ذکرت فی هذه المقالة نماذج من الامثال المشترکة المستعملة بین اللغتین الفارسیة و العربیة‘ و جرت اشارة عابرة الی التعاریف العدیدة تو جهت حول المثل ثم تناول البحث الامثال و الحکم القرآنیة التی استعملها سعدی مثلا فی مؤلفاته ووردت امثال شعریة ترجمها سعدی فی آثاره الی اللغة الفارسیة کما ذکرت الامثال الشعریة للمتنبی ء التی تأثر منها سعدی فی آثاره القیمة التی تدل علی أن کلا الشاعرین تلقیا علومهما و معارفهما فی البیئة الاسلامیة وتثفقفا بالثقافة الاسلامیة التی سببت ان یفکر الشاعران فکرة واحدة فی کثیر من الجوانب
کشف و شهود همچون بنیان شناخت های عرفانی به شمار می رود. عارفان از رهگذر کشف، رویارویی بی واسطه با حقیقت را تجربه می کنند؛ از همین رو پرداختن به گونه های کشف و اندازه توان معرفتی هر یک، همواره در کانون تأمل های عارفانه بوده است. جلالالدین محمد مولوی به مثابه عارفی اندیشهمند، برپایه آموزه های نظری صوفیانه به تبیین ادبی گونه های کشف در مثنوی پرداخته و به آراستگی به گونه ها، پیامدها و زمینه های هر یک توجه نشان داده است. به طور کلی عارفان از دو گونه کشف (صوری و معنوی) سخن گفته اند. این نوشتار با هدف تبیین «گونه های کشف صوری در مثنوی» و با الهام گرفتن از دسته بندی قیصری در مقدمه شرح فصوصالحکم سامان یافته است. مثنوی افزون بر دربرداشتن همه گونه های کشف صوری (به جز کشف لمسی) با داده ها و آموزه های جزیی بسیاری درباره هریک از این گونه ها همراه است که در مقدمه قیصری و پیگیران دسته بندی او مانند سید حیدر آملی به چشم نمی خورد. به نظر می آید مولوی به کشف سمعی به دلیل گستردگی و چندگانگی آن، بیش از دیگر گونه های کشف صوری پرداخته است.
هدف پژوهش حاضر مقایسه تاثیر داستان های فکری فیلیپ کم وداستان های فکری مرتضی خسرونژاد بر رشد خلاقیت کودکان پسر دوره آمادگی شهرتهران است.بدین منظور از نمونه ای متشکل از39 کودک دوره آمادگی در شهر تهران که به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند،استفاده گردید.ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل آزمون خلاقیت تورنس(فرم تصویری ب)بود.نتایج تحلیل کوواریانس وآزمون تعقیبی توکی نشان دادکه بین گروه کودکانی که به روش داستان های فکری فیلیپ کم و گروهی که به روش داستان های فکری مرتضی خسرو نژاد آموزش دیده اندبا گروه کنترل تفاوت معنی دار وجود دارد(f=32/63, pواژگان کلیدی: پیش دبستانی ، خلاقیت، فلسفه برای کودکان
زن و خویشکاری های او، یکی از موضوعات مهم و دقیق مباحث اسطوره شناسی و حماسی است، به گونه ای که کارل گوستاو یونگ، زن – مادر را یکی از کهن الگوهای خود معرّفی کرده است. در اساطیر ایران و جهان، زنان نقش های مختلف و متعدّدی دارند که بر اساس جوامع و فرهنگ های آن ها، گاهی این نقش ها با یکدیگر تفاوت دارند. خویشکاری های زنان در اساطیر، به شکل خویشکاری های الهه ها و ایزدبانوان به منصة ظهور در می آید و در حماسه ها به صورت اعمالی که از زنانی شاخص سر می زند. تأثیر نقش ایزدبانوان بر زنانِ حماسی گاه مستقیم و گاه غیرمستقیم و ضمنی است. یکی از راه های نمود خویشکاری های زنان در حماسه ها، رفتار و کردار آنان در مصیبت ها و سوگواری های شان است. در جستار حاضر با روشی تحلیلی- توصیفی و بررسی مویه ها و سوگواری های برخی از زنان شاخص شاهنامه؛ یعنی تهمینه، فرنگیس، جریره، کتایون و دخترانش به پاره ای از نقش های زن از جمله، نصیحتگری، شفقّت و مهربانی، زایش، ستیزه با دشمن، برکت بخشی و بخشندگی، پرورش و ... دست می یابیم که این نقش ها از مهم ترین خویشکاری های الهه های مادر و کهن الگوی زن است.
"بررسی زندگی رسول اکرم (ص) در ذهن و زبان سنایی بی تردید از موضوع های مهم و اثرگذار در مجموعه پژوهش های ادبیات فارسی می تواند محسوب گردد؛ چرا که سنایی شاعری بزرگ و مقتدای شاعران عارف فارسی زبان به شمار می رود و او را بحق بنیانگذار و مروج اصلی آموزه های عرفانی در شعر فارسی دانسته اند.
این پژوهش با تمرکز کند و کاو در اثر ارزشمند حدیقه و با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته است.
برای سنایی، شخصیت رسول اله و ابعاد وجودی و نکات برجسته زندگی و ویژگی های روحی و اخلاقی و شان و جایگاه ایشان به قدری مهم بوده است که یکی از ابواب دهگانه حدیقه را بدان اختصاص داده است. طرح شاعرانه داستان معراج و رجحان وجودی آن حضرت بر سایر انبیا و اولیا، حسن خلق، رحمت واسعه آن دردانه آفرینش و واسطه خلقت، امی بودن و فضل تقدم اشرافی ایشان بر آدم و سایر انبیا و نیز تموج تلمیحات قرآنی و بازتاب مهمترین فرازها در زندگی حضرت رسول اکرم از مهمترین عناوینی است که سنایی بدانان پرداخته است"
این مقاله اشاره به تفاوت ممدوحین سعدی دارد که در نتیجه به تفاوت مدایح منجر میشود. نویسنده اعتقاد دارد چنانچه ممدوح سعدی فردی خردمند و فرزانه باشد، مدایح لحنی صمیمانه و حتی عاشقانه مییابد و ممدوح در جایگاه معشوق مینشیند و چنانچه ستایش شونده از کسانی باشد که نابهجا به قدرت رسیده باشد، مدح سعدی تفاوتی آشکار مییابد و در پارهای موارد، با بیانی تند و پرخاش گونه، ممدوح را از پیامد شوم ستمگری و مردمآزاری هشدار میدهد و یا به دادگری و رعیتپروری فرا میخواند. نویسنده در این مقاله به عنوان نمونه قصایدی که سعدی در ستایش دوتن از ممدوحان خود یعنی عطاملک جوینی و امیرانکیانو سروده، انتخاب نموده و از دریچه ساختار بیرونی، جنبههای زبانی و لحن بیان مورد بررسی قرار داده و در پایان مدح سعدی برای انکیانو را بیشتر ذم شبیه به مدح نامیده است.
مکتب رمانتیسم، از مکاتب ادبی در جهان معاصر است که مبنای آن بر تخیّل فردی و خلاقیّت براساس تخیّل و عکس العملی در برابر مکتب کلاسیسم بود. این مکتب، افزون بر غرب، تأثیرات زیادی بر ادبیّات فارسی و عربی معاصر نهاد و نیز نظر شاعران و نویسندگان بسیاری را به خود جلب کرده است. از سویی میان پیروان این مکتب در ادبیّات فارسی و عربی، همگونی زیادی دیده می شود. این پژوهش، درصدد است تا با روش توصیفی - تحلیلیِ محتوا و براساس چارچوب مکتب امریکایی ادبیّات تطبیقی، به بررسی جلوه های مکتب رمانتیسم در شعر علی محمود طه و سید محمّدحسین شهریار در ادبیّات عربی و فارسی بپردازد. یافته ها بیان گر آن است که دو شاعر در بیان حسرت و اندوه رمانتیکی خود که ناشی از اوضاع نامناسب محیط، وضع آشفته وطن و انبوهی از دردها و حالات غم انگیز درون خود و مردم جامعه است، به بیان جلوه های رمانتیکی؛ همچون وطن دوستی، احساس غم و تنهایی، طبیعت گرایی، انعکاس ناامیدی ها، شکایت از روزگار، عشق و یاد معشوق و... پرداخته اند و در این زمینه، جنبه های مشترکی باهم دارند. عشق و یاد معشوق از مضامین قابل توجّه در شعر دو شاعر است که با شور و اشتیاق درهم آمیخته شده است و از عشق مجازی به عشقی حقیقی می رسد. طبیعت، گریزگاه آن ها از غربت و تنهایی، اوضاع نابسامان محیط موجود و ناسازگاری های روحی و خستگی است.