مفروض این نوشتار این است: «قیام امام حسین علیه السلام بر پیروزى انقلاب اسلامى تاثیر گذاشته است .» این مفروض بر اساس این کلام امام خمینىقدس سره «انقلاب اسلامى ایران، پرتوى از عاشورا . . . است .» (2) انتخاب شده است . بنابراین، در این نوشتار، تلاشى براى اثبات تاثیر انقلاب اسلامى از قیام امام حسین علیه السلام صورت نمىگیرد; بلکه مقاله حاضر به دنبال نشان دادن ابعاد تاثیر عاشورا بر وقوع انقلاب اسلامى است . از این رو، سؤال اصلى این تحقیق عبارتاست از: «ابعاد تاثیر انقلاباسلامى از قیام امام حسین علیه السلام چیست؟»
یکی از متون درخور توجه در سیره سیاسی امام علی7، مکاتبات حضرت با معاویه است. از سوی دیگر شماری از آیات قرآن درباره منافقان نازل شده که دارای سبک و ادبیاتی متفاوت با دیگر آیات است. این پژوهه کوشیده است تا با بررسی تطبیقی بین این دو منبع، میزان همسویی کلام امام علی7 خطاب به معاویه را با آیات قرآن درباره منافقان سنجیده و ارتباط آن دو را با رویکردی متن شناختی مورد ارزیابی قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در اکثر موارد سبک کلام امام علی7 موافق سبک کلام پروردگار بوده و تعابیر و مضامین به کار رفته در هر دو منبع، از هماهنگی قابل توجهی برخوردار بوده است. این سازگاری از یک سو، نشانگر پیوند تنگاتنگ قرآن و نهج البلاغه و در نتیجه وثاقت کلام امام علی7 است و از دیگر سو، گواه روشنی بر چهره منافقانه معاویه به شمار می رود.
سیره رسول خدا(ص) در مدیریت مجاهدان مسلمان و مقایسه آن با دوره خلفا، یکی از مهم ترین مباحثی است که سزاوار بررسی های عمیق و چند سویه است. بررسی و تبیین دقیق این موضوع می تواند بسیاری از ابهام های تحولات بعدی تاریخ صدر اسلام، به ویژه علل بروز فتنه های دوران خلافت امام علی(ع) را روشن کند. این مقاله به شیوه مقایسه ای و تحلیلی و با استناد به منابع اصلی و با هدف تبیین سیره رسول(ص) در جنگ ها و مدیریت مجاهدان اسلامی و مقاسیه آن با رفتار خلفا، در صدد پاسخ به این سؤال است که تفاوت روش رسول خدا(ص) با خلفا در مدیریت مجاهدان مسلمان چگونه بود و نتایج این دو شیوه، چه تاثیری در آینده جامعه اسلامی گذاشت؟ در سیره رسول خدا(ص)، شاهد مدیریت بر اساس نص صریح احکام الهی و عدالت هستیم؛ اما در دوره پس از آن حضرت، در مواقعی، این رویه به برخوردی ناعادلانه و واگذاری امتیازات بر اساس وابستگی و منافع سیاسی تبدیل شد. در نتیجه، فاصله طبقاتی و تضاد منافع در جامعه اسلامی آشکار شده که این زمینه ساز بروز فتنه هایی همچون جمل، صفین و نهروان بعد از سال 35 هجری شد.
«اهل کتاب» به عنوان پیروان ادیان الهی پیش از اسلام، رفتار ثابتی در برخورد با مسلمانان نداشتند. هرچند دست کم گروهی از آنان، با ابراز دشمنی نسبت به مسلمانان، هجمه های گوناگونی را بر آنان وارد کردند که تهاجم اقتصادی یکی از آنهاست. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی تهاجم اقتصادی اهل کتاب بر اسلام پرداخته، نشان می دهد که اسلام در برابر این هجمه ها با اتخاذ رویکردها، روش ها و ابزارهای مؤثر، واکنش های لازم را از خود نشان داده، و با رصد دقیق و کنترل اوضاع اهل کتاب و مسلمانان، گام های مؤثری برای کاهش خطرات این تهاجم ها برداشته است. قرآن، و سیرة معصومان علیهم السلام، هدایت فکری و عملی مسلمانان، را در حفظ امنیت اقتصادی و صیانت از اقتدار همه جانبة جامعة اسلامی بر عهده داشتند. توجه به سلامت اقتصاد داخلی، قطع وابستگی به بیگانگان، کنترل امور اقتصادی اهل کتاب و هزینة مالی برای پیشبرد امور دفاعی، از بارزترین اموری است که در این راستا اسلام بدان ها توجه کرده است.
سنّت عزاداری امام حسین علیهالسلام از سنّتهای مهم و مؤثر شیعی است که در طول تاریخ دچار تحوّلاتی گردیده است. برای دستیابی به شیوههای اصیل و دور از خرافات و تحریفات این سنّت مهم، تأسّی به امامان معصوم شیعه علیهمالسلام یکی از بهترین راهها به شمار میآید. در این مقاله، تلاش شده است در حدّ مقدور، شیوه برگزاری سنّت عزاداری بر امام حسین علیهالسلام توسط امامان شیعه علیهمالسلام و اهدافی که آن بزرگواران از این کار دنبال میکردند، ترسیم گردد.
این پژوهه با روشی توصیفی تحلیلی می کوشد تا سبک مواجهه ائمه(ع) با مدعیان دروغین مهدویت را واکاوی کند. این جستار در پاسخ گویی به این پرسش که سبک مواجهه امامان معصوم(ع) با مدعیان دروغین مهدویت به چه نحوی بوده، تأکید دارد که سبک مواجهه آنان از سنخ «مدیریت بحران» بوده است؛ بدین معنا که ائمه(ع) در مقابله با مدعیان دروغین به دنبال اتخاذ تصمیماتی بودند که به کاهش روند پیدایش مدعیان و به کنترل و دفع آنان بینجامد. در این راستا با دو گونه «مدیریت دفعی در مرحله پیشینی» و «مدیریت رفعی در مرحله پسینی» روبه روییم. در ادامه سازوکارهای ائمه(ع) در هر قسمت بررسی می شود. بررسی های این مقاله مقدمه ای است برای پاسخ دادن به این پرسش که باید از چه الگویی برای تقابل با مدعیان دروغین مهدویت بهره جست؟