جلال ریزانه

جلال ریزانه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۹ مورد از کل ۹ مورد.
۱.

برندسازی شخصی مدیران: راهبردی برای تقویت حکمرانی اسلامی و اعتماد عمومی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : 0
در محیط پیچیده و پویای حکمرانی معاصر، مشروعیت، نفوذ و کارآمدی مدیران، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه نمادین و تصویری آنان در جامعه وابسته است. در چارچوب حکمرانی اسلامی که مبانی، اهداف و روش های آن بر اساس عدالت، ارزش مداری، شایسته سالاری و پاسخ گویی تعریف شده است، «اعتماد عمومی» سرمایه ای حیاتی محسوب می شود. با این حال، تجربه های چند دهه گذشته نشان می دهد که اعتماد عمومی حتی در جوامع مبتنی بر ارزش های دینی، می تواند در اثر ضعف ارتباطات، ناکارآمدی [1] یا تصویر منفی از مدیران، دچار خدشه شود. یکی از رویکردهای نوین برای تقویت اعتماد عمومی، «برندسازی شخصی» [2] مدیران است؛ فرایندی که طی آن مدیر، با شناخت دقیق از ویژگی های شخصیتی، ارزشی، مهارتی و عملکردی خود و همسوسازی آن ها با مأموریت های حکمرانی، به خلق تصویری معتبر، جذاب و ماندگار در ذهن ذی نفعان می پردازد. در فضای رقابتی و رسانه محور امروز، که افکار عمومی روزانه از مسیر شبکه های اجتماعی، رسانه های جمعی و ارتباطات چهره به چهره، سیل وار با داده ها و پیام ها مواجه است، فقدان برندسازی شخصی آگاهانه موجب می شود تصویر مدیران راهبردی به طور منفعل و گاه مخدوش شکل گیرد و اعتماد عمومی آسیب ببیند. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش و کارکرد برندسازی شخصی مدیران راهبردی در تقویت حکمرانی اسلامی و بازسازی اعتماد عمومی انجام شده است. این مطالعه در پی پاسخ دادن به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از ظرفیت های برندسازی شخصی، نه صرفاً به عنوان تکنیک بازاریابی فردی، بلکه به عنوان ابزاری راهبردی و ارزش محور، برای ارتقای سرمایه اجتماعی حکومت اسلامی بهره برد؟ در بطن این هدف اصلی، اهداف فرعی متعددی نهفته است: شناسایی مؤلفه های سازنده برند شخصی منطبق با ارزش های اسلامی، تبیین سازوکارهای اثرگذاری این مؤلفه ها بر اعتماد عمومی، و ارائه مدلی که پیوند بین هویت شخصی مدیر، الگوی حکمرانی اسلامی و شاخص های اعتماد عمومی را برقرار سازد. نگاه این پژوهش آن است که برندسازی شخصی، اگر بر پایه صداقت، عمل به وعده ها، عدالت ورزی و کارآمدی شکل گیرد، نه تنها تعارضی با آموزه های اسلامی ندارد، بلکه می تواند به ابزاری مشروع و کارآمد برای ترویج الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی بدل شود. از نظر روش شناسی، تحقیق حاضر از نوع کاربردی با رویکرد کیفی است. داده ها به شیوه اسنادی و میدانی گردآوری شده است. در بخش اسنادی، منابع شامل کتب، مقالات علمی داخلی و خارجی، اسناد بالادستی مرتبط با حکمرانی اسلامی، آموزه های دینی و مطالعات حوزه برندسازی شخصی بررسی و تحلیل شده اند. در بخش میدانی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با نمونه ای هدفمند از خبرگان شامل استادان دانشگاه، پژوهشگران حوزه حکمرانی، مدیران با تجربه در سطوح کلان و کارگزاران رسانه انجام شده است تا ابعاد و الزامات بومی شده برندسازی شخصی مدیران در بستر ایران اسلامی استخراج شود. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون کدگذاری، دسته بندی و تفسیر گردید. همچنین، برای اطمینان از روایی یافته ها، از راهبرد بازبینی توسط مشارکت کنندگان و مقایسه با متون معتبر استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که برندسازی شخصی در حکمرانی اسلامی دارای چهار بعد اساسی است: بعد شخصیتی و اخلاقی، که بر صداقت، تعهد، تواضع، شجاعت، عدالت ورزی و خدمت گزاری به مردم استوار است؛ بعد مهارتی و تخصصی، که به شایستگی های علمی، مدیریتی و راهبردی مدیر می پردازد و شرط لازم برای ایجاد اعتبار حرفه ای است؛ بعد ارتباطی و تعاملی، که شامل توانایی برقراری ارتباط مؤثر با مردم، گوش دادن فعال، شفافیت در اطلاع رسانی، پاسخ گویی و اقناع مخاطب می شود؛ و بعد نمادین و فرهنگی، که به نقش مدیر به عنوان الگو و مرجع فرهنگی در جامعه اسلامی اشاره دارد و از طریق رفتار، گفتار و سبک زندگی او منتقل می شود. هم افزایی این ابعاد، برند شخصی ای را شکل می دهد که نه یک تصویر مصنوعی و تبلیغاتی، بلکه بازتاب عینیِ شخصیت و عملکرد واقعی مدیر در ذهن جامعه است. تحقیق همچنین نشان داد که پیوند برندسازی شخصی با اعتماد عمومی، از مسیرهای متعددی برقرار می شود. نخست، هم سویی گفتار و عمل؛ وقتی مدیران وعده ها و بیانات خود را با اقدامات واقعی تطبیق می دهند، اعتبار برند شخصی آنها نزد افکار عمومی تقویت می شود. دوم، شفافیت و پاسخ گویی؛ اطلاع رسانی صادقانه و سریع درباره تصمیمات و اقدامات، حتی در شرایط بحران، نشانگر احترام به مردم و ایجاد حس مشارکت در حکمرانی است. سوم، قابلیت اتکا و پیش بینی پذیری؛ ثبات در مواضع و رفتارها، اعتماد به تداوم خط مشی ها را افزایش می دهد. چهارم، الهام بخشی و مرجعیت اخلاقی؛ مدیرانی که سبک زندگی و رفتارشان الگوهای اسلامی را منعکس می کند، نه تنها در حوزه فنی که در بعد فرهنگی و هویتی نیز سرمایه اعتماد عمومی را افزایش می دهند. از منظر سیاست گذاری، یافته ها حاکی از آن است که تحقق برندسازی شخصی اثربخش در حکمرانی اسلامی نیازمند اقداماتی نظام مند است؛ از جمله آموزش و توانمندسازی مدیران در حوزه مهارت های ارتباطی و رسانه ای، ایجاد نهادهای مشورتی برای هم سویی پیام ها با ارزش ها، طراحی سازوکار ارزیابی مستمر تصویر عمومی مدیران و بازخوردگیری از جامعه، و همچنین پیشگیری از شکل گیری شکاف بین تصویر و واقعیت از طریق شفافیت نهادی. این اقدامات باید در چارچوبی لحاظ شوند که هویت دینی-انقلابی مدیران حفظ و تقویت گردد و برندسازی شخصی به ابزاری برای خودنمایی فردی یا رقابت مخرب بدل نشود. در جمع بندی، پژوهش حاضر تأکید می کند که برندسازی شخصی در بستر حکمرانی اسلامی، اگر بر بنیان صداقت، عدالت، تخصص و تعامل مؤثر استوار باشد، می تواند به ابزاری راهبردی برای ارتقای اعتماد عمومی و تحکیم پیوند مردم و حاکمیت تبدیل شود. این رویکرد، مدیران را از منفعل بودن در برابر قضاوت افکار عمومی به کنشگرانی فعال در مدیریت تصویر خود بدل می سازد و با همسوسازی هویت فردی و مأموریت سازمانی، مسیر تحقق الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی را هموار می کند.
۲.

آینده پژوهی حکمرانی تبلیغ دینی در ایران؛ تحلیل روند پیشران ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۳
این پژوهش با هدف بررسی آینده تبلیغ دینی در ایران و شناسایی پیشران ها و راهبردهای اثربخش در عصر تحولات دیجیتال انجام شده است. مسئله اساسی پژوهش، چالش هایی نظیر گسترش فناوری های اطلاعاتی، دیجیتال سازی، تغییر سبک زندگی نسل های جدید، کاهش اعتماد به مراجع سنتی و ظهور بازیگران جدید در فضای دیجیتال است که عملکرد تبلیغ دینی را تحت تأثیر قرار داده اند. با بهره گیری از روش تحلیل روند و مطالعه اسنادی، این پژوهش تلاش کرده است روندهای کلان و پیشران های کلیدی، نظیر جهانی شدن، فردگرایی، عدالت رسانه ای و تغییر نقش مبلغان دینی را شناسایی و تحلیل کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تحول در فناوری های ارتباطی، تغییر در سبک های دینداری و بازتعریف معنویت، نه تنها فرصت هایی برای نوآوری در تبلیغ دینی ایجاد کرده اند بلکه چالش هایی همچون افزایش شبهات دینی، تضعیف مرجعیت سنتی و شکاف نسلی میان مبلغان و مخاطبان جدید را برجسته نموده اند. این پژوهش بر ضرورت ایجاد راهبردهای داده محور، استفاده از فناوری های نوین، تولید محتوای تعاملی و پاسخگو، تقویت عدالت رسانه ای، و بازسازی نقش مبلغان دینی تأکید دارد و نقشه راهی برای سیاست گذاران و مدیران دینی فراهم می آورد تا با رویکردی آینده نگر، تحولات اجتماعی و فناورانه را مدیریت کرده و اثربخشی تبلیغ دین را در مواجهه با تغییرات محیطی افزایش دهند. این مطالعه، بازبینی سیاست های تبلیغ دینی و توسعه الگو هایی تطبیقی و نوآورانه را به عنوان مسیر دستیابی به پویایی و تاب آوری نظام تبلیغ دین پیشنهاد می کند.
۳.

سبک رهبری فرا ملی در مکتب شهید سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۳۲۸
یکی از نیازهای اساسی در جوامع انسانی و سازمان ها موضوع رهبری است. انسان ها به طور فطری، هم رهبرند و هم پیرو. با دگرگونی هایی که در محیط بین الملل رخ داده است، سبک های سنتی رهبری برآمده از تجربه و دانش بشری، پاسخگوی همه نیازها نیست و اکنون به الگوهای مؤثرتر رهبری بیش از هر زمان دیگری احساس نیاز می شود. سبک رهبری شهید قاسم سلیمانی نمونه ای از الگوی جدید و منحصر به فرد رهبری است که شناسایی و تحلیل دقیق تر آن می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات امروز در عرصه بین الملل باشد. این پژوهش با هدف استخراج سبک رهبری فراملی در مکتب شهید سلیمانی بر پایه روش فرا ترکیب انجام شده است. این مطالعه از جهت نوع کاربردی و شیوه بررسی آن براساس طرح تحقیق، توصیفی _ تحلیلی(اسنادی)، می باشد که ضمن تحلیل و تشریح الگوی رهبری به موضوع رهبری فراملی با حضور شخصیتی چون سردار شهید سلیمانی به ابعادی همچون اندیشه راهبردی، موقعیت سنجی، تعامل فرهنگی، آگاهی محیطی، مهارت های ارتباطی، مربی گری و نهادسازی بین المللی را یافته و مورد تحلیل قرار داده است.
۴.

بررسی مدل برندسازی شخصی در مکتب شهید سلیمانی

تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۰۷
برندسازی شخصی، یک قدرت نرم است. افراد با درپیش گرفتن مدلی مناسب می توانند مسیر تعالی را هموارتر و سریع تر طی کنند. در پژوهش حاضر تلاش شده است مطالعات صورت گرفته در مکتب شهید سلیمانی بررسی شود تا بتوان با شناخت نگرش، مهارت ها و دانش شهید سلیمانی به ابعاد مدل برندسازی شخصی شهید سلیمانی دست بیابیم. این پژوهش از نوع کاربردی و شیوه بررسی بر اساس طرح تحقیق، توصیفی تحلیلی (اسنادی)، بر پایه روش فراترکیب انجام شده است. محقق پس از جمع آوری و تحلیل منابع، 35 مقاله حایز شرایط را به عنوان منبع انتخاب کرده و با استخراج 197کد، 17بعد و 6 مقوله به طراحی ابعاد مدل برندسازی شخصی در مکتب شهید سلیمانی و نتایج حاصل از آن در حوزه سازمانی پرداخته است. «شناخت فرهنگی اجتماعی»، «نگرش معنوی»، «مدیریت جهادی»، «بصریت دینی»، «شایستگی های شناختی و ادراکی» و «قدرت شناختی تحلیلی» ابعاد مدل برندینگ شخصی در مکتب شهید قاسم سلیمانی هستند که می توانند معرفی کننده الگویی موفق برای توسعه فردی و نمونه ای از سبک مدیریت جهادی برای تحقق «سلامت نظام اداری»، «خودبهسازی»، «آرمان گرایی»، «بهره وری منابع انسانی» و «بهینه سازی تصمیم گیری» باشند.
۵.

نقش رسانه ملی در چگونگی گذران اوقات فراغت بازنشستگان صندوق بازنشستگی کشوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۵ تعداد دانلود : ۳۰۹
در بازنشستگان، به دلیل تغییر در ماهیت شغلی و مسئولیت های اجتماعی آنان، مقدار زمان های آزادتری در محیط های خصوصی یا اجتماعی دارا می شوند و این به مفهوم زمان فراغت بیشتر در مقایسه با سایر گروه های سنی در جامعه است. ازآنجایی که رسانه ملی، می تواند ابزار مناسبی برای اوقات فراغت آنان باشد، این پژوهش باهدف بررسی نقش رسانه ملی در تأمین اوقات فراغت بازنشستگان انجام شده است. روش این تحقیق بر اساس هدف، بنیادی و از نوع کاربردی بوده و بر اساس ماهیت گردآوری داده ها توصیفی-پس رویدادی می باشد. جامعه آماری این تحقیق متشکل از بازنشستگان صندوق بازنشستگی کشوری شهر تهران است که تعداد آن ها 6685 نفر در سال 1396 گزارش شده است. روش نمونه گیری در این پژوهش، در دسترس بوده است و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 363 نفر تعیین شد. نتایج آزمون پنج فرضیه در این پژوهش نشان داد که؛ رسانه ملی، بر پنج عامل «تأمین استراحت»، «تفریح و کم کردن کسالت»، «رشد شخصیت فردی»، «کسب مهارت» و «تقویت پیوندهای اجتماعی» بازنشستگان در گذران اوقات فراغت آنان، تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین بر اساس آزمون فریدمن مشخص شد که؛ از میان کارکردهای موردمطالعه «اوقات فراغت»، «تأمین استراحت»، بیشترین اهمیت را داشته و «تفریح و کم کردن کسالت»، در رتبه آخر از نظر اهمیت قرار دارند.
۶.

بررسی اثرات تیپ شخصیت D بر کیفیت زندگی و کاری در بیماران فیبرومیالژیا (مورد مطالعه: درمانگاه بیمارستان خورشید اصفهان و بیماران عضو انجمن فیبرومیالژیا کشور)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۲۸۲
ویژگی های شخصیتی عمده، متغیرهای واسطه ای مهمی برای تأثیر استرس ما می باشند. همچنین به نظر می رسد شخصیت عامل مهمی نیز در تعیین کیفیت زندگی در انواعی از بیماری است. پژوهش های متفاوت ارتباط بین تیپ شخصیتی D و کاهش کیفیت زندگی در بیماری های قبلی عروقی رانشان داده است. تاکنون مطالعه ای در مورد ارتباط این تیپ شخصیتی D و کیفیت زندگی در بیماران فیبرومیالژیا انجام نشده است. پژوهش حاضر با عنوان «رابطه تیپ شخصیت D و کیفیت زندگی در بیماران فیبرومیالژیا و مقایسه کیفیت زندگی در بیماران فیبرومیالژیا با تیپ شخصیت D و بدون شخصیت D (موردمطالعه: درمانگاه بیمارستان خورشید اصفهان و بیماران عضو انجمن فیبرومیالژیا کشور) در یک بررسی مقطعی 164 بیمار با تشخیص قطعی فیبرومیالژیا که به صورت پی درپی از بهار سال 1397 تا مرداد 1397 به درمانگاه روماتولوژی کلینیک ویژه و درمانگاه روان تنی مرکز پزشکی خورشید اصفهان مراجعه نمودند. 170 بیمار فیبرومیالژیا عضو انجمن فیبرومیالژیا کشور، بر اساس معیار ورود و خروج انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس شخصیت و مقیاس کیفیت زندگی بهداشت جهانی استفاده گردید و با استفاده از پرسش نامه مقیاس شخصیتی تیپ D بیماران به دو گروه با تیپ D و بدون شخصیت D تقسیم شدند. سپس آزمون های کلموگروف اسمیرنوف و تحلیل کوواریانس چند متغیره در تحلیل داده ها مورداستفاده قرار گرفت و نتایج زیر حاصل شد. نتایج مطالعه نشان داد کیفیت زندگی بیماران فیبرمیالژیا دارا و غیر تیپ شخصیت نوع D تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین در بررسی کیفیت زندگی بیماران فیبرومیالژیا دو بعد کل سلامت جسمی و سلامت روانی هر کدام شامل چهار زیر مقیاس مبتنی بر ابزار کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ویر و شربورن (1992) مورد توجه قرار گرفته است؛ که بین بعد سلامت جسمی کیفیت زندگی بیماران فیبرمیالژیا دارا و غیر تیپ شخصیت نوع D تفاوت معنی داری وجود داشت ولی بین بعد سلامت روانی کیفیت زندگی بیماران فیبرومیالژیا دارا و غیر شخصیت نوع D تفاوت معنی داری وجود نداشت.
۷.

تحلیل رابطه کیفیت زندگی کاری و شادمانی کارکنان در افزایش بهره وری (موردمطالعه: کارکنان دادگستری شهرستان اصفهان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۳۴۶
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه کیفیت زندگی کاری و شادمانی کارکنان در میان کارکنان دادگستری شهرستان اصفهان به مرحله اجرا در آمده است. در این راستا از جامعه آماری (کلیه کارکنان دادگستری شهرستان اصفهان) که حدود 700 نفر بودند، تعداد 249 نفر از کارکنان به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و به پرسشنامه ها پاسخ دادند. روش پژوهش، توصیفی همبستگی و از شاخه پژوهش های پیمایشی می باشد. پرسشنامه های مورد استفاده در پژوهش عبارت اند از: پرسشنامه کیفیت زندگی کاری بر اساس الگوی کاسیو با 48 سؤال و پرسشنامه شادمانی آکسفورد با 29 سؤال. روایی صوری و محتوایی این دو پرسشنامه توسط اساتید راهنما و مشاور تائید گردیده است. ضریب آلفای کرونباخ هر دو پرسشنامه 94/0 به دست آمده که بیانگر پایایی بالای این پرسشنامه ها است. نتایج پژوهش نشان داد: بین کیفیت زندگی کاری و شادمانی (295/0=r) رابطه معناداری وجود دارد (001/0=P.) اما نتایج بررسی ابعاد کیفیت زندگی کاری و شادمانی بدین شرح است: بین مشارکت (702/0= P)، بهداشت و سلامتی (503/0=P)، امنیت شغلی (111/0=P)، پرداخت منصفانه (233/0=P)، ایمنی (275/0=P) با شادمانی رابطه معناداری وجود ندارد. در صورتی که بین پیشرفت شغلی (011/0=P)، حل وفصل مشکلات (005/0=P)، ارتباطات (001/0=P)، غرور و افتخار شغلی (0=P) و هویت سازمانی (0= P) با شادمانی رابطه معنادار وجود دارد.
۸.

نقش راهبردی قوه قضائیه در اقتصاد مقاومتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۳۳۲
در واقع فراهم کردن بستر فعالیت های سودمند و مشروع اقتصادی و از آن سو جلوگیری از فعالیت های غیر مشروع و مخرب نسبت به کلیت اقتصاد کشور، یکی از وظایف مهم نهادهای حاکمیتی به ویژه قوه قضاییه است. البته شکی نیست که اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، آن گونه که موردتوجه و تأکید خاص سکان دار انقلاب است، نیازمند همسویی و هم افزایی قوای مجریه و مقننه نیز هست. در این میان، به جهت حوزه ی مأموریت ها و اهداف کلان، نقش دستگاه قضایی در اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی، تعیین کننده و سرنوشت ساز است. در این نوشتار پس از اشاره ای مختصر به اقتصاد مقاومتی، به بررسی وظایف قوه و نقش آن در تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخته شده است؛ و در آخر به الزامات و بسترهای موردنیاز برای اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی در سایر بخش های قوه قضاییه نیز اشاره شده است.
۹.

رابطه بین هوش هیجانی و مدیریت زمان توسط مدیران شرکت سهامی ذوب آهن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۶ تعداد دانلود : ۳۱۷
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مؤلفه های آن )خودآگاهی، خودتنظیمی، خودانگیزی، همدلی و مهارت های اجتماعی (با مدیریت زمان انجام گردید. جامعه آماری تحقیق، مدیران کارگاه های شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان به تعداد 395 نفر (تعداد 82 نفر زن و 313 نفر مرد) بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 120 نفر از افراد جامعه آماری (تعداد 22 نفر زن و 98 نفر مرد) به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. نوع تحقیق توصیفی- همبستگی بود و برای گردآوری داده ها از پرسشنامه هوش هیجانی شرینک و مدیریت زمان سیورت استفاده شد و ازآنجاکه پرسشنامه هوش هیجانی شرینک توسط افرادی متخصص ساخته شده و مورد تائید اساتید متخصص نیز قرار گرفت از روایی محتوایی خوبی برخوردار بود. پرسشنامه مدیریت زمان سیورت هم به چند نفر از متخصصان جهت مطالعه داده شد که همگی روایی محتوایی آن را مورد تائید قراردادند. ضریب پایایی پرسشنامه ها نیز از طریق شاخص آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش هیجانی شرینک 85/0 و برای پرسشنامه مدیریت زمان سیورت 84/0 به دست آمد. داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار SPSS از طریق آزمونt مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون شفه در آمار استنباطی و همچنین آمار توصیفی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد بین هوش هیجانی و مدیریت زمان در سطح رابطه معناداری وجود دارد ( ). همچنین بین همه مؤلفه های هوش هیجانی (خودآگاهی، خودتنظیمی، خود انگیزی، همدلی و مهارت های اجتماعی (با مدیریت زمان در سطح به ترتیب با ضرایب همبستگی (276/0r =) و (226/0r =) و (281/0r = ) و ( 260/0r=) و (214/0r =) رابطه معنادار وجود داشت. بعلاوه نتایج نشان داد مؤلفه های هوش هیجانی بر اساس جنسیت و سابقه کار تفاوت معناداری ندارد و در میان مؤلفه های هوش هیجانی، تنها مؤلفه خودتنظیمی بر اساس تحصیلات، دارای تفاوت معناداری بود و این تفاوت در دارندگان مدرک لیسانس با دیپلم و فوق دیپلم مشاهده گردید ( ). همچنین نتایج مربوط به تفاوت مدیریت زمان بر حسب ویژگی های جمعیت شناختی (جنسیت، تحصیلات و سابقه کار) هیچ تفاوت معناداری را میان هرکدام از این ویژگی ها با مدیریت زمان نشان نداد ( ).

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان