تاریخ و فلسفه علم به عنوان راهنمای تدریس علوم تجربی با تأکید بر دیدگاه ویتگنشتاین متأخّر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ علم دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
247 - 289
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف این مقاله، بررسی و تبیین نقش رویکرد تاریخی در آموزش ماهیت علم است، با تأکید بر این که این رویکرد نه تنها مکمل دیدگاه طبیعت گرایانه است، بلکه برای فهم عمیق تر «علم در حال ساخت» نیز ضروری است. مقاله در پی آن است که نشان دهد چگونه بهره گیری از تاریخ و فلسفه علم می تواند درک دانش آموزان از ماهیت علوم تجربی را ارتقا بخشد. روش پژوهش شامل تحلیل مفهومی، یعنی ارزیابی ساختار مفاهیم مرتبط با ماهیت علم، و استنتاج پیشرونده است. مقاله بر پایه فلسفه متأخر ویتگنشتاین بنا شده و سه رویکرد اصلی را در ادبیات آموزش علوم بررسی می کند. دیدگاه اجماع بر جنبه های عمومی و کم چالش ماهیت علم تمرکز دارد. دیدگاه شباهت خانوادگی، با الهام از اندیشه ویتگنشتاین، علم را به مثابه نظامی شناختی با شباهت های ساختاری معرفی می کند. دیدگاه تلفیقی، با تکیه بر فلسفه متأخر ویتگنشتاین، علم را نه ساختاری ایستا، بلکه کنشی زبانی در حال شکل گیری می داند؛ کنشی که در آن معنا از طریق کاربرد واژگان در بازی های زبانی خاص پدید می آید. تلفیق جنبه های عمومی و خاص ماهیت علم در این چارچوب، به معنای درک علم به عنوان فعالیتی انسانی، تاریخی و تفسیربردار است؛ فعالیتی که فهم آن وابسته به زمینه های زبانی، فرهنگی و آموزشی است. «علم در حال ساخت» در این نگاه، نه صرفاً پیشرفت نظری، بلکه دگرگونی در شیوه های سخن گفتن، دیدن و داوری کردن است. دلالت های آموزشی مقاله نشان می دهد که آموزش علوم تجربی باید از رویکرد تلفیقی بهره گیرد تا دانش آموزان بتوانند علم را نه صرفاً به عنوان مجموعه ای از حقایق، بلکه به عنوان فرآیندی تاریخی، تفسیری و انسانی درک کنند. ارائه نمونه هایی از تاریخ علم، نقش تفسیرهای جایگزین و بحث برانگیز داده های تجربی را برجسته می سازد و بر اهمیت تربیت علمی مبتنی بر فهم ماهیت پویای علم تأکید می ورزد.







