مطالب مرتبط با کلیدواژه

فلسفه


۴۸۱.

خاستگاه ارسطویی نظریه تمایز بوردیو (تأملی در جامعه شناسی فلسفی هنر)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: جامعه شناسی هنر بوردیو ارسطو نظریه تمایز فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۹
پی یر بوردیو فرانسوی (1930-2002) یکی از برجسته ترین جامعه شناسان معاصر در کتاب مهم خود با عنوان تمایز، نقد اجتماعی و قضاوت های ذوقی، معتقد است همچنان که گروه های اجتماعی از نظر سرمایه اقتصادی با هم متفاوتند از نظر سرمایه فرهنگی نیز با هم تفاوت دارند وی این سرمایه فرهنگی را دانش درباره هنر، فرهنگ متعالی، فرهیختگی، دانش های فراوان و سخن های عالمانه می داند. سرمایه داران فرهنگی با برجسته کردن این تمایز تلاش می کنند مرزی نامرئی میان خود و طبقات پایین تر ترسیم نموده و بدین صورت تمایزهای طبقاتی را به صورت میان نسلی تداوم می بخشند. بوردیو با تأکید بر وجود میدان های فرهنگی متفاوت در جامعه، ذوق و سلیقه هنری صاحبان این میدان ها را متفاوت می داند. از دیدگاه او طبقه کارگر در انتخاب تابلوهای نقاشی، انتخاب موضوعاتی معمولی مانند منظره غروب و مواردی از این قبیل را مورد توجه قرار می دهد اما طبقات فرهنگی بالا از احساسات گرایی در باب موضوع های قراردادی پرهیز کرده و موضوعات چالش برانگیزی مانند تصادف اتومبیل را انتخاب می کنند. به عبارتی از دیدگاه این جامعه شناس برجسته فرانسوی دانش مردم در مورد هنر نسبت مستقیمی با سلیقه و طبقه اجتماعی آنها دارد و این دقیقاً همان چیزی است که از 2300 سال پیش ارسطو بدان اشاره کرده است. در متن مقاله نظرگاه ارسطو را دقیقاً بیان خواهیم کرد تا مشخص شود بنیاد فلسفی نظریه بوردیو چیست و چگونه در آرای ارسطو خانه دارد. این مقاله با بهره گرفتن از روش تحلیلی تفسیری به تبیین ریشه های فلسفی نظریه تمایز بوردیو می پردازد تا نشان دهد چگونه تأملات فلسفی می تواند در ایده پردازی های جامعه شناختی نقش بازی کند و چگونه جامعه شناسی فلسفی با فاصله گرفتن از جامعه شناسی صرف، تحلیل جامع تر و کامل تری از مفاهیم اجتماعی ارائه می دهد.
۴۸۲.

مطالعات آینده بر اساس فلسفه افلاطون، کانت و نیچه؛ پساآینده پژوهی و جایگاه آینده پژوهی در ساختارهای سازمانی و سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی آینده اندیشی هرمنوتیک حقیقت فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۶
موضوع پژوهش، محورهای سه گانه آینده پژوهی (ابعاد زمانی، اجزا و ارکان) است. در ابتدا بر مبنای «هرمنوتیک»، به تاریخ فلسفه غرب پرداخته می شود که در آن «حقیقت» سه مرحله را طی کرده است؛ حقیقت افلاطونی، کانتی و نیچه ای. این سه، طیفی با دو کرانه مطلق و یک ناحیه میانی را تشکیل می دهند. در سه ناحیه آینده «ذهنی، بِینی و عینی» و سه رویکرد «نظری، نظری-عملی و عملی» ماتریسی 3*3 شکل گرفته و چینش پانزده حوزه مطالعات آینده، که همگی به عنوان زیرمجموعه «آینده اندیشی» به شمار می آیند، سامان می یابند. هدف؛ معرفت شناسی حوزه های مطالعات آینده است. در ادامه، با تبیین ارتباط آینده اندیشی با مدیریت و رهبری، جایگاه آینده اندیشی در ساختارهای سازمانی و سیاسی تعیین می شود. دو نقش آینده اندیشی (حلقه مفقوده مدیریت و رهبری)؛ نقش همگرا ساز و نقش هم راستاساز است. جایگاه آینده اندیشی در ساختارهای سازمانی و سیاسی، ماورای مدیریت و قوای سه گانه (مجریه، مقننه و قضاییه) و مادون رهبری است. درنهایت با تمایز «آینده آینده پژوهی» و «پساآینده پژوهی»؛ سیر روند برنامه ریزی، آینده پژوهی و پساآینده پژوهی طرح می شود. برنامه ریزی، ماهیتی مدیریتی و سیاسی؛ آینده پژوهی، ماهیتی اجتماعی و جامعه شناسی و پساآینده پژوهی، از ماهیتی حاکمیتی و سیاسی برخوردار است. هدف غایی آینده پژوهی، آینده آینده پژوهی (حلقه واسط مابین آینده پژوهی و پساآینده پژوهی) و پساآینده پژوهی به ترتیب عبارت است از ساختن جامعه آرمانی، جهانی ساختن آن و ساختن حکومت آرمانی جهانی.
۴۸۳.

فلسفه متقدم ویتگنشتاین: خوانش ها و کاربردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفه امر ناگفتنی سکوت نشان دادن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۶
بنیاد اندیشه متقدم ویتگنشتاین این است که مفاهیمی مثل خدا و ارزش ها نماینده ای در میان نام ها ندارند، یعنی هیچگاه نامیده نمی شوند، زیرا نام ها تنها در برابر اشیا قرار می گیرند که اجزای بسیط و صلب جهان هستند. از آنجا که این امور هیچگاه نامیده نمی شوند و نشانه های ساده درون گزاره ندارند که نماینده آنها در گزاره باشند، بنابراین هیچگاه گزاره ای معنادار درباره آنها شکل نمی گیرد و نمی توان درباره آنها سخنی معنادار گفت. اگر نظریه ویتگنشتاین به همین جا ختم می شد، ما حق داشتیم ویتگنشتاین را پوزیتیویست بنامیم. اما فقرات انتهایی رساله شواهدی در اختیار ما قرار می دهد دال بر اینکه تفسیر پوزیتیویستی از رساله نمی تواند آن چیزی باشد که ویتگنشتاین مد نظر داشت. ویتگنشتاین ادعا نمی کرد که خدایی در کار نیست و زندگی یک سره فاقد معنا است و ارزش ها توهم هستند، بلکه استدلالش متوجه حدود زبان بود. او می گفت درباره آنچه بیرون از حد زبان است باید سکوت اختیار کرد.
۴۸۴.

تحلیل انتقادی عقلانیت حاکم بر فلسفه علوم انسانی از منظر چارلز تیلور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عقلانیت فلسفه علوم انسانی تفسیرگرایان چارلز تیلور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۶
علوم انسانی بدلیل اهمیت والای آن در زندگی انسانی امروزه بسیار مورد اقبال قرار گرفته است اما تعاریف و مبانی مختلف در آن موجب سردرگمی و ابهام در تعریف و تاثیر آن شده است،یکی از راه های برطرف کردن این چالش رجوع به مبانی فلسفی آن و بازتعریفش می باشد.در این میان چارلز تیلور به عنوان یکی از متفکران معاصر که سهم عمده ای در باز تولید علوم انسانی در غرب دارد،به خوانشی متفاوت از این بنیان پرداخته که خود بنیانی برای علوم انسانی غربی گردیده است،مساله این مقاله آن است که عقلانیت حاکم بر فلسفه علوم انسانی از منظر چارلز تیلورچیست؟روش استفاده شده در این تحقیق از نوع کیفی،با رویکرد تفسیری و با نگاه تحلیلی-انتقادی است.از نظرتیلورعقلانیت حاکم بر فلسفه علوم انسانی مفهومی ناسازگار و متناقض یا حتی نگرشی انتقادی نیست، بلکه عقلانیت شامل چیزی بیش از پرهیز از ناهماهنگی و فراتر از یک مفهوم رسمی است. لذا یک دیدگاه پراگماتیستی را در مورد برداشت خود از عقلانیت طرح می کند ،یعنی هر چه جامعه از نظر فناوری پیشرفته تر باشد عقلانی تر است. در واقع تاکید تیلور، بر زبان مقایسه فصیح و جهان مرجع مشترک و عقلانیتی پراگماتیستی می باشد و این مبنای فلسفی علوم انسانی مطلوب از نظر او می باشد.
۴۸۵.

فلسفه و معیار مسئولیت اخلاقی از منظر روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه مبانی معیار مسئولیت اخلاقی روایات اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
مسئولیت اخلاقی دارای مراتب تشکیکی است. در نظام اخلاقی اسلام و بسیاری از آموزه های دینی و منابع حدیثی، به این موضوع پرداخته شده است. با توجه به این که مسئولیت اخلاقی، یکی از ارکان داوری در علم اخلاق به شمار می آید، منظور از مسئولیت اخلاقی در این مقاله، همان مسئولیت در برابر پروردگار است که نتیجه آن مجازات و عقوبت اخروی است، و گاهی نیز ممکن است مجازات دنیوی هم داشته باشد. در این مقاله، نگارنده به هدف پاسخ به این سوال که «فلسفه و معیار مسئولیت اخلاقی چیست؟»؛ بر اساس روایات معصومین(علیهم السّلام)، به تبیین موضوع، پرداخته است. یافته های این مقاله حاکی از چهار مبنا برای تحقق مسئولیت اخلاقی، پنج معیار برای تشMoral responsibility has organizational levels. This issue has been addressed in the moral system of Islam and many religious teachings and hadith sources. Given that moral responsibility is one of the pillars of judgment in the science of ethics, the meaning of moral responsibility in this article is the same responsibility before God, the result of which is punishment and retribution in the hereafter, and sometimes it may also have worldly punishment. In this article, the author aims to answer the question: "What is the philosophy and criteria of moral responsibility?" Based on the narrations of the infallibles (peace be upon them), he has explained the subject. The findings of this article indicate four bases for realizing moral responsibility, five criteria for intensifying and three criteria for mitigating moral responsibility. This research is an applied research in terms of purpose and a qualitative research based on library resources in terms of data collection. In terms of research method, it is also descriptive and analytical.دید و سه معیار در جهت تخفیف مسئولیت اخلاقی است. این پژوهش از نظر هدف، پژوهش کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها، یک پژوهش کیفی مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. از نظر روش پژوهش نیز توصیفی، تحلیلی می باشد.
۴۸۶.

