این پژوهش با هدف تبیین رابطه بین مدیریت زنجیره تأمین سبز، سرمایه فکری سبز و سیستم اطلاعاتی سبز با عملکرد زیست محیطی و عملکرد مالی انجام شده است. روش پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و از نظر روش انجام کار، توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان و مدیران کسب و کارهای تولیدی کوچک و متوسط شهر تهران است و نمونه ای به حجم 277 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شد و ابزار جمع آوری داده های این پژوهش پرسشنامه بوده که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده گردید و نتایج حاکی از رابطه معنادار مدیریت زنجیره تأمین سبز و سرمایه فکری سبز با عملکرد زیست محیطی و عملکرد مالی دارد. همچنین رابطه بین سیستم اطلاعاتی سبز با عملکرد زیست محیطی و رابطه عملکرد زیست محیطی با عملکرد مالی نیز تأیید شده است. به علاوه فرضیه های غیرمستقیم (اثر میانجی متغیر عملکرد زیست محیطی) نیز با آزمون سوبل بررسی شده و پیشنهاداتی برای سازمان ها ارائه شده است.
از چالش های مهم کسب وکارهای کوچک محدودیت منابع مالی، عدم تجربه راه اندازی کسب وکار و فقدان دانش کسب وکار است. یکی از راهبردهای حل چالش های کسب وکارهای کوچک، استفاده از ظرفیت شرکت های بزرگ است. همچنین، یکی از گرایش های نوظهور و جدید توسعه همکاری کسب وکارهای کوچک با شرکت های بزرگ، استفاده از مدل شتاب دهی همکاری است. پژوهش حاضر بر مبنای هدف، کاربردی بود و با روش کیفی مبتنی بر راهبرد داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوه ش شامل 11 نفر، از مدیران و استادان مطلع در حوزه شتاب دهی کسب وکارها بودند که به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف تا رسیدن به اشباع نظری برای مطالعه انتخاب شدند. برای اعتبارسنجی یافته ها، متن مصاحبه ها به صورت خام توسط یک ناظر بیرونی دارای تخصص در پژوهش های کیفی داده بنیاد، مورد بازنگری قرار گرفت، تا میزان مشابهت تم های استخراج شده مشخص شود. یافته های پژوهش، حاکی از آن بود که مقولات (اهداف استراتژیک و تعریف نقشه راه مشترک همکاری، تدوین مدل ها و استراتژی های همکاری، چابک سازی فرایندهای تدارکاتی و حقوقی، انتساب منتورهای شرکتی، فرایند تدریجی آزمایشی، آزمودن و شراکت همکاری) منجر به شتاب دهی همکاری خواهد شد. دستاورد اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدل کاربردی و بازار محور همکاری کسب وکارهای کوچک و شرکت های بزرگ در فضای زیست بوم کارآفرینی است که در نتیجه بهره گیری از آن توسعه کارآفرینی و رشد اقتصادی در جامعه رخ خواهد شد.
هدف این پژوهش بررسی نقش تعاملی قدرت هیئت مدیره بر رابطه بین خودشیفتگی مدیر عامل و عملکرد مالی شرکت در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. به منظور اندازه گیری عملکرد مالی از دو معیار بازده دارایی و ارزش بازار شرکت استفاده شد. آزمون فرضیه ها از طریق رگرسیون چندگانه و به روش حداقل مربعات تعمیم یافته باچیدمان دادهای تابلویی با استفاده از اطلاعات 125 شرکت طی بازه زمانی 1395 تا 1401 صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین خودشیفتگی مدیران و عملکرد مالی (معیار بازده دارایی و ارزش بازار شرکت ) رابطه منفی و معناداری وجود دارد که این نتایج موید تئوری مالی-رفتاری می باشد بدین معنی که معمولا مدیران دارای خودشیفتگی بالا ، به طور سیستماتیک بازده آتی ناشی از پروژه های سرمایه گذاری را بیش از حد تخمین زده و اثر رویدادهای مطلوب بر جریان های نقدی شرکت را بیش از حد و احتمال و اثر رویدادهای نامطلوب بر جریان های نقدی شرکت را کمتر از حد تخمین می زند لذا معمولا مدیران با اطمینان بیش از حد، دارای مخارج سرمایه ای بالاتری بوده و عملکرد مالی ضعیف تری دارند و نتایج این پژوهش نیز موید این موضوع می باشد که خودشیفتگی مدیران باعث کاهش عملکرد مالی شرکت ها می شود. همچنین نتایج نشان داد وجود یک هیات مدیره قدرتمند از یک طرف باعث افزایش عملکرد مالی شده و از طرفی نیز باعث تعدیل و کاهش رابطه منفی بین خودشیفتگی مدیران و عملکرد مالی شرکت ها می شود که حاکی از نقش نظارتی این مدیران در راستای تئوری نمایندگی و مکانیزم حاکمیت شرکتی قوی است. به عبارتی با افزایش استقلال و اندازه هیئت مدیره و میزان مالکیت مدیران، رفتار فرصت طلبانه مدیران عامل و خودشیفتگی و تصمیمات یکجانبه و مغرورانه وی کاهش یافته و به دنبال آن ارزش سهام و عملکرد مالی شرکت افزایش می یابد. این نتیجه بدین معناست که نقش یک هیات مدیره قدرتمند در ایران مطابق با تئوری نمایندگی است و توانایی این ابزار نظارتی در کاهش رفتارهای فرصت طلبانه و رفتار ناشی از خودشیفتگی و اعتماد به نفس کاذب مدیران عامل قوی است.
در عصر اطلاعات، دولت ها به دنبال بهره گیری از فناوری های نوین برای بهبود خدمات رسانی به شهروندان و افزایش بهره وری هستند. دولت هوشمند، با تکیه بر فناوری اطلاعات و ارتباطات، نوآوری و مشارکت شهروندان، به دنبال تحول در نحوه اداره امور عمومی است. هدف این مقاله، شناسایی عوامل حیاتی موفقیت دولت هوشمند در ایران است. با توجه به نوع کاری که در این پژوهش، انجام شده است این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی است. پژوهش حاضر با روش کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد. برای درک عمیق موضوع، علاوه بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد بالادستی این حوزه، از مصاحبه نیمه ساختاریافته جهت گردآوری داده ها استفاده شده است. مصاحبه با 18 نفر از خبرگان این حوزه انجام شده و نظرات آنان، به صورت حضوری، تلفنی و یا مکتوب گردآوری شد. در مجموع، از مطالعات انجام شده، 98 مضمون پایه، 12 مضمون سازمان دهنده و دو مضمون فراگیر با نرم افزار مکس کیودا استخراج شده است. درنتیجه، عوامل حیاتی موفقیت دولت هوشمند در دو دسته اصلی (مضامین فراگیر)، عوامل نهادی و عوامل سازمانی تقسیم بندی شد. عوامل نهادی موفقیت دولت هوشمند عبارت اند از: حکمرانی هوشمند، پشتیبانی و تعهد سیاسی، خط مشی و قوانین و مقررات، امنیت هوشمند، زیرساخت و استانداردهای فناوری اطلاعات، محیط هوشمند، فناوری های نوین و هوشمند. همچنین عوامل سازمانی آن عبارت اند از: معماری سازمانی، قابلیت های سازمانی، ارزش و فرهنگ سازمانی، سرمایه انسانی، خدمات هوشمند و پایدار.
مقدمه و هدف پژوهش: عوامل زیادی بر رفتار مصرف کننده تأثیر می گذارند و موجب اولویت او برای خرید محصول می شود. در ضمن مصرف کننده می تواند به عنوان یک مشارکت کننده نیز عمل کند که باعث افزایش مشارکت او در ارائه خدمات و محصولات نیز گردد بنابراین مشارکت به عنوان یک عامل مهم برای توسعه و تکامل موفق محصولات نیز شناخته می شود. از این رو پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل به منظور تبدیل مصرف کنندگان فرهنگ به مشارکت کنندگان فرهنگ درصنایع دستی انجام گردیده است. روش پژوهش: این پژوهش با روش نظریه داده بنیاد انجام گردیده است.ابزارگردآوری داده ها مصاحبه عمیق بوده و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی اعضای جامعه خبرگانی انتخاب شده اند و با 17 نفر اشباع حاصل گردید. داده های گردآوری شده با نرم افزار مکس کیودا (2018) تحلیل شد و در نهایت مولفه ها استخراج، کدگذاری و سپس مدل نهایی ارائه گردید. یافته ها: پس از تحلیل داده ها و انجام کدگذاری های چندگانه؛ مدلی به منظور تبدیل مصرف کنندگان فرهنگ به مشارکت کنندگان فرهنگ شامل شرایط علی با 3 مولفه، شرایط زمینه ای با 8 مولفه، شرایط مداخله گر با 2 مولفه، پیامدها با 2 نوع پیامد و 4 راهبرد طراحی گردید. نتیجه گیری: بررسی حاضر و بررسی های مشابه نشان می دهد که حرکت از سمت مصرف کننده به سمت مشارکت کننده نه تنها شدنی است بلکه یک الزام است. حوزه صنایع دستی نیز که هم از جنبه اقتصادی و هم از جنبه معنوی برای جوامع بسیار حائز اهمیت است از این امر مستثنی نمی باشد و از طریق راهبردهایی همانند برندسازی، افزایش کیفیت محصولات، قیمت گذاری مناسب می توان زمینه تحقق مشارکت کننده فرهنگی را فراهم آورد. این اقدامات توسعه صنایع دستی، غنای فرهنگی، بهره مندی از آثار اقتصادی و ... را در پی دارد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش عدالت ورزی در شایستگی سازمانی شهرداری های کشور می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ جمع آوری داده ها از نوع توصیفی-اکتشافی و نحوه گردآوری اطلاعات پژوهشی از نوع آمیخته (کیفی- کمی) است. در بخش کیفی جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است. جامعه آماری بخش کیفی، با توجه به محدودیت ها و شرایط درنظر گرفته شده، شامل ۱۷ نفر از نخبگان، خبرگان و مدیران ارشد شهرداری ها است که به صورت هدفمند با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کمّی، جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان رسمی اداری در شهرداری های گرگان، ساری و رشت تشکیل می دهند که تعداد ۳۸۴ نفر بر مبنای فرمول کوکران به شیوه تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته برمبنای نتایج مصاحبه و تحلیل محتوا استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روش صوری و روایی محتوایی آن با شاخص CVR و روایی سازه پرسشنامه توسط تحلیل عاملی تأییدی بررسی و تأیید شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها ابتدا با بهره گیری از تکنیک کدگذاری و نرم افزار MAXQDA شناخت کدها و متغیرها انجام شد. سپس، از مدل معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که با توجه به معیارهای شایستگی سازمانی، بیشترین وزن در معیارهای عدالت ورزی را معیار استقامت و بیشترین وزن در معیارهای اعتمادسازی را معیار خودکنترلی به دست آورده است. بر اساس یافته های این مقاله شایستگی از دیدگاه خبرگان با ایجاد عدالت ورزی مشخص می شود
مقدمه و هدف پژوهش: هویت سازمانی، اصطلاح ارزشمندی است که محرک پنهان بسیاری از اعمال گروهی و تلاش های اجتماعی وبازتابی از هویت اجتماعی می باشد پژوهش حاضر به ارایه مدل هویت سازمانی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران پرداخته است. روش پژوهش: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، تلفیقی از روش های کیفی و کمی می باشد. در مرحله اول از روش کیفی داده بنیاد استفاده شده است، جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان اجرایی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران می باشند. همچنین از خبرگان علمی و دانشگاهی در زمینه فرهنگ نیز استفاده شد ابزار تحقیق شامل برگه های کدگذاری محقق ساخته بود که روایی آن توسط اعضای گروه دلفی تأیید و پایایی آن با معیار پی اسکات 95/0 محاسبه شد. جامعه آماری در مرحله دوم تحقیق، را کارکنان سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران تشکیل می دهند که حدودا 250 نفر می باشند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 160 نفر برآورد شد و پس از گردآوری داده ها، تجزیه و تحلیل آماری داده های پژوهش در دو سطح توصیفی با استفاده از شاخص های آماری (نظیر فراوانی، درصد و میانگین) و سطح استنباطی تحلیل عاملی تاٌییدی، با استفاده از Spss 22 وLisrel8.54 و Excel صورت گرفت. یافته ها: نشان داد که عوامل مرتبط با مدل هویت سازمانی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران در قالب 13 مقوله و در ابعاد 5گانه به صورت عوامل محوری (هویت سازمانی کارکنان)، شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها جای گرفتند. نتیجه گیری: نشان داد که از بین ابعاد مدل هویت سازمانی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران، بعد شرایط علی با میانگین (90/0) بیشترین و بعد پیامدها با میانگین (53/0) کمترین تاثیر را در هویت سازمانی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران دارند.
