مدینةالنبی جامع ارکان مادی و معنوی یک شهر اسلامی است. شهری که فرایند سیر و تحول قریه به مدینه را در قالب حیات شهری پیامبر (ص) تجربه کرده و نمایان ساخته است. هرچند طرح شهری مدینةالنبی در راه اجرای کامل پس از رحلت آن حضرت متوقف ماند. لکن با کمک علم تاریخ قابل بازسازی و تجسم بخشی است. حیات شهری پیامبر اسلام (ص) پنج مرحله مجزا را طی کرد: مکه او را راند و حیات شهری مکی او را سلباً سامان داد. یثرب او را خواند و شرایطی که اجابتِ او را به دنبال داشت، حیات شهری دارالهجره را شکل داد. طیبه مدینةالرسول مدینةالنبی، سه مرحله دیگر از حیات شهری پیامبر (ص) است. این مقاله سعی در تبیین ویژگی های هریک از مراحل مذکور و فرایند تحول آن را دارد تا روشن گردد حیات شهری پیامبر (ص) برای وصول به تحقق تمدن اسلامی چه مراحلی را طی کرده و در عرصه های پنج گانه فوق، طرح واره جهان شهرِ آرمانی اسلام را چگونه کامل کرده است که حاصل آن نه صدها شهر تأسیسی و توسعه ای طی چهار قرن پس از رحلت آن حضرت، بلکه طرح واره ای بود که در بستر تاریخ در انتظار اجرای کامل باقی ماند.
نفی جبر"" روی دیگر ""اصل اعتقادی عدل"" است؛ بدین ترتیب برگزیده شدن ""عدل الهی"" به عنوان یکی از اصول اعتقادی شیعه، نشان دهنده تأکید ویژه امامان شیعه بر نفی جبرگرایی است.
در جامعه اسلامی، بسترهای متعددی برای رواج جبرگرایی وجود داشته است. توجیه مظالم طبقه حاکمه در نسبت دادن آنها به خدای تعالی، ظاهری گری و استناد به آیات قضا و قدر و مشیت، ثنوی گریزی و شوق افراطی به توحید افعالی، خودپیرایی و توجیه رفتارهای شخصی از این شمارند.
در برابر جریان جبرگرایی، امامان شیعه دو راهبرد تربیتی و علمی را پیش گرفته بودند. راهبرد نخست، تربیت و تشویق شیعیان و دیگر آحاد جامعه بر مسؤولیت پذیری درباره اعمال خود بود که از طریق تذکار مردم به قدرت و حریّت تملیک شده به آنها، ترغیب مردم به توبه، نهی از ستم به مردم و انتقاد از حاکمان ستمگر تعقیب می شد. راهبرد دوم، بیان تناقض عقیده به جبر با دیگر ارکان اعتقاد دینی بود. اهل بیت، این تناقضات را در سه شکل تناقض عقیده به جبر با آیات قرآن، تناقض عقیده به جبر با اساس تشریع و ارسال رسل و تناقض عقیده به جبر با علوّ خداوند از ارتکاب قبائح و ظلم به بندگان تبیین فرموده اند.