تحلیلی بر ارتباط بین فلسفه و فلسفه تعلیم و تربیت در قالب رویکرد آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه تعلیم و تربیت ارتباط آموزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف پژوهش، بررسی ارتباط فلسفه و فلسفه علوم تربیتی در قالب رویکرد آموزشی است تا با درک آن به دیدگاهی کلی در این ارتباط دست یافت. این پژوهش به حسب هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، کیفی و به لحاظ روش، توصیفی تحلیلی می باشد. تفکر علمی به دلیل محدودیت های اساسی اش نمی تواند همه پاسخها را در حوزه آموزش ارائه کند و اینجاست که به تفکر فلسفی در تعلیم وتربیت بعنوان پاسخ ممکن اشاره می شود که اساسش کاربرد استدلال در موضوعات مختلف است. ابزار اصلی فلسفه، تعلیم وتربیت است و هر عمل آموزشی با پس زمینه فلسفه روشن می شود. فلسفه اساس است و آموزش روبنا و بدون فلسفه، تعلیم و تربیت یک تلاش کورکورانه و بدون آموزش، فلسفه یک معلول خواهد بود؛ زیرا فلسفه و تعلیم و تربیت رابطه تنگاتنگی دارند و به-هم وابسته اند. فلسفه به راه ها اشاره و آموزش از آن پیروی می کند و دو روی یک سکه اند که اولی طرف متفکرانه و دومی طرف فعال است و درواقع، برای یکدیگر وسیله وهدف اند. فلسفه مدرن در تعلیم وتربیت با توسعه تفکر انتقادی وعقل، شامل دیدگاهی منطقی است که کل مسئله را درنظرمی گیرد و با تاثیرگذاری بر تعلیم وتربیت به اساسی-ترین مسائل انسانها می پردازد. اگر قرار است تعلیم و تربیت برای تحصیل شونده معنادار و مفید باشد، به تفکر فلسفی در مورد تعلیم و تربیت در کنار تفکر علمی نیاز است؛ به این دلیل که صرف انباشت دانش منجر به درک نمی شود، زیرا لزوماً ذهن را برای ارزیابی انتقادی واقعیت ها، تربیت نمی کند و بنابراین، مستلزم بعد خلاقیت انتقادی آموزش است. در نهایت می توان گفت فلسفه، مقصد واقعی را که آموزش وپرورش باید به سوی آن برود، تعیین و همواره الهام بخش نظریه آموزشی و همچنین عمل بوده است.
۴۸۷.

فسلفه مبانی تعلیم و تربیت اسلامی در اندیشه های تربیتی ابن رشد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه مبانی تعلیم و تربیت اسلامی ابن رشد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۸۲
هدف پژوهش حاضر، بررسی فلسفه مبانی تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه ابن رشد می باشد. پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، کیفی و از نوع توصیفی تحلیلی است. کاوش در ژرفای اندیشه ابن رشد حاکی از آنست که به پیروی از روش استقراء و برهان در فهم مسائل حتی در شرع معتقد است و در واقع، آموزش و پذیرش دین با عقل و منطق را هماهنگ می داند. وی که در تعلیم و تربیت به پیشینیان بهای خاصی می دهد، جهت دوری از خرافات و تبعات آن به تفکر عقلانی و ذهنی تشویق می کند. ابن رشد تربیت ذوقی، زیبایی شناختی و حیاتی شامل هنر، موسیقی و ورزش را به منظور رشد و تهذیب ذوق و حرکت مؤثر، هماهنگ و موزون، ضروری می داند. وی خواستار آموزش مسئولانه یعنی تعهد به آزادی و انتخاب است که افراد به سمت مشاغل مناسب هدایت شوند تا آنچه را که شایستگی آن را دارند، انجام دهند، زیرا اعتدال مایه سعادت است. ابن رشد همچنین در تعلیم و تربیت و آموزش قایل به مواردی این چنین می باشد: هوشمندی در تعلیم وتربیت و کسب تجربه، آموزش وجوب گشودگی به دیگران و دوری از گوشه گیری، آموزش در فضای شاد و به دور از خشونت، آموزش ارتباط با تفاوت ها، تربیت دینی و آموزش ارزشها و اخلاق به جوانان، داستانهای واقع گرایانه برای توسعه منطق، تعلیم وتربیت افراد با توجه به استعدادهای خود و درنظر گرفتن تفاوتهای فردی در تحصیل، تلقین ارزش های زیبایی، تعلیم و تربیت بر اساس دو هدف اساسیِ ایمنی روح و سلامت جسم (نیاز به تربیت بدنی و آموزش موسیقی سالم از سنین پایین).
۴۸۸.

بازتاب اندیشه ی رواقی گری در شعر سهراب سپهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فلسفه طبیعت اندیشه سهراب سپهری رواقیون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۶
مکتب رواقی، از مکاتب مهم فلسفی است که واکنشی قاطعانه برای اتفاقات زندگی ارائه می دهد. زندگی سازگار با طبیعت انسانی و طبیعت جهان شمول، رکن اساسی این مکتب است. با تفحص در آموزه های رواقیون و مقایسه ی آن با اشعار سپهری، این مدعا به اثبات می رسد که سهراب شیفته ی تمدن، مکاتب کهن و اسطوره هاست و از این مکتب تأثیر پذیرفته است. در نتیجه می توان مؤلفه های اندیشه ی رواقیون را در آثار شاعری چون سپهری یافت و ایشان را از رواقیون ایرانی پنداشت. هدف این نوشتار بیان چندی از نقطه نظرات رواقیون با هدف تأمین آرامش درونی برای جوامع بشری است که در اشعار سهراب سپهری نمود پیدا می کند. همچنین به بررسی ابعاد زندگی انسان و دغدغه های سهراب و فیلسوفان رواقی پرداخته و در نتیجه راهکارهایی را ارائه می دهد. روش اجرای پژوهش، تطبیقی_کیفی است و بر آن است میان اندیشه های رواقی واشعار سپهری مطالعه تطبیقی انجام دهد تا مشخص شود شباهت ها و همگونی های سپهری درباره ی انسان، اخلاق و جهان رواقیون تا چه اندازه است. یافته ی پژوهش این انگاره را سامان می دهد که به کار بردن اندیشه ی رواقیون سبب سعادت می شود و همان طور که از اشعار سهراب پیداست، راز خوشبختی و خوب زیستن درسهل گیر بودن نسبت به مسائل و مشکلات زندگی است.
۴۸۹.

علم جدید در اندیشه سید جمال الدین اسدآبادی: آراء، آسیب شناسی و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیدجمال الدین اسدآبادی علم آسیب شناسی تاریخ فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۹
با توجه به پیشرفت کشورهای غربی به مدد علم از قرن هفدهم میلادی به بعد، ضرورت پرداختن به این مقوله در نزد متفکران مسلمان در سده سیزدهم قمری/ نوزدهم میلادی بیش از پیش احساس شد. یکی از نخستین متفکران مسلمان که این ضرورت را درک کرد و به آسیب شناسی وضعیت علمی مسلمانان پرداخت، سیدجمال الدین اسدآبادی بود. این پژوهش با هدف بررسی دقیق تر آراء و اندیشه های سیدجمال، به تحلیل دیدگاه های او درباره علم جدید می پردازد. پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤال است: با توجه به شرایط خاص زمانه، سید جمال چه جایگاهی برای علم قائل بود و چگونه به آسیب شناسی وضعیت علمی جهان اسلام پرداخت و چه راهکارهایی را برای برون رفت از آن ارائه داد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که سیدجمال با درک عمیقی از جایگاه و اهمیت علم در پیشرفت جوامع، به آسیب شناسی وضعیت علمی جهان اسلام پرداخت و ضمن ارائه تقسیم بندی خود از علوم، به ارائه راهکارهایی چون ایجاد مدارس جدید، تأکید بر آموزش به زبان بومی پرداخت. همچنین، وی با نگاهی انتقادی به تقلید کورکورانه از علوم غربی، بر اهمیت فلسفه و تاریخ به عنوان دو علم مهم برای برون رفت از وضعیت موجود تأکید کرد. از نگاه سیدجمال فلسفه و تاریخ، علوم قدرتمندی برای شناخت گذشته، تحلیل وضعیت موجود و ترسیم آینده ای روشن برای جوامع اسلامی بودند. روش پژوهش، توصیفی – تحلیلی با تأکید بر تحلیل محتوا و با استناد به نوشته ها و مکاتبات سید جمال الدین است و شیوه گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای می باشد.
۴۹۰.

تحلیل ترانه های دهه نود با رویکرد نظریه تحلیل گفتمان؛ مطالعه موردی مجموعه شعر خانه ترانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترانه موسیقی دهه نود فلسفه هنر گفتمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۶
با گذشت یک قرن افت و خیز در ترانه معاصر ایران، امروز می توان سیر دگردیسی آن را در واپسین دهه آن، دهه نود، با رویکردی تحلیلی مطالعه کرد و مجموعه شعر «خانه ترانه» با آثار بیش از پنجاه ترانه سرای دهه نود این امکان را تا حدودی فراهم آورده است. نظریه تحلیل گفتمان در این مقاله به بررسی نقش و کارکرد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری و فلسفی ژانر ترانه و نیز حقیقت ماهوی آن در عصر پسامدرنیته می پردازد؛ چراکه نظریه گفتمان می تواند یکی از نمودهای عصر پسامدرنیسم و دوره گذار از ماهیت واقعیت تک بُعدی ابژه ها در زندگی اجتماعی امروز باشد. این جستار، ترانه های دهه نود را به عنوان یکی از نمودهای فراگیر فرهنگی ارزیابی کرده و به یافته هایی ذیل موضوعاتی چون: تاریخ ترانه، عشق، زبان و نیز ممنوعیت دست یافته است. طبق نتایج این پژوهش، ترانه های دهه نود در یک ساز و کار مدرنیستی و پسامدرنیستی تحت تأثیر دو عامل ایدئولوژی و قدرت از یک هژمونی فکری و فلسفی پیروی می کنند که به نوعی منجر به خلق گفتمان تازه ای در این حوزه شده است. گفتمانی که در لایه های زیرینش از تأثیر مسائلی چون: تکنولوژی، سیاست، فرهنگ، علایق و سلایق جوانان، اتوریته مافیای صنعت موسیقی، برخورد سلبی رادیو و تلویزیون ملی و... خبر می دهد.
۴۹۱.

مطالعه تطبیقی مبانی فلسفه غرب از هوش مصنوعی در حقوق فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری فلسفه ارزش هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۸
فلسفه حقوق به بحث از معنا و مبنای الزام آور بودن قواعد حقوقی و تمایز قواعد مزبور با اخلاق و مذهب دارد. ترکیب فلسفه با حقوق، علمی بودن حقوق را نوید می دهد. فلسفه به عنوان مادر علوم، مبانی فکری و زیربنای حوزه علمی را غنا می بخشد. در بررسی تطبیقی حاضر، سه دیدگاه فلسفی در رابطه با حقوق فناوری های نوین و واقعیات مسلم جامعه معاصر، با رویکردی انتقادی- تحلیلی مورد بحث است: 1. فناوری به مثابه نیرویی مستقل که مقتضیات جامعه را تعیین می دارد؛ 2. فناوری به مثابه سازه مصنوع دست بشر که می تواند از طریق ارزش های شکل گرفته انسانی ایجاد شود؛ 3. دیدگاه تکاملی و مشترک در مورد ارتباط فناوری و جامعه که واقعیات و ارزش های نوظهور را تسریع می دارد. بررسی تطبیقی حاضر این سه دیدگاه را مورد واکاوی قرار می دهد و ضمن آن استدلال می شود که همچنان سه رویکرد فوق، در خصوص تغییرات فناوری و تأثیر آن بر جامعه انکارناپذیرند. این مسئله در مورد هوش مصنوعی و حقوق حاکم بر آن نیز صادق است. از آنجا که رابطه حقوق و فناوری، امری پیچیده و چندوجهی است، ظهور هوش مصنوعی چالش های حقوقی بی شماری را سبب گردیده که ابعاد فلسفی این رابطه، سه نوع رویکرد عمل گرایانه را برای تنظیم قواعد حقوقی میان افراد جامعه تبیین داشته که مهم ترین آن تأثیرات فناوری در تغییر زندگی امروز بشر است که تغییرات حقوق نوین و قواعد نوظهور را به سبب آن می طلبد.
۴۹۲.

مبانی فلسفی مفهوم حجاب در سیر تحول غرب و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حجاب فلسفه فمینیسم فانون دوبوآ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه فلسفی حجاب و بازتاب آن در قالب یک نظریه اجتماعی و حقوقی، طیف وسیعی از تجربیات انسانی را به دنبال دارد. در این میان، تطبیق موضوع ادیان و حجاب و ارتباط حجاب با دین، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مبانی فلسفی حجاب در اندیشه فیلسوفانی چون «دو بوآ و فانون»، رویکردی متفاوت و ازلحاظ نظری، سازنده تر نسبت به این مقوله دارد. در این قرائت، حجاب به مثابه نماد و فرهنگ مادی، به عنوان منبعی برای نظریه پردازی اجتماعی تلقی می شود که زمینه ساز حقوق مربوط به حجاب در یک جامعه است. در نوشتار حاضر سعی بر آن شده است تا مبانی مفهوم فلسفی حجاب در سیر تحول غرب با اسلام، با روش توصیفی تحلیلی مورد قیاس و بررسی قرار گیرد و چالش های در پیشِ رو در این خصوص، از دیدگاه فلسفی و حقوقی بحث گردد.  
۴۹۳.

ادبیات: واقعیت، خیال یا توهم- ایده های فلسفی در تصدیق صور خیال توسط مخاطبان

کلیدواژه‌ها: صور خیال فلسفه ادبیات شعر گزاره های شعری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۷
ادبیات قلمروی است شامل شعر، قطعه ادبی، داستان و رُمان. شاعران و نویسندگان از طریق ژانرهای یاد شده مخاطبان شان را تحت تأثیر قرار می دهند و خبرهایی می دهند که مورد پذیرش مخاطبان قرار می گیرد. برای مثال «آخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین چرکین است» یک قطعه ادبی است که در آن ادعا شده، باران سفر می کند، سفرنامه می نویسد و از آنچه دیده گزارش می دهد. اینها صورت های خیالی است که مخاطبان آن را می پذیرند و آن را گزارشی از واقعیت تلقی می کنند. سوال این است: در دستگاه فلسفی مسلمانان، چه تلقی هایی درباره صور خیال وجود دارد؟ بر پایه کدام تلقی ها مخاطبان صور خیالی شاعران و نویسندگان را گزارش واقعیت می انگارند؟ فرآیند باور در مواجهه با این دست از گفتارهای انسانی چگونه شکل می گیرد؟ چهار تلقی می توان برای پاسخ به این پرسش در نظر گرفت: 1. تلقی عمده منطق دانان مسلمان که این گونه از گزاره ها را تخییل و تحریک می دانند و آنها را گزارش از واقع نمی دانند. 2. تلقی سکاکی که معتقد است شاعر توسعه در مصادیق می دهد. 3. تلقی علامه طباطبایی که در معنای نفس الأمر و پیرو آن، مطابقت توسعه می دهد تا بتواند این گزاره ها را گزارش از واقع و مطابق با واقع بداند. 3. تلقی نگارنده که محکی صور خیال را امری بین الاذهانی بین شاعر و مخاطب می داند که از نوعی قرارداد فرهنگی-هرمنوتیکی پیروی می کند. سنخ پرسش فلسفی-زیباشناختی، روش پاسخ به آن تحلیل و به غرض آنکه در مقام استدلال و اثبات است از گونه پرسش های تبیینی است.
۴۹۴.

