پژوهش حاضر با هدف مطالعه میزان به کارگیری نقش های سه گانه مدیریتی مینتزبرگ (متقابل شخصی، اطلاعاتی و تصمیم گیری) در بین مدیران بانک شهر انجام شده است. پژوهش، از نوع توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری، کلیه مدیران و معاونان بانک شهر بودند که تعداد آنها برابر با 591 نفر می باشد. با استفاده از فرمول کوکران 232 نفر، به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. نظرخواهی توسط پرسشنامه محقق ساخته با پانزده گویه انجام شد. به منظور تعیین روایی پرسشنامه از روش روایی محتوا و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که برای کل نقش ها 82/0 به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها، از آزمون های t تک متغیره و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که از دیدگاه پاسخگویان، میزان به کارگیری نقش های مدیریتی در حد زیاد بوده است. همچنین طبق نتایج آزمون تحلیل واریانس در خصوص میزان به کارگیری نقش اطلاعاتی بر حسب متغیر سطح تحصیلات و همچنین میزان به کارگیری نقش متقابل شخصی و نقش تصمیم گیری برحسب متغیر سابقه مدیریتی، تفاوت معناداری وجود دارد
فرهنگ اداری مطلوب یکی از الزامات اساسی برای اجرای برنامه های تحول اداری است. اغلب رویکردهای مدیریت دولتی در یک بستر فرهنگی خاصی مطرح شده اند به طوری که مسیر اجرای برنامه های تغییر را هموار سازند. در حالی که اغلب مطالعات در برنامه های تحول اداری بر تغییرات ساختاری تمرکز دارند. این تحقیق بر فرهنگ اداری به عنوان بستر تحولات توجه دارد. هدف اصلی این تحقیق شناسایی موانع تحول اداری از منظر فرهنگ اداری است. جامعه آماری پژوهش را تعدادی از خبرگان اجرایی و دانشگاهی تشکیل داده اند که تعداد 14 نفر در بخش کیفی و 30 نفر در بخش کمی به روش نمونه گیری غیر احتمالی (روش گلوله برفی) انتخاب و در تحقیق مشارکت داده شدند. نوع تحقیق از جنبه هدف آن، اکتشافی و از نظر مخاطب، پژوهشی بنیادی است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بوده است که روایی آنها به روش محتوایی و پایایی شان به ترتیب با روش بازآزمون و آلفای کرونباخ بررسی و تایید شده است. به منظور تحلیل داده های بدست آمده از مصاحبه ها از روش تحلیل تم و برای تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی با نرم افزار SmartPLS استفاده شده است. براساس یافته های تحقیق 100 مانع در قالب یازده دسته از موانع در سه سطح فردی، سازمانی و فراسازمانی شناسایی شدند.
سرعت و تغییر به عنوان دو ویژگی مهم عصر اخیر، سازمان ها را با چالش های زیادی روبه رو کرده است، تا آنجا که ادامه زندگی در این محیط ناپایدار و غیرقابل پیش بینی، تنها در صورتی ممکن است که سازمان بتواند با تکیه بر چابکی، علاوه بر تطبیق سریع با محیط، این تغییرات را به عنوان یک فرصت، پیش بینی کند و حتی فراتر از آن اینکه خودش تغییر را به وجود آورد. نیروی انسانی- به عنوان مهم ترین سرمایه سازمان- نقش تعیین کننده ای در چابکی سازمان ایفا می کند. هدف این مطالعه بررسی تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی بر چابکی نیروی انسانی و زیرمجموعه های آن می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. برای گردآوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری این مطالعه، مدیران و معاونین صنعت بانک و روش نمونه گیری، احتمالی تصادفی و از جامعه محدود بوده و تعداد نمونه 171 می باشد. مهم ترین ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بود و داده ها با استفاده از آزمون های KS، آزمون میانگین و معادلات رگرسیون تحلیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از بین متغیرهای جمعیت شناختی، سن، سنوات سمت و جایگاه سازمانی بر پیش فعالی مؤثرند و سایر متغیرها، تأثیری بر پیش فعالی نیروی انسانی ندارد. همچنین نتایج، حاکی از آن است که از بین متغیرهای جمعیت شناختی، تنها سن بر انعطاف پذیری نیروی انسانی مؤثر است؛ به علاوه هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی تأثیری بر سازگاری نیروی انسانی ندارند.
امروزه، اهمیت توجه به خدمات ارائه شده در سازمان های خدماتی به اندازه ای افزایش یافته که توجه بسیاری از اندیشمندان مراکز تحقیقاتی و مدیران سازمان ها را به خود معطوف داشته است. از طرفی، وفاداری نیز از جمله مواردی است که بازاریابی امروز به آن توجه زیادی می کند. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر ابعاد برند خدمات بر وفاداری به برند با آزمون تعمیم پذیری مدل اصلاح شده برند خدماتی در صنعت بانکداری می باشد. جامعه آماری این تحقیق مشتریان بانک تجارت در شهر تهران بوده و حجم نمونه 385 نفر می باشد که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، از نوع توصیفی- پیمایشی می باشد. مدل مورد مطالعه با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و رویکرد کمترین مربعات جزیی مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که شواهد برند و آوازه برند از طریق رضایت برند و نگرش بر وفاداری برند در صنعت بانکداری تاثیر دارد. این درحالی است که آوازه برند بر رضایت برند تاثیر ندارد.
"یکی از مباحث مهم بخش حمل و نقل، تعیین مقدار حمل بهینه کالاهای وارداتی از مبادی ورودی به مناطق مختلف مصرف است، در این تحقیق با شناخت عوامل تعیین کننده تقاضای جاده ای، اقدام به تدوین مدل برنامه ریزی خطی به منظور معرفی مقادیر بهینه حمل کالاهای وارداتی از مبادی ورودی به مراکز مصرف شده و هدف از آن کمینه کردن کل هزینه های حمل و نقل است.
از آنجا که سهم واردات کالا از مرزهای آبی بیش از 94 درصد است، بنادر به عنوان مبادی ورودی کشور در نظر گرفته شدهاند. سپس زمینه های نظری روش برنامه ریزی خطی (LP)، خصوصیات و فرضهای اساسی برنامه ریزی خطی، شیوة ساخت مدل و مدل عمومی ریاضی در برنامه ریزی خطی مشخص شده و روش ساخت مدل عرضه و تقاضا ارایه می شود. همچنین برای منطقه بندی انتخابی در این تحقیق با تو جه به عوامل مهم از قبیل جمعیت، شبکه توزیع، موقعیت جغرافیایی استانها، وضع موجود شبکه را ه های استانی و نرخ خدمات رسانی حمل ونقل، استانهای کشور به عنوان مراکز مصرف در نظر گرفته شده اند. ضرایب تابع هدف در مدل تقاضا ، کرایه حمل مبدأ - مقصد کالا هستند و در توابع قید نیز ظرفیت هریک از مبادی ورودی و نیاز هر استان از کل واردات کشور ضرایب توابع هستند. این ارقام براساس اطلاعات سازمان راهداری و حمل ونقل جاده ای و سازمان بنادر و کشتیرانی استخراج شده اند. نهایتاً به کمک روش برنامه ریزی خطی، مقادیر حمل بهینه کالاهای وارداتی از بنادر به مراکز استانها، مقدار استفاده از ظرفیت هر یک از مبادی، آنالیز حساسیت مربوط به مسئله و قیمت های سایه1 مربوط به محدودیت ها و هزینه های فرصت مشخص شده اند."
توسعه صادرات غیر نفتی با محوریت جهش صادراتی، از جمله اهداف بسیار مهم برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار می رود. از این منظر، تعیین پتانسیل تجاری ما بین ایران و کشورهایی که بازار آنها جهت محصولات صادراتی به عنوان بازار هدف تلقی می گردد، یک امر کاملا بدیهی است. کره جنوبی از جمله این کشورهاست. با توجه به سابقه دیرینه روابط ایران با این کشور و تنظیم موافقت نامه های اقتصادی و تجاری فیمابین لازم است که وضعیت اقتصادی و تجاری این کشور به همراه عملکرد تجاری دو جانبه، به دقت مورد مطالعه قرار گیرد. بدین منظور این مقاله درصدد است ابتدا با استفاده از شاخص های عملکرد، مقایسه ای بین عملکرد تجاری دو کشور داشته و سپس با بکارگیری معیار درجه اکمال تجاری اولا بخش های مکمل را شناسایی کرده و سپس در بخش های مکمل محصولات قابل مبادله (تجارت بالقوه کالایی) را مشخص سازد.
دنیای فردا دنیای سازمانهای پسانوگراست و شاید اشکال غالب سازمانهای امروزی همچون بوروکراسی ها که به شکل حیرت آوری در تار و پود زندگی اجتماعی انسان امروز ریشه دوانیده است و زندگی بدون آنها غیر قابل تصور می نماید، پاسخگوی نیازهای جامعه فردا نباشد? مفاهیم سازمان مدیریت و رهبری و فرایندهای مرتبط با آنها بشدت در معرض تغییرند. با رشد سریع تکنولوژی های مختلف بخصوص فناوری اطلاعات و فنون ارتباطی جدید، از هم اینک آهنگ فروپاشی ساختارهای عریض و طویل به گوش می رسد و مفاهیمی همچون سازمان های مجازی، دولت اینک آهنگ ...
پژوهش در مورد فرایند تصمیم گیری بر موضوعاتی همچون روانشناسی، زیست شناسی عصبی، آسیب شناسی و همچنین اقتصاد متکی است و صرفنظر از این واقعیت که فرایند تصمیم گیری آگاهانه یا ناخودآگاه خلق می شود، شامل عواملی است که هر کدام نقش مهمی را در تصمیم گیری در سطوح مختلف مبتنی بر اع صاب ایفا می کنند. از دیدگاه روانشناسی، تصمیم گیری فرایندی است که جنبه های شناختی، احساسی و انگیزشی نقش حیاتی در آن ایفا می کنند. مطالعات انجام پذیرفته بر روی تکنیک تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی مغز نشان می دهد که فرایندهای تصمیم گیری قبل از اینکه فرد بتواند آن را درک کند، شروع می شود. علم نوروشیمی چندین انتقال دهنده عصبی مانند دوپامین، سروتونین، کورتیزول، اکسی ت وسین و پرولاکتین را شناسایی کرده است که با فرآیندهای تص میم گی ری از راه های گ وناگون مرت بط می باشند و ماهیت پیچیده ای دارند که هنوز به طور کامل شناخته نشده است. از دیدگاه شیمی مبتنی بر اعصاب، کنترل فرایندهای تصمیم گیری توسط ارتباط مطلوب در میان بخش های مختلف مغز که توسط سطوح مختلف هورمون سروتونین تنظیم می شود تعیین می گردد. از نظر آناتومی عصبی، این (قشر پیشانی) است که نقش مهمی در هماهنگ کردن همه فرآیندهای منتهی به تصمیم گیری ایفا می کند و حاصل ترجیحات و باورهای فردی است و در نهایت علوم اعصاب اجتماعی ما را قادر می سازد تا مکانیزم های عصبی بنیادی که توانایی انسان برای نشان دادن اهداف و نیات ما را دارند، مشاهده کنیم. مطالعات پیرامون فرآیندهای تصمیم گیری مبتنی بر علوم اعصاب به ما بینشی بهتر نسبت به عقلانیت محدود انسان و نقش احساسات، اخلاقیات و همدلی در فرایند تصمیم گیری می دهد. همچنین این مطالعات به دانش ما در مورد روند تصمیم گیری ها و ارزش ه ای انط باقی آن ها ک مک می نماید.