فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۱۲٬۹۰۵ مورد.
منبع:
پژوهش های حسابداری مالی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
107 - 134
حوزههای تخصصی:
قیمت سهام یکی از مهم ترین عواملی است که سرمایه گذاران را به خرید یا فروش سهام ترغیب می کند بااین حال زمینه وجود چالش در تبیین رفتار قیمت سهام به دلیل تأثیرگذاری عوامل متعدد داخلی و خارجی، مسئله ناگزیر هر بازار سرمایه ای است. ازجمله مهم ترین ابزارهای تحلیل بنیادی در بحث قیمت گذاری، سود سهام و نسبت قیمت به سود است که این پژوهش، نقش اطلاعاتی آن ها را در قالب الگوهای پرداخت سود سهام و ضریب قیمت به سود تأخیری ارزیابی می کند. برای این منظور، اطلاعات مربوط به ۱۱۳ شرکت سودآور در بورس تهران در طی یک دوره هشت ساله (1393-1400) جمع آوری شده است. در این پژوهش، از یک مدل رگرسیون خطی چندگانه (داده های پنل با اثرات ثابت) استفاده شده و سه متغیر اندازه، رشد و سطح بدهی مالی نیز کنترل شده اند. نتایج نشان می دهند که سود نقدی، به ویژه سود دوگانه با اکثریت نقد، تأثیر مثبت و معناداری بر قیمت سهام پایان دوره دارد. بااین حال، سهام جایزه، به تنهایی یا در ترکیب غالب با سود نقدی تحت عنوان سود دوگانه با گرایش جایزه، تأثیر معناداری بر قیمت سهام انتهای دوره ندارند. علاوه بر این، افزایش نسبت قیمت به سود تأخیری با افزایش قیمت سهام در دوره جاری همراه است. این یافته ها حاکی از قوی تر بودن نقش اطلاعاتی سود نقدی نسبت به سهام جایزه است، به حدی که حتی در مورد سود دوگانه، واکنش قوی تری به گرایش نقد مشاهده می شود. علاوه بر این، این پژوهش محتوای اطلاعاتی نسبت قیمت به سود را تأیید کرده و شواهدی درباره قدرت پیش بینی آن برای تغییرات قیمت سهام یک دوره بعد ارائه می کند. به طورکلی، این مطالعه به درک رفتار قیمت سهام در بورس تهران کمک می کند و اهمیت در نظر گرفتن الگوهای پرداخت سود سهام و نسبت قیمت به سود را در تصمیم گیری سرمایه گذاری به وضوح بیان می کند.
بررسی تأثیر قابلیت مقایسه صورت های مالی بر ارزش نهایی نگهداشت وجوه نقد و ارزش نهایی مخارج سرمایه ای: رویکرد متغیرهای ابزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابداری مالی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
135 - 162
حوزههای تخصصی:
قابلیت مقایسه صورت های مالی علاوه بر اینکه عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه گذاران را کاهش می دهد، شناسایی سیگنال های به موقع درباره سودآوری پروژه های انجام شده توسط مدیران را برای سرمایه گذاران تسهیل کرده و آنها را قادر می سازد تا اطلاعات مفیدی را برای نظارت بر استفاده شرکت ها از منابع، از شرکت های همتای قابل مقایسه کسب نمایند؛ در نتیجه سرمایه گذاران به اطلاعات افشاء شده توسط شرکت ها کمتر متکی می گردند. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر قابلیت مقایسه صورت های مالی بر ارزش نهایی نگهداشت وجوه نقد و ارزش نهایی مخارج سرمایه ای می پردازد. برای اندازه گیری قابلیت مقایسه صورت های مالی از معیار دی فرانکو و همکاران استفاده شده است. نمونه آماری پژوهش شامل 122 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 الی 1399 بوده است. با توجه به درون زا بودن قابلیت مقایسه صورت های مالی، برای آزمون فرضیه های پژوهش از رویکرد متغیرهای ابزاری و برآوردگر حداقل مربعات دو مرحله ای استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که افزایش قابلیت مقایسه صورت های مالی باعث افزایش ارزش نهایی نگهداشت وجوه نقد و همچنین باعث افزایش ارزش نهایی مخارج سرمایه ای می شود.
رابطه بین وضعیت اقتصادی حسابرس (درآمد موسسات حسابرسی) و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۲
70 - 90
حوزههای تخصصی:
با عنایت به جایگاه حسابرس مستقل، کیفیت گزارش حسابرسی نقش قابل ملاحظه ای در بهبود کیفیت گزارشگری مالی ایفا می کند. به همین سبب مراجع حرفه ای و قانون گذاران جهت بهبود کیفیت حسابرسی، کاهش توانایی مدیران شرکت جهت مدیریت سود و به تبع آن افزایش کیفیت گزارشگری مالی و حمایت از حقوق استفاده کنندگان از صورت های مالی، راهکارهای مختلفی ارائه نموده اند. با توجه به اهمیت کیفیت حسابرسی و تاثیر آن بر افزایش کیفیت گزارشگری مالی، در این پژوهش به بررسی تاثیر وضعیت اقتصادی موسسه حسابرسی بر مدیریت سود به عنوان شاخص اندازه گیری کیفیت گزاشگری مالی پرداخته شده است. جهت اندازه گیری وضعیت اقتصادی حسابرس از شاخص درآمد موسسه حسابرسی و به منظور اندازه گیری مدیریت سود، از شاخص های مدیریت سود حسابداری و مدیریت سود واقعی، استفاده شده است. با استفاده از نمونه ای شامل 105 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال های 1392 تا 1400 و استفاده از مدل رگرسیون جهت تحلیل داده ها، نتایج تحقیق مبین این موضوع است که افزایش درآمد موسسات حسابرسی سبب افزایش مدیریت سود تعهدی (مدیریت سود حسابداری) و نیز افزایش مدیریت سود واقعی (مدیریت سود با استفاده از فعالیت های واقعی) می شود.
بودجه ریزی عملیاتی و کنترل عملکرد در دستگاه های اجرایی ایران با استفاده از ارزیابی متوازن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به بررسی نظام بودجه ریزی عملیاتی دستگاه های اجرایی ایران در قالب چهار گروه عوامل زمینه ای، عوامل ساختاری، عوامل انسانی و سایر عوامل مؤثر بر بودجه ریزی عملیاتی و تلفیقی با الگوی تکامل یافته روش ارزیابی متوازن، می پردازد. جامعه آماری شامل کلیه دستگاه های اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری است. داده ها با استفاده از روش پیمایشی و استفاده از 182 پرسشنامه به دست آمد و با کمک روش معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش، ترکیبی از الگوهای سه عاملی شه و سه شاخگی مدیریت جهت بودجه ریزی عملیاتی استفاده شد. عملکرد دستگاه های اجرایی بر اساس ارزیابی متوازن مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که سازه های «عوامل ساختاری»، «عوامل انسانی» و «سایر عوامل مؤثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی، بر عملکرد دستگاه های اجرایی تأثیر مثبت و معناداری دارند ولی سازه «عوامل زمینه ای» تأثیر معناداری بر عملکرد ندارد. همچنین، نتایج آزمون الگوی مذکور بر جامعه هدف، نشان داد که متغیرهای بودجه ریزی عملیاتی بر عملکرد دستگاه های اجرایی از طریق فن ارزیابی متوازن تأثیر مثبت و معنا داری دارند. این یافته ها مبانی نظری بودجه ریزی عملیاتی به ویژه عوامل ساختاری، عوامل انسانی، عوامل زمینه ای و سایر عوامل تاثیرگذار را تایید می کنند.
کارت ارزیابی بخش عمومی، اثربخشی سیستم های اطلاعات حسابداری و عملکرد پایدار در بخش عمومی (مورد مطالعه ادارات دولتی شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر بر دولت ها برای بهبود عملکرد فشار فزاینده ای وارد شده، در این راستا اهمیت دستیابی به عملکرد پایدار نیز دوچندان شده است. اثربخشی سیستم اطلاعات حسابداری در نهادهای بخش عمومی نقش مهمی در دستیابی به عملکرد پایدار ایفا می کند با این وجود اثربخشی سیستم های اطلاعات حسابداری به دلیل بروز تغییرات سریع در دنیای اقتصاد جهانی نمی تواند به تنهایی به عملکرد پایدار دست یابد. بر این اساس، تقاضای روزافزونی برای ایجاد چارچوبی از ارزیابی وجود دارد که مناسب با ویژگی های سازمان بخش عمومی برای جهت دهی، مدیریت و ارزیابی عملکرد به سمت دستیابی به عملکرد پایدار می باشد کارت ارزیابی بخش عمومی برای اندازه-گیری عملکرد، مدلی راهبردی، نتیجه محور، و چندبعدی به شمار می رود. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر پذیرش کارت ارزیابی بخش عمومی، اثربخشی سیستم اطلاعات حسابداری و عملکرد پایدار در بخش عمومی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کارکنان مالی ادارات دولتی شهر بوشهر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران نمونه به تعداد 168 نفر تعیین، 175 پرسشنامه توزیع و در نهایت تعداد 124پرسشنامه تکمیل شده دریافت و با استفاده از معادلات ساختاری و بکارگیری نرم افزار Smart PLS صورت پذیرفت. یافته ها نشان داد که پذیرش کارت ارزیابی بخش عمومی بر اثربخشی اجزای سیستم اطلاعات حسابداری یعنی سیستم ورودی داده، سیستم پردازش داده، سیستم ذخیره سازی و سیستم صورت های مالی تاثیر مثبت و معناداری دارد. علاوه بر این، اثربخشی اجزاء چهارگانه سیستم اطلاعاتی حسابداری بر عملکرد پایدار تأثیر مثبت و معنادار دارد.
بررسی توانمندی بورس اوراق بهادار تهران در هدایت صحیح سرمایه گذاران در دوره های بحران های مالی شرکتی و فراشرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۷
161 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی توانمندی بورس اوراق بهادار تهران با تدوین شاخص رتبه بندی کیفیت افشا و اطلاع رسانی در هدایت صحیح سرمایه گذاران در مواقع بروز تضاد بین سودهرسهم و جریان های نقدی عملیاتی در ارزیابی عملکرد شرکت ها می باشد. برای تحقق این هدف، شرایط مختلفی از جمله: وجود یا عدم وجود بحران درسطح شرکت و بازار را با توجه به حضور یا غیاب شاخص مذکورکنترل نمودیم. فرضیه های پژوهش برمبنای یک نمونه آماری بزرگ و متشکل از 4048 مشاهده دردسترس از یک دوره بلندمدت 1384 تا 1396، براساس روش رگرسیون چندمتغیره مورد آزمون قرارگرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که درحضور شاخص رتبه بندی کیفیت افشای تدوین شده توسط بورس اوراق بهادار تهران، سهامداران در تصمیم گیری ها و انجام سرمایه گذاری های خود حتی درشرایط وجود بحران های شرکتی و فراشرکتی مصمم هستند و درسنجش عملکرد چنین شرکت هایی معیار سودهرسهم بر معیار جریان نقدی عملیاتی برتری مطلق دارد. اما، درصورت عدم حضور شاخص رتبه بندی کیفیت افشا، طبیعتاً سهامداران به دلیل عدم اطمینان به وجود آمده در ارزیابی ها احتیاط بیشتری نموده و ملاک ارزیابی خودرا از سنجش عملکرد مبتنی بر سودها به جریان های نقدی عملیاتی تغییر خواهندداد.
تردید حرفه ای و ارزیابی حسابرسان از خطر تحریف با اهمیت با تاکید بر نظریه شناخت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۷
192-222
حوزههای تخصصی:
ارزیابی خطر تحریف، یکی از اقدامات حسابرسان برای کسب اطمینان معقول از نبود تحریف صورت های مالی است. این ارزیابی، نیازمند تبعیت از معیارهای تردید حرفه ای است. تردید حرفه ای، نگرشی است که همیشه همه چیز را مورد سوال قرار می دهد و به طور انتقادی شواهد حسابرسی را مورد ارزیابی قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تردید حرفه ای بر ارزیابی خطر تحریف با اهمیت است. قلمرو زمانی پژوهش سال 1399، نمونه انتخابی بر مبنای فرمول کوکران تعداد 384 نفر و جامعه آماری این پژوهش، حسابرسان شاغل در موسسات دولتی و خصوصی است. داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه و سناریو، با بکارگیری روش معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که تردید حرفه ای بر ارزیابی خطر تحریف با اهمیت تاثیر مثبت دارد. همچنین فشار بودجه زمانی بر رابطه بین تردید حرفه ای و ارزیابی خطر تحریف، تاثیر منفی و اثر تجربه (متغیر فردی) بر رابطه بین تردید حرفه ای و ارزیابی خطر تحریف با اهمیت رد شد. حسابرسان برای تشخیص موارد تقلب و تحریف، ملزم به اعمال حد معقولی از تردید حرفه ای هستند؛ زیرا وقتی حسابرس دارای سطح پایینی از تردید حرفه ای باشد، تمایل دارد علائم تقلب و تحریف را نادیده بگیرد. احتمال کشف موارد تحریف برای حسابرسان با سطح تردید حرفه ای بالاتر بیشتر است، چراکه آنها به راحتی شواهد را نپذیرفته و چه از جنبه کمی و چه از نظر کیفی بطور دقیق تری به بررسی شواهد و اطلاعات حسابداری می پردازند.
رتبه اعتباری و هزینه سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
110 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: رتبه اعتباری یکی از اطلاعات مناسب جهت تصمیم گیری سرمایه گذاری است. این رتبه بر هزینه سرمایه و تأمین مالی شرکت ها تأثیر می گذارد. در این پژوهش تأثیر رتبه اعتباری بر هزینه سرمایه و هزینه بدهی بررسی شده است. همچنین با عنایت به سابقه کم مؤسسه های رتبه بندی در ایران و استقبال نه چندان چشمگیر شرکت ها از رتبه بندی، یک مدل رتبه بندی عمومی، برای تعیین رتبه شرکت های در دست بررسی استفاده و خروجی آن اعتبارسنجی شده است.
روش: پژوهش توصیفی هم بستگی است و به منظور اجرای آن، نمونه ای متشکل از 142 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی بازه زمانی 93 تا 99 از طریق روش حذف سیستماتیک انتخاب شد. برای اندازه گیری رتبه اعتباری، مدل امتیاز بازار نوظهور استفاده شده است. همچنین برای آزمون فرضیه های پژوهش، از مدل رگرسیون چند متغیره و روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که افزایش رتبه اعتباری، به افزایش هزینه حقوق صاحبان سهام و کاهش هزینه بدهی منجر می شود و این ارتباط از نظر آماری معنادار است.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از پژوهش با افزایش رتبه اعتباری، ریسک شرکت کاهش یافته و هزینه حقوق صاحبان سهام بیشتر شده است. همچنین با توجه به وجود رابطه منفی بین رتبه اعتباری و هزینه بدهی، می توان استنباط کرد که هرچه رتبه اعتباری بالاتر باشد، ریسک کمتر است و در نتیجه، شرکت با هزینه کمتری می تواند تأمین مالی کند.
ارائه مدلی کاربردی جهت توانمندسازی و تداوم حسابرسی پیشگیرانه در بخش عمومی بر اساس نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش طراحی مدلی جهت ارتقای نظارت جهت توانمندسازی و تداوم حسابرسی پیشگیرانه بوده است. این پژوهش به لحاظ رویکرد پژوهشی، یک پژوهش کیفی بر مبنای استقرائی می باشد و از نظر هدف جزو پژوهش های بنیادی است. جامعه آماری این پژوهش 18 نفر از خبرگان متخصص در حوزه قانونگذاری وخبرگان می باشند. تجزیه وتحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت پذیرفته است. پس از تجزیه و تحلیل دقیق مصاحبه ها، یافته های پژوهش منجر به شناسایی 92 مفهوم استخراجی از 18 مقوله اصلی شد. بر اساس ابعاد شش گانه مقوله های الگوی پارادایمی آنگاه مقوله ها بر اساس ابعاد شش گانه مقوله های الگوی پارادایمی (شرایط علّی، پدیده محوری، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها) جای گذاری شده و مدل نهایی پژوهش حاصل گردید. مدل پارادمی تحقیق در شرایط علّی شامل 1-وضعیت نظارتی، 2-توصیه های اجرایی 3- شرایط تخصصی؛ مقوله های در بخش پدیده محوری شامل 1- تنگناهای قانونی، 2- تنگناهای ساختاری و 3- تنگناهای محیطی؛ مقوله های در بخش شرایط زمینه ای شامل 1- برنامه ریزی سازمانی، 2- ایجاد بسترهای نهادی و 3- ضرورت توجه به الزامات قانونی؛ مقوله های در بخش شرایط مداخله گر شامل 1- تدابیر نظارتی، 2- توانمندسازی و 3- ضرورت توجه به عوامل انسانی؛ مقوله های در بخش راهبردها شامل 1- نظارتی مالی، 2- ایجاد بسترهای قانونی مناسب و 3- تدوین راهبرد سازمانی و انتظار می رود با اجرای این راهبردها پیامدهایی چون اثربخشی نظارتی، اثربخشی مالی و اثربخشی محیطی در محیط نظارتی بخش عمومی متصور گردد.
تأثیر کیفیت گزارش های حسابرسی، ساختار زبانی گزارش، و حرفه ای گرایی حسابرسان بر روی رفتار استفاده کنندگان: با تاکید بر رجحان محتوای بر شکل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر کیفیت گزارش های حسابرسی بر روی رفتار استفاده کنندگان می پردازد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ساختار گزارشگری، ساختار قانونی و ساختار زبانی گزارش های حسابرسی و حرفه ای گرایی حسابرس بر روی رفتار استفاده کنندگان می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف اجرا کاربردی بوده و روش مورد اس تفاده در این پژوهش روش توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی می باشد. برای گردآوری اطلاعات، با توجه به ماهیت این پژوهش از روش دلفی خبرگان استفاده شده است. برای سنجش کیفیت گزارش های حسابرسی از چک لیست محقق ساخته استفاده شد و در نهایت برای سنجش رفتار استفاده کنندگان گزارش های حسابرسی از معیار محتوای اطلاعاتی گزارش های مالی و همچنین بازده کسب شده توسط سرمایه گذاران استفاده گردید. ساختار گزارشگری در این پژوهش براساس رعایت الزامات استانداردهای گزارشگری حسابرسی و ساختار قانونی براساس رعایت مفاد قوانین ناظر بر وظایف حسابرس و بازرس قانونی و همچنین ساختار زبانی براساس لحن و صراحت گزارش های حسابرسی مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت. یافته های پژوهش بیانگر وجود رابطه معنی دار بین رعایت الزامات استانداردهای گزارشگری حسابرسی و ساختار زبانی (لحن و صراحت) گزارش های حسابرسی با رفتار استفاده کننده از گزارش های حسابرسی می باشد. نتایج نشان می دهد، رتبه بندی مؤسسات توسط سازمان بورس و اورق بهادار و جامعه حسابداران رسمی و تجربه حسابرس تأثیری بر رفتار استفاده کنندگان ندارد. این درحالی است که امتیاز و رتبه کیفیت گزارش های حسابرسی بر روی رفتار استفاده کنندگان تأثیر مثبت داشته است. لذا نتایج این فرضیات بیانگر تایید مفهوم رجحان محتوی بر شکل گزارش های حسابرسی می باشد.
انتخاب سبد سهام بهینه بر اساس ریزش مورد انتظار چندافقی پارامتریک و ناپارامتریک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
221 - 240
حوزههای تخصصی:
ریزش مورد انتظار، امید ریاضی ضرر یک سبد سهام را برای مقادیر فراتر از یک مقدار آستانه و در یک سطح اطمینان و یک افق زمانی معلوم اندازه می گیرد. ریزش مورد انتظار چندافقی که در پژوهش حاضر معرفی می گردد، ریزش مورد انتظار معمولی را برای یک سرمایه گذاری با مجموعه ای از افق های سررسید، توسعه می دهد. در پژوهش حاضر دو مدل سبد سهام بر اساس ریزش مورد انتظار چندافقی طراحی می گردد که اولی بر اساس سناریوسازی تاریخی و دومی به صورت پارامتریک و بر اساس توزیع مخلوط نرمال-لاپلاس چندگانه با هدف برازش مناسب در دنباله های توزیع بازده است. برای محاسبه عددی ریزش مورد انتظار چندافقی در شکل پارامتریک از امید چندکی استفاده می شود. نتیجه مطالعه تجربی بر روی یک سبد سهام با هشت شاخص از بورس اوراق بهادار تهران با کدنویسی در محیط نرم افزار متلب و با استفاده از الگوریتم بهینه ساز تجمعی ذرات در بازه 1390 تا 1399 نشان می دهد که رویکرد پارامتریک در داده های تست و در سه معیار متوسط بازده کسب شده، نسبت شارپ و خطای نسبی بین ریزش مورد انتظار چندافقی پیش بینی شده توسط مدل و مقدار واقعی مشاهده شده، عملکرد بهتری نسبت به رویکرد سناریوسازی تاریخی دارد.
تاثیر حاکمیت شرکتی، سودآوری و اندازه شرکت بر ارزش شرکت با نقش میانجی سرمایه فکری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر جهت ارائه شواهدی در خصوص ارتباط میان حاکمیت شرکتی، سودآوری و اندازه شرکت با ارزش شرکت و نقش میانجی سرمایه فکری بر این رابطه انجام شد. روش: در راستای تحقق اهداف پژوهش، از شاخص کیوتوبین برای سنجش ارزش شرکت استفاده شده است. همچنین، از شاخص های اندازه هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و حضور زن در هیئت مدیره برای متغیر حاکمیت شرکتی استفاده گردید. برای متغیر سودآوری نیز شاخص های بازده دارایی، بازده حقوق صاحبان سهام و بازده فروش مورد استفاده قرار گرفت. متغیر اندازه شرکت نیز با استفاده از شاخص های لگاریتم طبیعی کل دارایی ها، لگاریتم طبیعی فروش و لگاریتم طبیعی ارزش بازار وارد مدل شد. در نهایت، از کارایی سرمایه فکری، کارایی سرمایه ساختاری و کارایی سرمایه انسانی به عنوان شاخص های سرمایه فکری استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از نمونه ای متشکل از 142 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1391- 1399 و با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از آن است که حاکمیت شرکتی تاثیر معناداری بر سرمایه فکری و ارزش شرکت ندارد. همچنین، تاثیر سودآوری بر سرمایه فکری و ارزش شرکت تأیید شد. اندازه شرکت نیز تاثیر معناداری بر ارزش شرکت داشته است، در حالی که تاثیر آن بر سرمایه فکری تایید نگردید. علاوه بر این، تاثیر سرمایه فکری بر ارزش شرکت نیز مورد تأیید قرار نگرفت. در نهایت نتایج نشان داد که نقش میانجی سرمایه فکری در رابطه بین حاکمیت شرکت، سودآوری و اندازه شرکت، با ارزش شرکت قابل پذیرش نیست. نتیجه گیری: اندازه شرکت بازتابی از ارزش کل دارایی شرکت است. این امر بر انتظار سرمایه گذار از سود سهام شرکت تأثیر می گذارد و در نتیجه افزایش تقاضا برای سهام شرکت قادر به افزایش قیمت سهام در بازار سرمایه خواهد بود. در شرکت های مورد بررسی، دارایی ها و سرمایه های فیزیکی نقشی اساسی در تبیین ارزش شرکت داشته و در نتیجه به سرمایه فکری توجهی نشده است. حاکمیت شرکتی مناسب می تواند به جذب سرمایه فکری کمک کند و از آنجا که سرمایه فکری یک منبع دانش در رابطه با دارایی های نامشهود است، می تواند ارزش شرکت را نیز بهبود بخشد. سرمایه فکری در تبیین اندازه شرکت و ارزش شرکت نیز نسبت به سرمایه فیزیکی، از اهمیت به مراتب کمتری برخوردار است.
شوک های اطلاعاتی مثبت، رفتار سرمایه گذاران و خطر سقوط قیمت سهام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر شوک های اطلاعاتی مثبت بر رفتار سرمایه گذاران و خطر سقوط قیمت سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نوع پس رویدادی بوده و به شیوه توصیفی - علّی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1394-1400 می باشد. روش نمونه گیری از نوع تصادفی با شیوه حذف سیستماتیک است. برای گردآوری داده های مورد نیاز، جهت آزمون فرضیه ها، از طریق مراجعه به صورت های مالی حسابرسی شده شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (موجود در کتابخانه سازمان بورس اوراق بهادار تهران) اقدام شد. برای تحلیل داده ها از تکنیک رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که شوک های اطلاعاتی مثبت بر رفتار سرمایه گذاران، و خطر سقوط قیمت سهام تاثیر مثبت و معنی داری دارد. شوک های اطلاعاتی مثبت منجر به کاهش افشای اطلاعات، افزایش ریسک اطلاعات و کاهش شفافیت اطلاعات می شود که در نهایت ریسک سقوط را تسریع می بخشد. علاوه بر آن، تاثیر شوک های اطلاعاتی مثبت بر ریسک سقوط، تحت تاثیر ویژگی های شرکت، مکانیسم های نظارتی و محیط اقتصادی قرار دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، به تحلیل گران پیشنهاد می شود اثرات نوع شوک های اطلاعاتی را بر متغیرهای مهم تاثیرگذار در عملکرد شرکت ها مورد بررسی قرار داده و در اختیار بهره وران قرار دهند. همچنین سرمایه گذاران خُرد توجه ویژه ای جهت جلوگیری از پنهان سازی اخبار بد توسط مدیران داشته باشند؛ چراکه توجه سهامداران معطوف به سروصدای دیگران و نظرات غیرکارشناسی است که فضای بازار را پر نموده و منجر به افزایش سقوط قیمت سهام می شود.
شناسایی و اولویت بندی راهکارهای ارتقای سواد مالی در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بازارهای مالی اهمیت زیادی پیدا کرده اند و اغلب افراد در این بازارها به دنبال فرصت های جدید برای سرمایه گذاری و افزایش دارایی های خود هستند. برای دسترسی به این بازارهای مالی و استفاده از فرصت های موجود برای سرمایه گذاری و مشارکت در این بازارها، به سطحی از سواد مالی نیاز است. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی راهکارهای ارتقا سواد مالی در بازار سرمایه است. جامعه آماری پژوهش خبرگان و صاحبنظران و فعالان حوزه بازار سرمایه هستند. به منظور توصیف یافته ها، از جداول و نمودارهای فراوانی استفاده شد. ضمن این که به منظور توصیف بهتر داده ها از شاخص های مرکزی و همچنین شاخص های پراکندگی بهره گرفته شد. جهت آزمون فرضیه ها از آزمون های تی استودنت و فریدمن استفاده شده است. مهمترین نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می دهد سه متغیر تغییر نگرش مالی، تغییر رفتار مالی و ارتقای دانش مالی به ترتیب دارای میانگین رتبه بیشتری هستند و به عنوان مهمترین راهکارهای ارتقا سواد مالی در بازار سرمایه هستند.
Explaining stock anomalies using multifactorial asset pricing models(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigates the effects of stock anomalies on excess stock and unexplained returns of multifactorial models in the companies listed at the Tehran Stock Exchange. We selected a sample of 120 companies listed at the Tehran Stock Exchange from 2008 to 2019 using the Fama-Macbeth [18] regression approach. The results revealed that stock anomalies led to considerable differences in excess stock returns of different portfolios, implying that stock returns at different anomaly levels significantly differ. In addition, it was found that the anomalies related to stock characteristics greatly impacted explaining excess stock returns in the three-factor and five-factor models suggested by Fama and French. Besides, in different portfolios of the anomalies, the unexplained return rates were significantly different from each other. Moreover, in Fama and French's three-factor and five-factor models, different anomaly portfolios show significant differences in explaining excess stock returns.
Designing a Model of Financial Flexibility Functions for Industrial Infrastructure Development of Abadan Oil Refining Company(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was designing a model of financial flexibility functions for industrial infrastructure development of َAbadan oil refining com In this study,12 financial management specialists at the university level and the company participated as panel members in the quality department. In fact, in the qualitative part, which used Meta-synthesis and Delphi analysis, the aim was to identify the propositions of financial flexibility functions for the development of industrial infrastructure, and then in a small part with the participation of 18 managers and deputies of Abadan Oil Refining Company, Findings: Therefore, relying on meta-synthesis, first 14 studies were reviewed as a basis for evaluation to determine the themes of the statements of financial flexibility functions for the development of industrial infrastructure in the form of critical evaluation, based on which, 24 themes of selected propositions were entered into Delphi analysis in a checklist manner to determine the theoretical adequacy. In this stage, 4 propositions were removed during the two stages of Delphi analysis and a total of 20 propositions entered the quantitative analysis section, ie Total Interpretive Structural Modelling. In this section, the results show the themes of the statements of financial agility in the development of industrial infrastructure (P12); Reduction of financial constraints in providing resources for industrial infrastructure development (P17) and dynamics of evaluation of industrial infrastructure development plans (P18) were selected as the last level of the most effective reasons for financial flexibility for industrial infrastructure development in Abadan Oil Refining Company.
ارائه الگوی ارتقای آموزش رشته حسابداری در آموزش عالی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
380 - 397
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل ارتقای آموزش دانشگاهی رشته حسابداری در آموزش عالی کشور است. به عبارت دیگر، پژوهشگر به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری در مقطع آموزش عالی از طریق مصاحبه با خبرگان است.
روش: پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده ها، توصیفی از نوع اکتشافی است. این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و از طریق روش تحلیل مضمون اجرا شده است. برای جمع آوری داده ها با ۱۰ نفر از اساتید برجسته حوزه حسابداری مصاحبه شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شد. در نهایت از متن مصاحبه ها، مضامین مرتبط استخراج و بررسی شد.
یافته ها: در مرحله شناسایی مضامین، در ابتدا ۱۳۰ مفهوم برچسب زده شد که پس از دو مرحله، با نظر خبرگان و استادان راهنما و مشاور، در انتها مفاهیم به ۶۵ مفهوم پایه رسید. در مرحله بعد، سازمان دهنده ها شناسایی شدند که عبارت بودند از: ۱. ایجاد تمهیدهای آموزش نوین حسابداری؛ ۲. ایجاد ابزارهای نوین آموزش حسابداری؛ ۳. انطباق آموزش حسابداری با استانداردهای به روز؛ ۴. ارتباط بین صنعت و دانشگاه در آموزش حسابداری؛ ۵. تدوین برنامه های راهبری حسابداری؛ ۶. مهارت افزایی حسابداری؛ ۷. تعلیم متناسب با تحولات پیرامونی حسابداری؛ ۸. شناسایی استانداردهای حسابداری؛ ۹. کیفیت و کمیّت استادان؛ ۱۰. تخصصی سازی محتوای آموزشی؛ ۱۱. نیازشناسی بازار؛ ۱۲. خروجی مورد انتظار؛ ۱۳. ورود به بازار کار؛ ۱۴. حسابداری کارآفرینانه. در نهایت ارتباط معنایی و مفهومی مؤلفه ها با یکدیگر مدل سازی شد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که به منظور بهبود وضعیت تحصیلی، می بایست روی ارتقای تمهیدها و برنامه های آموزش حسابداری، ارتقای تدریس و استانداردهای آموزش حسابداری و ارتقای محتوای آموزشی و پژوهشی حسابداری متمرکز شد و همچنین، برای پیشبُرد سیاست های آموزش حسابداری، بایستی سطح تحولات مالی و حسابداری، در عرصه بین المللی هم سو و هم راستا شود.
مکعب سکوت گزینی در دیوان محاسبات کشور(مطالعه ای کیفی با بهره گیری از روش فراترکیب و تکنیک گروه کانونی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۰
۱۵۱-۱۵۰
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش شناسایی مهمترین عوامل تقویت کننده سکوت گزینی حسابرسان دیوان محاسبات کشور است. برای انجام این پژوهش از روش کیفی فراترکیب و تکنیک گروه کانونی استفاده شد. جهت بررسی پژوهش ها از مطالعات 22 سال اخیر (2001-2023) و به منظور غربال پژوهش ها از روش الگوریتم ارزیابی حیاتی و در خصوص استخراج عوامل تقویت کننده سکوت گزینی از تکنیک هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروس (2007) استفاده شد. بر اساس نتایج بدست آمده 48 عامل تقویت کننده سکوت گزینی شناسایی شد. این عوامل بر اساس نظر گروه کانونی در مدلی مکعبی شکل از سه بعد سطح سازمانی وقوع سکوت (اجرایی و راهبری)، منشأ شخصیتی وقوع سکوت (فردی، مدیریتی و ساختاری/ محیطی) و نوع سکوت (مطیع، تدافعی و نوع دوستانه) بررسی و طبقه بندی گردیدند. نتایج نشان داد بدنه اجرایی دیوان محاسبات کشور بیشتر از بدنه راهبری آن دچار سکوت زدگی است. غالب علل سکوت گزینی به عوامل ساختاری / محیطی مرتبط است تا اینکه منشأ شخصیتی داشته یا به عوامل مدیریتی قابل انتساب باشد. موضوع مهم دیگر این که هیچ یک از علل سکوت گزینی به دلایل نوع دوستانه اتفاق نمی افتد. بعبارت دیگر اکثریت علل شناسایی شده ریشه در ترس و خود محافظتی دارد تا دیگر محافظتی.
تأثیر ساختار نظارتی و عوامل فنی بر استقرار بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد در بخش عمومی
حوزههای تخصصی:
سیستم بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد، یک سیستم مدیریتی برای بهبود اثربخشی بهینه و افزایش شفافیت نحوه استفاده از منابع سازمانی است که اعتبارات بودجه ای واحدهای سازمانی را در راستای اهداف کوتاه و بلندمدت، تخصیص می دهد و منجر به مسئولیت پذیری بیشتر می شود. هدف از این مطالعه شناسایی تأثیر ساختار نظارتی و عوامل فنی بر بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد است. این پژوهش به روش توصیفی - پیمایشی می باشد. با توجه به کاربردی بودن نتایج، در گروه پژوهشی کاربردی است. این پژوهش در سال 1400 با استفاده از پرسشنامه در جامعه آماری 66 نفر از کارشناسان اداری، مالی و بودجه بخش عمومی انجام گردید. در بخش آمار توصیفی مشخصات پاسخگویان، در آمار استنباطی آزمون فرضیه پژوهش یعنی رابطه بین متغیرهای پژوهش از طریق آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه برای دستیابی به سهم متغیر مستقل (86 درصد) در توضیح میزان واریانس متغیر وابسته، مورد بحث قرار گرفته است. همچنین تفاوت میانگین متغیرهای مستقل و وابسته با میانگین فرضی 2 از آزمونT Student استفاده شده است. این پژوهش نشان داد که میانگین تمامی متغیرهای مورد بررسی بالاتر از حد متوسط می باشد و از نظر آماری معنی دار است.
تعیین بهای تمام شده خدمات واحد تالاسمی در روش های هزینه یابی سنتی و هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمان گرا (TDABC) (مطالعه موردی: بیمارستان دولتی ولی عصر (عج) نورآباد ممسنی)
حوزههای تخصصی:
ارائه خدمات بر اساس تعرفه، عامل هزینه ها و نحوه تخصیص آن از عوامل کلیدی مدیریت هزینه بیمارستان ها محسوب می شود. در این پژوهش محقق به دنبال تعیین بهای تمام شده خدمات واحد تالاسمی در روشهای هزینه یابی سنتی و هزینه یابی برمبنای فعالیت زمانگرا می باشد. داده ها بدست آمده از طریق مورد کاوی در بیمارستان دولتی ولی عصر(ع) نورآباد ممسنی در سال 1400 انجام شد. براساس اطلاعات به دست آمده از 3 مرکز فعالیت عملیاتی، تشخیصی و پشتیبانی عمومی می باشد. یافته های پژوهش بیانگر تفاوت مقداری بین بهای تمام شده واحد تالاسمی بر مبنای هزینه یابی سنتی و زمانگرا بوده و نیز حاکی از وجود ظرفیت بلا استفاده در واحد تالاسمی است. بیمارستان ها و مراکز درمانی می توانند با استفاده از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمانگرا به هزینه های واقعی برسند تا افزون بر جلوگیری از زیان های حاصل هزینه یابی اشتباه با دست یافتن به ظرفیت بلا استفاده و استفاده از آن به کاهش هزینه ها و افزایش کارایی برسند.