ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۱۰۱ تا ۱۷٬۱۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۷۱۰۱.

بررسی جایگاه و بازتاب تساهل در فرآیند تحصیل و نقل اجماع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۲
اجماع به‌عنوان یکی از ادله چهارگانه استنباط احکام شرعی در فقه امامیه، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. با این حال، بررسی ادعاهای اجماع در میراث فقهی امامیه نشان می‌دهد که بسیاری از این ادعاها فاقد پشتوانه تحقیق جامع و تتبع کامل در آرای فقها بوده و پدیده تساهل در فرآیند تحصیل اجماع، امری شایع و نیازمند واکاوی جدی است. نوشتار حاضر با هدف بررسی ارتباط تساهل با ادعای اجماع و تأثیر آن بر حجیت اجماع منقول سامان یافته است. بدین منظور، ابتدا مفاهیم تساهل و اجماع و انواع آنها تبیین شده، سپس با بیان مستندات قرآنی، روایی، عقلی و اجماعی، جایگاه اصل تساهل در شریعت اسلامی نشان داده شده است. در ادامه، شائبه کذب در ادعاهای اجماع بررسی شده و با استناد به تفکیک کذب خبری از کذب مخبری و ارائه پنج احتمال، مشخص می‌شود که تساهل در ادعای اجماع لزوماً به معنای کذب نیست. سرانجام، تأثیر تساهل بر حجیت اجماع منقول در چهار مبنای اجماع (تشرفی، حدسی، دخولی و لطفی) تحلیل شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که در مبنای اجماع تشرفی، لطفی و حدسی، وجود تساهل -اعم از قطعی یا احتمالی- حجیت اجماع منقول را با چالش جدی مواجه می‌سازد؛ اما در مبنای اجماع دخولی، تنها تساهل در احراز حضور امام در میان مجمعین مشکل‌آفرین است و تساهل در بررسی آرای دیگر فقها خللی به حجیت وارد نمی‌سازد.
۱۷۱۰۲.

عهدین و حیات اخلاقی زنان: چالش های تفاسیر زنانه نگر مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۰
با توجه به تحولات دو سده اخیر در عرصه های اجتماعی، سیاسی، دینی و اعتقادی، بحث از جایگاه متون مقدس بویژه در تعریف نقش زنان و مباحث اخلاقی مرتبط با ایشان اهمیتی خاص یافته است. در این حوزه، هم مطالعات متعدد و مهمی انجام شده و هم فعالیت ها و جنبش هایی گسترده در سطح جوامع مختلف پدید آمده است. عهدین در مقام کتاب مقدس مسیحیان، راهنمایی برای حیات اخلاقی زنان بوده و چه از جهت نظری و عملی در تعریف این اخلاق جنسیتی معیار و صاحب حجیت به شمار می آید. در این پژوهش تلاش شده تا با بررسی نظام اخلاقی عهد قدیم و عهد جدید و جایگاه زنان در این دو متن به تفکیک، به طرح و بررسی مفاهیم مهم از جمله تفاوت بارز در تعریف شریعت و قوانین و اصول اخلاقی در هر یک پرداخته شود. همچنین به نحوه همبستگی که مفسران مسیحی در پیوند دادن اصول این دو متن به کار گرفته اند توجه شده تا ضمن تدقیق در سیر نقد کتاب مقدس، به دیدگاه های مهم و اصلی مفسران فمینسیت پرداخته شود. اینان با بازخوانی نظام اخلاقی درکتاب مقدس و نقد جدی آن، صورت بندی نوینی را از حیات اخلاقی زنان بدست داده اند؛ در عین تاکید بر ویژگی های جسمی و عاطفی زنان در عرصه حیات فردی قائل اند زنان با آگاهی از این که بر بدن خویش اختیار دارند، می توانند در فعالیت های اجتماعی حضور موثر داشته باشند. همچنین، در بُعد خانوادگی با ارزش گذاری بر ویژگی های خاص زنان مثل مراقبت، همدلی، مسئولیت پذیری، درک نوینی از حیات اخلاقی زنان را طرح و بسط داده اند.
۱۷۱۰۳.

بررسی کیفی نگرش های انسان شناختی زنان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۲
افسردگی از جمله اختلالات روان شناختی است که می تواند تحت تاثیر تصور فرد از خود به عنوان یک انسان قرار بگیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه انسان شناسی دختران دارای افسردگی بود. بدین منظور، از بین زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت در سال 1401 که بر اساس تشخیص دی اس ام سابقه افسردگی داشتند، به طور هدفمند نمونه گیری آغاز و تا اشباع نظری ادامه یافت. در مجموع 16 دختر با سابقه افسردگی انتخاب و به شیوه نیمه ساختارمند مصاحبه انجام و نهایتاً با روش تحلیل محتوای کیفی جهتمند، تحلیل شد. یافته ها نشان داد که دیدگاه انسان شناسی حول 6 مقوله اصلی ماهیت انسان (با مقوله های فرعی موجودی لذت گرا، سرگردان و بی هدف، موجودی منفی، موجودی فانی)، هدف زندگی (با مقوله های فرعی زندگی در لحظه، بی معنایی، پوچی)، غایت زندگی (با مقوله های فرعی مرگ، رسیدن به هدف و سیاهی)، منشا ارزشمندی انسان (با مقوله های فرعی جلب توجه دیگران، ظاهر زیبا، احساس شخصی، فاقد ارزشمندی)، ملاک عمل (با مقوله های فرعی سودمندی در عمل، تایید دیگران، حس رضایت شخصی، همنوایی) و منشا وجود (آغاز) انسان (با مقوله های فرعی خدا، تکامل (داروین)، ازدواج) قرار داشت. توجه ویژه به مقوله های کشف شده، مانند منشأ ارزشمندی و هدف زندگی، به متخصصان بالینی این امکان را می دهد تا به لایه های زیرین افکار خودآیند منفی راه یابند و درمان را به قلمرو معنا و هویت بکشانند. بر این اساس، پیشنهاد می شود "بازسازی روایت انسان شناختی" به عنوان یک مولفه مکمل و قدرتمند در بسته های مداخله ای برای افسردگی جدی گرفته شود. چنین رویکردی، درمان افسردگی را از سطح اصلاح شناخت، به سطح تغییر پارادایم وجودی ارتقا می دهد.
۱۷۱۰۴.

تحلیل سیاسی به مثابه سامانه ای ترمودینامیکی: چارچوبی برای سنجش آنتروپی تحلیلی و انسجام معرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی مفهومی برای ارزیابی کیفیت درونی تحلیل های سیاسی، مفهوم «تحلیل سیاسی به مثابه سامانه ای ترمودینامیکی» را معرفی می کند. در این چارچوب، اجزا و ارکان تحلیل به عنوان عناصر فعال و ساختاری سیستم در نظر گرفته می شوند که سطح هماهنگی میان آن ها، تعیین کننده میزان «آنتروپی تحلیلی» است. آنتروپی تحلیلی در اینجا شاخصی معرفت شناختی است برای سنجش میزان بی نظمی، گسست یا ناسازگاری میان اجزا (بازیگران، داده ها، انگیزه ها) و ارکان تحلیل (مکتب فکری، رویکرد نظری، روش شناسی و منطق تحلیلی). پژوهش از نظر ماهیت، تحلیلی – مفهومی و از نظر روش، توصیفی – تبیینی است و بر پایه مدل سازی استعاری و نظریه سیستم ها بنا شده است. با الهام از مفاهیم ترمودینامیک همچون انرژی، تعادل و آنتروپی، سازوکاری برای تشخیص انسجام معرفتی در تحلیل های سیاسی طراحی شده است. کاربست مدل در مطالعه موردی مناقشه حقوقی پیرامون فعال سازی مکانیسم «اسنپ بک» پس از پایان دوره قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت نشان می دهد که ریشه آنتروپی تحلیلی در نظام بین المللی نه در داده های سیاسی، بلکه در اختلاف معرفتی میان دو دستگاه تحلیلی رقیب (ایران، روسیه و چین در برابر آمریکا و اروپا) است. یافته ها حاکی از آن است که مدل ترمودینامیکی می تواند ابزاری مؤثر برای سنجش انسجام، پایداری و کیفیت درونی تحلیل های سیاسی باشد و افق تازه ای برای پژوهش های میان رشته ای در علوم سیاسی بگشاید. این چارچوب با عملیاتی شدن مفاهیمی مانند «انرژی تحلیلی» و «آنتروپی معرفتی»، ابزاری برای نقد درونی و ارزیابی ساختاریافته ی تحلیل های سیاسی فراهم می کند. <br clear="all"> 
۱۷۱۰۵.

نقش دیپلماسی رسانه ای در توسعه ظرفیت های اقتصادی بازارهای مرزی کشور ترکمنستان و ایران (مطالعه موردی: استان خراسان شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۳
مهمترین هدف مقاله شناسایی قابلیت های دیپلماسی رسانه ای در توسعه ظرفیت های اقتصادی استان جهت صادرات بهینه و پایدار محصولات، کالا و خدمات به بازارهای مرزی ترکمنستان می باشد. رویکرد پژوهش کیفی و از روش تحلیل مضمون برای انجام آن استفاده شده است همچنین برای گردآوری اطلاعات از دو روش مطالعه اسنادی و مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد، جامعه آماری؛ تجار، اساتید و مسئولان اجرایی استان که با نمونه گیری هدفمند و تعداد 12 نفر انتخاب شدند. باتوجه به همجواری استان خراسان شمالی با ترکمنستان، اما با این وجود فاقد گذرگاه رسمی است و محصولات خود از سایر گذرگاه ها صادر می گند. باتوجه به نظریه جغرافیای اقتصادی نوین، جهت توازن لازم است گذرگاه رسمی تأسیس شود، بر طبق یافته های تحقیق و باتوجه به سیاست تنوع سازی اقتصاد در کشور ترکمنستان و نفوذ رژیم غاصب اسرائیل در آن سوی مرز، بازارهای مشترک مرزی ترکمنستان از حساسیت بالایی برخوردار است. لذا باعنایت به اشتراکات و قرابت های فرهنگی بین دو کشور، مناطق مرزی استان در چهار حوزه ظرفیت های خوبی برای صادرات دارد: صنایع دستی، محصولات کشاورزی، محصولات صنعتی و صنایع غذایی. که در این بین خلاء دیپلماسی رسانه ای مشهود است. نتایج نشان می دهد؛ فرصت ها و ظرفیت های تجاری و اقتصادی ترکمنستنان، ظرفیت های صادراتی استان، زیر ساخت های لازم برای توسعه بازارهای مرزی، توجه به موانع و مشکلات صادراتی پیش روی، توجه به نیاز های وارداتی ترکمنستان، توجه جدی به دیپلماسی رسانه ای از مهمترین مضامین فراگیر می باشد. .
۱۷۱۰۶.

بررسی حقوقی حمله رژیم صهیونیستی به صداوسیما در پرتو حقوق بشردوستانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۳
حملات نظامی به زیرساخت های غیرنظامی، به ویژه نهادهای رسانه ای، از چالش های جدی حقوق بین الملل بشردوستانه و حقوق عرفی است. این مقاله با تمرکز بر حمله رژیم صهیونیستی به سازمان صداوسیما، ابعاد حقوقی چنین اقداماتی را بررسی می کند. هدف اصلی پژوهش، تحلیل مشروعیت این حملات از منظر حقوق بین الملل، با در نظر گرفتن اصول تمایز، تناسب و ضرورت نظامی است. این مسئله از آن رو حائز اهمیت است که هدف قرار دادن رسانه ها جریان آزاد اطلاعات را مختل کرده و ثبات جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد.پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و استناد به معاهدات بین المللی (نظیر کنوانسیون های ژنو و پروتکل های الحاقی)، قطعنامه های شورای امنیت و رویه قضایی، به ارزیابی حقوقی این اقدامات می پردازد. یافته ها نشان می دهد حملات هدفمند به زیرساخت های رسانه ای غیرنظامی، مگر در موارد استثنایی و با رعایت دقیق اصول تناسب و صرفاً در صورت تبدیل مستقیم و اثبات پذیر به هدف نظامی، نقض آشکار حقوق بین الملل بشردوستانه تلقی می گردد. شواهد موجود از حمله به ساختمان شیشه ای صداوسیما در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، که منجر به شهادت دو تن از کارکنان سازمان، یک راننده و مجروح شدن تعدادی از کارکنان غیرنظامی و تخریب گسترده استودیوی پخش زنده شد شد، حاکی از عدم وجود چنین شرایطی است. این پژوهش بر مسئولیت بین المللی دولت مهاجم تأکید می کند. در نهایت، بر اساس تحلیل موردی حمله به صداوسیما، پیشنهادهای کاربردی و رسانه ای برای تقویت چارچوب های حمایتی ارائه می شود.؛ از جمله تقویت دیده بانی رسانه ای و حقوق بشری، فعال سازی دیپلماسی رسانه ای برای آگاهی بخشی جهانی، ایجاد صندوق های بین المللی برای بازسازی زیرساخت های رسانه ای و توسعه پروتکل های امنیتی برای خبرنگاران در مناطق درگیری. این تدابیر برای تضمین مصونیت خبرنگاران و نهادهای رسانه ای، به عنوان ستون های اطلاع رسانی و شفافیت، حیاتی هستند.  
۱۷۱۰۷.

EFL Learners’ Perspective on Listening Comprehension Development: Cognitive or Metacognitive Scaffolding Strategies(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
Drawing on investigations conducted on the relative adequacy of the various types of scaffolding strategies in SL/FL learning, this study investigated the relative efficacy of “formal practice” as a cognitive scaffolding strategy, “reflection and monitoring” as metacognitive scaffolding strategies, and “note-taking” as a cognitive non-scaffolding strategy for the EFL learners’ listening comprehension development. To this aim, a total of 90 EFL students from two different language institutes in Dorood (Lorestan province, central Iran) were chosen using convenience sampling procedure. The sample was conveniently assigned into three groups of 30 EFL learners and the relevant treatments were given to the groups for 15 sessions. The statistical analyses indicated that reflection and monitoring metacognitive scaffolding strategies significantly enhanced the listening comprehension development of EFL learners. As for the qualitative phase, the most frequent types of cognitive and metacognitive scaffolding strategies applied by the peers and teachers were explored through a semi-structured interview. The content analysis of the interview data indicated that the learners and teachers found reflection and monitoring scaffolding strategies as the most frequently used and effective procedures. An implication of the findings might be that in comparison to cognitive scaffolding and non-scaffolding strategies, metacognitive scaffolding strategies are empirically verified and attitudinally confirmed to be quite efficacious for the development of listening comprehension among EFL learners in an emotionally positive and constructive atmosphere.
۱۷۱۰۸.

The Interactive Role of Field Dependency in the Effect of Flipped Instruction on Iranian EFL Learners' Grammar Achievement(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۵
Prior research demonstrates that flipped approach in English as a Foreign Language (EFL) classroom positively affects learners' achievement. However, the way learners with distinct cognitive styles respond to this method remains less unexplored. This study examines the effect of flipped classroom instruction on grammar learning of Iranian EFL beginners at Iran Language Institute in Tabriz, Iran with different cognitive styles, i.e., field dependent (FD), field independent (FI), and field neutral (FN). A convenience sample of two groups in five classes taught by the same teacher were given a Group Embedded Figures Test to identify their cognitive styles, and a Grammar pre-test and posttest to measure their grammar achievement. Learners in the flipped classes watched videoed lessons of grammar via an application prior to each session. Inside the class, they briefly reviewed the videos and were engaged in interactive activities. Learners in the control group were taught grammar based on their regular syllabus which involved strings of instruction, practice and homework assignment. A two-way ANCOVA revealed that FI learners in flipped classes outperformed their non-flipped counterparts, while FD learners in non-flipped classes performed better compared to FI learners, demonstrating an interaction between cognitive style and the type of instruction. Learners identified as FN performed moderately well in both settings. Overall, flipped classroom led to better grammar achievement. The findings attest to the dynamicity involved in the functioning of flipped instruction. It is suggested that pedagogical variations, individual characteristics, and grammar assessment procedures be taken into account in designing and implementing flipped classrooms. 
۱۷۱۰۹.

Perceptions of EFL Teacher Educators, Pre-service Teachers, and In-service Teachers about Employing Corpus-based Language Pedagogy (CBLP) Knowledge in their Work(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۵
A thorough literature review revealed that employing a corpus-based approach in language pedagogy remains largely unknown to most foreign language teachers in the Iranian context. Relying on a sequential exploratory mixed-methods study, the present researchers developed and validated an interview guide and conducted interviews with 20 Teaching English as a Foreign Language (TEFL) experts (i.e., teacher trainers), 20 in-service teachers at high schools, and 20 pre-service teachers to find how they would employ Corpus-Based Language Pedagogy (CBLP) in their work. Then, the researchers employed a researcher-made and validated CBLP scale to elicit the perceptions of 30 teacher educators, 118 pre-service, and 147 in-service EFL teachers about employing CBLP in their work. The interview data were analyzed through content analysis revealing that CBLP could be used in teaching language assessment, learning technological knowledge, and developing teaching materials. Multivariate ANOVA (MANOVA) was used to analyze the quantitative data revealing discrepancies among the perceptions of the three groups of in-service teachers, teacher educators, and pre-service teachers with regard to employ CBLP in their work. The findings can be used to develop a specific course aiming at enriching CBLP for language teachers in the Iranian EFL teacher education programs.
۱۷۱۱۰.

