علیرغم شکوفایی اقتصاد جهانی در دهه های گذشته، جهان در سال های 2007 تا 2008 شاهد بحران مالی عظیمی بود که هرچند شروع آن در آمریکا بود، اما اثرات مخربی را بر بازار مالی در سراسر جهان داشت. این تحقیق سعی دارد به تجزیه و تحلیل علل وقوع و انتقال بحران مالی جهانی بپردازد. این تحقیق در دو بخش به تجزیه و تحلیل بحران مالی جهانی می پردازد. در بخش اول، به بررسی عوامل و دیدگاه های موجود در زمینه ""علل وقوع"" و در بخش دوم، با کمک گرفتن از رویکرد پیچیدگی به تجزیه و تحلیل ""علل انتقال"" بحران به سراسر جهان پرداخته شده است. رشد حباب های مربوط به وام های رهنی املاک و مستغلات، استفاده بیش از حد از ابزارهای مشتقه مالی، خوش بینی زیاد در ارزیابی ریسک، حاکمیت شرکتی ضعیف، منفعت طلبی شخصی، ضعف مقررات نظارتی در بازار و... از جمله عواملی است که به وقوع و انتشار بحران مالی جهانی منجر شده است. این تحقیق از دیدگاه های مختلفی به بررسی بحران مالی پرداخته است. این دیدگاه ها شامل دیدگاه اقتصادکلان، دیدگاه حسابداری و مالی، دیدگاه نظارتی و قانونی، دیدگاه حاکمیت شرکتی و مواردی از این دست می شود. بنابراین جمع بندی جامعی از موضوع بحران مالی جهانی به دست می دهد.
هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه ها و تعیین محتوا برای وبسایت های تسهیل گر گردشگری پزشکی جهت جذب گردشگران پزشکی بالقوه است. برای نیل به این هدف، استراتژی دو مرحله ای ""شناسایی وبسایت های برتر تسهیل گر گردشگری پزشکی حاصل از جستجوی هفت کلیدواژه تخصصی در گوگل"" و سپس ""تعیین محتوای پیشنهادی برای یک وبسایت تسهیل گر گردشگری پزشکی با استفاده از خدمات و اطلاعات استخراج شده"" بکار گرفته شد. در ابتدا تمام وبسایت های منتخب با استفاده از رویکرد کیفی تحلیل محتوا مورد بررسی قرارگرفته و انواع خدمات و اطلاعاتی که در اختیار گردشگران پزشکی قرار میگیرند، شناسایی و استخراج شدند. سپس با توجه به ارزیابی به عمل آمده، در سه سطح دسته بندی شدند و بدین ترتیب محتوای پیشنهادی برای معرفی و دسته بندی این خدمات و اطلاعات ارائه گردید. در ادامه با استفاده از رویکرد کمیِ تحلیل محتوا و محاسبه ی فراوانی و تکرار هر یک از خدمات و اطلاعات، رتبه بندی برایشان صورت گرفت. نتایج نشان داد که در وبسایت های تسهیل گر گردشگری پزشکی، محتوای معرفی گزینه های پزشکی از اهمیت بیشتری برخوردار است و در رده های بعدی محتواهای معرفی تسهیلات وبسایت، معرفی گردشگری پزشکی، معرفی وبسایت و نظرات بیماران و مخاطبان قرار دارند.
گام ابتکاری یکی از شرایط ماهوی ثبت اختراع است که در تمام قوانین و مقررات پذیرفته شده است. اعمال این شرط یکی از پرچالش ترین موضوعات دستیابی به اهداف اساسی نظام ثبت اختراع است و اهمیت آن زمانی بیش تر احساس می شود که فناوری جدیدی رشد و نمو خود را آغاز می کند تا در پرتوی حمایت های ثبت اختراع مبتکرین و مخترعان با ورود در این حوزه ها به پیشرفت دانش یاری رسانند.
حجم عظیم سرمایه گذاری های دولتی در ایران در حوزه نانو فناوری اهمیت مطالعه دقیق قابلیت ثبت اختراعات این حوزه را دوچندان می کند. به همین دلیل، در این مقاله نحوه احراز گام ابتکاری در اداره های ثبت اختراع دنیا بررسی خواهد شد تا از این راه مؤلفه های مؤثر برای احراز این شرط تعیین شود. سپس، با بررسی موردی گام ابتکاری در اختراعات نانوفناوری، معیارهای مشخصی را درباره وجود یا عدم وجود گام ابتکاری در اختراعات نانوفناوری در اختیار کارشناسان ثبت اختراع و متخصصان این حوزه قرار می گیرد.
در برخی از نواحی شهری، افزایش جمعیت و در پی آن افزایش تردد خودروها و همچنین وجود کارخانجات صنایع مختلف، موجب افزایش دمای برخی مناطق شهری نسبت به دیگر مناطق می شود. تمرکز زیاد آلاینده ها اعم از سیستم حمل ونقل شهری و صنایع در هر قسمت از شهر باعث افزایش میزان گازهای آلاینده و به تبع آن افزایش دمای محیط می گردد که این مسأله، تشکیل جزایر گرمایی را سبب می شود. این شرایط، باعث به خطر افتادن منافع و منابع اقتصادی و اجتماعی نسل های آتی شده و بر خلاف توسعه پایدار می باشد. از این رو با بررسی های میدانی و مطالعات لازم، می توان اقدامات لازم جهت توزیع الگوی دمایی شهر را صورت داد. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی و مطالعه آلاینده ها و جزایر حرارتی در نتیجه عملکردهای انسانی در شهر ماهشهر و جلوگیری از آلودگی های منابع زیستی از طریق برنامه ریزی ها و تدابیر زیست محیطی می باشد. لزوم و ضرورت تدوین این مقاله، توجه به توسعه پایدار در مدیریت شهری است که بسیار حائز اهمیت می باشد. پ ژوهش حاضر بر پایه مطالعات میدانی استوار بوده و روش تحقیق آن، توصیفی- استنباطی می باشد. بر اساس اطلاعات اخذ شده، تعداد صنایع فعال شهر ماهشهر بیش از 72 واحد است و واحدهای صنعتی مذکور؛ شامل صنایع شیمیایی، پتروشیمی، فلزی، کانی غیرفلزی، غذایی، نساجی و سلولزی بوده که از نظر تنوع، قابل ملاحظه می باشند. عمده سهم نهایی آلودگی منابع آلوده کننده در شهر ماهشهر که هم در ایجاد آلاینده ها و جزایر حرارتی و هم در افزایش دما نقش دارند، مربوط به بخش صنعت با 75 درصد و بقیه مربوط به منابع شهری (گرمایشی، کشاورزی، حمل ونقل و ...) است. در نتیجه هر چه فعالیت صنایع بیشتر باشد تولید آلاینده های مونواکسیدکربن، هیدروکربن، مونواکسیدگوگرد و اکسیدهای نیتروژن و ذرات معلق، افزایش می یابد که در افزایش دما و ایجاد جزایر حرارتی در محدوده نقاطی که مستقر می باشند، تأثیرگذار هستند
در این تحقیق میزان دسترسی و اعتماد کشاورزان به انواع مختلف فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در مبارزه با آفات (مورد نمونه: سن گندم) مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کشاورزانی است که در استان همدان به کشت گندم اشتغال داشتهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که کشاورزان استان همدان به منابع اطلاعرسانی نوین (رایانه، روزنامهها و مجلات الکترونیکی، بروشورهای کشاورزی، و...) دسترسی محدودی دارند، اما نهادهای سازمانی و منابع سنتی (مراکز ترویج و خدمات کشاورزی، تلویزیون، همسایگان و آشنایان، فروشندگان سموم و بذور کشاورزی، و...) به میزان زیادی در دسترس کشاورزان هستند. بر اساس یافتههای تحقیق، میزان اعتماد کشاورزان به مرکز تحقیقات کشاورزی، سازمان جهادکشاورزی استان، مرکز خدمات کشاورزی، و مروج کشاورزی منطقه، در حد بسیار زیادی است. اعتماد به دیگر ابزارهای اطلاعرسانی در حد متوسط و ضعیفی است. در شرایط موجود برای ارائهی اطلاعات تخصصی در خصوص آفات و بیماریهای گندم بخصوص سن گندم، مراکز ترویج و خدمات کشاورزی و مروجین کشاورزی (که دسترسی و اعتماد کشاورزان به آنها در حد مطلوبی است)، مناسبترین گزینهها هستند. همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته نشان میدهد که بین سطح زیر کشت گندم، میزان تولید گندم، و میزان دسترسی و اعتماد کشاورزان به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین سنّ کشاورزان و دسترسی و اعتماد آنها به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات رابطه معنادار اما منفی وجود دارد. مقایسه میانگینها نشان میدهد که میزان دسترسی و اعتماد کشاورزان به فناوری اطلاعات و ارتباطات با توجه به میزان تحصیلات، جایگاه اجتماعی، و شرکت کشاورزان در دورههای آموزشی، با هم تفاوت معنادار دارد
در سازمان های پروژه محور، ویژگی موقتی بودن پروژه ها باعث ضعف حافظه، فراموشی تجارب ارزشمند و درس های آموخته شده از پروژه می شود. با توجه به ساختار و اهداف سازمان های پروژه محور نظامی می توان به نقش حیاتی دانش کسب شده از پروژه ها برای بقای سازمان پی برد. هدف این پژوهش شناسایی موانع کلیدی مدیریت دانش و درس آموخته ها در سازمان های پروژه محور نظامی و پاسخ به این پرسش است که «موانع کلیدی مدیریت دانش و درس آموخته ها در سازمان های پروژه محور نظامی چیست و اهمیت و اولویت این موانع به چه ترتیبی است؟» جامعه آماری این پژوهش، 53 نفر از مدیران دانش سازمان های پروژه محور نظامی دارای بخش مدیریت دانش مستقر در شهر تهران می باشد که در حوزه ساخت فعال هستند. شناسایی این سازمان ها بر اساس سه شاخص پروژه محور بودن، داشتن بخش مستقل مدیریت دانش و داشتن فعالیت عمرانی صورت گرفته است. ابزار این پژوهش، پرسش نامه و مصاحبه ساختاریافته بود. روایی پرسش نامه از طریق استادان مدیریت نظامی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی نیز با محاسبه آلفای کرونباخ 0.834 به دست آمد. برای تحلیل استنباطی داده ها از آزمون t تک نمونه ای و آزمون فریدمن استفاده شد. آزمون تی نشان داد هر پنج عامل تأثیر معناداری داشتند. در بین عوامل محتوایی بیشترین تأثیر را داشت. بعد از آن عوامل سازمانی قرار داشت. در نهایت موانع مدیریت دانش و درس آموخته ها در سازمان های پروژه محور نظامی شناسایی و در 5 بخش طبقه بندی شده و در نهایت 12 گام در سه لایه برای کاهش و بهبود موانع مدیریت دانش و درس آموخته ها در سازمان های پروژه محور نظامی ارائه گردید.
بر اساس ادبیات نمایندگی، پرداخت سود نقدی به سهامداران از یک سو کاهش جریان های نقدی آزاد و کاهش احتمال سرمایه گذاری در پروژه های سرمایه گذاری غیربهینه و از سوی دیگر افزایش نظارت مستمر بر مدیران به وسیله بازار سرمایه را به دنبال دارد. بر این اساس، خط مشی پرداخت سود به عنوان یکی از ساز و کارهای کاهش تضاد منافع مطرح می شود. از این رو، در این پژوهش به بررسی تاثیر ساز و کار های داخلی و خارجی نظام راهبری شرکتی بر خط مشی پرداخت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. نمونه مورد بررسی شامل 60 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1380 الی 1388، و روش آماری مورد استفاده، تحلیل رگرسیون با استفاده از داده های ترکیبی به روش اثرات ثابت است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که ساز و کارهای نظام راهبری شرکتی داخلی، شامل اندازه هیات مدیره، درصد اعضای غیرموظف هیات مدیره، حضور یکی از اعضای غیرموظف در ریاست هیات مدیره و مالکیت مدیریتی تاثیر معنی داری بر نسبت پرداخت سود نقدی شرکت های مورد بررسی ندارند. از بین ساز و کارهای نظام راهبری شرکتی خارجی نیز مالکیت نهادی تاثیر معنی داری بر نسبت پرداخت سود نقدی ندارد. با این وجود، اندازه حسابرس و نسبت بدهی دارای تاثیر معنی دار و منفی بر نسبت پرداخت سود نقدی هستند.
هدف این مطالعه پیش بینی آمادگی برای تغییر سازمانی بر اساس ادراک کارکنان یکی از بانک های دولتی از نوع ساختار سازمانی با نقش واسطه گری انسجام سازمانی است. روش تحقیق حاضر، از نظر هدف، کاربردی بوده و بر حسب روش، تحقیقی توصیفی از نوع همبستگی است که با به کارگیری ابزار پرسشنامه و روش پیمایشی داده های مورد نیاز جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان شعب این بانک در شیراز است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تعداد 201 نفر انتخاب گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نوع ساختار سازمانی، مقیاس انسجام سازمانی و مقیاس محقق ساخته آمادگی برای تغییر سازمانی است که پس از محاسبه روایی و پایایی، توزیع و جمع آوری شده است. به منظور تحلیل داده های پژوهش از نرم افزارLisrel 8.54 و آزمون مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که ساختار سازمانی بازدارنده پیش بینی کننده منفی و معنادار انسجام سازمانی است. همچنین سازمانی بازدارنده پیش بینی کننده منفی و معنادار آمادگی برای تغییر سازمانی است. یافته ها حاکی از آن است ساختار سازمانی تواناساز پیش بینی کننده مثبت و معنادار آمادگی برای تغییر سازمانی است و سهم واسطه گری انسجام سازمانی نیز مشهود است.
در این پژوهش، اثر هزینه های نمایندگی بر ریسک سقوط قیمت سهام با رویکرد الگوسازی معادلات ساختاری بررسی می شود. برای دست یابی به اهداف پژوهش، 110 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1381 تا 1393 برای نمونة آماری انتخاب شدند. هزینه های نمایندگی به کمک متغیرهای مشاهده پذیر اندازة شرکت، نسبت اهرمی، نسبت سودآوری، نسبت کیوتوبین، نسبت بکارگیری دارایی ها و نسبت جریان وجوه نقد آزاد اندازه گیری می شود و سنجش ریسک سقوط قیمت سهام با استفاده از سه معیار مبتنی بر الگوهای هاتن و همکاران (2009)، کیم و همکاران (Kim, et al., 2011) و کیم و همکاران (2017) انجام می گیرد. هم چنین، متغیرهای کیفیت افشا، عدم شفافیت جریانات نقدی و عدم شفافیت سود به عنوان متغیرهای کنترلی وارد الگوی پژوهش شده اند. پس از اطمینان یافتن از برازش قابل قبول الگوهای اندازه گیری و ساختاری پژوهش، نتایج حاکی از آن است که، هزینه های نمایندگی اثر منفی و معناداری بر ریسک سقوط سهام محاسبه شده بر مبنای معیار اول دارد ولی ارتباط معناداری بین هزینه های نمایندگی و دو معیار دیگر ریسک سقوط قیمت سهام مشاهده نشد. هم چنین، از بین متغیرهای کنترلی تنها متغیر کیفیت افشا اثر منفی و معنادار بر ریسک سقوط سهام دارد و رابطة معناداری بین متغیرهای عدم شفافیت جریانات نقدی و عدم شفافیت سود با ریسک سقوط قیمت سهام مشاهده نشد.