مسعود معینی پور

مسعود معینی پور

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۴ مورد.
۱.

سیاست های تحقّق فرهنگ سیاسی انقلابی در ایران رسانه ای شده(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۸
تحقّق فرهنگ سیاسی انقلابی به عنوان یکی از ارکان بنیادین مشروعیت و انسجام ملی در جمهوری اسلامی ایران، در مواجهه با جامعه رسانه ای شده با چالش های پیچیده ای روبرو شده است. این چالش ها شامل رقابت شدید میان گفتمان های رقیب، ظهور نگرش های سیاسی نامطلوب، آنومی سیاسی و دشواری در جلب و حفظ رضایت و مشارکت فعالانه افکار عمومی است. در چنین فضایی، طراحی و اجرای سیاست های فرهنگی و رسانه ای کارامد برای استقرار و گسترش فرهنگ سیاسی انقلابی ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر با استفاده از چارچوب نظری هژمونی گفتمانی لاکلائو و موفه، تحقق گفتمان هژمونیک فرهنگ سیاسی انقلابی را منوط به تحقق چهار شرط کلیدی می داند: «عام بودگی»، «قابلیت دسترسی»، «قابلیت اعتبار» و «قدرت پشتیبانی». این چارچوب نظری که بر مبنای مفهوم هژمونی به معنای کسب منزلت هژمونیک از طریق اقناع و رضایت به جای اجبار استوار است، زمینه مناسبی برای ارائه سیاست های مؤثر در فضای رسانه ای شده ایران فراهم می آورد. در این راستا، پژوهش با رویکرد کیفی و روش مصاحبه نیمه ساختاریافته، دیدگاه های ده نفر از نخبگان حوزه های ارتباطات، جامعه شناسی سیاسی و سیاست گذاری فرهنگی را جمع آوری و تحلیل کرده است. در حوزه عام بودگی، یافته ها نشان می دهند که برای فراگیر شدن گفتمان فرهنگ سیاسی انقلابی، لازم است مفاهیم و ارزش های انقلابی به زبان معاصر بازتعریف شوند تا پاسخ گوی نیازها و دغدغه های عموم نسل های جامعه باشند. استفاده از زبان بومی و اصطلاح های فرهنگی روز، همراه با احترام به تنوع فرهنگی و زبانی اقوام مختلف کشور، از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ همچنین پیوند دادن پیام ها با ریشه های فرهنگی ملی مانند اسطوره ها، تاریخ و ادبیات، نقش مؤثری در تقویت روحیه جمعی و ایجاد حس تعلق به فرهنگ سیاسی انقلابی ایفا می کند. جایگزینی رویکردهای دستوری و یک طرفه با ایجاد بسترهای گفتگو و مشارکت فعالانه مردم، گام مهمی در تحقق عام بودگی و فراگیری گفتمان است. ارائه شواهد ملموس و نمونه های عملی از کارامدی ارزش های انقلابی در حل مسائل اجتماعی، به اثبات قابلیت کاربردی این فرهنگ کمک می کند و اعتماد عمومی را افزایش می دهد. شرط دوم، یعنی قابلیت دسترسی، بر ضرورت حضور فعال و گسترده گفتمان در اکوسیستم رسانه ای متنوع تأکید دارد. پیام های فرهنگ سیاسی انقلابی باید از طریق رسانه های مختلف و فراتر از انحصار رسانه ای منتشر شوند و به عموم مخاطبان برسند. استفاده از قالب های متنوع و جذاب محتوا مانند متن، تصویر، ویدئو و محتوای خرد، همکاری با اینفلوئنسرها و مراجع فرهنگی مورد اعتماد جامعه، فعالیت در سکو های جهانی و تولید محتوای چندزبانه، از سیاست های کلیدی برای افزایش گستره مخاطبان به شمار می روند؛ همچنین توسعه زیرساخت های ارتباطی به ویژه در مناطق محروم برای دسترسی عادلانه به اینترنت پرسرعت و ابزارهای دیجیتال و توان مندسازی کنشگران رسانه ای از طریق آموزش های نوین سواد رسانه ای و مهارت های ارتباطی، از عوامل مهم ارتقای کیفیت و تأثیرگذاری پیام ها هستند. شرط سوم، یعنی قابلیت اعتبار، بر صداقت، راستگویی و شفافیت در پیام رسانی تأکید می کند. پیام ها باید بر اساس واقعیت ها ارائه شوند تا اعتماد عمومی جلب شود. هماهنگی میان گفتار و کردار، یعنی تطابق پیام های اعلام شده با اقدامات عملی، از دیگر عوامل کلیدی در افزایش اعتبار است. اتکا به شواهد معتبر، بهره گیری از تخصّص و تفکیک دقیق گزارش های عینی از تحلیل های ارزشی، حفظ استقلال نسبی رسانه ها از جناح بندی های سیاسی و طراحی پیام ها با دیدگاهی ملی و فراتر از تعصب های جناحی، زمینه ساز اعتماد گسترده تر مخاطبان است. بهره گیری از چهره های مورد وثوق اجتماعی که اعتبار بالایی در جامعه دارند، نقش مؤثری در انتقال پیام ها و تقویت اعتبار رسانه ها دارد. در نهایت شفافیت در عملکرد و ارائه گزارش های روشن و قابل دسترس از فعالیت ها و دستاوردها، ارتباط میان رسانه و مخاطبان را تقویت و اعتماد عمومی را افزایش می دهد. شرط چهارم، قدرت پشتیبانی، به توسعه زیرساخت های ارتباطی و فرهنگی همراه با تصویب و اجرای قوانین حمایتی اشاره دارد. در این زمینه، تمرکز بر ارتقای کیفیت محتوای رسانه های همسو به جای افزایش کمّی رسانه ها، اهمیت ویژه ای دارد. توان مندسازی جامعه مدنی از طریق حمایت از سازمان های مردم نهاد، تشکّل های فرهنگی و کنشگران رسانه ای، تأمین منابع مالی و فکری برای تولید محتوای آموزشی جذاب و غیرمستقیم جهت درونی سازی ارزش های انقلابی و ایجاد نهاد راهبردی هماهنگ کننده برای نظارت و هماهنگی سیاست های رسانه ای، از سیاست های ضروری برای تضمین تداوم و اثربخشی گفتمان فرهنگ سیاسی انقلابی هستند. تشویق حمایت مردمی خودجوش از طریق شفاف سازی اهداف و نتایج سیاست ها و ط
۲.

بازشناسی جامعه سیاسی مطلوب در اندیشه آیت الله شهید بهشتی بر اساس نظریه بحران توماس اسپریگنز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۹۷
تبیین ماهیت و ابعاد جامعه سیاسی مطلوب، همواره از دغدغه های مصلحان اجتماعی بوده است. اصولاً نظریه پردازی درباره جامعه سیاسی مطلوب، حاصل نابسامانی سیاسی اجتماعی موجود است. دوران پهلوی دوم با بحران های سیاسی متعددی مواجه بود که امعان نظر متفکران اجتماعی از جمله آیت الله شهید بهشتی را به خود وا داشت (مساله). نوشتار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی و نظریه بحران توماس اسپریگنز، درصدد ارائه جامعه سیاسی مطلوب در اندیشه سیاسی آیت الله بهشتی است. (روش) در تحلیل شهید بهشتی، استضعاف بزرگ ترین بحران عصر پهلوی است که ریشه در نظام استبدادی و الگوی اسلام سکولار (آریا مهری) دارد. وی در پاسخ به بحران موجود، جامعه سیاسی مسلکی (امت امامت) را به عنوان جامعه مطلوب عصر غیبت ترسیم نمود که به دلیل ابتنا بر دو مفهوم توحیدی حق و عدل، تمایز ماهوی در ابعاد و طریق تحقق از جامعه سیاسی پهلوی دارد. امت در جامعه مسلکی به مثابه کنش گرانی آگاه و مسئول، ضمن بهره مندی از حقوق سیاسی همچون مشارکت سیاسی، رواداری و نظارت در تعامل ایدئولوژیک با نهاد امامت، مصلحت خویش را شناسایی می نماید. راه حل شهید بهشتی در تحقق جامعه سیاسی مسلکی از رهگذر تربیت سیاسی امت و تشکل سازی سیاسی عبور می کند. (یافته)
۳.

مدل حکمرانی زمینه ساز امام خمینی (ره): شاخص ها و نسبت با حکمرانی مدرن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۸
مسئله اصلی این پژوهش، نبودن چارچوب نظری بومی و اسلامی برای حکمرانی در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی و فراهم سازی شرایط ظهور است. در شرایطی که ادبیات حکمرانی به طور عمده، در چارچوب های مدرن غربی مانند حکمرانی خوب، حکمرانی شبکه ای یا حکمرانی تطبیقی شکل گرفته است، نیاز به مدلی نوین که بر مبانی اندیشه امام خمینی(ره) و تجربه جمهوری اسلامی استوار باشد، ضرورتی جدی یافته است. ضرورت نظری پژوهش در پرکردن شکاف مفهومی میان نظریه های حکمرانی مدرن و مبانی دینی - اسلامی حکمرانی نهفته است. از سوی دیگر، ضرورت عملی آن در پاسخگویی به نیاز سیاست گذاران جمهوری اسلامی ایران برای طراحی سازوکارهای عادلانه، مشارکت افزا و تمدن ساز قابل مشاهده است. اهداف پژوهش شامل استخراج مؤلفه ها و اصول کلیدی مدل حکمرانی زمینه ساز بر پایه اندیشه امام خمینی(ره)، تبیین نسبت این مدل با مؤلفه های تمدن نوین اسلامی، طراحی چارچوب تحلیلی و عملیاتی برای سیاست گذاری در سطح کلان، ارائه شاخص ها و ابزارهای ارزیابی تحقق مدل است. نوآوری پژوهش در ارائه مدلی بدیل برای حکمرانی است که افزون بر اتکا بر منابع اسلامی و تجربه انقلاب اسلامی می تواند ظرفیت های مشارکت عمومی، عدالت اجتماعی و بازآفرینی اجتماعی را به صورت نظام مند در خدمت تمدن نوین اسلامی قرار دهد. روش پژوهش تحلیلی - کیفی مبتنی بر بررسی اسناد، متون و آثار نظریه پردازان کلاسیک و مدرن حکمرانی، به همراه تحلیل اندیشه های امام خمینی(ره) و تجربه نهادهای انقلابی جمهوری اسلامی است. یافته های کلیدی نشان می دهد که مدل حکمرانی زمینه ساز در مقایسه با الگوهای غربی، به جای تمرکز صرف بر کارآمدی اداری و اقتصادی، به ابعاد معنایی، ارزشی و اجتماعی حکمرانی توجه ویژه دارد و از طریق تقویت مشارکت مردمی، عدالت، استقلال و ولایت مداری می تواند زمینه ساز حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی باشد.
۵.

راهبردهای تعامل سیاسی آیت الله خامنه ای با قشر خاکستری در تحقق حکمرانی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
در نظام های سیاسی مردم پایه، یکی از چالش های راهبردی و مستمر، تعامل با طیفی از جامعه است که در ادبیات سیاسی به «قشر خاکستری» شناخته می شود. این قشر شامل شهروندانی است که نه وفاداری کامل ایدئولوژیک به ساختار حاکم دارند و نه در زمره معارضان رادیکال قرار می گیرند؛ بلکه موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را بر اساس سنجش عقلانی و موازنه هزینه- فایده، در مقاطع گوناگون تغییر می دهند. در جمهوری اسلامی ایران، که مشروعیت نظام بر پیوند پویای میان حاکمیت و مردم استوار است، قشر خاکستری نقشی تعیین کننده در تحولات سیاسی، مشارکت های انتخاباتی، و تعادل نیروها در بزنگاه های حساس ایفا می کند. با وجود اهمیت این گروه، خلأ شناخت دقیق راهبردهای تعامل با آن به ویژه در چارچوب حکمرانی اسلامی محسوس است. تجربه چهار دهه رهبری آیت الله خامنه ای نشان می دهد که ایشان برای حفظ پیوند با این قشر، الگوهایی فراتر از سیاست بسیج سنتی و تبلیغ یک سویه به کار بسته اند و بر پایه عقلانیت گفت وگومحور حرکت کرده اند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که این راهبردها چه مؤلفه هایی دارند، چگونه در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی کشور دچار تطور شده اند، و چه تأثیری در استمرار مشروعیت و کارآمدی حکمرانی اسلامی داشته اند. هدف اصلی پژوهش، شناسایی، دسته بندی و تبیین راهبردهای آیت الله خامنه ای در تعامل سیاسی با قشر خاکستری و تحلیل نقش آن ها در تحقق حکمرانی اسلامی است. این هدف در چهار محور فرعی دنبال می شود: بازتعریف مفهوم قشر خاکستری در بستر تحولات اجتماعی و گفتمانی جمهوری اسلامی؛ بررسی روند تطور راهبردهای رهبری از دهه ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ در مواجهه با تغییرات این قشر؛ استخراج اصول و الگوهای کلان تعامل، شامل ویژگی هایی چون اقناع تدریجی، مرزبندی نرم و گفت وگو با گروه های متنوع؛ و در نهایت ارزیابی ظرفیت این الگو برای ارائه به عنوان مدلی بومی در مطالعات تطبیقی حکمرانی دینی در جوامع متکثر. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از چارچوب نظری «کنش ارتباطی» یورگن هابرماس است که بر منطق تفاهم، عقلانیت ارتباطی و مشروعیت گفتار سیاسی استوار است. داده ها به صورت کتابخانه ای از طریق مطالعه بیانات، سخنرانی ها، موضع گیری ها و رفتارهای ارتباطی آیت الله خامنه ای طی سال های ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۲ گردآوری شده است. تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) برای واکاوی لایه های معنایی و بازنمایی سازوکارهای ارتباطی به کار رفته است تا مشخص شود چگونه این راهبردها در سطوح گفتاری، نهادی، نمادین و رفتاری شکل گرفته و تطور یافته اند. در فرایند تحلیل، بازه های زمانی مشخص بر اساس تحولات کلان سیاسی و اجتماعی (مانند پایان جنگ، دوره اصلاحات، ظهور فضای مجازی و تحولات پس از ۱۴۰۰) تفکیک و هر دوره با شاخص هایی چون نوع ارتباط با جامعه، ابزار انتقال پیام، و میزان مشارکت عمومی بررسی شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد که راهبردهای تعامل رهبری با قشر خاکستری، سیر تحول زیر را طی کرده است: دهه ۱۳۷۰ - گذار از بسیج خطابی به اقناع عقلانی: با افزایش طبقه متوسط و تغییر انتظارات اجتماعی، گفتمان رسمی از بسیج احساسی و ایدئولوژیک به گفت وگوی عقلانی و تفسیر مفاهیم سیاسی و دینی با زبان قابل پذیرش برای اقشار مردد تغییر یافت. دهه ۱۳۸۰ - مدیریت شکاف ها و حفظ فضای مفاهمه: در شرایط قطبی سازی سیاسی، راهبرد بر حفظ وحدت ملی، بازتعریف مفاهیم بنیادین انقلاب و ایجاد بستر گفت وگو میان جریان های متنوع متمرکز شد تا مرزبندی ها مانع از مشارکت منتقدان در ساختار نشود. دهه ۱۳۹۰ - پاسخ به تحولات فضای مجازی: با کاهش انحصار رسانه ای رسمی و افزایش کنشگری غیرمتمرکز جامعه، راهبردها به سمت بازآفرینی پیام در محیط دیجیتال، ترویج سواد رسانه ای و اقناع چندلایه حرکت کرد. دهه ۱۴۰۰ - بازسازی سرمایه اجتماعی در مقیاس خرد: در شرایط کاهش مشارکت سیاسی و بی اعتمادی عمومی، تمرکز بر گفت وگوهای رو در رو با نخبگان، جوانان و گروه های اجتماعی کوچک جایگزین رویکردهای کلان محور شد. در نهایت تحقیق حاضر شش راهبرد کلان را به عنوان شالوده اندیشه رهبری در حکمرانی اسلامی شناسایی کرده است: 1) اقناع تدریجی و تفسیر مرحله ای مفاهیم سیاسی: تطبیق معنا و روایت مفاهیم کلیدی (مانند استقلال، پیشرفت، مقاومت) با شرایط و افق ذهنی جامعه برای حفظ پیوند ارزشی. 2) مرزبندی نرم و طرد حداقلی: تمایز میان نقد و براندازی با هدف حفظ بیشترین دایره تعلق اجتماعی و جلوگیری از طرد اقشار مردد. 3) توجه به عاملیت مخاطب: پذیرش اینکه قشر خاکستری تحلیل گر و معناپرداز است و باید با زبان احترام و استدلال مورد خطاب قرار گیرد. 4) انعطاف مفهومی: بازتولید مفاهیم به تناسب تحولات سیاسی–اجتماعی بدون عدول از اصول بنیادین. 5) مدیریت پیام در بستر رسانه ای متکثر: استفاده از ابزارها و قالب های متنوع برای انتقال مؤثر معنا. 6) جذب حداکثری و دفع حداقلی با منطق اخلاق سیاسی علوی: تأکید بر تعامل، شنیدن و درک متقابل به عنوان بنیان مشروعیت سازی. بررسی تطبیقی نشان می دهد که این راهبردها نه تاکتیک های موقت بلکه بخش هایی از یک منطق ارتباطی نظام مند برای بازسازی زبان مشترک با جامعه چندلایه و متغیر ایران هستند. این منطق، استمرار مشروعیت و ثبات اجتماعی را در گرو تعامل معناپذیر و گفت وگومحور با قشر خاکستری می داند و الگویی ارائه می کند که قابلیت بومی سازی در دیگر جوامع اسلامی متکثر را نیز دارد.
۶.

نقش مکتب در تبدیل ایده پیشرفت سیاسی به خیر و کنش جمعی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۲۴۷
مقاله حاضر به بررسی نقش و تأثیر مکتب در تبدیل ایده پیشرفت سیاسی به خیرجمعی در جمهوری اسلامی ایران می پردازد. هدف از این پژوهش، ارزیابی پذیرفته شدن ایده پیشرفت سیاسی به عنوان یک مطالبه عمومی در جامعه ایرانی و نقش مکتب در تحقق آن است. برای رسیدن به این هدف، سه مرحله مختلف پیگیری شده است. در مرحله اول، منافع چهارگانه ی هویتی، ایدئولوژیک، انسان دوستانه و میهن دوستانه که مبتنی بر مکتب تشیع است، به عنوان فصل مشترک مکتب و پیشرفت سیاسی شناخته می شوند. در مرحله دوم، سه بعد بینشی (فلسفه سیاسی اسلام)، گرایشی (حوزه اخلاق سیاسی) و رفتاری (فقه سیاسی) مکتب بررسی و توضیح داده شده است. در مرحله سوم، بررسی شده است که ایده پیشرفت سیاسی به عنوان یک خیرجمعی تلقی می شود و ارکان سه گانه ی رهبر، دولت و مردم با کنش جمعی به تحقق این خیرجمعی پرداخته اند. روش کارکرد مکتب برای رسیدن به منفعت مشترک توضیح داده شده و بیان می شود که رهبر به عنوان تبیین کننده و روشنگر مکتب، دولت به عنوان فراهم کننده بستر مناسب برای اجرا و مردم به عنوان آموزان و پیروان مکتب نقش های خاص خود را ایفا می کنند. بر این اساس، تعامل و همکاری میان این ارکان در جامعه برای اجرای صحیح و موثر مکتب، سبب می شود که ایده پیشرفت سیاسی به خیرجمعی تبدیل شود و منجر به پیشرفت همه جانبه در نظام جمهوری اسلامی ایران گردد. از این رو، درک نقش مکتب در تحقق ایده پیشرفت سیاسی و توسعه جامعه ایرانی بسیار مهم است.
۷.

مدل توزیع قدرت سیاسی مطلوب با توجه به جایگاه روحانیت در اندیشه شهید بهشتی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
پژوهش حاضر باهدف ارائه مدلی بومی و پویا برای توزیع قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، بر پایه اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی، سامان یافته است. مسئله محوری پژوهش، بازتعریف نسبت میان «مشروعیت الهی» و «مقبولیت مردمی» در ساختار قدرت و واکاوی راهکارهای پیشگیری از تمرکز، ناکارآمدی و شکاف نهادی است. روش تحقیق، تحلیل اسنادی و نقد تطبیقی آثار و مواضع شهید بهشتی، در کنار مقایسه ای مفهومی با نظریات رقیب همچون قرارداد اجتماعی روسو و قدرت شبکه ای فوکو است. یافته ها نشان می دهد مدل پیشنهادی با الهام از منظومه فکری بهشتی، سه لایه درهم تنیده را ترسیم می کند: ۱. محوریت رهبری دینی و ولایت فقیه به عنوان تنظیم گر پیوند میان اصول ثابت و نیازهای متغیر؛ ۲. تفکیک قوا و توازن نهادی برای تضمین عدالت، کارآمدی و نظارت متقابل؛ ۳. مشارکت فعال مردم، نخبگان و نهادهای واسط (احزاب، شوراها، شورای نگهبان) با نقش میانجی و گفتمان ساز روحانیت در صیانت از مشروعیت و بازتولید سرمایه اجتماعی. نوآوری مدل در تأکید بر نقش مسئولانه و بازاندیشانه روحانیت، سازوکارهای شفافیت، آموزش عمومی و نهادهای مدنی به عنوان ابزارهای اجرایی برای پایداری و بازتولید مشروعیت نهفته است. پایداری این الگو وابسته به شفافیت، نظارت همگانی، پرهیز از انحصار و اصلاح مستمر کارکردهاست. چارچوب حاضر زمینه ای برای پژوهش های آتی در عرصه مردم سالاری دینی و مهندسی نهادی فراهم می آورد.
۸.

نظریه فطرت امام خمینی (ره)؛ چهارچوبی برای گونه بندی حکمرانی های بشری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۳۷
گونه شناسی حکمرانی های بشری بر اساس نظریه فطرت امام خمینی(ره) به عنوان چهارچوبی تحلیلی، نقشی محوری در شناسایی الگوهای حکمرانی فطری و غیرفطری ایفا می کند. این پژوهش با هدف دسته بندی حکمرانی ها و تحلیل پیامدهای هریک، درراستای تقویت یا تضعیف فطرت انسانی انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی، هشت گونه حکمرانی را در دو دسته کلان فطری و غیرفطری طبقه بندی کرده است. داده ها، مبتنی بر مفاهیم کلیدی نظریه فطرت و ویژگی های هر الگو ، استخراج و ساختارمند شده اند. یافته ها نشان می دهد که حکمرانی غیرفطری (متدانی) در هفت گونه (لذت گرایانه، سلطه جویانه، فریب کارانه، لذت گرایانه سلطه جویانه، فریب کارانه لذت گرایانه، سلطه جویانه فریب کارانه، استکباری سه وجهی) جای می گیرد که ویژگی هایی چون خودخواهی، ظلم، فساد ساختاری و تحریف حقایق را دربرمی گیرد. درمقابل، حکمرانی فطری (متعالی) به عنوان الگوی حکمرانی مطلوب، مبتنی بر عدالت، خردورزی و عقل تعریف می شود و مشروعیت آن ریشه در فطرت الهی دارد. همچنین مشخص شد که حکمرانی های غیرفطری به بحران های هویتی، نابرابری، و تضعیف کرامت انسانی منجر می شوند، درحالی که حکمرانی فطری با تقویت خوداتکایی و شکوفایی استعدادها، جامعه را به سوی عدالت سوق می دهد.
۹.

پیامدهای سیاسی و اجتماعی امنیتی شدن اعتراضات در جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۳۱۱
هدف پژوهش حاضر بررسی پیامدهای سیاسی و اجتماعی امنیتی شدن اعتراضات در جمهوری اسلامی ایران است. امنیتی شدن فضای اعتراضات توسط دستگاه های اجرایی و امنیتی نظام سیاسی، خود یکی از عواملی است که پیامدهای سیاسی و اجتماعی بسیاری برای دولت ها دارد؛ از این رو لازم است نخست آسیب شناسی شود که این پیامدها چیست و چگونه بر کارامدی نظام های سیاسی تأثیرگذار است؟ سپس بایستی راه حلی برای برون رفت از این مسئله یافت. بررسی های این پژوهش بر مبنای توصیفی-تحلیلی و طبق چهارچوب مکتب کپنهاک نشان می دهد که پیامدهای امنیتی اعتراضات نه فقط خشم و بی اعتمادی مردم به مسئولان، بلکه به ارزش های بنیادین جامعه همچون اعتقادات دینی را نیز افزایش داده است. در کنار پیامدهای سیاسی و اجتماعی، امنیتی شدن اعتراضات برای کشور پیامدهای اقتصادی نیز در پی دارد. در نهایت می توان گفت در جمهوری اسلامی ایران، امنیتی سازی اعتراضات به عنوان ابزاری جهت سوءاستفاده برخی افراد که منافعشان در سرکوب و سکوت مردم است، تبدیل شده و هر نهادی در شرایط بحرانی، با امنیتی کردن فضا، خشم معترضان را بیشتر و آنها را تحریک کرده است و مردم را در مقابل یکدیگر و نظام سیاسی قرار می دهد. در این موقعیت نظام سیاسی، یکی از مهم ترین ابزارهای مشروع، ولی خارج از قانون خود را برای مواقع بحرانی از دست داده و دیگر نمی تواند با استفاده از سرمایه های اجتماعی، پشتیبانی مردم را هنگام تهدید امنیتی داشته باشد. در نتیجه آتش اعتراضات می تواند پایه های نظام سیاسی ایران را تهدید و به نابودی کشاند.
۱۰.

راهبردهای کنش گری رسانه در مدیریت افکار عمومی از منظر مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۷ تعداد دانلود : ۳۷۸
کنش گری رسانه ابزاری برای مدیریت افکار عمومی جامعه می باشد، که به وسیله آن جامعه می تواند مسیر سعادت پیروزی و یا شقاوت شکست را کسب نماید. در رابطه با تأثیرپذیری افکار عمومی توسط رسانه اندیشمندان زیادی مباحثی را مطرح نموده اند. سؤال قابل طرح اینکه از منظر مقام معظم رهبری مدیریت افکار عمومی جامعه نیازمند چه راهبردهایی برای کنش گری رسانه می باشد؟ روش به کارگیری در این پژوهش تحلیل مضمون خواهد بود. یافته های پژوهش همچون: مهندسی اخبار جهت کنترل افکار عمومی، تصویرسازی غلط رسانه ای عامل انحراف افکار عمومی، ضعف ما در تولید محتوای مناسب و مانند آنها حکایت از این دارند که از منظر رهبر انقلاب ضرورت دارد رسانه ها در جمهوری اسلامی در دو کلان راهبرد سیاسی اجتماعی و محتوایی عملیاتی به تولید راهبردهای کنش گری بپردازند، که در صورت توجه افکار عمومی جامعه اسلامی در مسیر صحیح مدیریت خواهد شد.
۱۱.

اهداف و ارکان پیشرفت سیاسی عادلانه از دیدگاه فارابی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۳۹
هدف پژوهش حاضر بررسی اهداف و ارکان پیشرفت سیاسی عادلانه از دیدگاه فارابی است. با توجه به جایگاه بااهمیت فارابی در اندیشه و فلسفه ی سیاسی اسلامی، بازخوانی اندیشه ی وی می تواند زمینه ی تولید نظریه ی پشتیبان پیشرفت سیاسی عادلانه را ایجاد کند. اکنون پس از اتمام دهه ی چهارم انقلاب به عنوان دهه ی پیشرفت و عدالت، ازجمله ضعف های بنیادین در نظام جمهوری اسلامی ایران، عدم وجود نظریه ای دارای قابلیت تحقق عینی در حوزه های مختلف پیشرفت ازجمله پیشرفت سیاسی عادلانه است؛ ازاین رو، تکاپوهای نظریِ این چنینی و استنطاق آراء اندیشمندان اصیل اسلامی، بسیار با اهمیت است. در این تحقیق از روش اجتهادی - تحلیلی و نیز روش سیستمی برای بررسی ارکان پیشرفت استفاده شده است. فرضیه ی پژوهش بر اهداف و ارکان پیشرفت سیاسی از دیدگاه فارابی، فراگرد دوساحته ی دنیوی و اخروی، و با غایت دستیابی به کمال حقیقی، در فرآیند پیشرفت سیاسی عدالت محور و تحقّق سعادت اخروی از رهگذر زندگی سیاسی دنیایی استوار است. نتایج نشان داد پیشرفت سیاسی عدالت محور بر چهار رکن مکتب، رهبر، مردم و دولت استوار است. این چهار رکن، علاوه بر دارا بودن عنصر هماهنگی برای انجام کارویژه ها و ایفای نقش خود در فرآیند پیشرفت، بایستی دارای همبستگی با یکدیگر باشند.
۱۲.

طراحی چارچوب ساختاری-تفسیری دشمن شناسی در مکتب شهید سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۳۳۶
جمهوری اسلامی ایران در منطقه ای قرار دارد که سرعت، دامنه و پیچیدگی تغییرات در آن روزبه روز در حال افزایش است. افزایش روزافزون تعداد بازیگران مستقل، افزایش رقابت های اقتصادی و گسترش سریع تکنولوژی منجر به افزایش تحولات و درنتیجه کاهش زمان تصمیم گیری شده است. بدون تردید، عامل حیاتی پیشرفت یک کشور و موفقیت نیروهای مسلح آن کشور در چنین شرایطی، شناخت دشمنان و تهدیدات آن است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل مفهومی ساختاری-تفسیری دشمن شناسی در مکتب شهید سلیمانی است. در این راستا نخست به شناسایی ابعاد و مؤلفه های مختلف دشمن شناسی در مکتب شهید سلیمانی پرداخته شد، سپس با استفاده از روش دلفی فازی مؤلفه های نهایی دشمن شناسی شناسایی و غربالگری شدند. سپس با استفاده از راهبرد پژوهش تحقیق در عملیات نرم و به صورت مشخص روش مدل سازی ساختاری-تفسیری (ISM)، روابط بین مؤلفه ها و عوامل شناسایی و تحلیل شده است. براساس یافته های پژوهش دشمن شناسی در مکتب شهید سلیمانی دارای 21 مؤلفه کلیدی می باشد که در پنج سطح تقسیم می شوند. بنیادی ترین مؤلفه های دشمن شناسی در مکتب شهید سلیمانی، مؤلفه های «داشتن سوءظن نسبت به دشمن و اعتماد نکردن به وی» و «پذیرش خدا و رسول در دل و معارضه و مبارزه با دشمنان آن ها» هستند.
۱۳.

نقش و جایگاه رهبر در پیشرفت سیاسی عدالت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۲۷
برای تولید نظریه پیشرفت سیاسی عدالت محور، باید به چهار عنصر مکتب، مردم، رهبر و دولت توجه نمود. تبیین جایگاه هر یک از این چهار عنصر و نوع روابط میان آنها کمک می کند تا این الگو، بر پایه ای مستحکم بنا شود و سپس می توان درخصوص انواع پیشرفت سخن گفت و راهکار مناسب را تجویز نمود. سوال نوشتار این است که تعریف، نقش و جایگاه رهبر در فرآیند دستیابی به پیشرفت سیاسی عدالت محور چیست؟ رهبر در فرآیند پیشرفت سیاسی عدالت محور در دو مرحله انقلاب و تاسیس نظام سیاسی و سپس بقاء و ادامه نظام سیاسی دارای نقش و جایگاه است. تربیت جامعه اسلامی، جهت دهی به امیال و اغراض و جهت گیری های سیاسی اجتماعی، سیاست گذاری برای پیشرفت، مدیریت و راهبری پیشرفت در سطوح مختلف و بالاخره نظارت و بازخوردگیری مدام از وظایف نهاد رهبری در فرآیند پیشرفت سیاسی عدالت محور است که در تمام این وظایف ملکه عدالت فردی و اجتماعی در سطوح نظری و عملی بایستی در نهاد و شخص رهبر استوار و جاری باشد. برای دستیابی به پیشرفت. برای پاسخ به سوال با روش تحلیل درون متنی تلاش شد به استنباطی برآمده از استنطاق متون اسلامی و متفکران اصیل انقلاب اسلامی پرداخته شود.
۱۴.

بازخوانی مواجهه راهبردی شبکه های فارسی زبان با نظریه مقاومت (با تاکید بر شبکه های بی بی سی فارسی و من و تو)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۶۴۶
یکی از کاربست های دانش سیاست بین الملل، تبیین چگونگی مواجهه ی قدرت ها در نظام جهانی است. طیف گسترده ی نظریه هایی که به چگونگی استفاده از فرهنگ به مثابه متغیری اثرگذار در این مواجهه پرداخته اند، از «نظریهی هژمونی گرامشی» تا نظریات پسااستعماری و قدرت نرم، ادبیات نظری حائز اهمیتی را تولید کرده اند. با ظهور «تئوری مقاومت» در جهان اسلام، نظام مسائلی در روابط بین الملل شکل یافته و به رقابت بازیگران در دو سوی این مفهوم منجر شده است. پژوهش حاضر بیان می دارد که دیپلماسی رسانه ای چگونه می تواند بر کامیابی عنصر مقاومت در تغییر نتیجهی این رقابت تاثیر بگذارد. بدین منظور دو رسانه ی فارسی زبان بی بی سی فارسی (دولتی) و شبکه من و تو (خصوصی) انتخاب گردیدهاند تا با استخراج نمونه ی محتواهایی، فرایند کنش گری آنان نسبت به نظریهی مقاومت در جمهوری اسلامی ایران بررسی شود. با استفاده از روش تحلیل مضمون استرلینگ، در 6 مرحله با تلخیص مفاهیم هم سنخ به عنوانی شامل تر تلاش کرده ایم تا محتوای پنهان داده های پراکنده را در محور اصلی شان دریابیم. درنهایت، دستاورد این پژوهش نشان می دهد که هر دو رسانه ی مذکور در هر پنج شاخصه ی منتخب از «نظریه مقاومت مقام معظم رهبری»، به نحوی معنادار، رویکردی بازدارنده را پیگیری می کنند؛ مولفه هایی هم چون: (رهبری و شورای نگهبان، سپاه و نیروی قدس، مشارکت سیاسی و اتحاد و انسجام مردمی، پیشرفت علمی و خنثی سازی تحریم ها و نیز الگوی فرهنگی زن مسلمان ایرانی). 
۱۵.