واکاوی ماهیت زیبایی از دیدگاه فلاسفه و اندیشمندان غربی

کلیدواژه‌ها: زیبا زیبایی زیبایی شناسی فلسفه فیلسوفان غربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۰
هدف مقاله حاضر، بررسی ماهیت زیبایی از دیدگاه فلاسفه و اندیشمندان غربی است. در این پژوهش، روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی است و از روش کتابخانه ای جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده است و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت فیش برداری از کتب بوده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که "زیبایی" از دیدگاه افلاطون کارایی و سودمند بودن، اندازه و تناسب داشتن است، از دیدگاه ارسطو ویژگی امر زیبا عبارت است از ارزشمندی ذاتی، لذت بخش بودن، خیر بودن، مطبوع و خوشایند بودن، نظم داشتن اجزاء درونی و همسانی، روشنی و وضوح داشتن، داشتن اندازه و تناسب، از دیدگاه لایب نیتس، زیبایی امری است سوبژکتیو و ناشی از تعمق به امری خوشایند که متضمن لذت است، از دیدگاه شافتسبری زیبایی هماهنگی و تناسب موجود در عالم خارج است، از دیدگاه هاچسون زیبایی تنها کیفیتی عینی در عالم خارج نیست، بلکه احساس لذت و شادمانی است که از مشاهده کیفیتی خارجی حاصل می گردد و ذوق (یکی از قوای درونی انسان) است که زیبایی را دریافت می کند، از دیدگاه هیوم زیبایی ایجاد احساس تحسین از کیفیات متعدد یک اثر طبیعی یا هنری است، از دیدگاه کانت ویژگی امر زیبا، خرسندی بی شائبه، خرسندی عمومی، متصف بودن به یک هماهنگی بی مقصود یا بی نتیجه و سود یا همان غائیت بدون غایت و خرسندی واجب و ضروری است، از دیدگاه هگل زیبایی های هنری بر زیبایی های طبیعی که منشأ این زیبایی ها والایی روح است که امری راستین و ذاتاً همه شمول است، برتری دارد و از دیدگاه الیوت آیزنر زیبایی، وجود درجه بالایی از انسجام و هماهنگی در اشیاء است.
۴۹۵.

تأثیر داستان های فلسفی بر درک کودکان از مفهوم عین الربطی معلول به علت(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: کودک داستان فلسفی معلول علت عین الربط فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
نحوه پرورش تفکر منطقی در کودکان، امروزه به دغدغه مشترک جهانی بدل شده و در جهان رویکردها و اصول متفاوتی در این امر وجود دارد. در رویکردی که مبنای پژوهش حاضر است، همراه با رشد مهارت تفکر در کودکان، آموزش مفاهیم فلسفی خصوصاً مفاهیم حکمت متعالیه مهم تلقی می گردد؛ چراکه رشد تفکر برمبنای صحیح، بهتر از رشد تفکر بدون پایه است. از میان مبانی این حکمت، اعتقاد به نحوه رابطه موجودات با خداوند به عنوان علت هستی بخش، از مهم ترین مسائلی است که می تواند بر ارتقای درک توحیدی و ایجاد بنیان های اعتقادی قوی در کودکان مؤثر باشد. همچنین اثبات امکان آموزش این مفهوم دشوار در مقیاسی کوچک، راه را برای آموزش مفاهیم دیگر در مقیاس های گسترده تر هموار می کند. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و میدانی، ضمن بررسی این مسئله از دیدگاه فلاسفه اسلامی، به بررسی تأثیر دو طرح داستانی در القای مبنای صحیح در این زمینه پرداخته است. هدف این تحقیق تعیین تأثیر داستان های مذکور بر درک کودکان از رابطه عین الربطی معلول به علت است. در این بررسی نیمه تجربی، یک گروه پانزده نفره از کودکان سیزده تا شانزده سال به صورت تصادفی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرارگرفتند. نتایج نشان داد، دو طرح داستانی که برای القای مفهوم عین الربطی معلول به علت به کودکان 13 تا 16 ساله نگاشته شده بود (با در نظر گرفتن نتایج حاصل پیش آزمون و پس آزمون و سنجش آن با استفاده از آزمون t وابسته) در رسیدن به هدف موفق بوده و درک کودکان از این مفهوم را افزایش داده است. از اثبات امکان انتقال یکی از دشوارترین مفاهیم فلسفی به کودکان در مقیاسی کوچک، این نتیجه را می توان گرفت که اگر متخصصان این زمینه با همکاری نویسندگان ماهر به این عرصه ورود کنند و داستان هایی جذاب برای کودکان نوشته شود؛ می توان مفاهیم مهم فلسفه اسلامی را به کودکان انتقال داد و از این طریق، اعتقادات آنها را با مفاهیم صحیح پایه ریزی نمود.
۴۹۶.

سخن سردبیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شناخت فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
یکی از مزایای تبدیل شدن مجله شناخت به فصلنامه و افزایش شماره های آن در هر سال این است که به ما این امکان را می دهد که برخی از شماره های مجله را به ویژه نامه هایی در موضوعات فلسفی روز اختصاص دهیم. ویژه نامه ای که پیشِ رو دارید به یکی از مباحث مهم فلسفی معاصر پرداخته است: فرافلسفه. فرافلسفه یا همان «فلسفهٔ فلسفه» خودِ فلسفه را موضوعِ پژوهش قرار می دهد و به روش ها، اهداف و جایگاه آن در میان علوم انسانی می اندیشد. در روزگار ما، پرسش های تازه ای در حوزه های معرفت شناسی، اخلاق، فلسفهٔ علم، فلسفهٔ زبان و فلسفهٔ ذهن پدید آمده است؛ پرسش هایی که فلسفه را با چالش های جدید روبه رو ساخته و ضرورت بازاندیشی در خودِ فلسفه را پررنگ تر کرده اند. این ویژه نامه دربرگیرندهٔ هفت مقالهٔ پژوهشی است که هر یک از منظری خاص به این موضوع پرداخته اند: مهندسی مفهومی و برخی چالش های روش شناختی با نقد دو روش مرکزی فلسفهٔ تحلیلی-یعنی روش تحلیل زبانی و روش آزمایش فکری-مهندسی مفهومی را به عنوان رویکردی تازه معرفی و افق های جدیدی برای آن ترسیم می کند. طبیعی گرایی و فرافلسفهٔ زمان رویکردهای طبیعی گرایانه به متافیزیک زمان را نقد کرده و از استقلال متافیزیک در برابر علوم طبیعی دفاع می کند. فرافلسفه و تولید فضا با الهام از اندیشهٔ لوفور، نسبت میان سیاست فضا، شهر مدرن و زندگی روزمرهٔ شهری را بازاندیشی می کند. تقدّم امر سیاسی بر فلسفه؛ رویکرد فرافلسفی در پراگماتیسم رورتی نشان می دهد که رورتی چگونه با بازخوانی فلسفهٔ کلاسیک، بر اولویت امر سیاسی و نقش زبان و همبستگی اجتماعی در بازتعریف کارکرد فلسفه تأکید می کند. برنهادِ تاریخیتِ فلسفه به دسته بندی و ارزیابی تقریرهای مختلف این دیدگاه می پردازد و لوازم معرفت شناختی آن را بررسی می کند. نقدی بر مفهوم ساختار در فرامتافیزیک سایدر به بررسی مفهوم ساختار در تبیین سایدر از واقع گرایی متافیزیکی می پردازد و مشکلات و ابهام های آن را نشان می دهد. طرح واره ای از فرافلسفهٔ هایدگر اندیشهٔ هایدگر را در پرتو الگوهای فرافلسفی مورد توجه قرار داده و نقش او را در شکل گیری شکاف قاره ای–تحلیلی و امکان گفت وگوی دوباره میان این دو سنت بررسی می کند. این تنوع موضوعی نشان می دهد که فرافلسفه، علاوه بر بعد نظری، کارکردی مؤثر برای فهم بهتر جریان های فلسفی تحلیلی و قاره ای و نیز جهت دهی به پژوهش های آینده دارد. امیدوارم این ویژه نامه زمینه ای برای گفت وگوی عمیق تر میان پژوهشگران، به ویژه نسل جوان علاقمند به فلسفه، فراهم آورد. همچنین از همهٔ صاحب نظران دعوت می کنم با نقدها و پیشنهادهای خود ما را در ارتقای علمی و محتوایی مجله یاری دهند. در پایان، از نویسندگان گرامی این شماره، داوران ارجمند و همکاران سخت کوش در هیئت تحریریه صمیمانه سپاسگزاری می کنم. امیدوارم مطالعهٔ این ویژه نامه برای خوانندگان فرهیخته سودمند و الهام بخش باشد.  اصغر واعظی سردبیر مجله علمی شناخت
۴۹۷.

تبیین ارتباط جهانبینی فلسفی و هنر بر اساس آرای صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جهان بینی صدرا هنر فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
در این پژوهش، به دست آمد که جهان بینی فلسفی به عنوان یکی از انواع جهان بینی با هنر که از قلمروِ ادراکات بشری بیرون نیست، ارتباط وثیقی دارد. ما با پی گرفتنِ جهانبینی فلسفی در آرای صدرا دریافتیم که جهان بینی فلسفی بمثابه غایتِ فلسفه، پایه همه ادراکات بشری است. همچنین، با پژوهش درباره چیستی هنر و تجمیع آرای فیلسوفان درباره تعریف هنر دریافتیم که هنر پدیده ای انسانی است که از غریزه و تمایلات فطری انسان به نظم بخشی برخاسته است و قلمروی به وسعت درک انسانی دارد. انسان در این پدیده از قوّه خیال کمک می گیرد تا با قول یا فعل میان صور محسوس ترکیب و انفصال ایجاد کند و به تقلید یا محاکات صناعی دست یابد و زیبایی آفریده شود. آفرینش زیبایی به ایجاد شگفتی می انجامد و شگفتی به ایجاد لذّت منتهی می شود. این پدیده انسانی محدوده ای به وسعت قلمرو ادراک انسانی دارد؛ لذا از جهانبینیِ فلسفی که بنیادِ ادراکات انسانی است، تأثیر می پذیرد.
۴۹۸.

سیمای فلسفه و فیلسوف در آثار ابونصر فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فارابی فلسفه حکمت فیلسوف حکیم قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۵
تصویر فلسفه و فیلسوف در آثار فارابی به کاربرد این مفاهیم نزد حکمای الهی و قرآن شبیه است: حکمت میراث تعالیم پیامبران، عطیه ای الهی، عامل هدایت(سعادت) و به همراه حکمرانی است. تعالیم حکما رازوارانه، فلسفه واحد و با دین قابل جمع است. فیلسوف سیمای پیامبرگونه دارد و باید آراسته به فضائل نظری مانند دلدادگی به حقیقت و پژوهش در راه آن بعلاوه سجایای اخلاقی از جمله راستی، ورع، زهد از امیال مادی و مضاف بر این موارد معتقد به باورهای دینی مانند حدوث جهان به ابداع فاعل واحد، معاد و رعایت احکام ادیان آسمانی در حد جزئیات باشد. حکمت و حکیم در معنای حقیقی خود به خداوند اختصاص دارد و مَجازا برای انسان به کار می رود. سیر مباحث در اهم آثار فارابی از مبدا وجود(الله) آغاز می شود. غایت فلسفه نیز در نگاه او شناخت خداوند است. با این اوصاف می توان گفت فلسفه در اندیشه او نظرالهی در موجودات است.
۴۹۹.

کندوکاوی چند درپیرامونِ واژگان فلسفی در زبان پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفه متون پهلوی واژگان فلسفی حکمت خسروانی ساسانیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۷
در این گفتار نگارنده کوشیده است درباره دو پرسش بنیادین پاسخ دهد، این که آیا ایرانیان در روزگار ساسانی، یعنی دوره پیش از اسلام، با مسائل و مفاهیم فلسفی و دانش فلسفه آشنایی داشته اند؟ و کدام متن از متون زبان پهلوی (فارسی میانه) محتوای فلسفی دارد؟ این گفتار با داده های واژگانی و زبانی از متون پهلوی به برخی از مقولات و مفاهیم فلسفی در دو بخش پرداخته است. در بخش نخست شش گروه از داده های واژگانی به نکات بدیهی فلسفی اختصاص دارد و در بخش دوم، ده گروه از واژگان در قالب نگاره (نمودار متنی) به برخی از مقولات بنیادین فلسفی اشاره داشته است، چون: هستی (کون)، جهان، گیتی (جهان مادی)، گیهان (عالمَ کُلّ)، آخشیج (عنصر)، رسته (روش، طریق، سلوک)، گوهر (جوهر)، چهر (سرشت)، خرد (عقل)، خودشناسی.
۵۰۰.

تاثیر شناخت مبنای دادرسی بر استماع دعاوی

کلیدواژه‌ها: دادرسی مدنی فلسفه مبنا موانع طرح دعوی استماع دعوی اصول بنیادین دادرسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۳
واضح نبودن قوانین مربوط به استماع دعوا، منجر به اختلاف رویه و تحمیل هزینه زیادی به طرفین دعوا و محاکم، ناامیدی افراد از مراجعه به دادگستری و بدبینی به نظام حقوقی شده است. راهکار برون رفت از این اختلافات، قاعده-مند شدن تصمیم گیری ها است و این امر محقق نمی شود مگر با شناخت مبنا. در حقوق ایران، به طور صریح مبنایی برای دادرسی بیان نشده اما با تحلیل فلسفی دادرسی، می توان به شناخت مبنا رسید. از آنجا که قانونگذاری بر اساس تعالیم اسلامی بوده و در اسلام، عدالت مبنای امور است، در نظام قضایی ایران نیز عدالت مبنای دادرسی است. دو بعد برای عدالت بیان شده؛ یکی اینکه همه در مقابل قانون یکسان بوده و قانون درباره همه یکسان اجرا می شود و بعد دیگر اینکه هر کس باید به حقش برسد. در این مقاله، با مطالعه تحلیلی توصیفی، ابتدا مبنای دادرسی بیان و سپس در راستای همین مبنا، گفته شده که باید موانع و شرایط طرح دعوی به گونه ای تقنین شود که عدالت ماهوی بر تشریفات غیر ضروری مقدم گردد و آیین دادرسی به ابزاری تبدیل نشود که طرف مقابل با توسل به آن، موجب خاتمه دادرسی عادلانه شود. بنظر از آنجا که احقاق حق هدف اصلی است، می بایست توجهاً به مبنا و اصول بنیادین دادرسی، قوانین دادرسی مدنی به گونه ای اصلاح شود که امکان برطرف نمودن موانع موقت طرح و استماع دعاوی، در جریان رسیدگی فراهم و تا آنجا که امکان داشته، از صدور قرار عدم استماع دعوا جلوگیری نمود، چون قوانین دادرسی وسیله بوده نه هدف، و موضوعیت ندارد.