An Evaluation of the Advanced Oxford Practice Grammar Textbook Used for University’s English Majors(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
Textbook evaluations help select the best textbook by highlighting its potential strengths and weaknesses. This study aimed to determine whether George Yule’s Advanced Oxford Practical Grammar remained relevant as a compulsory textbook for the first-year English-majored students at Van Lang University, Vietnam. Questionnaire and interview were served as the main research instruments with the participation of the thirty experienced English instructors. The findings demonstrated how well-suited the textbook was for tertiary students in terms of teaching grammar in a practical setting. The thoughtful application of additional grammar exercises and the connection of more pertinent contexts to communicate grammatical points and structures were two other suggested enhancements. Even though the textbook covered the most crucial grammatical topics for advanced learners with a plethora of examples and hands-on exercises, the participants pointed out some complex and unusual grammatical usage that might need to be revised. Particularly, suggestions called for more additional and interactive activities and tasks.
۱۷۱۱۱.

Syllabus Design Knowledge (SDK) Among Iranian EFL Teachers: A Comparative Study of Novice and Experienced Teachers in Public High Schools and Private Language Institutes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
This quantitative, causal-comparative study investigated differences in Syllabus Design Knowledge (SDK) between novice and experienced Iranian EFL teachers in public high schools and private language institutes. A sample of 120 EFL teachers, stratified into four equal groups (novice/experienced x public/private), completed a validated Syllabus Design Knowledge Test (SDKT). This 33-item instrument measured overall SDK and three related domains of SDK: theoretical/conceptual knowledge, knowledge of syllabus types, and knowledge of technical terminology. Data were analyzed using a set of two-way ANOVAS. The results revealed that both teaching experience and working in a private institute had significant, positive effects on EFL teachers’ overall SDK and their specific knowledge of different types of syllabi. By contrast, no statistically significant differences were found for theoretical/ conceptual knowledge or knowledge of technical terminology based on either experience or educational setting. The findings suggest that practical, context-driven experience in private institutes significantly enhances specific aspects of pedagogical content knowledge, while other, more theoretical components may be equally developed regardless of experience and educational setting. It is concluded that SDK is a complex construct, shaped by teaching experience and influenced by the specific institutional context.
۱۷۱۱۲.

Effect of Using Collaborative Learning and Scaffolding Strategies via the Learning Management System on Improving EFL Students’ Writing Skill(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۶
This study investigated the effect of collaborative learning (CL) and scaffolding strategies through the Learning Management System (LMS) on EFL students’ writing performance. Employing an explanatory sequential mixed-methods design, 180 upper-intermediate EFL learners (90 undergraduates and 90 postgraduates) from four universities in Isfahan were selected via convenience sampling. The quantitative phase used a pretest-posttest non-equivalent control group design. One experimental group received CL-based instruction via LMS, the other applied scaffolding strategies through LMS, while the control group used traditional methods. All groups attended 14 weekly 90-minute sessions. Quantitative results (one-way ANCOVA) indicated that both CL (p = .000, p < .05) and scaffolding (p = .01, p < .05) significantly improved writing skills, with CL being more effective than scaffolding (p = .02, p < .05). The qualitative phase, using thematic analysis of semi-structured interviews, revealed five key themes: digital and technological literacy, instructional quality, infrastructure, assessment, and satisfaction.
۱۷۱۱۳.

تحلیل علم سنجی پژوهش های تاریخ ترجمه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
پژوهش حاضر تلاشی است برای تحلیل علم سنجی پژوهش های «تاریخ ترجمه در ایران» که در بازه زمانی ۱۳۵۰ تا ۱۳۹۹ منتشر شده اند. در این راستا، با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی، ۱۲۱۲ آثار مرتبط با این موضوع شناسایی و در ۹ دسته طبقه بندی شدند: آثار منتشرشده در ایران (شامل تک نگاری، فصل کتاب، مقاله نشریات علمی، مقاله نشریات عمومی، مقاله روزنامه و پارسای دانشگاهی) و آثار منتشرشده در خارج (تک نگاری، فصل کتاب و مقاله نشریات علمی). سپس، اطلاعات کتاب شناختی این آثار گردآوری و وارد نرم افزار وُس ویوور شد. در فرایند تحلیل به پنج مؤلفه پرداخته شد: زبان، سال نشر، محل نشر، نشریات علمی فعال و مراکز علمی-دانشگاهی فعال. طبق نتایج تحلیل، اغلب پژوهش های «تاریخ ترجمه در ایران» به زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده اند و روند انتشار آن ها در بازه پنجاه ساله نسبتاً صعودی بوده است. اکثر این آثار در شهرها، نشریات و مراکز علمی-دانشگاهی منتشر شده اند که ارتباط مستقیم با رشته مطالعات ترجمه دارند.
۱۷۱۱۴.

تقویت درک شنیداری انگلیسی به عنوان زبان خارجی از طریق تمرین حافظه کاری در قالب آموزش آنلاین استراتژی های فراشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر تأثیر آموزش شناختی-فراشناختی ترکیبی بر درک مطلب شنیداری فراگیران ایرانی سطح متوسط زبان انگلیسی را بررسی کرد. بدین منظور، ۸۳ فراگیر از طریق آزمون نلسون شناسایی و به گروه آزمایشی اول (۱۹ نفر)، گروه آزمایشی دوم (۲۱ نفر)، گروه آزمایشی سوم (۲۰ نفر) و گروه کنترل (۲۳ نفر) تقسیم شدند. گروه های آزمایشی تحت آموزش آنلاین استراتژی های شنیداری از طریق تمرین آنلاین حافظه کاری صرف، آموزش آنلاین استراتژی های فراشناختی صرف، و تمرین حافظه کاری در قالب آموزش آنلاین استراتژی های فراشناختی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل آموزش شنیداری آنلاین متداول را دریافت کرد. نتایج نشان داد که آموزش ترکیبی آنلاین به طور قابل توجهی درک مطلب شنیداری این شرکت کنندگان را تقویت کرد. علاوه بر این، نتایج مصاحبه نیمه ساختاریافته مؤید آن بود که آموزش آنلاین استراتژی های فراشناختی صرف به طور ویژه درک مهارت شنیداری را تقویت نمود؛ حال آنکه تمرین آنلاین حافظه کاری صرف تأثیر بسزایی در کاهش اضطراب شنیداری زبان خارجی داشت.
۱۷۱۱۵.

برندسازی شخصی مدیران: راهبردی برای تقویت حکمرانی اسلامی و اعتماد عمومی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۱
در محیط پیچیده و پویای حکمرانی معاصر، مشروعیت، نفوذ و کارآمدی مدیران، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه نمادین و تصویری آنان در جامعه وابسته است. در چارچوب حکمرانی اسلامی که مبانی، اهداف و روش های آن بر اساس عدالت، ارزش مداری، شایسته سالاری و پاسخ گویی تعریف شده است، «اعتماد عمومی» سرمایه ای حیاتی محسوب می شود. با این حال، تجربه های چند دهه گذشته نشان می دهد که اعتماد عمومی حتی در جوامع مبتنی بر ارزش های دینی، می تواند در اثر ضعف ارتباطات، ناکارآمدی [1] یا تصویر منفی از مدیران، دچار خدشه شود. یکی از رویکردهای نوین برای تقویت اعتماد عمومی، «برندسازی شخصی» [2] مدیران است؛ فرایندی که طی آن مدیر، با شناخت دقیق از ویژگی های شخصیتی، ارزشی، مهارتی و عملکردی خود و همسوسازی آن ها با مأموریت های حکمرانی، به خلق تصویری معتبر، جذاب و ماندگار در ذهن ذی نفعان می پردازد. در فضای رقابتی و رسانه محور امروز، که افکار عمومی روزانه از مسیر شبکه های اجتماعی، رسانه های جمعی و ارتباطات چهره به چهره، سیل وار با داده ها و پیام ها مواجه است، فقدان برندسازی شخصی آگاهانه موجب می شود تصویر مدیران راهبردی به طور منفعل و گاه مخدوش شکل گیرد و اعتماد عمومی آسیب ببیند. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش و کارکرد برندسازی شخصی مدیران راهبردی در تقویت حکمرانی اسلامی و بازسازی اعتماد عمومی انجام شده است. این مطالعه در پی پاسخ دادن به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از ظرفیت های برندسازی شخصی، نه صرفاً به عنوان تکنیک بازاریابی فردی، بلکه به عنوان ابزاری راهبردی و ارزش محور، برای ارتقای سرمایه اجتماعی حکومت اسلامی بهره برد؟ در بطن این هدف اصلی، اهداف فرعی متعددی نهفته است: شناسایی مؤلفه های سازنده برند شخصی منطبق با ارزش های اسلامی، تبیین سازوکارهای اثرگذاری این مؤلفه ها بر اعتماد عمومی، و ارائه مدلی که پیوند بین هویت شخصی مدیر، الگوی حکمرانی اسلامی و شاخص های اعتماد عمومی را برقرار سازد. نگاه این پژوهش آن است که برندسازی شخصی، اگر بر پایه صداقت، عمل به وعده ها، عدالت ورزی و کارآمدی شکل گیرد، نه تنها تعارضی با آموزه های اسلامی ندارد، بلکه می تواند به ابزاری مشروع و کارآمد برای ترویج الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی بدل شود. از نظر روش شناسی، تحقیق حاضر از نوع کاربردی با رویکرد کیفی است. داده ها به شیوه اسنادی و میدانی گردآوری شده است. در بخش اسنادی، منابع شامل کتب، مقالات علمی داخلی و خارجی، اسناد بالادستی مرتبط با حکمرانی اسلامی، آموزه های دینی و مطالعات حوزه برندسازی شخصی بررسی و تحلیل شده اند. در بخش میدانی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با نمونه ای هدفمند از خبرگان شامل استادان دانشگاه، پژوهشگران حوزه حکمرانی، مدیران با تجربه در سطوح کلان و کارگزاران رسانه انجام شده است تا ابعاد و الزامات بومی شده برندسازی شخصی مدیران در بستر ایران اسلامی استخراج شود. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون کدگذاری، دسته بندی و تفسیر گردید. همچنین، برای اطمینان از روایی یافته ها، از راهبرد بازبینی توسط مشارکت کنندگان و مقایسه با متون معتبر استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که برندسازی شخصی در حکمرانی اسلامی دارای چهار بعد اساسی است: بعد شخصیتی و اخلاقی، که بر صداقت، تعهد، تواضع، شجاعت، عدالت ورزی و خدمت گزاری به مردم استوار است؛ بعد مهارتی و تخصصی، که به شایستگی های علمی، مدیریتی و راهبردی مدیر می پردازد و شرط لازم برای ایجاد اعتبار حرفه ای است؛ بعد ارتباطی و تعاملی، که شامل توانایی برقراری ارتباط مؤثر با مردم، گوش دادن فعال، شفافیت در اطلاع رسانی، پاسخ گویی و اقناع مخاطب می شود؛ و بعد نمادین و فرهنگی، که به نقش مدیر به عنوان الگو و مرجع فرهنگی در جامعه اسلامی اشاره دارد و از طریق رفتار، گفتار و سبک زندگی او منتقل می شود. هم افزایی این ابعاد، برند شخصی ای را شکل می دهد که نه یک تصویر مصنوعی و تبلیغاتی، بلکه بازتاب عینیِ شخصیت و عملکرد واقعی مدیر در ذهن جامعه است. تحقیق همچنین نشان داد که پیوند برندسازی شخصی با اعتماد عمومی، از مسیرهای متعددی برقرار می شود. نخست، هم سویی گفتار و عمل؛ وقتی مدیران وعده ها و بیانات خود را با اقدامات واقعی تطبیق می دهند، اعتبار برند شخصی آنها نزد افکار عمومی تقویت می شود. دوم، شفافیت و پاسخ گویی؛ اطلاع رسانی صادقانه و سریع درباره تصمیمات و اقدامات، حتی در شرایط بحران، نشانگر احترام به مردم و ایجاد حس مشارکت در حکمرانی است. سوم، قابلیت اتکا و پیش بینی پذیری؛ ثبات در مواضع و رفتارها، اعتماد به تداوم خط مشی ها را افزایش می دهد. چهارم، الهام بخشی و مرجعیت اخلاقی؛ مدیرانی که سبک زندگی و رفتارشان الگوهای اسلامی را منعکس می کند، نه تنها در حوزه فنی که در بعد فرهنگی و هویتی نیز سرمایه اعتماد عمومی را افزایش می دهند. از منظر سیاست گذاری، یافته ها حاکی از آن است که تحقق برندسازی شخصی اثربخش در حکمرانی اسلامی نیازمند اقداماتی نظام مند است؛ از جمله آموزش و توانمندسازی مدیران در حوزه مهارت های ارتباطی و رسانه ای، ایجاد نهادهای مشورتی برای هم سویی پیام ها با ارزش ها، طراحی سازوکار ارزیابی مستمر تصویر عمومی مدیران و بازخوردگیری از جامعه، و همچنین پیشگیری از شکل گیری شکاف بین تصویر و واقعیت از طریق شفافیت نهادی. این اقدامات باید در چارچوبی لحاظ شوند که هویت دینی-انقلابی مدیران حفظ و تقویت گردد و برندسازی شخصی به ابزاری برای خودنمایی فردی یا رقابت مخرب بدل نشود. در جمع بندی، پژوهش حاضر تأکید می کند که برندسازی شخصی در بستر حکمرانی اسلامی، اگر بر بنیان صداقت، عدالت، تخصص و تعامل مؤثر استوار باشد، می تواند به ابزاری راهبردی برای ارتقای اعتماد عمومی و تحکیم پیوند مردم و حاکمیت تبدیل شود. این رویکرد، مدیران را از منفعل بودن در برابر قضاوت افکار عمومی به کنشگرانی فعال در مدیریت تصویر خود بدل می سازد و با همسوسازی هویت فردی و مأموریت سازمانی، مسیر تحقق الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی را هموار می کند.
۱۷۱۱۶.

بررسی رویه و بازشناسی اهداف ایالات متحده ی آمریکا در تدوین، پذیرش و عدم عضویت در معاهدات بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۶
ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از قدرت های برتر نظام بین الملل، نقش برجسته ای در شکل دهی و هدایت بسیاری از معاهدات و سازمان های بین المللی دارد. تجربه تاریخی قرن بیستم و بیست ویکم نشان داده است که این کشور معمولاً در مراحل اولیه تدوین و پیشبرد معاهدات کلیدی، نقش فعال و حتی بنیان گذار را ایفا می کند، اما در ادامه، یا عضویت در آن ها را نپذیرفته، یا به عضویتی مشروط و محدود رضایت داده، یا حتی از آن ها خارج شده است. این رویکرد، پرسش های بنیادینی را درباره اهداف واقعی آمریکا در صحنه بین الملل، میزان پایبندی آن به قواعد حقوق بین الملل، و تأثیر چنین سیاست هایی بر اصل برابری و منافع جمعی جامعه جهانی مطرح می کند. مسئله اصلی این تحقیق آن است که آیا این کشور، در پس ظاهر همکاری جویانه و قانون مدار، در واقع به دنبال بهره برداری یک جانبه از تعهدات دیگران و گریز هدفمند از تعهدات خود بوده است؟ و اگر چنین است، چه سازوکارهایی را برای تحقق این هدف به کار گرفته و چه پیامدهایی برای نظام حقوقی بین الملل به همراه داشته است؟ هدف اصلی این پژوهش، شناسایی رویه های ایالات متحده در حوزه تدوین، پذیرش و عدم عضویت در معاهدات بین المللی، و تحلیل اهداف پشت پرده این رفتارهاست. این تحقیق تلاش می کند با مطالعه نمونه های برجسته- از جمله پیمان جامعه ملل، منشور ملل متحد، و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری- تصویری روشن از الگوی رفتاری آمریکا ارائه دهد. هم چنین به دنبال آن است که پیوند میان این الگو و راهبردهای کلان ملی آمریکا را نشان داده، و تأثیر این رفتار خاص گرایانه بر حقوق بین الملل و منافع جهانی را تحلیل کند. به طور خاص، پژوهش می کوشد پاسخ دهد که اولاً آیا در سیاست خارجی آمریکا، تدوین معاهدات ابزاری برای محدودکردن دیگران بدون پذیرش محدودیت برای خود محسوب می شود، و ثانیاً در برابر چنین الگوهایی، چه تدابیر یا سیاست هایی از سوی دیگر کشورها می تواند مناسب باشد. روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی با رویکرد تاریخی اسنادی است. داده ها از منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، تحلیل های حقوق دانان بین المللی و بیانیه های رسمی سیاستمداران گردآوری شده است. مطالعه، هم بر بررسی تطبیقی اسناد و رویدادهای تاریخی (مانند روند تشکیل جامعه ملل یا مذاکرات منشور ملل متحد) متمرکز است و هم به تحلیل محتوای مواضع و اظهارنظرهای رسمی آمریکا می پردازد تا پیوستگی رفتاری و اهداف راهبردی شناسایی شود. در این مسیر، رویکرد استقرایی از مطالعه موردی به نتیجه گیری کلی- و نیز روش تحلیل منطقی برای تبیین رابطه میان کنش های اعلامی و رفتارهای واقعی آمریکا به کار گرفته شده است. بررسی مورد جامعه ملل نشان می دهد که ایالات متحده، علی رغم نقش محوری در طرح ایده و تدوین میثاق آن، نهایتاً به بهانه های حقوقی نظیر ناسازگاری ماده دفاع دسته جمعی با قانون اساسی، از عضویت رسمی خودداری کرد. شواهد تاریخی حاکی از آن است که بخشی از این مخالفت ها نه از دغدغه های حقوقی اصیل، بلکه از رقابت های حزبی داخلی و انگیزه محدودکردن سایر کشورها بدون محدودیت متقابل نشأت گرفت. نتیجه این رفتار، ایجاد تعهدات الزام آور برای دیگر کشورها در خلع سلاح و همکاری امنیتی، در حالی بود که آمریکا از این تعهدات آزاد ماند و نفوذ غیرمستقیم خود را بر تصمیمات جامعه حفظ کرد. در مورد سازمان ملل متحد نیز، آمریکا با پذیرش حق وتو به همراه چهار قدرت دیگر، عملاً امکان بی اثرکردن هر تصمیم مغایر با منافع خود را تثبیت کرد. در عین حال، پیشنهاد «قطعنامه اتحاد برای صلح» را مطرح نمود تا در شرایطی که وتوی دیگران به ضررش باشد، بتواند مسیر دیگری برای تأمین منافع خویش بیابد. این رفتار دوگانه نشان می دهد که حتی سازوکارهایی که در ظاهر برای تقویت کارآمدی سازمان ارائه می شود، در عمل می تواند در خدمت منافع یک قدرت خاص باشد. مطالعه موردی اساسنامه دیوان بین المللی کیفری نمونه دیگری از این الگو را نشان می دهد: آمریکا در فرایند تدوین اساسنامه نقش فعال ایفا کرد و در ابتدا آن را امضا نمود تا بر شکل گیری مواد و سازوکارهای دیوان اثر بگذارد، اما سپس نه تنها از ارسال آن به سنا خودداری کرد، بلکه امضای خود را رسماً پس گرفت و از عضویت در دیوان سرباز زد. این اقدام به روشنی حاکی از استفاده ابزاری از فرآیند تدوین برای شکل دهی به نهاد بین المللی، بدون پذیرش تعهدات آن، است. تحلیل تطبیقی این سه نمونه نشان می دهد که یک خط مشی ثابت در سیاست خارجی و حقوقی آمریکا وجود دارد: ترغیب دیگر کشورها به پذیرش محدودیت های الزام آور، بهره گیری از فضای متعهد بودن آنان برای پیشبرد منافع ملی، و اجتناب هدفمند از هر تعهدی که توان مانور و برتری راهبردی این کشور را محدود کند. این رویکرد در قالب نوعی «خاص گرایی حقوقی» ظاهر می شود که در آن قدرت های بزرگ، به ویژه آمریکا، قواعد را نه به عنوان اصولی عام و برابر، بلکه به مثابه ابزارهایی انعطاف پذیر برای تحقق منافع خود تفسیر و اجرا می کنند. در نهایت، یافته ها نشان می دهد که چنین رویه ای، علاوه بر تضعیف اعتماد به نهادها و معاهدات بین المللی، می تواند باعث گسترش بدبینی و کاهش انگیزه کشورهای ضعیف تر برای پایبندی به تعهدات بین المللی گردد. این امر، کارایی حقوق بین الملل را به عنوان سازوکار تنظیم کننده رفتار بین المللی، به شدت کاهش می دهد. پژوهش استدلال می کند که تنها از طریق آگاهی بخشی، ایجاد جبهه های متحد میان کشورهای متضرر، و اصرار بر سازوکارهای نظارتی بی طرفانه می توان از پیامدهای منفی این الگو کاست و مانع تثبیت بیش تر رژیم های خاص گرایانه در حقوق بین الملل شد.
۱۷۱۱۷.

توسعه مهارت ها و بهسازی عملکرد با تاکید بر الگوی چهار مولفه ای در محیط یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۲
محیط های یادگیری الکترونیکی تکلیف محور، به دلیل ظرفیت بالای خود در ارتقای یادگیری فعال و تعاملی، مورد توجه روزافزون محققان و طراحان آموزشی قرار گرفته اند. با این حال، فقدان یک الگوی مفهومی جامع و مبتنی بر شواهد، چالش هایی را در طراحی و پیاده سازی مؤثر این محیط ها ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف تدوین الگوی مفهومی برای محیط های یادگیری الکترونیکی تکلیف محور بر اساس مدل C/ID 4 انجام شده است. پژوهش حاضر شامل مرور نظام مند مقالات منتشرشده در پایگاه های معتبر مانند Scopus، ERIC، Science Direct و Google Scholar بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ است. پس از غربالگری، ۱۴ مقاله که با معیارهای پژوهش همخوانی داشتند، یافته های پژوهش نشان داد که محیط های یادگیری تکلیف محور عملکرد یادگیرندگان را در ابعاد شناختی، روانی-حرکتی و انگیزشی بهبود می بخشند. استفاده از هوش مصنوعی انطباقی برای بازخورد شخصی سازی شده، واقعیت مجازی برای شبیه سازی تکالیف پیچیده و تحلیل یادگیری برای درک فرایندهای شناختی، نقش مهمی در بهینه سازی تجربه آموزشی دارند. مدل 4C/ID با ارائه اطلاعات حمایتی، روش کاری، تمرین های جزء-وظایف و طراحی تکالیف تدریجی، بار شناختی را کنترل کرده و یادگیری را مؤثرتر می کند. الگوی پیشنهادی می تواند اثربخشی یادگیری را افزایش داده، خودکارآمدی را بهبود بخشد و انتقال دانش را تسهیل کند.
۱۷۱۱۸.

تاثیر بازی وار سازی دربستر یادگیری سیار بر مهارت های نرم:مرورنظامند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۰
در عصر حاضر مهارت های نرم مانند حل مسئله، تفکر انتقادی، ارتباط مؤثر و همکاری از مؤلفه های کلیدی موفقیت در قرن بیست و یکم محسوب می شوند. با وجود تأکید بر اهمیت این مهارت ها چالش هایی در زمینه آموزش مؤثر آن ها وجود دارد. بهره گیری از فناوری های یادگیری سیار و ادغام آن ها با بازی وارسازی می تواند بستری فعال و انگیزشی برای تقویت این مهارت ها فراهم آورد و مشارکت دانش آموزان را در فرایند یادگیری افزایش دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی مطالعات موجود در خصوص چگونگی تاثیر ادغام بازی وارسازی در یادگیری سیار بر مهارت های نرم بود. این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل مقالات علمی منتشرشده بین سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۴ در پایگاه های اسکوپوس، ساینس دایرکت ، اریک و گوگل اسکالر بود. 142 مقاله یافت شد که پس از اعمال معیارهای ورود و خروج و غربالگری اولیه و دستورالعمل پریزما ۲۰ مقاله واجد شرایط انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که ادغام بازی وارسازی در یادگیری سیار از طریق تقویت انگیزش درونی، مشارکت فعال، تعامل هدفمند و یادگیری خودتنظیم زمینه ساز رشد مؤلفه های مدیریت زمان،خود نظم دهی و مسئولیت پذیری می شود. همچنین طراحی فعالیت های مشارکتی، بازخورد فوری و ساختار رقابتی موجب ارتقا مهارت هایی مانند همکاری، تفکر انتقادی و حل مسئله شده است. در نتیجه بازی وارسازی در محیط های یادگیری سیار ظرفیت بالایی برای پرورش شایستگی های کلیدی قرن بیست ویکم دارد.
۱۷۱۱۹.

آموزش تاریخ و یادگیری سیار: از رویکردهای کلاسیک تا آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
تاریخ نقشی اساسی در هویت سازی یک ملت ایفا می کند. پژوهش ها نشان می دهند که درس تاریخ در دوره دوم متوسطه با چالش های متعددی روبه روست. هدف این تحقیق، بررسی میزان انطباق محتوای کتاب های تاریخ دوره متوسطه و سرفصل های دانشگاهی با آموزه های قرآنی در مطالعات تاریخی است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای مضمون محور بوده و فرایند کدگذاری باز و محوری پس از مطالعه اسناد انجام گرفته است. جامعه آماری شامل تفاسیر قرآنی، کتاب های تاریخ آموزش وپرورش، و سرفصل های رشته تاریخ در وزارت علوم بوده است. در بررسی آیات مرتبط با «سیر در زمین» و عبرت گیری از سرنوشت گذشتگان، شش آیه با ساختار نسبتاً مشابه شناسایی شد. جامعه آماری در سطح آموزش وپرورش شامل کتاب های تاریخ پایه های دهم تا دوازدهم و در سطح دانشگاهی شامل سرفصل های رشته تاریخ بوده است. نمونه آماری در بخش تفاسیر چهار تفسیر المیزان، نمونه، تسنیم و نور را دربرمی گیرد؛ در بخش آموزش وپرورش کتاب تاریخ پایه دوازدهم و در بخش دانشگاهی سرفصل کارشناسی ارشد تاریخ بررسی شده است. با توجه به اشتراک مفهومی «سیر در زمین» با «یادگیری سیار»، پژوهشگر منابع مرتبط با یادگیری سیار را نیز مطالعه و در پیشنهادهای خود برای بازنگری محتوای کتب تاریخ از آن بهره گرفته است. یافته ها نشان می دهد که توجه چندانی به اجرای آموزه های قرآنی در کتب درسی و سرفصل های دانشگاهی تاریخ وجود ندارد. بر این اساس، پیشنهاد می شود ضمن توجه به دستورات قرآنی، از ظرفیت های یادگیری سیار مانند فناوری های واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) برای بازنمایی تاریخ گذشتگان بهره گیری شود.
۱۷۱۲۰.

تاثیر تلفیق تمرین های یوگا در طراحی آموزشی بر بهبود عملکردهای توجه، تمرکز و حافظه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
پژوهش با هدف بررسی تأثیر طراحی آموزشی یوگا محور بر عملکرد شناختی توجه، تمرکز و حافظه دانش آموزان انجام شد. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات آمیخته اکتشافی است. در مرحله اول به روش کیفی طراحی آموزشی و مرحله دوم به روش شبه آزمایشی انجام شد. جامعه پژوهش، دانش آموزان دوره ابتدایی شهر آمل در سال 1402 و نمونه، 30 نفر در گروه آزمایش و کنترل، مرحله به مرحله به روش خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی چیدمان شدند. ابزارهای این پژوهش شامل آزمون d2، آزمون ارزیابی عصب روانشناختی کمبریج (CANTAB)، آزمون حافظه بازشناسی کلامی (VRM) بود. روش تحلیل داده، کوواریانس که با استفاده از آن تاثیر متغیر طراحی آموزشی یوگا محور بر توجه، تمرکز و حافظه دانش آموزان تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش با پس آزمون گروه کنترل، پس از کنترل تفاوت های اولیه در پیش آزمون در توجه، تمرکز و حافظه تفاوت معنادار (05/p<0) مشاهده شد. بنابراین طراحی آموزشی مبتنی بر یوگا تاثیر معناداری بر بهبود توجه، تمرکز و حافظه دانش آموزان داشته است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان