فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۶۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
81 - 104
حوزههای تخصصی:
تحلیل روایت جنسیتی از جدایی در پی بررسی مسئله جدایی از منظری سه گانه شامل روایت داوطلبان ورود به خانواده، ساختار جنسیت و نهاد خانواده است. برآیند این سه منظر، جایگاه و نقش مؤثر ساختار جنسیت در هویت تجویزی خود و نهاد خانواده در قاعده های جنسیتی و کارکردهای خاص آن را نشان می دهد. جهت نیل به این هدف از رویکرد تحلیل روایت و از مشارکت 30 زن و مرد دارای تجربه حداقل یک بار ازدواج و جدایی استفاده شد. نتایج بیانگر تأثیر جنسیت و تحولات متأخر آن در ذهنیت کنشگران و همچنین تقابل ناشی از این تحولات با نهاد قاعده مند خانواده است. کنشگران اجتماعی، به ویژه زنان، در تعبیر جدید خود از جنسیت و تجویزات آن با نهاد خانواده روبه رو می شوند و زمانی که قادر به ایجاد تطابق میان خواست خود و نهاد خانواده نباشند از آن خارج می شوند. بر این اساس، رویارویی جنسیت تحول یافته و نهاد خانواده عامل مؤثر بر جدایی در سطح میانه و نیازمند بررسی های دقیق تر تشخیص داده شد.
پیش بینی سلامت روان زنان شهر شیراز بر اساس سبک های هفتگانه ی زندگی تکاملی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین هفت جز سبک زندگی زنان (میزان خواب، مصرف امگا 3، میزان ورزش، میزان نور خورشید، و میزان اجتماعی شدن، استفاده از فضای مجازی و استفاده از رسانه های سنتی) با سلامت روان آنان از منظر تکاملی بود. جامعه آماری شامل زنان بالای 18 سال ساکن شهر شیراز در سال 98 – 99 بود که از آن بین، ۱۸۲ زن با روش نمونه گیری طبقه ای به پرسشنامه ها پاسخ دادند. جهت جمع آوری داده-ها از پرسشنامه های سبک زندگی و نشانگان هاپکینز استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق دو آزمون ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام گرفت. نتایج نشان داد که در مجموع مصرف امگا ۳ با سلامت روان رابطه ی دوگانه ی خطی انحنایی دارد. از بین خرده مقیاس های نشانکان هاپکینز، خواب نیز با جسمانی سازی و وسواسی – جبری رابطه ی معنادار مثبت نشان داد. می توان مشاهده کرد که سبک زندگی زنان بر سلامت روان آنان، فرزندانشان و حفظ سلامت جسم و روان خانواده بسیار تاثیرگذار است. ترویج یک سبک زندگی که با گذشته ی تکاملی زنان سازگارتر باشد، دیدگاه محتمل تری است که بتوانند سلامت روانی خود را بهبود ببخشند.
عوامل موثر بر احتمال طلاق در ایران با استفاده از روش داده های شبه تابلویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
129 - 150
حوزههای تخصصی:
طلاق، زنگ خطر جدی است که هزینه به سامان سازی آن بیش از هزینه های مقابله با پیامدهای اجتماعی- اقتصادی و سیاسی آن است. از این رو، بررسی علل و پیامد آن و راه های برون رفت از آن باید در برنامه های سیاست گذاران کلان کشور باشد. در این مقاله صرفا با هدف درک بهتر از ارتباط میان آموزش و اشتغال زنان با طلاق، عوامل اقتصادی اجتماعی موثر بر طلاق در سطح استان های ایران با استفاده از ریزداده های طرح هزینه-درآمد خانوار شهری در سال ۱۳۹۳ و کاربرد روش داده های شبه تابلویی بررسی شده است. داده های اولیه شامل 18885 خانوار شهری بوده است که در مرحله اول زیر بخشی از داده ها شامل سرپرستان خانوار مرد و زنِ مطلقه و متاهل (۱۶۵۰۳ مشاهده) انتخاب و در سطح استان ها دسته بندی شدند. براساس داده های اولیه و دسته بندی شده، توصیف داده ای صورت گرفت. در مرحله بعد با روش داده های شبه تابلویی دیتون(۱۹۸۵) و قزوانی و گواید(2001)، مدل تحقیق با لحاظ سن و سواد سرپرست خانوار با تاکید بر آموزش و اشتغال زنان، اندازه و درآمد خانوار، شاغل بودن سرپرست خانوار، به روش حداکثر درستنمایی برآورد گردید. براساس نتایج حاصل از برآورد، اندازه خانوار، اشتغال سرپرست خانوار و با سوادی او و درآمد خانوار احتمال طلاق را کاهش می دهد در حالی که اثر تحصیلات عالی برای زنان و اشتغال آنان بر احتمال طلاق مثبت بوده است. هم چنن رابطه سن و طلاق U وارونه است. یعنی در سال های اولیه زندگی مشترک و سال های انتهایی آن، احتمال طلاق کمتر از سال های میانی زندگی سرپرست خانوار است.
مادری بسط یافته در تجربه زیسته همسران جانبازان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با به رسمیت شناختن تنوعات تجربه مادری نزد زنان به عنوان کنشگران کلیدی خانواده به بررسی تجربه زیسته همسران جانبازان از دید علوم اجتماعی می پردازد. پرسش اصلی این است که اساسا تجربه همسران جانبازان از عهده داری نقش مادری چیست؛ کنشگران در خلال زندگی روزمره چه تجاربی را پشت سر گذاشته اند و احراز همزمان نقش مادری و پرستاری چه پیامدهایی در زندگی خانوادگی به دنبال داشته است؟ تحقیق به روش کیفی و مبتنی بر روایت پژوهی اجرا، و در جریان پژوهش با ۳۰ نفر از همسران جانبازان ساکن شهر تهران مصاحبه شد. میانگین سنی مصاحبه شوندگان ۵۰ سال، میانگین سالهای زندگی مشترک با جانباز ۲۷ سال و میانگین تعداد فرزندان ۲/۲ نفر بوده است. نتایج شناسه گذاری مصاحبه ها نشان می دهد فشار نقشی و تعارض نقش مادری پرستاری در زندگی خانوادگی همسران جانبازان پیامدهای بسیاری داشته است. البته برحسب نوع جانبازی شوهر، منابع مالی خانواده و شرایط فرزندان تجربه زنان متفاوت بود؛ اما پیامدهای جانبازی پدر خانواده بر فرزندان و تلاش زنان برای وساطت میان شوهر و فرزندان یکی از چالشهای اصلی همسران جانبازان است. تعلیق نقش مادری، شکاف نسلی بین پدر و فرزندان، عدم رضایتمندی اقتصادی، داغ ننگ اجتماعی، بخشی از تجربه زیسته همسران جانبازان است که به طور فزاینده ای فشار و تنش های شدیدی را بر آنها تحمیل می کند. در مجموع تنهایی، نگرانی و فشار نقشی، مادری بسط یافته را به مضمون اصلی تجربه زیسته همسران جانبازان در ایفای نقش مادری تبدیل می سازد.
نگاره زن اشکانی بر روی آثار و یافته های باستان شناسی
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۵
7 - 19
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی حضور، نمایش و جایگاه زن به مفهوم وسیع آن بر روی آثار و مواد فرهنگی باستان شناختی برجای مانده از دوران اشکانیان می باشد. جامعه پژوهش شامل نقش و نگار زنان بر روی آثار دوران اشکانی است. نمونه نگاره های زن بر اساس شواهد باستان شناختی می باشد. طرح تحقیق توصیفی-تحلیلی و بر پایه تطبیق داده ها به صورت کیفی است. گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و موزه ای با استفاده از منابع مکتوب و دیجیتال انجام شده است. نتایج نشان می دهند که در این دوره بیشتر از ادوار پیشین به شمایل نگاری زنان توجه شده و نسبت به دوره های قبل از خود به کلی متفاوت است. محصولات هنری به شدت التقاطی هستند و هیچ سبک خاصی در آن ها به چشم نمی خورد. نوع پوشش رایج زنان دوره اشکانی در مناطق مختلف متفاوت است. وجود آثار به جا مانده از نگاره زنان و ملکه ها بر روی سکه ها، نقوش برجسته، سردیس ها، نیم تنه ها، پیکرک ها، مجسمه ها، نقاشی های دیواری، آرایه های معماری، زینت آلات، ظروف و ریتون ها بیانگر نقش و حضور سیاسی و اجتماعی زنان در این دوره می باشد. از سویی دیگر مقایسه آن ها با دوره های مختلف راه را برای شناخت هر چه بیشتر بافت اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی در دوره اشکانی هموار می کند.
مریم؛ زنی در مقام ولایت یا نبوت؟ بازخوانی داستان مریم در قرآن و تقابل آن با تفسیر مرد محورانه از این داستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان زندگی حضرت مریم از جمله داستانهای مشترک قرآن و اناجیل اربعه (عهد جدید) است. با وجود این مریم در این داستانها نقش و جایگاه یکسانی ندارد. با استناد بر اناجیل ویژگی های مهم مریم به اعتبار مادر عیسی بودن و تولد معجزه آسای او است. اما این تصویر در فرهنگ و سنّت مسیحی به تدریج تا آنجا تحوّل می یابد که مریم به شخصیتی مقدّس بدل می شود و مقام الوهیّت پیدا می کند. به این تصویر در قرآن اشاره می شود و در واقع حکایت قرآن از داستان مریم با نفی این دیدگاه همراه است. امّا در مجموع آنچه در قرآن حکایت می شود بسیار فراتر از روایت اناجیل است. در آیات قرآن ویژگی هایی برای مریم نقل می شود که بی شباهت به ویژگی های انبیاء نیست. هرچند که مفسرّان به ویژه مفسرّانی با گرایش های عرفانی تلاش کرده اند این ویژگی ها را به گونه ای دیگر تفسیر کنند و در نهایت مریم را واجد مقام ولایت بدانند. در این مقاله ضمن سیر تحوّل جایگاه مریم در مسیحیّت و اسلام بازگو می شود به این موضوع مهم نیز پرداخته می شود که چرا در سنّت اسلامی مریم و بالطبع زن، از مقام نبوّت باز می ماند و در تصوّف و عرفان اسلامی مقام او تنها در حد یک ولی پذیرفته می شود.
گونه های پس انداز و پیامدهای توسعه ای آن در میان زنان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
357 - 380
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق، گونه شناسی پس انداز زنان و پیامدهای آن بین زنان شهر تهران است. رویکرد روش شناسی این مقاله کیفی بوده و با توجه به اهداف پژوهش، با استفاده از مصاحبه به جمع آوری اطلاعات پرداخته شده است. در این مطالعه، از 40 مشارکت کننده زن به منظور جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. داده های جمع آوری شده با روش تحلیل مضمون، تحلیل شده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که انواع پس انداز زنان شامل پس انداز معکوس، کم مصرف کردن، مدیریت مصرف/ مصرف تدریجی، پس انداز تدریجی، به تعویق انداختن مصرف، تبدیل پس انداز به سرمایه و سرمایه گذاری های هدفمند بوده است. عوامل گرایش زنان به پس انداز، دستیابی به قدرت تصمیم گیری و روی پای خود ایستادن، احساس نیاز به ارتقای جایگاه خود در خانواده و اجتماع، کسب وجهه اجتماعی، انگیزه پیشرفت، احساس نیاز به استقلال (مالی)، نیاز به احترام و تأیید شدن و احساس امنیت بوده است و پیامدهای پس انداز نیز بسط مشارکت زنان در خانواده و اجتماع، کسب جایگاه در تصمیم گیری های خانوادگی، کسب وجهه اجتماعی، افزایش اعتماد به نفس، استقلال مالی زنان، رضایت مندی از زندگی، امنیت روانی، پیشرفت و رفاه خانواده، گسترش روابط و تعامل اجتماعی، حل مشکلات خانواده و در نهایت برنامه ریزی عقلانی و افزایش فرهنگ صرفه جویی بوده است.
تحکیم خانواده از منظر اسلام در فرایند جهانی شدن، چالشها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن فرآیندی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که بر وجوه گوناگون زندگی تاثیرگذار بوده است. این پدیده در کنار برخی تاثیرات مثبت، منجر به آسیب های اجتماعی در جوامع مختلف شده است. این امر نشانگر ضرورت بررسی خانواده به عنوان زیرساخت اصلی جامعه است؛ زیرا هر نوع آسیب به آن، کل ساختار جامعه را به مخاطره می اندازد. بنابراین این نوشتار با روش فراتحیل کیفی، تأثیر جهانی شدن بر نهاد خانواده را در ابعاد ساختاری، فرهنگی و تربیتی مورد واکاوی قرار داده است تا از این منظر مهم ترین چالش های فرآیند جهانی شدن بر تحکیم خانواده را آشکار سازد. در این راستا مقالات و پایان نامه های انجام شده از سال 1388- 1398، که در مجموع 15 اثر با بیشترین ارتباط موضوعی بودند، انتخاب و و با روش فراتحلیل کیفی بررسی شد و در گام دوم با روش توصیفی- تحلیلی راهکارهای برون رفت از آن بر اساس آموزه های اسلامی تبیین شد. دستآورد پژوهش حاضر نشانگر آن بود که جهانی شدن نه تنها کارکردهای خانواده، بلکه اصل و تمامیت آن را به چالش کشیده است که برخی از آنها از این قرار است؛ روند نزولی کیفیت روابط، فرد گرایی، مصرف گرایی، تضعیف فرهنگ بومی، تضعیف انسجام و وحدت خانواده، نسبیت گرایی در ارزش های انسانی و خانوادگی، گسترش نگرش و ارزش های مجازی، آزادی جنسی، بی بند وباری، تنزل جایگاه انسانی زنان، اختلال در جامعه پذیری و فرایند تربیت فرزندان مخاطرات پیش روی نظام خانواده می باشد. راهکارهای کاهش آثار نامطلوب جهانی شدن بر تحکیم خانواده عبارتند از تقویت باورهای دینی در خانواده، آگاهی بخشی خانواده ها، تأکید بر استمرار و حفظ خانواده طبیعی، تحکیم روابط خویشاوندی، رعایت مرزهای رفتاری و عاطفی درون خانواده و بیرون آن، مدیریت استفاده از رسانه ها در خانواده، تقویت ارزش های بومی و دینی خانواده، ارتقاء مهارت های فرزندپروری در خانواده و تقویت عفاف و خویشتن داری در جامعه، ارتقاء عزت نفس فردی و ملی.
الگوی پارادایمی حضور بانوان تماشاگر در استادیوم های فوتبال در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فوتبال تبدیل به یک پدیده اجتماعی شده که هواداران بسیار زیادی را به خود جذب کرده است. هدف از این پژوهش ارائه الگوی پارادایمی حضور بانوان تماشاگر در استادیوم های فوتبال در ایران است که با روش تحقیق کیفی و با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. از طریق نمونه گیری گلوله برفی و با انجام 14 مصاحبه نیمه ساختار یافته با اساتید دانشگاه ها و متخصصان رشته فوتبال، اشباع نظری حاصل شد. روایی و اعتبار داده ها از دو روش بازبینی توسط محققین و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش تعیین شد. نتایج تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی حاکی از 12 مفهوم اصلی است که این یافته ها در چارچوب الگوی نهایی شامل: عوامل فردی و حقوقی به عنوان عامل علّی، عوامل زیرساختی و برنامه ریزی به عنوان شرایط زمینه ای، عوامل سیاسی به عنوان مداخله گر و حضور کنترل شده به عنوان راهکار مناسب برای عادی سازی حضور بانوان در استادیوم های فوتبال می باشد. با توجه به الگوی ارائه-شده، افزایش امنیت رفتاری و امنیت اخلاقی در استادیوم ها، توسعه بازاریابی صنعت فوتبال، رشد فرهنگی تماشاگران و افزایش کیفیت برگزاری مسابقات فوتبال در ایران را به عنوان پیامد های مثبت حضور بانوان در استادیوم های فوتبال می توان ذکر کرد.
بررسی تغییرات در سبکهای فرزندپروری ادراک شده در طول چهار نسل متوالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده مهمترین نهاد اجتماعی در جوامع انسانی است و وظیفه جامعه پذیری و تربیت نسلهای آینده را در سالهای نخستین زندگی کودک بر عهده دارد. این پژوهش به منظور بررسی تغییرات سبکهای فرزندپروری ادراک شده در طول چهار نسل متوالی (گروه های سنی 12 تا 75 ساله) در شهر یزد انجام شد. طرح این پژوهش توصیفی از نوع پس رویدادی بود. شرکت کنندگان در این پژوهش 381 نفر بودند که از شش گروه سنی انتخاب شدند؛ به ترتیب گروه های سنی 12 ساله (80 نفر)، 15 تا 17 ساله (80 نفر)، 20 تا 25 ساله (80 نفر)، 35 تا 40 ساله (60 نفر)، 45 تا 55 ساله (50 نفر) و 60 ساله به بالا (31 نفر). گروه های نمونه اول تا چهارم به روش نمونه گیری چندمرحله ای وگروه های پنجم و ششم به روش در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه سبکهای فرزندپروری ادراک شده (نقاشیان، 1358) پاسخ دادند. نتایج آزمون خی دو نشان داد بین گروه های سنی از نظر سبک فرزندپروری ادراک شده تفاوت وجود دارد. سبک فرزندپروری مقتدر به طور کلی بیشترین درصد فراوانی را در کل گروه نمونه داشت. در گروه اول و دوم سبک فرزندپروری مقتدر به میزان بیشتری نسبت به سبکهای دیگر ادراک شد. در گروه سوم و چهارم سبک فرزندپروری آسانگیر بر دیگر سبکها غلبه داشت و در گروه ششم بیشترین درصد فراوانی در سبک فرزندپروری سختگیر به دست آمد. به طور کلی می توان نتیجه گرفت با توجه به ادراک گروه های سنی مختلف، که به نوعی نمونه ای از نسلهای تربیت شده متفاوت هستند، تغییراتی در سبکهای فرزندپروری به وجود آمده که عمدتاً به سمت غالب شدن سبک مقتدر پیش رفته است. یافته ها با توجه به پیشینه های نظری و پژوهشی مرتبط مورد بحث قرار گرفته است.
اقسام شروط ضمن عقد نکاح برای پرداخت مهریه
حوزههای تخصصی:
خانواده در اسلام قداست و منزلت خاصی دارد و برای تحکیم روابط بین زوجین احکام و دستورات خاصی صادر کرده است. یکی از موضوعاتی که در آسان کردن تشکیل خانواده و استواری روابط خانوادگی رابطه مستقیم دارد موضوع مهریه است. مقدار مهریه و نحوه پرداخت آن از مباحث قابل توجه است. امروزه در عقدنامه ها قید عندالمطالبه یا عندالاستطاعه منشأ نگرانی ها و مشکلاتی شده است. اهداف نوشتار حاضر بیان اقسام شروط ضمن عقد نکاح برای پرداخت مهریه و جلوگیری از اختلافات بین زوجین برای پرداخت مهریه و یا مطالبه مهریه در اثر جهل نسبت به شرط عندالمطالبه یا عندلاستطاعه است. دستاوردهای پژوهش حاضر به این قرار است: مهر سه قسم دارد: مهرالمسمی، مهرالمثل و مهرالمتعه. در مورد مقدار مهریه بین فقهای امامیه اختلاف وجود دارد. مشهور فقها معتقدند که در مهر حداقل و حداکثر وجود ندارد. درباره ماهیت مهریه برخی می گویند که مهریه در زمره عقود معاوضی و برخی دیگر می گویند قراردادی است اگر در زمان عقد، مهر معین نشود و بعد از عقد نکاح مهر معین شود. شروط ضمن عقد برای پرداخت مهریه دو قسم است: الف) شرط عندالاستطاعه که مبانی فقهی آن مواردی مانند قدرت پرداخت، قاعده نفی عسر و حرج و عمومات «المؤمنون عند شروطهم» است؛ ب) شرط عندالمطالبه که برای اثبات آن نیازی به مبانی فقهی نیست؛ زیرا اصل در دیون این است که به محض مطالبه طلبکار، مدیون باید دین را پرداخت کند، پس در وجود و قراردادن این دو شرط هیچ اشکالی وجود ندارد و می توانند به عنوان شرط ضمن عقد برای پرداخت و مطالبه مهریه قرار گیرند.
مطالعه تجربه اجتماعی ازخودبیگانگی در زنان و ارائه راهبردهای برای رهایی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
485 - 507
حوزههای تخصصی:
ازخودبیگانگی محصول دنیای مدرن است که بر اثر تغییر در شیوه تقسیم کار، فرایند تولید و سلب مالکیت در جهان شروع به گسترش کرد که نتیجه آن چند پارگی روابط فرد با خود و جهان پیرامون و از بین رفتن اصالت انسانی است و در این بین زنان متأثر از سیاست های نابرابری و تبعیض جنسیتی، محرومیت های ناشی از سلب مالکیت و نگاه ابزاری و شیءوارگی در رسانه به شدت تحت تأثیر این مسئله قرار گرفتند. بنابراین، هدف از این تحقیق کشف و تفسیر تجربه زنان در باب ازخودبیگانگی و ارائه راهبردهای برایی رهایی از آن با استفاده از روش نظریه مبنایی است. برای گردآوری داده ها از شیوه نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که 20 نفر از زنان شهر مشهد انتخاب شده و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفته اند و داده های به دست آمده نیز طی سه مرحله کدگذاری تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد: مقوله هایی از قبیل: تبعیت از سلطه، شخصیت نمایشی و سایر مقولات علی که در متن تفسیر شده اند موجب ایجاد و تشدید ازخودبیگانگی در زنان شده و وجود این شرایط توأم با تضعیف قدرت اراده و اختیار در آنان فرصت تجربه کردن، شناخت از خود و استعدادها را در آنان کاهش داده است. بنابراین، برای رهایی از این جهان محصور شده زنان راهبردهای متعددی را ارائه کرده اند که مهم ترین آن ارتقای سطح آگاهی و شناخت از خود و جهان پیرامونشان است تا بتوانند به نوسازی اصالت خود مداومت ورزند و جهان اجتماعی خود را توأم با آزادی و آگاهی خلق کنند.
بازشناسی رویکرد دینی درزمینه اشتغال زنان در ایران : چالش ها، فرصت ها و الزامات سیاستی
حوزههای تخصصی:
اشتغال زنان، همیشه از ابعاد گوناگون مورد بحث بوده است. ایجاد پاردوکس در زمینه اشتغال زنان، اندیشه وران حوزه های اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی و دینی را با پرسش هایی روبه رو کرده است. خط استدلال این مقاله این است که ببینیم رویکرد اسلام نسبت به اشتغال زنان چیست؟ موانع و چالش های فراروی مسأله اشتغال زنان دریک جامعه اسلامی کدام است؟ این پژوهش تلاش نموده به روش اسنادی و از نوع مطالعه اکتشافی، با مرور سیستماتیک مطالعات انجام شده دراین زمینه و ملاحظات نظری برگرفته شده از دیدگاه اسلام، به تحلیل وضعیت اقتصادی و معیشتی زنان با تأکید بر انطباق آن بر آموزه های اصیل دینی درکشور اسلامی ایران بپردازد که هدف اصلی آن را شکل می دهد. یافته ها نشان داد دین اسلام با اینکه اصل استقلال اقتصادی را برای زنان قائل شده، یعنی زنان هم مالک کار و تولید خود بوده و هم هیچ گونه مسئولیتی در برابر اقتصاد خانواده ندارند، اما درشرایط واگذاری کار به زنان در اسلام، مصلحت جامعه، خانواده و شرایط و مسائل فردی را هم مدنظر داشته، که این محدودیت هایی را برای کار زنان بوجود می آورد. شواهد جمعیت شناختی نشان می دهد میزان مشارکت اقتصادی زنان از93/12 درصد در سرشماری 1355به 16درصد درسرشماری 1395 افزایش یافته که مبین تغییر و تکامل مشارکت زنان دراقتصاد اسلامی، تغییر هویت فردی و اجتماعی آنان است. افزایش تعداد فارغ التحصیلان زن در دوره های آموزش عالی، افزایش اشتغال زنان در بخش های مختلف اقتصادی و افزایش میزان فعالیت زنان در بخش های مدیریتی نسبت به دهه های گذشته حکایت از رشد قابل توجهی دارد. با این وجود، عدم فرصت و امکانات برابر با مردان دریافتن شغل، سطح دستمزد پایین تر نسبت به مردان و میزان بیکاری زنان به ویژه در سطوح آموزش عالی، وجود برخی محدودیت های اجتماعی و فرهنگی برای اشتغال زنان، طرز تلقی و نگرش نادرست جامعه نسبت به شایستگی زنان در مشاغل مختلف، گسترش نابرابری جنسیتی در دسترسی به منابع و به دنبال آن افزایش آسیب ها به لحاظ عدم آمادگی و پذیرش جامعه از بعد امنیت اجتماعی برای زنان در عرصه فعالیت اقتصادی، از مهم ترین دغدغه ها و چالش های اساسی اشتغال زنان در کشور اسلامی ایران است.
تحلیل مفهوم دیگری زنانه در سینمای اصغر فرهادی از منظر آرای امانوئل لویناس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله فرض های بنیادین در بازنمایی نقش زن در سینمای فرهادی را در چهارچوب غیریتِ امر زنانه در آرای امانوئل لویناس واکاوی می کند. آرای لویناس از این حیث مهم است که همواره از سوی برخی از متفکرین متهم شده که دیدگاهی سنتی درباره زنان داشته است. با بازخوانی آثار فرهادی می توان نگاه مشابهی را جستجو کرد. با این که اغلب سینمای فرهادی با ایده هایی درباره بازنمایی متفاوت از زن ایرانی در ارتباط دانسته شده اما این پژوهش تحلیلی است در باب نحوه مواجهه سوژه مذکر آثارش با این غیریت و این که چگونه زن در این آثار به عنوان قربانی و در عین حال منشأ و سرآغازِ ایجادِ مشکلات مورد شناسایی قرار گرفته است. شباهت میان نگاه فرهادی به زن و آن چه لویناس از غیریت زنانه تعبیر می کند به پرسش بزرگ تری می انجامد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که چگونه تاکید بسیار گفتمان امروز در سینمای ایران بر وجهه قربانی بودن زنان، خود نوعی مداخله در ساخت تصویری از زنان است که سوژه مذکر مداخله گر ایجاد کرده و چگونه رویکرد لویناسی می تواند راهی برای برون رفت از این مداخله و نمایش شیوه ای از ارتباط میان سوژه و دیگری باشد که منجر به دستیازیِ سوژه به دیگری نشود.
بررسی جامعه شناختی رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی و طلاق عاطفی در خانواده های تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله بررسی جامعه شناختی رابطه اعتیاد به شبکه های مجازی و طلاق عاطفی زوجین در شهر تهران و نیز دستیابی به یک الگوی نظری تحلیلی درباره متغیرهای تأثیرگذار در این زمینه است. چارچوب نظری مورد استفاده به صورت ترکیبی و مبتنی بر نظریه کارکردگرایی ساختی پارسونز است. نوع تحقیق کمی، و روش تحقیق پیمایشی، و اطلاعات لازم با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. جمعیت آماری تحقیق تمام ساکنان متأهل در سطح شهر تهران هستند و نمونه مورد مطالعه شامل ۴۰۳ نفر از متأهلانی است که به فضای مجازی دسترسی دارند. برای انتخاب این تعداد، روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای به کار برده شد. یافته های تحقیق حاکی است که رابطه آماری مستقیم بین متغیرهای مستقل اعتیاد اینترنتی و متغیر وابسته طلاق عاطفی با ضریب تأثیر 16/0 وجود دارد؛ لیکن اعتیاد اینترنتی به واسطه متغیرهای صمیمیت، از خودبیگانگی، دینداری، سلامت روانی و پایبندی نسبت به سنتها و ارزشها بر متغیر وابسته تأثیرگذار و دارای رابطه ای معنادار است که از این بین، متغیر صمیمت زناشویی دارای بیشترین مقدار ضریب تأثیر است.
بازکاوی مشروعیت شرط عدم رجوع از طلاق رجعی در فقه امامیه و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مسائلی که امروزه در فقه امامیه و حقوق ایران محل بحث بوده و زمینه تشتت آرای قضات را فراهم آورده موضوع رجوع در طلاق است که به عنوان حقی برای مرد در طلاق های رجعی در نظر گرفته شده است . در همین راستا در صورتی که زوجه ضمن عقد لازمی بر مرد شرط نماید که مرد بعد از طلاق رجعی، حق رجوع نداشته باشد و نتواند حق خود را اعمال نماید، آیا می توان شرط مزبور را صحیح دانست یا باید حکم به عدم صحت شرط مزبور نمود. در همین راستا برخی به استناد حکم بودن رجوع و عدم امکان شرط خلاف حکم، شرط مزبور را باطل دانسته اند اما در مقابل برخی آن را حق مرد دانسته و بر همین اساس به علت ماهیت حق، آن را قابل اسقاط می دانند که برای اثبات مدعای خود، به ادله ای استنادنموده اند. لذا این دسته از فقها و حقوقدانان، شرط را صحیح دانسته اند. با فحص از ادله می توان دریافت که حکم بودن رجوع در طلاق از منطوق روایات کشف شده و نیز اسقاط رجوع،هم چنین توجه به مصالح خانواده، به علاوه آن که شرط مزبور، اسقاط ما لم یجب بوده و نمی توان آن را صحیح دانست.
بازنمایی زن در گفتمان کنش گران حقوق زنان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۳۳)
165-191
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل گفتمان کنشگران موافق و مخالف ورزش و اشتغال زنان و بررسی بازنمایی زن در آن می پردازد و با روش توصیفی-تحلیلی و به شیوه کیفی و کمّی به این پرسش ها پاسخ می دهد: گفتمان های رقیب در حیطه ورزش و اشتغال زنان کدامند؟ زن در این گفتمان ها چگونه بازنمایی می شود؟ جنسیت چه تأثیری بر انتخاب های واژگانی سخنران دارد؟ داده ها به شیوه کتابخانه ای و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای گردآوری شده اند و شامل 16 متن سخنرانی در 5 سال اخیر است. بر مبنای نتایج، دو گفتمان اصلی تجددگرا و سنتی در رقابت هستند. مخالفین بیشتر به گفتمان سنتی و موافقین به گفتمان تجددگرا و گاهی به عناصر گفتمان سنتی برای اقناع مخاطب ارجاع می دهند. زن در گفتمان سنتی در قالب نقش های کلیشه ای مادری، همسری، کدبانوگری، خانه داری، فرزندآوری و فرزند پروری و موجودی وابسته به مرد بازنمایی می شود. در گفتمان تجددگرا علاوه بر نقش زن در خانواده بر نقش های اجتماعی او نیز تاکید می شود. دشواژه-هایی مانند زنا، چشم هرزهی هوسآلود مرد، تجاوزات جنسی، شغل روسپی گری، دلاّلان جنسی و غیره؛ همچنین واژه های ایدئولوژیک مانند انقلاب، عفت و عفاف و ارجاع به سن زن برای ازدواج تنها در گفتمان مردان دیده شد و مردان بیشتر از واژ های اسلام و مسلمان استفاده کرده اند.
تجربه ی زیسته ی دختران ساکن در اقامتگاه (مطالعه ی پدیدارشناختی در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۸۹
117 - 142
حوزههای تخصصی:
در نگاه اول شاید انتخاب شیوه ی زندگی فردی تصمیم شخصی به نظر برسد، اما با نگاهی عمیق تر می-توان گفت دگرگونی های شکل گرفته در شیوه ی زندگی افراد، گذشته از آن که متأثر از تحولات جاری جامعه است، خود زمینه ساز و اثر گذار بر شکل گیری تحولات آتی خانواده و جامعه نیز خواهد بود. نتایج به دست آمده از مطالعات و پژوهش های صورت گرفته در سال های اخیر نشان می دهد در پی تغییراتی چون افزایش تحصیلات و مهاجرت دختران زندگی در اقامتگاه ها در شهرتهران افزایش یافته است. این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری اسمیت، فلاور و لارکین، فهم و تفسیر دختران ساکن در اقامتگاه و تجربه ی زیست آنها از این شیوه زندگی را مطالعه کرده است. جامعه ی آماری پژوهش 16 نفر از دختران ساکن در اقامتگاه در شهر تهران است. داده ها با استفاده از مصاحبه ی عمیق نیمه ساختاریافته به دست آمد. نتایج به دست آمده نشان داد تنهایی مفرط، احساس تعلیق در زندگی، بی هدفی، کاهش روابط با خویشاوندان از تجاربی است که این دختران پشت سر می گذارند.
نوع شناسی ساختار قدرت در خانواده ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرت در سطح گروه های خرد یکی از تعیین کننده های قوی در روابط بین فردی و نیز مشخص کننده سویه های توافق و یا تضاد و همچنین شیوه های حل مساله در این بستر می باشد. خانواده به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی، مسئولیت جامعه-پذیر کردن افراد را بر عهده دارد و به درونی کردن چگونگی مواجهه با مشکلات و شیوه های حل مساله در دامنه ای بین توافق و رضایت، هدایت آمرانه و یا ارعاب و سرکوب می انجامد. یکی از عوامل مهم اثرگذار در شیوه های حل مساله در سطح خانواده تغییراتِ ساخت خانواده و بالتبع ساختار روابط و قدرت آن می باشد و از این رو اطلاع از وضعیت توزیع قدرت در خانواده و جهت گیری های پیش روی، ضرورت دارد. این مقاله با اتکاء به یک پژوهش ملی در حوزه خانواده از طریق روش کمی و با ابزار پرسشنامه در میان 5004 نفر با روش نمونه گیری دو مرحله ای در ایران تکمیل شده است، و به دنبال آن است تا تصویر و توصیف از وضعیت ساختار قدرت در خانواده ایرانی ارائه نماید. مطابق یافته های به دست آمده از این تحقیق، ساختار قدرت در خانواده ایرانی در ابعاد متشکل آن نسبت به گذشته تغییر کرده است به شکلی که توزیع قدرت در بین اعضاء خانواده متقارن تر شده و تا میزانی از سطح آمرانگی و سلسله مراتبی عمودی آن کاسته شده است. در عوض تمایل و جهت گیری خانواده به سمت شیوه-های جدید و مدنی در تصمیم سازی، تصمیم گیری و حل مساله بین اعضاء بیشتر شده است.
تعیین کننده های اجتماعی و فرهنگی نگرش دانشجویان به سقط جنین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۸۷
109 - 130
حوزههای تخصصی:
سقط جنین، به عنوان مسئله ای اجتماعی- پزشکی در سالهای اخیر افزایش یافته است. مقاله ی پیش رو، به بررسی عوامل و تعیین-کننده های نگرش دانشجویان به سقط جنین می پردازد. روش مطالعه کمی- پیمایشی با حجم نمونه 384 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران می باشد. نتایج نشان داد که نگرش مثبت به سقط جنین در بین زنان بیشتر از مردان، افراد بدون همسر بیشتر از افراد دارای همسر، فارس ها بیشتر از بلوچ ها و ترکمن ها، و جوانان زیر 25 سال بیش تر است. علاوه بر این، نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد که متغیرهای درگیری در فعالیتهای فراغتی، نگرش مثبت به معاشرت فرازناشویی، و برابری گرایی جنسیتی اثر افزایشی و در مقابل، متغیرهای دینداری و ارزش فرزند اثر کاهشی بر نگرش به سقط جنین دارند. در مجموع این متغیرها حدود 46 درصد از واریانس نگرش نسبت به سقط جنین را تبیین کرده اند. از اینرو، تحولات ارزشی و فرهنگی در جامعه ایران به ویژه در میان جوانان موجب تغییر نگرش ها نسبت به سقط جنین شده است.