فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۰۱ تا ۱٬۸۲۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۵
97 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش زنان دانشگاهی در توسعه ی پایدار و همه جانبه است. جامعه ی پژوهش مقالات مرتبط با موضوع نقش زنان دانشگاهی در توسعه می باشد. نمونه ی پژوهش، مقالات نمایه شده در پایگاه های داده های داخلی در فاصله زمانی 1370 تا 1399 بود که از میان 317 پژوهش انجام گرفته در این حوزه، مقالات غیرمرتبط حذف گردید و سرانجام 14 مقاله بر اساس موضوع و هدف دسته بندی گردید. طرح پژوهش از نوع تحلیل – توصیفی است. برای گردآوری اطلاعات از روش استنادی و کتابخانه ای استفاده شد. بر اساس اطلاعات گردآوری شده، نقش زنان دانشگاهی در توسعه پایدار و همه جانبه ی کشور بررسی و تحلیل شد. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که زنان دانشگاهی در توسعه ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و سیاسی کشور نقش مهمی را ایفا می کنند. بیشترین و کمترین نقش زنان دانشگاهی به ترتیب در توسعه ی اقتصادی و توسعه ی سیاسی عنوان شده است. از نتایج این پژوهش در تدوین برنامه های آتی توسعه کشور می توان استفاده نمود.
روایت پژوهی نخبه ی ورزشی شدن زنان ایرانی مبتنی بر شرایط مشقت بار زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
19 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، روایت پژوهی کسب سکوی قهرمانی توسط خواهران افسانه ای ووشوی ایران است. رویکرد تحقیق، کیفی و از روش روایت پژوهی استفاده شد. تحلیل روایت مبتنی بر مصاحبه های رسانه ای با خواهران منصوریان در برنامه ی ماه عسل است که عنوان نمونه ی هدفمند در نظر گرفته شد. بر اساس یافته های به دست آمده از مصاحبه های روایتی در مواجهه با رخدادها و کنش های صورت گرفته در زندگی خواهران منصوریان، کدهای توصیفی استخراج شد. ویژگی های استخراج شده از مصاحبه ی خواهران، به سه سطحِ ویژگی های شخصیتی درون فردی (استحکام ذهنی، خود کار آمدی و خود مختاری)، ویژگی های شخصیتی بین فردی (فضائل اخلاقی ارتباطی ظرفیت پذیرش تفاوت های فرهنگی و مالی) و استراتژی های بهبود عملکرد (هدفمندی، تلقین پذیری مثبت انگیزش های درونی و بیرونی) دسته بندی شد. نتایج نشان می دهد که ضربه های روانی، سختی ها و مشقت ها به عنوان کاتالیزوری برای رشد و پیشرفت خواهران منصوریان عمل نموده است.
شخصیت حماسی همای چهرزاد در شاهنامه
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۳
85-100
حوزههای تخصصی:
هدف ازپژوهش حاضر، بررسی شخصیّت حماسی همای چهرزاددخت بهمن درشاهنامه فردوسی است.جامعه مورد تحلیل زنان شاهنامه مانند: ارنواز ، شهرنازوهمای دخترگشتاسب می باشد. نمونه موردبررسی شخصیت همای چهرزاد است. طرح پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی است که بابررسی اساطیر متأخر،بخش های فراموش شدهاسطوره مادر «اردویسورآناهیتا» کنار هم می گذاردوبه تحلیل آن اساطیر دست می یابد. برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و فیش برداری استفاده شد. نتایج نشان داد که: در هر قومی، «اسطوره مادر» وجود دارد که به نشانه وجدانِ فرهنگی قوم، ثابت می ماند و محو نشدنی است. این اساطیر، منشأ و الگوی پیدایش اسطوره های پس از خود هستند. اغلب موارد خودِ اسطوره «مادر» یا بخشی از عناصر سازنده آن بنابه دلایلی و در گذر زمان کم رنگ شده اند؛ اما این اساطیر به طور کامل از بین نمی روند، بلکه در طول تاریخ از حافظه ناخودآگاه جمعی در ضمن روایت های دیگر اساطیری بازآفرینی و بازسازی می شوند. و به این نتیجه می رسد که احتمالاً شخصیّت اساطیری ایزدبانوی آب و باروری، اردویسوراناهیتا، در عصر حماسه ها، بر اثر دو عامل اصلی و بدیهی در تحّول اساطیر؛ «اسطوره پیرایی» و «عامل شکستگی»، صفات و خویش کاری های خود را در چند شخصیّت کِهتر زمینی توزیع و پراکنده کرده و سرانجام ویژگی های ماورایی و خدایی را فرونهاده است و در یکی از جلوه های خود به صورت همای چهرزاد درآمده است.
واکاوی زباهنگ مردسالاری و زن سالاری در فرهنگ ایرانی: مقایسه موردی فیلم های سینمای ایران در دهه های 1360و 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
91 - 115
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو بر آن است تا در بستر الگوی هایمز [39] به بررسی زباهنگ «مردسالاری» و «زن سالاری» در فیلم های ایرانی بپردازد. این پژوهش از نوع کیفی و توصیفی بوده و درحقیقت انتخاب زباهنگ ها با هدف بررسی تفکرات و تغییر نگرش و دیدگاه فرهنگی جامعه ایرانی در دو دهه 1360 و 1390 است. در همین زمینه، 100 فیلم ایرانی که از نوع خانوادگی و اجتماعی و شامل 50 فیلم دهه 1360 و 50 فیلم دهه 1390 هستند از نظر گفتمانی و چگونگی به کاربردن گفت وگوهای نشان دهنده زباهنگ «مردسالاری» و «زن سالاری» بررسی شدند. حدود 500 پاره گفتار از فیلم های سینمایی ایرانی دهه 1360 و 500 پاره گفتار از فیلم های سینمایی دهه 1390 یادداشت و واکاوی شدند. مشخص شد که بیشترین بسامد زباهنگ مردسالاری در فیلم های ایرانی دهه 1390 به موارد تهدید، بزرگ بینی، عصبانیت، دستور، متلک گویی، امرونهی، نیش وکنایه، پرخاش و تحقیر اختصاص یافته است و بیشترین بسامد زباهنگ «زن سالاری» در فیلم های ایرانی دهه 1390 شامل تعیین تکلیف کردن، غر زدن، تحقیر کردن، کنایه زدن، جلب توجه کردن، عصبانیت، شکایت و بزرگ بینی است. به نظر می رسد با توجه به تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی در گذر زمان و پیشرفت چشمگیر فناوری در سراسر دنیا و تأثیر مستقیمی که این پیشرفت بر فرهنگ و نگرش جامعه ایرانی داشته است، طرز تفکر و نگرش جامعه دستخوش تغییراتی شده و دیدگاه افراد جامعه از تفکرات مردسالار به تفکرات زن سالار تغییر یافته است. در واقع، همان گونه که انتظار می رفت، می توان دهه 1360 را مصداق بارز تفکر مردسالارانه و دهه 1390 را مصداق بارز تفکر زن سالارانه برشمرد. در پایان، مجموعه ای از کاربردهای این زباهنگ، با عنوان هنجارهای گفتمان، بررسی و مشخص شدند.
زنانه نگاری در نسخه مصوّر حمله حیدری (مقایسه تطبیقی جایگاه زن در نگاره های نسخ مصوّر حمله حیدری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
543 - 566
حوزههای تخصصی:
مردان در حماسه ها عهده دار نقش های اصلی هستند و حضور زنان در سایه قرار می گیرد. اگر این حماسه موضوع دینی داشته باشد، منع حضور زنان دوچندان می شود. پژوهش حاضر جایگاه زن را در نگاره های نسخه حمله حیدری باذل مشهدی (مورخ۱۲۲۲ ه.ق، محفوظ در کتابخانه ملی فرانسه) از منظر موضوع، ارتباط متن و تصویر، شاخصه های تصویری و... بررسی می کند. برای نشان دادن اهمیت جایگاه زن در این نسخه، نگاره های آن را با یکی از نسخ هم عصر، یعنی چاپ سنگی مصور حمله حیدری راجی کرمانی، مقایسه می کنیم. این دو نسخه تقریباً در یک دوره زمانی (عصر قاجار) اما در دو مکان مختلف (هند و ایران) مصور شده اند. این مقایسه تطبیقی نشان می دهد که حمله باذل، زن را در نقش های متنوع و گوناگونی به تصویر درآورده است؛ از زن در جایگاه قدیس یا فرشته گرفته تا زنانی در نقش نوازنده و رقصنده. اما تصویر زن در نگاره های حمله راجی به فرشته و قدیس محدود می شود. نگارگر این نسخه با ابداع شیوه ای نوین و خلاقانه، نه تنها بر حضور زنان چشم نپوشیده، بلکه آنان را دوشادوش یا حتی پیشاپیش مردان ترسیم کرده است. این موارد سبب می شود که زن در نگاره های حمله حیدری باذل از چارچوب های فکری و فرهنگیِ سنتی فراتر رود و نقش هایی را عهده دار شود که در تصاویر کمتر حماسه ای می توان نظیر آن را پیدا کرد.
بازنمایی زن در ضرب المثل های گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
623 - 645
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها به منزله یکی از عناصر مهم ادبیات شفاهی می توانند بازتابی از باورها و نگرش های حاکم بر جامعه باشند. یکی از موضوعات مهم تحقیقات حوزه اجتماعی بررسی چگونگی بازنمایی زن در فرهنگ و ادبیات شفاهی است. در این مطالعه، تلاش می شود با بررسی مثل های گیلکی به تصویری نسبتاً روشن از چگونگی جایگاه زن در جامعه گیلان دست یابیم. این مطالعه یک بررسی توصیفی تحلیلی بوده که در آن ضمن تحلیل محتوای چهار کتاب «فرهنگ مثل ها و اصطلاحات گیل و دیلم»، «جادکفته گبان»، «ضرب المثل ها و اصطلاحات گیلکی» و کتاب «ضرب المثل های گیلکی»، که حاوی 4562 ضرب المثل حوزه شرق و غرب و مرکز گیلان هستند، تعداد 182 ضرب المثل مرتبط با موضوع پژوهش احصا شده است. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل تماتیک استفاده شده و مثل های با مضامین مشترک و مشابه ذیل پنج مقوله کلان تصویری از سویه های مثبت زنان، تصویری از سویه های منفی زنان، زن به مثابه عنصری فرودست، زن به مثابه عنصری فرادست و زن به مثابه عنصری برابر در نسبت با مرد دسته بندی شدند و مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان می دهد تصویر زن در فرهنگ مردم گیلان متنوع و چندوجهی است و اگرچه در بخشی از مثل ها زن به مثابه عنصری ضعیف و فرودست بازنمایی می شود، بخش درخور توجهی از ضرب المثل ها بر نقش زن به مثابه عنصری فرادست یا برابر با مرد در جامعه دلالت دارد.
بازتاب تنهایی زن در جامعه ی مردسالار در شعر سیمین بهبهانی و فاطمه ناعوت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۶
69 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مسأله تنهایی زن در سایه ی مردسالاری و بازتاب آن در اشعار سیمین بهبهانی و فاطمه ناعوت می باشد. جامعه ی پژوهش مجموعه ی اشعار سیمین بهبهانی و دیوان «اسمی لیس صعبا» از فاطمه ناعوت است. نمونه های بررسی شده مقاطعی از اشعار سیمین بهبهانی و ناعوت است که به موضوع تنهایی اشاره دارد. طرح پژوهش روش توصیفی _ تحلیلی است که با استخراج بارزترین نمودها از بازتاب معضل تنهایی در شعر سیمین بهبهانی و فاطمه ناعوت، تحلیل و مقایسه ی این واگویه های زنانه و شاعرانه انجام شد. یافته های پژوهش نشان دادکه آن چه مایه های مشترک در آثار این دو شاعر را بیشتر می کند، زندگی در محیطی کم و بیش مشابه، و همراه با محدودیت ها و سنت های کهنه، و زن ستیزی ناشی از فرهنگ مردسالار است که جامعه سنتی ایران و مصر با آن دست به گریبان است. نتایج نیز گویای این است که انزوای زن، محدودیت او در برقراری روابط اجتماعی، محروم بودن از احترام و جایگاه مناسب و غلبه مردسالاری در تمامی مناسبات زندگی خانوادگی و اجتماعی، بخش عمده ای از دغدغه های هردو شاعر را شکل داده، و باعث شده حجم قابل توجهی از سروده های این دو بانو، به بازنمایی تنهایی زن در جامعه ی مردسالار اختصاص یابد.
نقش خودکارآمدی و هوش هیجانی در پیش بینی حل تعارض زناشویی در زنان دانشجو
حوزههای تخصصی:
از مهمترین عواملی که بر رضایت زناشویی اثر می گذارد و باعث کاهش آن می شود تعارضات زناشویی است و از مهمترین مؤالفه های مؤثر بر حل تعارض زناشویی، خودکارآمدی و هوش هیجانی است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی حل تعارض براساس دو متغیر خودکارآمدی و هوش هیجانی است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آمار شامل کلیه زنان دانشجوی متأهل دانشگاه فردوسی مشهد بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای،150 خانم از دو دانشکده ادبیات و الهیات انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ(صفاری نیا و سلگی،1390)، خودکارآمدی شرر(شرر و مادوکس، 1982) و مقیاس تعارض زناشویی کنزاس(کورکوران، فیشر، 2000) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 21 و روش رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که هوش هیجانی6/ 24 و هوش هیجانی به همراه خودکارآمدی 5/32 در پیش بینی حل تعارض تآثیر دارد (P<0/01). نتایج تجریه و تحلیل نشان می دهد که هوش هیجانی به همراه خودکارآمدی قادر به پیش بینی حل تعارض در زنان هستند. بنابراین می توان گفت که هوش هیجانی و خودکارآمدی در حل تعارض مؤثر هستند. کلید واژه ها: تعارض زناشویی، هوش هیجانی، خودکارآمدی.
کارکرد زنان در اقتصاد مقاومتی
حوزههای تخصصی:
کارکرد زنان در اقتصاد مقاومتی از دلایل مهم و تأثیرگذار بر جامعه و خانواده و به خصوص اقتصاد جامعه و خانواده هستند و توجه به اصول حاکم بر شخصیت زن، خاستگاه و منشأ تمایز بین کارکرد در اقتصاد مقاومتی زن و مرد نیز تفاوت های زیستی، رفتاری و اقتصادی و هم چنین تفاوت های تشریعی سبب می شود که در اندیشه دینی با وجود آنکه اشتغال به عنوان یک حق برای زنان محسوب می گردد، ولی هرگز به عنوان یک تکلیف اقتصادی بر ایشان تحمیل نمی شود. آن ها با ایجاد نگرش های اقتصاد مقاومتی می توانند زمینه ساز خانواده و جامعه سالم و پرطراوت و به دور از بدی ها باشند در این مقاله با استفاده از شیوه اسنادی تلاش داریم، به پیامدهای کنش های اقتصادی، در محقق شدن سبک زندگی اسلامی و نیل به اقتصاد مقاومتی و دگرگونی در خانواده، پرداخته شود که نخست زن و خانواده و جامعه و اقتصاد مقاومتی را تعریف کرده و در ادامه به آثار غیرقابل انکار زنان چه از نگاه مثبت و چه از نگاه منفی موضوع توجه می شود و درنهایت با توجه به یافته ها تلاش می شود که روند تغییرات در آینده با تأکید بر اقتصاد مقاومتی احصاء گردد.
تبیینی بر ادراک دختران دانش آموز از نحوه حجاب در مدارسی که چادر در آنها اجباری است(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
111 - 128
حوزههای تخصصی:
افزایش خودپنداره و تصور مثبت بانوان نسبت به حجاب از اولویت دارترین و مناسب ترین راهکارهایی هستند که برای درونی شدن ارزش حجاب استفاده می شود. پژوهش حاضر، ضمن واکاوی در تجربه زیسته دختران دانش آموز (در مدارسی که چادر در آنها اجباری است)؛ ادراک آنان از نحوه حجاب را مورد بررسی قرار داده است. این مطالعه مبتنی بر رویکردی کیفی و به روش پدیدارشناسی، با مطالعه 20 نفر مشارکت کننده از میان دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تبریز می باشد. این تحقیق با روش نمونه گیری هدفمند و با 22 مصاحبه فردی و یک مصاحبه گروهی نیمه ساختار یافته انجام شده است. تحلیل داده ها بر اساس راهبرد هفت مرحله ای کُلایزی صورت پذیرفت. یافته ها نشان می دهد که در تجربه زیسته دانش آموزان از نحوه حجاب فقط در پوشش چادر خلاصه نمی شود، عفاف وحجاب در همه رفتار باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین از تجربه دانش آموزان مضامینی بدست آمد که عبارتند از: هرچند تأثیرتجربه گذشته در تعیین نوع حجاب زیاد است؛ با این حال رعایت حجاب در گرو وضوح تعریف آن می باشد، اصلاح نظام شناختی، بهترین شیوه آموزش حجاب می باشد. ایدئولوژیک بودن اندیشه حجاب مهمترین نکته در رعایت آن و گرایش درونی به حجاب، پایدارترین شیوه عمل به حجاب است.
موانع نهادی مشارکت سیاسی زنان منطقه بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
313 - 334
حوزههای تخصصی:
دست یابی به توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی گروه های اجتماعی جامعه را می طلبد و مشارکت سیاسی زنان در این خصوص اهمیت بالایی دارد. تحقق مشارکت مطلوب زنان در حوزه سیاست در هر جامعه ای با موانع خاص خود مواجه است. بر این اساس، در این پژوهش مشارکت سیاسی زنان منطقه بلوچستان با استفاده از روش های پژوهش کیفی و رویکرد نهادگرایی مورد مطالعه قرار گرفته است. مصاحبه های کیفی با نخبگان بلوچستان مقولات و تم هایی را در اختیار پژوهشگران قرار داد که امکان تبیین وضعیت مشارکت سیاسی زنان این قوم را فراهم کرد. یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن است که موانع مشارکت سیاسی زنان منطقه بلوچستان از دو نگاه درخور توجه هستند؛ نگاه نخست متوجه موضع گیری نهادهای رسمی به زنان است و نگاه دوم فرهنگ بلوچ را در نسبت با زنان شرح می دهد. نتایج به دست آمده موانع اصلی را نهادهای غیررسمی یا ناملموس همانند فرهنگ پدر/ مردسالاری و بخشی از باورهای سنتی تعریف می کند؛ باورهایی که از سویی علت خودناباوری زنان در فعالیت های سیاسی است. با وجود این، نهادهای مشارکتی از جمله شوراهای اسلامی شهر و روستا موفق شده اند اثربخشی نفوذ نهادهای غیررسمی را با مرور زمان بر مشارکت سیاسی زنان بلوچ کاهش دهد.
مقایسه شخصیت جامعه پسندی و باور به دنیای عادلانه و واکنش روانی گروه نوجوانان دختر کار حمایتی و خیابانی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه شخصیت جامعه پسندی و باور به دنیای عادلانه و واکنش روانی گروه نوجوانان دختر کار حمایتی و خیابانی تهران انجام شد. تحقیق برحسب هدف، کاربردی، و براساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه مورد بررسی در این پژوهش مراکز نگهداری نوجوانان دختر کار تهران بزرگ در سال 1397، است. نمونه گیری به روش چند مرحله ای این گونه صورت پذیرفت که ابتدا شهر تهران به سه منطقه جغرافیایی (شمال مرکز و جنوب) طبقه بندی، و سپس به صورت تصادفی یک مرکز نگهداری نوجوانان کار در هر منطقه انتخاب شد و در نهایت سه مرکز خیریه یاوران ایتام، مؤسسه خیریه بنیاد و مؤسسه خیریه معاک انتخاب گردیدند. از مراکز مورد بررسی نوجوانان دختر، که دارای معیارهای ورود به پژوهش بوده اند و در همان منطقه نوجوانان دختر دعوت به همکاری شد که به صورت خود محور به کارهایی مشغول بودند که در معیارهای ورود به پژوهش بودند و پرسشنامه های جامعه پسندی، باور به دنیای عادلانه و واکنش روانی را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از روش تحلیل مانوا با نرم افزار آماری SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که شخصیت جامعه پسندی و باور به دنیای عادلانه و واکنش روانی گروه نوجوانان دختر کار حمایتی و خیابانی باهم تفاوت دارد و تمام فرضیه های مقاله تأیید شد.
تولید و بازتولید سلطه نمادین علیه زنان در دهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از رویکرد جامعه شناسی انتقادی به نحوه تولید سلطه نمادین علیه زنان در سطح تعاملات فردی، خانوادگی، اجتماعی و بازتولید سلطه نمادین در سطح خانواده، ساختارها و نهادهای اجتماعی می پردازد که زمینه ناتوانمندی زنان و جامعه پذیری جنسیتی را فراهم کردند. بدین منظور، از روش مردم نگاری انتقادی جهت انجام عملیات تحقیق، از تکنیک مصاحبه عمیق برای گردآوری اطلاعات و از روش تحلیل مضمون جهت تحلیل داده ها استفاده شده است. مصاحبه شونده ها شامل 50 زن ساکن دهدشت می باشد که بر اساس نمونه گیری هدف مند و مطابق با منطق اشباع نظری انتخاب شده اند. یافته های تحقیق، شامل شبکه های مضمونی: تولید کلیشه های جنسیتی و بازتولید سلطه نمادین می باشد. نتایج نشان می دهد که سلطه نمادین علیه زنان از ساختار اجتماعی پدرسالاری و کلیشه های جنسیتی متاثراز آن برساخته می شوند که در تعاملات فردی (خودسانسوری زنان، خودپنداره منفی و تمرکز بر مدیریت بدن)، تعاملات خانوادگی (تجربه زیسته ازدواج، کنترل، اعتبار اجتماعی و تقسیم کار خانگی) و تعاملات اجتماعی (طرد اجتماعی زنان و تبعیض تحصیلی و شغلی) تداعی می شود. شبکه مضمونی بازتولید سلطه نمادین در سه تم سازمان دهنده پذیرش سلطه، موانع ساختاری سلطه و حاشیه نشینی فرهنگی زنان نشان داده می شود. . «نقش عصبیت های عشیره ای و پدر سالاری تاریخی در تولید و بازتولید سلطه نمادین علیه زنان» مقوله هسته می باشد.
ارائه الگویی از بقای زنان در ازدواج های نارضایتمند؛ یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
85 - 110
حوزههای تخصصی:
زوج ها ممکن است رابطه زناشویی باثباتی داشته باشند ولی از آن به هیچ عنوان رضایتی نداشته باشند و مجبور باشند چنین رابطه ای را تحمل کنند. متأسفانه چنین ازدواج هایی آسیب های فراوانی بر روی زوج ها و خصوصاً زنان دارد. از این رو پژوهش حاضر باهدف ارائه الگویی از بقای زنان در ازدواج های نارضایتمند انجام شد. پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر روش تئوری زمینه ای بود. جامعه پژوهش شامل تمامی زن های نارضایتمند از ازدواج شهر بندرعباس با حداقل 5 سال سابقه زندگی مشترک در سال 1397 بودند. 21 زن به روش نمونه گیری نظری و مبتنی بر روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و انتخاب نمونه ها تا مرحله اشباع نظری پیش رفت. داده ها بر اساس مصاحبه نیمه ساختاریافته و شاخص رضایت زناشویی (IMS) گردآوری شدند. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج کدگذاری به شناسایی 14 مقوله انجامید که در مدل پارادایمی ارائه شد. نتایج تحلیل نشان داد که زنان ناراضی از رابطه زناشویی ممکن است به علت وابستگی های موجود ازدواج نارضایتمند خود را حفظ کنند و به منظور سازگاری با شرایط موجود از راهبردهای مختلفی استفاده کنند. بر اساس نتایج به دست آمده، مجموعه ای از عوامل درون فردی، بین فردی و اجتماعی می تواند تبیین کننده بقای زنان در ازدواج های نارضایتمند باشد. نتایج این پژوهش می تواند دارای تلویحات کاربردی در آسیب شناسی و توانمندسازی در حوزه زنان و خانواده باشد.
نقش مادر در تربیت کودک
حوزههای تخصصی:
تربیت کودک ابزاری مهم برای رشد و اعتلای خانواده، جامعه و نسل های بعدی است. اگر والدین به ویژه مادران روش های صحیحی برای تربیت کودکان داشته باشند باعث موفقیت و تأمین سعادت فردی و اجتماعی آنها می شوند. امروزه بسیاری از مشکلات در تربیت کودکان به دلیل عدم آگاهی از اهمیت نقش مادر در تربیت کودک و نیز عدم شناخت روش درست تربیت اتفاق می افتد. مقاله حاضر بر آن است که با مراجعه به منابع مختلف، عوامل دخیل در تربیت کودکان را بررسی کند و هدف، اصول و روش های تربیت کودک و نقش مادر را در این مسیر تبیین کند.
پیش بینی میزان رضایت زناشویی زنان در مقایسه با مردان بر اساس هوش معنوی در دو گروه طلاب و دانشجویان
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، پیش بینی میزان رضایت زناشویی زنان در مقایسه با مردان براساس هوش معنوی در دو گروه طلاب و دانشجویان در شهر کرمان بود. نمونه ی این پژوهش شامل 160 نفر که 80 نفر آنها، طلاب متاهل حوزه ی علمیه شهر کرمان و 80 نفر دیگر، دانشجویان متأهل دانشگاه شهید باهنر کرمان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه هوش معنوی کینگ و پرسش نامه رضایت زناشویی اینریچ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون، آزمون T دو گروه مستقل، رگرسیون خطی استفاده گردید، و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 23 استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین هوش معنوی و میزان رضایت زناشویی دو گروه طلاب و دانشجویان تفاوت معناداری وجود دارد و همچنین گروه طلاب نسبت به گروه دانشجویان از رضایت زناشویی بیشتری برخوردار هستند (p<./001)، لازم به ذکر است بین هوش معنوی زنان و مردان تفاوت معناداری مشاهده نشد. با توجه به اینکه هوش معنوی شکل دهنده رفتارهای فرد در اجتماع است و در حل مشکلات زندگی تأثیرگذار می باشد، هدف از این پژوهش، روشن ساختن اهمیت معنویت و هوش معنوی برمیزان رضایت زناشویی می باشد. بنابراین می توان با تقویت هوش معنوی در این دو گروه تاثیرگذار در جامعه، به افزایش رضایت زناشویی و توانمندسازی آنها کمک نمود.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس ناباوری و افسردگی زوجین نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناباروری از چالش های مهم در زندگی مدرن امروزی است که برخی از زوجین با آن روبرو بوده و در اثر آن به سلامت روان شناختی و هیجانی آنان آسیب وارد می شود. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس ناباروری و افسردگی زوجین نابارور بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین نابارور مراجعه کننده به اداره بهزیستی شهر بندرعباس در زمستان سال 1398 بود. در این پژوهش تعداد 30 زوج نابارور با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 زوج). گروه آزمایش مداخله درمان مبتنی برپذیرش و تعهد (هیز و همکاران، 2004) را در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های این پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی (بک و همکاران، 1996) و استرس ناباروری (نیوتون و همکاران، 1999) بود. داده ها به شیوه تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش تعهد بر استرس ناباروری و افسردگی زوجین نابارور موثر بوده است. چنانکه این درمان توانسته منجر به کاهش استرس ناباروری و افسردگی این زوجین شود.
رابطه روان بنه های ناسازگار اولیه و باورهای غیرمنطقی با تعارض زناشویی، نقش تعدیل کننده دینداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات شایع در دنیای امروز خانواده ها، تعارضهای زناشویی است. هدف این پژوهش توصیفی همبستگی، بررسی رابطه روان بنه های ناسازگار اولیه و باورهای غیرمنطقی با تعارض زناشویی با توجه به نقش تعدیل کننده دینداری است. جامعه آماری این پژوهش را متأهلان استان سمنان تشکیل می دادند که 782 نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای به عنوان شرکت کنندگان پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان ضمن ارائه برخی مشخصات جمعیت شناختی، پرسشنامه های پایبندی دینی (JRAQ)، تعارض زناشویی (MCQ-R)، روان بنه های ناسازگار اولیه (YSQ-SF) و باورهای غیرمنطقی (IBT) را پاسخ گفتند. داده ها با استفاده از روشهای همبستگی پیرسون و آزمون Z فیشر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج، نقش چالشی دینداری در رابطه نمره کل و پنج حوزه روان بنه های ناسازگار اولیه و نمره کل و باورهای غیرمنطقی با تعارض زناشویی را مورد تأیید قرار داد؛ بدین صورت که رابطه روان بنه های ناسازگار اولیه و باورهای غیرمنطقی با تعارض زناشویی در گروه متأهلان با سطح دینداری بالا به میزان معناداری قویتر است. در نتیجه، دینداری متغیری است که تحت تأثیر روان بنه های ناسازگار اولیه و باورهای غیرمنطقی، کنشی متفاوت و گاهی منفی به خود می گیرد. بنابراین تقویت دینداری، لزوما به ناکارامدی روان بنه های ناسازگار و کاهش باورهای غیرمنطقی منجر نخواهد شد.
پرسشنامه تحریک / بازداری جنسی، ویژگیهای روانسنجی در زنان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابق با الگوی کنترل مضاعف، برانگیختگی جنسی به آمادگی فرد نسبت به تحریک و بازدارندگی جنسی بستگی دارد. تنوع فردی در بازداری و تحریک جنسی تفاوتهای فردی در تحریک پذیری و تجربه مشکلات جنسی را تا حدودی مورد تبیین قرار می دهد. پژوهش به بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه تحریک / بازداری جنسی (SESII-W/M) در زنان ایرانی می پردازد. ۱۷۲ نفر از زنان کارمند، استاد و دانشجویان متأهل دانشگاه فردوسی مشهد به صورت در دسترس انتخاب شدند و به سؤالات پرسشنامه های تحریک / بازداری جنسی، رضایت زناشویی انریچ و تمایل جنسی هالبرت پاسخ دادند. داده ها از طریق نرم افزار spss و Amos و با استفاده از روشهای آماری تحلیل عاملی تأییدی، آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. یافته های تحقیق نشانگر این بود که الگوی ۶ عاملی مفروض (با مؤلفه های شناختهای بازدارنده، روابط مهم، تحریک پذیری، ویژگیها و رفتارهای همسر، مکان رابطه، و عناصر زوجی تعاملات جنسی) SESII-W/M در جامعه زنان ایرانی با اندکی تعدیل (حذف سؤالات ۲۳ و ۱۵) برازش قابل قبولی دارد و شاخص برازندگی تطبیقی (05/0= RMSEA) و متوسط باقیمانده استاندارد شده (91/0=CFI) مطلوب ارزیابی شدند. هم چنین ضرایب آلفای کرونباخ پرسشنامه SESII-W/M از مقدار قابل قبولی برخوردار، و پرسشنامه از روایی همگرا و واگرای قابل قبولی برخوردار است (001/0>p). نتایج تحقیق نشان می دهد که پرسشنامه تحریک / بازداری جنسی در جامعه زنان ایرانی دانشگاه فردوسی مشهد از اعتبار و روایی قابل قبولی برخوردار است.
بررسی فقهی - حقوقی سن ازدواج در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقتضای آزادی های فردی در جامعه آن است که نتوان محدودیت های متعددی را به افراد به ویژه در امور شخصی تحمیل نمود.درعین حال اهمیت خاص عقد نکاح باعث شده است که برای پیشگیری از آسیب های جسمی و روحی به کودکان، تحدید سن نکاح مورد توجه جوامع مختلف قرار گیرد. بررسی مقوله سن نکاح از دیدگاه فقهی نشان می دهد که سن مشخصی برای نکاح تصریح نگردیده است لیکن شرایط خاصی بری انعقاد عقد نکاح قبل از سن بلوغ نظیر رعایت مصلحت طفل، ممنوعیت روابط زناشویی پیش از بلوغ و اعمال حق فسخ نسبت به عقد، معین شده است. توجه به این شرایط می تواند چارچوب قانون گذاری در این حوزه را روشن نماید به گونه ای که با وضعیت فعلی جامعه، کمتر ازدواجی زیر سن بلوغ به مصلحت صغیر به نظر می رسد. در مقررات فعلی حقوق ایران، ازدواج پیش از سن 13 سال برای دختران و 15 سال برای پسران نیازمند رعایت شرایط اذن ولی، رعایت مصلحت و اجازه دادگاه دانسته شده است لیکن ازدواج در هیچ سنی ممنوع اعلام نشده است. ریشه این عدم ممنوعیت را باید در نظرات فقها مبنی بر جواز نکاح صغیر توسط ولی جستجو نمود. درعین حال هم چنان در مقررات نظام حقوقی ایران تعارضاتی مابین سن بلوغ قانونی، سن قابلیت صحی برای ازدواج و سن رشد دیده می شود که نیازمند نگرش جامع قانون گذار در جهت رفع این ابهامات و پرهیز از اصلاح جزئی نگرانه قوانین است