فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۶۱ تا ۲٬۹۸۰ مورد از کل ۱۱٬۰۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
در کشورهای درحالتوسعه، صنایع کوچک و متوسط عامل راهبردی برای توسعه اقتصادی، اشتغالزایی و رقابتپذیری صنایع میباشند. در ایران باوجوداینکه بیش از 90 درصد صنایع را بنگاههای کوچک و متوسط تشکیل میدهند، اما این بنگاهها نتوانستهاند سهم قابلتوجهی در ایجاد ارزشافزوده داشته باشند و از کمبودهای شدید رنج میبرند. پژوهش حاضر پس از بررسی عوامل مؤثر بر توسعه بنگاههای کوچک و متوسط با توجه به مطالعات 25 سال اخیر و مصاحبه با اهل فن، مدلی برای توسعه خوشههای صنعتی (بهعنوان روشی برای توسعه بنگاههای کوچک و متوسط و کسب مزیت رقابتی) ارائه میکند. در این راستا از رویکرد سیستمهای پویا استفادهشده و روابط علت و معلولی بین متغیرها در نظر گرفتهشده است و اثر سیاستهای داخلی خوشه، سیاستهای سرمایهگذاری و مزیت رقابتی را موردبررسی قرار میدهد. نتایج حاصل از شبیهسازی و بررسی نشان میدهد که چنانچه سیاستهای در نظر گرفتهشده اعمال شوند، خوشه سریعتر رشد یافته و توسعه مییابد.
پیش بینی رفتار مشتری در صنعت خرده فروشی کالاهای تند مصرف (مورد مطالعه: شرکت گلپخش اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
623 - 642
حوزههای تخصصی:
هدف: طی دو دهه اخیر، داده کاوی به یکی از روش های اصلی بهبود اثربخشی و کارایی صنعت خرده فروشی تبدیل شده و صنعت خرده فروشی نیز به دلیل ماهیت داده های آن، از زمین های بازی مورد علاقه علم داده کاوی بوده است. در این مطالعه به پیش بینی رفتار مشتری در صنعت خرده فروشی کالاهای تند مصرف (FMCG) با هدف افزایش کمّی و کیفی فروش در مورد مطالعه شرکت گلپخش اول پرداخته شده است.
روش: تحقیق حاضر از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی قرار می گیرد و از نظر نحوه گردآوری داده ها، پیمایش داده ای طرح ریزی شده است. مراحل اجرای تحقیق مبتنی بر فرایند CRISP-DM است که از مدل خوشه بندی RFMCL و تکنیک های دسته بندی و پیش بینی رگرسیونی استفاده کرده و در نهایت برای پیشنهاد از روش پیشنهاددهی مشارکتی بهره برده است.
یافته ها: حاصل مطالعه یک مدل پیش بینی است که به بهترین مشتریان، کالاهایی را که تا به حال خرید نکرده اند، در تاریخ خاص و به مقدار خاص پیشنهاد داده و بدین ترتیب روش فروش سفارشی را به فروش آنی تغییر می دهد. سیستم نهایی از سه زیر مدل خوشه بندی مشتریان، پیش بینی فروش و زیرسیستم پیشنهادگر تشکیل شده است. در زیرمدل خوشه بندی، مدل جدید RFMCL متناسب با مورد مطالعه توسعه یافته است. در زیرمدل پیش بینی فروش، مدل پنج متغیره ای با استفاده از رگرسیون با دقت MSE/Range 24/2 درصد ایجاد شده است.
نتیجه گیری: با پیاده سازی این مدل در شرکت، برنامه ریزی تولید پیش فعالانه شده و فرایند فروش از ویزیتوری به «فروش آنی» تغییر می یابد که این تغییر، صرفه جویی شایان توجهی در حمل و نقل و هزینه های پرسنلی فروش به ارمغان خواهد آورد.
