ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۱۹۴۱.

ارزیابی میزان تحقق پذیری طرح توسعه ی شهری بوشهر با تأکید بر کاربری های عمومی به روش بهترین-بدترین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۷
تهیه ی طرح های شهری همواره نیازمند شاخص هایی است که نشان دهد در هر لحظه در چه مختصاتی نسبت به چشم انداز طرح قرارگرفته است؛ چرا که برنامه ریزی فرایندی است که با تهیه طرح خاتمه نیافته؛ بلکه از طریق ارزیابی، اقدامات و تصمیم گیری های مجدد ادامه می یابد. هدف این پژوهش، ارزیابی میزان تحقق پذیری کاربری های عمومی پیشنهادی طرح توسعه ی شهری بوشهر، در 2 مقیاس شهر و ناحیه ی 6 بوشهر است. پژوهش حاضر از نوع هدف توصیفی_تحلیلی است و شیوه گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی بوده است. در مطالعات کتابخانه ای از اطلاعات بازنگری طرح تفصیلی شهر بوشهر (مصوب سال 1391) و مطالعات اولیه بازنگری طرح جامع شهر بوشهر (1399) استفاده شده و در مطالعات میدانی، ابزار امتیازدهی به مؤلفه های مؤثر در تحقق پذیری کاربری های عمومی پیشنهادی طرح توسعه ی بوشهر، پرسشنامه بوده که به واسطه ی 30 نفر از اساتید بومی گروه شهرسازی و مدیران ارشد شهری بوشهر تکمیل شده است. به منظور وزن دهی به مؤلفه های مؤثر در تحقق پذیری کاربری های عمومی پیشنهادی طرح توسعه ی شهری بوشهر از روش BWM که در سال 2016 توسط رضایی ارائه شده، استفاده گردیده و در جهت حل محاسبات از نرم افزار Lingo استفاده شده است. محدوده ی موردمطالعه در پژوهش حاضر شهر بوشهر و ناحیه ۶ بوشهر است. یافته های پژوهش حاضر حکایت از آن دارد که عمده ی پیشنهادات طرح توسعه ی شهری بوشهر در قالب کاربری های عمومی، به طور کامل محقق نشده است و کاربری های عمومی به صورت متوازن در بین نواحی شهر بوشهر توزیع نگردیده است. از میان معیار ها و مؤلفه های مؤثر بر تحقق پذیری کاربری های عمومی شهر بوشهر، معیار مالکیت اراضی (نظامی، اوقافی، خصوصی و...) بیشترین میزان اثرگذاری را در عدم تحقق کاربری های عمومی پیشنهادی در سطح شهر بوشهر و ناحیه ی 6 داشته است.
۱۹۴۲.

تصحیح انتقادی دیوان عالی گیلانی با تأکید بر ساختار زبانی و ویژگی‌های سبک هندی در شعر او(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۲۱۲
عالی گیلانی از شاعران برجسته ی سبک هندی از خطه ی گیلان است .دیوان شاعر از حیثدارابودن تشبیهات و صور خیال کم نظیر در میان اشعار شیعی حایز اهمیت است .عالی به دوره یصفویه و دوره ی کم لطفی به ادیبان تعلق دارد . دوره ایی که شاعران و سخنوران به دلیل بی توجهایی شاهان صفوی به شاعران علیرغم میل باطنی رنج غربت را به جان خریده و راهی دیار هندو هامی شوند . که این هجرتها سبکی را تحت عنوان سبک هندی به وجود می آورد .سبکی با تشبیهاتفراوان و گاه دور از ذهن .شاعران برای خوش آمد پادشاهان هند به ماراتونی عجیب و غریب دستمی زنند .عالی حدود بیست سال رنج غربت و غم ها را به جان می خرد و در پایان برای جاودانکردن اثر خود در زمان شاه عباس دوم به موطن خویش باز می گردد .ابیات نغز و لطیف شاعرمملو از ارادت قلبی وی به مولایش علی (ع) و پس از آن به خاندان مطهرش است
۱۹۴۳.

Analyzing the Impact of Laws and Regulations on the Urban Planning Process with a Focus on the Regeneration of Deteriorated Urban Fabrics (Case Study: Qazvin City)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
A considerable share of dysfunctions in the social, economic, physical–functional, and decision-making systems of deteriorated urban fabrics in many countries, including Iran, originates from the absence, weakness, or inadequacy of laws and regulations. These instruments, designed to guide legislators and urban decision-makers in controlling development, promoting social justice, and ensuring a safe and livable environment, often fail to achieve their intended goals due to shortcomings, contradictions, or conflicting objectives. Qazvin, chosen as the case study for this research, is one of Iran’s historic cities and a pioneer in urban planning. Nevertheless, its deteriorated urban fabric is of particular importance given its scale, proximity to heritage assets and valuable urban spaces, and the severity of its physical and social challenges. This study examines the existing laws and regulations, their impacts on physical–functional, socio-cultural, economic, decision-making, and environmental–natural systems, and evaluates their influence on the regeneration of Qazvin’s deteriorated urban fabric. The research pursues two main objectives: (1) to address or mitigate problems arising from the enactment or implementation of relevant laws and regulations, and (2) to identify potential solutions to enhance their effectiveness. To achieve this, impact analysis techniques were employed alongside the Delphi method to propose strategies for improvement. Findings highlight the crucial role of laws and regulations in urban regeneration. Drafting such frameworks requires a comprehensive, multidimensional approach grounded in the needs of residents. Success depends on active community participation, the application of appropriate analytical tools, and collective decision-making to address the intertwined physical, social, economic, and environmental dysfunctions of deteriorated areas.
۱۹۴۴.

راهبردهای توسعه اقتصاد فرهنگ در اقلیم فرهنگی مکران و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۸۲
توسعه اقتصاد فرهنگ به عنوان یکی از شاخص های اصلی سنجش توسعه یافتگی نظام فرهنگی منطقه ای و ملی می تواند به رفع چالش های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مناطق کمک کند. پژوهش حاضر در پی راهبردهای توسعه اقتصاد فرهنگ در اقلیم فرهنگی مکران و بلوچستان است که از ظرفیت های چشمگیر آن در حوزه اقتصاد فرهنگ، بهره شایسته برده نشده است. هدف از انجام این پژوهش ضمن شناسایی ظرفیت ها، پس ران ها و پیش ران های توسعه اقتصاد فرهنگ در این اقلیم، دستیابی به راهبردهایی برای توسعه اقتصاد فرهنگ در این منطقه و افزایش نقش آفرینی آن در توسعه اقتصاد فرهنگ کشور در سطح جهانی است. یافته های پژوهش، حاصل تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمون داده های گردآوری شده با روش مطالعه کتابخانه ای، اسنادی و میدانی است. بر این اساس، توسعه اقتصاد فرهنگ در این اقلیم با اتخاذ راهبردها و سیاست هایی در سطوح مختلف کلان، میانی و خرد همراه است ازجمله: توسعه زیرساخت ها؛ گسترش روابط درون اقلیمی و برون اقلیمی؛ بهره گیری از مشارکت محلی در تمام سطوح؛ برندسازی اقلیم؛ بهره گیری از مشارکت نهادها و سازمان های موجود و جدید. به علاوه پشتیبانی سیاست هایی که این اقلیم را به عنوان عضوی از شبکه اقلیم واحد فرهنگی ایران در نظر گرفته و به ارزش افزایی فرهنگی در مراحل مختلف زنجیره ارزش صنایع فرهنگی توجه داشته باشند، ضروری به نظر می رسد. چرا که حاصل توسعه منطقه ای یا اقلیمی در کل شبکه اقلیم های واحد فرهنگی ایران بسط می یابد و درنتیجه چرخه توسعه فرهنگی ملی، اقلیمی و محلی، جایگاه کشور را در اقتصاد فرهنگ جهانی تقویت می کند.
۱۹۴۵.

نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) در بحران فروش در صنعت بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۹۰
گرچه نظام بانکی کشور متعهد به اجرای اسناد بالادستی است و همواره سعی داشته است مجری منشورهای اخلاقی مدون خود باشد، اما یک پیشنهاد مطلوب برای ترویج مسئولیت اخلاقی در بانک ها و نهادینه سازی بیشتر این فرهنگ مفید و موثر در نظام بانکی کشور، آن است که بانک مرکزی با تدوین مجموعه ای از کدهای اخلاقی، آن ها را جهت اجرا به شبکه بانکی ارائه دهد. تدوین و ابلاغ این کدها و در ادامه نظارت و ارزیابی و رتبه بندی بانک ها قادر خواهد بود رقابتی در بین بانک ها در انجام فعالیت های اخلاق مدار جهت کسب رتبه های برتر به وجود آورد. از این رو هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) در بحران فروش در صنعت بانکداری ایران است. پژوهش حاضر، از نوع کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفته است. برای شناسایی نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) بر بحران فروش بانکی، اقدام به استخراج عوامل شکل دهنده بحران اخلاقی(اجتماعی) که بر روی بحران فروش بانکی موثر هستند پرداختیم. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع قضاوتی بوده است. در این نمونه گیری هدفمند قضاوتی، قصد ما انتخاب مواردی است که با توجه به هدف پژوهش، اطلاعات زیادی داشته باشند، لذا مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 15 نفر از جامعه بانکداری (مدیران تحقیق و توسعه و مدیران بانکداری شرکتی بانک های تجاری خصوصی) انجام شده است. برای بررسی حجم نمونه کیفی از روش نمونه گیری نظری تا مرحله اشباع داده ها استفاده نمودیم. عوامل شکل دهنده بحران اخلاقی(اجتماعی) که بر روی بحران فروش بانکی موثر هستند، در قالب در قالب ۲ تم اصلی، ۲ تم فرعی و 21 مفهوم استخراج شدند. یافته ها نشان داد که مولفه های تاثیرگذار بحران اخلاقی (اجتماعی) که منجر به بحران فروش بانکی می شوند عبارتند از: عوامل اجتماعی و محرک های داخلی (اخلاقی). نتایج نشان داد عواملی اجتماعی مانند تغییر انتظارات و تغییر نگرش سرمایه گذاران و مشتریان ، نرخ بالای بیکاری و کاهش سرمایه اجتماعی بانکها (عدم اعتماد به بانک ها بخاطر عدم توجه به مسایل مورد اهمیت مردم (اقتصادی و سیاسی و ..) بعلاوه عوامل اخلاقی از جمله فساد داخلی بانکی در میان کارکنان در ارتباط با مشتریان، ارتباط نامناسب با مشتریان و عدم رضایتمندی مشتریان از خدمات بانکی ، رفتار غیر اخلاقی و صرفا منطبق با منطق اقتصادی و عدم وام دهی مبتنی بر اعتماد در نهایت بیشترین فراوانی در تشدید بحران فروش بانکی دارند.
۱۹۴۶.

Proust et l'Iran : Étude des dynamiques de réception, Résistances et enjeux dans le contexte littéraire iranien(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۸
La seconde moitié du XXe siècle témoigne de l’avènement des théories de la réception, qui réhabilitent le rôle du lecteur comme acteur central dans l’élaboration du sens de l’œuvre littéraire, rompant avec les approches traditionnelles axées sur l’auteur ou le texte. Cet article s’inscrit dans cette perspective critique en mobilisant les concepts fondamentaux de Hans Robert Jauss, tels que l’« horizon d’attente » et l’« écart esthétique », pour examiner la réception d’À la recherche du temps perdu de Marcel Proust en Iran. À partir d’une analyse rigoureuse des contributions critiques et académiques produites par l’intelligentsia iranienne – critiques littéraires, traducteurs, universitaires, écrivains –, il interroge l’influence de l’œuvre proustienne sur la littérature persane et, en cas d’absence d’impact significatif, en identifie les causes sous-jacentes. Les résultats mettent en lumière une réception contrastée : en France, l’écart esthétique initial entre l’horizon d’attente des lecteurs et celui de l’œuvre s’est progressivement mué en une jouissance esthétique, témoignant d’une fusion réussie entre ces deux horizons. En revanche, en Iran, cet écart persiste, empêchant l’intégration de l’univers proustien dans les canons littéraires persans. Cinq facteurs principaux sont avancés pour expliquer cette réception limitée : la complexité stylistique de l’écriture proustienne, son intraduisibilité, un décalage thématique et conceptuel, l’élitisme exclusif de sa réception, et le manque d’ouvrages de vulgarisation en langue persane. En identifiant ces obstacles, cet article propose une analyse renouvelée des dynamiques sous-jacentes à la réception littéraire contrastée de Proust.
۱۹۴۷.

تحلیل هستی شناختی کرامت انسانی و نسبت آن با تفضیل در آیه تکریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
آیه تکریم (اسراء/۷۰ )، از آیات بنیادین قرآن در تبیین منزلت انسان در نظام آفرینش است که با دو تعبیر «تکریم» و «تفضیل»، به کرامت ذاتی و برتری انسان بر سایر مخلوقات اشاره دارد. این پژوهش با هدف تبیین هستی شناختی کرامت انسانی و تحلیل مفهومی نسبت آن با تفضیل، درصدد قرائتی منسجم و دقیق از آیه تکریم است. این تحقیق با روش مطالعه کتابخانه ای و حل مسئله تحلیلی-تفسیری، مبتنی بر تفسیر موضوعی، به آن می پردازد. فهم روشن تر از حقیقت کرامت ذاتی و نسبت آن با برتری های نسبی انسان می تواند پایه ای نظری برای بازخوانی نظام ارزش گذاری انسانی در قرآن و دفاع عقلانی از مبانی حقوق بشر در نگاه توحیدی فراهم کند. بر اساس یافته های پژوهش، کرامت انسان در این آیه، موهبتی الهی، همگانی، غیرقابل سلب و متعلق به ذات نوع انسان است که در وجود همه افراد بشر به صورت بالقوه نهاده شده است. این کرامتْ تنها در صورت فعلیت یافتن از طریق حرکت اختیاری انسان در مسیر کمال، می تواند منشأ بهره مندی از حقوق و شئون انسانی گردد. در ادامه، «تفضیل» به مثابه تجلی بیرونی کرامت انسان در مقایسه با سایر مخلوقات تحلیل شده و روشن گردیده است که این دو مفهومْ در نسبت طولی با یکدیگرند. همچنین تفسیر واژه «کثیر» در عبارت <فَضَّلْناهُمْ عَلى کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا> ناظر به فراوانی مفضَّل علیه است نه تحدید دایره آن، تا از آن نفی برتری نوع انسان بر برخی مخلوقات مانند فرشتگان را نتیجه گرفت.
۱۹۴۸.

آیا متافیزیک عامل اصلی بحران های اکولوژیکی است؟ نقد فلسفی- فرهنگی مقاله تاریخی لین وایت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
در سال های اخیر در علم فیزیک فرضیه وجود جهان هایی جز جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی چون نظریه ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی رشد یافته و نحوه شکل گیری این جهان ها در چهار سطح تبیین شده است. به نظر می رسد ساله ا پیش از مطرح شدن چنین نظریه هایی در فیزیک، فیلسوفانی مانند لایب نیتس به وجود جهان هایی دیگر در فلسفه خویش اذعان کرده اند و وجود آنها را ممکن پنداشته اند. در تفکر لایب نیتسی این نظریه که با نام جهان های ممکن شهرت دارد، در ارتباط با حقایق عقلی (در برابر حقایق واقعی) تبین شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان گرایی و فعلیت گرایی ارائه کرده اند. مسئله ای که پژوهش پیش رو در پی پاسخ آن است، میزان تطبیق پذیری نظریه جهان های بسیار در فیزیک و فلسفه است. واقعیت آن است که درباره ماهیت علمی یا فلسفی فرضیه جهان های بسیار نمی توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته های پژوهش نشان می دهد که می توان نظریه جهان های بسیار را نظریه ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می پردازند، اما مکمل یکدیگر هستند و ما را در حل معضل چیستی و کیفیت وجود جهان های بسیار یاری می رسانند.
۱۹۴۹.

