ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۷۰۱.

حکمرانی سازمانی علوی: چارچوبی بومی برای ارتقای سلامت روانی– معنوی کارکنان در پرتو سیره امام علی(ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۵
چالش های سرمایه انسانی در ایران، تهدیدی راهبردی برای کارآمدی و مشروعیت نظام حکمرانی است. سلامت روانی- معنوی کارکنان به شاخص کلیدی کیفیت حکمرانی تبدیل شده، اما مدل های وارداتی مدیریت منابع انسانی به دلیل بی توجهی به هویت ایرانی- اسلامی ناکام مانده اند. در این راستا، سوالی اصلی پژوهش حاضر این است که «آیا الگوی بومی حکمرانی سازمانی علوی با سه رکن عدالت علوی، معنا در کار و سیاست های منابع انسانی ایرانی- اسلامی می تواند سلامت روانی- معنوی کارکنان را ارتقاء دهد؟». فرضیه اصلی بر تفاوت اثرگذاری این ارکان در بخش های دولتی و خصوصی استوار بوده است. با روش پیمایشی- میدانی و تحلیل سطح پاسخ، داده ها از ۲۳۵ کارمند در استان لرستان جمع آوری شد. نتایج نشان داد در بخش دولتی عدالت علوی مهم ترین پیش بینی کننده سلامت روانی- معنوی است، در حالی که در بخش خصوصی معنا در کار با اثر غیرخطی غالب است. سیاست های منابع انسانی ایرانی- اسلامی نقش زیرساخت و تعدیل کننده مثبت را ایفا می کنند. تحلیل تابع مطلوبیت نیز تأیید کرد که تمرکز بر عدالت در بخش دولتی و بر معنا در بخش خصوصی، بیشترین بازده را دارد. این مدل سه لایه ای نشان می دهد که هر نقص در لایه زیرین (سیاست های منابع انسانی)، اثربخشی کل سیستم را کاهش می دهد. اجرای این الگو می تواند به کاهش فرسودگی، افزایش تاب آوری سازمانی و تقویت سرمایه اجتماعی کمک کند.
۷۰۲.

تحلیل تطبیقی شرط تنصیف اموال زوج در حقوق ایران با رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی در حقوق ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه : شرط ضمن عقد «تنصیف اموال زوج» در صورت امضای زوجین، سبب انتقال تا نصف دارایی اکتسابی زوج در طول زندگی مشترک، به صورت بلاعوض، به زوجه می شود که قیود مطروحه در این شرط، در بیان حدود و شرایط و میزان و نحوه اجرا، نشان از خلأ قانونی نظام اشتراک اموال زوجین دارد. در سوی مقابل، رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی در نظام حقوقی ترکیه، برخلاف شرط تنصیف که صرفاً در موارد طلاق زوجه اعمال می شود، در غیر طلاق نیز بر روابط مالی زوجین حاکم است و فقط اموال اکتسابی زوجین را در معرض تقسیم گذاشته و از تقسیم اموال شخصی، محافظت می کند. لذا این رژیم مالی، در تضاد با اصل استقلال مالی زوجه در نظام حقوقی ایران ارزیابی نمی شود که نکته بسیار مهمی است. سوالی که مقاله حاضر در پاسخ به آن نگارش شده عبارت است از اینکه آیا می توان از رژیم مالی قانونی ترکیه، جهت تکمیل خلاهای شرط تنصیف بهره جست؟ آیا می توان شرط تنصیف را در قالب رژیم مالی نظام بندی کرد و آیا بروز افعال خطایی زوج یا زوجه در کاهش یا رد سهم مالی ایشان مؤثر است یا نه؟   روش: در پاسخ به مسأله پژوهشی و با توجه به تطبیقی بودن موضوع، از روش تحلیل تطبیقی استفاده شده است و البته نگارندگان، از رویکرد توصیفی دست شسته و در تحلیل خود، رویکردی هنجاری را دنبال کرده اند؛ چراکه دغدغه ایشان، یافتن راه حل های هنجاری فنی برای مسائل و چالش های نظام حقوق خانواده ایران بوده است. توضیح اینکه، تحلیل تطبیقی ماهوی و شکلی شرط تنصیف با رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی زوجین در حقوق ترکیه، از نواقص و خلأهای فراوانی در رابطه با نظام مالی حاکم بر روابط مالی زوجین در نظام حقوقی ایران حکایت دارد.   یافته ها: به نظر می رسد اصل استقلال مالی زوجه و عدم تعهد مالی زوجه از یک سو، همچنین تکالیف مالی زوج از سوی دیگر، می تواند پذیرش رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی را در حقوق ایران با چالش مواجه سازد. با بررسی چالش های پیش گفته، می توان قائل بود که حداقل، برخی از نظرهای معتبر فقهی، اراده زوجین را به عنوان منشأ اعتبار آنچه تکلیف انگاشته می شود به رسمیت شناخته و یا حکومت اصل حاکمیت اراده را بر دو اصل پیش گفته مانع، حاکم دانسته است. وانگهی، عقد شرکت در فقه اسلامی میان زوجین معتبر بوده و زوجین می توانند بر مبنای تمایل و توافق خویش، به ویژه در صورت تعدیل دو دسته مانع و چالش پیش گفته، عقد شرکت را نسبت به امور مالی زندگی مشترک، اعمال کنند، چراکه در فقه امامیه، زوجه حق تصرف تام در اموال خویش را دارد و با عنایت به اینکه مصادیق تکلیف مالی زوج، محل بحث و اختلاف نظر است، می توان پذیرفت که زوجه و در واقع قانونگذار با مانعی جهت انعقاد قرارداد مشارکت و پذیرش نظام اشتراک اموال مواجه نیست. به نظر می رسد، در جامعه امروزی نیز عرف، اشتراک در سهم مالی اکتسابی زوجین را منصفانه و قابل پذیرش می داند، چراکه غالباً زنان شاغل بوده و دوشادوش مردان، بار اقتصادی زندگی مشترک را بر دوش می کشند، اما در عمل، ماحصل دارایی در مالکیت مرد وارد می شود که مغایر با عدالت استحقاقی است و شایسته است که رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی در سیستم حقوقی ایران و قوانین خانواده پذیرفته شود.   نتیجه گیری: این نظام مندی روابط مالی زوجین بر اساس اشتراک اموال، همچنان که روابط مالی زوجین را ساماندهی می کند، نسبت به تحکیم روابط غیرمالی زوجین نیز مؤثر خواهد بود. به عنوان مثال، در بررسی دامنه رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی زوجین در حقوق ترکیه، به مواردی بر می خوریم که علاوه بر تبیین قوانین روابط مالی زوجین، خطوطِ قرمز ِخانواده از قبیل سوء رفتار و اخلاق زوجین مانند ارتکاب جرائمی از قبیل زنا یا سوءقصد به جان همسر و قتل وی را تبیین کرده است؛ خطوطی که در تعیین سهم مالی زوج مرتکب آن، مؤثر بوده و آن را تقلیل می دهد. همچنین تقدم زوجه بر سایر وراث، در حق انتفاع و سکونت منزل مشترک، هم چنین اثاثیه منزل مشترک از ماترک متوفی، علاوه بر آن که مانع از فروش ملک توسط سایر وراث و طلبکاران می شود، می تواند از آسیب های متوالی به زوجه و فرزندان پیشگیری کند. صراحت قانون گذاری در بیان مصادیق مذکور ضمن جلوگیری از تشتت آرای قضایی و اعمال سلیقه شخصی قضات، می تواند از بروز اختلافات خانوادگی پیشگیری کند. به عقیده نگارندگان، الگوبرداری از موارد مذکور در حقوق ترکیه ، گام بسیار موثری در جهت تکمیل خلاهای قانونی شرط تنصیف خواهد بود.
۷۰۳.

شبهات مفهومی و مصداقی در قلمرو ضابطه حق و حکم در ساحت حقوق خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه : یکی از بحث های مهم در قلمرو اراده های اشخاص این است که حد نفوذ اراده افراد تا کجاست. این پرسش، در تمام ساحت های حقوقی مطرح می شود اما در برخی موارد مثل حقوق خانواده، به دلیل گسترش ادبیات اباحه گری و حق گرایی در این ساحت، چالش های بیشتری پیدا شده است. همچنین، مسائل حقوق خانواده از این روی که کاربردی تر و چالشی تر محسوب می شود، اهمیت دوچندان پیدا می کند. بنابراین، امکان سنجی نفوذ اراده در گزاره های مبتنی بر اختیار، به ویژه در ساحت خانواده اهمیت خاصی دارد. «اختیار» و «توانه» های اشخاص برای تصرف در شئون خود، اسقاط پذیری، سلب حق یا تحدید آن، در قالب دو دسته «حق» و «حکم» تحلیل می شوند. چند پرسش مهم در این خصوص وجود دارد؛ نخست اینکه آیا این دو تعبیر، یک معنا دارند ولی در دو قالب بیان شده اند یا علاوه بر تفاوت های لفظی، به لحاظ ماهیت و معنا نیز با یکدیگر متفاوت اند. بر مبنای دیدگاهی که این دو را متفاوت از هم می داند، لازم است معیارهای تشخیص و ضوابط تمایزدهنده این دو، به درستی شناخته شود. اگرچه در اصطلاح قانونی نیز، واژه هایی مثل «می تواند» و «حق دارد»، ممکن است به معنای «سلطه و اختصاص» هم مورد استفاده قرار گرفته باشند، اما باید به این نکته مهم توجه شود که در بسیاری از موارد، در الفاظی که قانون به کار برده است، هم ماهیت «حق» و هم ماهیت «حکم» با واژه «می تواند» بیان شده اند؛ بنابراین، نمی توان فقط با استفاده از الفاظ قانونی، ماهیت تسلط و اختیار اشخاص را مشخص کرد؛ بلکه لازم است معیارهای مشخصی وجود داشته باشد تا بتوان به کمک آن ها ماهیت اختیار اشخاص و نیز حد و دامنه نفوذ اراده های اشخاص را مشخص کرد. بنابراین برای بحث درباره مبادی و مبانی حاکم بر قلمرو نفوذ اراده و به سامان کردنِ وضعیت های حقوقی ناشی از ِاعمال اراده و تأثیر اقدام به اسقاط یا تحدید حق، لازم است این ضابطه و ارتباط آن با تحدید اراده زوجین مشخص شود. نتیجه استفاده از معیارهای تشخیص حق از حکم، اوصاف حق و حکم نیز باید به درستی شناسایی شود، زیرا هرکدام از این دو، در موضوع و مورد خود، آثار ویژه ای را به دنبال دارد که در برخی موارد از روی آثار نیز می توان به شناسایی ماهیت حق بودن یا تکلیف بودن پی برد. همچنین، در جایی که هیچ دلیل یا قرینه ای برای تشخیص وجود ندارد، لازم است اصل و قاعده اولیه برای برون رفت از شک و تردید تأسیس شود. تکنیک های تأسیس اصل نیز اهمیت دارد. به عنوان تکمیل مسأله پژوهش، لازم است به این پرسش پاسخ داده شود که تفاوت جوهری قواعد امری از قواعد تخییر کدام است و با چه معیاری این دو دسته از قواعد از یکدیگر متمایز می شوند .   روش ها: این پژوهش در پرتو تحلیل دقیق ماهیت اختیارات اشخاص در ساحت نکاح و نحوه توصیف آن در کلمات فقیهان و با استفاده از روش اَسنادی در گردآوری داده های لازم از منابع معتبر فقهی و حقوقی و نیز با کمک روش توصیفی و تحلیلی در پردازش داده ها انجام شده است.     یافته ها : بررسی نوشتار حاضر نشان می دهد، معیارهای متعددی برای تشخیص ماهیت گزاره های قانونی و فقهی وجود دارد. در برخی موارد ملاحظه شد، زمینه ای که وجود دارد، حق اصطلاحی است اما به لحاظ عارض شدن نکاتی مثل قائم به شخص بودنِ اختیار یا خصوصیتی که در موضوع وجود دارد، امکان نقل آن به شخص دیگر منتفی است. مثل حق قَسم. در مثل این موارد، آنچه محل گفتگو هست، حق است اما جریان برخی از ویژگی های حقِ اصطلاحی (حق در معنای خاص) با مانع مواجه می شود ولی وجودِ مانع، به معنای سلب ماهیتِ حق نمی شود. معیارهایی مثل اسقاط پذیری، مطالبه پذیری و تجزیه پذیری دلالت بهتری دارند. در میان معیارهای یادشده، معیار اسقاط پذیری، معیار قاطع و نهایی محسوب می شود؛ به نحوی که هیچ حقی نیست، مگر اینکه اسقاط پذیر باشد. در کنار توجه به معیارهای یادشده، باید به این نکته مهم هم توجه داشت که گاه قانون گذار، در استفاده از الفاظ، دقت کافی را نداشته و گاه از الفاظ مبهم استفاده کرده است و با توجه به اشتراک لفظ، نوعی مغالطه در نحوه استنباط از قانون به دنبال داشته است. بنابراین در نحوه استناد به الفاظ قانونی، لازم است از این قبیل مغالطه ها و اشتباهات در استفاده از الفاظ دو پهلو اجتناب شود. به این منظور، توجه به معنای حقیقی حق و تشخیص آن از معنای مَجازی حق، اهمیت دارد. همچنین، برای تکمیل معیارهای تشخیص حق از حکم در قلمرو حقوق خانواده، تأسیس اصل در مسأله حاضر بر اصول مهمی مثل اصلِ حکم نبودن، اصل استصحاب، اصل احتیاط در امور مهم (مثل تمامیت جسمانی و جان اشخاص، امور مربوط به حیثیت معنوی و آبروی اشخاص (مثل داده های حساس اطلاعاتی و ارتباطی) و بحث های مربوط به نَسَب و خویشاوندی تکیه دارد.   نتیجه گیری : قواعد امری با ارکان برتر، مصلحت عمومی، نظم عمومی ارتباط دارد و در فرایندی تحمیل گر و همراه با اقتدار پدید می آید. «به لحاظ رکن مادی»، هنجارهایی است که در ساختارها و قالب های حقوقی ظاهر می شود. «به لحاظ رکن روانی»، آمره بودن این قواعد در وجدان حقوقی ریشه دارد. «به لحاظ هدف»، حمایت از ساختارهای حقوقی و منافع عمومی و تأمین حُسن جریان امور و صیانت از امنیت و اخلاق عمومی ازجمله اهداف قواعد امری شمرده شده است. «به لحاظ مضمون»، اگر مضمون مقرره ای ناظر به ساخت ها یا برساخت هایی باشد که برای تنظیم و تنسیق روابط حقوقی و ناظر به ایجاد نظم، صیانت از نظم عمومی در جنبه های حقوقی یا مرتبط با بنیادهای مستحکم فرهنگی و ضمانت اجراهای آن باشد (اخلاق حسنه)، امری محسوب می شود. «به لحاظ شیوه بیان»، حقوق نوشته شده ممکن است متضمن دستور، نهی یا نفی باشد. البته در بسیاری موارد مضامین خبری مثبت (در مقام امر) و منفی (در مقام نهی) شایع تر است، اما منحصر در بیان قانونی نیست و ممکن است از جنبه های حقوق نَرم بهره گرفت. «به لحاظ درجه بندی»، به دلیل وجود سلسله مراتب بین هنجارهای حقوقی و سلسله مراتب نظم عمومی، قواعد امری نیز ممکن است در مقایسه با یکدیگر درجه بندی داشته باشند. قواعد تخییری، تفسیری، تکمیلی، تعویض و اختیاری، برای تکمیل اراده های ناقص یا بیان موارد غفلتِ طرفین رابطه حقوقی و یا تفسیر و تعبیر موارد سکوت است و به قدرت اختیار اشخاص برای توافق برخلاف آن یا اختیار بر اسقاط حق اشاره دارد. لحن (شیوه بیان) قانون گذار، توجه به مضمون قاعده، مصالح حمایت شده و زمینه های هنجاری، امکان دخالت یا عدم امکان دخالت اراده افراد و استفاده از اصل عملی از جمله مهم ترین شیوه های تشخیص قواعد امری از قواعد تخییری در ساحت خانواده به شمار می رود. البته تأسیس اصل کلی در حقوق خانواده موجه نیست. می توان در امور مالی و اموری که مصلحت ویژه ای را تدارک نمی کند، اصل تخییری بودن و در سایر موارد بنا را بر امری بودن گذاشت.
۷۰۴.

از حکومت مطلقه تا ولایت مطلقه فقیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه: اصطلاح «ولایت مطلقه» در چارچوب فقیه (ولایت مطلقه فقیه) دارای شباهت ظاهری و لغوی با «حکومت مطلقه» است؛ نظام سیاسی ای که اغلب با استبداد و تمرکز قدرت بی قیدوبند همراه است. این همپوشانی معناشناختی می تواند باعث تحریف این مفهوم در اذهان عمومی شود و بالقوه راه را برای قرائتی اقتدارگرا یا مستبدانه از حکومت اسلامی هموار کند. هدف اولیه این مقاله، واکاوی این شباهت ظاهری و نشان دادن این امر است که این شباهت صرفاً کلامی است. پرسش اصلی تحقیق این است: چه رابطه ای بین ولایت عامه/مطلقه فقیه و حکومت مطلقه وجود دارد؟ افزون بر این، با توجه به اینکه حکومت های مطلقه امروزه عموماً منحط تلقی می شوند، این مقاله بررسی می کند که آیا آیا نظریه سیاسی اسلام واقعاً می تواند با نظریه حکومت مطلقه سازگاری داشته باشد؟ این تحلیل در پی ارائه درکی واضح و دقیق از ولایت مطلقه فقیه و تمایز قائل شدن بین آن و الگوهای اقتدارگرای قدرت است.   روش : این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی بهره می گیرد. کار را با بررسی ریشه های تاریخی، لغوی و کلامی هر دو مفهوم «حکومت مطلقه» به عنوان یک مفهوم سیاسی غربی و «ولایت مطلقه» (ولایت  مطلقه یا ولایت عامه) در درون فقه امامیه و کلام اسلامی آغاز می کند. این مطالعه با تحلیل آثار فقهای شیعه، سیر تکاملی این اصطلاح و معنای مورد نظر آن را پی می گیرد. سپس این یافته ها را در تقابل با ویژگی های تعیین کننده استبداد سیاسی، آن گونه که در اندیشه و تاریخ سیاسی غرب فهمیده شده است، قرار می دهد تا تفاوت های اساسی را به جای شباهت های صرفاً لغوی شناسایی کند.   یافته ها: ماهیت استبداد سیاسی: در سنت سیاسی غرب، استبداد (مانند نمونه لوئی چهاردهم پادشاه فرانسه) به معنای تمرکز قدرت حاکمیت نامحدود در یک حاکم واحد است که اغلب با «حق الهی پادشاهان» توجیه می شود. این قدرت معمولاً تابع نهادهای کنترل و تعادل قضایی، تقنینی یا انتخابات نیست. اگرچه برخی مورخان استدلال می کنند که سنت ها و عرف ها به عنوان محدودیت های عملی عمل می کرده اند، چارچوب نظری استبداد، هرگونه محدودیت رسمی و قانونی بر اراده فرمانروا را رد می کند؛ معنای «مطلقه» در ولایت فقیه: در درون فقه امامیه، اصطلاحات «ولایت عامه» و «ولایت مطلقه» به صورت مترادف به کار می روند. نکته اساسی این است که واژه «مطلقه» در اینجا وصفی برای قلمرو اختیارات (ناظر بر امور عمومی) است، نه وصفی برای ماهیت آن قدرت (یعنی رها از هر قید و بندی). به این معنا که فقیه ولایت بر امور عمومی جامعه دارد، نه اینکه قدرت او نامحدود باشد. این تمایزی حیاتی است که اغلب در ترجمه نادیده گرفته می شود؛ محدودیت های ذاتی بر اختیارات فقیه:  برخلاف حکومت مطلقه، اقتدار فقیه از نظر مفهومی توسط محدودیت های متعدد و حیاتیِ زیر مقید شده است: پذیرش عمومی: مشروعیت فقیه منوط به رضایت عمومی است که اغلب از طریق انتخابات آزاد متجلی می شود؛ نظارت و پاسخگویی: فقیه و کارگزاران او مشمول سازوکار های نظارتی هستند؛ چارچوب قانون اساسی: اختیارات او توسط میثاق ملی که معمولاً در قالب یک قانون اساسی متجلی می شود، محدود شده است؛ وجوب مشورت (شورا): فقیه موظف است از استبداد دوری کند و با کارشناسان و شوراهای اهل نظر مشورت کند؛ پایبندی به شریعت: حتی پیامبر و ائمه نیز مقید به قانون الهی و عدالت بودند و نمی توانستند خودکامه حکومت کنند. به تبع، اقتدار فقیه زیرمجموعه ای از این ولایت است و بنابراین ذاتاً توسط اصول اسلامی عدالت و عقلانیت محدود شده است؛ رد قدرت خودسرانه: مقاله نتیجه می گیرد که این تصور که قانون اسلام به هر فرد، ازجمله یک فقیه، قدرت مطلق و خودسرانه بر زندگی و اموال مردم اعطا کند، غیرعقلانی است، زیرا این امر به فساد و تباهی اجتماعی می انجامد. افزون بر این، این منطقاً نامعقول است که مردم، نظامی مبتنی بر قانون اساسی تأسیس کنند که مقام ولایت فقیه در آن پیش بینی شده است، اما همان فقیه مجاز باشد فراتر از همان قانون اساسی که مشروعیت بخش مقام اوست عمل کند.    نتیجه گیری: نتیجه گیری مرکزی این است که شباهت بین «ولایت مطلقه فقیه» و «حکومت مطلقه» صرفاً اصطلاحی است، نه ماهوی .  ولایت مطلقه به معنای تأیید تمرکز قدرت خودکامه، مستبدانه یا فردی نیست. در عوض، آن نوع خاصی از اقتدار — یعنی ولایت در امور عمومی — را تعریف می کند که لزوماً و ذاتاً توسط چارچوبی از رضایت عمومی، قانون اساسی، مشورت اجباری و اصول الهی عدالت، محدود شده است. بااین حال، مقاله یک خطر مهم را تصدیق می کند: قابلیت تبدیل شدن به قرائتی اقتدارگرا از ولایت فقیه. اگر اختیارات فقیه تا حدی شبه الهی گسترش یابد، او از نظارت مصون دانسته شود و اطاعت بی قیدوشرط از او خواسته شود، در عمل به همان حکومت مطلقه ای تبدیل می شود که ادعای مخالفت با آن را دارد؛ بنابراین، صحت این مفهوم کاملاً به تفسیر و اجرای آن در چارچوبی از کنترل ها و موازنه ها بستگی دارد. فهم صحیح و منطبق با شریعت از ولایت فقیه، اساساً با مدل کلاسیک حکومت مطلقه ناسازگار است.
۷۰۵.

From Symbolism to War Crime: Legal Analysis of the Evin Prison Attack under International Humanitarian Law(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
In June 2025, Israeli airstrikes on Evin Prison in Tehran killed more than 80 civilians, including detainees, staff, and visiting family members. The attack provoked strong international condemnation, notably from France, due to its civilian toll and the absence of a credible military justification. The present article examines the strike's legality under international humanitarian law (IHL), with particular emphasis on the principles of distinction and proportionality as codified in Additional Protocol I to the Geneva Conventions. Using a descriptive-analytical approach, this paper argues that the Evin attack lacked a legitimate military objective and violated the fundamental requirement of Article 48 to distinguish between civilian and military targets. Israel’s claim of “symbolic” intent falls short of IHL standards and highlights the absence of lawful military necessity. While detention facilities may, in some contexts, be misused as human shields, no such justification existed in this case. The strike appears politically and psychologically motivated, potentially amounting to acts of terror against civilians. In accordance with Article 8 of the Rome Statute and relevant IHL instruments, the attack constitutes a war crime due to breaching the principles of proportionality and distinction. Rigorous legal analysis and comprehensive documentation are essential to advancing individual criminal responsibility, including through mechanisms such as universal jurisdiction.
۷۰۶.

تصمیم گیری ها و تحول نظم قضایی در پرتو کاربست هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
با پیشرفت سریع فناوری هوش مصنوعی و گسترش نفوذ آن در حوزه های مختلف، یکی از مسائل حیاتی و بحث برانگیز، امکان به کارگیری هوش مصنوعی در نظام قضایی و بررسی توانایی جایگزینی آن با قاضی انسانی است. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می شود که افزایش حجم پرونده ها، پیچیدگی قوانین و نیاز به تصمیم گیری سریع و دقیق، فشار قابل توجهی بر سیستم قضایی وارد کرده و بهره گیری از ابزارهای هوشمند می تواند به ارتقای کارایی، کاهش خطا و تسریع فرآیند دادرسی کمک کند. با این حال، داوری قضایی صرفاً اجرای مکانیکی قانون نیست و مستلزم تفسیر قواعد، تحلیل اخلاقی، رعایت اصول انصاف و ایجاد تعادل میان عدالت صوری و ماهوی است؛ ویژگی هایی که فهم و اعمال آن ها برای ماشین محدود و پیچیده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت ها، فرصت ها و تهدیدهای هوش مصنوعی در تصمیم گیری های قضایی و ارزیابی امکان جایگزینی آن با قاضی انسانی، با رویکرد توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. نتایج نشان می دهد سامانه هایی مانند چت جی پی تی، کیس تکست، لگال ربات و کایرا می توانند ابزارهای مؤثری برای پردازش اطلاعات، تحلیل داده های حقوقی و پشتیبانی از تصمیم گیری قضایی باشند، اما به دلیل ناتوانی در درک عمیق مفاهیم عدالت، تفکر مستقل حقوقی و قضاوت اخلاقی، قابلیت ایفای نقش کامل یک قاضی را ندارند. بنابراین، هوش مصنوعی می تواند به عنوان مکمل و ابزار کمکی برای قاضی انسانی مورد استفاده قرار گیرد، اما جایگزینی کامل آن با چالش های جدی و بنیادین مواجه است و نیازمند بازنگری های حقوقی و اخلاقی گسترده است.
۷۰۷.

متغیرهای بیرونی تأثیرگذار بر اعدام در جرایم مواد مخدر با نگاهی به موازین حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه و هدف: نظام حقوقی ایران همانند بعضی کشورهای دیگر، در خصوص برخی جرایم مواد مخدر، مجازات اعدام را پیش بینی کرده است که در این راستا ضرورت حذف مجازات اعدام از نظام حقوقی ایران، منطبق با تعهدات بین المللی و حقوق بشری می باشد. مواد و روش ها: این پژوهش، با روش میدانی و تطبیقی به بررسی متغیرهای بیرونی تأثیرگذار بر نظام کیفردهی مجازات اعدام در مواد مخدر می پردازد. در این راستا، با تحلیل محتوای اسناد و مدارک از جمله پرونده های قضایی محکومان به اعدام و مصاحبه با قضات و وکلای متخصص در این حوزه، بهره برده شده است. ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت و امانتداری رعایت شده است. یافته ها: باور عمومی آنس ت که قضات در مقام صدور حکم، کاملا تابع قانون هستند و به هیچ وجه از مؤلفه های فراتر از متن قانون همچون سوء سابقه متهمین و وضعیت اجتماعی، تأثیر رسانه ها و.... تأثیر نمی پذیرند، امّا پاره ای مطالعات تجربی گویای آن است که در برخی موارد، قضات متأثر از این متغیرهای فراقانونی، تعیین مجازات می کنند. نتیجه : متغیرهای فراقانونی ممکن است در احکام صادره از جانب قضات مؤثر واقع ش ود. فلذا پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این پرسش است که شاخصه های خاص فراقانونی از جمله سوء سابقه متهم، نقش رسانه ها و یا خودِ قاضی رسیدگی کننده، چه تأثیری بر روند فرایند کیفری جرأییم مواد مخدر مستوجب اعدام در ایران دارد.
۷۰۸.

ارزیابی جامعه شناختی سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت؛ از منظر اهداف و رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۴۸
مقاله به بررسی سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت می پردازد. پرسش درباره انتظارات از چنین الگویی، نقش بسزایی در ارزیابی کیفیت آن دارد؛ چراکه مهم ترین قصد نگارش این گونه اسناد پرکردن خلاءهای نظری کشور در حوزه پیشرفت است. از این منظر، پیش فرض اصلی تهیه این سند، عدم تحقق برخی مقاصد جامعه ایران طی ادوار گذشته به رغم اجرای نسبی الگوهای مرسوم توسعه است. بعلاوه، سند جدید باید دیدگاه های نوینی در نسبت با اسناد بالادستی گذشته پیشِ روی جامعه قرار دهد و نمی تواند به تکرار و تأیید دانسته های پیشین بسنده نماید، بلکه می بایست، رویکردهای گره گشا و خلاقانه آن در مقایسه با سند چشم انداز کشور در افق بیست ساله (1384-1404) قابل ارزیابی و اتکا باشد. همچنین، سند باید بتواند نسبت خود را با سند 2030 روشن نماید. پیگیری پرسش های مذکور که با استفاده از روش های تحلیل اسنادی و تحلیل تطبیقی صورت گرفته است، نشان می دهد سند مذکور نسبت به تجربه شکل گیری تمدن غربی و تمدن های پیشامدرن عنایت چندانی ندارد تا حدودی به جانب لیبرالیسم اقتصادی و فردگرایی روش شناختی متمایل شده است، به رغم تأکید بر مبانی اسلامی فاقد منطق درونی و بیرونی منسجم برای تحقق اهداف اعلام شده است، تفاوت قابل توجهی نسبت به اسناد مشابه داخلی نداشته و موضع دقیقی در قبال اسناد بیرونی اتخاذ نکرده است و درنتیجه از تأمین انتظارات موجود ناکام خواهد ماند.
۷۰۹.

رسانه های آنلاین جماعتی در روستاهای ایران: یک مطالعه میدانی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۵
این پژوهش باهدف کاوش در ساختار، کارکرد و ظرفیت های رسانه های جماعتی در روستاهای ایران انجام شد تا نشان دهد این رسانه ها چگونه، باوجود محدودیت های مالی، آموزشی و نهادی، توانسته اند نقش هایی کلیدی در فرهنگ، اجتماع و توسعه ایفا کنند. در این پژوهش، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد و با دوازده سردبیر فعال رسانه های روستایی از نقاط مختلف کشور، مصاحبه هایی عمیق و نیمه ساختاریافته انجام گرفت. چارچوب مفهومی تحقیق مبتنی بر چهار مبنای نظری شامل «رسانه های جماعتی»، «خبرنگاری آنلاین»، «سرمایه اجتماعی» و «ارتباطات توسعه» طراحی شد. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی موردبررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که سردبیران روستایی بدون آنکه تصویری دانشگاهی از مفاهیم رسانه ای داشته باشند در حال اجرای این مفاهیم هستند و رسانه های روستایی، با ساختارهای کوچک، مشارکتی و کم هزینه، توانسته اند به شکلی چشمگیر مخاطبان محلی خود را جذب کنند و ارتباطی پایدار با آن ها برقرار کنند. این رسانه ها با دوری از حاشیه های سیاسی، تمرکز بر نیازها و دغدغه های واقعی مردم و تعامل نزدیک و صمیمی با مخاطبان، جایگاهی ویژه در دل جامعه محلی پیدا کرده اند. امروزه این رسانه ها صرفاً خبررسان نیستند؛ بسیاری از آن ها پا را فراتر گذاشته اند و در پروژه های زیرساختی، فعالیت های اجتماعی، تقویت فرهنگ بومی و افزایش اعتماد در جامعه نقش داشته اند. این پژوهش نشان می دهد که رسانه های جماعتی روستایی نه تنها آینه ای از جامعه محلی اند، بلکه به نیروهایی فعال تبدیل شده اند که در مسیر توسعه جامعه شان قدم برمی دارند.
۷۱۰.

واکاوی مفهوم هویت ملی در آستانه فرا رسیدن مشروطه: بازخوانی روزنامه انجمن تبریز (۱۳۲۴ق)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۳
پیروزی انقلاب مشروطه در سال ۱۳۲۴ قمری، فراتر از یک دگرگونی سیاسی، زلزله ای در ارکان معرفت شناختی و تعریف کیستیِ ایرانیان بود که گذار پرمخاطره از ساحت «رعیت بودگی» به ساحت «ملت بودگی» را رقم زد. در این میان، جریده «انجمن تبریز»، نه صرفاً به عنوان یک رسانه، بلکه به مثابه زبان گویای یکی از کانون های اصلی تحول، نقش بی بدیلی در صورت بندی نوین هویت ملی ایفا کرد. با این حال، واکاوی لایه های زیرین این روزنامه در سال های ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۶ قمری، نشان از نبردی پارادایمیک میان سنت و مدرنیته دارد؛ جایی که مفاهیم نوین میهنی با رسوبات دیرپای اندیشه پدرسالارانه در هم می آمیزند. این مقاله بر آن است تا با مداقه در ادبیات سیاسی این جریده، نشان دهد که چگونه هویت ملی در آستانه مشروطیت، در برزخ میان «حقوق شهروندی» و «عطایای ملوکانه» متولد شد و زبان مطبوعاتی آن عصر، چگونه آیینه تمام نمای این گذار تاریخی و تناقضات نهفته در دل آن گردید.
۷۱۱.

خاطره ای به نام وطن: ایران در سروده های شاعران عصر صفوی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
در عصر صفوی، بسیاری از شاعران ایرانی به دلایل اقتصادی و فرهنگی راه هجرت به هند را در پیش گرفتند. این مهاجرت بزرگ، تجربه ای دوگانه از امید و رنج را برای آنان رقم زد و در عین حال، مفهوم «وطن» را در اشعارشان به گونه ای عمیق و عاطفی بازتاب داد. برای این شاعران، وطن نه یک مرز سیاسی یا جغرافیایی، بلکه فضایی از خاطرات، دلبستگی های عاطفی و هویت شخصی بود. ایران در اشعار آنان، گلزاری از یادها و دلتنگی هاست که در غربت رنگین تر و زنده تر می شود. این مقاله، با بررسی اشعار شاعرانی چون صائب تبریزی، کلیم کاشانی، وحشی بافقی و دیگران، نشان می دهد که چگونه تجربه مهاجرت و دوری از زادگاه، مفهوم وطن را از یک واقعیت جغرافیایی به یک حالت درونی و احساسی تبدیل کرد. در این سروده ها، ایران نه تنها سرزمینی است که شاعر از آن دور افتاده، بلکه بخشی از هویت اوست که در غربت بیش از پیش احساس می شود. این نگاه عاطفی و خاطره محور به وطن، لایه ای تازه به ادبیات عصر صفوی می افزاید و نشان می دهد که چگونه شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه، مفاهیم بنیادین مانند وطن را در ذهن و زبان شاعران شکل می دهد.
۷۱۲.

بهینه سازی چندهدفه پویای سبد دارایی های کربن زدایی شده تحت عدم قطعیت ژئوپلیتیک با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری ترکیبی و یادگیری عمیق بازگشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۳
گذار به اقتصاد کم کربن موجب ظهور طبقه ای جدید از دارایی های مالی با عنوان «دارایی های کربن زدایی شده» شده است. مدیریت پرتفوی این دارایی ها به دلیل عدم قطعیت ژئوپولیتیکی، نوسانات سیاست های اقلیمی و ماهیت پویای بازارهای انرژی و کربن با چالش های جدی مواجه است. این پیچیدگی ها نیازمند رویکردهای تطبیقی و داده محور هستند که توانایی مدیریت محیط های غیرایستا را داشته باشند. این مقاله چارچوبی برای بهینه سازی چندهدفه پویا ارائه می دهد که در آن ترکیبی از الگوریتم های فراابتکاری(NSGA-II، PSOو تفاضل تکاملی) و شبکه های عصبی بازگشتی عمیق (LSTM/GRU) برای پیش بینی و تصمیم گیری به کار گرفته شده است. این مدل به گونه ای طراحی شده است که هم وابستگی های زمانی و هم رفتار تصادفی بازار را در نظر بگیرد. مدل پیشنهادی به طور هم زمان بازده پرتفوی، شدت کربنی و ریسک ژئوپولیتیکی را بهینه می کند. نتایج نشان می دهد که رویکرد ترکیبی پیشنهادی در مقایسه با چارچوب کلاسیک مارکویتز، به ویژه در شرایط بسیار نوسانی و عدم قطعیت بالا، پرتفوی های پایدارتر و کارآمدتری ارائه می دهد. یافته ها بر اهمیت ترکیب هوش مصنوعی با بهینه سازی تکاملی در تصمیم گیری مالی پایدار تأکید دارند.
۷۱۳.

تحلیل نقش اقتصاد رفتاری دیجیتال در طراحی محصولات مالی هوشمند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۳
این پژوهش با هدف تحلیل نقش اقتصاد رفتاری دیجیتال در طراحی محصولات مالی هوشمند انجام شده است. در دهه اخیر، گسترش فناوری های مالی، هوش مصنوعی و کلان داده ها موجب تحول اساسی در ساختار خدمات مالی و نحوه تصمیم گیری کاربران شده است. در این میان، رفتار مالی افراد بیش از گذشته تحت تأثیر سوگیری های شناختی، محدودیت های عقلانیت و عوامل هیجانی قرار گرفته است که می تواند منجر به تصمیمات غیرکارا در بازارهای مالی شود.اقتصاد رفتاری دیجیتال به عنوان یک رویکرد نوین میان رشته ای، با ترکیب اصول اقتصاد رفتاری و ابزارهای تحلیل داده های پیشرفته، امکان تحلیل دقیق تر رفتار کاربران و طراحی مداخلات هدفمند برای بهبود تصمیم گیری مالی را فراهم می سازد. این پژوهش با رویکرد مروری–تحلیلی، نقش مؤلفه هایی همچون معماری انتخاب، تلنگرهای رفتاری ، شخصی سازی خدمات مالی، الگوریتم های یادگیری ماشین، تحلیل رفتار لحظه ای کاربران و طراحی رابط های کاربری هوشمند را در توسعه محصولات مالی هوشمند بررسی می کند.یافته های پژوهش نشان می دهد که به کارگیری اقتصاد رفتاری دیجیتال می تواند به بهبود کیفیت تصمیمات سرمایه گذاری، افزایش رفاه مالی افراد، کاهش خطاهای شناختی، ارتقای سواد مالی دیجیتال و افزایش شفافیت در تعاملات مالی منجر شود. همچنین، این رویکرد در بهینه سازی تجربه کاربری و افزایش اثربخشی پلتفرم های مالی نقش مهمی ایفا می کند. با این حال، چالش هایی نظیر نقض حریم خصوصی داده ها، سوگیری الگوریتمی، وابستگی بیش از حد کاربران به سیستم های هوشمند، و مسائل اخلاقی مرتبط با دستکاری رفتاری نیز از جمله محدودیت های مهم این حوزه محسوب می شوند. در نهایت، این پژوهش بر ضرورت تلفیق دقیق ملاحظات رفتاری، فناورانه و اخلاقی در طراحی نسل جدید محصولات مالی هوشمند تأکید می کند.
۷۱۵.

پیمان آماسیه: چگونه ایران و عثمانی حقوق بین الملل مدرن را بنیان نهادند

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۴۴
پیمان آماسیه در سال ۱۵۵۵ میلادی (۹۶۲ هجری قمری) در شهر آماسیه واقع در آناتولی میان دو قدرت بزرگ منطقه، دولت صفوی ایران به رهبری شاه تهماسب اول و امپراتوری عثمانی به فرماندهی سلطان سلیمان قانونی، منعقد شد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی نشان می دهد این پیمان پس از دهه ها درگیری نظامی و رقابت مذهبی-سیاسی میان این دو قدرت به امضاء رسید و برای نخستین بار مرزهای مشخصی به عنوان حاکمیت سرزمینی میان این دو امپراتوری تعریف کرد. این معاهده نه تنها به جنگ های متناوب پایان داد، بلکه چارچوب حقوقی جدیدی برای روابط دو کشور بنا نهاد که تأثیرات آن تا قرن ها بعد قابل مشاهده است. نتیجه آنکه پیمان آماسیه را می توان الگویی پیش گام در عرف دیپلماتیک دولت محور و زمینه ساز تحولات بعدی حقوق بین الملل در جهان اسلام و حتی فراتر از آن به شمار آورد.
۷۱۶.

اهمیت و نقش نشانگرهای فراگفتمان تبادلی در گفتمان علمی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۷
مطالعه مقالات علمی، به عنوان ژانر اصلی تولیدات علمی و ابزار مهم تبادل اطلاعات در بین اعضای جامعه علمی در طی چند دهه گذشته مورد توجه روزافزون واقع شده است. در گفتمان علمی، ساختار و انسجام متنی ایجاب می کند نویسندگان به طور مناسب از فراگفتمان و انواع آن شامل فراگفتمان تبادلی و برهم کنشی و راهبردهای آنها به طور مناسب بهره برند. در پژوهش حاضر، با رویکردی پیکره بنیان و براساس انگاره هایلند به واکاوی مقوله فراگفتمان تبادلی در مقالات علمی پژوهشی فارسی در حوزه علوم انسانی پرداخته می شود تا از این رهگذر به اهمیت و نقش عنصر فراگفتمان تبادلی در گفتمان علمی فارسی پی برده شود. بدین منظور، تعداد 800 جکیده مقاله علمی پژوهشی از 16 حوزه علوم انسانی از پرتال جامع علوم انسانی را به صورت تصادفی انتخاب کرده و مورد تحلیل قرار دادیم. بررسی داده ها اهمیت کاربرد فراگفتمان در متن را آشکار می سازد به نحوی که در میان هر 15 واژه به کار رفته در مقالات علمی پژوهشی، به طور تقریبی، یک نشانگر فراگفتمان تبادلی یافت می شود. همچنین تجزیه و تحلیل پیکره حاکی از آن است که قالب نماها بیشترین راهبرد فراگفتمان تبادلی استفاده شده در پیکره مورد بررسی بوده و گذارها و ابهام زداها با فاصله اندکی از آن در رتبه های بعدی واقع می شود و نشانگرهای درن متنی و گواه نماها کمترین فراوانی را در پیکره به خود اختصاص می دهد. در نهایت نیز پیشنهادات و اصلاحاتی برای مطابقت بیشتر انگاره هایلند با ویژگی های گفتمان علمی فارسی ارائه می گردد.
۷۱۷.

بدنِ «داش آکل»: یک خوانش سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۶۹
داش آکل، قهرمان ماندگار داستان کوتاه صادق هدایت، نه فقط یک شخصیت ادبی، که عرصه ای برای نبرد ایدئولوژیک بر سر هویت، قهرمانی و حافظه سیاسی در ایران معاصر است. این مقاله با بهره گیری از رویکردهای نظریِ مطالعات بدن، قدرت انضباطی و زیست سیاستِ میشل فوکو به تحلیل تطبیقی دو روایت متضاد از داش آکل می پردازد: روایت غالب و مسلطِ هدایت و روایت های شفاهی در میان مردم شیراز، جایی که داش آکلِ تاریخی در آن می زیسته است. فرض اصلی مقاله این است که دگردیسی داش آکل از یک یاغیِ ناقص عضو در روایات عامه به قهرمانی بی نقص در روایت هدایت، تصرفی ایدئولوژیک بود که در بستر گفتمانیِ مدرنیته و ملت سازیِ دوران پهلویِ اول معنادار می شود. این فرایند مستلزم سیاسی زداییِ نظام مند از بدن قهرمان، از زخم ها و تمایلات جنسیِ غیرهنجاری تا مرگ سیاسی او بود تا به نمادی «محترم» و سازگار با آرمان های هویت ملیِ نوظهور بدل شود. این مقاله نشان می دهد که چگونه بدن داش آکل همچون بایگانیِ زنده تاریخ و متنی فرهنگی عمل می کند که قدرت های اجتماعی، هنجارهای ملی گرایانه و امیال سرکوب شده جنسی بر آن حک شده اند و درک کامل این شخصیت، مستلزم توجه به هر دو روایتِ غالب و جایگزین است.
۷۱۸.

L’instance narratrice dans L’Insoutenable légèreté de l’être et La Plaisanterie de Milan Kundera(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۵
Dans l’analyse narratologique inspirée de Gérard Genette, l’instance narratrice désigne la voix qui raconte. Les romans de Milan Kundera, tels que La Plaisanterie et L’Insoutenable légèreté de l’être, illustrent deux formes très différentes de cette instance, qui traduisent l’évolution de l’art romanesque de cet auteur tchèque et sa conception philosophique du récit. Dans La Plaisanterie, la narration est polyphonique ; quatre narrateurs-personnages racontent tour à tour leur vécu. Chacun est un narrateur intradiégétique et homodiégétique, offrant une focalisation interne propre. Cette multiplicité détruit la voix unique du narrateur omniscient et fait du récit un ensemble de perspectives subjectives où se construit la vérité. Dans L’Insoutenable légèreté de l’être, Kundera adopte une voix extradiégétique, souvent confondue avec celle de l’auteur. Le narrateur intervient, commente et interroge ses personnages, créant une métalepsie qui relie le plan de la fiction à celui de la réflexion philosophique. Selon la perspective genettienne, Kundera déplace la fonction de l’instance narratrice, de la pluralité homodiégétique de La Plaisanterie à la voix extradiégétique et métanarrative de L’Insoutenable légèreté de l’être. Dans les deux cas, la narration n’est pas une imitation du réel mais un laboratoire d’expérimentation existentielle. Ainsi, selon la perception de Genette, Kundera transforme la narration en un instrument de pensée : l’instance narratrice devient l’espace où le roman expérimente le « champs des possibilités humaines ».
۷۱۹.

Performance Analysis of Elite Taekwondo Athletes by Data Clustering and Semi-Supervised Prediction Approaches(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۲
The purpose of this paper was to analyze the performance of elite taekwondo athletes using machine learning approaches to achieve three objectives: categorizing performance into four clusters ranging from excellent to poor, identifying key physical characteristics influencing performance, and predicting medal-winning potential in world competitions. This study employs the National Olympic Academy dataset of Iranian taekwondo athletes’ physical fitness and anthropometric records from 1996 to 2019 to develop descriptive and predictive models. In datasets comprising 999 female and 1560 male records, SOM-means and SOM-spectral clustering algorithms achieved average test efficiencies of 80%, for Silhouette, and 20% for Davies-Bouldin in the female dataset, and 79% and 34% respectively, in the male dataset, identifying four performance clusters based on physical attributes and medal distribution. A semi-supervised learning model with the CPLE-Learning algorithm demonstrated medal prediction capabilities, with accuracy rates of 68%, 59%, and 73% for predicting gold, silver, and bronze medals in the female dataset, and 58%, 61%, and 54% in the male dataset. These findings highlight the effectiveness of machine learning in sports performance analysis, offering valuable insights for managing taekwondo athletes and enhancing physical preparation strategies.
۷۲۰.

شناسایی و دسته بندی ریسک ها در صندوق های بازنشستگی ایران؛ ارزیابی و کنترل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳
پیشینه و اهداف: صندوق های بازنشستگی به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام تأمین اجتماعی کشور، نقشی اساسی در تأمین معیشت آتی بیمه شدگان و بازنشستگان و تاب آوری اجتماعی دارند. در سال های اخیر افزایش امید به زندگی، تغییرات جمعیتی، نوسانات اقتصادی و چالش های ساختاری موجب افزایش نگرانی ها درباره پایداری مالی این صندوق ها شده است. بحران های مالی برخی صندوق ها در کشورهای مختلف، اهمیت مدیریت ریسک را به عنوان ابزاری کلیدی برای حفظ کارایی و تداوم فعالیت آن ها دوچندان کرده است. در این راستا، شناسایی دقیق ریسک ها و ارائه مدلی برای ارزیابی و کنترل آن ها می تواند به ارتقای کارایی مدیریتی و اتخاذ سیاست های پیشگیرانه کمک کند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی، طبقه بندی، ارزیابی و ارائه مدلی جامع برای کنترل ریسک های مؤثر بر عملکرد صندوق های بازنشستگی ایران است. روش شناسی: پژوهش حاضر ماهیتی ترکیبی (کیفی و کمّی) دارد. در مرحله کیفی، با استفاده از رویکرد نظام مند نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین و از طریق مصاحبه های عمیق ساختاریافته با خبرگان و مدیران باسابقه در زمینه صندوق های بازنشستگی، داده ها گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. در مرحله کمّی، به منظور اعتبارسنجی مدل استخراج شده، پرسش نامه ای محقق ساخته براساس یافته های مرحله کیفی طراحی و بین جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران و پژوهشگران حوزه صندوق های بازنشستگی توزیع شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای تخصصی انجام شد. یافته ها : نتایج حاصل از تحلیل داده ها به شناسایی و طبقه بندی ریسک ها در قالب ۷ مقوله اصلی و ۳۳ زیرمقوله منجر شد. این مقوله ها شامل (۱) ریسک های مالی و اقتصادی؛ (۲) ریسک های مدیریتی و سرمایه گذاری؛ (۳) ریسک های قانونی و سیاسی؛ (۴) ریسک های عملیاتی و سازمانی؛ (۵) ریسک های تکنولوژیک و اطلاعاتی؛ (۶) ریسک های اجتماعی و جمعیتی؛ و (۷) ریسک های بین المللی است. مدل نهایی ارائه شده از سازه ها از طریق شاخص های روایی و پس از سنجش اعتبار تأیید شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که مدیریت اثربخش ریسک های شناسایی شده می تواند به طور معناداری در حفظ پایداری مالی و عملکرد مطلوب صندوق های بازنشستگی نقش آفرینی کند. از مهم ترین راهکارهای پیشنهادی می توان به بهبود فرایندهای مدیریتی و سرمایه گذاری، اصلاح قوانین و مقررات حمایتی، استفاده هوشمندانه از فنّاوری های نوین و توسعه نظام های نظارتی و ارزیابی عملکرد اشاره کرد. این مدل می تواند به عنوان چهارچوبی عملیاتی برای تصمیم گیران و سیاست گذاران در جهت کاهش آسیب پذیری صندوق های بازنشستگی و ارتقای کارایی آن ها به کار رود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان