درخت حوزه‌های تخصصی

باستان شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۴۱ تا ۲٬۲۶۰ مورد از کل ۲٬۲۹۹ مورد.
۲۲۴۱.

مطالعه، بررسی فنی و مرمت چهار گوشواره فلزی به دست آمده از کاوش های تپه زاغه (سد کارون 4)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تپه زاغه سد کارون 4 اواخر عصرمفرغ/ اوایل عصر آهن گوشواره فلزی حفاظت و مرمت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
در کاوش محوطه باستانی زاغه در منطقه کارون 4، اشیاء فلزی متعددی مربوط به دوره ایلام میانه کشف شده است. در این پژوهش چهار گوشواره فلزی مکشوف از این محوطه با هدف مطالعات فنی و آسیب شناسی، ارائه طرح حفاظت - مرمت و انجام عملیات درمان مورد مطالعات آزمایشگاهی و دستگاهی قرار گرفته است؛ در همین راستا، دو پرسش اصلی به شرح زیر مطرح شده، که سعی بر یافتن پاسخ مناسبی برای آن دارد؛ 1-ترکیب عنصری، نوع آلیاژ و نحوه ساخت چهار گوشواره موردنظر چیست؟ 2- فرایند تخریب و خوردگی در اشیاء مذکور چگونه است؟ به این منظور، جهت شناسایی ترکیب آلیاژ و عناصر موجود در ریزساختار از میکروسکوپ الکترونی (SEM-EDS) و به منظور شناسایی روش ساخت و شکل دهی اشیاء از رادیوگرافی اشعه ایکس و متالوگرافی (OM) استفاده گردید. نتایج آنالیز شیمیایی اشیاء بیانگر تولید آن ها از آلیاژ برنج، مس خالص، مفرغ و نقره بود. مطالعات میکروسکوپی نشان داد که ریزساختار نمونه ها شامل ماتریس فلزی همراه با آخال های سولفیدی و گویچه های سربی است. ساخت گوشواره برنجی در چرخه ای از کار سرد و آنیلینگ است و آخرین مرحله شکل گیری آن کارِ سرد بوده است. گوشواره مسی و نقره ای در چرخه متناوب چکش کاری و تاب کاری ساخته شده اند. در گوشواره مفرغی وجود دندریت ها بیانگر ساخت شئ به روش ریخته گری است. پدیده اتفاق افتاده در همه نمونه ها نیز اکسیداسیون است؛ هم چنین با استفاده از روش های آنالیز پراش پرتوایکس (XRD) به شناسایی لایه های تشکیل شده پرداخته شد. در نمونه های ساخته شده از مس خوردگی، کوپریتی و مالاکیتی است، در لایه خوردگی شئ نقره نیز میزان کلر و اکسیژن افزایش یافته است که منجر به ایجاد اکسید نقره یا همان آکانتیت شده است.
۲۲۴۲.

Dahāneh-ye Qolāmān, An Achaemenid City in Southeastern Iran

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Achaemenid Dahāneh-ye Qolāmān Architecture Art

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۶
Many archaeological remains from the Achaemenid empire have been found in various lands; therefore, many authors have researched and written about this empire’s cultural and civilizational features. Dahāneh-ye Qolāmān is one of the valuable sites of this empire that still stands. Dahāneh-ye Qolāmān is located 30 kilometers southeast of Zabol and was one of the important sites of the Achaemenids in southeastern Iran. The site was discovered in the 1960s by Italian archaeologist Umberto Scherato, who began archaeological excavations in 1962. Archaeological studies have shown that the structures of this city were built on a high terrace and were used in at least two periods of settlement. A look at the two different types of architectural structures, namely huge buildings and smaller buildings, indicates the various uses of these buildings. Among the large buildings, building number 3 was a large religious structure, building number 1 was a large civil building, and building number 2 was an administrative building. Buildings 4, 5, 6, and 7 were residential and private, all located in the eastern part of the city, and building 15 was an industrial building with religious production. Buildings numbers 16 and 17 were also large public buildings.
۲۲۴۳.

یافته هایی جدید از فرهنگ خراسان بزرگ (بلخی-مروی) در جنوب خراسان براساس شواهدی از محوطه سرتخته باراز قاینات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنوب خراسان قاینات فرهنگ خراسان بزرگ (بلخی-مروی) محوطه سرتخته باراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۱
جنوب خراسان و بالأخص منطقه قاینات، در سال های اخیر موردتوجه ویژه باستان شناسان قرار گرفته است. بررسی هایی که در دهه اخیر انجام گرفته، اطلاعات ارزشمندی را از این منطقه در اختیار جامعه باستان شناسی قرار داده است. جایگاه ویژه جغرافیایی و ارتباطی این منطقه به عنوان یک گذرگاه طبیعی میان آسیای مرکزی و شمال خراسان با جنوب شرق و فلات مرکزی ایران، موجب اهمیت ویژه آن در دوره های مختلف، بالأخص اوایل هزاره دوم پیش ازمیلاد گشته است. از مهم ترین تحولات هزاره دوم پیش ازمیلاد گسترش فرهنگی وارداتی به نام «فرهنگ خراسان بزرگ» (بلخی-مروی) در نیمه شرقی ایران است. یافته های اخیر نشان می دهند که این فرهنگ بخش هایی از جنوب خراسان را دربرگرفته است. داده های به دست آمده در محوطه های رزه درمیان، گوند فردوس و بکندای طبس شاهد این مدعاست که قبلاً به آن ها پرداخته شده است. محوطه سرتخته باراز یکی از استقرارهایی است که در کنار محوطه های نام برده دارای شواهدی از فرهنگ خراسان بزرگ در خراسان جنوبی است که کمتر موردتوجه قرار گرفته و در این پژوهش سعی بر آن است تا به معرفی این محوطه و گسترش فرهنگ خراسان بزرگ در منطقه جنوب خراسان پرداخته شود. این محوطه در منطقه قاینات در شمال خراسان جنوبی و در ناحیه ای کوهستانی واقع شده و به دلیل نزدیکی به مناطق روستایی، مورد آسیب فراوانی قرار گرفته است. این پژوهش در دو بخش میدانی و کتابخانه ای، با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. داده های اصلی پژوهش، طی بررسی منطقه قاینات در 1395 ه .ش. به دست آمده است. در مرحله بعدی این داده ها طی مطالعات کتابخانه ای مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته اند. هدف از این نوشتار، تبیین گسترش فرهنگ خراسان بزرگ در جنوب خراسان با توجه به شواهد به دست آمده از این فرهنگ در محوطه سرتخته باراز است. به نظر می رسد که فرهنگ مذکور در نیمه اول هزاره دوم پیش ازمیلاد در جنوب خراسان گسترش داشته است.
۲۲۴۴.

On Foot or on Horseback? The Honorable Way of Dueling in Pre-Islamic Iran based on Ferdowsi’s Shahnameh

کلیدواژه‌ها: Ferdowsi Shahnameh Duel pre-Islamic Iran Iranian Art

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۲
Duels, despite their cultural visibility and symbolic significance, were never a common nor universal form of conflict resolution. In the Iranian tradition, as presented in Ferdowsi’s Shahnameh, however, they hold a special place as an element of the hero’s ethos. This raises questions about the extent of the practice of such encounters and about their ritual, whether the fighting took place on foot or on horseback. The article addresses this issue in the context of pre-Islamic Iran, juxtaposing three perspectives: the narrative of Ferdowsi’s epic, historical accounts concerning rulers and commanders, and the iconography of reliefs. In the Shahnameh, mounted combat appears as the most prestigious form, yet the poet subtly challenges its superiority, pointing instead to victory as the true criterion of honor. The comparison of these three sources allows for a deeper understanding of the significance of duels in pre-Islamic Iranian tradition.
۲۲۴۵.

Proto-Elamite Sealed Clay Strips from Susa: A Functional Reappraisal

کلیدواژه‌ها: Administrative Documents Proto-Elamite Susa Phenomenology Seal impressions

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۸
Examining administrative artefacts from the Proto-Elamite period in Susa through a phenomenological lens allows historians and archaeologists to contextualize these documents not only as dormant material culture but also as dynamic instruments in negotiating economic control, political authority, and institutional identity. This article draws on newly reevaluated evidence of clay sealing strips housed in the National Museum of Iran, interpreted initially as “wall sealings” by Holly Pittman. It reconsiders their function in light of comparative frameworks developed by Adelheid Otto for Middle Bronze Age Syria. By situating these items within the broader conceptual field of “administrative writing”, here extended to include physical sealing devices as protoarchival media, this study examines the thematic frameworks, authorial stances, and intended audiences embedded in both the ancient administrative practices and the modern scholarly discourse. Rather than occupying a marginal position in archaeological literature, these sealing strips emerge as powerful heuristic tools for understanding the evolution of bureaucratic management in early Iranian state formations.
۲۲۴۶.

بررسی و تحلیل شمایل نگارانه مجسمه سنگی ایلامیِ موزه میراث فرهنگی نهاوند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مجسمه یادمانی نهاوند ایلام سوکل مخ شمایل نگاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۱
مجسمه های یادمانی، ازجمله آثار هنری به شمار می روند که عمدتاً مرتبط با موضوعات آئینی و مذهبی بوده و دارای پیشینه بسیار طولانی هستند؛ هدف از ساخت این گونه مجسمه های یادمانی، نمادین و گاهی نشان از جایگاه فرازمینی و جایگاه خداگونه صاحبان آن بوده است. در گستره تاریخ ایران فرهنگی، پیشینه ساخت مجسمه ها با چنین رویکردی، (مانند: الهه ونوس سراب) از دوره نوسنگی است که به یک باره از هزاره سوم، رشد فزآینده ای داشته و در دوره تمدن ایلام با ظهور حاکمان و خدایان متعدد، به اوج و اعتلای خود می رسد. از این مجسمه ها، گاهی به عنوان هدایای نذری در معابد و گاهی به عنوان گورنهادها در تدفین اشخاص با رتبه اجتماعی بالا استفاده شده است. مجسمه سنگی یادمانی موزه نهاوند، نمونه ای از این گونه آثار به شمار می آید که چگونگی پیدایش و ماهیت آن چندان روشن نیست. از آنجایی که این یافته فرهنگی از کاوش باستان شناسی به دست نیامده است، ابهامات زیادی درخصوص آن وجود دارد؛ بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر، آن است تا ضمن بررسی ماهیت این مجسمه سنگی، با نگاهی شمایل نگارانه به نقش و جایگاه آن از منظر زمانی بپردازد. بر این اساس، در این جستار با طرح پرسش ، در چگونگی ماهیت، جانگاری، سبک هنری و کاربری آن با فرض متعلق بودن این اثر فرهنگی به دوره ایلامی در گستره حوزه فرهنگی سیماشکی، واکاوی می گردد. این پژوهش برای درک بهتر و گاهنگاری درست، می کوشد در قیاس با دیگر نمونه های مشابه و هم عصر آن ارائه گردد تا به شناخت بهتری از آثار فرهنگ ایلام، به ویژه دوره سوکل مخ ها در زاگرس مرکزی به دست آید. روش پژوهش در این نوشتار، از نوع کیفی و مبتنی بر روش تاریخی-تحلیلی با بهره مندی از رویکرد کتابخانه ای خواهد بود. جهت بررسی گزاره های پژوهش، به شیوه های هنری پیکره سازی تمدن ایلام و نمونه های مشابه آن در بین النهرین رجوع شده است. برآیند پژوهش نشانگر آن است که مجسمه سنگی نهاوند براساس ویژگی های بصری و ظاهری، در زمره مجسمه های یادمانی به جامانده از دوره سوکل مخ ها (هزاره دوم پیش ازمیلاد) ازمنظر زمانی، و با رعایت جوانب احتمال متعلق به سرزمین بزرگ سیماشکی از منظر جغرافیایی بوده است.
۲۲۴۷.

مطالعه انسان شناختی مدیریت میراث فرهنگی در بحران: مطالعه موردی زلزله کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آسیب پذیری تاب آوری زلزله سرپل ذهاب مدیریت بحران میراث فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
در مخاطرات طبیعی مانند زلزله، یکی از مهم ترین بخش هایی که دچار آسیب می شود، میراث فرهنگی است. میراث فرهنگی (ملموس و ناملموس) در تطبیق پذیری، تاب آوری و بازسازی جامعه فاجعه دیده نقشی بنیادین دارد. مطالعه نحوه مدیریت میراث فرهنگی در زمان بحران در زلزله آبان ماه 1396ه .ش. کرمانشاه هدف اصلی این مطالعه است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به پرسش هایی است که، آیا مدیران بحران توانستند میراث فرهنگی را در زمان زلزله سرپل ذهاب مدیریت کنند و این که آیا مدیریت بحران میراث فرهنگی در زلزله سرپل ذهاب توانایی ارائه مدلی جهت افزایش تاب آوری و انطباق پذیری میراث فرهنگی در زمان بحران را دارد؟ یافته های این مطالعه میدانی که براساس سنجش مفاهیم تاب آوری و آسیب پذیری در چرخه مدیریت بحران است، نشان داد که مدیریت بحران در حوزه میراث فرهنگی در زمان بحران و بعد از آن باوجود برآورد آسیب پذیری ها عملکرد قابل قبولی نداشته است. از آنجا که برطبق الگوها و مدل های افزایش تاب آوری جامعه ما، جامعه ای تاب آور نیست، درنتیجه مدیریت میراث فرهنگی نیز به صورت روشنی موضوع انطباق پذیری و تاب آوری را درنظر نگرفته و تنها به مرمت و بازسازی حداقلی آثار تاریخی در زمانی موقت اکتفا کرده است. در چرخه مدیریت بحران، اقدامات پیش از بحران که سبب کاهش آسیب پذیری در مخاطرات آتی خواهد شد، در رابطه با زلزله در این مناطق درنظر گرفته نشده است. در مرحله بازیابی و بازتوانی اجتماعی باتوجه به ویژگی های فرهنگی مردم، میراث ناملموس توانایی بالابردن تاب آوری اجتماعی و فرهنگی درمیان مردم آسیب دیده را تا حد قابل توجه ای افزایش داده است. این درحالی است که مدیریت بحران جامعه و میراث فرهنگی هرگز نتوانسته به عنوان مخزنی برای دانش اندوزی در جهت کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری در جامعه به وجود آورد تا بتواند در چرخه مدیریت بحران تاب آوری و آسیب پذیری را در رابطه ای متوازن و متعادل قرار دهد.
۲۲۴۸.

Ilkhanid Inscriptions in Bayazid Bastami Complex, A Case Study: Inscriptions of the Mihrab of Bayazid Bastami Mosque

کلیدواژه‌ها: Inscription Mihrab Mosque Ilkanid Bayazid Bastami Complex

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۹
The Bayazid Bastami complex, located in Bastam, Semnan province, is considered one of the outstanding examples of the Iranian religious architecture during the Ilkhanid era. Due to the existence of a renowned Sufi’s shrine, Bayazid Bastami (161-234 AH), this complex has attracted the attention of different reigns and kings since the very early Islamic period, and numerous constructions have been performed in this monument during various periods from the Deylamiyān (Deylamites) dynasty to the Qajar period. Most of the constructions in this complex and also the restorations conducted here relate to the Ilkhanid era, and particularly to Sultan Muhammad Ghazan Khan’s reign (694-703 AH) and Sultan Mohammad Khodābandeh Öljaitü’s time (703-716 AH). Thanks to his high regard for Bayazid, Öljaitü even selected his own children’s names according to Bayazid’s name and titles: Bastam, Bayazid, and Ṭayfūr. In various Ilkhanid buildings and extensions in Bayazid Bastami’s complex, numerous inscriptions can be seen that have adorned the architectural elements of this complex. Due to the existence of multiple features and the religious importance of this part, inscriptions on the mihrab of this mosque, called Mardana or Bayazid, have been widely investigated and analyzed from different aspects, including ritual, artistic, and historical. In the present research, a descriptive-analytical methodology has been applied, and the data have been collected from documentary and field studies with a theoretical approach to study the cultural history.  
۲۲۴۹.

نقش عوامل زیست محیطی در پراکنش و شکل یابی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در منظر فرهنگی هلیل رود در دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رودبار جنوب عوامل زیست محیطی هلیل رود پراکنش استقرار GIS باستان شناسی دوران اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
دشت رودبار جنوب با مساحت بیش از 6000کیلومتر مربع، یکی از مناطق مهم باستان شناسی در جنوب شرقی حوزه فرهنگی هلیل رود است. این منطقه با عنایت به توان زیست محیطی مطلوب، ازجمله آب دائمی هلیل رود، دشت حاصلخیز و وسیع و ارتفاعات مرتعی در بخش شمالی، و هم چنین به واسطه ظرفیت جغرافیایی و مسیر ارتباطی سند و سیستان به جیرفت کهن، زمینه ساز حضور جوامع انسانی با ساختار معیشتی متنوع یکجانشین و کوچ رو بوده است. در نتیجه دو فصل بررسی باستان شناسی در دشت رودبار جنوب در دو دهه گذشته، شماری از استقرارهای کهن در این ناحیه شناسایی شد؛ اما تمرکز بر استقرارهای پیش ازتاریخی در این پهنه فرهنگی سبب شد برونداد بررسی های باستان شناختی در محوطه های دوران اسلامی به ثبت نقاط GPS از موقعیت محوطه ها و توصیفات کلیِ آثار فرهنگی محدود بماند؛ درحالی که پرسش هایی درباره نقش و تأثیر عوامل زیست محیطی بر نحوه پراکنش استقرارگاه ها و شکل گیری سازمان های معیشتی بی پاسخ باقی مانده است؛ بنابراین در پژوهش پیشِ رو، برای نخستین بار با روش پژوهشی توصیفی-تحلیلی، به استناد یافته های دو فصل بررسی باستان شناسی، مطالعات کتابخانه ای و تهیه و تفسیر نقشه های GIS، به تبیین اثرگذاری عوامل زیست محیطی بر استقرارهای دوران اسلامی دشت رودبار جنوب پرداخته شده است؛ بدین منظور، ابتدا استقرارهای دشت روبار براساس تاریخ گذاری نسبی به دو بازه زمانی «سده های نخست تا قرون میانه اسلامی» و «سده های متأخر (از سده 10 ه .ق. به بعد)» تقسیم شده و عوامل محیطی مانند: ارتفاع از سطح دریا، منابع آب، خصوصیات خاک، وضعیت راه ها، میزان و جهت شیب بستر در ارتباط با آثار استقراری به عرصه تحلیل گذاشته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد بنیادی ترین عوامل مؤثر بر شکل گیری، پراکنش و سازمان معیشتی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در دوران اسلامی، منبع آب هلیل رود در دشت و منبع آب قنات در بخش های پیرامونی، راه تجاری جیرفت به سند و سیستان و ناهمواری های شمال و شمال شرقی به منظور بهره مندی از قابلیت بالقوه دامداری، بوده است.
۲۲۵۰.

استراتژی های زیستی ساکنان مرسین چال در نیمۀ دوم هزاره اول پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گورستان مرسین چال نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد استراتژی های زیستی کلاژن دندان ایزوتوپ کربن ایزوتوپ نیتروژن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۵
گورستان مرسین چال در شرق روستای تلاجیم در بخش پشتکوه، شهرستان مهدی شهر در شمال استان سمنان در فلات مرکزی ایران واقع شده است. منطقه تلاجیم دارای قابلیت های بالقوه زیستی و معیشتی گسترده ای است که موجب دسترسی مردمان مرسین چال به طیف متنوعی از پوشش گیاهی و جانوری می شده است. این موضوع بر اهمیت مطالعه بقایای اسکلتی گورستان مرسین چال به عنوان بخشی از داده های باستان شناسی که منبع اطلاعاتی بسیار مهمی در جهت مطالعات دیرین تغذیه، عادات و رفتار غذایی، تبیین میزان انطباق و سازگاری با محیط زیست، مدل سازی وضعیت معشیتی و روشن نمودن تفاوت های جنسیتی در سطح تروفیک (نوع تغذیه) هستند، می افزاید؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی استراتژی زیستی-معیشتی ساکنین این گورستان در نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد ازطریق مطالعات زیست باستان شناسی موردمطالعه قرار گرفت. برای دستیابی به هدف مذکور پرسشی مطرح شد، مبنی بر این که، براساس مطالعات آنالیز ایزتوپ پایدار بر روی داه های بیولوژیکی به دست آمده از کاوش های باستان شناختی گورستان مرسین چال، چگونه می توان رژیم غذایی مردمان منطقه موردمطالعه را مشخص نمود؟ در راستای پاسخ گویی به پرسش مذکور، پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات آماری و روش تحلیلی-آزمایشگاهی مطالعات آنالیز ایزوتوپ پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه های کلاژن دندان، بقایای اسکلت های انسانی 12 گور از 49 تدفین کاوش شده گورستان مرسین چال را موردمطالعه قرار می دهد. طبق مطالعات انسان شناسی فیزیکی، بقایای اسکلتی موردمطالعه متعلق به افراد بالغ بوده و شامل هر دو جنسیت زن و مرد می باشند؛ هم چنین برمبنای آنالیز ایزوتوپ های پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه های کلاژن دندان، الگوهای رژیم غذایی ساکنان مرسین چال در نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد موردمطالعه قرار گرفت و به عن وان نتیج ه نهای ی مشخص گردید که با توجه به پتانسیل های زیستی محدوده مورد پژوهش، جامعه مرسین چال دارای رژیم غذایی ترکیبی مبتنی بر گیاهان C3 و C4 بوده و منابع پروتئینی خود را از به طور گسترده از علف خواران و به میزان اندکی از گوشت خواران تأمین می نمودند.
۲۲۵۱.

آنالیز پتروگرافی سفالینه های دورۀ ایلخانی دره شام در حاشیۀ رود ارس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پتروگرافی سفالینه های ایلخانی دره شام جلفا شمال غرب ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۱۹
در سال 1398، به منظور شناسایی و مطالعه محوطه های دوره ایلخانی در حاشیه رود ارس، در محدوده استان های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی، یک فصل بررسی و شناسایی با تمرکز بر منطقه دره شام در شهرستان جلفا انجام شد. نتایج این بررسی به شناسایی و ثبت 53 سایت باستانی منجر شد که شامل: محوطه، روستا، پل، کاروانسرا، گورستان و کلیسا از دوران پیش ازتاریخ تا دوران اسلامی بود. در این میان، 35 محوطه متعلق به دوره ایلخانی بود که محوطه هایی مانند گورستان ننه مریم و محوطه کلیسای چوپان از اهمیت ویژه ای برخوردارند. در این محوطه ها تعداد بسیاری سفالینه های ساده و لعاب دار از سده های میانه اسلامی کشف شد. شناخت اجزای سازنده این سفال ها، بررسی تفاوت های ترکیبی میان نمونه ها، تعیین درصد هریک از اجزا، تخمین دمای پخت سفال براساس کانی های موجود و درنهایت، بررسی منشأ اولیه آن ها به لحاظ باستان شناسی (محل تولید) و شناخت ساختار اجتماعی منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است. شناخت اجزای سازنده سفال ها می تواند اطلاعات مفیدی درباره منشأ جغرافیایی و مصرف کنندگان آن ها ارائه دهد. بر این اساس، مطالعات پتروگرافی روی 12 قطعه سفال از دو محوطه گورستان ننه مریم و کلیسای چوپان انجام گرفت. نتایج نشان داد که تمامی نمونه های سفال، تولید محلی بوده و از این رو، ازنظر ساختار شناسی شباهت های بسیاری به یک دیگر دارند. براساس آنالیزهای انجام گرفته، ترکیب همه سفال های مطالعه شده مربوط به منطقه جلفا است. باتوجه به رسوبات رودخانه ارس و رودخانه های فصلی و محلی، بیشتر سفال های بررسی شده دارای ترکیب رسوبی و کربناته هستند و تحت تأثیر آبرفت های منطقه قرار گرفته اند؛ هم چنین، پتروفابریک نمونه های مطالعه شده نشان می دهد که این سفال ها ازنظر ترکیب و منشأ تقریباً یکسان و مشابه هستند.
۲۲۵۲.

بازیابی ساختار فضایی شهر غزنۀ افغانستان بر پایۀ مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر غزنه پایتخت غزنویان کاخ مسعود سوم مناره بهرام شاه لشکری بازار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
شهر باستانی «غزنه» از شهرهای مهم دوران اسلامی و پایتخت دودمان غزنویان بوده است که در 6کیلومتری شمال شهر امروزی غزنی واقع شده است. اهمیت راهبردی این شهر در تحولات تاریخی و تمدنی دوران اسلامی سبب آن گشت تا پس از جنگ جهانی دوم موردتوجه باستان شناسان قرار گیرد و به تناوب کاوش هایی در محوطه های باستانی آن انجام شود. از آنجایی که اغلب پژوهش هایی که تاکنون درخصوص شهر غزنین در دوره غزنوی انجام شده است، برپایه منابع تاریخی بوده و پژوهش هایی که از منظر باستان شناسانه نیز به مطالعه این شهر پرداخته اند، عمدتاً برپایه کاوش های هیئت ایتالیایی در بخش اشرافی شهر و آثار یافت شده از کاخ های دودمان غزنویان می پردازند؛ از این رو، کاوش های اخیر هیئت افغانستانی در ناحیه میانِ دو مناره که پژوهش پیشِ رو براساس نتایج آن نوشته شده است، از این حیث می تواند اهمیت یابد که به مطالعه بخش عوام نشین شهر پرداخته و هدف اصلی نگارش این جستار نیز روشن ساختن ابعاد زندگی روزمره شهری در این دوره در این بخش از شهر بوده است؛ چراکه به باور نگارندگان در شناخت کامل این شهر در این عصر پژوهش پیرامون این بخش اهمیت فراوانی دارد. باوجود سلامت نسبی بافت تاریخی و آثار معماری شهر غزنه، تاکنون مطالعه جامعی که بتواند ساختار فضایی آن را مشخص سازد به انجام نرسیده است؛ از این روی، پژوهشی جامع در دستور کار قرار گرفت تا به این پرسش که تحولات فضایی شهر غزنه چگونه بود؟ پاسخ گوید و فرم فضاهای شهر را در دوران رونق آن بازیابی نماید. در نیل به این هدف، بررسی هایی در بافت تاریخی شهر انجام یافت و نتایج مطالعات میدانی در انطباق با مندرجات منابع مکتوب قرار گرفتند. درنتیجه، مشخص گردید که استقرارهای زیرین محله، پیرامون مناره های «مسعود سوم» در ادوار پیش از اسلام شکل یافته اند.
۲۲۵۳.