پیامدهای ناشی از سردرگمی مصرف کننده؛ بررسی نقش تعدیلگری اعتماد (مورد مطالعه: برندهای مواد غذایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر اعتماد بر رفتارهای ناشی از سردرگمی مصرف کننده در خصوص برندهای مواد غذایی در فروشگاه های زنجیره ای رفاه مشهد است. این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت توصیفی -پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مشتریان فروشگاه های رفاه شهر مشهد است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس 5-10 برابر تعداد گویه ها (5 برابر) 150 پرسشنامه جمع آوری شده است. برای سنجش روایی از نظر خبرگان و به منظور سنجش پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن 94% برآورد شده است. تحلیل داده ها با تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری و با نرم افزار 3PLS انجام شده است. نتایج نشان دهنده تأثیر سردرگمی مصرف کننده بر نیاز به ثبات قیمت، نیاز به برند، نیاز به اطلاعات، نیاز به سادگی خرید، نیاز به تضمین کیفیت و نیاز به قوانین دولتی بوده است. هم چنین نقش تعدیلگر اعتماد بر رابطه بین سردرگمی مصرف کننده با رفتارهای غیر از خرید، نیاز به ثبات قیمت، نیاز به تضمین کیفیت و نیاز به قوانین دولتی تأیید شده است. سردرگمی بر رفتارهای غیر از خرید تأثیر معناداری نداشته است. اعتماد بر رابطه بین سردرگمی بر نیاز به برند، نیاز به اطلاعات و نیاز به سادگی در خرید تأثیر معناداری نگذاشته است.
شناسایی پیشران های مؤثر در توسعه کسب وکارهای بسیار کوچک (میکرو) در بخش مشاغل خانگی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۰)
179 - 200
حوزههای تخصصی:
توسعه و بهبود کسب وکارهای بسیار کوچک (میکرو) در بخش مشاغل خانگی، یکی از مهم ترین و مؤثرترین راهکارهای بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و معیشتی روستاییان است؛ زیرا باوجود محدودیت های متعددی مانند نیروی انسانی و مالی، برای کارآفرینان روستایی که در بخش های مختلف جوامع روستایی وجود دارد، راه اندازی کسب وکارهای کوچک و متوسط بسیار دشوار است. هدف این پژوهش شناسایی پیشران های مؤثر در توسعه کسب وکارهای بسیار کوچک در بخش مشاغل خانگی روستایی است. این پژوهش با رویکردی آمیخته، از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی است و از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با تأکید بر رویکردی اکتشافی و پرسشنامه محقق ساخته برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. در مرحله کیفی، جامعه آماری این پژوهش خبرگان، استادان و کلیه افرادی اند که در حوزه مشاغل خانگی فعالیت عملی یا پژوهشی داشته اند و در مجموع 12 نفر به روش نمونه گیری زنجیره ای انتخاب شده اند. در مرحله کمّی نیز جامعه آماری شامل کلیه افرادی است که در کسب وکارهای خانگی روستایی با کمتر از 9 نفر نیرو و حداقل 2 سال سابقه فعالیت می کنند؛ در این بین 43 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها در مرحله نخست (کیفی) از تحلیل تم و در مرحله دوم (کمّی) از تحلیل عاملی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد عواملی چون فرهنگ سازی کارآفرینانه، ظرفیت سازی کارآفرینانه و توانمندسازی کارآفرینانه، مهم ترین پیشران های توسعه کسب وکارهای بسیار کوچک در بخش مشاغل خانگی روستایی اند.
شناسایی و اعتبارسنجی ابعاد و سنجه های ارزش ویژه برند در برند سازی مقاصد گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت یافتن برندسازی برای مقاصد گردشگری و با عنایت به پتانسیل های موجود در استان گیلان، هدف این تحقیق شناسایی ابعاد ارزش ویژه برند مقصد گردشگری که کمک زیادی به برند سازی و بازاریابی و توسعه گردشگری می کند. با توجه به اهمیت این موضوع، این تحقیق به شناسایی و اعتبارسنجی ابعاد و سنجه های ارزش ویژه برند در برند سازی مقاصد گردشگری استان گیلان پرداخته است. برای دستیابی به این هدف، فرایند تحقیق در دو بخش کیفی و کمی طراحی گردید. محققان در بخش کیفی تلاش نمودند تا با مطالعه آخرین دستاوردهای علمی در حوزه برندسازی مقاصد گردشگری و با تکیه بر مصاحبه با خبرگان، به یک الگوی توسعه یافته بومی برای استان با تأکید بر متغیرهای آگاهی، تصویر، کیفیت، شخصیت و وفاداری دست یابند. یافته های مرحله کیفی، در قالب سؤالات پرسشنامه و با هدف ارزیابی دیدگاه گردشگران پیرامون 8 شهر رشت، لاهیجان، انزلی، ماسوله، فومن، ماسال، آستارا و تالش بین 800 گردشگر توزیع و جمع آوری گردید. در این تحقیق ابتدا از روش کیفی تحلیل محتوا استفاده شد. بنا به ضرورت از روش نمونه گیری هدفمند (11 نفر خبرگان حوزه بازرگانی و گردشگری) استفاده شد. نتایج تحلیل و به منظور اعتباردهی نتایج به دست آمده و افزایش روایی آن ها از روش کمّی تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها و پرسش نامه های تکمیل شده، 5 بعد اصلی و 82 مولفه شناسایی که عبارتند از وفاداری با دو بعد بترتیب وفاداری نگرشی با 6 مولفه ،کیفیت ادراک شده از مقصد با دو بعد به ترتیب عوامل ملموس با 24 مولفه و عوامل غیر ملموس کیفیت با 9 مولفه ،تصویر از برند مقصد گردشگری با دو بعد به ترتیب تصویر شناختی با 9 مولفه و تصویر عاطفی با 4 مولفه ، آگاهی از برند مقصد گردشگری با بعد یاداوری با 4 مولفه و نهایتا شخصیت از مقصد گردشگری با 6 مولفه شناسایی شد.
عوامل مؤثر بر نگرش به توسعه همگون نام تجاری و تأثیر آن بر نام تجاری مادر از دیدگاه مشتریان شرکت شیرین عسل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رقابت های رو به رشد در بازارهای جهانی، شرکت ها را مجبور ساخته تا خودشان را در استفاده از فرصت ها و مزایا نسبت به رقبا متمایز سازند؛ به همین دلیل در سال های اخیر، مطالعه درباره توسعه برند بسیار در مرکز توجه بوده است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تجربی به منظور بررسی «تأثیر عوامل مؤثر در نگرش به توسعه همگون برند بر نگرش به برند مادر» با استفاده از یک مدل کاملاًمنسجم و ساخت یافته مبتنی بر ادبیات نظری این حوزه است. جامعه آماری، مشتریان فروشگاه های اختصاصی شرکت شیرین عسل در شهر تهران است و برای جمع آوری داده های اولیه از ابزار پرسشنامه استفاده شد. با استفاده از فرمول های مربوطه (برای جامعه نامحدود)، حجم نمونه آماری 384 تعیین شد. پس از جمع آوری داده ها، فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزارAmos 23 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج بررسی ها نشان می دهد که متغیرهای اعتماد به برند، آگاهی از برند، تصویر ذهنی برند، وفاداری به برند، تناسب ادراک شده و رضایت از برند بر نگرش به توسعه همگون برند تأثیر مثبت و معناداری دارند و همچنین نگرش به توسعه همگون برند نیز بر نگرش به «برند مادر» تأثیر مثبت و معناداری می گذارد. در انتها نیز بر اساس نتایج به دست آمده پیشنهادهایی ارائه شده است.
ارائه یک مدل فرایندی برای آینده نگاری راهبردی در شرکت های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۰ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
349 - 370
حوزههای تخصصی:
تغییرات سریع و گسترده محیطی، نظام های سنتی برنامه ریزی و مدیریت را با چالش مواجه ساخته و آینده نگاری راهبردی به دلیل انعطاف پذیری در برابر بدیل های متغیر آینده، از طرف شرکت ها با استقبال روزافزونی روبه رو شده است. این پژوهش در پی ارائه مدلی مناسب برای آینده نگاری راهبردی در شرکت های ایرانی است. روش کلی تحقیق از نوع آمیخته است. به شیوه «تحلیل مقایسه ای مداوم»، ادبیات و مبانی نظری، به ویژه مقالات علمی پژوهشی پنج سال اخیر در حوزه مدیریت راهبردی شرکت های ایرانی، واکاوی و کدگذاری شدند و ضعف ها و کاستی های مدیریت راهبردی و قابلیت های آینده پژوهی و آینده نگاری راهبردی، که می توانند این ضعف ها را بپوشانند، در فهرستی معرفی شدند. سپس خبرگان با بازنگری فهرست یادشده، فهرستی نهایی ارائه دادند که چارچوب و دستورالعمل کلی آینده نگاری راهبردی در شرکت های ایرانی را پیشنهاد می دهد. در پایان بر اساس فهرست نهایی، مدلی فرایندی از آینده نگاری راهبردی ارائه، اعتبارسنجی و تأیید شد. مدلی که می تواند راهنمای شرکت های ایرانی در راستای تدوین و اجرای راهبردهای متناسب با شرایط ناپایدار کنونی باشد.
ارزیابی اثرات استراتژی فروش، مشتری مداری و متغیرهای فردی برخودکارایی و عملکرد نیروی فروش
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به ارزیابی اثرات استراتژی های فروش، مشتری مداری و متغیرهای فردی بر خودکارایی و عملکرد نیروی فروش می پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی پیمایشی می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می باشد و داده های این پژوهش با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد مشتری مداری، فروش مبتنی بر ارزش، انگیزش و از میان استراتژی های فروش، بخش بندی و مدل های فروش بر عملکرد نیروی فروش تأثیر مستقیم و معناداری دارند. اولویت بندی مشتریان به طور غیر مستقیم توسط فروش مبتنی بر ارزش و مشتری مداری بر روی عملکرد تاثیر گذار است. تأثیر مستقیم متغیر نگرش و خودکارایی و همچنین اثرات متغیرهای تعدیل گر بخش بندی و مدل های فروش مورد تایید قرار نگرفت.
طراحی و تبیین مدل بخش بندی پویای بازار بین المللی فراورده های نفتی ایران (مطالعه موردی: بازار بین المللی بنزین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
73 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بخش بندی پویای بازار بین المللی فراورده های نفتی ایران بر اساس رویکرد اقتصاد سنجی داده های پانلی و روش ترکیبی جدیدی مبتنی بر الگوریتم های داده کاوی است. بدین منظور، در مرحله اول داده های 35 کشور واردکننده بنزین در منطقه های خاورمیانه، آسیا و اقیانوسیه بین سال های 1995 تا 2012 تجزیه و تحلیل شدند و تأثیر مؤلفه های شناسایی شده بر واردات بنزین در قالب هفت فرضیه بررسی شد. نتایج این مرحله نشان داد اندازه بازار، توسعه اقتصادی، ساختار بازار آزاد، قیمت خرده فروشی بنزین و کشش درآمدی تقاضای بنزین، تأثیر مستقیم و معناداری بر واردات بنزین می گذارند. در مرحله دوم، پس از بخش بندی بازار بین المللی بنزین با استفاده از مؤلفه های شناسایی شده و الگوریتم داده کاوی درخت تصمیم CART، دنباله های انتقال کشورهای وارد کننده بنزین به بخش های مختلف شناسایی شدند. در ادامه، با استفاده از الگوریتم های داده کاوی K-Means، شبکه عصبی کوهنن و دو مرحله ای، به بخش بندی این دنباله ها اقدام شد. بررسی کیفیت بخش ها از طریق شاخص سیلهوت، نشان دهنده برتری الگوریتم شبکه عصبی کوهنن بود و این الگوریتم به عنوان روش مناسب بخش بندی دنباله ها انتخاب شد.
طراحی و تبیین مدل جهت گیری استراتژیک در شرکت های دانش بنیان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
603 - 622
حوزههای تخصصی:
هدف: واحدهای کسب وکار به دلیل کم توجهی به محیط رقابتی و نداشتن استراتژی دقیق برای مقابله با این شرایط، با مشکل روبه رو می شوند، یکی از مهم ترین عواملی که موجب می شود سازمان ها مزیت رقابتی پایدار داشته باشند، سرعت پاسخگویی در زمینه نیازهای بازار و مشتریان با توجه به منابع در اختیار است؛ از این رو موضوع جهت گیری استراتژیک در این زمینه بسیار کاربردی است. هدف پژوهش حاضر نیز طراحی و تبیین مدل جهت گیری استراتژیک در شرکت های دانش بنیان ایران است. روش: روش پژوهش ماهیت اکتشافی دارد و از نظر هدف بنیادین به شمار می رود. جامعه آماری، خبرگان شرکت های دانش بنیان واقع در پارک های علم و فناوری ایران است. خبرگان این پژوهش در زمینه تشکیل استارت آپ ها دارای تخصص هستند. همه 19 فرد انتخاب شده در زمینه جهت دهی به شرکت های خود در راستای بهبود عملکرد و ورود به بازار، تجربه کافی داشتند. رویکرد نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق، شناسایی ابعاد آینده گرایی، بازارگرایی، هزینه گرایی، یادگیری، رسمیت گرایی، برندگرایی، نوآوری، کارآفرینی و در نهایت سلطه گرایی است. نتیجه گیری: نتایج تحقیق به شناسایی این مقوله ها انجامید: در زمینه شرایط علی، آینده گرایی؛ در زمینه پدیده اصلی، بازارگرایی؛ در رابطه با شرایط مداخله گر، هزینه گرایی و یادگیری گرایی؛ در بخش بستر حاکم، رسمیت گرایی و در رابطه با راهبرد اصلی، مقوله های برندگرایی، نوآوری گرایی و کارآفرینی گرایی شناسایی شد. شایان ذکر است که پیامد اصلی مدل، سلطه گرایی در بازار بود.
رقابت در بازار محصول، دقت سود پیشبینی شده توسط مدیریت، نوع مالکیت: شواهدی از شرکت های بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بین المللی شدن شرکت فرایندی است که از واردات و صادرات شروع و تا سطح ادغام های پیشرفته گسترش می یابد. این مهم تاثیر قابل توجهی، هم بر شئون شرکت از جمله دقت پیش بینی سود، ریسک و نوسانات می شود. از سوی دیگر پیشبینی سود توسط مدیران، سرمایهگذاران را در قیمتگذاری اوراق بهادار کمک میکند. در این راستا، رقابت در بازار محصول از سازوکارهای نظارتی برونسازمانی، ویژگیهای سود پیشبینی شده را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، نوع مالکیت (دولتی/غیردولتی) علاوه بر اینکه بر افشای اطلاعات از سوی مدیران مؤثر است، در ایجاد فضای رقابتی بازار نیز نقش فعالی دارد و میتواند در تعامل با میزان رقابت در بازار محصول بر کیفیت افشای اطلاعات تأثیرگذار باشد. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول به واسطه بین المللی شدن شرکت، بر دقت سود پیشبینی شده توسط مدیریت و اثر نوع مالکیت بر رابطه آنها است. بهمنظور دستیابی به هدف پژوهش تعداد 86 شرکت از بین شرکتهای پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران طی سالهای 1385 الی 1394 در جامعه غربالشده قرار گرفت. برای آزمون فرضیهها از الگوی رگرسیونی چندگانه استفاده شده است. مطابق یافتهها، تأثیر رقابت در بازار محصول بر دقت سود پیشبینی شده، مثبت معنیدار است؛ بنابراین، رقابت بهعنوان سازوکار نظارتی بر افشای اطلاعات نقش مؤثری داشته و به پیشبینیهای دقیقتر مدیران منجر میشود. ولی تأثیر نوع مالکیت بر دقت پیشبینی سود، معنادار نیست. همچنین، نتایج نشان میدهد، نوع مالکیت در تعامل با رقابت در بازار محصول بر دقت سود پیشبینی شده تأثیر معناداری ندارد. ولی ورود به فازهای بین المللی شدن نتایج را تحت اشعاع قرار می دهد.
نقش فرهنگ ملی در پیوستن شرکت های ایرانی به شرکت های فراملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شرکتهای فراملی نقشی کلیدی در عرصه بینالملل ایفا میکنند. با در نظر گرفتن حجم فعالیت، قدرت اقتصادی بالا و ساختار سازمانی خاص، شرکتهای فراملی را میتوان از بازیگران بسیار مهم صحنه اقتصاد نوین دانست. به دلیل اجتنابناپذیری بحث ورود به بازارهای جهانی و پیوستن به سازمان تجارت جهانی، ضروری است شرکتهای ایرانی با قواعد ورود به بازارهای بینالمللی آشنا شوند و قابلیتهای آن را کسب کنند؛ اما اغلب الگوهای مربوط به این زمینه، در کشورهای غربی و با توجه به ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها ارائهشدهاند و موفقیت آنها در یک محیط خاص نمیتواند ضامن موفقیتشان برای شرکتهای ایرانی نیز باشد. با توجه به این موضوع، به نظر میرسد مسیر بینالمللی شدن، الگویی چندخطی است و بنابراین در مطالعات تطبیقی، بررسی شرایط خاص هر کشور بسیار حائز اهمیت است. یکی از این شرایط که تأکید بسیاری نیز بر آن شده است، شرایط فرهنگی است. با توجه به مطالب فوق، مقاله حاضر در پی آن است که به بررسی نقش فرهنگ ملی در تجارت بینالملل و مقایسه فرهنگ حاکم بر شرکتهای ایرانی و شرکتهای فراملی بپردازد و برای این منظور از ابعاد فرهنگی هافستد بهره گرفته است. نتایج حاصل بیانگر آن است که از میان چهار بعد فرهنگی موردنظر هافستد، در سه شاخص (فاصله قدرت، فردگرایی و مردگونگی) تفاوت فراوانی بین فرهنگ شرکتهای فراملی وجود دارد و میتوان چنین نتیجه گرفت که عوامل مذکور میتوانند بر حضور شرکتهای ایرانی در بازارهای جهانی، مؤثر باشند.
تبیین مفهوم سکوت سازمانی و ارائه الگوی بهینه برای مدیریت آن (مطالعه موردی: شهرداری تهران)
منبع:
شاخص کارآفرینی سال سوم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۹
9-43
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه های نوین مدیریت، مشارکت در بحث ها یکی از رویکردهای مهم توزیع دانش است، بنابراین هرچه تعداد کارکنان ساکت در سازمان بیشتر باشند، انتظار می رود زمینه خلاقیت، نوآوری و بهره وری سازمان کاهش یابد و هرچه سکوت سازمانی کاهش یابد میزان کارایی و اثربخشی سازمانی نیز بهبود خواهد یافت؛ اما سؤال اساسی این است که دلایل سکوت سازمانی چیست؟ با توجه به اینکه موضوع سکوت سازمانی، موضوعی جدید و ناشناخته است، این مقاله به دنبال آن است تا الگوی بهینه مدیریت اثربخش سکوت سازمانی در شهرداری تهران را ارائه دهد. لذا هدف اصلی تبیین مفهوم سکوت سازمانی در شهرداری تهران و ارائه الگوی بهینه برای مدیریت آن و اهداف فرعی، شناسایی مؤلفه های سکوت سازمانی، تعیین ضریب اهمیت مؤلفه های سکوت سازمانی و ارائه راهکارهای مدیریتی جهت بهبود وضعیت فوق در شهرداری تهران بوده است. تحقیق حاضر از منظر هدف یک پژوهش کاربردی بوده و از نظر روش، تحقیقی توصیفی –پیمایشی و از نوع میدانی به شمار می آید. همچنین از منظر گردآوری داده ها با توجه به ماهیت تحقیق، از نوع پژوهش های آمیخته اکتشافی یا ترکیبی (کیفی- کمی) بوده است. نتایج حاصل از معادلات ساختاری نشان داده مدل مفهومی تحقیق از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین عوامل مدیریتی، سازمانی، اجتماعی و فرهنگی، فردی (شخصیتی)، زمینه ای و ارتباط اثربخش به عنوان مؤلفه های سکوت سازمانی در شهرداری تهران شناسایی و ارتباط آن ها مورد آزمون قرار گرفته است. در پایان نیز پیشنهادات کاربردی ارائه گردیده که می تواند موجب کاهش سکوت سازمانی و متقابلاً افزایش میزان کارایی و اثربخشی سازمانی شود.
Creative Tourism and Its Role in the Flourishment of Religious Creativity and Spiritualism(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International journal of Tourism, Culture and Spirituality, Volume ۳, Issue ۱, Summer ۲۰۱۸
9 - 25
حوزههای تخصصی:
The main motivations behind creative tourism, as a new form of tourism in the postmodern world, consist in achieving a new understanding of the “self” and the pursuit of “meaning,” “identity,” and “authenticity,” which have transformed the paradigm of tourism. With the development of the phenomenon of “spiritualism” in our time in which people turn away from the religion as a predetermined and organized phenomenon, in these new styles, the criterion is not to discover the religious other; it is to discover the self in the other. In this paper, we introduce the essential difference between creative tourism as an instance of postmodern tourism and cultural tourism, and we will examine the component of spirituality in creative tourism, and then elaborate the former as an opportunity for the development and understanding of religious beliefs and a ground for the creativity of the religious culture. Using historical-hermeneutical approach, this paper examines the concept of "spirituality" in lived travel experience of a creative tourists and argues that when discussing spirituality of tourism, one potential avenue is flourishment of religious creativity. A key objective of this paper therefore, is to provide an initial mapping of, and insights into this territory.
طراحی مدل ساختاری- تفسیری شکل گیری تصویر ذهنی برند در صنعت لوازم آرایشی بهداشتی، بر اساس محتوای ویدئویی شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال پنجم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۴
10.22051/bmr.2019.26102.1757
حوزههای تخصصی:
استفاده روزافزون از محتواهای ویدئویی مختلف در بازاریابی شبکه های اجتماعی، بررسی تأثیرگذاری آن ها بر تصویر ذهنی برند را ضروری ساخته است، این درحالی که است که مطالعات اندکی در زمینه اهمیت محتوای ویدیویی در بازاریابی برند های ایرانی انجام شده است؛ بنابراین، هدف از این تحقیق بررسی سیستماتیک و همه جانبه تأثیر استفاده از محتوای ویدئویی مختلف در بازاریابی رسانه های اجتماعی بر درک مخاطبان از برندها و شکل گیری تصویر ذهنی آن ها از برندها در صنعت لوازم آرایشی- بهداشتی است. ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ که به لحاظ روش شناختی، آمیخته کیفی-کمی محسوب می شود، به طراحی مدل ساختاری- تفسیری، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش مطالعه گروه کانون و ﺗکﻨیک مدل سازی ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺗﻔﺴیﺮی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد،هر یک از محتواهای ویدئویی بر بعد خاصی از تصویر ذهنی از برند تأثیرگذار است. محتواهای ویدئویی که منحصراً بر برند تمرکز کرده اند، بیشترین تأثیر را بر ادراک حسی از برند و محتوای ویدئویی حاوی مسئولیت اجتماعی، بیشترین تأثیر را بر ادراک عاطفی داشته اند و درنهایت محتواهای ویدئویی که مرتبط با برند بوده و حاوی اطلاعاتی در زمینه محصول و فرآیند تولید بوده اند، بیشترین تأثیر را بر ادراک شناختی از برند داشته و درمجموع نیز بیشترین تأثیرگذاری را بر تصویر ذهنی از برند داشته اند.
