فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۱٬۱۴۳ مورد.
عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی در سازمان های بهداشتی- درمانی دولتی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در عصر اطلاعات، کارآفرینی موتور محرک توسعه ی اقتصادی و محور فعالیت های فردی و سازمانی محسوب میشود. از آنجا که در اغلب کشورهای جهان سوم، دولت در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به ویژه خدمات بهداشتی درمانی حضوری فراگیر دارد، ایجاد پویایی در سازمان های دولتی حایز اهمیت ویژه ای است. این پژوهش به شناسایی عوامل مؤثر بر بهبود عملکرد سازمان با محوریت کارآفرینی سازمانی در بخش خدمات بهداشتی درمانی دولتی و ارایه ی الگوی کاربردی برای ایجاد سازمان کارآفرین پرداخته است.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی 43 سازمان بهداشتی درمانی بخش دولتی ایران در دو سطح ملی و منطقه ای، با استفاده از نمونه گیری جامعه ی نامحدود و به کارگیری روش تصادفی طبقه بندی شده انتخاب گردیدند و در آن ها میزان کارآفرینی سازمانی به عنوان متغیر وابسته با بهره گیری از روش پیمایشی بین سال های 84-1383 و استفاده از پرسش نامه و تکمیل آن ها توسط مدیران عالی و میانی این سازمان ها مورد مطالعه قرار گرفت. آزمون Cronbach's alpha روایی پرسش نامه را با 97 درصد تأیید نمود. میانگین و انحراف معیار داده های گرد آوری شده استخراج گردید و یافته ها با استفاده از آزمون همبستگی در فضای نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: به طور متوسط 80 درصد مدیران این سازمان ها پرسش نامه را جواب دادند. مطالعه نشان داد که میانگین کارآفرینی در این سازمان ها با در نظر گرفتن عوامل ساختاری، رفتاری و محیطی مؤثر بر کارآفرینی سازمانی، حدود 08/3 بود که بیانگر میزان پایین کارآفرینی سازمانی است. از میان شاخص ها، میزان رضایت ارباب رجوع در سطح به نسبت خوبی بود، ولی پایین بودن سایر شاخص ها از جمله میزان تنوع درآمدی سازمان ها، میزان کم فعالیت های واگذار شده به بخش غیر دولتی و نبود تیم های تحقیق و توسعه، باعث افت میزان کارآفرینی سازمانی در این سازمان ها شده بود.
نتیجه گیری: سازمان های بهداشتی درمانی دولتی در ایران نتوانسته اند از مزایای کارآفرینی سازمانی به خوبی بهره بگیرند. از این رو، سازمان های پیش گفت نیازمند الگوی کاربردی خاص برای توسعه ی کارآفرینی هستند، که الگو و راهکارهای ارایه شده در این پژوهش میتواند راهگشای توسعه ی عملکرد این سازمان ها باشد.
رابطه برند سازمانی (Branding) و شاخص های عملکردی (بیمارستان قایم(عج) مشهد؛ 1387(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
واژه های کلیدی: کلید واژه ها: برندسازی، بیمارستان، شاخص، عملکرد، دانشگاه علوم پزشکی مشهد،
وضعیت نظام آماری سلامت در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: نظام های اطلاعات در سیستم سلامت با گردآوری، تحلیل و انتشار داده ها، زمینه ی استفاده از اطلاعات به منظور بهبود و ارتقای سلامت جامعه را فراهم می سازند. این مطالعه برای ارزیابی وضعیت نظام رسمی آماری سلامت در دانشگاه علوم پزشکی تبریز طراحی و اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی انجام شد. واحدهای آمار مستقر در مراکز آموزشی-درمانی، بیمارستان های عمومی و مراکز بهداشت شهرستان شهر تبریز به وسیله ی چک لیست تهیه شده، مورد بررسی قرار گرفت و داده ها پس از جمع آوری، با استفاده از نرم افزار SPSS آنالیز آماری شد.
یافته ها: در 6/15 درصد واحدهای آمار وابسته به دانشگاه، شرح وظایف واحد آمار به صورت مکتوب وجود داشته و در 9/21 درصد سازمان ها، نیازهای اطلاعاتی سازمان تعیین شده است. در 3/89 درصد مراکز، جمع آوری اطلاعات آماری طبق برنامه ی استاندارد انجام می گیرد و در 3/81 درصد آنها داده های جمع آوری شده از لحاظ صحت داده ها، بررسی می شوند.
نتیجه گیری: با توجه به جایگاه نظام اطلاعات در هر سازمان و نقش اساسی آن در اتخاذ سیاست های درست، ایجاد نظام هماهنگ و یکپارچه ی اطلاعات و توانمندسازی کارشناسان در زمینه ی استفاده ی صحیح از داده ها، از اولویت های ضروری به شمار می رود."
مطالعه تطبیقی ضرورت به کارگیری گروه های مرتبط تشخیصی به عنوان ابزاری واحد برای تسهیل بازپرداخت درمانی در کشورهای منتخب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت تکنولوژی در ارایه خدمات بهداشتی و تخصصی شدن بیشتر فعالیت ها، سازمان های سلامت برای ارایه بهتر و جبران هزینه ها نیاز به به کارگیری و استفاده از روش های هزینه یابی برای محاسبه درآمد و هزینه ها داشتند و برای این منظور در کشورهای توسعه یافته، بیشتر بیمارستان ها سیستم محاسبه هزینه ها و تعرفه های خود را بر اساس گروه های مرتبط تشخیصی وابسته گذاشتند. بر اساس این روش جدید، بیمارستان ها بر طبق گروه های مرتبط تشخیصی وابسته، هزینه ها و بهای تمام شده خدمات را در ازای خدمات انجام شده برای بیمار محاسبه کردند.این مقاله از نوع مروری بود و جمع آوری اطلاعات بااستفاده از مستندات چاپی و الکترونیکی مرتبط با موضوع صورت گرفت و با توجه به این که گروه های مرتبط تشخیصی به عنوان شناخته شده ترین نظام طبقه بندی بیماری به منظور تسهیل بازپرداخت درمانی بودند، بدین منظور بیمارستان ها باید سیستم محاسبه هزینه ها و تعرفه های خود را بر اساس روش گروه های مرتبط تشخیصی وابسته بگذارند و از آن به عنوان ابزاری برای تسهیل بازپرداخت خود استفاده کنند و در این مقاله سعی بر آن است که با تطبیق فرایند های انجام شده در این زمینه و استفاده از تجارب کشورهای سرامد، مناسب ترین روش انتخاب شود و نسبت به پیاده سازی آن در کشور اقدامات لازم صورت پذیرد.
مدیریت اطلاعات سلامت دربخش های اورژانس بیمارستان هاى تابعه دانشگاه علوم پزشکى اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
در بیماران اورژانسى، کیفیَت درمان مبتنى برشواهد و اطلاعات، عامل تعیین کننده براى حیات یا مرگ یا ازکارافتادگی در طول زندگى مى تواند باشد. در همین راستا با توجَه به اهمیَت اطلاعات در تصمیم گیرى به موقع و ارائه ی برنامه ی درمانی مناسب براى بیماران این سؤال پیش مى آید که آیا در مراکز حسَاسى مانند اورژانس که با زندگى و مرگ افراد سر وکار دارند نظام مدیریَت اطلاعات براى پاسخگویى به موقع و کافى به نیازهاى اطلاعاتى متفاوت کادر پزشکى در اورژانس چگونه عمل مى کند ؟ این تحقیق به منظور شناسایی نظام مدیریَت اطلاعات سلامت دربخش های اورژانس بیمارستان هاى تابعه دانشگاه علوم پزشکى استان اصفهان انجام شد. روش بررسی :نوع مطالعه مشاهده ای؛ و جمعیَت مورد مطالعه بیمارستان هاى دانشگاه علوم پزشکى اصفهان بود. ابزار جمع آورى اطلاعات چک وارسی نامه ای ست که بر اساس استانداردهاى کمیسیون مشترک اعتباربخشى مؤسسات بهداشتى درمانى(Joint Commission of Accreditation of Healthcare Organization) و سؤالات محقَق ساخته تهیه شد، و پس از سنجش روایى و پایایى آن در شش بیمارستان استان اصفهان تکمیل شد . براى دستیابی به اهداف و پاسخ به سؤالات پژوهشى از توزیع فراوانى و درصد استفاده شد و کلیه تجزیه و تحلیل ها با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت . یافته ها : بیشترین میزان ثبت کامل؛ داده های هویَتی در پرونده ی بیماران اورژانسی (1/98درصد) مربوط به بیمارستان الزهرا(س) و کمترین آن (3/83 درصد) در بیمارستان آیت اله کاشانی بوده است (P<001). داده های آماری در 8/70 درصد اورژانس بیمارستان های مورد مطالعه جمع آوری و ثبت می شود .توزیع فراوانی نحوه ی ذخیره سازی و بازیابی داده های اورژانس در بیمارستان های مورد مطالعه نشان دادکه در 50 درصدموارد ذخیره و بازیابی داده ها به طور مناسب انجام می شود . در 8/64 درصد بیمارستان ها هیچ تحلیلی بر روی داده های اورژانس انجام نمی گیرد و آمار تنها به صورت خام استفاده شده و بر نتایج بازیابی شده تحلیلی صورت نگرفته است . در 6/66 درصد موارد نحوه ی واگذاری داده ها در اورژانس بیمارستان های مورد مطالعه مناسب بود . نتیجه گیری : در اورژانس بیمارستان های مورد مطالعه مدیریَت بخش مدارک پزشکى مطلوب و کمترین درصد مطلوبیَت مربوط به جمع آوری داده ها ست .نتایج تحقیقی که در اورژانس بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده ، با برخى از نتایج این تحقیق متفاوت است، و میزان ثبت اطلاعات توسط کادر پذیرش در بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از وضعیت بهتری نسبت به آنها برخوردار بود.
دسترسی به امکانات جامعه؛بخشی از نیازهای احساس شده افراد دارای ناتوانی برای تحقق حقوق آنها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
خوشهبندی مبتنی بر مدرک ـ اصطلاح: همجواری موضوعات روانشناسی ازدواج در ادبیات زیست پزشکی در دورههای زمانی «99-1990» و «2008-2000»(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: روانشناسی ازدواج ریشه در مطالعات اجتماعی دارد. این موضوع در ادبیات زیست پزشکی نیز مورد توجه است. در این پژوهش سعی بر آن بود تا همجواری و رابطه بین موضوعات روانشناسی ازدواج در ادبیات زیست پزشکی را بر اساس روش خوشهبندی مبتنی بر مدرک- اصطلاح تحلیل کند.
روش بررسی: سنجش همجواری بین موضوعات حوزهی روانشناسی ازدواج، بر اساس دو ماتریس همجواری (Proximity matrix) صورت گرفته است. این ماتریسها بر گرفته از محاسبهی بسامد همرخدادی (Co-occurrence) اصطلاحات موضوعی (Terms) و توصیفگرها (Descriptors) است که جزیی از دو مجموعهی مدارک میباشد. این مجموعهها به دورههای زمانی (99-1990) و
(2008-2000) تعلق داشت. مدارک موجود، حاصل نتایج دو جستجوی جداگانه در Medline بود. پس از تشکیل دو ماتریس ذکر شده، همجواری موضوعات هر یک از دو مجموعه بر اساس روش کسینوسی سنجیده شد. خوشهبندی سلسله مراتبی (Hierarchical clustering) موضوعات همجوار نیز با روش Ward صورت گرفت.
یافتهها: دو نمودارخوشهای ماحصل سنجش همجواری بین توصیفگرها بود. مقایسهی این دو نمودار نشان داد که بیست توصیفگر از سی و هشت توصیفگر مورد مطالعه، پیوسته در هر دو دورهی زمانی همجواری خود را با یک یا چند توصیفگر دیگر حفظ کرده است.
نتیجهگیری: میتوان موضوعات روانشناسی ازدواج در زیست پزشکی را به پنج حوزه تقسیم کرد و با مقایسهی دو نمودار خوشهای حاصل شده، تغییر رابطه بین موضوعات هر حوزه با خودش و دیگر حوزهها را بررسی کرد. نتایج این بررسی نشان داد که از روش خوشهبندی مدرک- اصطلاح میتوان به برخی از سؤالات مرجع پاسخ گفت.
"
ارزیابی عملکرد الگوی مدیریت کیفیت فراگیر (2000 :9001 ISO) در بیمارستانهای سازمان تأمین اجتماعی استان تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: امروزه با وجود زیر سؤال بودن اثر بخشی مدل های مختلف کیفیت، مساله کیفیت در سازمان های بهداشتی و درمانی بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی عملکرد الگوی مدیریت کیفیت فراگیر (استاندارد 2000 :9001 ISO) در بیمارستان های سازمان تامین اجتماعی استان تهران بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی مقطعی بوده، به شیوه کاربردی در سال 1385 اجرا شد. محیط پژوهش شامل بیمارستان های تامین اجتماعی البرز، شهدای پانزده خرداد، شهریار و میلاد بود. داده ها با برگزاری جلسات بارش افکار با مدیران و ناظران بهبود کیفیت و صاحبان فرایندها، گردآوری و نتایج با استفاده از نرم افزار Excel تحلیل شد.
یافته ها: پس از استقرار الگوی مدیریت کیفیت فراگیر (2000 :9001 ISO) میزان پیشرفت و بهبود فرایندها در زمینه منابع انسانی، رضایت مشتریان، عملیات اجرایی مهم (عملکرد خاص سازمان)، الزامات شرکت های طرف قرارداد، امور مالی و بازار به ترتیب 24/61 درصد، 41/60 درصد، 91/57 درصد، 31/50 درصد و 82/45 درصد و میانگین درصد امتیازات چهار بیمارستان 13/55 درصد بود.
نتیجه گیری: بیمارستان های مورد مطالعه با به کارگیری الگوی مدیریت فراگیر (2000 :9001 ISO) به نتایج مثبتی در زمینه بهبود فرایندها دست یافته اند، اما موفقیت های کسب شده پایین تر از حد مطلوب خود می باشد و لازم است جهت کسب موفقیت بیشتر، سازمان ها بهبود مستمر فرایندها را در زمینه امور مالی و بازاریابی و ارتباط با شرکت های تامین کننده طرف قرارداد با جدیت دنبال نمایند
"
مطالعه مهارت هاى مدیریَت زمان به وسیله مدیران دانشگاه علوم پزشکى اردبیل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
در دنیاى امروز تنها داشتن سرمایه و دانش براى موفَقیَت در کار کافى نمى باشد . یکى از عوامل مؤثَر برای کسب موفَقیَت،استفاده ی صحیح از زمان است که آنرا مدیریَت زمان مى نامند . هدف این مطالعه بررسى مهارت هاى مدیریَت زمان در مدیران دانشگاه علوم پزشکى و خدمات بهداشتی- درمانى استان اردبیل مى باشد. روش بررسی: این مطالعه به روش زمینه یابى در سال 1385 بین 182 نفر از مدیران واحدهاى مختلف دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان اردبیل انجام شد. ابزار گردآورى اطلاعات پرسشنامه اى شامل 12 پرسش بود که پس از یک مطالعه ی مقدَماتیِ 15 روزه اعتبار یابى شد.داده هاى جمع آورى شده به وسیله ی نرم افزار spss13 تجزیه و تحلیل شد . یافته ها : دراین مطالعه نشان داده شد که مهارت مدیریَت زمان در 4/15 درصد مدیران در سطح بسیار خوب؛ و در مدیران زن بیشتر از مدیران مرد مى باشد. این تفاوت از نظر آمارى معنى دار بود (05/0>p).ازلحاظ واحد هاى مختلف دانشگاه؛ مهارت هاى مدیریَت زمان در مدیران ستاد پشتیبانى از سایر مدیران بیشتر بود (05/0>p ). همچنین رابطه ی ازلحاظ آماری مثبت و معنى دار بین مهارت هاى فردى و سازمانى مدیریَت زمان مدیران وجود داشت . نتیجه گیرى : آموزش دوره هاى مدیریَتى و بالاخص مدیریَت زمان براى مدیران دانشگاه ضرورت دارد. زنان مدیر در میزان مهارت فردى و سازمانى مدیریَت زمان نسبت به مردان برترى دارند ، پیشنهاد مى شود که زنان نیز مانند مردان در جایگاه مدیریَتى مناسب قرار گیرند، واز نیروى آنان به نحو مطلوب استفاده شود.
کیفیت پایگاه های اطلاع رسانی اینترنتی مرتبط با سلامت در ایران
حوزههای تخصصی:
"مقدمه:
پایگاه های اطلاع رسانی اینترنتی (وب سایت های) مرتبط با سلامت و پزشکی هم اکنون جزو پر شمارترین پایگاه های مورد مراجعه در جهان محسوب می شود. در کشور ما نیز اهمیت این موضوع در سال های اخیر و به خصوص با مطرح شدن مجدد پرونده الکترونیک سلامت و افزایش دسترسی و استفاده عموم مردم از شبکه اینترنت، به تدریج بیشتر شده است. بنابر این هدف از انجام این پژوهش ارزیابی کیفیت پایگاه های اطلاع رسانی اینترنتی منتخب مرتبط با سلامت در کشور و ارائه راه کار بوده است.
روش بررسی :
مطالعه حاصل یک مطالعه توصیفی- مقطعی است که ابتدا مبانی نظری کیفیت پایگاه های اینترنتی به ویژه پایگاه های مرتبط با سلامت، مورد مطالعه قرار گرفت. سپس با استفاده از اطلاعات در دسترس، الگویی کلان شامل محور های اصلی مطلوب، و نیز چک لیست مرتبط با آن برای ارزیابی کیفیت این پایگاه تدوین گردید و شاخص های مربوط مشخص شد که اعتبار آن توسط متخصصان امر مورد تایید قرار گرفت. در گام بعد با استفاده از نمونه گیری غیر تصادفی از هشت پایگاه منتخب اینترنتی مرتبط با سلامت در کشور، حتی الامکان سعی شد نمونه ای هم از واحدهای بهداشتی درمانی در سطح نظام شبکه سلامت در ایران انتخاب شود، سپس با استفاده از شاخص های کیفیت تعیین شده، توسط پژوهشگر مورد مشاهده، بررسی و ممیزی کیفیت (Quality Audit) قرار گرفت. در نهایت، نتیجه ی ارزیابی های انجام شده در قالب توصیه های مشخص به سازمان های ذی نفع ارائه گردید.
یافته ها:
بررسی های انجام شده در مجموع حاکی از وضعیت نامناسب پایگاه های مورد ارزیابی در قیاس با شاخص های کیفیت بود. این ضعف با حرکت به سمت سازمان های اجرایی خدمات بهداشتی درمانی که به طور مستقیم به جامعه خدماتی ارائه می دهند، بیشتر می شد. از جمله یافته های مهم دیگر، تنوع محتوایی پایگاه ها و فقدان استاندارد های پایه برای این مقوله بوده است.
نتیجه گیری:
مقایسه یافته های حاصل از مطالعه حاضر با نمونه های انجام شده در سایر کشورها، حاکی از فرصت های بهبود مخص برای ارتقای کیفیت پایگاه های مرتبط با سلامت در کشور می باشد. در این زمینه، در متن مقاله توصیه هایی خاص برای نهادهای ذی نفع ارائه گردیده است. "
علل ناقص ماندن پرونده های پزشکی و پیشنهادات مدیران و پزشکان شاغل در بیمارستانهای دانشگاهی اصفهان در سال 1383
حوزههای تخصصی:
"مقدمه:
اطلاعات پزشکی ابزاری کلیدی است که در برنامه ریزی ، هماهنگی و ارزشیابی مراقبتهای ارائه شده به بیمار مورد استفاده قرار می گیرد ، به علاوه محتوا و مستندات ثبت شده در پرونده ی پزشکی برای مقاصد قانونی ، آموزشی ، تحقیقی ، برنامه ریزیهای مدیریتی و اعتباربخشی مفید است . این تحقیق با هدف تعیین علل ناقص ماندن پرونده های پزشکی و راهکارهای پیشنهادی جهت رفع آنها از دیدگاه مدیران و پزشکان شاغل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد.
روش بررسی:
این مطالعه، توصیفی- مقطعی است ودر آن با استفاده از پرسشنامه دیدگاه های 71 مدیر و 69 پزشک شاغل در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1383 مورد بررسی قرار گرفت. این پرسشنامه پس از سنجش روایی و پایایی در 11 بیمارستان آموزشی شهر اصفهان تکمیل گردید و داده ها با استفاده از نرم افزار spss مورد تحلیل قرار گرفت .
یافته ها:
در بیشتر موارد، مدیران و پزشکان (به ترتیب 53 و 55 درصد ) اعتقاد داشتند کادر پزشکی از آموزش کافی نسبت به نحوه ی تکمیل اطلاعات پرونده بهره مند نیستند. همچنین بیشترموارد (52 درصد) بر این مساله که نظارت لازم از سوی اتندها بر کار اینترن ها و رزیدنت ها، جهت ثبت اطلاعات در پرونده ها وجود ندارد، کاملاً موافق بودند. مدیران در 100 درصد و پزشکان در 85 درصد معتقد بودند باید دوره های آموزشی برای کادر پزشکی برگزار شود و نیز مدیران در 69 درصد و پزشکان در 60 درصد موارد، با به کارگیری دانش آموختگان رشته مدارک پزشکی کاملا موافق بودند.
نتیجه گیری:
با توجه به بیشترین علل نقص پرونده ها، که در قسمت یافته ها قید شده، بهتر است تلاش و برنامه ریزی مسؤولین دانشگاه برای برگزاری دوره های آموزشی ، تدوین دستورالعمل هایی جهت تکمیل پرونده ها ، ایجاد اهرمهای نظارتی از طرف مسؤولین بیمارستان ها در رابطه با تکمیل اطلاعات و پیگیری جدی تر مسؤولین مدارک پزشکی انجام گیرد."
تحلیلی بر توسعه ی پوشش همگانی بیمه ی سلامت در کشورهای منتخب با رویکردی بر بیمه ی اجتماعی سلامت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
دسترسی به خدمات سلامت از حقوق اساسی افراد در جوامع محسوب می شود. پوشش همگانی بیمه ی سلامت با کاهش موانع مالی یکی از مهمترین راهکارها جهت دسترسی به خدمات سلامت است. دستیابی به پوشش همگانی فرآیند ساده ای نیست، در بسیاری از کشورها که هم اکنون به پوشش همگانی دست یافته اند، اغلب اجرای آن چند دهه طول کشیده است. مطالعه ی سیر تاریخی بیمه ی درمان کشورهای مختلف می تواند در بومی سازی بعضی از موقعیت ها با توجه به شرایط بومی، فرهنگی و اسلامی کشور کمک نماید و از بسیاری از دوباره کاری ها و خطاهای غیر عمد جلوگیری نماید و در تسریع اجرای این روند در کشور اثربخش باشد. مقاله ی حاضر با استفاده از مرور متون، تجربه ی کشورها در توسعه ی پوشش همگانی از طریق بیمه ی اجتماعی سلامت در 5 کشور را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. منابع جمع آوری اطلاعات با بهره گیری از پایگاه های اطلاعاتی اینترنتی شامل 28 مطالعه به زبان انگلیسی بود که از سال های 1999تا2011 میلادی انجام گرفته بودند. واژه های کلیدی که در جستجوی مقالات استفاده شدSocial health insurance، Social securityو Universal coverage بودند. یافته ها نشان داد که همه ی کشورهای مورد بررسی در زمینه ی پوشش همگانی رویکرد فزاینده ای را دنبال کردند و توسعه ی نظام در بعضی از آنها نسبت به بقیه، مدت زمان بیشتری طول کشیده است. بیشترین دوره ی انتقال به کشور آلمان با 127 سال و کمترین آن به کشور کره جنوبی با 26 سال اختصاص داشت. در تمام کشورهای مورد بررسی حرکت برای پوشش کامل بیمه ی اجتماعی سلامت فرایندی رو به رشد با گسترش نظام مند پوشش جمعیت در دوره ی انتقال داشت. اما مقدمات سازمان یافته ی ارائه شده برای رسیدن به این گسترش متفاوت بود. عضویت در صندوق های بیماری در بعضی از کشورها افزایش ثابتی داشت و در آغاز به صورت اختیاری بود، اما در کشورهای دیگر گسترش عضویت به وسیله ی سازمان مرکزی بیمه ی درمانی با هدایت دولت انجام می گرفت.
ارزیابى وضعیَت برنامه ى تجویز قطره ى آهن کمکی در کودکان 24-6 ماهه در شهر یاسوج1385
حوزههای تخصصی:
برای پیشگیری از کم خونی فقر آهن تجویز قطره ى آهن کمکی از سن 6 ماهگی در کشور ایران به اجرا گذاشته شده است . هدف: این مطالعه با هدف تعیین وضعیَت استفاده از قطره آهن کمکی درکودکان 24-6 ماهه شهر یاسوج ا نجام شد . روش بررسی:این پژوهش یک مطالعه ى توصیفی ست که در سال 1385 بر روی 300 نفر از مادرانی که دارای کودک 24-6 ماهه بودند در شهر یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد انجام گرفته است . نمونه ها به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده است.ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه بود که روایی محتوی آن با نظر افراد متخصص وپایایی آن به روش دونیمه سازی و آلفای کرونباخ (75/0=α ) مورد تائید قرار گرفت . تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روشهای آمار توصیفی ،آنالیز واریانس و آزمون آماری مجذور کای انجام شد . یافته ها : براى بیش از نیمی از کودکان قطره ى آهن را مرتب مصرف شده بود؛ 249 نفر(4/84در صد) قطره را درزمان مناسب شروع و 146 نفر( 7/49 درصد) از کودکان مقدار صحیح قطره ى آهن را دریافت کرده بودند . آگاهی کلی مادران ازقطره ى آهن بنسبت خوب ؛ ولی نگرش آنان در این مورد ضعیف بود. عملکرد مادران در خصوص مراقبت کافی هنگام تجویز قطره آهن مطلوب بود. مادران مورد مطالعه طعم و بوی بد ، عوارض گوارشی ، عوارض دندانی و تغییر رنگ مدفوع ناشی از قطره ى آهن را از عوامل عدم مصرف آن ذکر نموده اند. ارتباط مصرف قطره ى آهن با آگاهی و عملکرد مادران معنی دار بود ( 05/0 < P). بنتیجه گیری : مصرف نامنظم وعدم مصرف قطره ى آهن در بخشی از گروه هدف ونگرش ضعیف مادران و بی میلی کودکان به مصرف قطره به عنوان مشکلات برنامه مطرح می باشند. ارتقاى کیفی آموزش در انتقال صحیح مطالب به مادران. دقت و حساسیَت پرسنل به برنامه ریزی و مداخلات آموزشی وهمچنین رفع معایب قطره باید درنظر گرفته شود.
رابطه مخارج سلامت و رشد اقتصادی در استان های ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رشد اقتصادی همواره به عنوان یکی از آرمان های اساسی دولت ها و شاخصی برای ارزیابی عملکرد آن ها مطرح بوده است. دستیابی به رشد اقتصادی، بیش از هر چیز در گرو شناخت صحیح مسیرهای بالقوه و عوامل تأثیرگذار بر آن است. یکی از عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی، سلامت جوامع و نیروی کار است که در کنار آموزش، دو محور اصلی سرمایه ی انسانی را شکل می دهند. با در نظر گرفتن اهمیت رشد اقتصادی و مهم تر از آن شناسایی عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی در استان ها، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مخارج سلامت خانوار بر رشد اقتصادی و آزمون سایر عوامل تأثیرگذار بر روی آن، در استان های ایران پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع نظری- علمی بود و و در آن از مدلی استفاده شد که برگرفته از مدل رشد درون زای Romer (Romer’s endogenous growth model) بود. الگوی مورد نظر پس از بررسی تکنیک ها و انجام آزمون های اقتصادسنجی، با استفاده از تکنیک داده های تابلویی یعنی ادغام سری زمانی دوره ی 86-1379 و داده های مقطعی 27 استان ایران برآورده شده است.
یافته ها: یافته های این پژوهش مؤید اثر مثبت رشد مخارج سلامت خانوار در کنار اثر مثبت سرمایه گذاری عمرانی دولت و نیز اثر منفی رشد شاخص قیمت مصرف کننده بر رشد اقتصادی استان های ایران بود.
نتیجه گیری: با توجه به معنی دار بودن اثر رشد مخارج سلامت خانوار بر رشد اقتصادی استان های ایران و نیز سهم این مخارج در بودجه ی خانوار در مقایسه با سایر کشورها، بهبود سطح سلامت در استان ها می تواند به عنوان عاملی مهم و اثرگذار در رشد و توسعه ی اقتصادی آن ها مورد توجه و تأکید قرار گیرد.
ارزیابی کارایی استان ها در بخش بهداشت و درمان روستایی در برنامه ى سوم و سال هاى ابتداى برنامه ى چهارم توسعه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
کسب اطمینان از ارائه ى بهترین و کیفی ترین خدمات بهداشتی درمانی مستلزم ارزیابی عملکرد بخش سلامت؛ و ارزیابی کارایی اولین گام در ارزیابی عملکرد می باشد. هدف از این تحقیق، ارزیابی کارایی استان هاى کشور، و مقایسه ی روند آن در برنامه هاى سوم و سال هاى ابتدایی برنامه چهارم توسعه، در زمینه ى سلامت روستایی بود. علاوه بر این ضمن شناسایی استان هاى مرجع، شاخص هاى حساس هر استان نیز شناسایی و بررسی شد تا امکان افزایش کارایی هر استان نیزفراهم شود.
روش بررسی: این یک پژوهش کاربردى، و پیمایشی توصیفی ست. اطلاعات کلیه ى استان ها وارد مدل تحلیل پوششی داده ها ؛و تجزیه وتحلیل شد. ابزار جمع آورى اطلاعات، مستندات کتابخانه اى و اینترنتی بوده و از اسناد و مدارک براى جمع آوری داده ها جهت اندازه گیرى استفاده شده است. براى نظرخواهی از خبرگان در مورد شاخص ها از پرسشنامه استفاده شده است.
یافته ها: استان هاى اردبیل، همدان، ایلام و گیلان از گروه استان هاى کارا در برنامه ى سوم خارج شده؛ و استان های چهارمحال و بختیارى، کردستان و قزوین به استان هاى کارا در برنامه ى چهارم پیوسته اند. استان هاى گلستان، قم، قزوین، تهران و مازندران بیشترین؛ و استان هاى سیستان و بلوچستان، کرمان، یزد و سمنان کمترین کارایی را دارند. شاخص سرانه ى تخت از شاخص هاى ورودى ؛ و پوشش تنظیم خانواده مدرن از شاخص هاى خروجی، به عنوان حساس ترین شاخص ها معرفی شد.
نتیجه گیری: در این دو برنامه استان هاى داراى بیشترین وکمترین کارایی ؛ و استان هاى مرجع براى هر استان ناکارا مشخص شد. شاخص هاى سرانه ى تخت ثابت موجود و درصد پوشش تنظیم خانواده به صورت مدرن به عنوان حساس ترین شاخص ها انتخاب شد."
آیا درجهی ارزشیابی بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران با عملکرد آنها رابطه دارد؟
حوزههای تخصصی:
"مقدمه:
بیمارستانها نیز نظیر سایر سازمانها نیازمند نظارت و ارزشیابی مستمر و دائمی هستند. با نگرش به وظایف اصلی این مراکز که آموزش، درمان، پژوهش و مشارکت در بهداشت جامعه است، این امر، از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد شد. بر این اساس هدف پژوهشگران نیز مقایسه درجه ی ارزشیابی بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران با عملکرد آنها بوده است
روش بررسی:
این پژوهش کاربردی و از دسته مطالعات توصیفی – تحلیلی به روش مقطعی (cross-sectional) بوده، که در 27 بیمارستان تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است. داده های این پژوهش از طریق پرسشنامه ای که پس از تهیه توسط پژوهشگر، روایی آن توسط استادان و برخی از مدیران بیمارستانها به تایید رسید، جمع آوری گردید و به دلیل استفاده از فرمها، دفاتر آماری بیمارستانها و جداول ارزشیابی بیمارستانها در معاونت سلامت دانشگاه مذکور (جهت تکمیل آن) از اعتبار لازم نیز برخوردار بود. برای تحلیل نتایج از نرم افزار SPSS استفاده شد. آزمونهای آماری مورد استفاده نیز عبارتند از: Mc Nemar، Mann Whitney و ضریب همبستگی spearman .
یافته ها:
یافته های این مطالعه نشان داد که بین درجه ی ارزشیابی فعلی بیمارستانهای مورد مطالعه با شاخصهای عملکردی، رابطه معنی داری وجود ندارد. اما بین درجه ی ارزشیابی پیشنهادی برای بیمارستانهای مورد مطالعه با شاخصهای عملکردی مورد بررسی (بجز درصد اشغال تخت؛ احتمالاً به دلیل کم بودن تعداد نمونه ها)،ارتباط معنی داری وجود داشته و جهت ارتباط نیز صحیح بوده است. همچنین، در بیمارستانهای دولتی دارای درجه ی ارزشیابی 1 و 3، بین درجه ارزشیابی فعلی و پیشنهادی (بر اساس شاخصهای عملکردی آنها) تفاوت معنی دار مشاهده گردید
نتیجه گیری:
یافته های فوق نشان دهنده ی واقعی تر بودن درجه ارزشیابی فعلی بیمارستانهای خصوصی نسبت به بیمارستانهای دولتی بوده و سیستم ارزشیابی فعلی بیمارستانها نیاز به بازنگری و اصلاح دارد
"
طراحی الگوی مدیریَت اطلاعات بهداشتی در مراکز سالمندان ایران،1385(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع مراقبت های بهداشتی،مراقبت بهداشتی در مراکز سالمندان است.در مراکز سالمندان طیف وسیعی از خدمات مراقبتی ،بهداشتی ،اجتماعی،حمایتی، درمانی وتوانبخشی ارائه می شود و سالمندان مقیم در این مراکز حق انتخاب نوع خدمت خود را دارند.بنابراین ،مراکز سالمندان به وجود سازمان ها و استانداردهایی برای مدیریَت اطلاعات بهداشتی، براساس استاندارد های حرفه ای نیاز دارند. روش بررسی :این تحقیق به صورت یک مطالعه ی تطبیقیِ کیفی انجام شد. اطلاعات از طریق مرور کتاب ها، مقالات، اینترنت و اطلاعات مراکز سالمندان به دست آمد. در این پژوهش مدیریَت اطلاعات بهداشتی در مراکز سالمندان در کشورهای آمریکا ،کانادا ، ژاپن و ایران بررسى و مقایسه شده اند. با توجه به ویژگى هاى مشابه و متفاوت آنها، الگوى پیشنهادى براى ایران مطرح شد. سپس این الگو در دو مرحله به شیوه ی دلفى آزمون شد. در پایان پس از تحلیل نتایج، الگوى نهایى براى ایران ارائه گردید. یافته ها: یافته هاى پژوهش در پنج بخش:1 - عناصر مستندسازی( اطلاعات دموگرافیک ،اطلاعات مراجعه و ترخیص ،انتقال و فوت و داده های مالی،ارزیابی ها و گزارشات بالینی)، 2 - استانداردهای مستند سازی( استانداردهای عمومی مستندسازی،تایید مستندات ،دوام ، طریقه مستندسازی،دستورالعمل های حذف ،اضافه اصلاح و درخواست پرونده )،3 – روش های ذخیره و بازیابی(سیاست های ذخیره و بازیابی ،نحوه شماره دهی،نحوه بایگانی ،طریقه ی بایگانی وتجهیزات بایگانی) ،4 - نظام های طبقه بندی خدمات و بیماریها(سیاست ها و رویه های کدگذاری و کتب طبقه بندی )، 5 - استانداردهای مدیریَت اطلاعات بهداشتی(استانداردهای درخواست پرونده،محرمانه بودن،افشای اطلاعات،مدت زمان نگهداری ، امحای پرونده و آموزش کارکنان) به دست آمده اند. نتیجه گیری: ساختار الگوى نهایى مدیریَت اطلاعات بهداشتی در مراکز سالمندان ایران بیشترین شباهت را با الگوى کشور آمریکا، سپس کانادا؛ وکمترین شباهت را با الگوى کشور ژاپن دارد. پیشنهاد می شود در زمینه ی عناصر مستندسازی،استانداردهای مستند سازی ،روشهای ذخیره و بازیابی،کدگذاری و استانداردهای مدیریَت اطلاعات بهداشتی در مراکز سالمندان دستورالعمل های مشخصی تدوین شود و سالانه مورد ارزیابی و روزآمدسازی قرار گیرد.
تحلیل ذی نفعان صنعت گردشگری پزشکی: ارایه ی راهبردهای مؤثر در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گردشگری پزشکی یکی از صنایع پرشتاب در جهان است و کشورهای مختلفی برای توسعه ی آن تلاش می کنند. سیاست گذاران و تصمیم گیران صنعت گردشگری پزشکی برای موفقیت در این حوزه ابتدا باید ذی نفعانی راکه از یک سو می توانند از صنعت تأثیر بپذیرند و از سوی دیگر برآن تأثیر بگذارند، شناسایی و جایگاه آنان را برای همکاری و مشارکت مشخص نمایند. از این رو هدف مطالعه ی حاضر، شناخت و تحلیل ذی نفعان صنعت گردشگری پزشکی اصفهان و ارایه ی راهبردهای مؤثر در توسعه ی آن بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بود که به روش مطالعه ی کیفی در سال 1390 انجام شد. در مرحله ی اول ذی نفعان کلیدی گردشگری پزشکی در استان اصفهان شناسایی و در مرحله ی دوم با ذی نفعان کلیدی صنعت گردشگری پزشکی مصاحبه شد. به منظور تحلیل داده ها از مراحل تحلیل ذی نفعان استفاده شد و در نهایت راهبردهای توسعه ی گردشگری پزشکی ارایه گردید.
یافته ها: ذی نفعان کلیدی صنعت گردشگری پزشکی در اصفهان به 9 دسته ی اصلی تقسیم بندی شدند. این ذی نفعان شامل استانداری، اداره ی کل میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی، نظام پزشکی، ارایه دهندگان خدمات بخش بهداشت و درمان، ارایه دهندگان خدمات گردشگری، بانک توسعه ی صادرات، سرمایه گذاران بخش خصوصی و اتاق بازرگانی بودند. ویژگی ذی نفعان نشان داد که از میان ذی نفعان، روابط بین الملل دانشگاه علوم پزشکی، اداره ی کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و کلینیک از برنامه ی دولت در زمینه ی گردشگری پزشکی آگاهی کامل داشته اند. از نظر قدرت ذی نفعان، بیمارستان خصوصی، نظام پزشکی، سرمایه گذار و دانشگاه علوم پزشکی دارای قدرت زیاد بودند. از میان ذی نفعان، دانشگاه علوم پزشکی، کلینیک، بیمارستان خصوصی و اداره ی کل میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری در موضع کاملاً موافق قرار داشتند. با توجه به تحلیل ذی نفعان، راهبردهای مؤثر شامل راهبردهای متمرکز بر افزایش قدرت، راهبردهای متمرکز بر افزایش موافقت و راهبردهای متمرکز بر حفظ موضع بود.
نتیجه گیری: در صنعت گردشگری پزشکی اصفهان ذی نفعان مختلفی وجود دارند، بنابراین می توان با طراحی شبکه ی ذی نفعان گردشگری پزشکی، تشکیل شورای استانی گردشگری پزشکی و مشخص شدن نقش و وظایف هر یک از ذی نفعان، به صورت نظام مند و منسجم در راستای توسعه ی گردشگری پزشکی اصفهان برنامه ریزی، سیاست گذاری و تصمیم گیری نمود و راهبردهای مؤثری را در جهت تحقق اهداف مربوط به کار گرفت.
نیازهای اطلاعاتی و الگوی رفتاری دانشجویان پزشکی در جستجوی اطلاعات مراقبتی بیماران در آموزش بالینی بخش فوریت ها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در آموزش پزشکی، آموزش طب سرپایی به خصوص اورژانس از مهم ترین بخش های آموزش پزشکی است. هدف از این مطالعه تعیین نیازهای اطلاعاتی و الگوی رفتاری دانشجویان پزشکی در جستجوی اطلاعات مراقبتی بیماران در آموزش بالینی بخش اورژانس بود. انتظار داریم انجام چنین مطالعه ای روی کیفیت آموزش درمانگاهی، مشخص شدن نیازهای آموزشی دانشجویان و مدیریت بهتر بیماران توسط دانشجویان پزشکی اثر بگذارد.روش بررسی: پژوهش یک مطالعه توصیفی است که به شناسایی نیازهای اطلاعاتی و الگوی رفتاری دانشجویان اینترن جهت دستیابی به پاسخ مطلوب، در درمانگاه و بخش اورژانس بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 1387 پرداخت.در این مطالعه از روش مشاهده و توزیع پرسش نامه استفاده شده است.روایی پرسش نامه از طریق بررسی متون علمی و مطالعات مشابه و مشورت با استادان و کارشناسان مربوط بررسی گردید و برای بررسی پایایی آن از آزمون Test-Retest استفاده شد که ضریب همبستگی 0.8 به دست آمد. داده ها از طریق روش های آمار توصیفی، آزمون همبستگی دو متغیری و دو طرفه در سطح معنی دار یک درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: آزمون آماری رابطه معنی داری بین نیازهای اطلاعاتی تشخیصی و درمانی نشان داد(P<0.001, Coefficient=0.576) .دانشجویان اطلاع از نتایج آزمایشگاه را بیشترین (84.3 درصد) و اطلاع از انتقال اجساد را کمترین (1.4 درصد) نیاز اطلاعاتی خود بر شمردند. دانشجویان پزشکی بیشتر به بیمار و پرونده او، همکاران و منابع چاپی اعتماد می کردند.دانشجویان به طور معنی داری بیشتر برای رفع نیازهای درمانی از منابع چاپی استفاده می کردند(P=0.01) .نتیجه گیری: میزان کمی از سوالات مطرح شده توسط دانشجویان به سوالات سازمانی و مدیریت درمان بیماران مربوط می شد و جامعه آماری اهمیت زیادی به مسایل قانونی و حقوقی نمی دادند.بسیاری از دانشجویان ترجیح می دادند تا از منابعی که سهل الوصول و معتبر بودند، استفاده کنند. از این رو توصیه می گردد در برنامه های آموزش بالینی طب اورژانس، درباره اهمیت سوالات سازمانی و مدیریتی و نیز برنامه های آموزشی در زمینه ارتقای تصمیم گیری مبتنی بر مدارک مد نظر قرار گیرد.