مارگارت آرچر: مورفوژنز فرهنگی و عاملیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
مقدمه و اهداف: مارگارت آرچر با تمرکز بر عاملیت، فرهنگ و ساختار و با تأکید بر تعاملات پیچیده این سه حوزه، چشم اندازی متمایز برای تحلیل مسائل اجتماعی و فرهنگی ارائه می کند. او با اتخاذ رویکردی تلفیقی، میان مقوله های ساختار، فرهنگ و عاملیت تمایز قائل می شود و براساس اصل «دوگانه انگاری تحلیلی» توضیح می دهد که این سه ساحت، ماهیت های مستقل اما از نظر علّی وابسته به یکدیگرند. چهارچوب اصلی آرچر، یعنی «مورفوژنز فرهنگی» یا تکوین شکل فرهنگی، فرآیند تغییر و ثبات در فرهنگ، ساختار و عاملیت را در بستر زمان توضیح می دهد و نشان می دهد چگونه تعامل طولی میان ساختارهای پیشین و کنش های انسانی می تواند به تحول یا بازتولید پدیده های اجتماعی منجر شود. در اندیشه او، ساختار متشکل از موقعیت ها، نقش ها، قدرت، منافع و روابط مادی است؛ فرهنگ شامل باورها، معانی و قضایای معرفتی می شود؛ و عاملیت قلمرو تصمیم، کنش و بازاندیشی انسانی را تشکیل می دهد. او با بهره گیری از رویکرد شناختی، فرهنگ را به دو سطح افکار سازگار و ناسازگار تقسیم می کند و نشان می دهد که کنشگران چگونه در تعاملات فرهنگی−اجتماعی خود بر یکدیگر اثر می گذارند و می توانند مورفوژنز را رقم بزنند. هدف پژوهش حاضر تحلیل چندسویه نظریه آرچر و بررسی قابلیت آن در مطالعه پدیده های اجتماعی و فرهنگی انقلاب مشروطه ایران است. انقلاب مشروطه، به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران، صحنه بروز گفتمان ها، منازعات فرهنگی و تلاش های جمعی برای اصلاحات سیاسی و اجتماعی بود. نوآوری این پژوهش در کاربرد نظریه ای غربی بر یک تجربه تاریخی−اجتماعی ایرانی است تا از این رهگذر، ابعاد تازه ای از پویایی های فرهنگی و ساختاری مشروطه آشکار و محدودیت های این نظریه نیز مشخص شود. روش تحقیق: تحقیق حاضر با روش توصیفی−تحلیلی تدوین شده است. در این روش به توصیف دقیق یک پدیده یا موضوع پرداخته می شود و سپس به تحلیل و تبیین دلایل و روابط بین عناصر آن پدیده می پردازند. درواقع، روش تحقیق حاضر، روشی ترکیبی شامل دو رویکرد توصیفی و تحلیلی است. از این رو، در تحقیق حاضر، ابتدا چهارچوب نظری آرچر از زوایای متعدد تدوین شد. سپس منابع تاریخی مرتبط با انقلاب مشروطه، از جمله کتاب ها، مقالات بررسی و اطلاعات دقیق درباره رویدادها، افراد، گروه ها و ایده های مرتبط با مشروطه جمع آوری شد و با گزاره های کلی نظری آرچر انطباق داده شد تا نشان داده شود چگونه مفاهیم نظریه آرچر می توانند به فهم بهتر پویایی های انقلاب مشروطه کمک کنند. در این روش، تلاش شد تا با استفاده از شواهد تاریخی و مفاهیم نظری، یک استدلال منسجم و قانع کننده ارائه شود. در این راستا، تحلیل ها بر تعامل میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و سیاسی انقلاب متمرکز شد تا فرآیندهای مورفوژنز و مورفوستازیس فرهنگی−ساختاری به وضوح تبیین شوند. همچنین، تلاش شد روابط میان گروه های مختلف اجتماعی و ائتلاف های موقت آنها با عناصر ساختاری و فرهنگی بررسی شود تا نشان داده شود چگونه همگرایی ها و تضادها در شکل گیری نتایج انقلاب نقش داشتند. به این ترتیب، تحقیق حاضر نه تنها به توصیف رویدادها، بلکه به فهم سازوکارهای عمیق تغییرات فرهنگی و ساختاری در چهارچوب نظریه آرچر می پردازد و یک استدلال منسجم و قانع کننده ارائه می کند. نتایج: انقلاب مشروطه ایران را می توان در چهار مرحله از منظر مورفوژنز فرهنگی آرچر تحلیل کرد. این انقلاب نمونه ای از تعامل پیچیده میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بود. مرحله اول، شامل شکل گیری نارضایتی های فرهنگی و اجتماعی است. ناکارآمدی ساختار سلطنت و تضاد میان ایده های نوگرایانه و فرهنگ سنتی، زمینه را برای ورود عاملیت انسانی به عرصه تغییر فراهم کرد. در واقع، این انقلاب با اتحاد موقت گروه های سنتی (روحانیون، ایلات) و مدرن (روشنفکران، تجار) در پاسخ به ناسازگاری های ساختاری (استبداد، نفوذ خارجی) و فرهنگی (سنت در برابر تجدد) آغاز شد؛ مرحله دوم، سازماندهی عاملیت ها و شکل گیری گروه های ذی نفع فرهنگی و سیاسی بود؛ روشنفکران ایده های نو را از طریق شوراها، انجمن ها و مطبوعات ترویج دادند و با روحانیون مشروطه خواه همصدا شدند و تلاش کردند حمایت گروه های اجتماعی و اقتصادی را جلب کنند. در این مرحله، کنشگران با بازتفسیر و بازترکیب عناصر فرهنگی موجود، آگاهی تأملی متفاوت این گروه ها، از فراتأمل تا تأمل خودمختار و تأمل ارتباطی، موجب کنش های جمعی همچون تحصن ها و فتح تهران شد؛ مرحله سوم با اوج گیری بحران و منازعات ساختاری مشخص می شود؛ تضاد میان سلطنت و گروه های متحد باعث شد ائتلاف ها و کشمکش های قدرت فرهنگی−سیاسی شدت گیرد و محدودیت های عاملیت انسانی برای ایجاد تغییر عمیق آشکار شود؛ مرحله چهارم، شکل گیری نتایج و پیامدهای نهایی بود؛ قانون اساسی تصویب شد و ساختارهای نوظهور فرهنگی و سیاسی تثبیت نسبی یافتند؛ اما بسیاری از عناصر فرهنگ سنتی حفظ شدند. به همین دلیل، به جای تحقق مورفوژنز عمیق، صرفاً مورفوستاز فرهنگی رخ داد و تغییر بنیادین در نظم فرهنگی−سیاسی حاصل نشد. در مجموع، انقلاب مشروطه نشان می دهد که حتی با کنش جمعی و اتحاد موقت گروه های سنتی و مدرن، تثبیت تغییرات ساختاری و فرهنگی مستلزم همگرایی پایدار، نهادسازی قوی و درونی سازی ایده های مدرن در سطح اجتماعی است. بحث و نتیجه گیری: انقلاب مشروطه ایران نمونه ای روشن از تعامل پیچیده میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است. اگرچه گروه های مشروطه خواه توانستند اتحاد موقت شکل دهند و مجلس و قانون اساسی را برقرار کنند، این دستاوردها عمدتاً در سطح نهادی و نمایشی باقی ماند. ائتلاف ها تنها در مرحله کنش جمعی اولیه موفق بودند و هرگز به عاملیت جمعی پایدار تبدیل نشدند. اختلافات ایدئولوژیک میان روحانیون، روشنفکران و تجار، فقدان طبقه متوسط مستقل، نهادهای مدنی قوی و ذهنیت شهروندی باعث شد که تغییرات ساختاری نتواند در سطح واقعی قدرت تثبیت شود و سلطنت استبدادی، با وجود ظاهر مشروطه بازتولید شود. در سطح فرهنگی نیز، ایده های نوین مشروطه همچون حاکمیت قانون، تفکیک قوا و حقوق شهروندی وارد گفتمان رسمی شدند؛ اما جامعه نتوانست آنها را درونی کند. روابط شخصی گرا، وفاداری قبیله ای و ذهنیت رعیتی همچنان غالب ماند و تنها پوششی مدرن بر ساختارهای سنتی ایجاد شد. براساس نظریه آرچر، این وضعیت نمونه ای از مورفوستاز فرهنگی−ساختاری است. تغییرات اولیه و ظاهر نهادی تحقق یافت؛ اما تحول عمیق و پایدار در نظم اجتماعی و فرهنگی رخ نداد. تحلیل مشروطه از منظر آرچر نشان می دهد که مورفوژنز واقعی مستلزم وجود عاملیت جمعی پایدار، همگرایی فرهنگی−ساختاری و پشتیبانی گسترده اجتماعی است. بدون این عوامل، انقلاب ها ممکن است صرفاً دستاوردهای سطحی و موقت داشته باشند؛ درحالی که ساختارها و فرهنگ سنتی با پوششی نوین بازتولید می شوند؛ همان گونه که تجربه مشروطه به روشنی نشان می دهد. تقدیر و تشکر: نویسنده از تمامی استادان، پژوهشگران و منابع علمی مورد استفاده در تحقیق حاضر، و همچنین، از هیئت تحریریه مجله صمیمانه سپاسگزاری می کند. تعارض منافع: نویسنده تأیید می کند که هیچ گونه تعارض در تهیه و نگارش این مقاله وجود ندارد.
۱۹۵۰.

مقایسه اثربخشی برنامه تقویت بنیان خانواده و آموزش شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کفایت اجتماعی نوجوانان 13 تا 14 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
دوره‌ی نوجوانی از دوره‌های بحرانی و پیچیده از زندگی پس از کودکی است؛ که معمولاً از 11 تا 12 سالگی آغاز می‌شود و در 18 تا 21 سالگی خاتمه می‌یابد. پژوهش حاضر در نظر دارد به این موضوع بپردازد که آیا بین آموزش برنامه‌ی تقویت بنیان خانواده[1] و درمان‌شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر کفایت اجتماعی هویت نوجوانان 13- ۱۴ سال تفاوت معناداری وجود دارد؟ این تحقیق، بر مبنای هدف، کاربردی و، بر مبنای روش، از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعه‌ی آماری پژوهش حاضر شامل کلیه‌ی نوجوانان 13 تا 14 سال مدارس متوسطه دوره‌ی اول شهر بیرجند در سال 1403 می‌باشد که از میان آن‌ها 45 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب و با توجه به توان آزمون 80% و خطای 05/0 و اندازه‌ی اثر متوسط برای هر گروه 15 نفر در نظر گرفته شد. سپس افراد تصادفی در سه گروه آموزش‌شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (15 نفر)، آموزش برنامه‌ی تقویت بنیان خانواده (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. پرسش‌نامه‌ی‌ کفایت اجتماعی توسط نوجوانان هر سه گروه تکمیل شد. یافته­ها نشان داد آموزش‌شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی تأثیر قابل ‌توجهی بر بهبود کفایت اجتماعی نوجوانان دارد. این نوع آموزش با افزایش خودآگاهی اجتماعی و هیجانی، کاهش تکانشگری و تقویت خودتنظیمی هیجانی و بهبود مهارت‌های حل مسئله‌ی اجتماعی به نوجوانان کمک می‌کند تا روابط اجتماعی مؤثرتر و سالم‌تری داشته باشند. در مجموع، ذهن‌آگاهی نوجوانان را قادر می‌سازد تا با تأمل بیشتری به موقعیت‌های اجتماعی پاسخ دهند و تعاملات مثبت‌تری را تجربه کنند که این امر موجب ارتقای سلامت روانی و اجتماعی آنان می‌شود
۱۹۵۱.

خوانشی لاکانی از نحوه ادراک مدرنیته و شکل گیری الگوی اسلامی-ایرانی دولت مطلوب در آراء آیت-الله طالقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
در طول تاریخ اندیشه سیاسی به ویژه پس از دوران مدرنیته، انواع مختلفی از نظم سیاسی-اجتماعی، در جهت پیشرفت جوامع اروپایی از سوی نظریه پردازان غربی ارائه گشته است که تاثیر به سزایی بر نوع حکومتها و دولتهای کل جهان داشته اند؛ اما از آنجایی که این اندیشه هابا الگوی ایرانی-اسلامی همخوانی نداشته، نوعی سردرگمی میان روشنفکران ایرانی به بار آورده است که تازمان حاضر نیز هنوز پاسخ قطعی برای حل آن ارائه نشده است.آیت الله طالقانی به مثابه یکی از برجسته ترین نواندیشان دینی دوران انقلاب،اگر چه به طور صریح اشاره زیادی به نوع الگوی حکومت مطلوب در جهت پیشرفت اسلامی-ایرانی نداشته اند،اما با بررسی آثار ایشان می توان موانع و همچنین راهکارهای رسیدن به پیشرفتی که هم خوان با الگوی اسلامی ایرانی باشد را دریافت.لذا پژوهش حاضر با واکاوی افکار طالقانی در سه قالب امر واقع، خیالی و نمادین، به عنوان گامی در جهت تبیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انجام شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره گیری از الگوی سه گانه لاکانی از یک سو به بررسی این مسئله می پردازد که آیت الله طالقانی چه نوع حکومتی را برای پیشرفت جامعه ایرانیِ معتقد به دین اسلام عرضه می دارد و سوی دیگر به موانع حکومت پهلوی بر سر راه سعادت انسان و جامعه که هدف نهایی پیشرفت است،در دیدگاه ایشان می پردازد.روش تحقیق مبتنی بر استراتژی تحلیلی-توصیفی بر مبنای مطالعات کتابخانه ای استوار است و نتایج آن نشان می دهد آیت الله طالقانی دموکراسی مبتنی بر شورا را مدل حکومتی مطلوب برای پیشرفت انسان و جامعه می داند و آن را به عنوان جانشینی برای نمونه های مطروحه غربی معرفی می نماید.
۱۹۵۲.

توسعه دیپلماسی علم مبتنی بر زیست بوم جدید ارتباطات علم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶
در دهه های اخیر، فناوری و رسانه های جدید تغییرات زیادی در زیست بوم ارتباطات علم ایجاد کرده اند. این تغییرات نه تنها بر روند ارتباط دانشمندان و عموم مردم تأثیر گذاشته اند، بلکه در دامنه دیپلماسی علم نیز موثر بوده اند. در واقع، دیپلماسی علم هم متاثر از این تغییرات و نوعی از «دیپلماسی جدید» است که موجب شده است که وظایفی که به طور سنتی توسط بازیگران صریح مانند وزارت امور خارجه و خدمات دیپلماتیک و کنسولی انجام می شد توسط بازیگران ضمنی و غیرنهادی و با استفاده از نسل دوم ارتباطات علم نیز انجام شود. این مقاله که به روش مرور روایتی انجام شده است به دنبال پاسخ به این سوال است که تغییرات جدید در ارتباطات علم چه تاثیری بر دیپلماسی علم می گذارد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا ۱۳۸ منبع از پایگاه های معتبربین المللی مورد بررسی قرار گرفت که پس از حذف ۷۴ منبع به دلیل نامرتبط بودن چکیده و متن به سوال پژوهش، ۶۴منبع مرتبط برای بررسی نهایی درنظر گرفته شد. این مقاله سعی دارد با مرور روندهای تجربی و نظری این حوزه به نقش تازه ای که ارتباطات علم در دیپلماسی علم ایفا می کند بپردازد و بدین منظور مدل مفهومی برای جایگاه جدید ارتباطات علم در دیپلماسی علم ارائه می کند. ابتدا، زیست بوم جدید ارتباطات علم مورد بررسی قرار می گیرد، سپس اثرات این تغییرات و هم زیستی ارتباطات علم نسل اول و دوم بر روی دیپلماسی علم تبیین می شود. در نهایت، با تکیه بر این مدل مفهومی، تأثیر تکثر واسطه ها و چالش های جدید این زیست بوم بررسی می شود.
۱۹۵۳.

تحلیلی بر شاخص های شهر دوستدار کودک با تأکید بر فضاهای آموزشی (مطالعه موردی: دبیرستان های متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۸۹
هدف از پژوهش حاضر، بررسی شاخص های شهر دوستدار کودک با تأکید بر فضاهای آموزشی در دبیرستان های متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. پژوهش حاضر با جامعه آماری حدود 4588 نفر از دانش آموزان دختر و پسر از 27 دبیرستان متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب نمونه ای ۳00 نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای محقق ساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازه ای تأیید شده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. داده ها با روش های تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. مدل سازی معادلات ساختاری نشان می دهد که بین شاخص های شهر دوستدار کودک، رابطه ای قوی و معنادار وجود دارد، به طوری که داده ها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج را تأیید می کند. در این میان، شاخص «محیط آموزشی» با امتیاز 159/17، قوی ترین رابطه را با شاخص شهر دوستدار کودک در دبیرستان های متوسطه دوم اسلام آباد غرب دارد. پس از آن، شاخص های «محیط کالبدی» با امتیاز 515/15، «محیط اجتماعی» با امتیاز 837/12 و «محیط روان شناختی» با امتیاز 952/8 قرار دارند که نشان دهنده تأثیر این شاخص ها بر مدارس دوستدار کودک در دبیرستان های متوسطه دوم اسلام آباد غرب است. به طور کلی نتایج نشان داد که محیط آموزشی دارای بیشترین تأثیر بوده و محیط روان شناختی کمترین تأثیر را داشته است. 
۱۹۵۴.

