پدیدارشناسی استعفای خاموش و اولویت بندی عوامل مؤثر و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
147 - 181
حوزههای تخصصی:
استعفای خاموش به معنای انجام کارها به صورت حداقلی و صرفاً محدود به وظایف مشخص شده در شرح شغل است که نشان دهنده کمترین سطح تلاش و انگیزه در انجام مسئولیت هاست. این رفتار معمولاً ناشی از کاهش تعهد فرد به سازمان بوده و می تواند نشانه ای از بی انگیزگی در محیط کاری باشد. این پدیده، تأثیرات مخرب و پنهانی بر عملکرد و فرهنگ سازمانی دارد. هدف این پژوهش، فهم عمیق و شناسایی ابعاد مختلف پدیدارشناسانه استعفای خاموش در میان کارکنان و همچنین اولویت بندی عوامل مؤثر و راه کارهای مقابله با آن است. پژوهش کنونی از لحاظ هدف، کاربردی است و داده ها به روش پیمایشی و اکتشافی گردآوری شده است. همچنین، فلسفه پژوهشی این مقاله، ترکیبی از رویکردهای قیاسی و استقرایی است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان، ازجمله 20 نفر از مدیران ارشد و مدیران حوزه منابع انسانی که این پدیده را تجربه کرده اند، در یکی از دانشگاه های کشور که نمونه های آن از طریق روش نمونه گیری هدف مند و بر اساس رویکرد گلوله برفی انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها، در بخش کیفی از مصاحبه و در بخش کمی از پرسش نامه استفاده شد. اعتبار و پایایی ابزارهای تحقیق به ترتیب از طریق روایی محتوایی و پایایی درون شناسه گذار برای مصاحبه ها و روایی محتوایی و پایایی بازآزمون برای پرسش نامه ها، بررسی و تحلیل شد. در بخش تحلیل داده ها، برای بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و شناسه گذاری و برای بخش کمی از تکنیک نقشه شناختی فازی (FCM) بهره برداری شده است. نتایج کیفی به شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای ادراک شده پدیده استعفای خاموش در منابع انسانی منجر شد. در بخش کمی، «احساس بی عدالتی سازمانی» و «عدم تعادل کار و زندگی» به عنوان مهم ترین پیشایندها و «کاهش بهره وری سازمانی» و «کاهش قابلیت رقابتی و اعتبار سازمان» به عنوان برجسته ترین پیامدهای این پدیده شناسایی شدند.