فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۲٬۳۳۲ مورد.
بررسی اجزای کلام در جنیدنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله بررسی های مفید برای آشکار شدن ساز و کار روایت ها و به طور خاص قصّه های عامیانه، روش تجزیه و تحلیل تودوروف، نظریه پرداز عرصه ساختارگرایی است که در تحلیل روایت های اسطوره ای به کار گرفته شده است. وی این نوع قصّه ها را از جنبه های مختلف مورد توجه قرار داده و در بررسی اجزای کلام قصه ها، آنها را همچون پاره های گفتمان به سه دسته اسم، صفت و فعل تقسیم کرده است. بنابراین با تجزیه و تحلیل روایت، می توان به واحدهایی صوری دست پیدا کرد که با اجزای کلام دستوری شباهت چشمگیری دارند.
این نوشته «جنیدنامه» را از جنبه اجزای کلام بررسی می کند و می کوشد، با تکیه بر نظریه تودوروف به درک ارتباط متقابل شخصیت های «جنیدنامه» دست یابد. برای دستیابی به این هدف ابتدا توضیح مختصری در مورد نظریه تودوروف در زمینه اجزای کلام داده می شود و سپس اجزای کلام؛ یعنی اسم خاص (شخصیت)، فعل (کنش)، صفت (ویژگی) و همچنین چگونگی ارتباط شخصیت های قصّه با توجه به هریک از این اجزا مورد توجه قرار می گیرد. بررسی این ویژگی در درک پیکربندی روایت و نیز شناخت زنجیره ارتباطات شخصیت ها که قصه بر اساس آن پایه ریزی می شود مؤثّر خواهد بود.
اولیا در آینه فیه ما فیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبحث «ولیّ» به عنوان یکی از مهمترین ارکان حوزه عرفان و تصوف، همواره مورد توجه ارباب اهل قلم عرفان بوده و در اکثریت قریب به اتفاق منابعى که درباره عرفان و تصوف به رشته تحریر درآمدهاند، بخشى به مبحث ولىّ و موضوعات و مفاهیم مربوط به آن، اختصاص یافته است. در کتاب ارزشمند فیه مافیه نیز که مجموعه تقریرات مولانا و در حکم مجموعهاى غنى از آراء و آداب عارفانه و صوفیانه است، با مبحث ولىّ به عنوان یکى از مهمترین موضوعات کتاب روبرو مىشویم. دیدگاه مولانا نسبت به اولیا در فیه مافیه را مىتوان در پنج مورد خلاصه کرد که عبارتند از:1. خداوند و اولیا,2. مصلحت وجود و حضور اولیا, 3.صفات و ویژگیهاى اولیا, 4.خلایق و اولیا, 5. مریدان و اولیا .هر چند فیه مافیه ، به سبب سبک آن یعنى »مجلسگویى»، از پیچیدگیها و ظرافتهاى شاعرانه مثنوى خالى است ول ی وجود همین سبک، سبب بیان مطالب و موضوعات آن، به زبانی سادهتر و همه فهمتر است. حضرت مولانا جلالالدین بلخی، با استناد به آیات قرآن و احادیث قدسى و نبوی، امثال سائره فارسی و عربی، تشبیهها و تمثیلها، سرگذشتنامههاى مشایخ و حکایات مربوط به اولیا و گفتههای آنان، همچنین اشعار فارسی و عربی به شرح و بیان دیدگاههای خود درباره اولیا پرداخته است. پژوهش حاضر به بررسی موارد یاد شده و موضوعات دیگر مربوط بدانها میپردازد.
عرفان پست مدرن و عرفان اسلامی؛ تفاوتها و رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر مروری اجمالی بر مبنای فکری، جهت گیریهای بنیادین و وجوه اختلاف عرفان (بر مبنای شریعت) اسلامی و عرفان (سکولار) پست مدرن دارد. عرفان در اصطلاح اسلامی آن، ظرفیت و نیروی شناخت درونی و قلبی است که به موجب آن انسان عارف به افقهای برتری از کمال در ارتباط خود با خداوند دست می یابد. رسیدن به آن ظرفیت و دست یابی به این کمال، در گرو گذشتن از علایق دنیوی و خود نفسانی است. با طی چنین مسیری، انسان عارف خویشتن حقیقی و الهی خود را در پیوند با حقیقت مطلق هستی می یابد. اما عرفان در اصطلاح مکاتب باطن گرای نوین و معنویتهای جدید در جوامع پیشرفته، بویژه از دیدگاه مکتب پست مدرن، صرفا فرآیندی ذهنی و خیالی است. در این گونه از نگرش عرفانی، دیگر دل آدمی به عنوان گرانیگاه معرفت تلقی نمی شود و در تعالیم آن تصفیه باطن از تعلقات و طی مراتب کمال معنوی جایگاهی ندارد، بلکه این فرآیند راهکاری است برای جلوگیری از به تحلیل رفتن قوای فکری، روحی و جسمی آدمی در مسیر شتابزده ای که امروزه در حرکت به سوی قله های پیشرفت مادی دارد. انسان متمدن با استفاده از ابزار عرفان در صدد تغییر موقت ذائقه زندگی است تا در بهره مندیهای مادی دچار یکنواختی نشود و بیشترین بهره مندی و لذت را از زندگی طبیعی ببرد. بنابراین، عرفان پست مدرن به عنوان شیوه ای معنوی در خدمت اهداف مادی قرار می گیرد.
نای نیایش در نیستان آفرینش
حوزههای تخصصی:
از نظر مولوی، پرورگار متعال خیر محض است، انسانی که در سیر صعودی معنوی قرار می گیرد خیر محض را می ستاید. او عشق معبود لایتناهی را شعله ای می داند که هر چیزی جز معشوق را در نظر نیایشگر می سوزاند. مولوی نیایش را توفیق الهی می داند و هر دعائی را مستلزم داشتن شایستگی نیایشگر برای آن می داند و اعتقاد دارد که فطرت روح انسانی با توحید الهی سازگار است، نباید آنرا در قید و بند ما سوی الله گذاشت. از منظر او همه مخلوقات جهان به نوعی در نیایشند.
صد کتاب ار هست جز یک باب نیست
صد جهت را قصد جز محراب نیست
6/3667
از منظر مولوی ذکر، فکر را بالا می برد و عشق، باعث ذکر و نیایش می شود و انسان در صورت اتصال به دریای لطف حق، صفت الهی پیدا می کند و در نتیجه آرامش می یابد و به نهایت فراغت می رسد.
طبقه بندی و بررسی نثر متو ن عرفانی و فلسفی عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که در عصر قاجار در حوزه فرهنگ ایرانی امتداد پیدا کرد، موضوعات فلسفی و عرفانی بود؛ در عصر قاجار با توجه به استقرار بیشتر عالمان در تهران، حلقه ای در عرصه اندیشه های فلسفی و عرفانی پدید آمد که آن را «مکتب تهران» نامیده اند؛ سرآمدان این مکتب فکری، آثار مختلفی را در موضوعات فلسفی و عرفانی پدید آورده اند که بیشتر آن ها به زبان فارسی است و با این کار نشان دادند که زبان فارسی همچنان توانایی بیان اندیشه های فلسفی و عرفانی را داراست و می تواند مفاهیم عمیق فکری را به خوبی برای مخاطب بازگو نماید. مقاله حاضر به بررسی ویژگی های نثر و طبقه بندی موضوعی متون برجسته این حوزه می پردازد و شاخص ترین کتاب هایی که در عصر قاجار، در این موضوعات نوشته شده است، را مورد بررسی قرار می دهد.
نگاهی به چگونگی نقل آیات در تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در ترجمه و تفسیر قرآن کریم، مهمتر از همه چیز، اطمینان یافتن از نقل درست و بىکم و کاست آیات وحى است.اهمیت این موضوع تا جایى است که از دیرباز، مفسیرین و دانشمندان علوم قرآنى کوشیدهاند تا اختلاف قرائتها را ضبط کنند و راه را بر هر گونه دخل و تصرف نابجا در آیات وحى فروبندند.
در تفسیر کشف الاسرار میبدى که به سال 1331، با همت و پشتکار مرحوم على اصغر حکمت تصحیح گردیده، برغم همه کوششهاى ستودنى آن زنده یاد و همکارى وى اشتباهات چشمگیرى دیده مىشود.با اینکه این اثر، طى سالیان گذشته بارها تجدید چاپ شده است، متأسفانه غبار لغزشها بر چهره گرانبهاى این تفسیر فرو مانده است.
نگارنده در این مختصر، تنها نمونههایى از اشتباهات و لغزشها را با عناوین زیر بر شمرده و سپس با استفاده از معجم الفاظ قرآنى و نص صریح قرآن کریم، صورت صحیح آنها را با ذکر آیه و سوره بیان داشته است.
1.در هم ریختگى آیات 2.افزودن کلمات به نص آیه و یا کاستن از آن 3.لغزشهاى اعرابى و چاپى."
تشبیهات اقلیمی در داستانهای شمال و جنوب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبیعت، اقلیم و شرایط زیست محیطی، اجتماعی و فرهنگی محل زندگی هر شاعر و نویسنده، خاستگاه اصلی صور خیال خلق شده و به کار رفته در سخن اوست و هیچ شاعر و نویسنده ای نمی تواند خود را کاملاً از تاثیر آن دور نگه دارد؛ براین اساس، گذشته از این که اقلیم، کم و بیش مورد توجه بیشینه بلاغیون قرار گرفته و در بررسی، فهم و تفسیر درست سخن ادبی بر آن تاکید شده است، متون معتبر ادبی نیز از این حیث قابل تامل اند و با نگاهی به آثار برجسته ادبی می توان بر این نکته صحه گذاشت که ناب ترین صور خیال در شعر و حتی گونه های منثور سخن ادبی، انواعی بوده اند که از بوم و اقلیم و محیط زندگی شاعر و نویسنده الهام گرفته و برخاسته اند. تشبیه یکی از انواع اصلی صور خیال است و می توان به اعتباری، آن را اساس بلاغت و وجه تمایز ادبیات از غیر ادبیات دانست و با نظری کلی، دیگر صورتهای خیالی را مبتنی بر آن و متاثر از آن به حساب آورد. تشبیه نیز مانند دیگر صورتهای خیالی و بلکه از جهاتی بیش از آنها تحت تاثیر اقلیم قرار می گیرد؛ چنانکه در بررسی متون ادبی به تشبیهات فراوانی برمی خوریم که می توان با توجه به مشبه به و وجه شبه اخذ شده از آن، آنها را تشبیهات اقلیمی نامید. در این مقاله، پس از توضیحاتی درخصوص ادبیات اقلیمی، داستان اقلیمی و تشبیه اقلیمی، گونه های تشبیه اقلیمی در برخی داستان های اقلیمیِ نویسندگان شمال و جنوب بررسی و مقایسه شده است.
بررسی و تحلیل کهن الگوی آنیما در غزل های مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، به معرفی کهن الگوی آنیما و بازنمود آن در ناخودآگاه یونگ در برخی از اساطیر و ادبیات جهان و ادبیات معاصر ایران پرداخته، و با درنظرگرفتن دو نقش مثبت و منفی آنیما، برخی از ویژگیهای آن در پهنة جهان و نمود آن ها را در غزلیات شمس ذکر کرده ایم. با توجه به شواهد حاضر در متن، آنیما در غزل های مولوی، ویژگیهایی مثل تسخیرکنندگی و فریبندگی، سرچشمة زندگی بودن، نومنی و تقدس و میانجیگری بین خودآگاه و ناخودآگاه دارد و با نمادهای پرندگان طوطی و طوطیبچه و سیمرغ، و دیگر رموز مثل پری، آهو، ماه، هما، آب و باد و واژگانی مثل صنم و بت نمودار شده است.
تولّد آسمانی با مرگ نفسانی (مرگ اختیاری) به روایت مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صاحبان معرفت برای انسان دو نوع تولّد قائلند: یکی تولّد صوری و دیگری تولّد معنوی یا تولّد ثانی که از آن به عنوان «عروسی ابد» یا «تولّد آسمانی» یاد می کنند. مرگ نفسانی از مبانی عمیق عرفان و ادب تعلیمی مولانا است. مولانا همچون سایر عرفای اهل بسط و سکر پدیده مرگ دوستی در آثارش تجلّی خاصی دارد و مرگ و مرگ نفسانی را در مسیر چرخة تکامل می داند و از آن به عنوان انتقال از عالم کثرت و طبیعت به عالم وحدت و ماوراءالطبیعه تعبیر می کند. این بررسی نشان می دهد مولانا تولّد آسمانی را در مرگ نفسانی تحت تأثیر عوامل مؤثری همچون ایمان، ابوّت معنوی و عشق می داند؛ بنابراین با استناد به حکایات مثنوی، در یک مقدمه و هفت محور انواع ولادت، عوامل مؤثر در تولّد آسمانی، مرگ ها و زایش ها، چگونگی مرگ ارادی و انواع آن، راه های رسیدن به مرگ نفسانی، ویژگی راه یافتگان به مرگ نفسانی (ارادی) و فواید مرگ نفسانی (مرگ اختیاری) بررسی شده است.
طرحی برای طبقه بندی قصه های مربوط به(اخبار از غیب) در متون عرفانی منثور تا قرن هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه های کرامت،بخشی از میراث فرهنگی است که می تواند دستمایه پژوهش های گوناگون جامعه شناسی،روان شناختی،ادبی،تربیتی،تاریخی و مانند آنها قرار بگیرد.تاکنون کوششی جدی در زمینه طبقه بندی این قصه ها انجام نشده است.این تحقیق بر آن است که طرحی نسبتا جامع ودقیق برای این منظور تهیه کند.در یک طبقه بندی کلان می توان کرامت ها را به سه طبقه بزرگ اخبار از غیب ،اشراف برضمایر و تصرف در طبیعت تقسیم کرد.هر کدام از این طبقه بندی ها ی بزرگ نیز به تیپ های اصلی وفرعی کوچکتری تقسیم می شوند و برای هر کدام از آنها شماره ای در نظر گرفته می شود،به طوری که هر کرامتی دقیقا درجای مشخصی قرار بگیرد و به سهولت در دسترس محققان باشد.در این مقاله صرفا به قصه های مربوط به «اخبار از غیب»می پردازیم و می کوشیم طرح کاملی برای این قبیل قصه ها ارائه کنیم.پس از بررسی متون عرفانی پیش از قرن هفتم،با استقصای تام،بیست و پنج تیپ اصلی و هفت تیپ فرعی به دست آمد.این بیست و پنج تیپ ،بخش نخست یک مجموعه سیصد تیپی را تشکیل می دهند.داده های این تحقیق ،ازسیزده متن مهم عرفانی تا پایان قرن ششم،فراهم آمده اند.