استفاده از روشهای داده کاوی برای جذب نمایندگان صدور در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت بیمه ایران رشد چشمگیری را در دهه گذشته تجربه کرده است و سهم بالایی از معاملات این صنعت به نمایندگان اختصاص دارد؛ بنابراین، فرایند انتخاب نماینده جدید اهمیت بسیار بالایی دارد. این پژوهش بر روی مشخصه های انبار داده و روشهای داده کاوی مناسب برای انتخاب نماینده در صنعت بیمه تمرکز دارد. در خصوص مثال ارائه شده در این پژوهش سه روش داده کاوی تحلیل تفکیک کننده، درختهای تصمیم، و شبکه های عصبی مصنوعی برای پیش بینی طول مدت زمان خدمت، میزان فروش حق بیمه، و شاخص تداوم نمایندگان مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که تجربه شغلی، موقعیت شغلی، سن، وضعیت تأهل، شغل قبلی، درآمد سالیانه از محل شغل قبلی، و بیمه نامه های فروخته شده اهمیت به سزایی در تعیین مدت زمان فعالیت نمایندگان جدید، بیمه نامه های فروخته شده و تمدید بیمه نامه های صادرشده دارند. هدف اصلی این مقاله، طراحی و توسعه یک سیستم پشتیبانی تصمیم گیری هوشمند، و به بیان دیگر یک سیستم هوشمند انتخاب نماینده برای شرکتهای بیمه بوده تا با کمک آن مدیران این صنعت بتوانند نمایندگان کیفی انتخاب کنند.
اثر تعدیلکنندگی توانایی مدیران بر رابطه بین اجتناب از مالیات وکیفیت گزارشگری مالی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت اجرایی مهارتهای عمومی مدیریت
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت مالی – حسابداری مدیریت مالی
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد مدیریت
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد خرد مالیه بخش عمومی مالیات ها و سوبسیدها سایر
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد مالی حاکمیت و مالیه شرکتی سیاست گذاری عمومی
- حوزههای تخصصی اقتصاد روش های ریاضی و کمی مدل سازی اقتصادسنجی سایر
- حوزههای تخصصی اقتصاد روش های ریاضی و کمی روش شناسی جمع آوری داده،تخمین،برنامه های کامپیوتری روش های ارزیابی،روش های نمونه گیری
مدیران هر سازمان نقش بسیار مؤثری در موفقیت آن سازمان دارند و می توانند بسیاری از مشکلات موجود را رفع و یا از وقوع آن پیشگیری کنند. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر توانایی مدیران بر اجتناب از مالیات وکیفیت گزارشگری مالی و اثر تعدیل کنندگی توانایی مدیران بر رابطه بین اجتناب از مالیات وکیفیت گزارشگری مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه آماری پژوهش شامل 120شرکت در بازده زمانی 1390-1396 است. برای اندازه گیری توانایی مدیران از تکنیک تحلیل پوششی داده ها به پیروی از مدل دمرجیان و همکاران (2012 ) و برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل آماری رگرسیون ترکیبی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین توانایی مدیران و اجتناب از مالیات رابطه منفی ومعناداری وجود دارد و بین توانایی مدیران و کیفیت گزارشگری مالی رابطه مثبت ومعناداری وجود دارد. همچنین توانایی مدیران بر رابطه بین اجتناب از مالیات و کیفیت گزارشگری مالی تاثیر مثبت و معناداری دارد.
