فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۱٬۰۳۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در حماسه های کهن و باورهای عامه مردم ایران زمین در اغلب موارد از دیوان به عنوان موجوداتی غول آسا، ترسناک و زیانکاری که یار و یاور اهریمن بوده و همواره درصدد آسیب رسانیدن و ایجاد فساد و تباهی در جهان اهورایی اند یاد شده است.در حماسه فردوسی کارهای متفاوت و گوناگونی به آنها نسبت داده شده که برای اذهان بشر امروزی محیرالعقول و شگفت انگیز است. بخش نخست این مقاله در بیان ماموریت و مسوولیت هایی است که این آفریده های اهریمنی در شاهنامه برعهده دارند و بخش دوم معرفی دیوانی است که اسامی آنها در نامه باستان ذکر شده است.
بررسی تطبیقی شخصیت بهرام در شاهنامه و هفت پیکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شخصیتهای تاریخی از قهرمانان عمده داستانهای حماسی، عاشقانه وتعلیمی بوده اند. یکی از این شخصیتها بهرام گور است که نظامی پس از فردوسی به بهترین وجه و در قالب شخصیتی آرمانی به وصف و ترسیم خصلتها، گفتار و رفتار او پرداخته است. رعیت پروری، عدالت خواهی، شجاعت و دلاوری، خوش باشی، رامش جویی و ذوق شاعرانه، به گواه مورخان اسلامی، از بهرام گور پادشاهی محبوب ساخته است. طولانی ترین داستان در شاهنامه بعد از خسرو انوشیروان، مربوط به زندگی بهرام است. نظامی نیز در چالشی با فردوسی، در منظومه ای مستقل به نام بهرام نامه یا هفت پیکر به شرح زندگی او پرداخته است. این دوشاعر با رویکردی خاص، زندگی او را تصویر کرده اند. در این گفتار به بررسی شخصیت بهرام از نظر این دو شاعر می پردازیم.
بیدل در عرصه غزل عرفانی
حوزههای تخصصی:
بیدل دهلویاز گویندگان بزرگ شعر عرفانیدر شبه قاره است که سبک هندیرا از تنگنایصورت، به فراخنایمعرفت رسانید. شعر میرزا عبدالقادر بیدل در عرصه غزل، ادامه تفکر مولانا جلال الدین محمد بلخیدر عرصه شمسیات اوست. هدف از نگارش این مقاله معرفیبیدل در عرصه غزل عرفانیاست. در نظر بیدل، همه تعینات و کثرت ها، در سیر رجوعیو عروجیانسان به وحدت باز میگردد و در سیر نزولیاو یعنیسفر از حق به خلق، همه کثرت ها و تعین ها را امریاعتباریمیشناسد که مجلایصفات آفریننده هستیاست. غزل هایعرفانیبیدل چون حماسه ایاست روحانیکه از عشق ورزیبه معشوق ازلیحکایت میکند. این غزل ها غالبا با تفکریسوررالیستیهم راه است، از این رو اصطلاحات عرفانیغزل هایبیدل که در قالب سبک هندیاست، غالبا بر فهم عاصیاست و نمیتوان ما بازایییا معادلیروشن برایآنها یافت، با این همه در این غزل ها شورینهفته است که قالب هایعروضیو ردیف هایفعلینیز بدان شور و حرکت مدد رسانیده است.
سام نامه از کیست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سام نامه، حماسه ای عاشقانه است که از آن به عنوان آخرین حماسه ملی ادب فارسی یاد می کنند. از زمان آغاز تحقیقات نوین در ادبیات فارسی، پیرامون این اثر و نویسنده آن نیز پژوهشهایی صورت گرفته است که هر یک به گونه ای سعی کرده اند صحت انتساب آن را به خواجوی کرمانی رد یا اثبات کنند. در این گفتار ابتدا تاریخچه این تحقیقات و استدلالهای نویسندگان درباره این اثر ذکر گردیده که نگارنده به همه این دلایل پاسخ گفته و انتساب سام نامه به خواجو را رد کرده است و سپس دلایلی مبنی بر تعلق این اثر به ادبیات عامیانه ارائه کرده است.
سرگشتگی داستان نویسی ایرانی
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی بازآفرینی اسطوره ها در شعر معاصر
حوزههای تخصصی:
توصیف و تصویرگری در منظومه حماسی علی نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی نامه حماسه منظوم پارسی است در مناقب و مغازی حضرت علی (ع) از قرن پنجم که به وسیله شاعری به نام «ربیع» سروده شده، این منظومه که در حدود دوازده هزار بیت است و به عنوان نخستین تجربه شعر حماسی شیعه اثنی عشری است، هم از نظر قدمت تاریخ حماسه های شیعی و هم از نظر در برداشتن نوادر لغات و ترکیبات فارسی کهن در کمال اهمیت است که تاکنون گمنام مانده و در کتب تاریخ ادبیات فارسی به آن اشاره ای نشده است. علی نامه از جهت سبک و بیان حماسی به خصوص در حوزه توصیف و تصویرگری و ابزارهای آن ارزش فراوان دارد. زیرا این عناصر، وسیله ای است برای ملموس و محسوس تر کردن صحنه های متنوع و مختلفی که در بستر شعر حماسی روی می دهد و به عنوان یکی از معیارهای سنجش کیفی اثر حماسی به شمار می آید. در شعر حماسی، توصیفات و تصاویر، با استفاده از ابزارهای خاصی از قبیل تشبیه، استعاره مجاز، کنایه و اغراق نمایانده می شود که معمولا در شعر حماسی، اغراق مبتنی بر تشبیه و اسناد مجازی است. بررسی نقش هر کدام از این ابزارها در شعر حماسی از دیرباز مورد توجه منتقدان و تحلیل گران آثار ادبی بوده است. در این مقاله ابتدا این منظومه به صورت مختصر معرفی و شناسانده می شود، سپس با مطالعه دقیق همه ابیات آن، نقش و جایگاه هر کدام از این ابزارها در ابلاغ پیام و میزان تناسبشان با شعر حماسی با ذکر شواهد مختلف شعری مورد بررسی قرار می گیرد. این بررسی نشان می دهد که سراینده این اثر از طریق مطالعه و نگرش به شاهنامه فردوسی، با روش ها و فنون زبانی و بیانی شعر حماسی و دقایق و ظرایف آن آشنا شده و به خوبی توانسته است در این زمینه اثر ارزشمندی را پدید آورد.
حماسه های مشهور (بررسی و معرفی حماسه های هند، یونان و ایتالیا)
حوزههای تخصصی:
لفظ و معنی در شعر حماسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آخرین خندق
منبع:
پاییز ۱۳۸۵ شماره ۴۹
حوزههای تخصصی:
رویکردهای عمده ادبیات داستانی جنگ (1384- 1359)
حوزههای تخصصی:
نوع نگاه به جنگ و نیز درونمایه ها، شخصیت های اصلی و... چهار رویکرد؛ یعنی رویکرد ارزش محور، جامعه محور، انتقاد محور و انسان محور را در حوزه ادبیات داستانی جنگ پدید آورده است. در رویکرد ارزش محور ستایش از پایداری، مقاومت و دفاع از میهن و اثر مثبت فرهنگی و اعتقادی دفاع در مرکز توجه داستان نویسان بوده است. هدف نویسندگان این آثار تهییج و تقویت روح سلحشوری و ارتقا روحیه استقلال خواهی، انجام دادن رسالت عقیدتی و دفاع از ارزش های انقلابی و اسلامی است. در رویکرد جامعه محور به بازتاب مصائب جنگ و جنبه های منفی و تاثیر تخریب های آن بر زندگی مردم و جامعه پرداخته شده است. مسایل جانبی و اجتماعی جنگ و تصویر ویرانگرانه آن در این رویکرد بارزتر است و در آن اثر جنگ بر آن دسته از مردمان شهرها و روستاهایی که بنیاد خانواده و روابط اجتماعی شان دگرگون شده بررسی می شود. در رویکرد انتقاد محور نویسندگان به رد یا تشکیک در جنگ و انتقاد از آن می پردازند. نوع نگاه نویسندگان این رویکرد به جنگ بدبینانه است و اغلب به جنگ شهرها نظر دارند. در رویکرد انسان محور نیز توجه به ارزش های والای انسانی مطرح است و به انسان در جنگ و انسان برآمده از آن پرداخته می شود.
جایگاه پهلوانان حماسی ایران
منبع:
فردوسی آذر ۱۳۸۵ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
مهر و خورشید در منظومه های حماسیه ملی
حوزههای تخصصی:
مهرپرستی از آیین های کهنی است که هزاران سال پیش در ایران و هند و رم رایج بوده و در راس این آیین، ایزدی به نام «مهر» قرار داشته است. با توجه به اینکه مهر، روزگاری بزرگ ترین ایزد بوده است، می توان گفت که ایزدان همراه او، یعنی ماه، ناهید، خورشید، باد و ایزدانی نظری سروش و رشن (ایزد دادگری)، تحت فرمان «مهر» آفرینش را پاسبانی می کرده و از شمار یاران او محسوب می شده اند. به تعبیری دیگر اثربخشی آن ها زمانی معنا می یافته است که در کنار «مهر» و نه مستقل از او مطرح باشند.
در این میان خورشید از دیرباز در کنار «ایزدمهر» مطرح بوده است و با توجه به پرستش آن دو از سوی اقوام ایرانی و غیرایرانی و با توجه به هم نامی و داشتن ویژگی های مشترک، به مرور زمان یکسان شمرده شده اند و بدین گونه خورشیدپرستی مترادف مهرپرستی دانسته شده اشت.
از آنجا که در ریگ ودا، اوستا و سایر متون مذهبی کهن، «مهر» و خورشید جدای از هم مطرح شده اند، می توان به روشنی دریافت که در اصل یکی نبوده. در این جستار برآنیم تار این موضع را بررسی کنیم و به جایگاه و نقش «مهر» و خورشید در منظومه های حماسی ملی بپردازیم و نشان دهیم که در بسیاری از موارد خورشید در معنای «ایزدمهر» به کار رفته و ویژگی های اور را دارا شده است.