این مقاله ضمن بررسی سابقه تاریخی تعاون و تبیین واژه «تعاون»، تعاونی های یاری دهنده جریان اقتصادی (تعاونی های ارائه دهنده خدمات و پشتیبانی کننده تولیدات) را توضیح داده است. نویسنده با تفکیک ویژگی تعاونی ها، به توضیح استراتژی اصلاحات و تحول کشاورزی و سیاست تحول در ساختار واحدهای تولیدی پرداخته و برای طراحی الگوی نظام، اجزای تشکیل دهنده آن، یعنی تولید (زمین، نیروی انسانی و سرمایه) را بررسی کرده است. در این مقاله، طراحی الگوی تعاونی های مولد بررسی گردیده و علاوه بر ویژگی های آن، شاخه های تشکل های مولد در اقتصاد مواد غذایی نیز تشریح شده است. به عقیده نویسنده، با توجه به این که بخش کشاورزی شاخه غالب اقتصاد روستایی کشور است و واحدهای تولید این بخش ، حد و ترکیب عوامل تولید نارساست، با طراحی الگوهای تعاونی می توان بهینه سازی ترکیب عوامل تولید را محقق ساخت. از این منظر، بسط شبکه های تعاونی خودجوش ، بازده عوامل تولید را افزایش می دهد و ظرفیت های بالقوه و بالفعل ساختار تأمین را در جامعه بهبود می بخشد.
انفجار اطلاعات در عصر جدید، پدیده ای نو در سازمان ها با عنوان فراموشی آگاهانه سازمانی را رقم زده است. این پدیده موجب شده تا پژوهش هایی در زمینه تأثیر انباشتگی اطلاعات در سازمان ها و راه های برون رفت از آن، مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه فراموشی سازمانی با عملکرد شهرداری در زمینه توسعه پایدار شهر، صورت گرفته است. روش تحقیق، توصیفی و از نوع پیمایشی- همبستگی بود. برای گردآوری اطلاعات، از پرسشنامه محقق ساخته، استفاده گردید. جامعه آماری در این تحقیق، شامل مدیران و کارشناسان شهرداری منطقه 16 تهران به تعداد تقریبی 700 نفر بود. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 400 نفر نمونه به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده و هدفمند، انتخاب گردیدند. آنچه در این پژوهش، مورد بررسی قرار گرفت عبارت است از: 1- ارتباط بین فراموشی سازمانی با عملکرد، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی 2- ارتباط بین عملکرد شهرداری با یادگیری سازمانی و مدیریت دانش، 3- ارتباط بین یادگیری سازمانی با مدیریت دانش. در این تحقیق از آزمون کلموگروف اسمیرنوف و آزمون همبستگی با ضرایب اسپیرمن و پیرسون استفاده شد. نتایج تحقیق نشان دادند بین فراموشی آگاهانه با عملکرد مدیریت شهری در زمینه توسعه پایدار شهری، رابطه معنی داری وجود دارد. از این رو باید در این زمینه، زیرساخت های لازم برای حذف اطلاعات غیرضروری گذشته، فراهم شود.
در خلال قرون و اعصار شکوفایی تمدن اسلامی، وقف همواره بسیاری از نیازهای خاص جامعه را تأمین می نموده و ارائه برخی کالاها و خدمات که در اقتصاد مدرن از آنها به عنوان کالاهای عمومی یاد می شود، تا مدت ها – قبل از اینکه ارائه آنها را دولت ها بر عهده گیرند- بر دوش واقفین و از طریق موقوفات بوده است. نمونه هایی مانند کاروانسراها، آب انبارها، زاویه ها، بیمارستان ها، حوزه های علوم دینی و... شواهدی بر این مدعاست. اما متاسفانه این امر امروزه کم رنگ شده و باید علت یابی شود. این در حالی است که تامین مالی بخش عمومی به این طریق از روش های مناسب به لحاظ آثار جانبی است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی یا AHP به تبین انگیزه های اصلی وقف در مسیر تامین مالی خدمات شهری در اصفهان و موارد اصلی کاربرد مورد نظر پرداخته شده است. نتایج حاکی از آن است که انگیزه های اصلی وقف در اصفهان، به ترتیب تامین پاداش اخروی، ارزش های انسانی، کسب شهرت و عزت، افزایش ساختار پایدار شهری، تعلقات اجتماعی، مهارت یابی، انگیزه های حمایتی، اعتماد به سازمان های متولی و سهولت در فرایند وقف بوده اند. الویت کاربردها نیز در این ارتباط به ترتیب عبارت بوده اند از تامین بهداشت و سلامت، امور فرهنگی، حمل و نقل عمومی، اماکن شهری، محیط زیست، احداث گذر، احیای بافت فرسوده شهری، مبلمان شهری و تامین نظم و امنیت.
جمهوری اسلامی ایران از موقعیت بسیار حساسی در منطقه ی خاورمیانه برخورداراست. اتخاذ مواضع مستقل و ضد استکباری و پافشاری ج.ا.ایران بر حقوق مسلم خویش موجب گردیده است با انواع تهدیدات و جنگ ها در منطقه روبرو گردد. از این رو دست یابی و حفظ توان رزمی جهت برترسازی در جنگ های نوینی همچون جنگ ترکیبی همواره ذهن بیشتر نخبگان نظامی و فرماندهان عالی رتبه در نیروهای مسلح ج.ا.ا. را به خود جلب نموده است. توان رزمی اجا نیز در جنگ ترکیبی یا هیبریدی در گرو اقدامات متعدد و راه کار مؤثر در حوزه های مختلف می باشد. از این رو تحقیق حاضر با هدف «شناخت و دست یابی به مهم ترین عوامل، مؤلفه ها و شاخص ها بر توان رزمی آجا در جنگ ترکیبی» است. برای دست یابی به این هدف، نوع تحقیق کاربردی و توسعه ای، روش تحقیق توصیفی- موردی و زمینه ای و رویکرد آن آمیخته انتخاب شد. پس از جمع آوری ادبیات تحقیق در حوزه های جنگ ترکیبی و توان رزمی حوزه های گوناگونی از منظر آمادگی نظامی احصاء گردید و برای شناسایی شاخص های مؤلفه های عوامل توان رزمی با استفاده از روش مصاحبه و پرسشنامه نظرخواهی شد. دو بعد: عوامل محسوس با مولفه های (مانور، عملیات جنگ الکترونیک، عملیات اطلاعات، هماهنگی و کنترل، پوشش و فریب و ...) و نامحسوس با مولفه های (ایمان، روحیه، آموزش، انضباط، هدایت و رهبری، سازماندهی) در شاخص های مربوط به خود استخراج گردید. نتایج تحقیق بیانگر این مسئله است که مولفه های مربوط به عوامل برترساز توان رزمی با در نظرگرفتن عوامل بالا نقش به سزایی در مدیریت صحنه های نبرد جنگهای ترکیبی دارند و دستیابی به هدف در جنگ های ترکیبی سریعتر از هر اقدامی به محصول می رسد.
"این مقاله در ابتدا نظام های تأمین اجتماعی (شامل نظام های بازنشستگی و در بسیاری موارد بیمه های درمانی) ، اهداف اصلی (یکنواخت سازی میزان مصرف در مدت زندگی یک شخص و کاهش نرخ فقر در میان سالخوردگان) و نظام های مشارکتی و غیرمشارکتی را تشریح می نماید.
نظام تأمین اجتماعی در کشورهای آمریکاری لاتین (از جمله در شیلی، بولیوی، مکزیک، اکوادور، آرژانتین، برزیل و اروگوئه) به اختصار مورداشاره قرار می گیرد.
آنگاه «پوشش» تعریف شده و نحوه محاسبه آن بیان می گردد. مقاله تصریح می کند که پوشش دو مرحله دارد؛ مرحله اول به دوره ای مربوط است که یک کارگر در نظام مشارکت می کند و حق استفاده از مزایا به او تعلق می گیرد. مرحله دوم مربوط به دریافت مزایای نقدی و زمانی است که افراد به سن سالمندی می رسند.
در این بخش از مقاله به منظور تعریف دقیق مفاهیم پوشش، ابعاد را موردبررسی قرار می دهد. به تصریح مقاله، برای آغاز تعریفی ادراکی موردنیاز است، اما برای تضمین صحت اندازه گیری های تجربی مناسب در مورد پوشش کافی نیست؛ مبانی فراوانی در مورد شناسایی روش های مختلف وجود دارد که از مشکلات عملی برای بیان مفاهیم نشئات می گیرد. این مسائل شامل کیفیت، ابزار گردآوری اطلاعات، قابلیت دسترسی به پایگاه داده ها و مسائل مرتبط با کشورهای گوناگون و دامنه زمانی مختلف است. این مسائل و نگرش ها که برای کاهش تأثیرشان بر کیفیت شاخص ها موردبررسی قرار می گیرند، در بخش سوم مقاله بحث می شوند.
در ادامه مقاله، شاخص هایی برای 17 کشور در منطقه آمریکای لاتین ارائه شده که از طریق تجزیه و تحلیل بررسی خانوارهای در دسترس به دست آمده است. برای تشخیص مشکلات مربوط به مقایسه اطلاعات در دسترس ، این بخش گروهی از شاخص های مشابه را ارائه می کند که سنجش پوشش را در کشورهای مختلف هم در بین کارگران فعالی و هم در میان افراد سالخورده، امکان پذیر می سازد. به علاوه، ویژگی های جمعیت شناسی اجتماعی، جمعیت تحت پوشش و خارج از پوشش موردبحث قرار می گیرد که تفاوت های مربوط را مشخص کند.
در بخش پایانی (نتیجه گیری) تأکید می شود که بیشتر کشورهای منطقه آمریکای لاتین دارای مشکلات جدی در دستیابی به اهداف اساسی نظام های تأمین اجتماعی هستند.
داده ها همچنین مشخص می کنند که مشکلات پوشش فراتر از مباحثات مربوط به مدیریت دولتی یا خصوصی نظام است. پوشش کم یا نابرابری سطح درآمد، بخش اقتصادی و حوزه اقامت، تقریباً در همه کشورها تکرار می شود که نشان دهنده وجود مشکلات ساختاری در بازارهای کار و طراحی نظام های تأمین اجتماعی است. گفتنی است، مقاله واجد 15 نمودار و 10 جدول است که داده ها، نتایج و اطلاعات مقاله در آنها به تفصیل ، تبیین شده اند."
مکان یابی از جمله تصمیم های بنیادین و استراتژیک است که تأثیر بسزایی بر جنبههای مختلف عملکردی سازمان دارد. این اثرات در کوتاه مدت و بلند مدت بروز کرده و اغلب غیرقابل جبران بوده و یا هزینههای فراوانی را تحمیل میکند. از طرفی مکانیابی درست، نقش مهمی در موفقیت سازمان در انجام ماموریتها، ایجاد و حفظ مزیت رقابتی و نیز رسیدن به اهداف و استراتژیها دارد.
برای انتخاب مکان یک صنعت، عوامل کیفی و کمی متعددی دخالت دارند و این تصمیم نیازمند کار گروهی و خرد جمعی است. مشارکت سیستماتیک خرد جمعی و به کارگیری هدفمند عوامل مکانیابی در فرایند تصمیم گیری، نیازمند مدلهای کارآمد و جامعنگر در یک فرایند تصمیمگیری است.
در این تحقیق فرایند تصمیمگیری در خصوص مکان استقرار یک صنعت نظامی شرح داده میشود. برای این منظور عوامل تصمیمگیری متناسب با شرایط خاص صنایع نظامی تعریف و به صورت سیستماتیک و گام به گام در این فرایند تصمیمگیری گروهی به کار گرفته شدند. این فرایند رویکردی مکاشفهای به موضوع مکان یابی ارائه میکند و تصمیمگیران را از پهنه گسترده پیوسته به گزینههای برتر پیشنهادی هدایت میکند و تضمین میکند که در این فرایند ملاحظات قانونی، پدافند غیرعاملی، هزینهای، انسانی و عملکردی صنعت به صورت مرحلهای و بر اساس خرد جمعی و متناسب با اهمیت نسبی آنها در انتخاب مکان استقرار دخالت داده میشوند. بنابراین مقایسه ای بین مکان فعلی صنعت (صنعت جنگ افزار) و دو مکان پیشنهادی (صنعت مکانیک و صنعت امام علی(ع)) انجام گرفت و وزن هر یک از معیارها و زیرمعیارها محاسبه گردید و در نهایت امتیازات موزون نهایی هر یک از گزینه ها تعیین و مشخص گردید که تقریباً دو گزینه صنعت مکانیک و موقعیت فعلی صنعت (صنعت جنگافزار) امتیاز مساوی دارند؛ به عبارتی هر یک از گزینه ها نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارا هستند، ولی در مجموع مطلوبیت یکسانی دارند.
با توجه به پیچیدگی ها، ابعاد، تعداد زیاد مؤلفه های د رگیر و حوزة تأثیر جنگ اطلاعات، معماری این حوزة با هدف کاهش پیچیدگی ها و افزایش توانمندی به کار گیری و گسترش این مفهوم، می تواند امری کارساز باشد. یکی از مهم ترین بخش های اجرای پروژه های معماری سازمانی، برنامه ریزی اولیه، انتخاب چارچوب، انتخاب متدولوژی و تدوین طرح اجرای پروژهاست. در این راستا و طی این مقاله، نخست ادبیات حاکم بر معماری سازمانی و جنگ اطلاعات مورد بحث و بررسی قرار گرفته و سپس مدل عملیاتی جنگ اطلاعات معرفی می گردد. طرح معماری جنگ اطلاعات شامل حوزة های توانمند ساز در جنگ اطلاعات، چارچوب پایة پیشنهادی، متدولوژی پایة پیشنهادی و مراحل اجرایی متدولوژی پایة پیشنهادی، بخش بعدی مقاله را شامل می شود. در ادامه همین بخش، طرح کلان پیشنهادی اجرای معماری جنگ اطلاعات مطرح می شود و مدلی در همین راستا ارائه می گردد که ابعاد آن دقیقاً مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. ارزیابی طرح پیشنهادی، نظر سنجی های انجام شده و نتیجه گیری پایان بخش این مقاله است.
یکی از مهم ترین چالش ها در مدیریت منابع انسانی نیروهای نظامی، مسئله ترکیب جمعیتی کارکنان است. ترکیب جمعیتی و ویژگی های آن، نقش مؤثری در فرایند تخصیص منابع و رشد سازمانی دارد. این مسئله برای سازمانی مانند پلیس که مهم ترین سرمایه آن نیروی انسانی است، اهمیت بیشتری خواهد داشت. ترکیب جمعیتی پلیس می بایست با مشاغل موجود و جایگاه های سازمانی مصوب، متناسب باشد. ترکیب جمعیتی پلیس را می توان به صورت یک زنجیره از درجات توزیع نمود و باید تمامی اعضای این زنجیره به صورت متناسب و موزون با مشاغل تعریف شده خود رشد نمایند. با توجه به تأثیرگذاری هر مؤلفه بر مؤلفه های بعدی در این زنجیره، سیاست ها و تصمیم هایی که بتواند رشد متناسب و متعادل آن را محقق سازد، اهمیت بسیار دارد. سیاست گذاری و اتخاذ تصمیم های درست و اثربخش در حوزه مدیریت منابع انسانی پلیس مستلزم تجهیز مدیریت به یک دید کل نگر و سیستمی است که تبعات و پیامد های اتخاذ تصمیم را برکل ساختار ترکیب جمعیتی تحلیل نماید. تحقق این هدف، نیازمند تحلیل پویایی های موجود در ساختار بازخوردی ترکیب جمعیتی پلیس با کمک رویکرد پویایی شناسی سیستمی می باشد. در این تحقیق بر اساس روش شناسی پویایی شناسی سیستم، مدلی پویا از ساختار زنجیره جمعیتی افسران جزء پلیس، ارایه شده و درنهایت رفتار های حاصل از اجرای سه سناریو پیشنهادی، شبیه سازی شده و نتایج آنها مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است.