در مطالعه حاضر، واکنش سهامداران به افشای محتوای اطلاعات چارچوب گزارشگری یکپارچه در شرایط تضاد منافع ازطریق تعدیل بازده مورد انتظار بررسی شده است. بازده مورد انتظار سهامداران با بهره گیری از مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای محاسبه شده است. هزینه نمایندگی ناشی از تضاد منافع براساس مفهوم کارایی طبق نسبت هزینه های عملیاتی به درآمدهای عملیاتی فروش محاسبه شده است. به علاوه، شاخص افشای اطلاعات عناصر محتوا در چارچوب گزارشگری یکپارچه براساس چک لیستی از ابعاد مربوطه سنجش شده است. برای انجام تحلیل ها، تعداد 144 شرکت طی سال های 1395 تا 1401 طبق روش غربالگری از جامعه آماری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران گزینش شدند. داده های بررسی شده بر مبنای مشاهده های شرکت-سال هستند که با تمرکز بر داده های پس رویدادی، از مدل های رگرسیونی در تحلیل ها استفاده شده است. شواهد نشان دادند هزینه نمایندگی ناشی از تضاد منافع بین مدیران و مالکان سبب می شود سهامداران بازده مورد انتظار بالاتری مطالبه کنند؛ با این حال، تلاش شرکت ها در افشای اطلاعات مربوط به عناصر محتوا چارچوب گزارشگری یکپارچه سبب تعدیل بازده مورد انتظار سهامداران هنگام بروز تضاد نمایندگی می شود و از این رو، بازده مورد انتظار سهامداران کاهش می یابد. این یافته ها سازگار با مبانی استدلالی نظریه علامت دهی است که طبق آن گرچه افزایش تضادهای نمایندگی علامتی هشداردهنده برای شرکت ها مبنی بر مطالبه بازده بالاتر از سوی سهامداران است، تمرکز شرکت ها بر بهبود جنبه های افشای اطلاعات براساس عناصر محتوا در چارچوب گزارشگری یکپارچه به عنوان علامتی مثبت از سوی سهامداران تلقی می شود که می تواند انتظارات بازدهی آنها را تعدیل کند.