نقش سناریوی نفوذ در بازگشت پذیری انقلاب اسلامی (با تأکید بر اندیشه حضرت آیت الله خامنه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۵ تعداد دانلود : ۶۴۳
انقلاب های بزرگ و تأثیرگذار، برای تحقق اهداف خود همواره با چالش هایی مواجه بوده اند. عدم آسیب شناسی رهبران و حامیان یک انقلاب، زمینه برگشت پذیری آن انقلاب را فراهم می آورد. بر این اساس یکی از مهم ترین دغدغه های طرفداران هر انقلابی، آسیب شناسی روند تحقق اهداف انقلاب و بررسی سناریوهای محتمل در تحقق این بازگشت است که تجربه تاریخ انقلاب ها نیز برگشت پذیری بسیاری از انقلاب ها را تأیید می کند.تفاوت انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب ها، مانع وقوع بازگشت پذیری ترمیدوری انقلاب اسلامی ایران می شود و براساس نظریه «برگشت پذیری انقلاب براساس سنت های الهی» نیز که مدل بومی سازی نظریه ترمیدور براساس اندیشه شهید صدر(ره) بوده، تحقق این مسئله نیز در حال حاضر منتفی است؛ البته دشمن مأیوس نشده و تلاش آنها برای برگشت پذیری انقلاب اسلامی با ابزارها و سازوکارهای مختلفی دنبال شده که انواع جنگ سخت و نرم از مصادیق آن است. در ادبیات سیاسی مقام معظم رهبری در دهه اخیر، گفتمان «نفوذ» به مثابه دال مرکزی برگشت پذیری انقلاب اسلامی مطرح شده است.ازاین رو در این نوشتار، بار رد احتمال بازگشت پذیری درونی براساس نظریه ترمیدور و رد وقوع آن براساس نظریه سنت های الهی، و همچنین امکان بازگشت پذیری بیرونی از طریق نفوذ، می توان سناریوهای مختلفی را برای برگشت پذیری انقلاب اسلامی از راه نفوذ متصور شد که «هدف گیری پایه های اصلی استحکام انقلاب»، «تضعیف همه جانبه با استفاده از ابزار مختلف»، «تغییر در معادله قدرت و سیاست داخلی با تغییر نگرش مسئولان» و «شبکه سازی با استفاده از نفوذ جریانی در جهت تغییر باورها»،چهار سناریویی هستند که بررسی، تحلیل و امکان سنجیآنها درباره آینده انقلاب اسلامی ایران، مهم ترین مسئله این مقاله است که با روش توصیفی - تحلیلی به آن می پردازیم.
۱۶.

نظام معرفت شناسی آیت الله خامنه ای در تحلیل مسائل اجتماعی سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۱ تعداد دانلود : ۸۱۵
ریشه چیستی، چرایی و چگونگی اندیشه رهبران اجتماعی سیاسی در نظام معرفت شناسی آنان نهفته است. فهم این نظام، کمک می کند تا حلقه های موثر در تحلیل مسائل سیاسی از دیدگاه افراد شناخته شود. با وجود آثار علمی متعدد درباره اندیشه های آیت الله خامنه ای تاکنون اثری به طور خاص نظام معرفت شناسی وی را در تحلیل مسائل اجتماعی سیاسی بررسی نکرده است. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی با رویکردی معرفت شناسانه در صدد کشف نظام معرفت شناسی آیت الله خامنه ای در مسائل اجتماعی سیاسی برآمده است. در پاسخ به این پرسش که آیت الله خامنه ای با چه معیاری به تحلیل مسائل سیاسی می پردازند به این نتیجه می رسیم که نظام معرفت شناسی ایشان  با اتکا به فرآیند چهارگانه شناخت یعنی، امکان شناخت قضیه های سیاسی، قابلیت پذیرش صدق و کذب قضایای سیاسی، امکان تشخیص قضیه سیاسی صادق از کاذب و ارتباط بین قضایای سیاسی به تحلیل مسائل می پردازد. مهمترین وجه تمایز نظام معرفتی وی با سایر تحلیل گران سیاسی در ترکیب داده های تجربی با سنجش های عقلانی و تطبیق وحیانی است.     
۱۷.

سبک آموزش دینی امام سجاد(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱۴ تعداد دانلود : ۹۶۲
این پژوهش، با هدف بررسی سبک آموزش دینی امام سجاد(ع) انجام شد و در پی تبیین راهبردی «الگوی آموزش دینی آن حضرت بود»؛ به این منظور از روش توصیف و تحلیل نظریِ سخنان آن امام(ع) (صحیفه سجادیه و رساله حقوق) استفاده شد. از دستاوردهای این پژوهش عبارت بود از: 1) در هر شرایط، لازم است که دین آموزی به تناسبِ همان شرایط شکل گیرد و تعطیل نشود (جهل، اختناق و یأس مردم، فساد حاکمان، انزوای امام(ع))؛ 2) محتوا، باید طبق نیاز جامعه ارائه شود (امام به اموری؛ مانند عدالت، قیامت، قبر، حقوق افراد نسبت به یکدیگر، حقوق محیط زیست، فقه، خانه و خانواده، مسائل عمیق اخلاقی و عرفانی، امر به معروف و نهی از منکر... پرداختند)؛ 3) به لحاظ روش آموزش، باید از همه روش های ممکن سود جست (تربیت نیرو از میان مستضعفان، ارائه مناجات و دعا، آموزش های رفتاری برنامه ریزی شده، آموزش های گفتاری با زبان توده مردم، زبان عاطفی و فطرت گرا).
۱۸.

تبیین سبک زندگی مؤمنانه براساس خطبه 193 نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و خانواده
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
تعداد بازدید : ۵۳۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۸۸
از دیدگاه نهج البلاغه، انسان دارای سه مرتبه و نشئه وجودی است؛ نشئه روحانی و عقلی، برزخی و قلبی و دنیایی و مادی. بر این اساس، انسان، در سه دنیای مادی و ظاهری که همین عالم دنیاست، و نشئه نفس انسانی که شامل قوای ظاهری و باطنی اوست و نشئه ای غیبی که روح او را پوشش می دهد، زندگی می کند. در مقاله حاضر شاخص های زندگی مؤمنانه در عرصه زندگی عقلانی، اخلاقی و رفتاری براساس خطبه همام تبیین می شود. زندگی و حیات عقلی انسان مؤمن مبتنی بر توحید است که نگاهی قدسی و معنوی به مؤمن می بخشد. سبک زندگی اخلاقی اتصاف به جنود عقل و پیراستگی از جنود جهل دارد و در سبک زندگی ظاهری و رفتاری، آنچه از مؤمن بروز و ظهور دارد، انجام دستورات فقهی و شرعی است.
۱۹.

فرآیند تحقق تمدن اسلامی از منظر حضرت آیت اللّه خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹۷۳ تعداد دانلود : ۵۸۷۵
از منظر آیت الله خامنه ای به مثابه یک متفکر و اندیشمند اسلامی، هدف نهایی انقلاب اسلامی رسیدن به تمدن اسلامی در زنجیره ای منطقی و مستمر است که بر چهار رکن دین، عقلانیت، علم و اخلاق بنا شده است و برای تحقق آن بایستی پنج مرحله انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی در مسیر تمدن سازی پشت سر گذاشته شوند. پس از وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی (جمهوری اسلامی) که ارکان، عناصر و ابعاد آن در قانون اساسی متجلی است و البته هنوز به طور کامل تحقق پیدا نکرده است، عبور از سه گام دیگر در زنجیره تمدن سازی فرآیندی پیچیده است. بررسی بیانات ایشان نشان می دهد که برای تحقق این سه مرحله از زنجیره تمدن نوین اسلامی، پیمودن چهار گام لازم است که عبارتند از: تولید نظریه توسط حوزه علمیه؛ تولید علم توسط دانشگاه؛ کاربست در سطح خرد توسط گروه های خودجوش نخبگانی و گفتمان سازی که نهایتاً به تطبیق دولت و چارچوب های آن با چارچوب های دینی می انجامد؛ تفوق گفتمانی که منجر به ریل گذاری و تعیین مسیر حرکت می شود. با شکل گیری جامعه اسلامی اسوه، زمینه برای الگوگیری و آغاز تمدن اسلامی که تجلی کامل آن در عصر ظهور خواهد بود فراهم می گردد. مسئله اصلی این نوشتار تببین نظر حضرت آیت الله خامنه ای در باب لوازم پیشینی تحقق دولت، جامعه و تمدن اسلامی است.
۲۰.

بررسی نقش ژئوپلیتیک انرژی در مفهوم سازی هلال شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۲ تعداد دانلود : ۴۶۳
هلال شیعی مفهومی است که در سال های اخیر اعراب حوزه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی و غربی ها مرتب آن را تکرار می کنند و به تازگی برخی شیعیان و ایرانیان نیز، این مفهوم را به کار می برند. ظهور یک مفهوم نو در منطقه خاورمیانه و مفهوم سازی درباره تشیع که در سرنوشت شیعیان و ایران که بزرگ ترین کشور شیعی تأثیرگذار محسوب می شود، هر پژوهشگری را به تفکر وامی دارد؛ از این رو، تأمل درباره چیستیِ هلال شیعی و عوامل پیدایی آن و تأثیرش بر جایگاه جمهوری اسلامی ایران و شیعیان منطقه جزء ضرورت های تحقیق در موضوع هلال شیعی است. بنابراین، نگارندگان در مقاله حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سؤال اساسی اند که: انرژی با تأکید بر نفت، چه نقش ژئوپلیتیکی در پیدایی هلال شیعی دارد؟ (سؤال) نیاز امریکا برای مشروعیت بخشی به حضورش در منطقه و کنترل منابع نفتی سبب مفهوم سازی و پیدایی هلال شیعی شده است. (فرضیه) این مقاله در دستیابی به جایگاه انرژی در مفهوم سازی هلال شیعه است. (هدف) پاسخ به سؤال و نیل به هدف مقاله، با جمع آوری داده ها از طریق کتابخانه ای، اسنادی و به شیوه تحلیلی- تبیینی میسر است (روش) که حاصل آن، دسترسی به نتایجی چون: کشف موقعیتی جدید برای شیعه، استعماری بودن مفهوم هلال شیعی و هویداسازی نقش نفت در خلق یک مفهوم ژئوپلتیکی است. (یافته)

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان