در محیط های رقابتی امروزی توسعه رفتارهای شهروندی سازمانی در میان کارکنان یکی از عوامل کلیدی برای ارتقای عملکرد سازمانی به شمار می رود. از سوی دیگر مسئولیت اجتماعی و ضرورت کسب مشروعیت محیطی به وسیله سازمانها توجه به اخلاق را ضروری ساخته است. ماهیت نگرشی و روانشناختی ریشه های هردوی این مقوله ها بررسی رابطه بین ابعاد اخلاق و رفتارهای شهروندی سازمانی را به هدف اصلی این پژوهش تبدیل ساخته است. این پژوهش از نظر هدف، روش و ماهیتِ داده ها به ترتیب، کاربردی، همبستگی، و کمّی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران سازمان تبلیغات اسلامی استان همدان تشکیل می دهند. داده های آن با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. فرضیه ها به کمک آزمون فرض آماریِ ضریب همبستگی اسپیرمن، آزموده شد. نتایج پژوهش بیانگر این است که بین میزان پایبندی کارکنان به اخلاق اسلامی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه مثبت و معناداری هست. بر پایه این نتایج، مدیران می توانند با ترویج مبانی اخلاق در میان کارکنان، رفتارهای شهروندی سازمانی را توسعه دهند.
این پژوهش با الگو قرار دادن سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی به بررسی اندیشه های ایشان در زمینه عمل جهادی پرداخته است. در این پژوهش، که بنیادی از نوع توصیفی اکتشافی است، تلاش شده است با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد الگوی عمل جهادی بر مبنای بیانات و دیدگاه های رهبر معظم انقلاب تدوین و ارائه شود. در این پژوهش، بیانات، خطبه ها، پیامها، احکام و فرمانها و مصاحبه های امام خامنه ای طى سالهاى 1368 تا 1393 مورد مطالعه قرار گرفت و با استفاده از سه نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی در روش نظریه پردازی داده بنیاد، 408 کد/مفهوم، 64 مقوله و چهار بعد به دست آمد. در بخش نتایج، ضمن ارایه الگوی پارادایمی حاکم بر مقوله ها با استفاده از یافته های پژوهش به سؤالات اولیه نیز پاسخ داده شده است.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه اخلاق کار اسلامی با عملکرد شغلی، خشنودی شغلی، و قصد ترک شغل صورت گرفت. شرکت کنندگان در طرح، 310 نفر از کارکنان شرکت ملّی مناطق نفت خیز جنوب منطقه اهواز بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. پژوهش از نوع همبستگی است و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی و تجزیه و تحلیل رگرسیون انجام گرفت. یافته ها نشان داد که اخلاق کار اسلامی با عملکرد شغلی و خشنودی شغلی رابطه مثبت و با قصد ترک شغل رابطه منفی معنی داری دارد. این یافته ها بیان می کند که سطوح بالای اخلاق کار اسلامی به وقوع پیامدهای مثبتی برای سازمانها منجر می شود.
بررسی چالش ها ی پیش روی بانکداری بدون ربا، یکی از مهم ترین مسائلی است که محققان و متفکران به آن می پردازند. به عقیده بسیاری از صاحب نظران، یکی از چالش ها ی اصلی که نظام بانکداری کشور با آن مواجه است، عدم تطبیق نحوه اجرای عقود مشارکتی در بانک ها با شکل فقهی عقود مشارکتی است. بدین معنا که در مقام اجرا، آنچه در بانک ها به اسم عقود مشارکتی در حال اجراست، بسیار متفاوت است از آنچه که شارع به نام مشارکت معرفی می کند. مقاله حاضر پس از عنوان کردن قابلیت های ساختاری و کارکردی بانک ها و تطابق آن با الزامات شرعی، قانونی و اجرایی عقود مشارکتی این فرضیه را بررسی می نماید که ریشه اصلی این چالش در این است که بانک به عنوان یک ظرف توان گنجایش عقود مشارکتی به عنوان مظروف را ندارد. بانک در بعد خرد و کلان اقتصادی دارای وظایف و ویژگی ها یی است که اجرای عقود مشارکتی با آن ها سازگاری ندارد و الزام به این امر هم بانک ها را در اجرای وظایف ذاتی خود با مشکل مواجه می سازد و هم موجبات اجرای ناقص این عقود را فراهم می کند.
انسان موجودی تصمیم گیر است. تصمیم گیری یعنی حل مسئله و انتخاب راه حل. مدیران برای تصمیم گیری و چاره جویی مسئله، باید مقدماتی فراهم آورند تا بتوانند موضوع را بشناسند و سپس آن را حل کنند. برخی از این مقدمات آگاهانه برگزیده میشوند و برخی دیگر بدون توجه به کار میروند. انسان ها تحت تأثیر عوامل تربیتی و شناختی در دوران زندگی برداشت هایی در ذهن خود جای میدهند و به هنگام تصمیم گیری، به طور طبیعی از آنها استفاده میکنند.
مدیران آگاه با جاسازی اطلاعات واقعی و ارزنده و چینش مناسب آن میتوانند شرایط را برای تصمیم گیری بهتر خود فراهم سازند. نگرش ها با هدایت ذهن مدیران، آنان را در پیمودن فرایند تصمیم گیری همراهی میکند. نگرش های مدیران میتواند در همة مراحل تصمیم گیری نقش بیافریند. نقش آگاهیهای هستیشناسانه و انسان شناسانة مؤثر در تصمیم گیری، در این مقال در کانون توجه است. مدیران مؤمن با داشتن این آگاهیهای ضمنی بهتر میتوانند در رویاروی مسائل قرار گیرند. در این مقاله با تحلیل مفهوم نگرش و تبیین مراحل تصمیم گیری، تلاش شده است که با استفاده از منابع اسلامی تأثیر نگرش ها بر تصمیم گیری بررسی شود.
امروزه تقاضا برای مواد غذایی حلال بین مسلمان و غیر مسلمانان دنیا بشدت در حال رشد است و بازار اروپا هم از این قاعده مستثنی نیست؛ لذا شرکتهای زیادی به دنبال عرضه محصولات خود به بازار حلال هستند اما شرط ورود به این بازار دارا بودن گواهی حلال است. بنابراین در این تحقیق نقش نگرش به گواهی حلال بر خلق ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان داده که نگرش به گواهی حلال بر آگاهی از برند و کیفیت ادراک شده اثر مثبت و معناداری داشته است اما اثر نگرش به گواهی حلال بر تداعی برند و وفاداری برند مواد غذایی حلال، تأیید نشد؛ هم چنین در این پژوهش اثر درونی ابعاد ارزش ویژه برند مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج اثر آگاهی برند بر تداعی برند و کیفیت ادراک شده را تأیید کردند و هم چنین اثر کیفیت ادراک شده بر وفاداری نیز تأیید شد. اما اثر آگاهی از برند و هم چنین تداعی برند بر وفاداری برند مواد غذایی تایید نشد.
مقوله تصمیم گیری، عوامل تأثیر گذار بر آن و نتایج حاصل از اتخاذ تصمیم همواره مورد علاقه پژوهشگران بوده است. هدف این پژوهش، شناسایی تأثیر ارزش های اخلاقی بر تصمیم گیری، دشواری تصمیم و احساسات منفی ناشی از آن است. بر این اساس تعداد 288 نفر از دانشجویان دانشگاه گیلان به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه استانداردی جهت سنجش این مقولات به آن ها داده شد. این پرسشنامه شامل سه بده بستان تراژیک (دو ارزش اخلاقی در مقابل هم)، تابو (یک ارزش اخلاقی در مقابل یک ارزش دنیوی) و عادی (دو ارزش دنیوی در مقابل هم) است. متغیرهای مستقل تحقیق، ارزش های اخلاقی و نوع بده بستان و متغیرهای وابسته، احساسات منفی و دشواری تصمیم هستند. همان طور که انتظار میرفت، پاسخگویان بده بستان تراژیک را نسبت به دو بده بستان دیگر دشوارتر و حاوی احساسات منفی بیشتر درک کرده اند. اما بر خلاف انتظار، پاسخگویان بده بستان تابو را نسبت به بده بستان عادی آسان تر درک نکرده اند. همچنین دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر در برخی موارد موقعیت ها را دشوارتر و حاوی احساسات منفی بیشتر دانسته اند. نتایج، این عقیده را پشتیبانی میکند که ارزش های اخلاقی بر تصمیم گیری و مقوله های منتج از آن تأثیرگذار است.
امروزه بخش بزرگی از زندگی انسان و تلاش های بشری، در سازمان و برای دستیابی به اهداف آن صرف می شود، از این رو شایسته است سازمان ها به بستری مناسب برای سعادت ابدی انسان و آرامگاه امروز او مبدل شوند، برای حرکت به این سو باید در جستجوی مبدأ و مبنای این دگرگونی بود تا قابلیت تغییر جهت گیری ها، فرایندها و رفتارهای سازمان را داشته باشد، با مروری در ادبیات مدیریت می توان تا اندازه زیادی این موضوع را در چشم انداز رهبر سازمان (و یا مدیران عالی سازمان که نقش رهبری را بر عهده دارند) جستجو کرد، بر این اساس، در مقاله حاضر تلاش شد که مفهوم چشم انداز سازمانی با رویکرد توحیدی و از منظر قرآن کریم مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. بدین منظور در مرحله اول، پس از عرضه مفاهیم، استعاره ها و کارکردهای چشم انداز به قرآن کریم، با مراجعه به تفسیر های المیزان و تسنیم، واژه هایی که می توانند، نمایانگر نظام مفهومی چشم انداز از دیدگاه قرآن کریم باشند شناسایی شد، سپس در مرحله دوم تحقیق، با کمک نتایج مرحله اول با یازده نفر از مدیران صنایع مختلف کشور مصاحبه اکتشافی و نیمه ساختار یافته صورت گرفت و نتایج کدگذاری و با کمک روش تحلیل تم، بررسی شدند، در مرحله سوم، نتایج در قالب پرسشنامه دلفی به خبرگان پژوهش عرضه شد و در صورت نیاز مورد اصلاح و بازبینی قرار گرفت، در نهایت مفهوم چشم انداز سازمانی و ماهیت آن با کمک چهار استعاره قرآنی و مفاهیم اقتباس شده از مصاحبه خبرگان در قالب یک مدل مفهومی بازسازی شد.
هدف این مقاله بررسی چگونگی رابطه دو معیار اساسی «فضیلت» و «صلاحیت» در مدیریت اسلامی است. بررسی ها نشان می دهند که از منظر صاحب نظران مدیریت در غرب، فضیلت ها و شایستگی های فنی و تخصصی یکسان دانسته شده اند و اصولاً در پارادایم مدیریت غربی، میان این دو معیار در بیشتر موارد تفاوتی قائل نشده اند (مک کولی و لاوتن، 2006). در این مقاله تلاش شده تا با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختاریافته و با توجه به این واقعیت که تعریف فضایل تا حدودی از دیدگاه اسلام متفاوت با نگاه غالب در دنیای غرب است، به این پرسش پاسخ داده شود که آیا در مدیریت اسلامی که ارزش های بنیادی آن تا حدودی متفاوت از ارزش های مدیریت غربی است، فضیلت ها با صلاحیت های فنی و شایستگی های تخصصی یکسان است، یا تفاوتی معنا دار دارد. جامعه آماری این پژوهش بدین شرح است: گروهی از اعضای هیئت علمی و دانشجویان مقطع دکترای رشته مدیریت در دانشگاه های تهران، تربیت مدرس و علامه طباطبایی که با مبانی مدیریت اسلامی آشنا هستند و شماری از فضلای حوزه علمیه که نوعاً در زمینه مدیریت اسلامی صاحب نظر محسوب می شوند. یافته های پژوهش پس از تجزیه و تحلیل آماری داده ها نشان می دهد که پاسخگویان در اغلب موارد ضمن تفاوت قائل شدن میان فضایل و صلاحیت ها، این دو دسته ملاک را از منظر مدیریت اسلامی الزاماً یکسان ندانسته و برخلاف دیدگاه رایج در دنیای غرب و به تبع آن در پارادایم مدیریت غربی، فضیلت ها و صلاحیت ها را دو معیار نسبتاً مجزّا و تا حدودی متفاوت از هم می دانند.
این پژوهش، که به لحاظ روش کتابخانه ای، به لحاظ مخاطب شناختی کاربردی و به لحاظ هدف اکتشافی است در پی این است که با بررسی آرا و تفاسیر اندیشمندان و متکلمان مسلمان و بویژه آرا و تفاسیر علامه جوادی آملی درباره موضوع خلافت الهی در قرآن کریم با استراتژی کیفی و به روش تحلیل محتوا به تبیین الگویی برای جانشین پروری (خلیفه پروری) الهی در زمین بپردازد. نتایج این پژوهش نشان داد از دیدگاه متون تفسیری شایسته شناسی، تعریف شایستگی ها، شایسته پروری، آماده سازی فردی و اجتماعی و ارزیابی مبتنی بر اهداف و کارکردها، مهمترین ابعاد و عناصر شاکله فرایند جانشین پروری الهی است که با بهره گیری از روشها و عوامل مؤثر در هریک از این مراحل می توان الگوی جانشین پروری مدیران را غنی سازی و تقویت کرد.
توسعه و پیشرفت یکی از مهم ترین خواسته های جوامع مدرن است که صور مختلف از اوضاع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی را ترسیم می کند. هدف اصلی مطالعة حاضر، شناسایی و تبیین نقشة راه برای تدوین و طراحی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت با استفاده از فن(تکنیک) آینده پژوهشی است. روش تحقیق مطالعة حاضر، از نظر هدف، توسعه ای و از نظر روش، توصیفی با استفاده از دلفی است. جامعة آماری آن را مدیران و کارکنان بخشهای فرهنگی، اعضای هیئت علمی دانشگاهها و اعضای جامعة روحانیت تشکیل می دهند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تحلیل شده اند. همچنین ابزار گردآوری داده های این مطالعه، پرسشنامه است که در سه مرحله برای شناسایی و تبیین مؤلّفه ها و شاخصهای الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت تدوین شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوی نهایی با توجه به روش آینده پژوهی دارای شش بُعد (بهداشت جسمی و روانی، ثروت، دین، نسل، جامعه و عقل)، شش مؤلّفه و 96 شاخص است. همچنین بیانگر آن است که یک انسان با توجه به الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، از جنبه های مختلف دارای چه ویژگی ها و توانمندی هایی است.
در راستای ضرورت طراحی مدل های بومی در حوزه علوم انسانی و به خصوص حوزه مدیریت و سازمان، هدف پژوهش حاضر طراحی مدل سازمان جهادی به عنوان مدلی بومی می باشد. به منظور دستیابی به این هدف، مدل سازمان جهادی از طریق اجرای سه مرحله طراحی شده است، طوری که در مرحله اول، از طریق مطالعه و مرور ادبیات و پیشینه مرتبط با مفهوم سازمان جهادی، شاخص های اولیه طراحی مدل شناسایی شد. در مرحله دوم از طریق اجرای مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 10 نفر از خبرگان مرتبط با حوزه جهاد و با توجه به پیش فرض های مدل سازمان، مدل اولیه سازمان جهادی به شیوه ای کیفی طراحی شد. در مرحله سوم، اعتباریابی مدل از طریق سه دور دلفی در میان 15 نفر از خبرگان و تحلیل داده های حاصل، انجام گرفت. در نهایت مدل سازمان جهادی در قالب سه بعد اصلی (بعد ساختاری، بعد رفتاری و بعد زمینه ای)، 12 رکن سازمانی و 36 شاخص طراحی و پیشنهاد شد. بر مبنای مدل طراحی شده، در بعد ساختاری، سازمان جهادی سازمانی متشکل از واحدهای اجرایی با پیچیدگی، رسمیت و تمرکز در سطح پایین می باشد. همچنین در بعد زمینه ای، سازمان جهادی سازمانی است که از طریق اجرای طرح های جهادی برگرفته از نیازهای مردمی، در قالب تیم های کاری کوچک به دنبال رشد و پویایی می باشد. همچنین در بعد رفتاری، حمایت از کارکنان توسط رهبری سازمان، اشاعه ویژگی های اخلاقی تواضع، دیگرخواهی و شجاعت در سازمان و وجود فضای معنوی مبتنی بر صمیمیت و ارزش های دینی، از ویژگی های مشخصه یک سازمان جهادی می باشند.
یکی از مباحث مهم میان رشته ای پژوهش های علم مدیریت، مسئله «استعدادیابی» است. شناسایی استعدادهای برتر برای فرماندهی و مدیریت، پایه ای برای آموزش و تربیت و رساندن افراد مستعد به شایستگیها است و در مباحث منابع انسانی بسیار مورد توجه قرار می گیرد. در این پژوهش بر مسئله «فرماندهی نظامی» تمرکز، و با مطالعه ویژگیهای شخصیتی و استعدادی چهار نفر از پیامبران، استعدادهای مشترک آنان برشمرده شده است. این پژوهش با استفاده از روش «تحلیل مضمون» به بررسی متون تاریخی پرداخته و ویژگیهای حضرات داوود، سلیمان، طالوت و ذوالقرنین علیهم السلام را با تکیه بر قرآن و منابع اسلامی مورد بررسی قرار داده و پنج استعداد بنیادین و مشترک بین آنان را مشخص کرده است: بزرگی روح، بزرگواری روح، عقل، قوت روح، توانمندی جسمی.
اندیشه عدالت، در سال 1971 از سوی جان راولز[1] مطرح و با استقبال بسیاری مواجه شد. این رویکرد در حیطه اخلاق نیز وارد شده و اندیشه عدالت گرایی اخلاقی را شکل داد. طبقه بندی های مختلفی برای عدالت سازمانی عنوان شده است، ولی طبقه بندی ای که گرینبرگ[2] (1993) مطرح کرد، طرف داران بسیاری یافت. گرینبرگ عدالت سازمانی را در سه بخش عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت تعاملی (شامل عدالت میان فردی و عدالت اطلاعاتی) سازماندهی می کند. رویکرد عدالت محور بیش از جنبه اخلاقی، جنبه حقوقی دارد؛ چرا که مفهوم عدالت بر الزام سازمان بر احقاق حق افراد تمرکز دارد. با این حال، از جنبه اخلاقی نیز بر سازمان تأثیر نهاده است. براساس مطالعات انجام شده ارزش های اخلاقی سازمان، بر عدالتِ رویه ای و عدالتِ توزیعی تأثیر می گذارد، بهبود عدالت سازمانی باعث افزایش تعهد سازمانی شده و افزایش تعهد سازمانی، باعث ارتقای رفتار اخلاقی کارکنان می شود.