مطالعه ای درباره مفهوم «جنگ» در تابلوهایِ قحطی از حسین بهزاد و تَلی از مردگان از فرانسیسکو گُویا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۷
مصائب جنگ بر کسی پوشیده نیست و با نگاهی گذرا به تاریخ هنر شاهد آثاری هستیم که به روایت های مختلف به جنگ پرداخته اند و این امر حاکی از این موضوع است که هنرمندان در مقام عضوی از جامعه ، اوضاع جامعه شان را منعکس می کنند. پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم جنگ در تابلوهایِ «قحطی» از حسین بهزاد و «تَلی از مردگانِ» از گُویا، و براساس رویکرد بازتاب و در مطالعه ای تطبیقی فراهم آمده است؛ نیز طرز نگاه این هنرمندان به جامعه و بازتاب اوضاع اجتماعی را در آثارشان تحلیل کرده است. همچنین در پیِ پاسخ به این پرسش است که وقایعِ اجتماعی چگونه در این آثار تجسد یافته؟ این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی بهره برده و با جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و الکترونیکی، به قصدِ تحلیل کیفی داده ها، پژوهش مذکور را سامان داده است. جامعه آماری تحقیق، متشکل از آثار دو هنرمند نام برده است که از میان آثارشان، دو نمونه به صورتِ هدفمند انتخاب شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که هنرمندانِ مزبور توجه خاصی به مشکلات طبقه فرودست جامعه داشته اند و این، از روحیه دغدغه مند ایشان برآمده است؛ و به تبعِ چنین نگاهی، آثارشان به مثابه آینه تمام نمای اجتماع است. هر دو هنرمند در قبال وقایع جامعه شان با حساسیّتی ویژه به بازتاب واقع نمایِ متأثر از سُننِ فرهنگی که در متن جامعه در جریان بوده و خود در آن زیسته اند، پرداخته اند. مشابهت های فرمی و محتوایی شکل گرفته در این دو اثر، فارغ از احتمالِ اقتباس بهزاد از اثر گُویا در طول سفر سیزده ماهه اش به پاریس، همچون «توارد» برداشت شده است.
۱۹۵۶.

تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان از دیدگاه کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۰۵
امروزه کشورهای توسعه یافته از تمام ظرفیت های خود در جهت ارتقا زیرساخت ها و ایجاد فضاهای خلاق در مسیر بهبود خلاقیت کودکان به عنوان یکی از معیارهای مهم در توسعه استفاده می نمایند. کودک خلاق می تواند ظرفیت های مناسبی را برای محیط خود ایجاد نماید و از این توانایی خود در سایر سنین نیز بهره مند شود. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان است. پژوهش حاضر در سال 1402 با روش دلفی و جامعه تحقیق متشکل از کاربران فضاهای مسکونی انجان شده است. که در چارچوب مصاحبه ای باز و به روش نمونه گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی انتخاب شد و به تحلیل دیدگاه ها در نرم افزار SPSS26 پرداخته شده است. در آخر باتوجه به ضرایب بدست آمده از متغیرهای پژوهش به تولید گراف ها توسط نرم افزار گفی پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در مجموع 5 مؤلفه محیطی مؤثر بر خلاقیت کودکان در فضاهای مسکونی مشخص شدند. این 5 مؤلفه عبارتند از: کالبدی، اجتماعی، طراحی، روانشناختی و امنیت. توجه به مسائل محیطی می تواند باعث خودشناسی در میان کودکان جهت بروز خلاقیت شود. مسائل محیطی می تواند به عنوان یک عامل محرک باعث کشف خلاقیت شود و از طرفی خود زمینه جهت پرورش و بهبود توانایی های کودکان در حوزه خلاقیت را فراهم نماید
۱۹۵۷.

درآمدی بر چهارچوب های حقوقی مسئولیت کیفری برای سیستم های هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۴۷۳
با توسعه فنّاوری، موجودات هوشمند مصنوعی تقریباً در تمامی حوزه های زندگی روزمره ما استفاده شده اند. انتظار می رود این موجودات، که در حال حاضر در خدمت انسان ها هستند و کارهایشان را آسان می کنند، در آینده به مرتبه انسانی برسند و بتوانند برخی حرفه ها را انجام دهند. این پیشرفت ها پرسش های حقوقی و کیفری متعددی را نیز به همراه دارند. این که وضعیت حقوقی موجودات هوشمند مصنوعی چیست، در جرایمی که براثر استفاده از آن ها ایجاد می شود، مسئولیت کیفری متوجه چه کسی است و نقش آن ها در روند دادرسی کیفری به چه صورت است، ازجمله سؤالاتی است که نیاز به پاسخ دارند. هدف از این مطالعه، ارائه یک ارزیابی کلی درمورد این پرسش ها با درنظرگرفتن مقررات قانونی است. روش شناسی مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی صورت گرفته است. در این مطالعه، به این نتایج دست یافته ایم که موجودات هوشمند مصنوعی در جایگاه «اموال» قرار دارند، نمی توان آنها را به دلیل جرایم ناشی از استفاده از آن ها مسئول دانست و اگرچه سهم مهمی در روند دادرسی کیفری دارند، نمی توانند جایگزین سوژه های دادرسی (قاضی، دادستان، وکیل) شوند. در این چهارچوب، مقررات حقوقی فعلی تا حد زیادی توانایی رفع مشکلات به وجودآمده را دارند. بااین حال، اگر موجودات هوشمند مصنوعی به منزله موجودیتی کاملاً مستقل و خودآگاه به مرتبه «انسان» برسند، به تغییرات بنیادین در نظام حقوقی ما نیاز خواهد بود.
۱۹۵۸.

حقوق کیفری در چالش عبور از واقعیت مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۳۶
این مقاله در مقام بررسی خطرات استفاده از فنّاوری واقعیت مجازی به منظور دستیابی به اهداف حقوق کیفری است. در گام نخست با بررسی مطالعات علمی برای تعیین ماهیت واقعیت مجازی آن را یک فنّاوری عصبی غیرتهاجمی شناسایی کرده است که واجد هوش مصنوعی با ریسک بالاست. در عین حال، آن را یک فنّاوری عصبی تغییردهنده معرفی می کند که امکان تغییر آنچه مردم آن را به منزله واقعیت درک می کنند دارد. از این امکان تحت عنوان «واقع گرایی» یاد می شود که بیانگر غوطه ورشدن احساسی کاربر در یک تجربه مجازی است. نتایج این ظرفیت سه خطر کلیدی را آشکار می کند که عبارت اند از: 1) قابلیت جمع آوری داده های گسترده و ذخیره شده در طول استفاده از آن؛ 2) توانایی واقعیت مجازی برای بازتولید ذهنی تجربه «فیزیکی» آواتار در کاربر؛ 3) ظرفیت درخور توجه آن برای دست کاری افراد. در گام دوم این مقاله فعالیت های مجرمانه بالقوه را در محیط های مجازی با تمرکز بر نقض حریم خصوصی ذهنی و دست کاری کاربران بررسی کرده و درنهایت پیشنهاد می شود که حقوق کیفری باید برای تعریف «خط قرمز» استفاده وسیع از واقعیت مجازی توسط شهروندان مداخله کند و یک چهارچوب قانونی برای جرم انگاری آسیب ها و خطرات مرتبط با آن ترسیم کند؛ بنابراین تدوین یک سیاست کیفری جامع و مانع که متضمن قوانین کیفری متناسب با فنّاوری درحال تحول مذکور است ضروری به نظر می رسد . 
۱۹۵۹.

ارائه الگویی برای بهبود ارزیابی کنترل های داخلی و سیستم های حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۴۳
کنترل های داخلی، فرآیندی جهت حصول اطمینان برای دستیابی به اهدافی مانند اثربخشی، کارایی عملیاتی، قابلیت اتکای گزارشگری و تطابق فعالیت سازمان با قوانین کاربردی و الزام نهادهای قانونگذار است. هدف از این پژوهش بهبود ارزیابی کنترل های داخلی و سیستم های حسابداری است. مطالعه به صورت کاربردی-توسعه ای و با روش پیمایشی مقطعی انجام شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با بیست نفر از خبرگان حسابداری جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با روش داده بنیاد صورت گرفت و جهت اعتبارسنجی و ارائه الگوی نهایی از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار SMARTPLS استفاده شد مقوله های اصلی این پژوهش شامل : شرایط علی، مقوله های محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها شناسایی شد.یافته های این پژوهش نشان می دهد برای ارتقاء ارزیابی کنترل های داخلی و سیستم های حسابداری، لازم است تا سیستم های راهبردی مناسبی در سازمان تدوین و پیاده سازی شود. این سیستم ها باید شامل مراجعه به استانداردهای بین المللی حسابداری، ایجاد فرآیندهای مستندسازی و تدوین سیاست ها و رهنمودهای مناسب برای ارزیابی کنترل های داخلی باشد. همچنین، برای اطمینان از کار آیی این سیستم ها، لازم است که فرآیندهای نظارت و ارزیابی به صورت مداوم انجام شود و نتایج آن به مدیران بالاتر منتقل شود تا بر اساس آن ها تصمیمات اصلاحی اتخاذ شود. به این ترتیب، سازمان قادر خواهد بود تا از ابزارهای مدرن حسابداری بهره برده و کنترل های داخلی قوی تری را برای مدیریت بهتر منابع و فعالیت هایش تضمین کند.
۱۹۶۰.

ارائه مدل محاسبه توانگری مالی با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
توانگری مالی به‌عنوان یکی از شاخص‌های کلیدی پایداری و تاب‌آوری شرکت‌های بیمه، بیانگر توانایی این سازمان‌ها در ایفای تعهدات بلندمدت و حفظ تداوم فعالیت در شرایط متغیر اقتصادی است. هدف این مقاله بررسی توانگری مالی در شرکت‌های بیمه و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن با بهره‌گیری از الگوریتم‌های یادگیری ماشین بود. در این راستا، داده‌های مالی و عملکردی شرکت‌های بیمه طی چند سال اخیر گردآوری و مورد پردازش قرار گرفت. ابتدا داده‌ها با استفاده از روش‌های پاک‌سازی و نرمال‌سازی آماده‌سازی شدند و سپس با به‌کارگیری چندین الگوریتم یادگیری ماشین از جمله Random Forest، Gradient Boosting، Support Vector Machine (SVM) و شبکه‌های عصبی مصنوعی (ANN) مدل‌های پیش‌بینی توانگری مالی توسعه یافتند. ارزیابی عملکرد مدل‌ها با معیارهایی همچون دقت ، ضریب تعیین و مساحت زیر منحنی انجام شد تا بهترین الگوریتم شناسایی شود. نتایج نشان داد که مدل‌های مبتنی بر Gradient Boosting و Random Forest بالاترین دقت پیش‌بینی را در طبقه‌بندی شرکت‌ها بر اساس سطح توانگری مالی به دست آوردند و در مقایسه با روش‌های سنتی تحلیل مالی عملکرد بهتری ارائه کردند. همچنین، تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که عواملی نظیر نسبت توانگری سرمایه، سودآوری عملیاتی، نسبت خسارت به حق بیمه و نقدینگی بیشترین تأثیر را بر توانگری مالی دارند. این پژوهش علاوه بر ارائه مدلی کارآمد برای پیش‌بینی توانگری مالی، نشان می‌دهد که استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته یادگیری ماشین می‌تواند به مدیران و تصمیم‌گیران صنعت بیمه در شناسایی ریسک‌ها، پیشگیری از بحران‌های مالی و بهبود پایداری سازمان کمک شایانی کند. دستاوردهای تحقیق حاضر می‌تواند مبنایی برای توسعه سیستم‌های هوشمند ارزیابی توانگری مالی در صنعت بیمه کشور باشد و زمینه را برای مطالعات آینده در حوزه به‌کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت مالی شرکت‌های بیمه فراهم آورد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان