اخیرا مسائل زیست محیطی به عنوان یکی از چالشهای پیشروی کشورهای توسعه یافته و صنعتی مورد توجه میباشد و مدیریت زنجیره تامین سبز به عنوان رویکردی مهم در سازمانها به منظور دستیابی به اهداف مالی و کسب سهم بیشتر در بازار از طریق کاهش اثرات و ریسکهای زیست محیطی معرفی شده است. این پژوهش در راستای شناسایی و رتبه بندی موانع استقرار زنجیره تامین سبز در صنایع کوچک و متوسط در استان قزوین انجام پذیرفته است.روش پژوهش، توصیفی- اکتشافی از نوع پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. نمونه آماری تحقیق شامل خبرگان و صاحبنظران و همچنین فعالان شاغل در حوزه زنجیره تامین در صنایع کوچک و متوسط استان قزوین می باشد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از روش تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری بر پایه نرم افزارهای Lisrel و SPSS استفاده شد. موانع شناسایی شده به ترتیب اهمیت، اولویت بندی گردیدند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد موانع تعیین شده به عنوان سطح اول شامل سازمانی، محیطی و فردی به ترتیب دارای رتبه اول تا سوم شدند و موانع شناسایی شده به عنوان سطح دوم به ترتیب اولویت شامل موانع مدیریتی، دولتی، تکنولوژیکی، آگاهی، رقابتی، اعتقادی و اقتصادی از موانع عمده در مسیر استقرار و پیاده سازی مدیریت زنجیره تامین سبز در صنایع کوچک و متوسط استان قزوین می باشند.
مروزه تنیدگی ،زندگی انسان را بسیار تهدید کرده و تأثیرات ویرانگر آن بر زندگی فردی و اجتماعی کاملاً نمایان است. تنیدگی سبب رسیدن آسیب های فراوان به کارکنان و سازمان می شود. انسان وظایفی را که در وضعیت عادی به سادگی انجام می دهد در وضعیت تنیدگی با دشواری به اجام می رساند. این پژوهش به بررسی رابطه بین سطح بر خورداری از مهارت های مدیریتی، شخصیت و تنیدگی و میزان تنیدگی در مدیران آموزشی مقطع متوسطه شهر همدان می پردازد. در انجام این پژوهس از روش میدانی – پیمایشی استفاده شده است و اطلاعات لازم از طریق سه پرسشنامه مهارت، شخصیت و تنیدگی جمع آوری شده است. نتایج حاصل از اطلاعات ، بیانگر وجود رابطه بین سطح برخورداری از مهارت های مدیریتی، شخصیت و تنیدگی است.
این پژوهش به منور بررسی نگرش فارغ التحصیلان شاغل مدارک پرشکی نسبت به رابطه برنامه ی آموزشی و کار در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی - درمانی ایران ، تهران و شهید بهشتی در سال 1378 ، صورت پذیرفت. جامعه پژوهش را فارغ التحصیلان کاردانی و کارشناسی شاغل در بخش مدارک پزشکی تشکیل می داد که در زمان انجام این پژوهش دارای حداقل یکسال و حد اکثر هشت سال سابقه کار بودند. تعداد کل نمونه 131 نفر بود که 53 نفر از آنان کار دان ، و 78 نفرکارشناس بودند .....
از جمله مسائلی که بخش اعظمی از تصمیم های مدیران مالی شرکت ها را به خود اختصاص داده است، تصمیم گیری در رابطه با تعیین ساختار سرمایه شرکت ها است، که با توجه به اثر مستقیم آن بر ارزش و اعتبار شرکت، در مباحث مالی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل تعیین کننده ساختار سرمایه در بورس اوراق بهادار تهران با تأکید بر نظریه سلسله مراتبی، با استفاده از دو مدل ایستا و پویا به بررسی نحوه اثرگذاری متغیرهای بازده سرمایه گذاری، دارایی های ثابت مشهود، خالص دارایی های در گردش، اندازه شرکت و شاخص سودآوری بر نسبت بدهی، می پردازد. به همین منظور با جمع آوری اطلاعات مالی منتشر شده 101 شرکت بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1380 الی 1390، مدل های مربوط تصریح شد که بر اساس روش حداقل مربعات معمولی به آزمون فرضیات پرداخته شد. نتایج حاصله از این پژوهش، تأیید کننده استفاده از مبانی نظریه سلسله مراتبی در حالت ایستا برای تصمیم های تأمین مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است، که تمامی متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده در این مدل دارای رابطه معنادار با نسبت بدهی هستند که مطابق با مبانی نظری ارائه شده نیز است. اما در نتایج مربوط به آزمون فرضیات مدل پویا، تنها اثر مثبت دارایی های ثابت و تأثیر منفی خالص دارایی های در گردش مورد تأیید قرار گرفت.
هنر- صنعت فرش دستباف از نظر اشتغالزایی و ارزآوری اهمیت بالایی دارد. اهمیت فرش دستباف در اقتصاد کشور از یک طرف و وجود رقبای خارجی قدرتمند مثل چین، هند، پاکستان و... از طرف دیگر باعث شده که کسب و حفظ مزیت رقابتی ملی در این عرصه از اولویت های مسئولین باشد. صاحبنظرانی همچون مایکل پورتر و دیگران در مسیر بدست آوردن مزیت ملی رقابتی به اهمیت فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی توجه خاص نموده اند، اما با اینحال موارد شکست پروژه های مربوطه و هزینه های بسیار بالا و بعضاً بدون دستاورد آنها هم کم نیستند. لذا مدیریت فرش دستباف، پژوهشی را با هدف امکان سنجی توسعه سیستم اطلاعات مدیریت فرش دستباف ایران تعریف و توسط مجری طرح اجرا نمایند. پژوهش حاضر، یک پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل تمام سازمان های مسئول، شرکتها، بنگاه های فعال (153 سازمان) در زمینه فرش دستباف در استان های تهران و آذربایجان شرقی می باشد و از روش نمونه گیری طبقه ای برای انتخاب افراد نمونه استفاده شده است. طی این پژوهش، امکان پذیری توسعه و پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی فرش دستباف در سه حوزه سازمانی، فنی و اقتصادی با تنظیم نه فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داده است که توسعه سیستم های اطلاعاتی مدیریت فرش دستباف از نظر فنی، سازمانی و اقتصادی امکان پذیر می باشد.
رشد بازارهای رقابتی در دنیای امروزی و به دنبال آن افزایش تقاضا برای جذب مشتریان نیازمند توجه به عوامل موثر بر هوشمندی کسب و کار برای کسب اطلاعات بیشتر است. هدف این پژوهش نیز بررسی عوامل تکنولوژیک، سازمانی، فرآیندی و کسب و کار موثر بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمندی کسب و کار است. این پژوهش از نظر هدف،کاربردی و از نظر شیوه ی گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران و کارشناسان شرکت شاتل تشکیل می دهند. به منظور آزمون مدل پژوهش از پرسشنامه حاوی 57 سوال استفاده شد که سوالات آن از ادبیات پژوهش استخراج شده و پس از بازبینی و تایید توسط کارشناسان مربوطه به کار برده شد و برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که هر یک از عوامل سازمانی، فرآیندی و کسب و کار و تکنولوژیک (بجز مدیریت تغییر موثر) بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمندی کسب و کار تاثیرگذار بوده است.
رفتار کارکنان در سازمان باید در جهت تولید باشد. اما گاه این رفتارها نهتنها در مسیر تولید نیست؛ بلکه، در فرایند تولید نیز اختلال ایجاد میکند. با این وجود، برخی عوامل مانند جوّ سازمانی مناسب و وجود عدالت سازمانی مانع رفتارهای مخرب میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر عدالت سازمانی و جوّ سازمانی بر رفتارهای ضد تولید در کارکنان یکی از سازمانهای شهر اصفهان است. نمونة پژوهش شامل 132 نفر از کارکنان این سازمان بود که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش پرسشنامههای عدالت سازمانی و جوّ سازمانی و فهرست وارسی رفتار ضد تولید است. نتایج نشان داد که رفتار ضد تولید نسبت به سازمان با جوّ سازمانی نوآورانه، جوّ سازمانی همکارانه، عدالت توزیعی و عدالت رویهای رابطة منفی دارد و رفتار ضد تولید نسبت به فرد با جوّ سازمانی همکارانه و عدالت رویهای رابطة منفی دارد. همچنین، جوّ نوآورانه، جوّ همکارانه و عدالت رویهای تأثیر مستقیم، و عدالت توزیعی تأثیر غیرمستقیم بر رفتارهای ضد تولید دارد. بر اساس یافتهها، سازمانها میتوانند با تشویق نوآوری و همکاری و نیز توسعة رویهها و توزیعهای عادلانه از رفتارهای مخرب و ضد تولید کارکنان جلوگیری کنند.
هرگاه واژه رقابت در یک صنعت پررنگ تر شود، موضوع بازاریابی نیز در آنجا از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد شد. صنعت آموزش کشور نیز از این قاعده مستثنی نبوده و با افزایش پتانسیل آموزش در سال های اخیر، رقابت نیز میان بازیگران این صنعت بیشتر شده است. رقابت ایجاد شده بر سر حفظ سهم بازار خود و کسب سهم بیشتر از بازار رقیب، کشور را نیز به ارتقا کیفیت آموزش های ارائه شده امیدوار کرده است. معلمان، آموزشگاه ها، دانشگاه ها و سایر ارائه دهندگان خدمات آموزشی به صورت مستمر در تلاش هستند تا به نحوی با معرفی برند خود به مخاطبان بالقوه، دانش پذیران بیشتری را برای دوره های آموزشی خود جذب کنند و با افزایش نرخ ثبت نام به جایگاهی بالاتر از رقبا در این صنعت دست یابند. ورود تکنولوژی های مختلف آموزشی و سیستم مدیریت یادگیری الکترونیکی، به حوزه آموزش و پرورش نیز بازار آموزشی کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. تمام موسسات آموزشی اعم از مدارس دولتی، آموزشگاه های حضوری و غیر حضوری، مدارس غیر انتفاعی و آموزشگاه های آنلاین هریک به نحوی برای جذب دانش آموزان بیشتر با یکدیگر رقابت می کنند؛ بنابراین بازاریابی تنها به معنای فروش و یا تبلیغ نیست بلکه در آموزش که نوعی خدمت می باشد، بازاریابی خدمات، بازاریابی آموزشی است که با راهبرد های خود می تواند باعث افزایش بهره وری و رشد و توسعه صنعت آموزش شود. تحقیق حاضر به مقاله ای مروری است که به شناسایی نقش و جایگاه بازاریابی آموزشی در آموزش و پرورش و در مؤسسات خدمات آموزشی میپردازد.
پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی پدیده انتقال آموزش در آموزش های ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش آغاز شد که بدین منظور ابتدا به شناسایی دوره های آموزشی ضمنخدمت دچار شکست انتقال آموزش پرداخته شد در مرحله دوم به بررسی علل و پیامد های این امر، و در مرحله سوم به طراحی مدل توجیهی این فرایند اقدام گردید. در مرحله پایانی نیز به منظور اعتباربخشی نظریه پایانی از معیار های تناسب (بازنگری توسط شرکت کنندگان)، جامعیت (بازنگری توسط شرکت کنندگان)، قابلیت فهم (طراحی مدل و بازبینی توسط متخصصان و شرکت کنندگان)، شفافیت (توضیح روندکار) استفاده شد. رویکرد پژوهش حاضر از نوع کیفی و روش نظریه مبنایی بود که محیط پژوهش (جامعه) شامل تمامی معلمان با سابقه در زمینه حضور در دوره های آموزشی ضمنخدمت بود. اطلاع رسان ها (نمونه) نیز شامل 23 نفر از معلمان استان خراسان رضوی بودکه براساس روش نمونه گیری هدفمند و قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه های عمیق نیمهساختارمند و روش تجزیه و تحلیل داده ها، روش پیشنهادی استراس و کوربین بود. نتایج حاوی دو پدیده محوری ""انتقال آموزش"" و ""یادگیری"" بود که متأثر از عوامل زمینه ای مؤثر یادگیری (یادگیرنده، آموزش دهنده، محتوا، امکانات و تجهیزات آموزشی، زمان و مکان آموزش، ارزشیابی و بازخورد) بودند. این دو پدیده شامل پیامدهای نیز بودند که به دو دسته پیامد برای معلمان (دید منفی و بی انگیزگی نسبت به سایر ضمن خدمت ها، اتلاف وقت، کاهش سطح و کیفیت تدریس) و پیامد برای دانش آموزان (بی نظمی و شلوغی در کلاس، بهره مندی از روش های کلیشه ای و تکراری، عدم بهره مندی از مطالب روز، دل مردگی و روزمرگی) تقسیم شدند.
هدف این نوشتار، بررسی رابطه بین رتبه افشای مسئولیت اجتماعی و سیاست تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به منظور اندازه گیری سطح افشای مسئولیت اجتماعی از روش تحلیل محتوای گزارش های هیئت مدیره استفاده شد. از این رو، چک لیستی متشکل از 17 مؤلفه و 60 معیار که سه بُعد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطیِ مسئولیت اجتماعی در آن لحاظ گردیده است، مورد سنجش قرار گرفت. بر اساس نتایج، به طور متوسط حدود 48 شاخص یعنی 80% آنها در گزارش های سالانه فعالیت هیئت مدیره افشاء نمی شود. سطح پایین افشاء ابعاد سه گانه مسئولیت اجتماعی را می توان ناشی از شکاف وضعیت موجود از انتظارات ذی نفعان دانست. لذا، تدوین الزامات و استانداردهای مناسب برای گزارشگری و افشاء این شاخص ها در گزارش های سالانه شرکت ها برای پاسخگوئی به انتظارات ذی نفعان در بازار سرمایه ایران ضروری می باشد. همچنین نتایج رگرسیون حداقل مربعات معمولی گویای آن است که بین سطح افشای مسئولیت اجتماعی با نسبت تقسیم سود، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به بیان دیگر، مدیران شرکت هایی که سطح بیشتری از مسئولیت اجتماعی را افشا می کنند، به منظور جلب رضایت و افزایش علاقه سهامداران سود، بیشتری را نیز بین آنان توزیع می نمایند.
پژوهش حاضر به منظور بررسی ارتباط میان عوامل مؤثر بر ترک خدمت دانشگرانICTدر صنعت ارتباطات همراه ایران انجام پذیرفته است. جابجایی پرسنل در صنعت ارتباطات همراه از جمله بزرگترین مشکلاتی است که گریبانگیر سازمان های فعال در این بخش است. افرادی که به دلایل مختلف از سازمان خود ناراضی اند ممکن است به سادگی سازمان را ترک کنند، زیرا به سبب بازار رو به رشد و رقابتی صنعت مذکور، بدیل های شغلی متعددی برای آنها قابل تصوراست و امکان یافتن شغل های جدید و استخدام در سازمان های دیگر وجود دارد. برای انجام پژوهش، پس از بررسی ادبیات موضوع و بهره گیری از نظرات خبرگان، پیمایشی در میان صاحبنظران موضوع پژوهش انجام پذیرفت و پرسش نامه های جمع آوری شده با استفاده از آزمون میانگین یک جامعه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که اصلی ترین عوامل مؤثر بر ترک خدمت دانشگران ICT عبارتند از: سن، سطح تحصیلات، تصدی سازمانی، جنسیت، حقوق، ابهام نقش، تنوع وظیفه، رضایت شغلی، گزینه های شغلی، رئیس بد و عدالت در پاداش؛ سپس با استفاده از متدولوژینقشه های شناختی فازی، چگونگی ارتباط میان این عوامل تبیین گردید.