ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۱۲۱ تا ۱۷٬۱۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۷۱۲۱.

اثربخشی کلاس معکوس بر انگیزه یادگیری زیست شناسی در بین دانش آموزان دوره راهنمایی در عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رویکرد کلاس معکوس بر انگیزه یادگیری زیست شناسی در میان دانش آموزان پایه هشتم دوره راهنمایی در استان القادسیه عراق بود. این مطالعه با استفاده از طرح شبه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. از میان دانش آموزان دوره راهنمایی پایه هشتم، ۴۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش (کلاس معکوس) و کنترل بصورت تصادفی گمارده شدند. برای سنجش انگیزه یادگیری زیست شناسی از پرسشنامه استاندارد با روایی و پایایی تأیید شده استفاده شد که ابعاد انگیزه درونی، انگیزه بیرونی و بی انگیزگی را اندازه گیری می کرد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که به کارگیری کلاس معکوس تأثیر معناداری بر افزایش انگیزه یادگیری درونی، کاهش انگیزه بیرونی و بی انگیزگی دانش آموزان دارد. دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل سطوح بالاتری از انگیزه درونی، علاقه به درس زیست شناسی و مشارکت فعال نشان دادند. همچنین میزان بی انگیزگی آنان کاهش یافت. فراهم سازی محتوای آموزشی ویدئویی قبل از کلاس و فعالیت های مشارکتی در کلاس موجب افزایش خودتنظیمی، احساس خودکارآمدی و درگیری شناختی بیشتر دانش آموزان شد. به طور کلی یافته ها بیانگر آن است که رویکرد کلاس معکوس می تواند به عنوان یک روش آموزشی مؤثر برای ارتقای انگیزه یادگیری زیست شناسی در دوره راهنمایی به کار رود. پیشنهاد می شود معلمان علوم، عناصر کلاس معکوس را در فرایند تدریس خود بگنجانند تا زمینه مشارکت فعال، علاقه پایدار و درک عمیق تر دانش آموزان فراهم شود. پژوهش های آینده می توانند آثار بلندمدت این رویکرد بر پیشرفت تحصیلی و راهبردهای یادگیری را بررسی کنند.
۱۷۱۲۲.

بررسی تطبیقی سیره علوی در مذاکرات مربوط به جنگ های سه گانه با مذاکرات مربوط به جنگ تحمیلی عراق علیه ایران(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
در دنیای دیپلماسی امروز، مذاکره نقش بسیار موثری در روابط بین الملل به خود اختصاص داده است. در اختیار داشتن الگویی از مذاکرات موفق، همچنین مطالعه مذاکرات نا موفق و بررسی علل عدم موفقیت آنها، به مذاکره کنندگان این امکان را می دهد تا در شرایط حساس و استراتژیک، اوقات و سرمایه های خود را برای آزمون و خطا هدر ندهند و دوباره قدم در مسیرهای نادرستی که در این زمینه طی شده است بر ندارند. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی و با بهره گیری از چارچوب نظری «دیپلماسی اتمام حجت و عقلانیت دفاعی»، به استخراج اصول مشترک مذاکرات انجام شده در دو برهه مهم تاریخی دینی و ملی می پردازد. این پژوهش با بررسی سیره علوی در مذاکرات جنگ های سه گانه جمل، صفین و نهروان و مقایسه آن با مذاکرات و تلاش های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس نشان می دهد در هر دو دوره رهبران همواره پیش از نبرد و اقدامات خود با معتمدین و متخصصان حوزه های مرتبط به مشورت می پرداختند و با ارسال سفیران کارآمد، نامه های روشنگرانه و گفت وگوهای مستقیم، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از خون ریزی و برقراری صلح به کار می بستند. در عین حال یافته ها حاکی از آن است که در این الگو، مذاکره نه برای سازش، بلکه به مثابه بخشی از «زنجیره اتمام حجت» عمل می کند به طوری که رهبران پس از اتمام حجت با قاطعیت در برابر دشمنان می ایستادند و همواره بر عهد و پیمان خود (حتی در شرایط سختی چون پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تطبیق با حکمیت) استوار بودند. مطالعه تطبیق این دو دوره تاریخی به لحاظ الگو برداری در مذاکرات سیاسی و نظامی بسیار حائز اهمیت است.  
۱۷۱۲۳.

وظایف حکومت در امور خانواده براساس آیه 21 سوره روم(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
آیه ۲۱ سوره مبارکه روم از محوری ترین آیات قرآن کریم در تبیین مبانی تکوینی و تشریعی ازدواج است. بسیاری از تفاسیر و پژوهش ها بر جنبه های اخلاقی، تربیتی و فقهی فردی این آیه تمرکز یافته اند، اما ظرفیت های سیاسی و حکومتی آن در تنظیم وظایف دولت نسبت به نهاد خانواده، کمتر مورد واکاوی قرار گرفته است. این پژوهش با تمرکز بر این آیه شریفه و با رویکردی تحلیلی، در صدد تبیین وظایف حاکمین نسبت به خانواده و ازدواج است. یافته های تحقیق نشان می دهد که توصیفِ ازدواج به عنوان «آیتِ اِلهی»، حاکمیت را موظف می کند تا به عنوان بازوی اجرایی ربوبیت الهی، از قداست این نهاد صیانت کرده و با عوامل و الگوهای انحرافی مقابله نماید. همچنین عبارت «من انفسکم»، بر تساوی زن و مرد و لزوم رعایت عدالت جنسیتی و توزیع عادلانه امکانات دلالت دارد. براساس این آیه، تحقق «سکونت» (آرامش) یکی از غایات اصلی ازدواج و وظایف ذاتی حکومت است که مستلزم بسیج امکانات اقتصادی و فرهنگی برای رفع موانع ازدواج و تأمین بهداشت روانی جامعه می باشد. در نهایت، حاکمیت باید از طریق نهادهای آموزشی و رسانه ای، زمینه بروز «مودت و رحمت» را در خانواده ها فراهم آورده و با موانع این پیوند عاطفی مقابله کند.  
۱۷۱۲۴.

سند تعالی انسان از منظر قرآن کریم بر اساس مدل تحلیلی SWOT و ارتباط آن با حکمرانی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
قرآن کریم، کتاب آسمانی مسلمانان، به عنوان سندی جامع و بی بدیل، نقش محوری در هدایت و تعالی انسان در تمامی ابعاد زندگی دارد. محور اصلی آموزه های این کتاب الهی، «انسان» است و فهم عمیق این آموزه ها، وظیفه ای دینی و فرهنگی برای هر مسلمان، به ویژه افراد تحصیل کرده به شمار می رود. جامعه ی ایران، به عنوان پیشگام فرهنگ اسلامی، نیازمند آن است که آموزه های قرآن را در متن زندگی فردی و اجتماعی خود جای داده و از آن برای حل چالش های معاصر بهره گیرد. این مقاله با هدف ارائه ی الگویی نوین برای فهم آموزه های قرآنی، از مدل SWOT برای تحلیل و تدوین سند تعالی انسان از منظر قرآن استفاده کرده است. در این چارچوب، مأموریت ها، ارزش ها، نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدیدهای پیش روی انسان با روش توصیفی - تحلیلی بررسی شده اند. مقاله، دو هدف اصلی را دنبال می کند: نخست، ضرورت استفاده از زبانی مشترک و جهانی برای انتقال مفاهیم قرآنی به مخاطبان داخلی و بین المللی، به گونه ای که ارتباط با قرآن از سطح روخوانی، فراتر رفته و معارف آن در قلب ها و ذهن ها اثرگذار شود؛ دوم، تبیین این تحلیل به عنوان ابزاری کارآمد برای حکمرانی اسلامی، که از طریق بهره گیری از این مدل می تواند نقاط قوت انسان را تقویت، ضعف ها را مدیریت و از فرصت ها بهره برداری کرده و تهدیدها را کاهش دهد. حکمرانی اسلامی در این چارچوب، زمینه ساز رشد فردی و اجتماعی انسان و هدایت او به سوی هدف نهایی یعنی قرب الهی خواهد بود.
۱۷۱۲۵.

اصول و شاخصه های قرآنی حاکم بر علوم با رویکرد مرجعیت علمی قرآن کریم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۳
مرجعیت علمی قرآن کریم به معنای اثرگذاری معنادار و روشمند قرآن کریم بر دانش های ساخت یافته ی بشری، در پی حضور اثربخش قرآن کریم در کنار سایر منابع معرفتی در عرصه ی علوم و دانش های گوناگون می باشد. امروزه، بحث حکمرانی، یکی از مباحث مهم و رایج در سطح مدیران و مراکز و مجامع علمی بوده و رابطه ی قرآن با حکمرانی، که از آن به «حکمرانی قرآنی» نیز تعبیر می گردد، یکی از مباحث قابل طرح و بحث در این حوزه است. براین اساس، این پژوهش با عنوان «اصول و شاخصه های قرآنی حاکم بر علوم با رویکرد مرجعیت علمی قرآن کریم» در پی تبیین ابعاد حکمرانی قرآن بر علوم با رویکرد مرجعیت علمی قرآن کریم است. بر اساس یافته های این پژوهش، در تبیین اصول و شاخصه های قرآنی حاکم بر علوم، می توان عرصه های حکمرانی قرآن بر علوم را سه عرصه ی علوم اسلامی، علوم انسانی و علوم طبیعی دانست؛ همچنین قلمرو حکمرانی قرآن بر علوم در دو سطح فراعلم و درون علم، قابل بررسی است. شاخصه های حکمرانی قرآن بر علوم عبارتند از: اصالت، محوریت و معیار بودن، اولویت و اولیت، و همچنین استقلال منبعیت قرآن. در نتیجه ی حکمرانی قرآن بر علوم، اصول قرآنی بر علوم و دانش های بشری حاکم می گردد. این تحقیق با جست وجو در آیات قرآن به روش توصیفی-تحلیلی، به ابعاد مختلف حکمرانی قرآن بر علوم با رویکرد مرجعیت علمی قرآن کریم پرداخته است.
۱۷۱۲۷.

