بررسی تطبیقی نقش گسترده عقل عملی در اندیشه اخلاقی ایمانوئل کانت و ملاصدرا
حوزههای تخصصی:
قوای انسان به باور کانت از «شناخت» و «میل» و «درک کننده لذت و ألم» تشکیل شده است؛ شناخت به سه قوه فاهمه (عقل نظری) و عقل عملی و حکم تقسیم می شود. چنانچه فاهمه واجد مقولات شروط شناخت می باشد، عقل عملی نیز سه شرط پیشین اختیار و قانون و دستور مطلق دارد. از نظر ملاصدرا «عقل نظری» و «عقل عملی» فاقد ساختار پیشین؛ اولی وظیفه شناخت و دومی از شأنی وظیفه شناخت احکام اخلاقی و از شأنی به تعدیل نفس می پردازد. نظریه دو اندیشمند از سویی تشابهی مانند نقش دستیابی عقل عملی به قوانین اخلاقی، ثبات و عمومیت قوانین اخلاقی برآمده از عقل عملی برخوردار است؛ از سوی دیگر امتیازات دارد: کانت دو ساحت مجزا برای عقل نظری و عقل عملی باور دارد و براهین الاهیاتی و فراروی از حس را اختصاصی عقل عملی می داند. ملاصدرا هر دو گونه از عقل را شئون عالیه نفس واحد می داند و عقل عملی را آزادی بخش عقل نظری دستیابی به مراحل عالی از شناخت و سعادت حقیقی را از جانب عقل نظری می داند؛ سؤالاتی همانند اینکه آیا در نظام اخلاقی کانت «توجیه»، «صدق»، «دلیلیت» و «کلیت و استثناناپذیری» احکام اخلاقی به درستی تأمین می شود، پیش می آید که در اندیشه ملاصدرا به دلیل برخورداری عقل عملی از نظر شناختی جواب دارد. روش پژوهش متن حاضر، کتابخانه ای و به گونه تحلیلی توصیفی بوده است.







