فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
29 - 52
حوزههای تخصصی:
تأمین بیش از دوسوم مواد غذایی بر عهده جوامع روستایی است که نقش پراهمیتی را در تأمین امنیت غذایی ایفا می کنند. شواهد نشان می دهد که وضعیت تأمین کنندگان امنیت غذایی در مقایسه با جوامع شهری در وضعیت نامساعدی قرار دارد. ازاین رو هدف از پژوهش حاضر، واکاوی رکن های امنیت غذایی در بین خانوارهای روستایی شهرستان شیراز است. جامعه آماری تحقیق شامل 384 خانوار روستایی شهرستان شیراز در سال 1398 است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. روایی صوری پرسش نامه توسط اساتید دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز مورد تأیید قرار گرفت. به منظور سنجش پایایی پرسش نامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد که ضریب آلفای کرونباخ برای هر سه متغیر امنیت غذایی، سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی به ترتیب 0/68، 0/72 و 0/79 به دست آمد. نتایج نشان داد 24/7 درصد از خانوارهای مورد مطالعه در شرایط بسیار امن غذایی، 21/9 درصد در شرایط امن غذایی، 30/5 درصد در شرایط متوسط، 13/5 درصد در شرایط ناامن غذایی و 9/4 درصد در شرایط بسیار ناامن غذایی قرار دارند. بر اساس یافته های پژوهش، چهار مؤلفه برای امنیت غذایی به ترتیب شامل موجود بودن، بهره مندی، دسترسی و پایداری است. همچنین یافته های پژوهش نشان داد بین میزان تحصیلات، تعداد اعضای خانوار، میزان زمین و تعداد دوره های آموزشی گذرانده در یک سال گذشته با امنیت غذایی رابطه معناداری وجود دارد. این موضوع می تواند به سیاست گذاران و سایر نهاد های ذی ربط در جهت بهبود وضعیت امنیت غذایی در جوامع روستایی کمک کند.
مطالعه تاریخی اثرهای زلزله سال 1309ش /1930 م شهر سلماس بر جغرافیایی انسانی و تاریخی این منطقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۳)
31 - 54
حوزههای تخصصی:
به طور تقریبی، یک قرن پیش زلزله بزرگی در سال 1309 هجری شمسی شهر سلماس را در نیمه شب سه شنبه یا درحقیقت، بامداد روز چهارشنبه 17 اردیبهشت با 4/7=M و مؤسسه ژئوفیزیک 2/7=M لرزاند. این زلزله در تاریخ منطقه آذربایجان و حتی کل منطقه خاورمیانه یکی از مخرب ترین زلزهاست؛ به طوری که سال 1930 میلادی در تاریخ زلزله شناسی به نام سلماس ثبت شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی و مطالعه تأثیرات زلزله اردیبهشت 1309 هجری شمسی شهر سلماس بر جغرافیایی انسانی و ابنیه تاریخی و باستانی این منطقه است. روش و رویکرد این پژوهش از نوع بنیادی و از حیث روش شناسی به شکل توصیفی و تحلیلی و بر مبنای شیوه مطالعه منابع دسته اول اسنادی، کتابخانه ای، مطالعات میدانی زمین شناسی و لرزه زمین ساخت است. نتایج و یافته های این پژوهش نشان می دهد که زلزله سلماس در آن واحد موجب تخریب کامل شهر دیلمقان و حدود 60 روستا در دشت سلماس و منطقه های حاشیه آن شد. دامنه آسیب ها از دشت سلماس به دهستان قطور، خوی و مسیر علیای زاب در ترکیه نیز کشیده شد. این زلزله علاوه بر تخریب صد در صد شهر دیلمقان و کشته شدن 2500 تا 4000 نفر باعث نابودی برخی آثار و ابنیه تاریخی و باستانی واقع در کل منطقه سلماس شد.
اثر صنایع دستی در بازساخت گردشگری محورهای تاریخی شهر صنایع ظروف مسی خیابان مسگرهای شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 18
حوزههای تخصصی:
صنایع دستی علی رغم داشتن مقیاس مکانی محلی، تکمیل کننده مقیاس کلان چرخه گردشگری مبدأ - مقصد می باشند. توسعه و سازماندهی این صنایع در گردشگری شهری، آغازگر شناساندن هویت و فرهنگ مقصد بوده و با پسایند اقتصادی مفهوم می یابد. ازبین رفتن هویت مبتنی بر ساخت و تولید صنایع دستی محلی در خیابان های مرکز شهر عاملی است بر اضمحلال آن ها و بازساخت هویت سنتی آن سبب ساز بازتولید گردشگری می باشد. هدف این پژوهش بررسی نقش صنایع دستی بر بازساخت گردشگری محورهای تاریخی شهر است. روش تحقیق توصیفی - تبیینی بوده که بر ماهیت کاربردی استوار است. گردآوری داده ها با روش کتابخانه ای - میدانی انجام گرفته است که در روش میدانی با تکمیل پرسش نامه گردشگران به میزان 140 نفر داده ها اخذ گردید. بازساخت گردشگری صنایع ظروف مسی خیابان مسگرها (توحید) شهر زنجان با چهار مؤلفه اصلی برندسازی، کیفیت کالبدی، وفاداری و خاطره ذهنی تبیین شده است. داده های جمع آوری شده در نرم افزار SPSS پیاده گردیده، سپس با روش کمی مبتنی بر آمار توصیفی (گرایش مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (همبستگی و مدل ساختاری تحلیل مسیر) تجزیه وتحلیل داده ها انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد بازساخت گردشگری در محورهای تاریخی شهر مبتنی بر احیاء صنایع دستی سنتی مستقر در آن باید باشد. مدل آماری نشان داد که شاخص های بازساخت گردشگری مبتنی بر صنایع دستی در محور مسگرهای زنجان در حد متوسط رو به مطلوب می باشد. درعین حال همبستگی شاخص های بازساخت گردشگری با همدیگر دارای ارتباط مثبت با اثر متفاوت بازساختی می باشند طوری که وفاداری و برندسازی بیشترین اثر را در بازساخت گردشگری دارند.
ارزیابی پایداری شهرستان های استان مازندران طی سال های 1385 و 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
163 - 184
حوزههای تخصصی:
مدیریت مطلوب شهری و منطقه ای و توازن در میزان توسعه شهرها از مسائل پیشروی برنامه ریزان شهری است. در همین راستا، هدف اصلی این پژوهش سنجش پایداری اقتصادی و اجتماعی شهرستان های استان مازندران طی سرشماری سال های 1385 و 1400 است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی-تحلیلی است. روش تحلیل کمی و نوع استدلال به کار رفته از نوع علی-قیاسی است. داده ها و اطلاعات موردنیاز با استفاده از آمارنامه های آماری و سرشماری 1385 و 1400 گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش به 30 نفر از اساتید و خبرگان حوزه برنامه ریزی شهری به روش نمونه گیری هدفمند است. پایایی پرسشنامه با ا ستفاده از پیش آزمون و آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 812/0 مورد تائید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات به دست آمده از مدل های بارومتر پایداری، رادار، کپ لند و الکتر استفاده گردیده است. نتایج حاصل از تکنیک های سنجش پایداری نشان داد شهرستان های ساری، بابل، آمل، قائم شهر، تنکابن و چالوس از رتبه های بالاتری در ابعاد پایداری برخوردارند. همچنین شهرستان های استان مازندران پایداری متفاوتی داشته است و معضل ناپایداری، از نظر اندازه بیش تر به شهرهایی با اندازه کوچک و متوسط و از لحاظ شاخص ها بیش تر به مسائل اقتصادی بازمی گردد. لذا می توان با اجرای راهکارهای حاصل از این پژوهش، پایداری و توسعه یافتگی شهرها را فراهم ساخت.
زیست بوم نوآوری صنعت گردشگری ایران با تأکید بر زنجیره تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
209 - 234
حوزههای تخصصی:
امروزه کشورها در رقابتی تنگاتنگ، درحال دستیابی به پیشرفت های درخور توجه در حوزه نوآوری هستند. یکی از مهم ترین بخش هایی که اخیراً در بحث نوآوری مورد توجه قرار گرفته، گردشگری است. همچنین زیست بوم های نوآوری در دهه اخیر اهمیت روزافزونی داشته اند و تاکنون مطالعات و الگوهای متعددی از زیست بوم های نوآوری در صنایع و بخش های مختلف ارائه شده است. صنعت گردشگری نیز می تواند با توسعه زیست بوم نوآوری عملکرد خود را بهبود بخشد. ازآنجاکه با توجه به جست وجوی گسترده نویسندگان پژوهش حاضر، تحقیقی پیرامون زیست بوم صنعت گردشگری کشور با رویکرد نوآوری یافت نشد، پژوهش حاضر قصد دارد با رویکرد توصیفی و با بهره گیری از مطالعه تطبیقی، ضمن تبیین مفهوم زیست بوم نوآوری و مرور تجربیات جهانی، طرحی از زیست بوم نوآوری صنعت گردشگری ایران با تأکید بر زنجیره تأمین ارائه دهد. دلیل این تأکید، اهمیت زنجیره تأمین گردشگری در بحث ارزش آفرینی با توجه به چندوجهی بودن این صنعت، تعدد ذی نفعان و پیچیدگی های حاصل از آن در طول زنجیره تأمین گردشگری است. در پایان، سیستمی برای زیست بوم نوآوری صنعت گردشگری ایران، شامل نقش آفرینان و ذی نفعان مختلف و ارتباطات بین آن ها پیشنهاد شده است.
تحلیل متغیرهای مؤثر بر توسعه شهر جدید عالیشهر بر مبنای مدل سازی ساختاری- تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
107 - 134
حوزههای تخصصی:
توسعه شهرهای جدید، به معنای گسترش و پیشرفت شهرها در جوانب مختلف از جمله؛ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، کالبدی و زیرساختی است. این شهرها معمولاً به منظور جذب سرریز و کاهش فشار جمعیت مادرشهرهای منطقه ای، ایجاد فرصت های شغلی جدید، توسعه زیرساخت ها، بهبود کیفیت زندگی و جذب سرمایه گذاری، احداث می شوند و توسعه می یابند. پژوهش حاضر، با هدف تحلیل متغیرهای مؤثر بر توسعه شهر جدید عالیشهر انجام شده است. این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام آن توصیفی-تحلیلی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت پیمایشی با استفاده از ابزار پرسش نامه می باشد. متغیرهای مورد نظر گردآوری شده، خبرگان و متخصصان رشته های مهندسی شهرسازی، برنامه ریزی شهری و برنامه ریزی منطقه ای با نمونه گیری هدفمند انتخاب شده، سپس با استفاده از مدل ساختاری- تفسیری روابط پیچیده بین متغیرهای مؤثر در توسعه شهر جدید عالیشهر بررسی شده است. در پایان با بهره گیری از تکنیک«MICMAC» نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص گردیده است. نتایج نشان می دهد که متغیرهای اثرگذار، «سیاست های دولت محلی» و «مهاجرت جمعیت روستایی» هر دو با قدرت نفوذ 23 در پایین ترین سطح یعنی سطح پنجم قرار گرفته اند. بدیهی است، امروزه دولت ها بیشتر از بنگاه های خصوصی سیاست ها و برنامه های مختلف خود را برای توسعه شهرهای جدید تعیین و اعمال می کنند. هر چند که لازم است این برنامه ها در راستای اولویت ها، اهداف، استانداردها و جذب جمعیت جدید قرار گیرد. همچنین «افزایش جمعیت شهری» و «تراکم جمعیت» متغیرهای تأثیرپذیر در بالاترین سطح یعنی؛ سطح اول با قدرت نفوذ 2 و 4 می باشند.
شناسایی و مقایسه پتانسیل های تاریخی و طبیعی گردشگری، در مناطق روستایی شهرستان سرعین (مطالعه موردی: روستاهای کنزق، ویند کلخوران و آتشگاه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
41 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق، شناسایی و مقایسه پتانسیل های تاریخی و طبیعی گردشگری در مناطق روستایی شاخص کنزق، ویند کلخوران و آتشگاه در شهرستان سرعین بود. به کمک روش دلفی (تعداد 28 نفر از گروه کارشناسان منطقه) و تکنیک شاخص ترکیبی، برآورد و مقایسه پتانسیل های گردشگری انجام شد. جامعه آماری تحقیق (2914 نفر)، شامل ساکنان محلی در روستاهای شاخص گردشگری بود. با کمک فرمول کوکران (به روش چندمرحله ای)، حجم نمونه به تعداد 112 خانوار (کنزق: 52 نفر، ویند کلخوران: 15 نفر و آتشگاه: 45 نفر) تعیین شد. مطابق نتایج، برای پتانسیل های تاریخی و طبیعی، به ترتیب پنج و هشت شاخص نهایی شناسایی شدند. همچنین، "دسترسی به مکان های طبیعی تاریخی از جمله غارها، گورستان ها، مقبره ها و تپه های باستانی" و "دسترسی به چشم اندازهای طبیعی" به ترتیب مهم ترین شاخص های گردشگری تاریخی و طبیعی بودند. از لحاظ میزان پتانسیل تاریخی، روستاهای آتشگاه، کنزق و ویند کلخوران، به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند. اما، از لحاظ میزان پتانسیل طبیعی، روستاهای آتشگاه، ویند کلخوران و کنزق به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند.
پایش منابع آلاینده آب دریاچه ها با استفاده از تکنیک سنجش از دور (مطالعه موردی: دریاچه زریبار)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
71 - 86
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت و تخلیه فاضلاب های مختلف باعث افزایش آلودگی منابع آبی، به ویژه آب های سطحی، شده است که این امر منجر به رشد جلبک ها، کاهش اکسیژن محلول و افت کیفیت آب می شود. به دلیل هزینه بر و زمان بر بودن روش های میدانی، فناوری سنجش ازدور به عنوان روشی کارآمد برای پایش کیفیت آب مورد استفاده قرار می گیرد. در این مطالعه، از تصاویر ماهواره ای سنتینل-۲ برای بررسی کیفیت آب دریاچه زریبار و شناسایی منابع آلاینده استفاده شد. ابتدا با اعمال شاخص NDWI، پیکره آبی از سایر عوارض جدا گردید و سپس شاخص NDCI برای برآورد غلظت کلروفیل-آ به کار رفت که دقت آن با داده های زمینی R²=0.90 و RMSE=0.07 ارزیابی شد. همچنین، با استفاده از الگوریتم یادگیری ماشین جنگل تصادفی، کاربری اراضی منطقه در پنج کلاس جنگل، پیکره آبی، مناطق شهری، کشاورزی و ترکیب جنگل و مرتع طبقه بندی شد که دقت کلی 04/92 درصد و ضریب کاپا 78/88 درصد را نشان داد. نتایج حاکی از آن بود که نواحی ساحلی دریاچه به دلیل ورود آبراهه های آلوده، بیش ترین میزان آلودگی را دارند، درحالی که چشمه های کف دریاچه موجب کاهش آلودگی در مرکز آن شده اند. همچنین، قسمت شرقی دریاچه به علت مجاورت با اراضی کشاورزی، تخلیه فاضلاب شهری و فعالیت های تفریحی آلوده تر از سایر بخش ها بود. یافته ها نشان داد که استفاده از تصاویر سنتینل-۲ و الگوریتم های یادگیری ماشین، روشی مؤثر و مقرون به صرفه برای ارزیابی کیفیت منابع آبی است که امکان پایش سریع و دقیق شاخص های کیفی را فراهم کرده و به مدیریت بهتر منابع آبی و کاهش آلودگی کمک می کند.
بررسی میزان تاثیر عوامل زیبایی شناسی در ارتقای جذب گردشگران مستقر در هتل ها با تاکید بر مولفه حسی- حرکتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
79 - 94
حوزههای تخصصی:
پذیرش زیبایی شناسی معماری، بخصوص به صورت تجرییات عمیق افراد از بناها، زمینه ای است با اهمیت بالا که معمولاً توجه چندانی برای شناخت آن به لحاظ محتوای علمی نمی شود. لذا پژوهش حاضر جهت شناخت معیارهای زیبایی شناسی با تأکید بر مؤلفه های حسی- حرکتی در طراحی هتل به منظور افزایش جذب گردشگران انجام گردید که در آن سعی شده به این سؤال که چگونه می توان با شناخت مؤلفه های حسی- حرکتی بعنوان یکی از معیارهای زیبایی شناسی، به افزایش جذب گردشگران در طراحی هتل دست یافت، پاسخ داده شود. این پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی، با مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و بررسی نمونه هایی که با موضوع سنخیت داشتند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه، مشاهده، حضوردر فضاهای عمومی و جامعه آماری شامل 38 نفر از گردشگران و کارکنان صنعت هتلداری در تهران بود. داده ها در نرم افزار spss 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج، تجربه زیبایی شناسی معماری عبارت است از ارزیابی عاطفی تجربه ادراک فضا براساس رهیافتی مستقیم از طریق مؤلفه های کالبدی، اجتماعی، محیطی و فرهنگی، با تأکید بر ریزمؤلفه های زیبایی شناسی جسمی – حرکتی شامل خوانایی، آسایش، حسی - حرکتی، تنوع فضاها، انسجام و ارتباط با طبیعت. لذا می توان گفت مؤلفه های ادراکی و انگیزشی منجر به واکنش های حسی- حرکتی می شوند که این خود بیانگر رابطه بین ابعاد مؤلفه ها در زیبایی شناسی می باشد.
تحلیل روند سری زمانی فراوانی آتش سوزی منابع طبیعی در ارتباط با ساختار پوشش گیاهی با استفاده از محصولات سنجنده مودیس (مورد: استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
480 - 492
حوزههای تخصصی:
هدف اساسی این تحقیق تحلیل روند سری زمانی رخدادهای آتش سوزی عرصه های طبیعی و آشکارسازی ارتباط این رخدادهای آتش سوزی با سطوح پوشش گیاهی استان لرستان است. در این راستا از داده های محصول آتش سنجنده مادیس (MOD14A1) و نیز محصول پوشش گیاهی (MOD13A3) سنجنده مادیس طی دوره آماری 2000-2020 استفاده شد. توزیع فضایی ماهانه و سالانه آتش سوزی در سطح استان لرستان بررسی شد. از تحلیل ماتریس اطلاعات متقاطع و ماتریس همبستگی فضایی، برای آشکارسازی ارتباط بین رخدادهای آتش سوزی و پوشش گیاهی استفاده شد. نتایج نشان داد که بیش از 70 درصد کل فراوانی رخدادهای آتش سوزی عرصه های منابع طبیعی (آتش سوزی های با کد 2) استان لرستان، مربوط به ماه ژوئن و سپس جولای است. از لحاظ روند بلندمدت بررسی روند 21 ساله فراوانی رخدادهای آتش سوزی در سطح استان، نشان داد که فراوانی رخدادهای عرصه های منابع طبیعی استان به طورکلی با شیب سالانه 3 رخداد، روند افزایشی داشته است. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی بین پوشش گیاهی ماهانه و فراوانی سالانه رخدادهای آتش سوزی نشان داد که رخدادهای آتش سوزی در سطح استان با تغییرات پوشش گیاهی 4 ماه دوره رشد یعنی از می تا آگوست همبستگی معنی د اری نشان داده است. تحلیل ماتریس متقاطع بین توزیع فضایی کانون های رخداد آتش سوزی و شاخص NDVI که هر دو از محصولات سنجنده MODIS بوده اند، بیانگر آن بود که به طور کلی، بیشترین فراوانی رخدادهای آتش سوزی در استان لرستان در دوره می تا آگوست، منطبق بر بازه سبزینگی 0.15 تا 0.22 بوده است. این بازه پوشش گیاهی عموماً منطبق بر اراضی دیم، مراتع ضعیف و اشکوب جنگلی کم تراکم بوده است. نتایج این تحقیق می تواند بیانگر آن باشد که با تمرکز مدیریت طی یک دوره زمانی 62 روزه یعنی 25 اردیبهشت تا 25 تیر در عرصه دو پوشش اراضی مراتع و اشکوب جنگلی، می توان به صورت قابل توجهی فراوانی سالانه آتش سوزی را کنترل کرد.
بازخوانی کارآمدی نظریه های رشد هوشمند در کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن شهری با روش فراتحلیل و مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
144 - 163
حوزههای تخصصی:
مقدمه: غلبه ارزش مبادلاتی به ارزش مصرفی زمین [1] و همچنین ناکارآمدی در آماده سازی و تخصیص منبع غیر قابل جایگزین زمین به شکل خام و توسعه نیافته (Undeveloped land)، موجب تشدید بورس بازی، نیت ها و رفتار های سوداگرانه نسبت به آن شده است. این روند، رانت جویی بازتوزیعی را در پی داشته و به توسعه فضای شهری متناسب با آن دامن زده است [2]. از این رو، طی دهه های گذشته توسعه نامتعارف فضا، سبب گسست در ساختار فضایی پیوسته شهرها شده است، به طوری که در 30 سال آینده با دو برابر شدن جمعیت شهری در کشورهای درحال توسعه، مساحت زمین های ساخته شده به سه برابر مساحت کنونی خواهد رسید [4]. بنابراین در آینده ای نه چندان دور (تا 2030 ) با جهانی عمدتاً شهرنشین مواجه خواهیم شد که برای برآورده سازی نیازهایشان، زمین را بیش از توان اکولوژیکی اش مورد بهره کشی قرار خواهند داد [5]. در این راستا می توان گفت که با وجود مدل ها و رویکردهای گوناگون، نه تنها زمینه های رانت زمین و مسکن فروکش نکرده، بلکه رشد سوداگری، حوزه های اقتصاد، عمران، قوانین و مقررات، رفاه و کیفیت زندگی، برابری در دسترسی به خدمات و شفافیت در امور را تحت تأثیر خود قرار داده است [7]. از این رو با توجه به پیشینه و نتایج تحقیقات انجام شده در قالب مدل ها، رویکردهای ترکیبی، شبکه ای و نیز راهبرد رشد هوشمند شهری، ارائه و تبیین «راهبردی نظام مند و هوشمند به منظور کنترل زمینه های رانت در زمین و مسکن شهری» ضرورت دارد. بنابراین در راستای هدف اصلی پژوهش، آنچه راهبرد کنترل زمینه های رانت در زمین و مسکن شهری را نظام مند و هوشمند می سازد، بازتعریف دقیق تری از ابعاد مفهومی، الگوها و مطالعاتی در حوزه رشد هوشمند است که در نتایج خود دارای اندازه اثر نسبت به کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن هستند. پژوهش حاضر به منظور ارائه بازتعریفی از مفهوم «کارآمدی نظریه های رشد هوشمند شهری در کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن شهری» انجام گرفته است. مواد و روش هادر این پژوهش با توجه به عنوان و ماهیت پژوهش، از نسخه سوم روش فراتحلیل برای تحلیل داده ها استفاده شده است. از این رو، ادبیات موجود در حوزه مفاهیم کارآمدی نظریه های رشد هوشمند در کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن شهری براساس دستورالعمل، چک لیست و نمودار جریان 4 فازی تحلیل سیستماتیک و متاآنالیز (PRISMA) مورد بررسی قرار گرفته است. در مجموع، براساس ملاک های ورود مطالعات، به تعداد 391 مطالعه نظام مند عمدتاً به زبان انگلیسی در بازه زمانی 1970 2024 به دست آمد. سپس، در مرحله غربالگری با قرار دادن مطالعات در پروتکل اختصاصی (اعمال ملاک های ورود و خروج داده ها)، در نهایت تعداد 204 نمونه مطالعه در زمینه «کارآمدی رشد هوشمند در کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن شهری» با روش فراتحلیل واکاوی شدند. همچنین، طبق بررسی و تحلیل اندازه اثر متغیرها براساس معیار کوهن (1988)، اندازه اثر مفاهیم نه گانه پژوهش به عنوان عوامل کمک کننده در تبیین واگرایی و همگرایی نتایج مطالعات نسبت به وضعیت رانت زمین و مسکن شهری به ترتیب ثبت شد. در ادامه، کد ارتباطی هر نظریه «رشد هوشمند شهری» با متغیر پژوهش براساس جدول wh question پدیدار شد. در نهایت، داده های هر مطالعه که پیش تر در فرمت اکسل تنظیم شده است، با «Ctrl-V» وارد صفحه گسترده CMA شدند. در مرحله پایانی، برای دسته بندی مطالب هر مطالعه، موارد زیر در دستور کار قرار گرفت: 1. آیا کارآمدی رشد هوشمند برای کنترل رانت زمین و مسکن بررسی شده است؟ 2. آیا مطابق با ابعاد نه گانه مفاهیم کارآمدی رشد هوشمند است؟یافته هابراساس تحلیل ناهمگنی (Hetrogenity Analysis) و آزمون کوکران (Cochran's test) Q و با توجه به سطح معناداری 0/05 فرض H0 پژوهش که اندازه اثر یکسان مطالعات است رد می شود و ترجیحاً برای تحلیل پژوهش از مدل تصادفی با 0/000 = P-value و 0/747 = ES استفاده شده است. همچنین، نتایج مجذور 99/810 = I_Squared است. مقدار به 100 نزدیک تر است و بیانگر ناهمگنی بیشتر اندازه اثر پژوهش های اولیه است. بررسی آزمون همبستگی رتبه ای بگ ومزومدر و آزمون ایگر، نشان می دهد پراکندگی اندازه اثر مطالعات منفرد متقارن نیست و به میزان 43 مطالعه کوچک نمودار فونل (Funnel plot)، تحقیق دچار تورش شده است. برای رفع تهیگی در CMA، مسیر Duval and Tweedie’s trim and fill اجرا شد و این خلأ مطالعاتی به طور فرضی ترمیم و به تجزیه و تحلیل اضافه شد. در تحلیل آماره شاخص امن از تخریب، مقدار این آماره حاکی از آن است که پس از ورود 2270 مطالعه غیر معنا دار به فرایند تحلیل، اندازه اثر محاسبه شده غیر معنا دار خواهد شد و در نتایج نهایی محاسبات و تحلیل ها، خطایی رخ خواهد داد. این وضعیت بیانگر دقت و صحت بالای اطلاعات و نتایج این پژوهش است. از این رو اندازه اثر کلی قابل اعتماد است و سوگیری انتشار، نتایج را تهدید نمی کند. با توجه به نتایج آزمون ها و نیز بررسی رگرسیون ابعاد مفهومی پژوهش و وضعیت برهم کنش مؤلفه های اساسی کارآمدی رشد هوشمند در کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن شهری، می توان گفت که توجه غیرنظام مند و نامتوازن مطالعات به ابعاد مفهومی نه گانه پژوهش مشهود است، به طوری که ابعاد مفهومی «حکمروایی هوشمند»، «شهروند هوشمند»، «پویایی هوشمند»، «برابری اجتماعی در دسترسی به خدمات»، به ترتیب بیشترین اثر و مداخله نسبت به کاهش رانت زمین و مسکن را داشته اند و ابعاد مفهومی «توسعه متعارف فضای شهری»، «شفافیت»، «اصلاح قوانین و قراردادهای فسادزا»، «اقتصاد هوشمند» و «زندگی هوشمند» به ترتیب کمترین اثر و مداخله نسبت به کاهش رانت زمین و مسکن داشته اند.نتیجه گیریبا توجه به نتایج آزمون ها و نیز بررسی رگرسیون ابعاد مفهومی پژوهش و وضعیت برهم کنش مؤلفه های اساسی کارآمدی رشد هوشمند در کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن شهری، به طور کلی می توان گفت که پژوهش های فاقد اندازه اثر، دیدگاه فردی پژوهشگران و غفلت از نظام مندی ابعاد مفهومی مؤثر بر کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن، شکاف های روش شناسانه، تحلیل های کمتر نظام مند، محدودنگری تئوریکی و نیز ساز وکار ناکافی برای کاربرد نتایج تحقیقات، از دلایل عمده ناکارآمدی نتایج هر مطالعه در کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن و در نتیجه، استمرار و تشدید در گسترش آن بوده است. در این راستا پژوهش حاضر با دیدگاهی فرانگر، مدلی جامع که تمامی مفاهیم مؤثر (حکمروایی هوشمند، شهروند هوشمند، پویایی هوشمند، برابری اجتماعی در دسترسی به خدمات، توسعه متعارف فضای شهری، شفافیت، اصلاح قوانین و قراردادهای فسادزا، اقتصاد هوشمند و زندگی هوشمند) را به طور نظام مند و به دور از بخشی نگری در بر داشته باشد، به عنوان گونه متفاوتی از «کارآمدی نظریه ها ی رشد هوشمند در کنترل زمینه های رانت زمین و مسکن شهری» ارائه کرده است. از این رو توجه پژوهشگران به کلیه ابعاد مفهومی نه گانه پژوهش می تواند در قالب یک راهبرد نظام مند و هوشمند، نظارت و کنترل بر زمینه های رانت زمین و مسکن را در پی داشته و به عنوان مدلی هوشمند و یکپارچه تری از مدیریت و کنترل نظام مند رانت زمین و مسکن شهرها باشد.
تحلیل همدید روزهای خشک دوره سرد سال استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۲
183 - 200
حوزههای تخصصی:
خشکسالی یک پدیده محیطی تکرارشونده در اقلیم های مختلف است و اثرات آن صرفاً به محیط های خشک و نیمه خشک محدود نمی شود بلکه رخداد این پدیده در ارتباط با تکرار سیستم های همدیدی و تیپ های هوا می باشد. از این رو، مطالعه و شناسایی الگوهای گردشی جوی پدیده مذکور برای درک وقوع خشکسالی های استان خوزستان ضرورتی اجتناب ناپذیر است.در این پژوهش از داده های روزانه ایستگاهی و داده های بازکاوی جو بالا (2.5×2.5 درجه قوسی) شامل ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا ، تاوایی و سرعت قائم هوا در جو (امگا) از مرکز ملی مطالعات اقیانوس و جو ایالات متحده آمریکا (NOAA) استفاده شد. داده های بارش 11 ایستگاه استان خوزستان طی 29 سال (1995-2023) از سازمان هواشناسی کشور اخذ گردید. با شاخص SPI، روزهای خشک پاییز و زمستان مشخص و سال 2010 به عنوان سال با بیشترین روزهای خشک انتخاب شد. این سال در ArcGIS پهنه بندی و با روش سلسله مراتبی به چهار طبقه خوشه بندی شد. نقشه های همدید برای تحلیل همدیدی در نرم افزار GRADS تهیه گردید. نتایج تحلیل های همدیدی نشان داد که وضعیت عمق ناوه بادهای غربی، محل استقرار و وزش مداری این بادها، به همراه زبانه پرفشار جنب حاره، پرفشار سیبری و پدیده های بلوکینگ از مهم ترین عوامل جوی مؤثر بر وقوع خشکسالی در استان خوزستان هستند. این عوامل با ایجاد شرایط پایدار و جلوگیری از ورود سیستم های باران زا به منطقه، باعث کاهش بارندگی و افزایش تعداد روزهای خشک در این استان شده اند.این تحقیق با تمرکز بر تحلیل داده های روزانه بارش و مدل های جو بالا، الگوهای همدیدی خاصی را که با خشکسالی های فصول سرد استان خوزستان مرتبط هستند، شناسایی کرده است. این الگوها به عنوان شاخص های پیش بینی خشکسالی در این منطقه معرفی شده اند، برنامه ریزی های مدیریتی و راهبردهای کاهش تأثیرات خشکسالی باید با در نظر گرفتن این الگوهای همدیدی تدوین شوند. این یافته ها به مدیریت بهینه منابع آب و پایش دقیق تر جوی و اقلیمی کمک می کنند.
الگوی فضایی- زمانی رفتار گردشگران (مورد مطالعه: مقاله های مبتنی بر کلان داده ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
70 - 91
حوزههای تخصصی:
رفتار گردشگران نشان دهنده ترجیحات، خصوصیات روحی، تصمیمات و نگرش آن هاست که ابتدا در ذهن شکل می گیرد و سپس در قالب حرکات فیزیکی نمایان می شود. برای شناسایی رفتار گردشگران، بررسی تحرکات آنان در طول زمان اجتناب ناپذیر است. بنابراین، هدف این مقاله ارائه الگویی برای تبیین ویژگی های رفتار گردشگران و عوامل تأثیرگذار در رفتار آنان براساس تحرکاتشان در بعد زمان و با استفاده از داده های مبتنی بر کلان داده ها است. این پژوهش از حیث هدف توسعه ای بنیادی و از نظر رویکرد استقرایی است و در قالب پژوهش کیفی و راهبرد فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مقالات، کتب و رساله های منتشرشده در پایگاه های داده معتبر خارجی و داخلی در بازه زمانی 2000 تا 2024 است. پس از سه مرحله غربالگری، 78 مقاله با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. داده های کیفی حاصل از این مقالات با استفاده از یادداشت برداری جمع آوری و سپس با نرم افزار مکس کیو دی ای (MAX QDA) و به صورت دستی کدگذاری و مقوله بندی شده است. درنهایت، الگوی رفتار فضایی زمانی گردشگران در پنج مقوله رفتار فضایی، رفتار زمانی، متغیرهای توصیف کننده گردشگر، درک و انتخاب مقصد و نوآوری ارائه شده است. الگوی پیشنهادشده به توسعه و گسترش ادبیات پژوهش در زمینه مدل های رفتار گردشگران کمک خواهد کرد.
ارزیابی نرخ فرسایش ورقه ای با استفاده از دندروژئومورفولوژی (مطالعه موردی: دربادام قوچان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
22 - 44
حوزههای تخصصی:
فرسایش خاک، عامل اصلی روند تخریب زمین است که طی دوران های مختلف، در بسیاری از اکوسیستم های جهان اثرات قابل توجهی را بر جای گذاشته است. 75 درصد اراضی ایران در معرض فرسایش قرار دارد که حوضه آبریز دربادام در شمال شرق ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. در این پژوهش با هدف برآورد نرخ فرسایش ورقه ای از تکنیک دندروژئومورفولوژی بر روی ریشه های بیرون زده درختان ارس استفاده شده است. با استفاده از روش نمونه برداری انتخابی تعداد 28 نمونه دیسکی از ریشه درختان ارس برداشته شد. سپس با آنالیز ماکروسکوپی و میکروسکوپی ریشه ها در آزمایشگاه به طور دقیق سال بیرون زدگی ریشه از خاک بر اثر فرسایش ورقه ای مشخص شد. در آنالیز ماکروسکوپی شاخص تغییرات ناگهانی در عرض حلقه رشد و در آنالیز میکروسکوپی شاخص های تغییرات اندازه، تعداد و جهت گیری آوندها، اندازه لومن سلول ها و اندازه فیبرها اندازه گیری نشان از بیرون زدگی ریشه از خاک داشتند. نتایج نشان داد میزان فرسایش سالیانه کمتر از 1/0 میلی متر در سال بوده و میانگین فرسایش سالیانه در نمونه های تهیه شده از درختان با سن کم تر از 50 سال 52/0 میلی متر و برای درختان با عمر بین 50 تا 100 سال 33/0 میلی متر است که نشان دهنده تأثیر مثبت ریشه های درختان در نگهداشت خاک دارد. بیش ترین نرخ فرسایش سالانه در مراتع با پوشش فقیر و کم ترین میزان در جنگل با تاج پوشش کم ثبت شد. هم چنین نتایج نشان داد میان درجه شیب و میزان فرسایش ورقه ای رابطه مثبت وجود دارد. درنهایت مشخص شد تکنیک دندروژئوومورفولوژی روشی مناسب، کم هزینه و آسان برای برآورد نرخ فرسایش در مناطق دارای گونه درختی ارس است.
کاربرد الگوریتم های طبقه بندی در پهنه بندی خطر فرسایش بادی استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرسایش خاک ممکن است به از بین رفتن کیفیت خاک و در نتیجه، کاهش بهره وری خاک منجر شود. یکی از راه کارهای اساسی برای مهار و کاهش اثرات مخرب فرسایش، شناسایی مناطق مستعد فرسایش در مناطق است. به همین دلیل تعیین مناطق مستعد به فرسایش نقش مهمی در مدیریت فرسایش در منابع طبیعی دارد. تحقیق حاضر درصدد است تا با استفاده از دو روش یادگیری ماشینی جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان و 3327 نقطه وقوع فرسایش، مناطق مستعد به فرسایش را در استان اصفهان را تعیین نماید. عوامل محیطی در چهار گروه اصلی شامل عوامل توپوگرافی، عوامل اقلیمی، عوامل زیستی و عوامل انسان ساخت تهیه شدند. بررسی شاخص AUC نشان داد که هر دو مدل دارای دقت مناسبی بوده هرچند مدل جنگل تصادفی (AUC = 0.97) دارای دقت بالاتری نسبت به مدل ماشین بردار پشتیبان (AUC = 0.86) بود. بر اساس نتایج مدل ماشین بردار پشتیبان، حدود 6/11 درصد در کلاس پرخطر و حدود 6/68 درصد در کلاس خطر کم فرسایش قرار دارد. همچنین در مدل جنگل تصادفی حدود 1/20 درصد در کلاس پرخطر و حدود 2/49 درصد در کلاس خطر کم قرار دارد. در این زمینه، نتایج به دست آمده می تواند با ارائه گستره ای از مناطق استان اصفهان و بهره گیری از این دو مدل، به تصمیم گیران و برنامه ریزان در تدوین برنامه ای مدیریتی و نیز اتخاذ اقداماتی راهبردی در جهت کنترل فرسایش کمک کند.
تحلیل و ارزیابی میزان زیست پذیری سکونتگاه های روستایی نواحی پیراشهری (مطالعه موردی: کلانشهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی مطلوب در نواحی روستایی یکی از اهداف برنامه ریزان روستایی می باشد، چراکه می تواند راهگشای معضلات لاینحل روستایی ازجمله فقر، اشتغال و مهاجرت های گسترده باشد. تحقیق حاضر باهدف شناسایی مهم ترین اولویت های زیست پذیری از دیدگاه ساکنان، ارزیابی سطح زیست پذیری در سکونتگاه های روستایی را مورد ارزیابی قرار می دهد. در این راستای نیز، در پژوهش کاربردی حاضر که با روشی توصیفی– تحلیلی انجام گرفته است، وضعیت زیست پذیری محیط های 8 روستای پیرامون کلانشهر اصفهان با جمع آوری داده ها موردسنجش قرار گرفت. با توجه به تعداد خانوارهای کل در جامعه نمونه (5940 خانوار=N) و با خطای 05/0 درصد در فرمول کوکران، حجم نمونه برابر 360 خانوار محاسبه که با روش تصادفی سیستماتیک از جامعه روستایی انتخاب شدند و سپس تجزیه وتحلیل آن ها با آزمون های استنباطی(خی دو، تی تک نمونه ای، تحلیل مسیر، رتبه ای فریدمن) انجام گرفت. نتایج به دست آمده نشان دادند که با توجه به میانگین به دست آمده برابر 96/2 می توان عنوان کرد که وضعیت زیست پذیری در سطح رضایت بخشی نمی باشد. در این میان، میانگین سطح زیست پذیری روستاهای موردمطالعه در بعد اقتصادی با میانگین 77/2، بعد اجتماعی با میانگین 93/2، محیطی 15/3 و کالبدی با میانگین برابر 02/3 محاسبه گردید. با توجه به اینکه بعد اقتصادی دارای کمترین میزان می باشد، به صورت مستقیم، بیشترین تأثیر را در رقم خوردن این وضعیت نامطلوب داشته است.
پیامدهای انتقال بین حوضه ای آب زاب به دریاچه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
139 - 168
حوزههای تخصصی:
خشک شدن دریاچه ارومیه به عنوان بزرگ ترین دریاچه نمک خاورمیانه یکی از مهم ترین نشانه های پیدایش چالش زیست محیطی در ایران است. از این رو شاهد چالش های زیست محیطی و زیان های اقتصادی، سیاسی- امنیتی و اجتماعی در شمال غرب کشور هستیم. یکی از راهکارهای ستاد احیای دریاچه ارومیه برای جلوگیری از خشک شدن و رسیدن به تراز اکولوژیک دریاچه، پروژه انتقال آب از حوضه زاب کوچک به دریاچه ارومیه است. این طرح در منطقه ای اجرا شده است که در آن ترکیب نا همگون قومی- مذهبی وجود دارد. با توجه به این موضوع انتقال آب می تواند پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی امنیتی متفاوتی داشته باشد. پیامدهای این پروژه در این تحقیق با استفاده از روش تحقیق کیفی تحلیل محتوی به وسیله مصاحبه از نخبگان، پژوهشگران و مدیران و با استفاده از تکنیک کدگذاری باز بررسی شده است. نتایج حاصل بیانگر وجود پیامدهای منفی و مثبت شامل از هم گسیختگی فعالیت، تحرک مکانی جمعیت، شکل گیری تنش قومی، ایجاد شکنندگی در مقاصد انتقال آب و ایجاد گفتمان اقتصادی و فرهنگی است.
شناسایی و پایش تغییرات رشد و گسترش شهری با استفاده از اختلاط زدایی طیفی تصاویر سنجش ازدور و فنون سامانه اطلاعات جغرافیایی در سطح خرد (مطالعه موردی شهر آمل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
147 - 164
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: زمین یک منبع طبیعی حیاتی برای بقای انسان و اساس همه خدمات بوم سازگان است. بااین حال، تخریب اراضی در قالب تغییر کاربری و پوشش زمین، مشکلی جدی در جهان بوده است. مهاجرت روستایی به شهر در کشورهای در حال توسعه و همچنین تبدیل بسیاری از روستاهای مجاور به مناطق شهری، تا حد زیادی باعث افزایش سریع وسعت سکونتگاه های شهری شده است. شواهد نشان می دهد شمال ایران در حال تجربه تغییرات سریع کاربری اراضی است که پایداری منطقه را در طول سه دهه اخیر به خطر انداخته است. این مقاله با هدف شناسایی و مقایسه تغییرات رشد و گسترش شهر آمل واقع در استان مازندران در سه دهه از سال 1365 تا 1395 انجام شد. رشد شهری با افزایش مطلق جمعیتی که در شهرها زندگی می کنند و گسترش شهری با تغییرات پوشش زمین در طول زمان تعریف می شود.مواد و روش ها: برای تولید تصاویر تغییرات پوشش زمین در سال های مختلف، با استفاده از داده های تصاویر سری زمانی لندست (سنجنده های TM، ETM+ و OLI/TIRS)، از مدل اختلاط زدایی خطی براساس استخراج اعضای انتهایی استفاده شده و دو طبقه اراضی شهری و غیرشهری برای هر مقطع زمانی شناسایی شده است. برای بررسی صحت طبقه بندی، به صورت توأم از تصاویر با وضوح بالای ارائه شده در نرم افزار گوگل ارت و مشاهده میدانی با استفاده از GPS استفاده شده است. به منظور تحلیل توزیع فضایی پوشش اراضی از ابزار تحلیل خودهمبستگی فضایی موران و به منظور تحلیل روند تغییرات فضایی اراضی شهری از ابزار تحلیل روند در نرم افزار ArcGIS استفاده شده است. نتایج و بحث: یافته ها نشان می دهد افزایش دوبرابری جمعیت شهر در این سه دهه، نه تنها با گسترش افقی به میزان 60 درصد در اراضی سبز و باز پیرامونی همراه بوده است، بلکه افزایش تراکم ساختمانی و تعداد طبقات را نیز در پی داشته است. صحت سنجی طبقه بندی پوشش اراضی، با استفاده از ماتریس خطای ابهام با محاسبه صحت کلی بالای 90 درصد و ضریب کاپای بالای 80 درصد برای تصاویر به دست آمده، دقت بالا و بسیار خوبی را نشان می دهد. براساس یافته های تحلیل خودهمبستگی فضایی موران، توسعه شهر آمل به طور کامل از ساختاری خوشه ای تبعیت می کند. با محاسبه اختلاف داده های پوشش زمین در دوره 20 ساله 1375-1395 مشخص شد، 28 درصد از مساحت کل شهر معادل 890 هکتار، بیشترین تغییر را که شامل تغییرات بنیادین در کاربری و پوشش زمین می شود، داشته است. گسترش شهر آمل نیز به طور کلی از مرکز به پیرامون بوده است، به طوری که کمترین تغییرات در قسمت های مرکزی شهر و بیشترین تغییرات نیز در قسمت های شمالی و شرقی شهر رخ داده است.نتیجه گیری: رشد جمعیت و گسترش شهری نه تنها، تخریب منابع طبیعی و محیط زیست را در پی دارد، بلکه با افزایش مشکلات مدیریت شهری در تأمین زیرساخت ها و خدمات نیز همراه است. ازهمین رو، هدف برنامه ریزی باید دستیابی به توسعه بهینه ای باشد که هم در سطح کلان، با توزیع نقش های شهری به صورت مکملی و تقویت نقش روستاها، از افزایش مهاجرت از روستاها به شهرها جلوگیری کند و هم در سطوح محلی، بر توزیع متوازن جمعیت شهر و رشد درون زا تأکید کند.
بررسی نقش پلیس در مدیریت پیشگیری از جرایم سبز در مناطق پیراشهری (مطالعه موردی: باغستان های شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
115 - 130
حوزههای تخصصی:
افزایش روزافزون جرائم سبز در مناطق پیراشهری لزوم نقش آفرینی پلیس را برای مدیریت پیشگیری از این نوع جرائم ضروری کرده است. پژوهش پیش رو به بررسی نقش پلیس در مدیریت پیشگیری از جرائم سبز در مناطق پیراشهری شهر قزوین می پردازد. تحقیق ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی تحلیلی است. داده ها از طریق روش آمیخته گردآوری شده است. در بخش کیفی خبرگان و نخبگان درون و برون سازمان پلیس به تعداد 25 نفر شامل مدیران و کارشناسان خبره، کارشناسان حوزه محیط زیست و اساتید دانشگاهی شناسایی و با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. بخش کمی متشکل از 96 نفر از اساتید دانشگاه علوم انتظامی و کارشناسان پلیس پیشگیری(مرتبط ترین پلیس به حوزه های محیط زیست) بوده اند. برای تحلیل داده های بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمّی از نرم افزار Spss و لیزرل و آزمون تحلیل عاملی تأییدی و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد پلیس برای مدیریت پیشگیری از جرائم سبز می تواند به ترتیب اولویت هشت نقش انتقال دهنده تجارب پیشگیری وضعی با 14مضمون، نقش حمایتی با8مضمون، انتقال تجارب پیشگیری اجتماعی با11مضمون، انتقال تجارب پیشگیری کیفری با 7 مضمون، نقش پشتیبان قضایی با 9 مضمون، نقش آموزشی با 9 مضمون، نقش پشتیبان تجهیزات و امکانات با5 مضمون و تولیدکننده دانش با 7 مضمون را ایفا نماید.
تبیین اهمیت-عملکرد سیاست های بازآفرینی شهری برپایه آسیب های حاصل از بافت های ناکارآمد (مطالعه موردی شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۹
305 - 282
حوزههای تخصصی:
امروزه بافت های فرسوده و ناکارآمد قسمت عمده ای از بافت های شهری را تشکیل داده اند و با مشکلات و موانع ساختاری و عملکردی خاصی روبرو هستند که لازم است ضمن توجه به بازآفرینی بافت های فرسوده و ناکارآمد، اهمیت/عملکرد شاخص های بازآفرینی شهری نیز مورد بررسی قرار گیرند. در این چارچوب تحقیق حاضر با هدف ارزیابی اهمیت/عملکرد شاخص های بازآفرینی شهری برپایه آسیب های حاصل از بافت های ناکارآمد شهر سقز؛ ضمن شناسایی و مشخص سازی بیشترین سطح خطر آسیب های حاصل از بافت های ناکارآمد به ارزیابی اهمیت/عملکرد شاخص های بازآفرینی شهری نیز پرداخته است. نوع تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر گرد آوری داده توصیفی-تحلیلی بوده است و برای-جمع آوری اطلاعات از روش میدانی – کتابخانه ای استفاده شده است. در این پژوهش در وهله نخست از ارزیابی ریسک امنیتی زیرساخت(مدل FMEA) ، جهت شناسایی آسیب های حاصل از بافت های ناکارآمد شهر سقز، مشخص سازی اولویت و تعیین عملگرها استفاده شده است و در وهله بعدی از مدل IPA برای بررسی اهمیت/عملکرد شاخص های بازآفرینی شهر سقز استفاده شده است. بررسی های صورت گرفته در قالب مدل FMEA نشان داده است که از 31آسیب مطرح شده در قالب 10 اثر بالقوه؛ 6 اثر بالقوه (در وهله اول آسیب پذیری در برابر زلزله، ناتوانی پولی- مالی، ضعف مدیریتی و در وهله بعدی افزایش ناهنجاری اجتماعی، کاهش تعلق خاطر و افزایش آلودگی) سطح خطر بارزی دارند و نتایج حاصل از مدل IPA نشان داده است که بین اهمیت و عملکرد شاخص های بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهر سقز سازگاری وجود نداشته است و لازم است که توجه به شاخص های مدیریت یکپارچه شهری، ساماندهی معابر کم عرض و دسترسی به شریان های اصلی، سازگاری کاربری ها ، نظارت بر ساخت و ساز و کنترل بناهاو کیفیت ابنیه، اشتغال و درآمد، سرمایه گذاری در محله، بهبود مشارکت اجتماعی و بهبود تعلق مکانی به منظور کاهش آسیب های بارز حاصل از بافت های ناکارامد در اولویت نخست قرار گیرند.