فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۱٬۱۴۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
از مؤسسات مهم شهر که با جان شهروندان ارتباط مستقیم دارد، بیمارستان ها هستند. این مقاله مروری بر چگونگی تأسیس و برپایی بیمارستان های جدید شهر اصفهان است که داستان را از اواخر عصر قاجار آغاز کرده، در دوره ی مشروطه مکثی نموده و در عصر رضا شاه به طور مفصل، پایه گذاری بیمارستان های مهم شهر را به تصویر می کشد. منابع این مقاله بر مبنای اخبار و مطالب روزنامه ها می باشد. آشکار است مراجعه به این نوع منابع برای نشان دادن فضای واقعی حاکم بر وضعیت بهداشتی- درمانی شهر و نیز انعکاس سخن روزنامه نگاران، یعنی شهرنشینان که مخاطبین و نیاز مندان این مؤسسات هستند، برای تبیین تصویر واضح تری از اوضاع مفید تر به نظر می رسد، تا مراجعه به اسناد و گزارش های خشک اداری که ماجرا را فقط از دید اولیای امور دیده اند. تا سال 1320 هجری شمسی تعداد شش بیمارستان در اصفهان راه اندازی شد که تعدادی به وسیله ی بخش خصوصی و تعدادی دیگر به وسیله ی بخش نیمه خصوصی (شهرداری ها و هیأت های مذهبی) بر پا گردیدند. میزان مشارکت بخش دولتی نیز در حد حمایت و تشویق بود. نظام نوسازی شهری، بالا رفتن سطح سلامت جامعه در عصر رضا شاه و مشارکت بخش های مختلف خصوصی، نیمه خصوصی و دولتی در این دوره موجب گردید تا نیازهای بیمارستانی شهر اصفهان در عصر رضا شاه تا حدودی مرتفع گردد.
تأثیر گنجاندن ستون «خلاصه ی سیر بیماری» در صفحه ی دستورات پرونده های بیمارستانی بر افزایش ثبت سیر بیماری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پرونده ی پزشکی متشکل از مجموع مدارکی است که گواه وضعیت سلامت بیمار در لحظه ای از زندگی او می باشد. بین سیر بیماری و دستورهای صادر شده ی روزانه ی پزشک در پرونده ، ارتباط بسیار نزدیکی وجود دارد و هر دستور پزشکی ناشی از وضعیت موجود بیمار و سیر بیماری وی می باشد. در این مطالعه، به جهت افزایش سیر بیماری و ارتقای آموزشی فراگیران، ضمن حفظ وجود صفحه ی سیر بیماری قبلی در پرونده، ستونی از سیر بیماری در صفحه ی دستورهای پرونده های پزشکی تعیین و میزان اثربخشی آن در ثبت سیر بیماری شناسایی شد.
روش بررسی: در این مطالعه ی مداخله ای شاهددار، پرونده های بیماران بستری در کلیه ی بخش های فوق تخصصی بیمارستان کودکان امیرکلای بابل در طی سه ماه آخر سال های 1387 و 1388 مورد بررسی قرار گرفتند (از مجموع حدود 3462 پرونده، در هر سال، 150پرونده مورد بررسی قرار گرفت). به هر یک از شاخص های سیر بیماری که بر اساس الگوی SOAP ثبت شدند، یک امتیاز داده شد. در نهایت، اگر فقط تا سه شاخص در پرونده ذکر گردید ضعیف، تا 5 مورد متوسط و تا 7 مورد خوب ارزیابی شدند. سپس امتیازات حاصل از پرونده های فوق با استفاده از آزمون های آماری t-test، Paired t-test، ضریب همبستگی پیرسون، مجذور کای، fisher’s exact و ضریب Kappa مورد مقایسه قرار گرفتند و 05/0 > P معنی دار تلقی شد.
یافته ها: میانگین تعداد دستورهای پزشک پرونده ها در سه ماهه ی آخر سال 1387 و 1388 به ترتیب 8/10 ± 15/9 و 80/6 ± 45/8 مورد بوده است. امتیاز خوب، بیشترین فراوانی را در ستون خلاصه ی سیر بیماری جدید داشت. بیشترین میانگین نتایج به دست آمده در گروه های مورد مطالعه مربوط به خلاصه ی سیر بیماری در سال 1388 بود. مقایسه ی میانگین ها نیز از نظر آماری معنی دار بوده است (05/0 > P).
نتیجه گیری: با اضافه کردن ستون جدید تحت عنوان «خلاصه ی سیر بیماری» در برگه ی دستورهای پزشک، ثبت سیر بیماری و علت دستورهای پزشکی ارایه شده، به طور قابل ملاحظه ای بر اساس الگوی SOAP ارتقا می یابد. بنابراین، پیشنهاد می شود که این ستون در صفحه ی دستورهای پزشک پرونده های بیمارستانی گنجانده شود.
ارزیابی کیفیت خدمات کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی تهران از دیدگاه کاربران و کتابداران: با بهره گیری از مقیاس لایب کوال(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۷
۵۸-۴۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه لایب کوآل به عنوان یک ابزار سنجش نوین که انتظارات را فراتر از ابزارهای سنتی می سنجد، شناخته شده است. پژوهش حاضر، با هدف مقایسه دیدگاه دانشجویان و کتابداران دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره تعیین کیفیت خدمات کتابخانه های این دانشگاه با پیاده سازی مدل لایب کوال انجام شده است. روش کار: پژوهش حاضر به روش پیمایشی تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات آن پرسشنامه لایب کوال می باشد. جامعه آماری این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به ترتیب از 231 کاربر بالفعل و 30 کتابدار در کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی تهران تشکیل شده است. در زمینه سنجش پایایی ابزار گردآوری اطلاعات از آزمون آلفای کرونباخ استفاده گردید. به منظور بررسی وجود تفاوت معنادار بین دیدگاه کاربران کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی تهران و کتابداران درباره کیفیت خدمات این کتابخانه ها، از آزمون مان- ویتنی استفاده شد. آزمون ویلکاکسون برای تعیین تفاوت معنادار بین خدمات ارائه شده در کتابخانه ها با خدمات مورد انتظار کاربران مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد کاربران کیفیت خدمات موجود را پایین تر از کتابداران ارزیابی می کنند که این تفاوت در زیرمقیاس کنترل اطلاعات عمیق تر می باشد. شکاف برتری خدمات در مورد کل خدمات کتابخانه های مورد مطالعه در این پژوهش میزان 2.8 ارزیابی شد و کتابخانه های مورد مطالعه، فاصله زیادی با تأمین انتظارات کاربران در ارتباط با مطلوب ترین سطح خدمات آن ها دارند. کتابداران درک و برداشت صحیحی از انتظارات کابران خود دارند و شکاف میان انتظارات کاربران و ادراک کتابداران از نیازها و انتظارات آن ها بسیار ناچیز است. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد لایب کوال بعنوان یک مدل در بررسی کیفیت خدمات می تواند در ارائه اطلاعات برای تسهیل بهبود خدمات هدف گذاری شده در کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی تهران کمک نماید و نیاز به راه حل عملیاتی درباره چگونگی بهبود بخشی کیفیت خدمات در کتابخانه های این دانشگاه را برآورده کرده است.
استاندارد تبادل پیام پرونده ی الکترونیک سلامت در سازمان های منتخب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای پر از دانش و پیچیدگی روز افزون امروز نیاز به تبادل داده، اطلاعات و دانش غیر قابل انکار است. پرونده ی الکترونیک سلامت از فن آوری های کلیدی عرصه ی مراقبت بهداشتی است که با ایجاد قابلیت تعامل، سرعت ارایه ی خدمات را افزایش، خطاها را کاهش و کیفیت ارایه ی خدمات را بهبود می بخشد. برای توزیع و تبادل اطلاعات؛ توسعه و استفاده از استانداردهای تبادل پیام در پرونده ی الکترونیکی سلامت مورد نیاز می باشد. در این مقاله به شناسایی استانداردهای این سازمان ها پرداخته و نقاط ضعف و مزیت های آن ها با هم مقایسه شده اند.
روش بررسی: این بررسی یک مطالعه ی توصیفی- تطبیقی بود که در سال 1389 انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات چک لیست بود که روایی آن از نظر تعدادی صاحب نظران دانشگاهی در زمینه ی پرونده ی الکترونیک سلامت مورد تأیید قرار گرفت. داده های مورد نیاز این پژوهش از کتاب ها، نشریات و وب سایت های سازمان های معتبر مرتبط تهیه شد. جامعه ی پژوهش را سازمان های 7HL (Health level seven)، (International organization for standardization) ISO، CEN (Committee of european standards) تشکیل می داد که در زمینه ی پرونده ی الکترونیک سلامت استانداردهای کامل تر و جامع تری نسبت به سایر سازمان ها ارایه می کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از جدول تطبیقی و روش های کیفی تحلیل شد.
یافته ها: در سطح جهانی چندین سازمان و مؤسسه در زمینه ی ایجاد استانداردهای مربوط به پرونده ی الکترونیک سلامت فعالیت میکنند که عبارت از سلامت سطح هفتم (7HL) و سازمان بین المللی استاندارد (ISO) و هیأت فنی کمیته ی اروپایی تعیین کننده ی استاندارد (CEN) می باشد. سازمان 7HL دارای استاندارد تبادل پیام است و هیأت فنی کمیته ی اروپایی تعیین کننده ی استاندارد و دارای استاندارد تبادل با نام 13606EN است که سازمان بین المللی استاندارد، آن را به استانداردی بین المللی تبدیل و مسؤولیت روزامدی آن را بر عهده دارد.
نتیجه گیری: بیش ترین فعالیت در مورد استانداردسازی تبادلات پرونده ی الکترونیک سلامت در سازمان بین المللی استاندارد و سازمان سلامت سطح هفتم صورت گرفته است. استانداردهای تبادل پیام این دو سازمان برخلاف شباهت در بعضی موارد، تفاوت های منحصر به فردی با یکدیگر دارند. مقایسه ی این دو استاندارد در مطالعات مختلف نشان می دهد که اگر چه این دو استاندارد به شیوه هایی متفاوت در جهت تبادل پیام گام برمی دارند، ولی استاندارد تبادل پیام 7HL در ایجاد قابلیت تعامل متقابل به طور کافی موفق نبوده است و ناهماهنگی هایی در کلاس های مدل اصلی آن به چشم می آید. استاندارد 13606ISO با استفاده از بعضی ویژگی های خود گام ارزشمندی در راستای تعاریف مفاهیم بالینی و ایجاد قابلیت تعامل متقابل برداشته است.
تعیین رابطه ی بین دسترسی به زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات درمانی بیماران با خدمت رسانی ناب ادراک شده به منظور ارایه ی یک مدل مناسب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
منظور از خدمت رسانی ناب ادراک شده، آن دسته از خدمات درمانی است که نیازهای بیماران را به لحاظ اطلاع رسانی در خصوص نحوه ی پذیرش و سرویس دهی درمانی بیمارستان و مراکز خدمات درمانی تکاپو می کند. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه ی بین دسترسی به زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات درمانی بیماران با خدمت رسانی ناب ادراک شده به منظور ارایه ی یک مدل مناسب است.
روش بررسی: روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی بیماران مراکز خدمات درمانی- پزشکی شهر اصفهان تشکیل دادند. برای جمع آوری اطلاعات از شیوه ی نمونه گیری در دسترس (103 نفر از بیماران مراجعه کننده به درمانگاه های خدمات درمانی موجود در سطح شهر اصفهان در سال 91-1390)، استفاه شده است. ابزار تحقیق، پرسش نامه ی محقق ساخته در خصوص زیرسامانه های مدیریت اطلاعات حاوی 36 و پرسش نامه محقق ساخته در خصوص خدمات رسانی ناب ادراک شده مشتمل بر 12 گویه و پرسش نامه ی رضایتمندی بیماران از نحوه ی سرویس دهی مشتمل بر 15 گویه با طیف پنج درجه ای لیکرت بود که با استفاده از مطالعات انجام شده (ادبیات موجود و نظرات متخصصان و استادان و مطالعات مقدماتی)، پرسش نامه های مورد نظر تهیه شد و روایی پرسش نامه به لحاظ محتوا تأمین گردید و بر اساس روش Cronbach's alpha، ضریب اعتبار آن ها به ترتیب معادل 87/0، 93/0 و 89/0 به دست آمد. تحلیل داده ها بر اساس نرم افزار SPSS نسخه 16 و LISREL (Linear structural relationships) صورت گرفت.
یافته ها: زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات شرایط پذیرش بیمار، دارای اثر مستقیم (34/0)، مدیریت اطلاعات پذیرش سرپایی دارای اثر مستقیم (27/0) بر خدمات رسانی ناب ادراک شده است. زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات پذیرش سرپایی دارای اثر مستقیم (42/0)، زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات پذیرش بستری دارای اثر مستقیم (33/0)، زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات مدارک و سوابق پزشکی بیمار دارای اثر مستقیم (13/0) بر رضایتمندی بیماران از نحوه ی سرویس دهی است. شاخص براز مدل نهایی تحقیق به قرار ذیل می باشد: شاخص برازش تطبیقی ( CFI یا Comparative fit index) برابر با 944/0، شاخص توکر- لویس (TLI یا Tucker-Lewis index) برابر با 926/0، شاخص برازش هنجار شده مقتصد (PNFI یا Parsimony normed fit index) برابر با 784/0، شاخص برازش تطبیقی مقتصد (PCFI یا Parsimony comparative fit index) برابر با 638/0 ، ریشه ی میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA یا Root mean square error of approximation) برابر با 078/0، 2χ نسبی برابر با، شاخص نیکویی برازش شده (GFI یا Goodness of fit index) برابر با 953/0، مقدار 2χ (Chi-square) برابر با 592/268 و سطح معنی داری برابر با 001/0 > P.
نتیجه گیری: تهیه ی زیرسامانه های مدیریت اطلاعات همواره باید در راستای کیفی سازی خدمات رسانی به بیماران جهت درمان، در نظر گرفته شود تا سرویس دهی مؤثری در خصوص پذیرش بیماران صورت گیرد.
بررسی سواد رایانه ای دانشجویان دوره دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز (سال تحصیلی 88 -89)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۷
۷۶-۶۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه در دانشگاه های علوم پزشکی، شاهد توسعه سیستم های اطلاعات رایانه ای مراقبت سلامت، رویکرد پزشکی مبتنی بر شواهد، و حرکت به سمت آموزش الکترونیک هستیم. بنابراین دانشجویان علوم پزشکی برای موفقیت در عصر حاضر، نیاز به آشنایی با رایانه و فناوری اطلاعات دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی سواد رایانه ای دانشجویان دوره دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز بود. روش کار: این پژوهش یک مطالعه مشاهده ای و مقطعی بود که در سال تحصیلی 88-89 انجام شده است. جمعیت مورد مطالعه شامل 243 نفر از دانشجویان دوره دکتری عمومی (پزشکی، داروسازی و دندانپزشکی) دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود که روایی و پایایی ان تأیید شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی در نرم افزار SPSS تحلیل گردیدند. یافته ها: میزان آشنایی دانشجویان با رایانه درحد پایینی (35 درصد) قرار داشت. در مقایسه دانش پایه دانشجویان در مورد رایانه بیشترین آشنایی (48 درصد) مربوط به توانایی در به کارگیری کامپیوتر و مدیریت فایل ها و کمترین (19 درصد) مربوط به توانایی در مدیریت سیستم عامل ویندوز بود. در توانایی استفاده از بسته نرم افزاری میکروسافت آفیس بیشترین آشنایی (75 درصد) مربوط به برنامه پاورپوینت و کمترین (9 درصد) مربوط به برنامه اکسس بود. میزان آشنایی دانشجویان با اینترنت و شبکه وب (39 درصد) بود. دانشجویان کمتر از روش های جستجوی پیشرفته اطلاعات در اینترنت استفاده می کردند. دانشجویان پسر از سواد رایانه ای بیشتری نسبت به دانشجویان دختر برخوردار بودند. بحث: در مجموع دانشجویان آشنایی مطلوبی با مهارت های سواد رایانه ای نداشتند. بنابراین، برنامه ریزی به منظور آموزش مهارت های سواد رایانه ای در دانشگاه های علوم پزشکی ضروری می باشد.
صحت استنادها در پایان نامه های دوره های دکتری تخصصی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز و میزان مطابقت آن ها با شیوه نامه ی ونکوور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: استناد به انواع منابع علمی- پژوهشی از جمله پایان نامه ها، بخش مهمی از فرایند تحقیق میباشد که پژوهشگر ملزم به رعایت شیوه ی نگارش استاندارد و درست اطلاعات کتابشناختی میباشد. چنانچه استنادها به شکلی صحیح، دقیق و یک دست تدوین نشوند، نه تنها فاقد اصالت و اعتبار هستند؛ بلکه بازیابی و دسترسی به چنین استناداتی، هزینه های گزافی را به محققان و کتابخانه ها تحمیل می نماید. این مطالعه با هدف شناسایی صحت مقالات استنادی و تطابق آن ها با شیوه نامه ی ونکوور در پایان نامه های دفاع شده ی دکتری تخصصی پزشکی سال 1386 در دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد.
روش بررسی: روش مطالعه در این بررسی، تحلیل استنادی (Citation analysis) بود. هدف از تحقیق، شناسایی صحت مقالات استنادی در پایان نامه های مورد مطالعه بود، از این رو سایر منابع اطلاعاتی از مطالعه حذف شدند. برای انجام این پژوهش با استفاده از جدول Morgan و نمونه برداری سیستماتیک، از کل 1390 مقاله ی استنادی، 347 مقاله ی استنادی برای بررسی صحت استنادی و میزان مطابقت با شیوه نامه ی ونکوور انتخاب شدند. شش عنصر مورد بررسی مشتمل بر نام نویسنده (گان)، عنوان مقاله، عنوان مجله، سال انتشار، شماره ی جلد و شماره ی صفحات بودند. خطاهای استنادی به دو گروه 1. خطاهای کوچک و 2. خطاهای بزرگ تقسیم شدند. روش جمع آوری اطلاعات، مشاهده ی مستقیم مقالات از طریق آرشیو نشریات و یا پایگاه های اطلاعاتی بود. داده ها در چک لیستی که بر اساس کار Taylor تهیه شده بود، وارد گردید. از نرم افزار 11SPSS جهت تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: از 347 مقاله ی استنادی مورد بررسی، در کل 3/98 درصد خطای استنادی به ثبت رسید. میزان خطاهای بزرگ بیشتر از خطاهای کوچک بود. تنها 164 مقاله ی استنادی (26/47 درصد)، فاقد هر نوع خطای استنادی بودند. در حوزه ی مطابقت استنادها با شیوه نامه ی ونکوور، مطابقتی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: عوامل مختلفی را می توان در بروز وضعیت نامطلوب استناددهی در پایان نامه ها دخیل شمرد، از جمله عدم آگاهی دانشجویان از اهمیت یک دستی استنادها در آثار علمی، عدم آشنایی محققان با نرم افزارهای مدیریت منابع و مآخذ مثل
Reference Manager، عدم مطابقت آیین نامه ها و دستورالعمل های ارایه شده توسط مؤسسات و دانشگاه ها با شیوه نامه های استاندارد به منظور مدیریت بهینه ی استناددهی در پایان نامه ها. اعمال راهکارهایی مانند تخصیص بخشی از نمره ی پایان نامه به صحت استنادهای ارایه شده، برگزاری گارگاه های آموزشی استفاده از نرم افزارهای مدیریت منابع پیشنهاد می گردد.
میزان انطباق چکیده ی فارسی طرح های پژوهشی مصوب دانشکده ی مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با استاندارد ایزو 214(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رعایت استانداردهای چکیده نویسی، نقش بسیار مهمی در بازیابی اطلاعات دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین میزان انطباق چکیده ی فارسی طرح های پژوهشی مصوب دانشکده ی مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با استاندارد ایزو 214 بود.
روش بررسی: روش پژوهش، توصیفی و از نوع تحلیل محتوا و ابزار گردآوری اطلاعات، سیاهه ی وارسی محقق ساخته بود. جامعه ی مورد مطالعه، شامل 227 طرح پژوهشی مصوب دانشکده ی مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بین سال های 89-1380 بود. برای سنجش روایی سیاهه ی وارسی از روایی صوری و محتوایی استفاده شد. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش به صورت مشاهده ی مستقیم بود و جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی (توزیع فراوانی و درصد) و استنباطی (آزمون Chi-Square) و نرم افزار 16SPSS استفاده شد.
یافته ها: بیشترین میزان رعایت موارد استاندارد ایزو 214 مربوط به بیان ضمایر در قالب سوم شخص معادل 100 درصد و کمترین میزان، مربوط به استفاده از افعال معلوم معادل 4/34 درصد است. بیشترین میزان رعایت موارد استاندارد ایزو 214 مربوط به بیان ضمایر در قالب سوم شخص، شروع چکیده با جمله ای مبین موضوع پژوهش، جایگاه چکیده، وجود کلیدواژه هر کدام معادل 100 درصد در سال 1388 و کمترین میزان مربوط به بیان یافته های پژوهش معادل 7/16 درصد بین سال های 82-1380 بود. بین میزان رعایت هدف، بیان یافته های پژوهش، پرهیز از کاربرد اختصارات، علایم و سرواژه ها بر حسب گروه آموزشی، تفاوت معنی داری وجود داشت، در حالی که بین میزان رعایت سایر موارد استاندارد ایزو 214 بر حسب گروه آموزشی، تفاوت معنی داری وجود نداشت. بین میزان رعایت برگرفته شدن کلیدواژه از متن بر حسب درجه ی تحصیلی مجری اصلی، تفاوت معنی داری مشاهده شد، اما بین میزان رعایت سایر موارد استاندارد ایزو 214 بر حسب درجه ی تحصیلی مجری اصلی، تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: به طور کلی، میزان انطباق چکیده ی فارسی طرح های پژوهشی مصوب دانشکده ی مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با استاندارد ایزو 214 در وضعیت مطلوبی قرار دارد و بیشتر موارد استاندارد ایزو 214 رعایت گردیده است. میزان رعایت موارد استاندارد ایزو 214 در سال های مختلف یکسان نیست و بین میزان رعایت موارد استاندارد ایزو 214 بر حسب گروه آموزشی و درجه ی تحصیلی، تفاوت معنی داری وجود ندارد.
اولویت بندی نقاط نیازمند بهبود در بیمارستان الزهرای (س) اصفهان بر اساس نظام خودارزیابی بر مبنای مدل کیفیت اروپایی (EFQM)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازمان های پیش رو در دنیای امروز در تلاش برای کسب نتایج و مزایای رقابتی هستند. امروزه، استفاده از شیوه های نوین مدیریتی و به کارگیری ابزارهای نوین مدیریت در حصول نتایج سازمانی مطلوب تأثیرگذار هستند. مدل سرآمدی یا مدل تعالی سازمانی، یکی از کاربردی ترین مدل های ارزیابی است که معیارهای ارزیابی خطوط راهنمایی برای سازمان ها را ایجاد می کند تا پیشرفت عملکرد خود را در زمینه ی مدیریت کیفیت و سرآمدی سازمانی اندازه گیری کند. هدف این مطالعه، شناخت نقاط قابل بهبود در بیمارستان الزهرا (س) با استفاده از مدل EFQM (European foundation for quality management) بود.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه ی کاربردی، از نوع مقطعی- توصیفی است. جامعه ی پژوهش شامل کلیه ی مدیران بالینی و پشتیبانی بیمارستان الزهرا (س)، در رده های مختلف (میانی، ارشد و عملیاتی) در سال 1389 بود. این پژوهش با استفاده از رویکرد پرسش نامه از مدل های سرآمدی اجرا شد. روایی ابزار، پس از متناسب سازی سؤالات پرسش نامه بر اساس شرایط بیمارستانی با استفاده از نظرات خبرگان سنجیده شد و پایایی آن با محاسبه Cronbach's alpha 88/0 تأیید شد که به صورت سرشماری، پرسش نامه ها را تکمیل کردند. تحلیل داده ها بر حسب نوع آن ها و با استفاده از آزمون های t و ANOVA (Analysis of variance) در نرم افزار SPSS نسخه ی 13 تحلیل شد.
یافته ها: بیمارستان مورد مطالعه در کل، 78/502 امتیاز کسب نمود. در حوزه ی توانمندسازها (60/259) و در حوزه ی نتایج (08/243) حاصل گردید. امتیاز و درصد هر کدام از معیارهای نه گانه ی این مدل به شرح زیر به دست آمد: رهبرى 52 امتیاز (52 درصد)، خط مشی و استراتژی 43 امتیاز (54 درصد)، منابع انسانی 42 امتیاز (47 درصد)، منابع و شراکت ها 50 امتیاز (56 درصد)، فرایند ها 70 امتیاز (6/50 درصد)، نتایج مشترى 97 امتیاز (8/48 درصد)، نتایج کارکنان 5/31 امتیاز (35 درصد)، نتایج جامعه 7/30 امتیاز (51 درصد) و نتایج کلیدى عملکرد 6/83 (7/55 درصد).
نتیجه گیری: اجرای مدل خودارزیابی در این بیمارستان منجر به شناخت نقاط قوت و نقاط نیازمند بهبود شد. از معیارهای توانمند ساز، معیار کارکنان و از معیارهای نتایج، معیار نتایج کارکنان و معیار نتایج مشتری کمترین امتیازات را حاصل نمودند که به عنوان نقاط نیازمند بهبود اولویت بندی می شوند. بنابراین بیشتر باید مورد توجه قرار گیرند و بیمارستان برای بهبود این معیارها برنامه ی اصلاحی تنظیم کند.
وضعیت چابکی بیمارستان های شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چابکی به معنای توانایی پاسخ گویی و واکنش سریع و موفقیت آمیز به تغییرات محیطی و عامل مهمی برای اثربخشی بیمارستان است. چابکی یک بیمارستان نشان دهنده ی پاسخ گویی بیمارستان در هنگام مواجهه با تغییرات داخلی و خارجی است و اگر بیمارستان ها به صورت چابک طراحی شوند، توانایی رقابت با سایر بیمارستان ها و ارایه ی خدمات مناسب به بیماران را دارند. این مطالعه، با هدف تعیین و مقایسه ی چابکی سازمانی بیمارستان های دولتی و خصوصی شهر اصفهان در سال 1388 انجام گرفت.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بود که در سال 1388 صورت پذیرفت. جامعه ی پژوهش شامل رؤسای بخش های اداری و مالی، بخش های درمانی، پاراکلینیک و سرپرستاران بیمارستان های خورشید، چمران، خانواده و سینا بود. با استفاده از فرمول کوکران 130 نفر از این چهار بیمارستان به عنوان نمونه های پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ی چابکی با 42 سؤال در مقیاس لیکرت بود. حداکثر امتیاز قابل حصول 168 و حداقل صفر بود. روایی آن بر اساس نظر استادان و صاحب نظران تأیید و پایایی پرسش نامه نیز به روش Cronbach's alpha 96/0 محاسبه گردید. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار 16SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین چابکی در بیمارستان های دولتی 7/103 و در بیمارستان های خصوصی 9/113 به دست آمد. بین میانگین چابکی بیمارستان های منتخب شهر اصفهان تفاوت معنیداری وجود داشت (0001/0 P <)؛ ولی بین میانگین چابکی بیمارستان های دولتی و خصوصی تفاوت معنیداری مشاهده نشد (05/0 P >).
نتیجه گیری: چابکی بیمارستان های مورد مطالعه اعم از خصوصی و دولتی متوسط رو به بالا است. به منظور ارتقای چابکی بیمارستان ها، استفاده از استراتژی ها و راهکارهایی چون استقرار ساختار سازمانی منعطف، برون سپاری تأمین و خدمات، توسعه ی حرفه ای کارکنان و آمادگی برای مواجهه با تغییرات محیطی لازم است.
رضایت مندی بیماران بستری از خدمات ارایه شده در بیمارستان های دانشگاهی شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رضایت بیمار نقش مهمی در کاهش عوارض و شکایات بیمار و افزایش پیروی از درمان، کارایی و اثربخشی درمان دارد. این مطالعه با هدف شناسایی رضایت مندی بیماران از خدمات ارایه شده در بیمارستان های دانشگاهی شهر اصفهان انجام گرفته است.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه ی توصیقی در سال 1388، 350 نفر از بیماران بستری در بیمارستان های دانشگاهی شهر اصفهان به طور غیر تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه ی محقق ساخته ای بود که روایی آن با روش روایی محتوایی و پایایی آن با روش ضریب Cronbach’s alpha (0/95 = α) برآورد شد. در نهایت تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و بر اساس آمار توصیفی نظیر میانگین، واریانس، انحراف معیار انجام شد.
یافته ها: میزان رضایت بیماران (به درصد) به ترتیب اولویت، مربوط به خدمات پاراکلینیکی (6/91)، واحد پرستاری (2/89)، پذیرش (6/88)، خدمات دارویی (8/87)، واحد خدمات (5/87)، خدمات مالی (9/86)، خدمات پزشکی (86)، وضعیت رفاهی (4/78) و در نهایت تغذیه (2/74) بود.
نتیجه گیری: بیماران از افراد و واحدهایی که بیشترین و نزدیک ترین ارتباط را با آن ها داشتند و خدمات را به طور منظم و پیوسته از آن ها دریافت می کردند، رضایت بیشتری داشتند.
عوامل موثر برتوسعه یافتگی از دیدگاه شاخص های سلامت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: توجه به مقوله بهداشت و درمان نقش مهمی را در سیاست گذاری های دولت برای بخش عمومی جوامع پیشرفته ایفا می کند و در واقع تعیین کننده موقعیت اقتصادی- اجتماعی کشور می باشد. به همین دلیل امروزه در اکثرکشورهای پیشرفته از بخش بهداشت و درمان علاوه بر رعایت استانداردهای لازم بهداشتی و تندرستی، انتظارات تولیدی، فراهم آوری فرصت های شغلی، کسب درآمد و سودآوری و همچنین بسترسازی مناسب اجتماعی را دارند. هدف از این تحقیق، بررسی چگونگی توزیع شاخص های مهم بهداشتی- درمانی در کشور، سنجش درجه توسعه یافتگی استان ها از نظر برخورداری از امکانات بهداشتی- درمانی و بررسی عوامل موثر در تفاوت های بین استانی بوده است.روش بررسی: دراین مطالعه توصیفی، جهت بررسی توزیع منطقه ای امکانات بهداشتی- درمانی، سنجش درجه توسعه یافتگی و بررسی عوامل موثر، داده های اطلاعاتی مرتبط با 18 شاخص بهداشت و درمان از سازمان مدیریت و برنامه ریزی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، شبکه بهداشت و مرکز آمار ایران مربوط به سال های 87-1385 جمع آوری شد. از مدل های کمی آماری نظیر شاخص های نسبی، روش استاندارد، ضریب محرومیت، تاکسونومی عددی و تحلیل عاملی برای تجزیه و تحلیل شاخص ها و سنجش درجه توسعه یافتگی استان ها از نظر برخورداری از امکانات بهداشتی- درمانی استفاده گردید. مطالعه حاضر به صورت اسنادی و بر اساس داده های اطلاعاتی منابع مربوط صورت پذیرفته و از اعتبار لازم برخوردار است. داده ها توسط نرم افزارهای Minitab و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج حاصل از استخراج مولفه های اصلی (Principal Component) تاثیرگذار بر روی تفاوت های بین استانی از نظر امکانات بهداشتی- درمانی نشان داد که حدود 76 درصد از تفاوت های منطقه ای، ناشی از توزیع نامتعادل 5 عامل اصلی شامل پزشک متخصص، مراکز بهداشتی- درمانی شهری، مراکز بهداشتی- درمانی روستایی، تعداد انشعابات فاضلاب شهری و خانه های بهداشت در مناطق استانی کشور می باشد. همچنین نتایج سنجش درجه توسعه یافتگی نشان داد که با توجه به شاخص های در نظر گرفته شده در بخش بهداشت و درمان، استان های یزد، سمنان و اصفهان جزء استان های برتر و استان های سیستان و بلوچستا ن،کهگیلویه و بویر احمد و لرستان در زمره استان هایی با درجه توسعه یافتگی بسیار پایین از جنبه برخورداری از تسهیلات بهداشتی- درمانی قرار دارند.نتیجه گیری: در نظام کارآمد اقتصادی- اجتماعی، توجه داشتن به اصول اولیه، رفع نیازهای اساسی و اصلاح زیر ساخت های آموزشی- بهداشتی جامعه، جزء وظایف اساسی دولت و مسوولین اجرایی آن نظام محسوب می شود و در این راستا، ارایه برنامه های پیشنهادی در زمینه ریشه کن کردن فقر اجتماعی- اقتصادی و از میان بردن نابرابری ها و تفاوت های منطقه ای در داخل کشور، ضروری به نظر می رسد. به طوری که با پیگیری و اجرای اصل 44 قانون اساسی در آینده، وظیفه کنترلی و نظارتی دولت در توزیع مناسب تر خدمات بهداشتی- درمانی، مهم تر از وظیفه ارایه مستقیم خدمات ناشی از وظیفه تصدی گری او خواهد بود.
مقایسه ی میزان تفکر فلسفی با ویژگی های دموگرافیک مدیران بیمارستان های آموزشی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تفکر فلسفی فعالیتی است که با تمرکز فکر، حساسیت، ادراک و پیوند بین آن ها جهت فهم حقایق همراه است. تفکر فلسفی، مدیران را قادر می سازد تا در تصمیم گیری های کل امور سازمان، کمترین خطا را مرتکب شوند و ترکیب مناسب و معقولی بین نیروی انسانی و کل سازمان برقرار نمایند. این امر می تواند متأثر از ویژگی های دموگرافیک مدیران باشد. مقاله ی حاضر با هدف تعیین میزان تفکر فلسفی در مدیران بیمارستان با ویژگی های دموگرافیک آنان (نوع مدیریت، جنسیت و مدرک تحصیلی) انجام شده است.
روش بررسی: روش تحقیق حاضر مقایسه ای بود. این پژوهش در نیمه ی اول سال 1389 انجام شد. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی مدیران بیمارستان های آموزشی در سه رده ی مدیران ارشد، پرستاری و مدیران اداری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. نمونه گیری به صورت تصادفی ساده با انتخاب 5 بیمارستان از بین 11 بیمارستان آموزشی انجام شد. تمام مدیران این بیمارستان ها به شیوه ی سرشماری مورد سنجش قرار گرفتند. نمونه ی آماری 80 نفردر نظر گرفته شد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه ی تفکر فلسفی محقق ساخته -برگرفته از مدل اسمیت-، استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس استفاده شد.
یافته ها: نمره ی تفکر فلسفی بر اساس ویژگی های دموگرافیک مدیران در مردان 74 و در زنان 71 از 100 نمره بود. در واقع نحوه ی تفکر فلسفی در مردان بیشتر از زنان بود. نمره ی تفکر فلسفی در هر سه رده ی مدیریتی به طور تقریبی یکسان بود و تفاوتی از نظر سمت مدیریتی مشاهده نشد. همچنین با استفاده از آزمون تحلیل واریانس تفاوت معنی داری بین تفکر فلسفی و مدرک تحصیلی مدیران یافت نشد (05/0 > P).
نتیجه گیری: بین تفکر فلسفی مدیران نظام سلامت و ابعاد آن (جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری) با ویژگی های دموگرافیک مدیران از قبیل جنسیت، مدرک تحصیلی و رسته ی مدیریتی آنان تفاوت معنی داری وجود نداشت. در واقع، داشتن ذهنی فلسفی و پویا و برخورداری از انواع تفکر منطقی و خلاق، مشخصه ای است که هر انسانی با هر شخصیتی می تواند آن را کسب کند.
تعیین میزان معیارهای مشتری مداری در آموزش بر اساس دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با وجود رقابت شدیدی که بر اقتصاد امروز جهان حاکم است، ارایه ی خدمات بیشتر به مشتریها و ارتقای کیفیت، دیگر یک ارزش افزوده قلمداد نمیشود؛ بلکه ضرورتی انکار نشدنی است. در این راستا، آموزش عالی و توجه به مشتری مداری به خصوص دانشجو محوری، رکن اصلی در پیشرفت و توسعه ی همه جانبه ی هر کشور میباشد. از این رو، هدف از این پژوهش تعیین میزان نمره ی معیارهای مشتری مداری بر اساس دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
روش بررسی: این پژوهش تحلیلی از نوع مقطعی در سال 1390 بود. جامعه ی پژوهش کلیه ی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در 7 دانشکده بودند. حجم نمونه با توجه به فرمول های آماری 384 نفر بوده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه ی محقق ساخته ای بودکه به بررسی چهار معیار تعریف شده برای مشتری مداری (دانشجو محوری) پرداخت و شامل مشتری مداری از سوی مدیریت دانشگاه، اعضای هیأت علمی، گروه های تحصیلی و فرایندهای آموزشی بود. پایایی و روایی پرسش نامه سنجیده شد و در نهایت با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و روش های آماری t مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه، داده هایی که بر اساس طیف لیکرت بودند، تحلیل گردیدند.
یافته ها: نمره ی معیار گروه های تحصیلی بیشتر از سایر معیارها بود (45/53) و معیارهای هیأت علمی (27/50) و فرایندهای آموزشی (12/46) به ترتیب دارای بیشترین میزان مشتری مداری بوده اند و معیار مدیریت دانشکده ها کمترین تأثیر (56/40) را در ارتقای مشتری مداری دانشجویان نسبت به سایر معیارها داشته است. جنسیت و مقطع تحصیلی دانشجویان با اکثر معیارهای مشتری مداری ارتباط معنی دار آماری داشت و در همه ی آن ها در زنان و مقطع کارشناسی ارشد بیشترین میزان مشتری مداری مشاهده شد.
نتیجه گیری: حیطه ی مشتری مداری هم در ابعاد مختلف و هم در دانشگاه های علوم پزشکی با سایر دانشگاه ها می تواند تفاوت داشته باشد؛ زیرا که باید به جنسیت دانشجویان به عنوان یک عامل اثرگذار در کیفیت ارایه ی خدمات بهداشتی و درمانی توجه کرد و برای ارتقای مشتری مداری، بازبینی فرایندهای آموزشی مبتنی بر دانشجو و توجه مدیریت دانشگاهی به دانشجویان دارای اهمیت به سزایی است.
بیماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان الزهرا(س) چه زمانی را صرف دریافت خدمات می کنند؟(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بخش اورژانس یکی از مهم ترین بخش های بیمارستان است که خدمات فوری را به بیمارانی که با شرایط ناپایدار به آن مراجعه می کنند، در تمامی طول شبانه روز و 7 روز هفته ارایه می کند. از آنجا که جدی ترین و بیشترین مراجعات بیماران به بخش اورژانس بیمارستان صورت می گیرد، چگونگی ارایه ی خدمات در این مراکز، نمادی از وضعیت کلی ارایه ی خدمات بیمارستان است. یکی از مهم ترین شاخص هایی که در ارزیابی مراکز اورژانس به کار گرفته می شود، طول مدت زمانی است که بیماران برای دریافت خدمات تشخیصی و درمانی از دست می دهند. این پژوهش با هدف تعیین زمان انتظار دریافت خدمات و ارایه ی راهکارهای مناسب در اورژانس بیمارستان الزهرا(س) اصفهان در سال 1388انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مقطعی بود. برای انجام این پژوهش از مشاهده و مصاحبه استفاده شد. تعداد 97 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. زمان سنجی با توجه به اهداف اختصاصی با استفاده از کرنومتر، چک لیست و پرونده ی بیماران صورت گرفت. جهت تعیین روایی، چک لیست در اختیار استادان راهنما و مسؤولین اورژانس بیمارستان قرار گرفت و مورد تأیید واقع شد. تحلیل داده های پژوهش در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS پردازش شد.
یافته ها: میانگین زمان انتظار از ورود به اورژانس تا ویزیت نهایی توسط پزشک اسکرین 19/5 ± 41/8 دقیقه بود و که در حدود 2/74 درصد بیماران کمتر از 10 دقیقه در انتظار بوده اند. میانگین زمان انتظار از ورود تا چک دستور توسط پرستار ادمیت به منزله ی آغاز اولین اقدام بالینی، 53/42 ± 72/48 دقیقه طول کشیده است. میانگین زمان انتظار از ثبت دستور پزشک تا پذیرش در واحد پاراکلینیکی به صورت کلی (شامل نوار قلب، رادیوگرافی، سی تی اسکن، سونوگرافی و آزمایش) 26/46 ± 2/59 دقیقه بوده است. آزمون t در رابطه با نوع بیماری (داخلی، جراحی) در نوار قلب (02/0 = P) و سونوگرافی (04/0 = P) رابطه ی معنی دار نشان داد. میانگین مدت زمان اقامت بیماران در اورژانس هم 2/249 ± 1/353 دقیقه بود که اقامت 39 درصد بیماران کمتر از 4 ساعت در اورژانس طول کشیده است.
نتیجه گیری: با توجه به آنکه ویزیت پزشک اسکرین بدون اولویت بندی خاصی برای بیماران انجام می شد؛ از این رو استقرار یک سیستم تریاژ در اورژانس بیمارستان الزهرا(س) ضرورت دارد. مقایسه ی میانگین زمان های به دست آمده برای انجام خدمات پاراکلینیک نشان دهنده ی فاصله ی زیاد وضع موجود با استاندارد است که نیاز جدی به اصلاح فرایند در زمینه ی خدمات پاراکلینیک را متذکر می شود. برای پیشگیری از بروز مشکل ازدحام و رفع آن، لازم است اقدامات مناسبی انجام گیرد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: اولویت بندی تخت ها برای بستری بیماران اورژانس و غیر اورژانس، تعیین مسؤول هماهنگی پذیرش ها، اعمال قانون 30 دقیقه ای، ایجاد واحد نگهداری موقت، پذیرش مستقیم بیماران، بازنگری علمی در تعداد تخت های ICU و CCU.
مقایسه ی سواد اطلاعاتی دانشجویان واحد بین الملل با دانشجویان دانشکده ی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- شاخه ی آبادان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با گسترش دانش و اطلاعات در کلیه ی زمینه های علمی، هر دانشجو، استاد و محقق، جهت رفع نیاز اطلاعاتی خود به برخورداری از برخی مهارت ها و دانش ها نیاز دارد که یکی از آن ها سواد اطلاعاتی می باشد. این مقاله به تعیین و مقایسه ی سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز– شاخه ی آبادان پرداخت و همچنین تأثیر برخی متغیرهای جمعیت شناختی و مدت زمان حضور دانشجویان در دانشگاه بر سطح سواد اطلاعاتی آنان را معین کرد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع پیمایشی- توصیفی بود و در سال تحصیلی 88-1387 انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه ی محقق ساخته با الگوگیری از پرسش نامه های موجود در این زمینه بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل 222 نفر دانشجویان واحد بین الملل و دانشکده ی پرستاری آبادان بود که به علت تعداد محدود جامعه ی آماری، نمونه گیری انجام نشد. در این پژوهش، با قرار دادن نسخه ای از پرسش نامه در اختیار تعداد 5 تن از استادان گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شهید چمران و استفاده از نظر مشاور آماری مربوط، روایی پرسش نامه تأیید گردید. پایایی پرسش نامه نیز با استفاده از Cronbach's alpha محاسبه و برابر 89/0 تعیین شد که نشان دهنده ی بالا بودن پایایی پرسش نامه بود. جهت جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ها در کلاس درس توزیع و در همان مکان جمع آوری گردید. در تحلیل یافته ها از نرم افزار آماری 13SPSS استفاده شد. در تحلیل توصیفی از فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در تحلیل استنباطی از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA)، آزمون t و آزمون Tukey استفاده گردید و برای تعیین رابطه ی بین متغیرهای مورد مطالعه، از آزمون ضریب همبستگی Spearman استفاده شد.
یافته ها: دانشجویان واحد بین الملل از سواد اطلاعاتی بیشتری نسبت به دانشجویان پرستاری برخوردار بودند، اما در مجموع، جامعه ی مورد مطالعه از سطح سواد اطلاعاتی «متوسط» برخوردار بود. دانشجویان مورد مطالعه در یافتن منابع اطلاعاتی مورد نیاز خود در کتابخانه، استفاده از رایانه و تجهیزات جانبی آن، اعتماد به نفس هنگام جست و جوی اطلاعات، ارزیابی اطلاعات بازیابی شده، رضایت از نتایج جست و جو و توانایی درخواست کمک از کتابدار، در سطح «متوسط» قرار داشتند، ولی در یافتن اطلاعات مورد نیاز خود در اینترنت و استفاده از عملگرهای منطقی در سطح «کم» قرار داشتند. در این جامعه، کتاب بیشتر از سایر منابع اطلاعاتی مورد استفاده قرار می گرفت و در بین کانال های اطلاعاتی، از شبکه های اطلاعاتی استفاده ی بیشتری می شد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه سواد اطلاعاتی جامعه ی مورد مطالعه در سطح متوسط قرار دارد، برنامه ریزی جهت ارایه ی آموزش های لازم در راستای ارتقای سواد اطلاعاتی این جامعه لازم به نظر می رسد.
مقاله مروری: بار اقتصادی و هزینه های سلامت ناشی از بیماریهای مزمن در ایران و جهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
بیماری های غیر واگیر مسؤول مرگ بیش از 35 میلیون نفر در هر سال، یعنی نزدیک به دو سوم از کل مرگ و میر در جهان هستند. برای اولین بار در تاریخ بشر، سلامت مردم دنیا با تغییر چشم گیری مواجه است. بیماری های غیر واگیر خیلی بیشتر از بیماری های عفونی که در دهه های قبل گریبان گیر مردم بود، جان انسان ها را می گیرد. بیش از 80 درصد مرگ و میر ناشی از این بیماری ها در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ می دهد و هر سال مبالغ عظیمی از درآمد کشورها به دلیل وجود این بیماری ها هدر می رود. سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد بیماری های غیر واگیر زندگی 25 میلیون نفر را تا سال 2015 در سراسر منطقه ی خاور میانه تهدید می کند. همچنین ایران در دهه های آینده با توجه به بروز پدیده ی گذار اپیدمیولوژیک و افزایش بیماری های مزمن با بار اقتصادی ناشی از بیماری های مزمن مواجه می شود. این مطالعه با هدف بررسی بار اقتصادی و بهداشتی ناشی از این بحران جهانی، چالش ها و راهکارهــــای کنترل و پیشگیری ازآن انجام شد. مطالعه ی حاضر به صورت مروری و با مرور منابع کتابخانه ای و منابع علمی دیجیتال و چاپی از ژورنال های مختلف علمی، همچنین جست وجوی وب سایت های معتبر از جمــله CDC، WHO و... انجام گردید.
بیماری های غیر واگیر هر ساله 35 میلیون مرگ در سراسر دنیا را به دنبال دارند و یک مانع مهم بر سر راه توسعه ی کشورها هستند. این بیماری ها افراد فقیر و آسیب پذیر جامعه را به شدت تحت تأثیر قرار داده اند و آن ها را به ورطه ی فقر می کشانند. مقابله با این بیماری ها با کنترل ریسک فاکتورهای آن ها و استفاده از تجربیات سایر کشورها و توصیه های کارشناسی سازمان های بین المللی امکان پذیر است.
ارایه ی مدل ارزیابی عملکرد برای ادارات بیمه ی خدمات درمانی با استفاده از روش کارت امتیازی متوازن و آنالیز تاکسونومی: مطالعه ی موردی در اداره ی کل بیمه ی خدمات درمانی استان اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای امروز، ادامه ی حیات و فعالیت سازمان را توانایی رقابت واتخاذ مناسب ترین سیاست در مقابل تغییرات محیطی تعیین می کند. یکی از مؤثرترین روش های مورد استفاده ی سازمان ها در این خصوص، استفاده از ارزیابی عملکرد برای تعیین نقاط ضعف سازمان جهت رفع آن ها و نقاط قوت آن جهت بهبود میباشد. ارزیابی و مدیریت عملکرد علاوه بر کمک به سازمان برای افزایش توانایی رقابت، در تعیین و پیاده سازی استراتژیها نیز نقش برجسته ای را ایفا میکند. این پژوهش به دنبال ارایه ی یک مدل مناسب برای ارزیابی عملکرد سازمان های خدماتی بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- کاربردی و مورد کاوی بود. جامعه ی مورد بررسی، ادارات بیمه ی خدمات درمانی شهرستان های استان اصفهان بودند که در فاصله ی زمانی سال های 1388 تا نیمه ی اول سال 1389 مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از اجماع و پرسش نامه استفاده شد. روایی پرسش نامه با نظر موافق خبرگان سازمان مورد تأیید قرار گرفت و ضریب پایایی آن 71/0 = a به دست آمد. در مرحله ی اول، با مطالعه و بررسی کتب و مقالات مرتبط، ویژگی های شاخص ها لیست شد و سپس با بهره گیری از نظرات 4 نفر از استادان دانشگاه و تحلیل نتایج آن با استفاده از تکنیک TOPSIS، ویژگی های کلیدی انتخاب شاخص ها تعیین گردید. در مرحله ی دوم، در قالب یک پرسش نامه ی ارزیابی و با استفاده از تکنیک TOPSIS، شاخص های کلیدی عملکرد تعیین شد. در مرحله ی سوم با استفاده از پرسش نامه ای که به منظور تعیین میزان اهمیت شاخص ها تهیه شده بود، نظرات خبرگان سازمان جمع آوری و با استفاده از تکنیک AHP وزن شاخص ها تعیین گردید.در نهایت، با استفاده از اطلاعات به دست آمده از مراحل قبل، مقادیر شاخص ها در ادارات اندازه گیری و با بهره گیری از روش تاکسونومی عددی (Numerical taxonomy)، رتبه بندی آن ها صورت گرفت.
یافته ها: در این پژوهش، شاخص های کلیدی عملکرد به صورت کنترل هزینه های درمان،کنترل درآمد و رضایت مشتری تعیین شد و سپس بر اساس این شاخص ها و سایر شاخص های تعیین شده، عملکرد ادارات اندازه گیری و مورد مقایسه قرارگرفت. مقایسه ی ادارات بیمه ی خدمات درمانی شهرستان ها نشان داد که تفاوت قابل توجه جهت حذف گزینه وجود ندارد. نتایج رتبه بندی ادارات بیمه ی خدمات درمانی شهرستان های استان اصفهان، به صورت جدول ارایه شده است.
نتیجه گیری: برای بهبود عملکرد شهرستان ها، تحلیل و بهینه سازی هزینه های درمان، میزان جذب درآمد و رضایت بیمه شدگان اهمیتی ویژه دارد و شهرستان هایی که در این زمینه ها فعال بوده اند، عملکرد بهتری داشته اند. بدیهی است عوامل کلیدی موفقیت اداره ی کل بیمه ی خدمات درمانی را نیز در همین عوامل میتوان خلاصه نمود.
مطالعه تطبیقی ضرورت به کارگیری گروه های مرتبط تشخیصی به عنوان ابزاری واحد برای تسهیل بازپرداخت درمانی در کشورهای منتخب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت تکنولوژی در ارایه خدمات بهداشتی و تخصصی شدن بیشتر فعالیت ها، سازمان های سلامت برای ارایه بهتر و جبران هزینه ها نیاز به به کارگیری و استفاده از روش های هزینه یابی برای محاسبه درآمد و هزینه ها داشتند و برای این منظور در کشورهای توسعه یافته، بیشتر بیمارستان ها سیستم محاسبه هزینه ها و تعرفه های خود را بر اساس گروه های مرتبط تشخیصی وابسته گذاشتند. بر اساس این روش جدید، بیمارستان ها بر طبق گروه های مرتبط تشخیصی وابسته، هزینه ها و بهای تمام شده خدمات را در ازای خدمات انجام شده برای بیمار محاسبه کردند.این مقاله از نوع مروری بود و جمع آوری اطلاعات بااستفاده از مستندات چاپی و الکترونیکی مرتبط با موضوع صورت گرفت و با توجه به این که گروه های مرتبط تشخیصی به عنوان شناخته شده ترین نظام طبقه بندی بیماری به منظور تسهیل بازپرداخت درمانی بودند، بدین منظور بیمارستان ها باید سیستم محاسبه هزینه ها و تعرفه های خود را بر اساس روش گروه های مرتبط تشخیصی وابسته بگذارند و از آن به عنوان ابزاری برای تسهیل بازپرداخت خود استفاده کنند و در این مقاله سعی بر آن است که با تطبیق فرایند های انجام شده در این زمینه و استفاده از تجارب کشورهای سرامد، مناسب ترین روش انتخاب شود و نسبت به پیاده سازی آن در کشور اقدامات لازم صورت پذیرد.