نیاز انسانها به مواهب طبیعى، اقتصاد و معیشت در زندگى مادى، امرى ضرورى است و در این اصل کلى تفاوتى میان انسانها نیست. آنچه منشأ تفاوت در اخلاق اقتصادى انسانهاست نوع رفتار آنان در کسب روزى و معیشت و درآمد، و نیز چگونگى بهرهگیرى و مصرف است. پیامبراعظم صلىاللهعلیهوآله در این دو عرصه (درآمد و مصرف) ویژگىهاى درسآموزى دارد. ایشان در عرصه درآمد، همچون دیگران به فعالیتهایى مانند چوپانى، تجارت و زراعت اشتغال داشت، و ضمن این که از جلب روزى از راههاى معنوى نیز غافل نبود، به وقت ضرورت، قرض هم مىکرد. اهتمام آن جناب بر حلال بودن درآمد قابل توجه است. در عرصه مصرف نیز قناعت و ساده زیستى، عدالت و احتیاط در مصرف بیتالمال، پرهیز از اسراف و تبذیر، و بالأخره انفاق در راه خدا از اصول قابل توجه در سیره اقتصادى پیامبر اعظم صلىاللهعلیهوآله است.
نویسندگان اروپایى، کشیشان و مبلغان مسیحى در طول قرنهاى متمادى مسئله ازدواجهاى پیامبراکرم صلىاللهعلیهوآله ، به خصوص ازدواج ایشان با زینب بنت جحش (زن مطلقه پسر خواندهاش زید) را همچون حربهاى براى حمله به شخصیت والاى آن حضرت به کاربرده و کوشیدهاند ایشان را به شهوتپرستى و زندوستى متهم کنند.
اما در یکى دو قرن اخیر که اسلامشناسى شرقشناسان با پژوهشگرى بیشترى قرین شده، تعدیلهایى در دیدگاههاى آنان درباره ازدواجهاى پیامبراکرم صلىاللهعلیهوآله نیز صورت گرفته است، به گونهاى که گروهى از آنان مستقیما یا تلویحا آن جناب را از تهمت شهوترانى مبرا دانسته و برخى از آنان معتقدند که اصلاحات و تحولاتى را که اسلام در ازدواج پدید آورد باید با توجه به سوابق ازدواج در عربستان و نوعى نگاه اجتماعى بررسى کرد. بدین ترتیب به نظر مىرسد که نتایج تحقیقات اسلام شناسان غربى در قرن بیستم، آنان را در بسیارى از موارد با عقاید مسلمانان در این باب همگام کرده است
جنگ جمل، واقعه مهمى در تاریخ صدر اسلام به شمار مىآید که آثار و نتایج مختلفى در پى داشت. یکى از مهمترین پیامدهاى آن انشقاق مذهبى در جامعه اسلامى براى نخستین بار بود؛ به این ترتیب کهجامعه اسلامى به سه گروه شیعه علوى، شیعه عثمانیه و قاعدین تقسیم شد. هر کدام از این گروهها براى توجیه عملکرد خویش به مباحث کلامى رو آوردند و اولین جرقههاى مجادله کلامى از این زمان شروع شد.
از طرفى یکى از ویژگىهاى جهان اسلام بین قرن سوم تا پنجم، مجادله و مباحث کلامى بین مسلمانان است که از این مناقشات مىتوان به جدال افراد و گروههاى اسلامى و اظهار نظر در باره «شرکت کنندگان» و «کشته شدگان» در جنگ جمل اشاره کرد. به همین دلیل، افراد و گروههاى اسلامى در باره این موضوع به اظهار نظر پرداختهاند. بهرغم اختلاف نظر گروههاى اسلامى در مورد جنگ جمل، اصحاب جمل را به دلیل شورش علیه حکومت اسلامى «باغى» و خلیفه مسلمانان را «برحق» مىدانند. اما در مورد سرنوشت سران شورشى، اختلاف آرا وجود دارد. تحقیق حاضر سعى دارد ضمن بازگو کردن دیدگاههاى افراد و گروههاى اسلامى در مورد این حادثه، علت تفاوتها و اختلاف آراى مورخان و متکلمان را ریشهیابى و بررسى کند.
دوره صفویه معمولاً به دوره «اختلاف مذهبى» بین ایران و عثمانى معروف است، ولى تاریخ، برگهایى از اتحاد، حسن تفاهم، دوستى و صمیمیت دو کشور مسلمان را با همدیگر نشان مىدهد. بعد از انعقاد معاهده زهاب (1049ق/1639م) بین شاه صفى و سلطان مراد چهارم، عثمانىها از مخالفت با ایران دست کشیدند. به این ترتیب، عامل «مذهب» که یکى از عوامل اختلاف بین دو کشور بود، تا اندازهاى تأثیرگذارى خود را از دست داد.
در دوره افشاریه، نادرشاه چندین سال با عثمانى جنگید، ولى سرانجام دریافت که باید بین مسلمانان، صلح و آشتى برقرار شود. وى براى تحقق الفت بین شیعه و سنى، «انجمن دینى نجف» را در سال 1156ق تشکیل داد که علماى بزرگ و معروف شیعه و سنى کربلا، نجف، حلّه، بغداد و کاظمین در کنار عالمانى از ایران، بخارا و افغانستان، در آن مجلسِ بزرگ مشورتى شرکت مىکردند.