حکایات موسیقایی در آثار عطار، حکایاتی است که بافت و ساختاری موسیقایی دارند و برای طرح و درک مبانی و مفاهیم عرفانی، امکانی مهم به شمار می روند. بررسی تعامل عرفان و موسیقی از منظر منظومه های عطار و نیز تذکره الاولیا، فضا و دیدگاه های موسیقایی عطار را نیز مشخص می کند. در منظومه ها و تذکره الاولیاء عطار، 19 حکایت موسیقایی ذکر شده که در این میان، الهی نامه با 9 حکایت موسیقایی بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده است. حکایات منثور در تذکره الاولیا، شش حکایت مستقل اند که منظومه ها فاقد آنند. در حالی که بیشتر حکایات موسیقایی منظومه ها در تذکره الاولیا بارها ذکر شده است. درون مایه حکایات موسیقایی متضمن درک باطن نغمات و حقیقت نفخه الهی و مرافقت و پذیرش اهل موسیقی از دیدگاه مثبت اندیش عرفانی است.
کمدی الهی دانته و سیرالعباد الی المعاد سنایی دو الگوی سفر معنوی و روحانی به درونی ترین لایه های نفس و عوالم پس از مرگ آدمی است. شناخت و معرفت فلسفی و دینیًًََُُِ، قوه تخیل، مکاشفه عرفانی، توجه به واقعیت موجود و آنچه باید بعد از این تحقق یابد، در این دو اثر چنان با هم گره خورده اند که اجازه داوری خردمندانه درباره حالت خواب یا بیداری، هوشیاری یا ناهوشیاری مولف را به مخاطب نمی دهد. آیا سنایی الهام بخش دانته در کمدی الهی است؟ چرا با وجودی که ارداویراف نامه، رساله الغفران معری از شرق و اودیسه هومر و بخش هایی از انجیل از غرب، متون الهام بخش دانته در شاهکار ادبی اش بوده است، ولی هم سویی های سیر العباد الی المعاد سنایی با کمدی الهی بیش از سایر متون است؟ البته جدا از اینکه سنایی بیشتر آفریدگار تحول سبکی و دانته آفریدگار تحول زبانی است و شاید شهرت و محبوبیت جهانی دانته در کمدی الهی به عنوان یک شاهکار ادبی مانع ارزیابی این اثر با سیر العباد الی المعاد سنایی گردد که چندان برجسته نیست.این جستار با تحلیل کمدی الهی به عنوان اثری که واقعیت و خیال را درآمیخته است، ضمن مقایسه آن با کتاب های همسان خود درگذشته، بیشتر تاکید بر بیان عوامل درونی زمینه ساز آن دارد و کوششی در حوزه ادبیات تطبیقی است.
طومارهای نقالی بخش مهمی از اسناد مکتوب روایت های عامیانه ی حماسیِ این سرزمین را دربرمی گیرند، بخشی که گاه امکان روشن شدن پاره هایی مبهم از سنت حماسی ایران را فراهم می سازد. حجم عظیم این روایت ها، بررسی ورق به ورق آن ها را تا حدودی دشوار ساخته است. یکی از شیوه هایی که می تواند به مطالعه ی روشمند این روایت ها کمک کند، فهرست کردن بن مایه های آن هاست. به یاری این فهرست، متون روایی به عناصر سازنده شان تجزیه می شوند تا راه برای بررسی های درون متنی هموار گردد.
استیث تامسون در فهرست شش جلدی خویش که دانش نامه ای برای مطالعه ی بن مایه های ادبیات عامیانه به شمار می رود، بن مایه های روایت های عامیانه را در سنت های روایی ملل و فرهنگ های مختلف دسته بندی می کند. روش تامسون به روایت های عامیانه اسلوب و چهارچوبی می بخشد که سبب تسهیل دسترسی به بن مایه های هر روایت و نیز نمونه های مشابه آن ها در روایت های دیگر می شود. از سوی دیگر، با حفظ نظامی بین المللی، بررسی بن مایه های مشابه در روایت های ملل مختلف را ممکن می سازد که به مطالعات تطبیقی روایت ها منجر می گردد.
از این رو، دسته بندی کردن بن مایه های طومارهای نقالی هم می تواند با فراهم کردن فهرست روشنی از بن مایه ها، زمینه ای باشد برای دسترسی آسان تر به هر بن مایه در روایت های مختلف، ریشه یابی بن مایه ها، بررسی سیر تطور، تکامل، تأثیرپذیری و بقای یک بن مایه در دوره های مختلف و نیز مطالعات تطبیقی روایت ها. در نهایت، فهرست کردن بن مایه های پاره ای از ادبیات عامیانه می تواند الگویی باشد برای فهرست کردن بن مایه های دیگر روایت های عامیانه و حتی ادبیات رسمی. این مقاله با استخراج بن مایه های داستان فریدون از طومار نقالی مشکین نامه می کوشد تا تطبیق شیوه ی فهرست کردن بن مایه های تامسون را بر روایات ایرانی نشان دهد و غنای ادب عامیانه ی ایرانی در افزودن بن مایه های نو به فهرست جهانی را آشکار سازد.