یکی از اصلی ترین بخش های آموزش نظامیان تمرین های تیراندازی می باشد. درحال حاضر اطلاع دقیقی از میزان اثرگذاری برنامه های تمرینی مورد استفاده بر دقت تیراندازی تکاوران وجود ندارد. به همین دلیل مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر 6 هفته تمرین آمادگی جسمانی، بر نتایج تیراندازی تکاوران طراحی و اجرا شد. در این مطالعه 40 سرباز سالم به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) تقسیم شدند و در دو مرحله ی پیش و پس آزمون مورد مقایسه قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 6 هفته، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه به مدت 50 دقیقه به فعالیت های ورزشی منتخب پرداختند. داده ها با استفاده ازنرم افزارSpss و روش آماری تی در گروه های همبسته و مستقل در سطح معنی داری 05/0 P < آزمایش شدند. تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از دو وضعیت تیراندازی (ایستاده و درازکش) نشان داد که اعمال متغیر مستقل اثر مثبت و معنی داری در سطح احتمال (05/0P <) بر دقت در تیراندازی داشته است. به عبارت دیگر دقت در تیراندازی پس از اعمال متغیر مستقل (6 هفته تمرینات آمادگی جسمانی) بهتر و دقیق تر است. این نتیجه هنگامی که افراد در وضعیت ایستاده تیراندازی می کردند نیز بدست آمد و در وضعیت درازکش نیز اعمال متغیر مستقل نتیجه مثبتی بر دقت در تیراندازی داشته است و میزان اثر آن از نظر آماری و در سطح احتمال (05/0P <) معنی دار بوده است. در نتیجه برنامه ی تمرینات ورزشی منتخب آمادگی جسمانی منجر به بهبود نتایج تیراندازی در دو وضعیت ایستاده و درازکش در تکاوران شد.
هدف این مقاله، شناسایی ویژگیهای کیفی نرم افزارهای تجارت الکترونیکی بنگاه با بنگاه (B2B) است. برای این منظور، ابتدا با مقایسه استانداردها و مدلهای کیفیت نرم افزار، ویژگیهای یک مدل بعنوان مبنا انتخاب میشود. سپس با مطالعه ویژگیهای کیفی فازهای معاملات B2B و بررسی معیارهای کیفی موجود در سیستمهای موجود، ویژگیهای کیفی این نرم افزارها شناسایی و به ویژگیهای مبنا اضافه خواهد شد. در پایان نیز یک سیستم کاربردی براساس این ویژگیها مورد ارزیابی قرار گرفته و نتایج حاصل تحلیل خواهد شد. روش این تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است که بر مبنای مطالعات کتابخانهای صورت گرفته است. چکیده فارسی مقاله ا
زمینه وهدف: درمان نگهدارنده با متادون می تواند موجب بهبود شاخص های مختلف سلامت افراد تحت پوشش به ویژه در زندان های کشور گردد، بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر درمان نگهدارنده با متادون بر کیفیت زندگی زندانیان تحت پوشش استان تهران در سال 1388 بود.
روش: این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی بوده و به لحاظ دستیابی به اهداف، جنبه کاربردی دارد که در دو گروه آزمایش و شاهد در سال 1388 محقق گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی و کیفیت زندگی استفاده شده است. تحلیل آماری داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و با روش های آمار توصیفی و تحلیلی انجام شد.
یافته ها: از مجموع 250 نفر پاسخگو در گروه آزمایش؛ 27 نفر (8/10درصد) در زندان اوین، 135 نفر (0/54درصد) در زندان قزلحصار و 88 نفر (2/35درصد) در زندان رجایی شهر به سر می برند، همچنین اعداد سطح معناداری ابعاد کیفیت زندگی شامل: «استفاده از خدمات و برنامه های کاهش زیان»، «راه های حل مشکلات حقوق»، «بهبود روابط خانوادگی»، «راه های بهبود خود»، «راه های مهار احساسات منفی»، «راه های مقابله بامشکلات سلامتی» و «راه های مقابله با مشکلات مواد مخدر» برابر: 012/0، 009/0، 021/0، 045/0، 037/0، 053/0 و 001/0 بوده است.
نتیجه گیری: در یک نگاه کلی، اجرای برنامه درمان نگهدارنده با متادون برای زندانیان تحت پوشش این برنامه موجب بهبود شاخص کیفیت زندگی آنان می گردد که می توان با انجام ساز و کار های مناسب تر، موجب گسترش اجرای این برنامه در سراسر کشور و کاهش بروز بیماریهای پر خطر مرتبط در زندان و جامعه گردد.
شبکه نوآوری رویکردی قابل توجه برای توسعه نوآوری در کشورهای پیشرفته است. رویکرد شبکه سازی به ویژه در مورد توسعه فناوری های پیشرفته مؤثر می باشد. همچنین شناسایی ابعاد مهم در توسعه شبکه های نوآوری می تواند به برنامه ریزی و خط مشی گذاری مناسب برای هر صنعت کمک کند. در این پژوهش با بررسی پیشینه پژوهش در حوزه شبکه نوآوری به استخراج ابعاد گوناگون مؤثر بر آن در صنعت فناوری اطلاعات کشور پرداخته شده است.
هدف از پژوهش انجام مقایسه بین و درون این مؤلفه ها و ارزیابی وضعیت کنونی آن ها می باشد. به این منظور پس از تأیید ابعاد به وسیله خبرگان، پیمایشی برای ارزیابی این ابعاد در شرکت های فناوری اطلاعات در هفت استان کشور اجرا شد. در این پژوهش ابعاد توانمندی شرکت ها، تعبیه شدگی، مساعد بودن محیط، خودسازمان دهی، یادگیرنده بودن، کیفیت تعامل ها، نوآوری و اثربخشی شبکه نوآوری ارزیابی شد. این ابعاد بر اساس شاخص های گوناگون مورد بررسی قرار گرفت و نتایج تحلیل شد. براساس نتایج حاصل شده از طریق مقایسه مؤلفه های سازنده این ابعاد و بین ابعاد با یکدیگر، وضعیت کنونی آن ها استحصال شد که می تواند در سیاست گذاری ها مورد توجه قرار گیرند. نتایج بیانگر تفاوت معنادار وضعیت این مؤلفه ها می باشد.
روند رو به رشدی در توجه سازمان ها به یادگیری به عنوان یکی از مهم ترین منابع سازمانی برای کسب مزیت رقابتی ایجاد شده است. زیرا نگرش یادگیرندگی موجب کسب فرصت هایی برای ارتقای قابلیت سازمانی و درک مشکلات فرا روی فعالیت های مشترک با شرکاء میشود. سؤال اصلی این پژوهش عبارتست از: تأثیر فرآیندهای یادگیری روی عملکرد در همکاریهای مشترک چیست؟ جامعهی آماری بالغ بر 250 نفر از افراد دست اندرکار در مرکز تحقیقات ایران خودرو است که از این تعداد نمونه ای 105 تایی به طور غیر تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش های میدانی استفاده شده است. پرسشنامهی این پژوهش، بالغ بر 19 سؤال است که 15 سؤال آن مربوط به متغیرهای مستقل و 4 سؤال مربوط به متغیر وابسته (عملکرد) است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون خطی استفاده شده است. نتیجهی پیمایش نشان میدهد که بیشترین یادگیری در سطح انتقال اتفاق افتاده است و بیشترین تأثیر را روی عملکرد داشته است. به ترتیب، یادگیری در سطح جذب و بهره برداری در مورد مطالعه شده، کمتر اتفاق افتاده و تأثیر کمتری روی عملکرد داشته است.
"این مقاله می کوشد به این پرسش که «چرا و چگونه سیستم تأمین اجتماعی در جمهوری کره در زمانی که بحران های مالی به وجود آمد، گسترش یافت»، پاسخ دهد.
در این راستا، نخست مشخصات سیستم های دولت رفاه کره، قبل از بررسی اثرات احتمالی بحران های مالی، تبیین و تأکید می شود که: علت تفوق منطق های سیاسی در دوران دولت کیم یانگ ـ سم آن بود که سیاست های تعیین شده نه فقط از منظر اقتصادی بلکه از دیدگاه اجتماعی نیز با فرآیند جهانی سازی هماهنگ شده بود؛ مقوله ای که به ندرت موردتوجه یا مطلوب نظر سیستم تأمین اجتماعی است. همچنین آمده است که نقش دولت در ارائه رفاه به عنوان یک ارائه دهنده سیستماتیک مدل رفاهی، نقش وزینی نبود.
در ادامه مقاله، برنامه های تأمین اجتماعی و نقش دولت بررسی و عنوان می شود که اگر نقش دولت را در ارائه رفاه به چهاربخش تقسیم کنیم، دولت باید به عنوان انتقال دهنده، ارائه دهنده، تأمین مالی کننده، و ناظر، عمل کند. در این صورت، دولت کره نقش کمرنگی در سه حوزه اول داشت و به جای آن، نقش پررنگی در حوزه نظارتی ایفا می کرد.
اثر منفی بحران های مالی در اقتصاد در پایان سال 1997 در سطح معیشت و رفاه شخصی مردم کره در سال 1998 در بخش بعدی مقاله تشریح می گردد.
مقاله تأکید می کند که تأثیر اجتماعی بحران مالی در پی بی توجهی مؤسسات توسعه ای برای حمایت های اجتماعی حادتر شده بود. مؤسسه کنترل کننده و مرکزی نظام رفاهی کره نشان داد در حد کفایت ، از عهده وظایف خود در هنگام افزایش فشارهای اجتماعی بر دولت برنیامده است. ایجاد «تور ایمنی اجتماعی» از طریق اصلاح طرح بیمه بیکاری و برنامه های مساعدت عمومی، در ادامه تبیین می گردد. گفتنی است، نقش دولت درمسائل رفاهی تغییر یافته و به سمت سیستم رفاهی با توزیع مجدد بیشتر میل کرده است.
توسعه و نوسازی برنامه های تأمین اجتماعی (از جمله ، یک پارچه ساختن طرح بیمه درمانی و توسعه طرح بازنشستگی) بخش بعدی مقاله است. حق بیمه ها و برنامه های بازنشستگی در کره در ادامه مقاله موردبررسی قرار می گیرد؛ عنوان می شود که نظام تأمین اجتماعی کره از زمان بحران های اقتصادی به گونه ای اصلاح شده است که از توزیع مطلوب تر و فراگیرتری برخوردار باشد. و برنامه های تأمین اجتماعی به گونه ای تعدیل شدند که با سیاست تعدیل ساختاری همساز و هماهنگ باشند.
مشارکت مدیران و تجار و کارگران در اصلاحات و برای فائق آمدن بر بحران اقتصادی، و مداخله صندوق بین المللی پول و تحولات دموکراتیک قدرت در کره، مقوله هایی هستند که در مقاله موردتأمل قرار می گیرند.
به عقیده مقاله، تداوم توسعه طرح های تأمین اجتماعی بعد از بحران های مالی، عمدتاً ناشی از تغییرات بنیادی داخلی است تا شوک های خارجی وارده به اقتصاد. سه جانبه گرای همراه با رشد تقاضای اجتماعی برای رفاه اجتماعی از مشخصات شبکه های سیاست گذاری جدید و آتی بود. که اصلاحات را هدایت کرده است. به بیان دیگر، مقاله در این موردبحث می کند که توسط سیستم تأمین اجتماعی می تواند تغییر در شبکه های سیاست گذار را از یک وابستگی همزیستی بین دولت، تجار و تأمین اجتماعی، به یک مشارکت سه جانبه و رشد تقاضای اجتماعی برای رفاه اجتماعی تبدیل کند. مقاله همچنین مفاهیم مشخصی را به منظور درک ارتباط میان جهانی شدن و سیستم تأمین اجتماعی ارائه کرده است. از این منظر، اثرات جهانی سازی بر سیاست گذاری ها لزوماً مخرب نبوده بلکه به ساختار نهادهای داخلی بستگی دارد.
"