در سازمان های دولتی کشور یکی از مشکلاتی که مانع پیشرفت سازمان می شود رفتارهای قدرت طلبانه مدیران در ارتباطات سازمانی بوده و صاحب نظران این نوع رفتار را که مدیران به عنوان شخص اول سازمان برای رسیدن به قدرت و نظم به طور آگاهانه یا ناآگاهانه در سازمان های به کار می گیرند، را نوعی آفت سازمانی می دانند. با توجه به اینکه رفتارهای قدرت طلبانه مدیران یکی از موضوعات مهمی است که اثرات مختلفی در ارتباطات سازمانی دارد، لذا این پژوهش با هدف ارائه مدل رفتارهای قدرت طلبانه در ارتباطات سازمانی در میان مدیران سازمان های دولتی کشور انجام گرفت. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نوع داده رویکردی آمیخته است. جامعه آماری بخش کیفی استادان رشته های مدیریت و ارتباطات دانشگاه های استان تهران که سابقه مدیریتی در سازمان های دولتی استان تهران را داشتند، برای انتخاب حجم نمونه از روش گلوله برفی استفاده شد که با 15 نفر مصاحبه شده است. جامعه آماری بخش کمی مدیران سازمان های دولتی استان تهران بودند که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای380 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی به کمک ارویکرد داده بنیاد و بخش کمی با استفاده از نرم افزارهای SPSS22، Lisrel8.54 صورت گرفت. یافته ها نشان می دهد مدل رفتارهای قدرت طلبانه در ارتباطات سازمانی در میان سازمان دولتی کشور شامل مقوله محوری رفتارهای قدرت طلبانه در ارتباطات سازمانی؛ شرایط علی با چهار مؤلفه خصوصیات شخصیتی، ارتباطات، جامعه پذیری و مدیریت؛ زمینه ها با سه مؤلفه رفتار سیاسی، سازگاری موقعیتی و موقعیت شغلی؛ استراتژی با سه مؤلفه جوسازمانی، الگوهای سازمانی، قوانین و مقررات سازمانی؛ عوامل مداخله گر با دو مؤلفه محیط پویا و پیچیده و اخلاق سازمانی و پیامدها با دو مؤلفه بی تفاوتی سازمانی و کاهش مشارکت می باشد. نتایج نشان می دهد، مدل ارائه شده می تواند به درک بهتر رفتارهای قدرت طلبانه مدیران دولتی در ارتباطات سازمانی کمک نماید.
هدف این پژوهش طراحی مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل گمرکات و داراه کل مالیات استان هرمزگان می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از خبره از مدیران و خبرگان و اعضا هیات علمی، مدیران اداره کل گمرکات و داراه کل مالیات استان هرمزگان در مبحث هوشمندی رفتار کارکنان می باشد. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای شناسایی ابعاد و مؤلفه های هوشمندی رفتار کارکنان مصاحبه های مفصل و عمیقی با متخصصان دانشگاهی و مدیران اداره کل گمرکات و داراه کل مالیات استان هرمزگان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل مضمون و نرم افزار NVIVO ویراست 11 استفاده شد. نتایج نشان داد مفاهیم استخراج شده مربوط به مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل گمرک و اداره کل مالیات استان هرمزگان شامل 92 کُد اولیه، 24 مضمون پایه و 8 مضمون سازمان دهنده رفتار شهروندی سازمانی، رفتارهای کاری مخرب، رفتارهای برنامه ریزی شده، رفتارهای کنش گرای استراتژیک، رفتارهای سیاسی، رفتارهای ضد تولید، رفتارهای اخلاقی و رفتارهای اجتماعی مطلوب می باشد.
Mystical tourism could have a significant role in the development of tourism industry. It is also possible to achieve a significant contribution by investing in the pristine sector of mystical tourism and create an authentic Iranian mystical cultural space. Considering the characteristic of a mystical tourist, which is generally spiritual and cognitive issues, gaining inner peace and the meaning of existence, it should be taken into consideration in branding a mystical destination. For this reason, this research tries to investigate The effect of visiting the mystical destination brand on love and fascination with the destination brand. In addition, the cultural destination of tourism can be created with a strong relationship between tourism and culture. Attarnishaburi tomb is one of the potential tourist areas that has the ability to attract tourists at the national and international level with unique historical, cultural, and religious features. The current research was conducted on the people who visited the tomb of Atar Neishaburi in the winter of 1400. Among the current population, 348 people were selected as a research sample based on Cochran's formula with the available sampling method. Statistical calculations were performed by SPSS and Amos software, and the structural equation modeling method was used to check the conceptual model of the research. The findings of the research indicate that brand awareness in mystical tourism according to the criteria of expectation from the brand, consumer brand allocation, secrets, sensitivity to the brand, intimacy and interest in the brand, respect for the brand, in terms of the fit of the tourist with The destination brand creates a positive and meaningful impact. The presence of an important relationship between tourists and the brand, with enjoyable experiences gained from the brand, creates more trust in the brand. The experiences created in connection with the brand can have potential positive effects on trust and satisfaction with the brand. One of the most important tasks of brand managers is to understand a set of associations around the brand because it can be valuable in the brand.
امروزه فناوری به عنوان یک گزینه قوی برای تغییرات کشورهای در حال توسعه تلقی می گردد ، اهمیت و نقش آن در رشد و پیشرفت اقتصادی کشورهای در حال توسعه برهمگان آشکار است . سیاست گذاری توسعه فناوری در حوزه صنعت نفت از یک سو نیاز به تدوین برنامه های بلند مدت و از سوی دیگر بدلیل سرعت بالای تحولات جهانی نیاز به نوآوری در فناوری و دستیابی و بکار گیری موثر فناوری های جدید دارد. این مقاله با توجه به ادبیات نظری و پیشینه موضوع به بررسی و شناخت مهمترین عوامل موثر بر توسعه فناوری های نوین در صنعت نفت ایران پرداخته این عوامل شامل عوامل اقتصادی؛ سیاسی - اجتماعی و طبیعی است.در پایان این عوامل را به شکل مدلی جامع دسته بندی کرده ، بر اساس این مدل عوامل مختلف در راستای تاثیر بر توسعه فناوری نوین در صنعت نفت در نظر گرفته شده است.
هدف اصلی این پژوهش تاثیر استراتژی تجاری (مهاجمان و مدافعان) و اعتبار تجاری (عرضه و تقاضا) در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است. در این راستا بررسی رابطه استراتژی تجاری (مهاجمان و مدافعان) و عرضه اعتبار تجاری و بررسی رابطه استراتژی تجاری (مهاجمان و مدافعان) و تقاضای اعتبار تجاری بعنوان اهداف فرعی مد نظر است. مجموعه آماری مورد بررسی شامل 123 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این اعداد برای دوره شش ساله و سال های 1395-1400 انتخاب شده اند. در این مقاله فرضیه تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، تا پس از ارائه آمار توصیفی بتوان رابطه بین متغیرها را بررسی کرد. سپس اعتبار آزمون اثر متغیر مستقل بر متغیر وابسته با استفاده از آزمون فرضیه کلاسیک یعنی همگنی، واریانس واریانس، خودهمبستگی مورد بحث قرار می گیرد. در نهایت فرضیه های تحقیق بر اساس مدل های فرضی مورد آزمون قرار می گیرند. به منظور درک بهتر ماهیت جامعه مورد مطالعه در تحقیق و آشنایی بیشتر با متغیرهای تحقیق، قبل از تجزیه و تحلیل داده های آماری، متغیرهای تحقیق تشریح می شوند. بنابراین قبل از آزمون فرضیه های تحقیق، متغیرهای تحقیق به اختصار در جدول آمار توصیفی متغیرهای پژوهش بررسی شده است. این جدول شامل شاخص هایی برای توصیف متغیرهای تحقیق است. لازم به ذکر است که متغیرهای تحقیق قبل از ارائه آمار توصیفی تا سطح خطای 5% نرمال سازی شدند. نتیجه گیری صحیح و توصیه های صحیح بخش مهمی از تحقیقات است که راهی برای تبدیل ایده ها به عمل برای موفقیت های آینده خواهد بود. یافته های مبتنی بر تجزیه و تحلیل مناسب می تواند مشکلات موجود در سازمانی را که تحقیق برای آن توسعه یافته است حل کند.
هدف: آمیختگی موفقیت آمیز بین مدیریت دانش و جهت گیری به بازار در تعاونی های تولیدی می تواند مبنایی برای بهبود عملکرد و رشد این بنگاه ها را فراهم سازد. لذا مدیریت دانش و جهت گیری به بازار، به عنوان دو رویکرد مؤثر در مدیریت، می توانند به بهبود فعالیت های سازمانی کمک کنند. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف شناسایی عوامل کلیدی موفقیت و پیامدهای پیاده سازی مدیریت دانش بازارمحور انجام پذیرفته است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی است که با توجه به بستر مورد مطالعه با رویکرد مطالعه موردی انجام شده است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش در هر دو بخش کیفی و کمی، خبرگان با تحصیلات دانشگاهی و تجربه در اداره و مدیریت بخش تعاونی هستند که با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری 12 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از رویکرد کدگذاری و در بخش کمی از روش نقشه شناختی فازی استفاده شده است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که نهادینه سازی فرهنگ دانش محور و مشوق توزیع دانش، ترکیب هم افزای مدیریت دانش و مدیریت ارتباط با مشتری و بهره گیری از مکانیسم های منسجم در جهت تسهیل ترویج مبادله سازمانی مهم ترین عوامل کلیدی پیاده سازی موفق مدیریت دانش بازارمحور در تعاونی های تولیدی هستند. همچنین افزایش توانایی در حاکم نمودن فرهنگ مشتری گرایی، خدمات گرایی، نوگرایی و نوآوری، تسهیل قابلیت های تصمیم گیری در موقعیت های استراتژیک و توسعه و ارتقا الگوهای رقابت پذیری و کارآفرینی به عنوان مهم ترین پیامدهای پیاده سازی موفق مدیریت دانش بازارمحور در تعاونی های تولیدی شناسایی شدند.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بررسی و شناخت عوامل کلیدی موفقیت و پیامدهای پیاده سازی مدیریت دانش بازارمحور در تعاونی های تولیدی، به عنوان یک ضرورت برای دستیابی به عملکرد بهتر و پایداری این سازمان ها و همچنین دستیابی به مزیت رقابتی پایدار مطرح می شود. به علاوه، نتایج بخش کمی پژوهش مشتمل بر سنجش میزان اهمیت و اولویت بندی عوامل کلیدی موفقیت و پیامدهای پیاده سازی مدیریت دانش بازارمحور در تعاونی های تولیدی است. براین اساس مهم ترین عوامل کلیدی پیاده سازی موفق مدیریت دانش بازارمحور، نهادینه سازی فرهنگ دانش محور و مشوق توزیع دانش، ترکیب سینرژیک مدیریت دانش و مدیریت ارتباط با مشتری، بهره گیری از مکانیسم های منسجم در جهت تسهیل ترویج مبادله سازمانی هستند. همچنین افزایش توانایی در حاکم نمودن فرهنگ مشتری گرایی، خدمات گرایی، نوگرایی و نوآوری، تسهیل قابلیت های تصمیم گیری در موقعیت های استراتژیک، توسعه و ارتقا الگوهای رقابت پذیری و کارآفرینی به عنوان مهم ترین پیامدهای پیاده سازی مدیریت دانش بازارمحور شناسایی شدند.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل ارتقای مشارکت فرهنگی سازمان های مردم نهاد با تاکید بر تولید محتوا در فضای مجازی و اولویت بندی آنها انجام شد.پژوهش ازنظر هدف،کاربردی و ازنظر داده ها،کیفی و مبتنی بر رویکرد داده بنیاد نظام مند بود.جامعه آماری کلیه خبرگان حوزه مشارکت های فرهنگی،سازمان های مردم نهاد و فضای مجازی بود.تعیین حجم نمونه به شیوه اشباع نظری و نمونه گیری به روش گلوله برفی صورت گرفت.ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته وشبه دلفی بود. اعتبارسنجی داده ها از روش کثرت گرایی استفاده شده. تجزیه و تحلیل داده ها با روش کدگذاری در قالب سه دسته کد باز، محوری و انتخابی انجام شد. نهایتاً عوامل ارتقای مشارکت فرهنگی سازمان های مردم نهاد در تولید محتوا فرهنگی در فضای مجازی با 78 کد باز و 37 کد محوری بدست آمدکه سطوح مشارکت، تکنیکهای مشارکت و انواع مشارکت(شرایط علی)، فرایند سازمانی، ارتباطات سازمانی، کیفیت محتوا و دانش سازمانی(شرایط زمینه ای)، تهدیدات امنیتی، توسعه زیرساخت های فناورانه، انگیزه مالی، تنوع سلیقه و تخصیص بودجه دولتی( شرایط مداخله گر)، ارتقاء خود آگاهی فردی و اجتماعی، مشارکت آزادانه، تغییر نگرش مردم نسبت به دولت، تغییر نگرش اقتدارگرایانه دولت مردان و باور کردن مردم، اجتناب از تمرکزگرایی در سیاستگذاری فرهنگی، بسیج منابع و اثربخش کردن مشارکت (راهبردها) و قانونمند شدن فعالیت های فرهنگی، بومی شدن در فعالیت ها، تناسب فعالیت های فرهنگی با نیازهای کنونی و بالفعل، مشارکت مردمی در تمام فرایند فعالیت های فرهنگی و اجرا و ارزیابی و سنجش فعالیت ها (پیامدها) مدل پارادایمی را ساختند. سنتی
ستانده نامطلوب جز لاینفکی از تولید درواحدهای تصمیم گیری مختلف می باشد و در جهت نزدیکترکردن تحلیلها به جهان واقعی نیاز به در نظر گرفتن ستانده نامطلوب در تحقیقات مرتبط با ارزیابی عملکرد می باشد ، در این مقاله، یک مدل ترکیبی جدید برای ارزیابی کارایی واحدهای تصمیم گیری در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران ارائه شده است که در آن از تکنیک های تحلیل پوششی داده ها اسلک محور و الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین استفاده می شود. مدل پیشنهادی به خصوص بر بهبود کارایی با توجه به ستانده های نامطلوب و در شرایط عدم قطعیت تمرکز دارد. سه الگوریتم یادگیری ماشین شامل شبکه های عصبی مصنوعی، ماشین های بردار پشتیبانی و XGBoost برای پیش بینی و بهبود نتایج مدل های SBM مورد استفاده قرار گرفته اند. این مطالعه شامل ارزیابی 37 واحد تصمیم گیری زیرمجموعه شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی بوده که نتایج نشان دهنده بهبود معنادار کارایی با استفاده از داده های پیش بینی شده در مقایسه با داده های واقعی است. این تحقیق نه تنها به ارائه دیدگاه های جدید در ارزیابی و بهبود کارایی کمک می کند، بلکه روش های ترکیبی نوآورانه ای را برای مقابله با چالش های موجود در مدیریت عملیاتی ارائه می دهد.
در این پژوهش حوزه جذاب ساختار سرمایه و رابطه آن با عملکرد مالی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به اهمیت و تأثیر صنعت گردشگری بر اقتصاد کشور، پژوهش حاضر بر شرکت های فعال در این صنعت؛ یعنی هتل ها متمرکز است. با بررسی ارتباط بین انتخاب های تأمین مالی و نتایج مالی، هدف این پژوهش کشف پیچیدگی های تصمیمات ساختار سرمایه در صنعت هتل داری است. سودآوری با استفاده از بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان متغیرهای وابسته ارزیابی شده اند. هم چنین یازده متغیر مستقل به عنوان شاخص های ساختار سرمایه در نظر گرفته شدند. این مطالعه از طریق برازش مدل رگرسیون ناپارامتریک با داده های تابلویی به بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته 11 هتل شهر یزد در طول سال های 1394 تا 1399 پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که بین بازده دارایی و نسبت جاری، ضریب ثبات مالی، گردش کل دارایی ها و گردش حساب های دریافتنی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ به عبارتی افزایش این متغیرها می تواند منجر به بازده دارایی بالاتر و بهبود عملکرد سودآوری شود. در مقابل، بین بازده دارایی و نسبت نقدینگی، گردش دارایی جاری، نسبت پوشش، نسبت هزینه و حاشیه سود ناخالص رابطه معنادار و منفی مشاهده شد. بنابراین، باید به این متغیرها توجه دقیق داشت؛ زیرا کاهش آن ها ممکن است بر سودآوری تأثیر مثبت بگذارد. علاوه بر این، این مطالعه نشان داد که هیچ رابطه ای بین بازده دارایی و بحران وجود ندارد. نتایج این تحقیق بینش های ارزشمندی را برای مدیران هتل در هنگام تصمیم گیری درمورد ساختار سرمایه ارائه می دهد و به شرکت ها کمک می کند تا در مورد ترکیب بهینه ساختار سرمایه برای کاهش هزینه ها و به حداکثر رساندن سود تصمیم گیری کنند.