آشور.بانی پال و پایانِ شاهنشاهی ایلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: آشور.بانی پال هوبان هالتاش سوم ایلام شوش جنگ پیش از میلاد (پ.م)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۵
آشور و ایلام - که می توان از آن ها با نامِ مهم ترین شاهنشاهی های هزاره ی سوم تا ۶۰۰پ.م، یاد کرد - با اندکی پیش و پس، با هم زاده شده و باهم براُفتادند. آنان در دراززمانی حدود دوهزار ساله، بارها در ستیزِ با یکدیگر بودند که البته هیچ کدام نتوانستند دیگری را از تختِ شاهنشاهی براندازند تا اینکه آشور.بانی پال (پادشاهِ نامدار و نیرومند آشور) با رویارویی های مختلف با ایلام - از ۶۶۵ تا حدود۶۴۰پ.م- و انجام شش جنگِ تمام عیار، پایانِ شاهنشاهی ایلام را در تاریخ به نامِ خویش نوشت. بنابراین مهم ترین مناسبات سیاسی - نظامی آشور و ایلام، بی گمان باید به دوره ی آشور.بانی پال، نسبت داده شود. پادشاهِ آشور ابتدا در نخستین جنگ خود با ایلام با پادشاهیِ اورتَکی. اینشوشینک ، شرکت کرد، سپس جنگِ تِل.توبا(تولّیز) را بر ایلام به را ه انداخت. جنگِ سوم او با ایلام، جنگِ دِر(بدره) نام گرفت و نیز با ایجاد مناسبات سیاسی- نظامی با تَمَّریتوی دوم و ایندَبی بی (پادشاهان ایلام)، چهارمین جنگ هم روی داد. وی در جنگِ مَدَکتو(جنگِ پنجم) و نیز آخرین جنگ یعنی نبردِ شوش، توانست کارِ شاهنشاهی ایلام را یکسره نموده و در یک اقدامِ شاید بی سایقه، پایتخت شهرِ شوش، مَدَکتو و دیگر شهرهای ایلام را ویران ساخت، پادشاه و جمعی از اشراف ایلام اسیر شدند و شاهنشاهِ آشور بر اریکه پیروزی نشست، ولی زمانی نگذشت که امپراتوری آشور نیز در رویارویی با اتحادیه ای به سرکردگی مادها - که ایلامی ها نیز در آن نقش داشتند - شکست خورد و به پایان رسید.
۲۲۵۴.

مطالعه و بررسی نقوش چهارپایان گِل مهرهای تپه بَردنَکون فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گل مهر چهارپایان تپه بَردنَکون ساسانی چهارمحال وبختیاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۴
نقش انواع مختلفی از جانوران، یکی از مضامینی است که روی گِل مهرهای ساسانی در تپه بَردنَکون مشاهده می شوند. طی دو فصل کاوش انجام شده در تپه بردنکون، شمار زیادی گِل مهر یافت شد که از این تعداد 150گِل مهر نقش جانوری دارند؛ در این پژوهش تنها نقوش چهارپایان مطالعه خواهند شد. این جانوران بنا به نوع سلیقه و یا کارکرد روی گِل مهرها نقش شده اند. بسیاری از چهارپایان واقعی هستند، تنها دو مورد به عنوان جانوران اسطوره ای دسته بندی شد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقوش چهارپایان این گِل مهرها است؛ در این پژوهش، نقوش تفکیک و مفاهیم هر یک از این تصاویر مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مطالعه نقوش جانوران، این که نقش چه جانورانی و با چه مفهومی روی گِل مهرها وجود دارد، پرسش اصلی این پژوهش است. گذشته از وظیفه عملی مُهرها، طرح های ایجاد شده روی آن ها دارای کارکرد های متفاوتی بود؛ برای مثال، می توان کاربرد زیبایی شناختی و یا اعتقادی را برای این دسته از نقوش درنظر گرفت. نقوش جانوران، داری معانی و مبانی مختلفی هستند و نمادهای متفاوتی از ایزدان دوره ساسانی را برای مردم آن زمان تداعی می کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و مواد فرهنگی مکشوف، به اهداف و فرضیات مطرح شده پرداخته شود. با توجه به نتایج، گِل مهر نقش بسیار مهمی در بازسازی مناسبات تجاری و اداری داشته ، و نقوش روی گِل مهرها ارتباط زیادی با مفاهیم مذهبی، نجومی و اساطیری ایران دارد و اطلاعات مهمی نظیر تفکرات مذهبی و اساطیری مردم آن زمان را ارائه می دهند.
۲۲۵۵.

بررسی معدنکاوی و محوطه های سرباره ای ذوب فلز کهن در شهرستان خاتم، استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بررسی باستان شناسی سرباره آهن معدن کاری کهن خاتم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
محوطه های سرباره ای موردمطالعه در شهرستان خاتم، استان یزد واقع شده اند. در بررسی های باستان شناسی شهرستان خاتم در سال ۱۴۰۰ه .ش.، 12 محوطه ذوب فلز ازطریق فراوانی سرباره های فلزی شناسایی شدند و هر یک از محوطه ها نمونه برداری شدند. روش پژوهش شامل مطالعات تاریخی، بررسی های میدانی باستان شناس، و تحلیل های آزمایشگاهی (پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش XRF) بوده است. نتایج پتروگرافی نشان داد که ۱۱ محوطه به ذوب فلز آهن و تنها یک محوطه (معدن سید نظری) به ذوب فلز مس اختصاص دارد. در سرباره های آهنی، کانی های وستیت، مارکاسیت، هماتیت و مگنتیت شناسایی شدند که وستیت و مارکاسیت به عنوان محصولات فرآیند کوره ذوب و هماتیت و مگنتیت به عنوان کانی های اولیه حضور دارند. در سرباره مسی، وزیکول های کوچک حاوی کانی های مس (کوولیت، دیجنیت و مس فلزی) همراه با بخش شیشه ای جریانی سبز رنگ مشاهده شد که نشان دهنده حرارت بالای کوره ذوب (حدود ۱۰۰۰ درجه سانتی گراد) است. آنالیز شیمیایی XRF نشان داد که مقدار Fe₂O₃ در سرباره های آهنی بین ۲3/۲0 تا 25/74% و SiO₂ بین 22/0 تا 12/6% متغیر است. میزان CaO بین 59/3 تا 41/28% می باشد. کمبود سیلیس و کربنات در برخی سرباره ها نشان دهنده غلظت بالای آهن و کیفیت پایین تر آهن اسفنجی تولیدشده است. نتایج حاکی از آن است که فلزگران منطقه عمدتاً به تولید آهن از طریق فرآیند احیای مستقیم پرداخته اند. هم چنین، با توجه به وجود معادن سنگ آهن در فواصل ۸ تا ۱۵ کیلومتری محوطه ها، احتمالاً مواد خام از این معادن تأمین شده است. محوطه ها براساس سفال های یافت شده به دوره های تاریخی و اسلامی منسوب شده اند.
۲۲۵۶.

بررسی و مطالعۀ کارکرد ویژه در پل های تاریخی شهر اصفهان؛ مطالعۀ موردی: پل های شهرستان (جی)، الله وردی خان، شاهی (خوجو) و سعات آباد (جوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پل های تاریخی چشمه عمارت اصفهان دوره صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۵
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به گونه ای عمل می کردند که دست ساخته های شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان های بلند بازمی گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل های تاریخی آن چنان که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این روی در پژوهش پیشِ رو تلاش شده پل های «شهرستان/جی»، «الله وردی خان/سی وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و برای تجزیه و تحلیل آن ها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه عمارت» و در شبه قاره، با نام «جال مَحَل»، نخستین بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می شود. روابط سیاسی و فرهنگی گسترده ایران با شبه قاره در دوره صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن تری دارد، در دوره صفوی عمارتی با طرح «هشت بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل های الله وردی خان، خواجو و جوبی این نشیمن (ها) از قبل پیش بینی شده بودند؛ در مقایسه نمونه های ایرانی با کوشک های واقع در آب شبه قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوه ساخت و پرداخت چشم انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامه جشن آبریزان با دستگاه حکومتی در آن ها استقرار می یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظاره مراسم آب پاسی، آتش بازی و قایق سواری در دریاچه ای می نشستند که گاه با تخته بند کردن پل خواجو شکل می گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیه سفره های آب زیرسطحی بهره ها ی دیگری بود که با ساخت این چشمه عمارت ها، حاصل می شد.
۲۲۵۷.

شهر دماوند در دوره ساسانی (شناخت مفهوم شهرستان و شهر برای دماوند، مرکز ناحیه و ساختارهای مهم آن)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دماوند شهر دماوند شهر ساسانی کهن دژ شلنبه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
شهر «دماوند» مرکز شهرستان دماوند، برروی تپه ای از شمال به جنوب (طولی) در میانِ دره ای حاصلخیز واقع شده است؛ این شهر یک بافت تاریخی دارد که به عنوان هسته اصلی در قسمت مرکزی آن واقع شده و چهار محله اصلی دارد. مسئله پژوهش این است که از مفهوم شهر و شهرستان برای نام دماوند، و نیز از هسته اصلی شهر، شناخت دقیقی در دست نیست. نوشتارهای مختصر منتشره، شهر دماوند را «شلنبه» یا «ویمه»، و نیز شهر «شلنبه» را مرکز ناحیه دماوند دانسته اند که با منابع هم خوانی ندارد. هدف این پژوهش روشن شدن مفهوم شهرستان و شهر برای دماوند و نیز شناخت دقیق تر شهر دماوند و شناسایی مرکز ناحیه دماوند و ساختارهای احتمالی آن است. این نوشتار به روش تاریخی و تحلیلی براساس بررسی و شناسایی با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و بررسی میدانی انجام شده است. پرسش ها: 1. مفهوم شهرستان و شهر برای نام دماوند در دوره ساسانی چگونه بوده است؟ 2. مرکز ناحیه دماوند چه نام داشته و با شلنبه چه تفاوتی دارد؟ 3. قدمت این مرکز به چه تاریخی بازمی گردد و ساختارهای احتمالی آن چه بوده است؟ نام دماوند در دوره ساسانی در جایگاه ناحیه و ازسویی دیگر، معرف شهر بوده است. اگرچه بنیادی اسطوره ای دارد، اما براساس منابع و شواهد قدمتی کهن تر از ساسانی دارد و مرکز ناحیه، در دوره ساسانی بوده و تا به امروز ادامه یافته است. دارای فضاهای مهم کهن دژ، شارِ درونی با بازار و میدان و محله ها و شارِ بیرونی بوده است. کهن دژ در مکان سرقلعه قرار داشته است. پذیرش دین اسلام، و بازگشت امنیت و آرامش که تا زمان ساخت مسجد در مکان سرقلعه طول کشید، باعث حفظ ساختارهای شهر شده بود.
۲۲۵۸.

مطالعه ویژگی های ساختاری انواع سکه های ۵۰ دیناری ضرب شده در دوره پهلوی دوم با نگاهی به شرایط اقتصادی ایران در بازه زمانی 1322 تا 1357(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد سکه باستان سنجی دوره پهلوی دوم نورد اتصالی برنج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۰
در هر عصری سکه ها بازتابی از اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن دوران بوده و مواردی نظیر جنس، عیار، جرم و یا حتی مکانیسم ضرب آن ها منعکس کننده اوضاع و شرایط در آن دوره مشخص بوده است. این موضوع به مقطع و دوره زمانی خاصی در گذشته اختصاص نداشته و واقعیتی است که همواره از دوران باستان تا عصر حاضر وجود داشته است. در دوران معاصر و در دوره ی پهلوی دوم مجموعاً ۹ سکه با ارزش های ریالی متفاوت تحت اشکال مختلف ضرب شد که سکه ی ۵۰ دیناری از معدود سکه هایی است که تقریباً در تمام طول مدت این دوره بدون وقفه ضرب گردید؛ بنابراین، بررسی و مطالعه جنس، جرم و مکانیسم ضرب این سکه در طول بازه زمانی مذکور می تواند به خوبی بیانگر وضعیت کشور در این دوره باشد. بررسی های انجام گرفته در این پژوهش نشان داد که نخستین نوع از سکه های ۵۰ دیناری در سال ۱۳۲۲ از جنس مس ضرب گردید که پس از گذشت مدت زمانی بسیار کوتاه به دلیل مقاومت پایین در برابر خوردگی با سکه های اصطلاحاً برنزی جایگزین گردید. هر چند که نتایج آنالیزهای عنصری انجام شده نشان داد که آلیاژ به کار رفته در این سکه ها برنج است. ضرب سکه های اصطلاحاً برنزی تحت دو جرم متفاوت تا اواسط دهه پنجاه ادامه یافت اما نهایتاً در سال 1354، افزایش تورم و پیشی گرفتن ارزش فلز استفاده شده از ارزش ریالی سکه و همچنین عدم امکان پذیری ضرب سکه با جرم کمتر منجر شد که مکانیسم نورد فلزات پیش از فرایند سکه زنی، از فرایند نورد ساده به نورد اتصالی (نورد ساندویچی) تغییر پیدا کند. در نتیجه، امکان تولید سکه هایی که مغز آن ها را فلزی با ارزش ریالی پایین (آهن) و سطح آن ها را آلیاژهای مقاوم به خوردگی (آلیاژهای مس) تشکیل داده است، فراهم آمد و ضرب سکه های 50 دیناری با مکانیسم مذکور تا سال 1358 ادامه یافت.
۲۲۵۹.

ارزیابی روش های هیدروژئولوژیک برای حفاظت برمبنای باستان سنجی در موزۀ عصر آهن تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: موزه عصر آهن تبریز آب های زیرزمینی چاه پمپاژ حفاظت رطوبت خاک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۶۲
آسیب آثار فرهنگی پس از کشف، در اثر عوامل گوناگونی رخ می دهد. یکی از این موارد آسیب زا، رطوبت منشأ گرفته از آب های زیرزمینی است که به صورت رطوبت خاک ظاهر شده و در گذر زمان به علت فرآیند شیمیایی و املاح و یون های موجود در آب و هم چنین pH ناسازگار محیط با بافت و ساخت آثار فرهنگی موجب تشدید فرآیند تخریب می گردد. در راستای رسالت علم باستان سنجی به عنوان پلی میان علم باستان شناسی و سایر علوم، در این مطالعه از هیدروژئولوژی در راستای حفاظت از آثار باستانی استفاده می شود. موزه عصر آهن تبریز در محدوده مرکزی شهر و درمیان رسوبات جوان کواترنری که تشکیل دهنده سفره آب زیرزمینی آزاد تبریز هستند، واقع شده است. آب زیرزمینی از عوامل اصلی تحمیل فرسودگی و بروز واپاشی در استخوان های موجود در این سایت موزه به شمار می روند. این مطالعه با استفاده از داده های موجود در محدوده مطالعاتی که برگرفته از پروژه قطار شهری تبریز و داده های اخذ شده از شرکت آب منطقه ای آذربایجان شرقی است، صورت گرفت و با استفاده از روش های رایانه ای، مقادیر مناسب پمپاژ آب را باتوجه به اُفت بهینه سطح آب شبیه سازی کرده و محل قرارگیری استخوان ها را در موقعیت خشک تعریف می کند. استفاده از علوم جدید برای مقاصد باستان سنجانه هدف اصلی این مطالعه بوده و سعی بر این است تا با ایجاد این ارتباط به رفع معضل تخریب استخوان های باستانی پرداخته شود؛ نتایج نشان می دهند که با توجه به راهکارهای گوناگونی که در هیدرولوژی برای پایین انداختن محلی آب سفره ها وجود دارد، اما باتوجه به مختصات مکانی و ملزومات فنی محوطه مورد مطالعه، بهترین روش استفاده از پمپاژ آب زیرزمینی است. متأسفانه تخریب رطوبتی استخوان های کشف شده در موزه عصر آهن تبریز تاکنون باعث واردآمدن آسیب های جدی به این بقایای ارزشمند تاریخی شده و تاکنون اقدام اساسی برای ممانعت از ادامه این فرآیند صورت نگرفته است.
۲۲۶۰.

بازشناسی راه های باستانی جنوب استان تهران به قم در قرون متأخر اسلامی (با تکیه بر متون تاریخی و شواهد باستان شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبکه راه تهران قم قرون متأخر اسلامی شواهد باستان شناسی متون تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
بی شک محدوده جنوب استان تهران که در طول زمان و به ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می شده است؛ همواره از نقطه نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم چنین شناختِ شکل گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه های باستانی واقع در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم ترین راه های ارتباطی واقع در پهنه جنوبی استان تهران به سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکه راه های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می کرده است؟ بر این اساس و با تکیه بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان شناسی می توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقه موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به صورت یک مجموعه منسجم بودند، تبعیت می کردند. مسیرهایی که جدا از آن که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی های باستان شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکه ارتباطی مهم: 1) دروازه عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به سوی قم به ترتیب زمانی واقع بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان