با طیف لیکرت برای سنجش شاخص هایی همچون پایداری کالبدی، کیفیت فضای شهری، مشارکت اجتماعی و هویت تاریخی استفاده شد. داده های حاصل با آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. این طراحی ترکیبی امکان درک عمیق و سنجش پذیر از عوامل مؤثر در بازسازی شهری خرمشهر را فراهم کرده است. یافته ها نتایج نشان می دهند پایداری کالبدی به طور مستقیم تحت تأثیر پایداری انرژی با ضریب رگرسیون 0/57 و سطح معناداری 0/003 قرار دارد که نشان می دهد طراحی های مقاوم و پایدار از نظر کالبدی معمولاً بهینه سازی مصرف انرژی را نیز به همراه دارند. همچنین، کیفیت فضاهای شهری تحت تأثیر دسترسی به حمل ونقل با ضریب رگرسیون 0/62 و سطح معناداری 0/002 قرار دارد که بهبود دسترسی به حمل ونقل عمومی می تواند به بهبود کیفیت فضاهای شهری و راحتی ساکنان کمک کند. هویت شهری و معماری نیز تحت تأثیر حفظ بافت تاریخی با ضریب رگرسیون 0/60 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده اهمیت حفظ فرهنگ و معماری بومی در بازسازی مناطق شهری است. در نهایت، عوامل اجتماعی فرهنگی تحت تأثیر مشارکت اجتماعی با ضریب رگرسیون 0/54 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده سطح پایین اثرگذاری در باززنده سازی شهر خرمشهر پس از جنگ بین ایران عراق است. نتیجه گیری یافته های این پژوهش نشان می دهد بازسازی خرمشهر، با وجود گذشت دهه ها از پایان جنگ، هنوز به الگویی متوازن و پایدار نرسیده است. تحلیل های کمی و کیفی حاکی از آن است که سیاست های بازسازی نتوانسته اند ابعاد کالبدی، اجتماعی و فرهنگی را به طور مؤثر تلفیق کنند. تفاوت معناداری در نگرش میان ساکنان، معماران و مدیران شهری وجود دارد؛ ساکنان بیشتر بر ایمنی و کیفیت محیط زندگی تأکید دارند، در حالی که معماران و مدیران به جنبه های فنی می پردازند. این شکاف نشان دهنده نبود گفت وگوی مؤثر میان ذی نفعان است. در بعد فضایی، کیفیت فضا زمانی مطلوب خواهد بود که با عملکرد اجتماعی و زمینه فرهنگی پیوند یابد، امری که در بازسازی های زیرساخت محور کمتر دیده شده است. همچنین، مشارکت اجتماعی در فرایند بازسازی بسیار محدود بوده که در شهری همچون خرمشهر با تنوع فرهنگی و خاطره جمعی قوی، ضعف بزرگی محسوب می شود. نتایج کمی نیز نشان دادند حفظ بافت تاریخی با احساس تعلق شهری رابطه دارد، هرچند این رابطه آماری است نه علّی. در نهایت، پژوهش تأکید می کند که بازسازی شهری باید به مثابه بازآفرینی اجتماعی و فرهنگی دیده شود، نه فقط بازسازی فیزیکی.
تحلیلی بر مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
185 - 207
حوزههای تخصصی:
مسکن مناسب، جزء اولین نیازهای بشر بوده است و کیفیت آن یکی از مؤلفه های مورد نظر انسان در ساخت آن است. امروزه به سبب گسترش شهرنشینی، به تأمین نیاز مسکن و ارتقاء کمی آن بیش از مسائل کیفی و مطلوبیت مسکن توجه شده است، این موضوع در مسکن حاشیه شهر که با مشکل کمبود مسکن روبه رو هستند، بیشتر نمود یافته است. بنابراین ضرورت توجه به مؤلفه های کیفی تأثیرگذار بر مطلوبیت مسکن در حاشیه شهرها بیشتر از زمان های دیگر اهمیت خود را آشکار می سازد. ازآنجاکه ابعاد کالبدی عینی ترین موضوع در ارزیابی و برنامه ریزی مسکن است؛ لذا هدف از انجام این پژوهش تبیین و تحلیل مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها می باشد. روش گردآوری داده ها و استخراج مؤلفه ها به صورت کتاب خانه ای – اسنادی بوده است و از روش تحلیل محتوای کیفی متن و تجزیه وتحلیل توسط نرم افزار MAXQDA جهت دسته بندی مفهومی مؤلفه ها و شناسایی معیارهای پژوهش و همچنین روابط بین مؤلفه ها استفاده شده است. براساس نتایج پژوهش مؤلفه ها در 8 معیار دوام، استحکام و مقاومت مسکن؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم و الگو؛ تسهیلات رفاهی؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات بهداشتی؛ امکانات و خدمات؛ نمای ظاهری و سیمای بصری طبقه بندی شده است. روابط بین مؤلفه ها نیز گویای این است که مؤلفه های جنس و نوع مصالح، وضعیت مصالح، سازه و اسکلت، قوانین و مقررات ساخت وساز، امنیت مالکیت، مکان یابی مناسب، ایمنی در برابر مخاطرات طبیعی، ابعاد و اندازه فضاها، تعداد اتاق، نور و روشنایی، تهویه مناسب و جهت گیری بنا با یکدیگر بیشترین ارتباط را دارا می باشند. با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که بین مؤلفه های کالبدی مسکن مطلوب رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین ارتباط بین مؤلفه ها حاکی از آن است که معیارهای دوام، استحکام و مقاومت؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم الگو؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات رفاهی نیز با یکدیگر رابطه مستقیم دارند.
تحلیلی بر پیشایندهای اجتماعی- فرهنگی و آگاهی های زیست محیطی بر رفتارهای مصرفی صرفه جویانه در حوزه مدیریت مصرف آب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1306 - 1321
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف «تحلیلی بر پیشایندهای اجتماعی _ فرهنگی و آگاهی هایی زیست محیطی بر رفتارهای مصرفی صرفه جویانه در حوزه مدیریت مصرف آب» در بین شهروندان کاشانی انجام شد. رویکرد پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی و مبتنی بر تکنیک پیمایش حضوری و نیز استفاده از ابزار پرسشنامه است. جامعه آماری شامل شهروندان بالای 18 سال شهر کاشان بوده که به روش تحلیل رگرسیونی 180 نفر به عنوان حجم نمونه به شیوه نمونه گیری خوشه ای برگزیده شدند. نتایج تحقیق در بخش توصیفی نشان داد که میانگین رفتار صرفه جویانه در مصرف آب برابر 9/90 و بالاتر از حد متوسط بود. یافته های استنباطی آشکار ساخت که ارتباطی معنی دار و مثبت بین دینداری و تعلقات دینی، فرهنگ محیط زیستی، نگرش به مصرف آب، آگاهی و دانش نسبت به مصرف آب و مسئولیت پذیری با گرایش به رفتارهای مصرفی صرفه جویانه در مصرف آب وجود دارد. همچنین، دینداری و تعلقات دینی با مجموع اثر 745/0 و سپس متغیرهای فرهنگ زیست محیطی (327/0)، نگرش به مصرف آب (261/0) و مسئولیت پذیری (18/0) به ترتیب بیشترین اثر را بر رفتارهای صرفه جویانه در مصرف آب در میان شهروندان شهر کاشان نهاده و مجموع متغیرهای مورد بررسی 70 درصد از واریانس رفتارهای صرفه جویانه در مصرف آب را تبیین نمودند.
تحلیل و ارزیابی محتوایی تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی: یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات علم سنجی با بررسی مقالات علمی در پایگاه های اطلاعاتی معتبر بین المللی، روندها، الگوها و زمینه های پژوهشی مرتبط با تأثیر تغییرات اقلیمی را شناسایی می کنند. هدف پژوهش حاضر تحلیل علم سنجی تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی در پایگاه اطلاعاتی Web of Science است. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی و از نوع کاربردی است که با رویکرد علم سنجی انجام شده است. بازه زمانی موردمطالعه شامل متون منتشر شده در پایگاه اطلاعاتی از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۴ است. برای تحلیل داده ها و ترسیم نقشه های علمی از نرم افزارهای اکسل، و آر استودیو و پکیج بیبلیومتریکس استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد روند رشد سالیانه تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی بخصوص در سال های اخیر رشد چشمگیری داشته است. بررسی مجلات منتشرکننده مقالات پژوهشگران ایران نشان دهنده این است که نشریاتی که بر تحقیقات و مقالات علمی مرتبط با تغییرات آب وهوایی، ابعاد مختلف توسعه پایدار و مدیریت منابع آبی تمرکز داشته اند. بر اساس شاخص های H و G، مجله Journal of Hydrology با داشتن h-indexبرابر با ۲۷۴ و g-index برابر با ۶۵، در رتبه اول قرار دارد. همچنین، همکاری پژوهشگران ایران با سایر کشورها در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی قابل توجه بوده است. دانشگاه های تهران، کل واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک واحد متمرکز و تربیت مدرس به عنوان پرتولیدترین مؤسسات در تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی شناسایی شده اند. پژوهشگران ایرانی کلیدواژه های Climate-Change، Adaptation، Conservation Disease، Water، Emissions، Design، Model، Energy، Temperature و Plants به کاربرده اند. نتایج نشان می دهد ۵ خوشه موضوعی شامل: مدیریت تغییرات اقلیمی، مدل سازی اثر تغییرات بر منابع آب، تحلیل بارندگی، سیستم بهینه سازی منابع و حفاظت از الگوهای تنوع زیستی شناسایی شدند. این نتایج می تواند توسط محققان و سیاست گذاران برای بررسی اهداف تحقیقاتی آینده و توجه به جهت گیری های فعلی مطالعات تغییرات اقلیمی مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل نقش ذینفعان مؤثر بر حکمروایی خوب در دستیابی به توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : حکمروایی شهری به عنوان بدیلی برای الگوی سنتی مدیریت شهری بر گذار از نقش ساختارهای رسمی به عنوان محور تصمیم گیری به سوی نقش یابی جامعه مدنی در اعمال حقوق دموکراتیک و انجام وظایف تأکید دارد. دراین رابطه، نگرش جدید مدیریت شهری، ایجاد سازمان های محلی، افقی و فرابخشی به منظور رسیدن به اهداف توسعه پایدار و جامعه مدنی و نیز تقسیم وظایف بین حکومت های مرکزی و محلی و صلاحیت دار کردن شهروندان از اصول اساسی محسوب می شوند که با نظام اداری مرکزی، عمومی و بخشی مغایرت دارد. داده و روش : تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، به دنبال بررسی و تحلیل نقش کنشگران مؤثر در حکمروایی شهری در دستیابی به توسعه پایدار شهر زنجان است. جامعه آماری شامل شهروندان زنجان به تعداد 430871 نفر است که با روش نمونه گیری کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و روش حداقل مربعات جزئی با کمک نرم افزار های SPSS و SmartPLS استفاده شد. یافته ها : طبق یافته های تحقیق، ضریب آماره t در شاخص حکمروایی شهری 25/32- ؛ توسعه پایدار 5/25- و عملکرد سازمان ها 57/1 است. همچنین، طبق خروجی مدل معادلات ساختاری، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 550/0 است. با تأثیر شاخص عملکرد سازمان ها به عنوان متغیر واسطه ای، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 612/0 افزایش یافته است. نتیجه گیری : نتایج بیانگر تأثیر مستقیم حکمروایی خوب در توسعه پایدار در حد مطلوب و ایده آل است. متغیر واسطه ای (عملکرد سازمان ها) نقش سازنده ای در تقویت حکمروایی خوب شهری و متعاقب آن دستیابی به توسعه پایدار دارد.
ارتقاء حقوق بشر در پرتو تحول ساختاری حقوق بین الملل (مطالعه موردی تحولات کشور لیبی 2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف ارتقاء حقوق بشر در پرتو تحول ساختاری حقوق بین الملل انجام شده است و به طور خاص به مطالعه موردی بحران لیبی در سال 2011 پرداخته است و درصدد پاسخگویی به این سؤال است که چگونه توسعه و تحول ساختاری حقوق بین الملل موجب ارتقاء حقوق بشر، و کاربست آن در لیبی شده است؟ تحولات ساختاری حقوق بین الملل نشان دهد که در گذشته و قبل از جنگ جهانی دوم، حاکمیت دولت در ابعاد داخلی و خارجی مبتنی بر دو اصل احترام به حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی سایر دولت ها بوده، بدین معنا که فعالیت دولت ها و اختیارات آن ها به حقوق بین الملل مقید و وابسته نبوده است. حوادثی مانند جنگ های جهانی اول و دوم، زمینه پیدایش تحولات هنجاری و ساختاری حقوق بین الملل و توجه به حقوق بشر را فراهم کرد. شواهد نشان می دهدکه تحولات ساختاری به عنوان مکمل تحولات هنجاری، زمینه اجرایی کردن هنجارهای حقوق بشر را ایجاد نموده است به نحوی که امروزه سازوکارهای بین المللی حقوق بین الملل نقض بنیادین حقوق بشر را به مثابه نقض صلح وامنیت بین المللی تعریف کرده و با ناقضان آن برخورد می کند و یا حاکمیت مطلق گذشته دولت ها را با دفاع از حقوق بشر به چالش می کشد. بحران لیبی در خاورمیانه در سال 2011 از نمونه های نادری است که در طول تحولات تاریخی مشمول ورود این سازوکارهای بین المللی قرارگرفته است. چراکه سازمان های منطقه ای و بین المللی حامی حقوق بشر با نادیده گرفتن عدم توسل به زور درمنشور ملل متحدبه دفاع از مردم لیبی درناآرامی های داخلی آن کشور به صورت عملیاتی ورود کرده و سرانجام معمر قذافی را از صحنه سیاست لیبی حذف کردند.
تبیین قانون تعادل در مدل گرانیگاه جریان های روستایی-شهری (مطالعه موردی شهرستان بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توزیع متناسب امکانات با توجه به توان و ظرفیت های مناطق روستایی، پیش نیاز بسیار مهمی برای حصول توسعه پایدار و رسیدن به تعادل ناحیه ای در سطح کشور است. این موضوع مهم در نواحی جنوبی کشور از جمله استان بوشهر به دلیل محرومیت و کمبود امکانات، بیشتر قابل لمس است. لذا هدف این پژوهش ارائه الگویی جدید است که برقرار بودن تعادل در مدل گرانیگاه جریان های روستایی-شهری را مورد تبیین قرار دهد. مدل گرانیگاه جریان های روستایی-شهری با استفاده از قانون تعادل، وضعیت بردار نیروها در ابعاد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و زیرساختی را مورد سنجش قرار می دهد و مشخص می سازد که مجموع برآیند بردار نیروهای مناطق مورد مطالعه با توجه به موقعیت آن ها نسبت به گرانیگاه، در همه ابعاد یکدیگر را خنثی می سازند. پژوهش حاضر با توجه به هدف از نوع کاربردی و با توجه به ماهیت تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. یافته های پژوهش مشخص نمود که تعادل درونی گرانیگاه جریان های روستایی-شهری با دقت زیاد قابل تبیین است به گونه ای که مقدار برآیند مجموع بردار نیروی گرانیگاه جریان های اقتصادی دو گروه روستا برابر (89/0)، برآیند بردار نیروی جریان های اجتماعی-فرهنگی برابر (26/1) و برآیند بردار نیروی جریان های زیرساختی (28/4) گردید. نتایج پژوهش ثابت نمود که مقدار بردار نیروی جریان های روستایی-شهری در چهار روستا پایین تر از میزان گرانیگاه و در شش روستای دیگر بیشتر است.
پیشران های کلیدی مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی مناطق کلان شهری (مورد مطالعه: شهرستان شهریار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر نظام فضایی از جمله سکونتگاه های روستایی، پیوسته از درون و از بیرون تحت تأثیر نیروهای متعدد (محیطی، اقتصادی-اجتماعی، تاریخی و سیاسی) در حال تغییر و دگرگونی است. در این بین سکونتگاه های روستایی مستقر در پیرامون مراکز شهری (با تأکید بر کلان شهرها) در معرض تغییرات بیشتری قرار دارند. در برنامه ریزی سنتی نیروهای سازنده آینده عمدتاً نیروهای سازنده گذشته در نظر گرفته می شوند و تغییرات و رویدادهای آتی چندان لحاظ نمی گردند. حال آنکه نیروهای پیشران که آینده را می سازند گاهی همراه با عدم قطعیت اند و می توانند آینده موضوع مورد بررسی را تحت تأثیر قرار دهند. در این باره پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی به عنوان یکی از رویکردهای جدید برنامه ریزی، مهم ترین هدف خود را شناسایی پیشران های مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی مناطق کلان شهری قرار داده است. مطالعه پیش رو به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی-اکتشافی است. روش شناسی پژوهش به منظور دستیابی به هدف و پاسخ گویی به سؤال آن، از نوع ترکیبی (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته (به منظور شناسایی عوامل و نیروهای پیشران و عدم قطعیت ها) و در بخش کمی از پرسشنامه های دلفی (به منظور اولویت بندی و امتیازدهی پیشران ها) استفاده شد. با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل به وسیله نرم افزار میک مک، عوامل کلیدی مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی شهرستان شهریار شناسایی و تحلیل شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده مهم ترین پیشران های کلیدی مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی شهرستان شهریار به ترتیب اهمیت: پایین بودن ظرفیت نهادی، رانت قدرت در نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی، توسعه اقتصاد صنعتی، رشد سوداگری زمین، پس زدگی جمعیتی کلان شهر تهران و مجاورت فضایی با کلان شهر است.
آینده پژوهی در سیر تحولات مدل سازی سیستم های اکولوژیک شهری (مفاهیم، رویکردها، روندها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر درک مفهومی برنامه ریزان اکوسیستم های شهری از کاربرد مدل واهمیت آینده، تبیین جایگاه آینده پژوهی در سیر تحولات مدل سازی اکوسیستم های شهری به عنوان هدف اصلی پژوهش دنبال می گردد. نوآوری این تحقیق شامل تلاش برای پیوند مباحث سه گانه آینده پژوهی، مدل سازی و سیستم های اکولوژیکی شهری به منظور تدوین راهکارهای تحقق رویکرد آینده پژوهی در مدیریت و برنامه ریزی اکوسیستم های شهری و منطقه ای امروز است . این مطالعه از لحاظ ماهیت بنیادی و از لحاظ روش توصیفی –تحلیلی می باشد . ابزار گردآوری داده ها منابع کتابخانه ای است . با استفاده از روش های تاریخی و تحلیل محتوا، سیر تحول کاربرد مدل و مدل سازی و ورود رویکرد آینده پژوهی به برنامه ریزی، مدیریت و مدل سازی سیستم های شهری از گذشته تا حال بررسی گردید. همچنین بعد از ارائه مفاهیم کلیدی بحث، رویکردهای برنامه ریزی به صورت نظریه های اصلی و تکیه ای مدل سازی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان دادند که با بررسی تاریخی سیر تحولات مدل سازی اکوسیستم های شهری می توان دو دوره کلاسیک و مدرن (معاصر) را با سه گفتمان یا فرهنگ از شهرها تشخیص داد. در دوره معاصر از مدل سازی یا گفتمان سوم، پیچیدگی، عدم قطعیت، خودسامانی و نامعلومی تغییرات سبب توجه بیش تر به آینده پژوهی در مدل سازی شد. همچنین از لحاظ نظری، مهم ترین ویژگی ها و مؤلفه های ساخت یک مدل آینده پژوهی خوب و کارآمد در برنامه ریزی و مدیریت شهری و از لحاظ عملی بسط و توسعه رویکرد آینده پژوهی در نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری کشور به بحث گذاشته شد.
فراکاوی و مرور سیستماتیک ادغام داده های عمق نوری آئروسل برگرفته از ماهواره با یادگیری ماشین در برآورد غلظت ذرات معلق ریز (PM2.5)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
151 - 186
حوزههای تخصصی:
قرار گرفتن در معرض ذرات ریز (PM2.5) آلاینده هوا، به ویژه در مناطقی که میانگین سالانه آن از دستورالعمل های سازمان بهداشت جهانی فراتر است، به طور قابل توجهی بر سلامت عمومی تأثیر می گذارد. در ایران، افزایش سطح مواجهه با PM2.5، به میزان قابل توجهی بر مرگ و میر در میان بزرگسالان نقش داشته است. محدودیت های پوشش مکانی و شکاف مقطعی داده های ایستگاه های پایش زمینی، چالش هایی را در مدیریت مؤثر کیفیت هوا ایجاد نموده است. محصولات فناوری های سنجش از دور، مانند عمق نوری آئروسل (AOD) برگرفته از حسگرهای MODIS، جایگزین امیدوارکننده ای در برآورد PM2.5 به شمار می روند. در مقاله حاضر، تحقیقات پیشین در زمینه استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین در برآورد غلظت PM2.5 بر اساس داده های AOD، مرور شده است. تجزیه و تحلیل ساختاری 127 مطالعه انتخاب شده، همبستگی های متفاوتی را بین AOD و PM2.5 نشان داد (R2 در محدوده 48 تا 99%)، که می تواند با بهره گیری از متغیرهای کمکی نظیر شرایط هواشناسی و عوامل محیطی، بهبود یابد. اگرچه ادغام این متغیرها، دقت برآورد را افزایش می دهد، ولی در عین حال، پیچیدگی و خطاهای بالقوه را در مدل های یادگیری ماشین افزایش خواهد داد. مدل های یادگیری ماشین ترکیبی عملکرد بهتری را در مقایسه با الگوریتم های فردی نشان می دهند، چراکه قابلیت انطباق، پردازش موازی و مدیریت داده های از دست رفته را دارند. علی رغم پیشرفت های اخیر، هنوز چالش هایی به دلیل عدم قطعیت داده ها و دینامیک بودن پدیده های هواشناسی، باقی مانده اند. الگوریتم های یادگیری ماشین، اگرچه ابزاری قوی در برآورد PM2.5 بر اساس شاخص AOD ارائه می دهد، لیکن تحقیقات آتی در راستای رفع محدودیت ها و بهینه سازی عملکرد مدل متناسب با تغییرات محیطی، ضروری است.
ارزیابی ریسک های ناشی از تغییرات اقلیم بر اکوسیستم های تالابی با استفاده از مدل GCM (مطالعه موردی: تالاب های آلاگل، آجی گل و آلماگل: استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
88 - 121
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با توجه به ماهیت مسئله و موضوع موردبررسی، از نوع توصیفی-تحلیلی و از نوع مطالعات کاربردی با هدف شناسایی عوامل تنش زای اکولوژیکی ناشی از تغییر اقلیم تالاب ها، انجام شده است. درقسمت تغییر اقلیم داده های شبیه سازی شده میانگین بارندگی حاصل از مدل HadCM3 در LARS-WG تحت سناریو SRA1B بین سال های 2021 تا 2050 برﺁورد شده است. به منظور وزن دهی به گزینه های ریسک و همچنین شاخص های موثر برآورد سطح ریسک از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و نرم افزار Expert Choice بهره گیری شد. بر اساس نتایج مدل سازی، سری های بارش در ایستگاه اینچه برون با روند کاهش تقریبی همراه بوده است. همچنین دمای حداکثر و دمای حداقل روند افزایشی را نشان می دهند. بر طبق نتایج، ریسک های تهدید کننده تالاب، خشکسالی، وقوع کم آبی، افزایش تبخیر و تعرق، رسوب و پر شدن و از بین رفتن زیستگاه می باشد. با توجه به اینکه سطح مهم ترین ریسک های شناسایی شده بر اساس اصل ALARP (ارزشیابی ریسک) در طبقه بندی زیاد و متوسط می باشند، باید نسبت به کنترل، حذف یا کاهش ریسک ها اقدام کرد. با توجه به اینکه خشکسالی مهم ترین ریسک می باشد، طراحی شبکه پایش خشکسالی و محاسبه و تخصیص حق آبه زیست محیطی تالاب ها مهم ترین راهکارهای مدیریتی برای جلوگیری از بحران خشکسالی می باشند.
ویژگی های هیدروژئوشیمی و ارزیابی کیفیت آب های زیرزمینی دشت عسلویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
57 - 34
حوزههای تخصصی:
دشت عسلویه، به عنوان یکی از مهم ترین مناطق صنعتی ایران، در سال های اخیر با چالش های جدی در زمینه کیفیت آب های زیرزمینی مواجه شده است. این مطالعه به منظور تحلیل هیدروشیمیایی و ارزیابی کیفیت آب های زیرزمینی این دشت، با تمرکز بر تأثیرات فعالیت های صنعتی و نفوذ آب های شور دریایی انجام شده است. برای این منظور، داده های کیفی مربوط به ۸ چاه و ۲ چشمه در منطقه جمع آوری و با استفاده از روش های گرافیکی نظیر نمودارهای پایپر و دوروف و تحلیل های آماری چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که نفوذ آب شور دریایی و فعالیت های صنعتی منجر به افزایش غلظت یون های کلراید، سدیم و سولفات شده و کیفیت آب زیرزمینی به ویژه در نواحی جنوبی و غربی منطقه به شدت کاهش یافته است، به طوری که غلظت سولفات به 1711 mg/l و درصد سدیم به 60% در این مناطق رسیده که نشان دهنده تأثیر شدید منابع آلاینده طبیعی و انسانی است. علاوه بر این، پدیده تعویض یونی معکوس و انحلال سنگ های دولومیتی و کربناته به عنوان فرآیندهای غالب هیدروژئوشیمیایی شناسایی شدند. تحلیل های کیفی نشان داد که آب های زیرزمینی در بخش های مختلف منطقه برای مصارف کشاورزی عمدتاً نامناسب هستند، در حالی که برخی از چشمه ها کیفیت بهتری دارند. همچنین، آب های زیرزمینی دارای خاصیت رسوب گذاری بالا برای مصارف صنعتی هستند.
ارزیابی عملکرد حرارتی بام سبز، مطالعه موردی: شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
101 - 117
حوزههای تخصصی:
با افزایش سریع جمعیت در شهرهای درحال توسعه و توسعه یافته، مدیریت و تأمین نیازهای ساکنان شهری به یکی از چالش های اساسی تبدیل شده است. بام های سبز به عنوان یک راهکار مؤثر برای توسعه پایدار شهری، مزایای قابل توجهی در ابعاد زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی ارائه می دهند. این پژوهش که در سال ۱۳۹۹ در شهر تبریز (اقلیم سرد و خشک) انجام شده است و به بررسی تأثیر بام های سبز در بهبود کیفیت هوای شهری و صرفه جویی انرژی در ساختمان های مسکونی پرداخته است. برای بررسی این تأثیرات، با استفاده از نرم افزار شبیه ساز انرژی DesignBuilder دو سناریو طراحی شده است: یکی با پوشش گیاهی در بام ها و دیگری بدون پوشش گیاهی. این پژوهش با تحلیل داده های به دست آمده از شبیه سازی این سناریوها و تأثیرات آن ها بر مصرف انرژی گرمایش و سرمایش، تولید CO2 و کیفیت هوای شهری را در طول یک سال با توجه به شرایط جوی موجود ارزیابی کرده است. نتایج نشان می دهد که در بام معمولی شبیه سازی شده در ماه مرداد (گرم ترین ماه سال در تبریز)، مصرف انرژی تقریباً 2000 kWh است، درحالی که این رقم در ساختمان های دارای بام سبز حدود 1200 kWh بوده است. این تفاوت ها نشان می دهد که ساختمان شبیه سازی شده فاقد بام سبز و دارای سقف معمولی به طورکلی انرژی بیشتری نسبت به ساختمان شبیه سازی دارای بام سبز مصرف می کند. نتایج این مطالعه می تواند به عنوان نقطه عطف و نقشه راه برای طراحی و ساخت ساختمان ها در شهرهای درحال توسعه و توسعه یافته بوده و گامی مؤثر به سوی هوشمند سازی ساختمان های موجود و در حال احداث باشد.
کاربست آینده نگاری در شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر تحقق شهر هوشمند با تأکید بر مدیریت شهری (نمونه موردی: شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پروژه های موفق شهرهای هوشمند جهانی، مشارکت دولت و شهروندان در کنار هم، نقشی بی بدیل ایفا کرده است. شهر هوشمند، دارای معیارهای متعددی از جمله: زیرساخت های فیزیکی، زیرساخت اقتصاد هوشمند، زندگی هوشمند و حکمرانی هوشمند است. این تحقیق از لحاظ هدف، جزء تحقیقات کاربردی و از نظر ماهیت و روش، جزء تحقیقات توصیفی-تحلیلی است. همچنین، تحقیق حاضر در پی شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر تحقق شهر هوشمند با تأکید بر مدیریت شهری با استفاده از آینده نگاری در شهر اردبیل می باشد. برای دستیابی به این هدف، در مرحله اول از پرسش نامه دلفی استفاده شده و در مرحله بعد، با استفاده از جدول ماتریس اثرات متقاطع و نظرات 30 نفر از خبرگان و کارشناسان، متغیرهای مؤثر در مدیریت هوشمند شناسایی و استخراج شده است، در مرحله آخر نیز با استفاده از نرم افزار میک مک، عوامل اصلی و پیشران های کلیدی شهر هوشمند اردبیل از میان 40 متغیر شناسایی شد که چهارده عامل به عنوان عوامل اصلی و براساس بالاترین امتیازی که کسب کرده بودند به عنوان پیشران های اصلی انتخاب شدند. نتیجه به دست آمده نشان می دهد که بین متغیرها ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. همچنین نگاه تخصصی به مدیریت شهری و سرمایه گذاری و تأکید بر عوامل چهارده گانه پیشران های کلیدی، می تواند مسیر هوشمندی شهری را کوتاه نماید. توجه ویژه در به کارگیری مدیران متخصص در حوزه شهری و بهبود وضعیت متغیرهای اصلی، در کنار انجام اقدامات زیرساختی در این حوزه در سطح شهر اردبیل می تواند در طراحی برنامه های میان مدت و بلندمدت در جهت اجرایی کردن مدیریت شهر هوشمند مؤثر باشد.
شناسایی مناطق مستعد آتش سوزی در پوشش گیاهی استان لرستان با استفاده از تصاویر فروسرخ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
151 - 170
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: در هر منطقه ای شرایط خشکسالی، از متوسط تا شدید و با مدت زمان متفاوت، متغیر است که این مسئله نظارت مداوم و عملیاتی را می طلبد. هرچه خشکسالی در مدت زمانی طولانی تر رخ دهد، تأثیرات آن در پوشش گیاهی و منابع آبی بیشتر است و خشکسالی تشدید می شود؛ درنتیجه، ممکن است خدمات رسانی به انسان ها محدود شود و دستگاه های طبیعی تغییر یابد. آثار خشکسالی شامل تخریب زیستگاه های حیات وحش و کاهش کیفیت آب، کاهش دسترسی به منابع آب و مواردی دیگر می شود و درنتیجه آن، اختلالاتی مانند حوادث آتش سوزی و دیگر حوادث طبیعی افزایش می یابد. پوشش گیاهی در هر منطقه، به ویژه در مناطق گوناگون استان لرستان، به دلیل کمبود بارش و خشکی محیط، هرساله درمعرض خطر وقوع آتش سوزی های متعدد قرار دارد. به همین دلیل، موضوع آشکار سازی و مشخص کردن مناطق مستعد آتش سوزی در رابطه با مهم ترین عنصر اقلیمی (بارش) انتخاب و انجام شده است که می تواند اقدامات مناسب و پیشگیرانه برای حفاظت از مناطق پوشش گیاهی را تسهیل کند. در این تحقیق، سعی شده است از روش ترکیبی استفاده شود.
مواد و روش ها: در این مطالعه، تلاش شده است با استفاده از تصاویر فروسرخ سنجنده Suomi NPP و بهره گیری از شاخص های NDVI، VCI و TCI وضعیت خشکسالی پوشش گیاهی در استان لرستان بررسی شود. دوره مورد مطالعه 2013-2021، از اول آوریل تا انتهای جولای (هفته 13 تا 26 میلادی)، به صورت میانگین هفتگی است. میانگین ماهیانه شاخص استاندارد بارش (SPI) با استفاده از داده های بارش ماهیانه ایستگاه های هواشناسی الیگودرز، دورود، خرم آباد، بروجرد، نورآباد، کوهدشت و ازنا مشخص شده است تا وضعیت بارش به خوبی تحلیل شود و ماه های خشک و مرطوب از یکدیگر تفکیک شود. سپس ضریب همبستگی شاخص SPI با هریک از شاخص های پوشش گیاهی (NDVI)، VCI و TCI محاسبه شده است.
نتایج و بحث: براساس داده های ثبت شده بارش در ایستگاه های هواشناسی استان لرستان، می توان گفت که در فصل تابستان، (ژوئیه، اوت و سپتامبر) در محدوده مطالعاتی بارش رخ نمی دهد و فقط در فصل های پاییز، زمستان و بهار شاهد بارش هستیم. بنابراین سال آبی در استان لرستان تقریباً از دهه سوم سپتامبر آغاز و تا دهه دوم و سوم ژوئن هر سال ادامه دارد. این نکته نشان دهنده خشکی بسیار زیاد هوا و کمبود رطوبت است. خشکی هوا یا کمبود رطوبت و افزایش دما شرایط لازم را برای ایجاد آتش سوزی در استان، فراهم می کند. در این نوشتار، در فصل تابستان، استان لرستان یک فصل خشک را می گذارند و ماه اوت خشک ترین ماه سال است.
نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که همواره پوشش گیاهی در استان لرستان با خطر وقوع آتش سوزی روبه روست و این حوادث، طی سال هایی که کمبود بارش وجود داشته است، در ماه های گوناگون بسیار زیاد است. اثبات شد که چنانچه در ماه های اول سال آبی کمبود بارش وجود داشته باشد، خطر آتش سوزی پوشش گیاهی، حتی در ماه های سرد سال، وجود دارد. این خطر در ماه های گرم سال افزایش شایان توجهی می یابد و این مسئله در سال 2021 رخ داده است. محاسبات SPI نشان داد ماه های ژوئیه، اوت و سپتامبر در استان لرستان شاخص بارندگی منفی است. نتایج نشان می دهد که بهترین شاخص مبتنی بر تصاویر ماهواره ای، به منظور پایش خشکسالی پوشش گیاهی و خطر آتش سوزی در منطقه مورد مطالعه، TCI است. در سال های 2013 و 2015 بیشترین شدت خطر آتش سوزی در پوشش گیاهی، در مناطق غربی و مرکزی استان لرستان، وجود داشته است. در سال 2021، بیشترین شدت خطر آتش سوزی در پوشش گیاهی، در منطقه مورد مطالعه، به وقوع پیوسته است. به دلیل تغییرات زیاد و پراکندگی میزان شاخص های پوشش گیاهی مؤثر در وقوع آتش سوزی ازلحاظ زمانی و مکانی، همبستگی ناپارامتریک اسپیرمن به کار رفته است.