ارزیابی هویت نوظهور مصرف کنندگان ایرانی در فضای مجازی ایران و تأثیر آن بر فعالیت های ارتباطی نمانام ها با استفاده از نظریه زمینه ای کلاسیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال هشتم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۲۸)
117 - 130
حوزههای تخصصی:
تلفن های هوشمند علاوه بر این که فرصت های جدیدی را برای نقش آفرینی در اختیار کسب و کارها قرار داده، شیوه های ارتباط و سبک زندگی مصرف کنندگان را نیز متحول کرده است. مقاله حاضر با هدف کشف رفتار مصرف کنندگان در فضاهای مجازی تلفن همراه انجام شد. در این پژوهش، نظریه زمینه ای به کار برده شد؛ زیرا روشی برای رسیدن به الگوی نظری از طریق تحلیل داده های میدان پژوهش است؛ در این نظریه جمع آوری و تحلیل داده ها باهم انجام می شود و برای جمع آوری داده ها از نمونه گیری نظری استفاده می شود؛ یعنی حوزه و نوع داده هایی که هر بار جمع می شود، بر اساس مفاهیم در حال ظهور پیش می رود. در پژوهش حاضر مجموعاً 48 مصاحبه، انجام و از مشاهدات میدانی نیز استفاده شده است. برای اطمینان از روایی پژوهش در مراحل مختلف رمزگذاری باز، انتخابی و نظری الگوی در حال ظهور به پژوهشگران و خبرگان دانشگاهی ارائه شد و از نظرات آنان برای ارتقای نظری الگو سود جسته شد. در نتیجه تحلیل مقایسه ای مداوم، الگوی نظری برای توضیح رفتار مصرف کنندگان در فضاهای اجتماعی تلفن همراه پیشنهاد شد که نشان می دهد مصرف کنندگان با استفاده از تلفن همراه هوشمند یک «ابرهویت» برای خود می سازند که از سه مفهوم فرعی تر «خودعاملی»، «خود میان فردی»، و«خودارزیابی» تشکیل شده است. نتایج می تواند به نمانام ها و بنگاه های تبلیغات دیجیتال کمک کند در فضاهای مجازی تلفن همراه محتوایی تولید کنند که با انگیزه ها و اهداف مصرف کنندگان همسو باشد و بر باورها، نگرش و رفتار آنان تأثیرات مطلوبی بگذارد.
بررسی قصد مصرف کننده برای خرید محصولات سبز با استفاده از نظریه رفتار برنامه ریزی شده، نگرانی های زیست محیطی و دانش زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال هشتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۳۱)
111 - 130
حوزههای تخصصی:
نگرانی ها و آگاهی زیست محیطی افراد جامعه باتوجه به افزایش مشکلات و مسائل زیست محیطی افزایش یافته است. این امر به نوبه خود تغییر در رفتار مصرف کننده و تصمیم گیری های خرید وی را در پی دارد؛ بنابراین هدف پژوهش این است که با استفاده از تئوری رفتار برنامه ریزی شده، تأثیرات نگرش، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده مصرف کننده با در نظر گرفتن نقش نگرانی و دانش زیست محیطی بر قصد خرید محصولات سبز را بررسی کند. به همین منظور، داده های پژوهش از نمونه ای مشتمل بر 384 نفر در شهر شیراز گردآوری شده و داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد نگرش و کنترل رفتاری ادراک شده تأثیر مثبتی بر قصد خرید محصولات سبز دارند؛ اما تأثیر هنجار ذهنی بر قصد خرید محصولات سبز معنادار نیست. هم چنین، نگرانی زیست محیطی و دانش زیست محیطی تأثیر مثبتی بر قصد خرید محصولات سبز دارد؛ اما نگرانی زیست محیطی بر هنجار ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده اثرگذار نبوده است.
تاثیر حضور هیئت مدیره و مدیر مالی خان م در سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت اجرایی مهارتهای عمومی مدیریت
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت سازمانی و منابع انسانی مدیریت منابع انسانی
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت مالی – حسابداری مدیریت مالی
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد خرد تولید و سازمان سایر
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد خرد اقتصاد جمعیت و اقتصاد کار عرضه و تقاضای کار اشتغال زنان
- حوزههای تخصصی اقتصاد توسعه اقتصادی،تغییر تکنولوژیکی،رشد برنامه ریزی و سیاست گذاری سایر
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت مالی – حسابداری تئوریهای حسابداری تحقیقات بازار سرمایه
در این تحقیق در پی آن هستیم که بدانیم حضور خانم ها در هیئت مدیره شرکت به همراه مدیر مالی خانم به خاطر سبک مدیریت خاص و وجود شایستگی های خانم ها، آیا در سودآوری شرکت تاثیر مثبت دارد یا نه. برای این منظور به صورت سامانمند 183 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار از سال 1389 الی 1395 انتخاب نمودیم، که از این بین در 29 هیئت مدیره شرکت و در 10 پست مدیر مالی خانم حضور دارد. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که یا بین سودآوری شرکت و هیئت مدیره خانم و مدیر مالی خانم رابطه معنادار منفی وجود دارد یا اصلا هیچ رابطه معناداری وجود ندارد.