اندیشه حکمرانی امنیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
حکمرانی امنیتی یکی از مؤلفه های بنیادین اداره جوامع و در عین حال، حوزه ای میان رشته ای با ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی است که بنیان آن بر جهان بینی و اندیشه حاکم بر ساختار سیاسی استوار است. در جهان امروز، شکل گیری مکاتب و الگوهای امنیتی، متأثر از نگرش های فلسفی، دینی و علمی متنوع است. جهان بینی های سکولار و لیبرال در غرب، رویکردهای سوسیالیستی و اقتدارگرایانه در شرق، و جهان بینی توحیدی در نظام های اسلامی، مسیرهای متفاوتی را در تعریف، اهداف و روش های حکمرانی امنیتی ترسیم کرده اند. با این حال، در ادبیات علمی، مطالعه ای جامع و اختصاصی درباره «اصول حاکم بر اندیشه حکمرانی امنیتی» به ویژه بر پایه مبانی اسلامی کمتر انجام شده است. این خلا نظری در حالی است که در شرایط پرچالش قرن بیست ویکم، دولت ها با پدیده هایی همچون تهدیدات نوپدید، جنگ های ترکیبی، تغییرات در امنیت انسانی، و تعارض میان ارزش های امنیتی و آزادی های فردی مواجه اند. در چنین بستری، ضرورت تعریف دقیق «اندیشه حکمرانی امنیتی» و اصول حاکم بر آن بر مبنای ارزش ها و مبانی جهان بینی اسلامی، بیش از پیش احساس می شود. مسئله اصلی تحقیق حاضر آن است که اصول بنیادین اندیشه حکمرانی امنیتی چیست و چگونه می توان این اصول را با تأکید بر بنیان های ارزشی اسلامی شناسایی و در لایه های مختلف حکمرانی امنیتی به کار بست تا ضمن پاسخ گویی به نیازهای امنیتی معاصر، از افتادن در دام الگوهای صرفاً مادی گرا جلوگیری شود. این پژوهش با هدف شناسایی، دسته بندی و تبیین اصول حاکم بر جهان بینی و اندیشه حکمرانی امنیتی، به ویژه در چارچوب حکمرانی اسلامی، انجام شده است. در این مسیر چند هدف فرعی نیز دنبال شده است: ارائه تعریفی روشن از مفهوم «اندیشه حکمرانی امنیتی» و تمایز آن با سایر مفاهیم مشابه؛ بررسی تفاوت ها و شباهت های جهان بینی های شرقی، غربی و اسلامی در حوزه حکمرانی امنیتی؛ شناسایی اصول بنیادین و چالش های پیشِ روی حکمرانی امنیتی در شرایط نوین؛ تحلیل جایگاه سه لایه ی «حکمرانی امنیتی بر جامعه»، «در جامعه» و «با جامعه» در الگوی اسلامی و نقش مردم در تأمین امنیت پایدار؛ و در نهایت، ارائه چارچوبی نظری برای بهره گیری از ارزش های دینی در تدوین سیاست ها و رویه های امنیتی. غایت این تحقیق، توسعه یک بنیان فکری برای حکمرانی امنیتی است که هم زمان با کارآمدی عملی، مشروعیت ارزشی و فرهنگی نیز داشته باشد. پژوهش حاضر به روش اکتشافی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. داده ها بر پایه مطالعات کتابخانه ای، بررسی منابع کلاسیک اندیشه سیاسی و امنیتی، متون دینی و آثار صاحب نظران معاصر گردآوری شده است. ابتدا با روش تحلیل محتوا، مفاهیم و مؤلفه های کلیدی از متون استخراج گردید. سپس از طریق مقایسه تطبیقی، تفاوت ها و اشتراکات الگوهای غربی، شرقی و اسلامی در حکمرانی امنیتی بررسی شد. در مرحله بعد، با بهره گیری از چارچوب نظری جهان بینی، به تبیین نحوه تأثیرگذاری مبانی اعتقادی و ارزشی بر اصول حکمرانی امنیتی پرداخته شد. نهایتاً ساختاری سه لایه برای حکمرانی امنیتی تعریف و هر لایه با توجه به وظایف، روابط و الزامات خاص خود، در پرتو جهان بینی اسلامی تحلیل گردید. این روش، امکان پیوند میان سطوح نظری (مبانی و اصول) و سطوح عملی (سیاست ها و اقدامات) را فراهم ساخت. یافته ها نشان می دهد که اندیشه حکمرانی امنیتی، مفهومی کلان و راهبردی است که بدون شناسایی اصول بنیادین و جهان بینی حاکم، دچار پراکندگی، عدم انسجام و آسیب پذیری در برابر تهدیدات نو می شود. بررسی تطبیقی نشان داد که جهان بینی غربی، مبتنی بر سکولاریسم، اومانیسم و اصالت سود و قدرت بوده و عمدتاً امنیت را ابزاری برای حفظ منافع ملی و برتری ساختار حاکم می داند. جهان بینی شرقی نیز هرچند بر ثبات اجتماعی و انسجام جمعی تأکید دارد، اما اغلب به سمت اقتدارگرایی متمرکز و کنترل شدید نهادهای اجتماعی گرایش پیدا می کند. در مقابل، جهان بینی اسلامی با تکیه بر توحید، شریعت، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی، امنیت را هم زمان در ابعاد مادی و معنوی تعریف می کند و مردم را هم شریک و هم محور در فرآیند تأمین امنیت می داند. پژوهش نشان می دهد که حکمرانی امنیتی از منظر اسلامی، بر سه لایه ی مکمل بنا می شود: 1. حکمرانی امنیتی بر جامعه: تمرکز بر سازمان ها و نهادهای امنیتی برای تعامل عادلانه و عقلانی با جامعه هدف. 2. حکمرانی امنیتی در جامعه: سامان دهی روابط و هماهنگی بین سازمانی برای بهره گیری هم افزا از ظرفیت های امنیتی. 3. حکمرانی امنیتی با جامعه: جلب مشارکت مردمی و تبدیل مردم به بازیگران فعال در تأمین امنیت و اقامه عدالت. این سه لایه در اندیشه اسلامی، باید با رعایت اصولی چون عدالت محوری، شفافیت مسئولانه، تعادل میان امنیت ملی و امنیت انسانی، و ترکیب قدرت مادی با قوت معنوی همراه باشند. از دیگر یافته های کلیدی پژوهش، شناسایی چالش های پیش روست؛ از جمله: تعارض های ذاتی میان تمرکزگرایی و مردم گرایی، حفظ محرمانگی و لزوم شفافیت، و نیز مواجهه با تهدیدات پیچیده ای که مرز میان امنیت داخلی و خارجی را محو می کنند. تحقیق تأکید می کند که موفقیت حکمرانی امنیتی اسلامی، مشروط به ایجاد توازن میان این دوگانه هاست. نتیجه گیری نهایی بر آن است که طراحی اندیشه حکمرانی امنیتی بر مبنای جهان بینی اسلامی، نه تنها الگوی بومی و متناسب با فرهنگ و ساختار اجتماعی کشور ارائه می دهد، بلکه با تلفیق معنویت و سیاست گذاری عقلانی، می تواند الگویی کارآمد برای سایر جوامع اسلامی نیز باشد. چنین الگویی، ضمن پاسداری از ارزش های دینی، توان مقابله با تهدیدات نوپدید را افزایش داده و به ایجاد امنیت پایدار، مشروعیت سیاسی و انسجام اجتماعی یاری می رساند.
۱۷۱۲۸.

رده شناسیِ گویش حناشوری از نظر بازنماییِ روابط دستوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
گویش حناشوری از گونه های زبان فارسی در استان بوشهر است. روستای حناشور در دهستان طسوج از بخشِ شنبه و طسوجِ شهرستان دشتی، قرار دارد. در این پژوهش، ابزارهای صرفی- نحوی ِنشانه گذاری روابط دستوری و نظام های پنجگانه حالت و مطابقه، بر اساس نظریه رده شناسی کلاسیک کامری (1978) در حناشوری واکاوی شده اند. برای انجام این پژوهش، مصاحبه با گویشوران منتخب، ثبت و ضبط گفتار و آوانگاری داده ها به منظور تشکیل پیکره ی زبانی، با بهره گیری از روش های توصیفی-تحلیلی و به صورت میدانی، همراه با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز نیز از همین طریق گردآوری، بررسی و تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش، نشان می دهد که حناشوری، دو ابزار را از سه ابزارِ ممکن بازنماییِ نقش مشارکین در بند، به کار می گیرد. بر این اساس، می توان از ابزار صرفیِ مطابقه (هسته نمایی)، به عنوان نخستین ابزار و راهکار اصلی نشانه گذاری روابط دستوری در این گویش یاد کرد. این در حالی است که ابزار صرفیِ حالت نمایی (وابسته نمایی) جایگاه خاصّی در این گویش ندارد. ابزار نحویِ ترتیب سازه ای نیز، به عنوان دوّمین ابزار و راهکاری فرعی برای نشانه گذاری روابط دستوری در حناشوری به کار گرفته می شود. در رابطه با برقراریِ نظام های پنجگانه در حناشوری، می توان گفت که بیشتر، نظام های فاعلی- مفعولی و سپس خنثی در حالاتی از این گویش، مشاهده می شوند؛ امّا نظام های کنایی- مطلق، دوبخشی و سه بخشی در گویش حناشوری، جایگاه خاصّی ندارند.
۱۷۱۲۹.

بررسی بازنمایی راهبردهای ادب کلامی براساس نظریه براون و لوینسون: مطالعه موردی کتاب فارسی بیاموزیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۵
پژوهش حاضر چگونگی بازنمایی ادب در جلد دوم و سوم مجموعه فارسی بیاموزیم را بررسی نمود. در این راستا، مکالمه های درس های این دو جلد از مجموعه استخراج و داده ها براساس نظریه ادب براون و لوینسون (1987) که شامل چهار نوع راهبرد اصلی ادب (کاملاً صریح، ایجابی، سلبی و کاملاً غیرصریح) است، کدگذاری شدند. سپس، بسامد و درصد استفاده از هر راهبرد ادب محاسبه شد. یافته ها حاکی از آن بود که در هر دو جلد این مجموعه، پربسامدترین راهبرد ادب، ادب کاملاً صریح و کم بسامدترین راهبرد، ادب کاملاً غیرصریح بود و ادب ایجابی و سلبی نیز به ترتیب در رتبه دوم و سوم قرار داشتند. در ادامه، داده ها برای تحلیل آماری هنجارسازی شدند و سپس با استفاده از آزمون مجذور خی، دو جلد ازنظر بازنمایی ادب مقایسه شدند و نتیجه به دست آمده تفاوت آماری معناداری را بین دو جلد نشان داد. به طور کلی، بسامد راهبردهای ادب در جلد سوم کتاب نسبت به جلد دوم روند کاهشی داشت، به این صورت که از بین چهار راهبرد ادب موجود، بسامد سه راهبرد ادب کاملاً صریح، سلبی و ایجابی در جلد سوم کاهش یافته بود و فقط ادب کاملاً غیرصریح به طور مساوی در بین دو جلد تقسیم شده بود. یافته های این پژوهش می تواند به مؤلفان و طراحان کتاب های آزفا کمک کند اصلاحات مورد نیاز را در ویراست های بعدی این مجموعه یا کتاب های آتی آزفا اعمال نمایند. همچنین، با آگاهی یافتن از کاستی ها، مدرسان می توانند محتوای آموزشی تکمیلی مورد نیاز برای کلاس هایشان را تهیه نمایند.
۱۷۱۳۰.

نقشۀ مفهومی واژگان حوزۀ دامداری در گویش وارکی: بازسازی یک نظام شناختی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
این پژوهش با هدف بازسازی و ترسیم نقشه مفهومی واژگان حوزه دامداری در گویش وارکی (گویشی روستایی از توابع شهرستان کازرون) انجام شده است. بر خلاف نگاه رایج به واژگان دامداری به عنوان صرفاً اصطلاحات فنی یا اقتصادی، این مطالعه، دامداری را به مثابه یک دامنه مفهومی مرکزی[1] در نظر می گیرد که تمام جنبه های زیستی، اجتماعی، فرهنگی و شناختی زندگی گویشوران این گویش را دربرمی گیرد. داده های پژوهش شامل 252 واژه و اصطلاح است که طی شش ماه از طریق مصاحبه با گویشوران بومی (کم سواد یا بی سواد) جمع آوری شد و سپس با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معنی شناسی شناختی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت .یافته ها نشان می دهد که واژگان دامداری در گویش وارکی، ساختاری عمیقاً شناختی و فرهنگی دارند و بر پایه تجربه های حسی، مشاهده های زیست محیطی و باورهای بومی شکل گرفته اند. این واژگان در هشت زیردامنه مفهومی طبقه بندی می شوند. افزون بر آن، پژوهش به ارتباطات بین مفهمومی[2] می پردازد و نشان می دهد که چگونه استعاره ها و مجازها فرهنگی، مانند «دام = ثروت (دولت)»، «چوپان = نگهبان جامعه» یا «کره گدی = کودک وابسته»، نظام معنایی این واژگان را غنی و پیچیده می کنند. نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که گویش وارکی، با وجود جمعیت کوچک گویشورانش، دارای یک سیستم مفهومی منسجم و منحصربه فرد است که در آن هر واژه، گرهی از یک شبکه شناختی-فرهنگی است. حفظ این گویش، تنها حفظ واژگان نیست، بلکه حفظ یک دنیای مفهومی است که با فاصله گرفتن نسل های جدید از زندگی روستایی، در معرض فراموشی و اضمحلال قرار دارد؛ بنابراین، ثبت و تحلیل این نقشه مفهومی نه تنها برای زبان شناسی شناختی، بلکه برای مردم شناسی، تاریخ فرهنگی و مطالعات بومی ضروری است.   [1] . Central Conceptual Domain [2] . Cross-domain Mapping
۱۷۱۳۱.

Ideological and Cognitive Negotiation of Metonymy in Three English Qur’an Translations

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۲
The dominant view of early English Qur’an translations as uniformly literal has obscured significant strategic and ideological diversity, particularly in the handling of metonymic expressions. This study examines how Abdullah Yusuf Ali, Marmaduke Pickthall, and Mohammed Habib Shakir have rendered 50 Quranic verses that contain clear metonymies. Using a qualitative comparative design, metonymies were classified by cognitive type, and translation strategies were coded as preservation of the original vehicle, sense-for-sense replacement, hybrid explicitation, or deletion. Analysis of 150 renderings revealed that, while preservation predominated overall (52.7%), translators diverged sharply. Pickthall preserved the source vehicle in 70% of cases, Shakir in 52%, and Yusuf Ali in only 36%, preferring sense rendering (50%). Strategic choices aligned closely with translator habitus (devotional literalism, reformist rationalization, Azhari pragmatism) and formed a consistent theological-sensitivity hierarchy; divine attributes were almost universally retained, human-submission expressions unanimously domesticated, and cause-effect idioms produced the clearest ideological split. These findings challenge the monolithic literalist narrative, demonstrate translator ideology as the primary driver of cognitive continuity or disruption, and provide a framework for future analyses of figurative language in sacred-text translation.
۱۷۱۳۲.

Film Remake as a form of Intersemiotic Translation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
The article approaches Hollywood remakes of foreign films as intersemiotic translation. Analysing one selected film pair—Seven Samurai (1954) / The Magnificent Seven (2016), the study employed a two-phase methodology consisting of Description-Comparison (phase 1) and Interpretation (phase 2). The first phase identifies shifts in plot structure, narrative techniques, characterisation, and setting, while the second phase interprets those identified shifts through three main lenses: economic motivations (market-driven localisation), creative reinterpretations (auteurist vision), and socio-cultural negotiations (recontextualising identity). The findings of this study reveal that plot structure represented the most common transformation category, followed by narrative technique, characterisation, and setting; thus, the remakes reflect the proliferation of strategic recalibrations by Hollywood filmmakers in pursuit of commercial and cultural resonance within American audiences. The study also indicates that remakes function not merely as adaptations but as forms of intersemiotic translation shaped by market logics, auteurial choices, and socio-cultural repositioning. It contributes to Translation Studies by illuminating the role of remakes in cultural negotiation, originality, repetition, and transnational cinematic exchange.
۱۷۱۳۳.

Hybridity in Translation: The Case of Funny in Farsi: A Memoir of Growing up Iranian in America

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۸
This study examines hybridity in translation through a case study of Funny in Farsi: A Memoir of Growing Up Iranian in America . It analyzes how references to American and Iranian cultures are rendered in the Persian translation and how these choices shape the hybrid character of the text for different readerships. To this end, the English source text and its Persian translation are compared to identify the translation strategies applied to hybrid elements reflecting Iranian and American cultures. The findings show that material culture, such as food, clothing, housing, and transportation, constitutes the most prominent category of hybrid elements. Transference is the most frequently used strategy overall, particularly for elements reflecing American culture, indicating a predominantly foreignizing approach. In contrast, hybrid items reflecing Iranian culture are more often translated through cultural equivalence and reduction. Interpreted in light of Venuti’s (1995) concepts of domestication and foreignization, the results suggest that the translator preserves the hybrid nature of the memoir by maintaining the foreignness of American elements while reducing familiar Iranian ones.
۱۷۱۳۴.

مقایسه و نقد رویکردهای دو فرقه قادیانیه و یمانی به معجزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۶
یکی از موضوعات بنیادین در اسلام به ویژه در مکتب امامیه، ظهور مدعیان مهدویت و شکل گیری جریان ها و فرقه های مرتبط با آن از جمله فرقه قادیانیه در میان اهل سنّت و فرقه یمانی در میان امامیه است. با توجه به نوپدید بودن این فرقه و مقایسه آن با فرقه قادیانیه، عضوگیری و گسترش این جریان ها، ضرورت بررسی علمی و انتقادی به این مسئله را دوچندان می سازد. به همین جهت، این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، در صدد پاسخ به این پرسش است که موارد اشتراک و افتراق رویکردهای فرقه قادیانیه و یمانی نسبت به معجزه و مهم ترین نقدهای وارد بر این رویکردها کدام اند؟ با توجه به اینکه غلام احمد قادیانی و احمد اسماعیل فاقد معجزه بوده اند، برای اثبات حقانیت خود و اقناع پیروانشان، با رویکردهای گوناگون در پی تضعیف جایگاه معجزه برآمده اند. از جمله این رویکردها می توان به «کم ارزش جلوه دادن معجزه»، «تأویل معجزات انبیا»، «ادعای معجزه» و «یقین آور ندانستن معجزه» اشاره کرد. در مقابل، «برخورد دوگانه با آیات قرآن»، «عدم امکان صحت سنجی ادعاها» و «تحقق نیافتن پیشگویی ها» از مهم ترین نقدهایی است که بر رویکردهای آنان وارد شده است.
۱۷۱۳۵.

تکوین گونۀ علمی زبان فارسی در نوشتار فارسی آموزان خارجی: تحلیلی بر پایۀ دستور نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۲
در پژوهش حاضر، وضعیت نگارش علمی فارسی آموزان خارجی برپایه دستور نقش گرای نظام مند و برمبنای دیدگاه هلیدی و متیسن (2014) بررسی شده است. در چارچوب دستور نقش گرای نظام مند، یکی از ویژگی های اساسی نگارش علمی و دستیابی به زبان علم، وجود انواع استعاره های دستوری است. در این پژوهش، کاربرد استعاره های دستوری و میزان بسامد آن ها در نگارش فارسی آموزان خارجی بررسی و تبیین شده است تا روند تکوین زبان علمی فارسی تحلیل شود. این پژوهش براساس پیکره ای متشکل از 60 متن نگارش فارسی آموزان خارجی از کشورهای روسیه و چین در سطوح زبانی مقدماتی، میانی و پیشرفته انجام شده است. در پژوهش حاضر، همچنین به این پرسش ها پاسخ داده شده است: آیا فارسی آموزان در نگارش خود از استعاره های دستوری استفاده می کنند و آیا با پیشرفت سطح زبانی فارسی آموزان، میزان به کارگیری استعاره های دستوری در نگارش آن ها افزایش می یابد یا خیر؟ براساس نتایج به دست آمده، فارسی آموزان در هر سه سطح زبانیِ مقدماتی، میانی و پیشرفته از انواع استعاره های دستوری در نگارش خود استفاده می کنند. همچنین با افزایش درون داد و یادگیری بیشتر، فارسی آموزان خارجی در سطوح بالاتر زبانی، استعاره های دستوری بیشتری به کار می برند و نگارش آن ها علمی تر می شود.
۱۷۱۳۶.

Cryptocurrency and Forex in Islamic Ethics: Rethinking Opportunities and Challenges for a Meaningful Islamic Life(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۱
SUBJECT & OBJECTIVES: In recent years, cryptocurrency and forex markets have emerged as transformative financial platforms, drawing considerable global interest. This study aims to provide a comprehensive jurisprudential and ethical analysis of these markets through the lens of Islamic principles. It seeks to identify the main legal and moral challenges these systems pose, while also exploring the opportunities they may offer for Islamic finance. METHOD & FINDING: Using a descriptive-analytical approach, this article reviews classical and contemporary Islamic legal sources, along with scholarly opinions, to assess the permissibility of cryptocurrencies and forex trading. From a jurisprudential perspective, cryptocurrencies raise significant concerns related to ġarar (excessive uncertainty), ribā (usury), and the absence of intrinsic value. The scholarly discourse remains divided, with some jurists deeming these assets impermissible due to their speculative nature, while others permit their use under clearly defined conditions. Similarly, the forex market presents legal ambiguities involving ribā, speculative practices akin to gambling, and fictitious transactions. Ethically, both markets face criticisms concerning a lack of transparency, inadequate accountability mechanisms, and unequal access to market information. Nonetheless, these platforms also offer valuable prospects for enhancing financial inclusion and developing Sharīʿah-compliant financial instruments. CONCLUSION: The article proposes practical frameworks to align these emerging markets with Islamic jurisprudential and ethical standards. It underscores the pivotal role of regulatory bodies and educational institutions in raising awareness and promoting compliance with Islamic norms. The findings contribute to scholarly and policy-oriented debates on the future of digital financial systems within an Islamic context.
۱۷۱۳۷.

نقش سبک رهبری در تحول دیجیتال با نقش میانجی فرهنگ و ساختار سازمانی (مورد مطالعه: شرکت های حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری دیجیتال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه و هدف: تحول دیجیتال به عنوان یک ضرورت راهبردی، مستلزم رهبری اثربخش و ایجاد بسترهای سازمانی مناسب است. این پژوهش با هدف بررسی نقش سبک رهبری در تحول دیجیتال با در نظر گرفتن نقش میانجی فرهنگ و ساختار سازمانی در شرکت های پیشروی حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری دیجیتال انجام شده است. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-همبستگی است که با روش مدل سازی معادلات ساختاری ( SEM ) انجام شد. جامعه آماری پژوهش را مدیران ارشد شرکت های فعال در حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری دیجیتال تشکیل دادند که از میان آنان، ۱۲۱ نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و با پرسشنامه های استاندارد مورد سنجش قرار گرفتند. پایایی و روایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی بررسی و تأیید شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان دهنده روابط معنادار بین متغیرهای پژوهش است. سبک رهبری دارای تأثیر مستقیم و قوی بر هر دو متغیر میانجی، یعنی ساختار سازمانی (با ضریب مسیر ۷۱۹/۰) و فرهنگ سازمانی (با ضریب مسیر ۷۲۷/۰) است. همچنین، این متغیر تأثیر مستقیم و مثبت قابل توجهی (با ضریب مسیر ۲۳۰/۰) بر تحول دیجیتال دارد. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی نیز به طور مستقیم تأثیر مثبت و معناداری بر تحول دیجیتال نشان می دهد. تحلیل مسیرهای غیرمستقیم حاکی از آن است که ساختار و فرهنگ سازمانی نقش میانجی جزئی را در رابطه بین سبک رهبری و تحول دیجیتال ایفا می کنند؛ به این معنا که بخشی از اثر سبک رهبری بر تحول دیجیتال از طریق شکل دهی به این بسترهای سازمانی منتقل می شود. نتیجه گیری: موفقیت در تحول دیجیتال تنها با اتکا به فناوری حاصل نمی شود، بلکه نیازمند رهبرانی است که با سبک مناسب، زمینه ساز ایجاد فرهنگ یادگیری و نوآوری و طراحی ساختارهای چابک و منعطف باشند. این پژوهش نشان می دهد که سبک رهبری می تواند هم به صورت مستقیم و هم از طریق ایجاد بسترهای سازمانی مساعد (فرهنگ و ساختار)، تحول دیجیتال را پیش ببرد. بر این اساس، توسعه شایستگی های رهبری تحول آفرین، نهادینه سازی فرهنگ دیجیتال و بازطراحی ساختارها به سمت الگوهای شبکه ای و غیرمتمرکز به عنوان راهکارهای کلیدی برای تسریع نوآوری و بلوغ دیجیتال در سازمان های مورد مطالعه پیشنهاد می شود.
۱۷۱۳۸.

تحلیل فراترکیب خط مشی های سرمایه انسانی و تأثیر آن بر بهبود عملکرد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: با توجه به نقش تعیین کننده خط مشی های سرمایه انسانی در دستیابی به اهداف راهبردی و ارتقای عملکرد، پراکندگی مفهومی و تنوع شاخص های ارائه شده در مطالعات پیشین، نیازمند یکپارچه سازی و بازتفسیر شواهد است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فراترکیب خط مشی های سرمایه انسانی و صورت بندی ابعاد و شاخص های آن در ارتباط با بهبود عملکرد سازمانی است. روش شناسی: پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر روش فراترکیب (فرآیند هفت مرحله ای ساندلوفسکی و باروسو) انجام شد. پس از جستجوی نظام مند، 457 منبع شناسایی گردید و در فرایند غربالگری عنوان، چکیده و متن کامل، در نهایت 29 مطالعه برای تحلیل نهایی انتخاب شد. داده ها با کدگذاری و تلفیق مفاهیم هم پوشان تحلیل گردید. یافته ها: خروجی فراترکیب به استخراج و دسته بندی مؤلفه های خط مشی سرمایه انسانی در قالب 7 مقوله اصلی انجامید: خط مشی جبران خدمات، خط مشی ارزیابی عملکرد، برنامه های آموزش و بهسازی، سیاست توسعه مسیر شغلی، مدیریت مشارکتی، خلاقیت و نوآوری، و استقلال کاری. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، چارچوب تلفیقی ارائه شده می تواند مبنایی برای طراحی و استقرار منسجم خط مشی های سرمایه انسانی قرار گیرد و به عنوان الگوی مفهومی پژوهش، راهنمایی عملی برای هم راستاسازی سیاست های منابع انسانی با هدف ارتقای عملکرد سازمانی فراهم آورد.
۱۷۱۳۹.

طبقه بندی معناشناختی ترکیبات صفتی بیانگر احساسات ملال آور در محیط کلامی روسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
موضوع پژوهش حاضر با رویکرد معناشناختی و رنگ پژوهی، بررسی طبقه بندی ترکیبات صفتی ثابت در همنشینی با احساسات ملال آور در محیط کلامی روسی است. مبنای پژوهش در این احساسات دو اسم грусть  (غم و اندوه) و печаль  (حزن و ملال) هستند. هدف، بررسی قسم دستوری صفت در همراهی با اسم و ارائه طبقه بندی معنایی برای آن با توجه به بار عاطفی و احساسی منتقل شده است. در این طبقه بندی، پارامترهای گوناگونی از جمله نمادشناسی و روان شناسی شناختی به کمک مؤلفه های معنایی چون، دما (گرم، سوزان، سرد و…)، طعم (تند، تلخ و شیرین) و رنگ (سفید و سیاه، خاکستری، بنفش، آبی آسمانی، آبی، قهوه ای و…) مورد توجه قرار گرفته است. رنگ های برگرفته از طبیعت چون пепельный  (خاکستری – برگرفته از خاکستر کسی/چیزی) و طیف های تیره و روشن این رنگ ها در شکل گیری این معانی اهمیت بالایی دارند. هدف این تحقیق، فهم چگونگی بازتاب فرهنگ و ذهنیت گویشوران روس در بیان مفاهیم احساسی و عاطفی و نقش آن ها در شکل گیری استعاره ها و کنایه های مربوط به غم، اندوه و حزن در ترکیب های اسمی و صفتی است. یافته های این پژوهش می تواند برای گروه های مختلفی همچون زبان شناسان، مترجمان زبان های مبدأ و مقصد روسی و فارسی، روان شناسان زبان، آموزگاران زبان روسی به فارسی زبانان به ویژه در حوزه ترجمه سودمند باشد. همچنین، این مطالعه در بخشی مجزا به کاربردهای آموزشی و ترجمه ای یافته ها می پردازد تا بهره گیری عملی آن ها در محیط های آموزش زبان و فعالیت های ترجمه ای آسان شود
۱۷۱۴۰.

دستوری شدگی «ساخت برتر» در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
فرایند «مقایسه»، عملکردی ذهنی است که از رهگذر آن، دو یا چند هستار به منظور کشف شباهت ها و تفاوت های میانشان به بوته آزمایش کشیده می شوند. بر اساس مطالعات، بیان «مقایسه» به عنوان ساختی دستوری، در زبان های دنیا غالباً بر عهده ساخت های صرفی است، با وجود این در بسیاری از زبان های دنیا ساخت های نحوی فراوانی نیز، بیان این مفهوم دستوری را بر عهده دارند. در این مقال برآن بودیم تا بر اساس انگاره شناختی طرحواره های رویداد هاینه، الگوهای زبانی بیان «ساخت برتر» در فارسی را به نمایش بگذاریم. ساخت «برتر»، یکی از زیرساخت های مفهوم مقایسه، ساختی است که از رهگذر آن، «بیش» یا «کم» بودگی یک هستار در دارابودن صفتی مشخص، نسبت به هستاری دیگر رمزگذاری می شود. در این انگاره، هشت طرحواره رویداد منبع از جمله کنش، مکان، منبع، هدف، قطبیت، توالی، تشبیه و مبتدا برای بیان ساخت «برتر» معرفی شده اند. داده های فارسی حاکی از آنند که در بیان مفهوم «برتری» در فارسی، تمام هشت طرحواره رویداد منبع از سوی گویشوران به خدمت گرفته می شوند. علاوه برآن، مشاهده گردید که هفت طرحواره منبع دیگر یعنی اندام واژه، معرفه، اضافی، حیوانات، محمول دوگانه، اصطلاحی و وجهی که در دیگر زبان های دنیا مستند نشده اند، در فارسی بیان ساخت برتر را برعهده دارند. این پژوهش نشان می دهد که مفهوم دستوری «برتری» حاصل دستوری شدگی ساخت های فوق الذکر است، چرا که در این روند تحول، آنگونه که بسیاری از نظریه پردازان دستوری شدگی بر آن معتقدند، ساختی مشتمل بر چند واژه (که می توانند معانی واژگانی داشته باشند) برای بیان مفهومی دستوری و غیرواژگانی به خدمت گرفته می شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان