شورای اسلامی در سال ۱۳۶۱ تصویب و از ابتدای سال ۱۳۶۲ به اجرا درآمد. هدف اصلی قانونگذار از تصویب قانون معافیت، حمایت از کارگاه های تولیدی، صنعتی و فنی در شرایط جنگ به منظور اجتناب از تعطیلی آنها و در نهایت حفظ اشتغال، کاهش بیکاری، صیانت از تولید داخلی و کمک به خودکفایی اقتصادی، از طریق معافیت کارفرمایان این واحدها از ایفای قسمتی از تعهدهای مالی آنها در قبال صندوق تأمین اجتماعی و تأمین منابع مالی این تعهدات از محل بودجه عمومی کشور بوده است. دولت های قبلی با این پیش فرض که میتوان با معاف کردن کارگاه های مشمول قانون معافیت از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما زمینه تثبیت و ایجاد اشتغال بالایی را فراهم نمود به اتخاذ چنین سیاستی پرداخته اند. در پژوهش حاضر این مسئله دنبال شد که با گذشت بیش از ۲۴ سال از اجرای سیاست مزبور آیا به اهداف مد نظر سیاستگذار دست یافته ایم یا خیر؟ آثار و تبعات این سیاست در اجرا چه بوده است؟ نتایج تحقیق نشان میدهد که اجرای قانون مزبور به دلیل عدم پرداخت حق بیمه معاف شده توسط دولت، بدهی دولت به صندوق تامین اجتماعی را افزایش داده و اثر منفی بر منابع و مصارف صندوق تامین اجتماعی داشته است. همچنین به دلیل سهم کمتر از ۲ درصدی قانون مورد بررسی از اشتغال کل کشور، تأثیر قانون بر اشتغال کل کشور در مقایسه با اثرگذاری سایر سیاست ها معنی دار نبوده است.
هدف: این اواخر، حضور زنان در رده های مدیریت چشمگیرتر شده است که موضوع های بسیاری را به همراه داشته است. یکی از موضوع های بسیار مهمی که در رده های مدیریتی به چشم می خورد، سبک رهبری زنان است. روش: در این پژوهش، فلسفه پژوهش فمینیستی، رویکرد پژوهش استقرایی قیاسی، راهبرد پژوهش نظریه داده بنیاد و نسخه گلدکل و کرونهلم انتخاب شده و روش گردآوری اطلاعات مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده است. بدین منظور از جامعه پژوهشی که شامل تمامی زنان مدیری بودند که در بخش دولتی در پست های مدیر کل به بالا پس از انقلاب مسئولیت بر عهده داشتند، نمونه گیری نظری صورت گرفت و از این طریق، با 35 نفر از زنان مصاحبه هایی انجام شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل سبک رهبری زنان، سبک رهبری مادرانه است که عواملی مانند زمینه های فرهنگی، بسترهای حمایتی، موانع ارتباطی و ساختاری در آن تأثیرگذار است و در نهایت به پیامدهای اجتماعی و سازمانی متعددی منجر می شود. نتیجه گیری: در جمع بندی کلی می توان گفت که رهبران زن به دلیل نقش هایی همچون مادر، زن و دختر دارای هویت اجتماعی می شوند که این هویت روی تعریف آنها از خود و محیط اجتماعی که با دیگران در ارتباط هستند، تأثیر می گذارد. بنابراین زنان در مدیریت کردن و رهبری سازمان ها از این ویژگی که هم فرهنگ مردسالار آن را ستایش می کند و هم به رسمیت شناخته ترین ویژگی زنانه طی تاریخ است، استفاده کنند.
امروزه صنایع خودرو سازی برای بکارگیری مدیریت دانش ،به دستاوردهای علمی روی آورده اند.اما در این فرایند با کاستی هایی روبرو هستند که از جمله آنها می توان به عدم توجه به تجربیات کاری و مهارتهای افراد با تجربه است،.هدف اصلی این تحقیق تعیین چارچوبی برای تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار می باشد .روش پژوهش حاضرازنظرهدف کاربردی و از لحاظ نحوه جمع آودی اطلاعات از نوع پیمایشی می باشد . بدین منظور پس از مرور ادبیات و تحلیل شکاف مطالعاتی، با استفاده از روش دلفی و نظرسنجی از خبرگان به شناسایی ابعاد ممکن در دانش ضمنی پرداخته شده است. جامعه آماری ترکیبی از خبرگان دانشگاهی و صنعت خودرو سازی بود و نمونه گیری از روش قضاوتی انجام شد ، حجم نمونه شامل 30 نفر از اساتید علمی و متخصصان بود. پرسشنامه بادرج ۴بعد و ۳۰ سنجه استخراج و از یک طیف لیکرت با مقیاس ۵ گانه از تاثیر کم تا زیاد در دو مرحله توزیع گردید ودر مرحله اول تمامی ابعاد که مبتنی بر ادبیات و مبانی نظری تحقیق بود بر اساس میانگین بدست آمده رتبه بندی شدند و اتفاق نظر میان اعضای پنل حاصل شد و در مرحله دوم دلفی نیزضریب توافق همانندمرحله اول میان اعضا پنل بوجودآمد و نظر سنجی با توجه به اشباع نظری متوقف شد.یافته های تحقیق نشان می دهد که از نظر خبرگان چهار بعد سازمانی ، برنامه ریزی وشروع پروژه ،تسخیر و مدلسازی دانش ضمنی ، و مستند سازی دانش صریح را میتوان بعنوان چارچوب تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح نام برد.
براساس نظریه های قدرت چانه زنی و تلاش حسابرس، با افزایش قدرت چانه زنی حسابرس امکان افزایش مبلغ حق الزحمه حسابرسی و به تبع آن تلاش بیشتر حسابرس فراهم می گردد که این موضوع بر تاخیر در گزارش حسابرسی اثرگذار است. در این راستا جامعه حسابداران رسمی ایران، برای اولین بار در سال 1394 آیین نامه تعیین حق الزحمه حسابرسی (تعیین حق الزحمه براساس بودجه بندی هر کار به اضافه سربار موسسه) را برای موسسات عضو، الزامی نمود. در نبود شواهد نظری و تجربی کافی در مورد پیامدهای آیین نامه حق الزحمه حسابرسی بر تاخیر در گزارش حسابرسی با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر نوع موسسه حسابرسی، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش این آیین نامه بر تاخیر در گزارش حسابرسی با توجه به نظریه های قدرت چانه زنی و تلاش حسابرس است. به منظور نیل به این هدف، 3058 سال-شرکت مشاهده جمع آوری شده از گزارش های مالی سالیانه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و همچنین فرابورس ایران طی دوره زمانی 1391 تا 1398 از طریق مدل های رگرسیونی تاخیر در گزارش حسابرسی، مورد آزمون قرار گرفته اند. نتایج حاصل از برآورد رگرسیون چندگانه، موید رعایت شکلی آیین نامه به جای رعایت واقعی است و بین آیین نامه حق الزحمه حسابرسی و تاخیر در گزارش حسابرسی، رابطه معناداری وجود ندارد لیکن نوع موسسه حسابرسی رابطه مزبور را تعدیل می کند.
هدف این مطالعه بررسی میزان تأثیر و تعامل سازه ها و زیر مجموعه های «الگوی توسعه پایدار اخلاق حرفه ای حسابداری» است که نمازی و همکاران [26] ارائه کرده اند؛ بنابراین، مطالعه پیش رو از نوع پژوهش های ترکیبی کیفی و کمّی است که با استفاده از «فن دیمتل» انجام می شود. بررسی موضوع در سال 1395 از طریق روش دیمتل و ارسال پرسشنامه به 15 نفر از افراد متخصص و با تجربه دانشگاهی و حرفه ای در حوزه اخلاق حسابداری صورت گرفت. یافته ها نشان داد مهم ترین عوامل تأثیرگذار در الگوی توسعه پایدار اخلاق حسابداری، شامل این موارد است: سازه فردی: ایمان و توکل به خدا، خوش بینی و پرهیز از جانبداری. سازه اجتماعی: اعتمادآفرینی، وجدان کاری، علاقه به کار، تلاش برای جبران اشتباه ها، توجه به کرامت انسانی و احترام متقابل. سازه اقتصادی- سازمانی: حفظ حیثیت حرفه ای، تلاش برای کاهش تضاد منافع، مشارکت در تصمیم گیری های مختلف و هماهنگی با اهداف سازمان، تسلط به قوانین و مقررات، تلاش برای گسترش اخلاق حرفه ای و کیفیت گرایی. سازه زیست محیطی: جلوگیری از تخریب محیط زیست و انتشار آلاینده های زیست محیطی و مسئولیت پذیری و پاسخگویی نسبت به محیط زیست. مهم ترین یافته این پژوهش این است که الگوی ارائه شده «فرآیند تعاملی» است، یعنی اجزای آن بر روی یکدیگر تأثیر دارد و با هم تعامل دارند. در نتیجه، برای افزایش سطح اخلاق حرفه ای حسابداری، همه ابعاد الگو اهمیت دارد تا در افزایش سطح اخلاق حرفه ای حسابداری، توازن حفظ شود و همه مؤلفه ها در راستای هم تقویت شوند و بتوان بهترین بازدهی را از آن دریافت کرد.
The development of new technologies has confronted the entire domain of science and industry with issues of big data's scalability as well as its integration with the purpose of forecasting analytics in its life cycle. In predictive analytics, the forecast of near-future and recent past - or in other words, the now-casting - is the continuous study of real-time events and constantly updated where it considers eventuality. So, it is necessary to consider the highly data-driven technologies and to use new methods of analysis, like machine learning and visualization tools, with the ability of interaction and connection to different data resources with varieties of data regarding the type of big data aimed at reducing the risks of policy-making institution’s investment in the field of IT. The main scientific contribution of this article is presenting a new approach of policy-making for the now-casting of economic indicators in order to improve the performance of forecasting through the combination of deep nets and deep learning methods in the data and features representation. In this regard, a net under the title of P-V-L Deep: Predictive Variational Auto Encoders - Long Short-term Memory Deep Neural Network was designed in which the architecture of variational auto-encoder was used for unsupervised learning, data representation, and data reconstruction; moreover, long short-term memory was adopted in order to evaluate now-casting performance of deep nets in time-series of macro-econometric variations. Represented and reconstructed data in the generative network of variational auto-encoder to determine the performance of long-short-term memory in the forecasting of the economic indicators were compared to principal data of the net. The findings of the research argue that reconstructed data which are derived from variational auto-encoder embody shorter training time and outperform of prediction in long short-term memory compared to principal data.
پژوهش حاضر تأثیر متغیرهای تعهد سازمانی و رویکرد ارتباطی کارکنان نسبت به مشتری را در ارتقای نیت اخلاقی کارکنان بررسی می کند، همچنین به نقش بازدارنده فنون خنثا سازی در این رابطه نیز می پردازد. پژوهش از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری، کارکنان دفاتر نمایندگی بیمه در شهر رشت شامل 438 نفر می باشد که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 210 پرسشنامه جمع آوری و تحلیل شد. از پرسشنامه های استاندارد برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد که پایایی و روایی سازه آن در پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. برای آزمون مدل مفهومی پژوهش از نرم افزار پی ال اس استفاده شد. یافته ها نشان داد که تعهد سازمانی کارکنان به طور مستقیم بر تقویت نیت اخلاقی آنها در سازمان تأثیر (ضریب مسیر 307/0) دارد ولی از سوی دیگر فنون خنثا سازی نیز می تواند عامل بازدارنده مؤثری (ضریب مسیر 263/0-) در تحقق نیت های اخلاقی در سازمان ها باشد. همچنین در تکمیل این یافته مشخص شد که ارتقای مشتری مداری در سازمان ها منجر به کاهش (ضریب مسیر317/0-) استفاده از فنون خنثا سازی به وسیله کارکنان می شود و می تواند به صورت غیر مستقیم منجر به افزایش نیت اخلاقی در کارکنان سازمانی شود. بنابراین مدیران می توانند با ارتقای نگرش های مثبت همچون تعهد سازمانی و مشتری مداری در کارکنان، زمینه مناسبی را برای بروز رفتارهای اخلاقی در سازمان فراهم کنند.
با توجه به ویژگی های پویای صنعت رسانه و بازار محصولات رسانه ای، تحولات بیرونی و درونی این صنعت بسیار بالا هستند و سازگاری با این تغییرات از جمله نیازهای مدیریت است. نوسازی استراتژیک کارآفرینانه عاملی است که به موفقیت بلندمدت سازمان و چگونگی بهره برداری از فرصت های محیطی کمک خواهد کرد.پژوهش حاضر از لحاظ هدف توسعه ای-کاربردی و از لحاظ روش دارای رویکردی آمیخته اکتشافی است که باهدف طراحی مدل مفهومی نوسازی استراتژیک کارآفرینانه در سازمان های رسانه ای انجام شده است. جامعه پژوهش در بخش کیفی 17 نفر از مدیران ارشد سازمان های رسانه ای و متخصصان دانشگاهی هستند که سابقه فعالیت در حوزه رسانه را دارا بوده اند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و به صورت گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی پژوهش را نیز مدیران، کارشناسان، خبرگان و فعالان سازمان های رسانه ای تشکیل می دهند که با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه نامعین تعداد 384 نفر از آن ها به عنوان نمونه آماری از طریق روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در مرحله کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در مرحله کمی پرسشنامه محقق ساخته است. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی روش تحلیل محتوا و برای داده های کمی از روش تحلیل عاملی به کمک نرم افزارهای معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد تمامی ابعاد و مولفه های نوسازی استراتژیک کارآفرینانه در سازمان های رسانه ای مورد تأیید واقع شدند و عوامل موثر بر نوسازی استراتژیک کارآفرینانه به ترتیب چابکی استراتژیک، ایجاد قابلیت های سازمانی، کشف و بهره برداری از فرصت های محیطی، هم آفرینی ارزش و بازطراحی در مدل کسب وکار می باشد.
هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر مؤلفه های فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش در شرکت های خدمات مشاوره ای، فنی و مهندسی کشاورزی بود. روش تحقیق توصیفی- همبستگی است. جامعة آماری تحقیق را همة اعضای شرکت های خدمات مشاوره ای، فنی و مهندسی کشاورزی در استان زنجان تشکیل دادند (301=N) که با توجه به جدول بارتلت و همکاران (2001)، تعداد 207 نفر از آنان از طریق روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد به کار گرفته شد. روایی صوری پرسشنامه با نظر پانلی از متخصصان تأیید شد و روایی سازه و پایایی ترکیبی ابزار تحقیق نیز پس از انجام دادن اصلاحات لازم تأیید شد. نتایج تحقیق نشان داد چهار مؤلفة فرهنگ سازمانی شامل درگیرشدن در کار، سازگاری، انطباق پذیری و رسالت در مجموع، 41 درصد از واریانس مدیریت دانش در شرکت های خدمات مشاوره ای، فنی و مهندسی کشاورزی استان زنجان را تبیین می کنند. با توجه به یافته های پژوهش، تقویت فرهنگ سازمانی به طور مستقیم به توسعة مدیریت دانش در شرکت های خدمات کشاورزی منجر می شود.
با رشد و توسعه پیچیدگی بازارهای مالی و تخصصی شدن مقوله سرمایه گذاری، فعالان بازارهای مالی نیازمند ابزارها، روش و مدل هایی جهت انتخاب بهترین سرمایه گذاری ها هستند. این امر موجب شد که مدل های گوناگونی برای قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و محاسبه پیش بینی نرخ بازدهی سهام، مطرح شود. بدین منظور محقق با استفاده از یک ماتریس نظری از پرکاربردترین و اثرگذارترین متغیرهای مدل پیش بینی شده در راستای تحلیل دقیق تر داده ها و محاسبه مدل نهایی مبادرت می نماید. همچنین، با استفاده از روش آماری تحلیل همبستگی و رگرسیون چندمتغیره و آزمون والد به مقایسه مدل پیش بینی شده در چرخه عمر شرکت ها می پردازد. نتایج حاصل از 3520 فصل شرکت طی دوره زمانی 1386 الی 1395 در بورس اوراق بهادار تهران نشان می دهد که ریسک درماندگی اعمال شده در مدل تجربی قیمت گذاری، میانگین بازدهی پرتفوی تشکیل شده بر اساس مومنتوم را توضیح می دهد. میزان نرخ بازده مورد انتظار در دوره بعد از دخالت ریسک درماندگی مالی کاهشی بوده است. همچنین از بین مراحل مختلف چرخه عمر شرکت ها، میانگین بازدهی پرتفوی سهام جهت ارزش گذاری دارایی های سرمایه ای در مرحله بلوغ وافول، بیشتر است.
طرح مساله: عدالت اجتماعی از اساسی ترین اصول نظام اجتماعی است که با وجود ارائه تعاریف مختلف از سوی صاحب نظران و اندیشمندان سیاسی و اجتماعی در خصوص اصالت و حقانیت آن تردیدی وجود ندارد. تحقق عدالت اجتماعی مبنای توجیهی فلسفه وجودی دولت و سنگ بنای مشروعیت اقدامات آن درعرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه است. از طرفی خصوصی سازی اصطلاحی فراگیر است که به واگذاری کنترل عملیاتی و یا مالی موسسات در مالکیت دولت به بخش خصوصی اشاره می کند و ایننکته که با خصوصی سازی در این حوزه چتر حمایتی دولت کم خواهد شد همواره بیم این می رود که سرمایه داران وکارفرمایان با توجه به هدف اصلی خود که همانا کسب سود بیشتر بوده است در روابط کارگر و کارفرمایی به سمت تضعیف عدالت اجتماعی گام بردارند. روش: این مقاله با بهره گیری از روش هایی چون تحلیل محتوا و تحقیق کتابخانه ای سعی درجمع آوری داده های مورد نیاز می نماییم و سپس با توجه به نظری بودن موضوع به استدلال و استنتاج صحیح مطلب بر می آییم. یافته ها:نظرات اندیشمندان در حوزه عدالت اجتماعی در حقوق کار را می توان مبنای سنجش تاثیر خصوصی سازی بر این حوزه در نظرگرفت.در این مطالعه که جنبه میان رشته ای بین رشته های حقوق ، اقتصاد و جامعه شناسی می باشد به صورت روش توصیفی و تحلیلی به بررسی رابطه عدالت اجتماعی و خصوصی سازی و نقش آن در تحقق عدالت اجتماعی درحقوق کار پرداختیم.
ملاکهای مورد استفاده برای سنجش باید منعکس کننده محتوای حوزه هایی باشد که آرمان یا دیدگاه نهایی را پوشش می دهند، از جمله: رضایت مشتری - کارآیی - سود دهی - کیفیت خدمات - تولید - اعتبار کارکنان
با آشکارتر شدن اهمیت مدیریت زنجیره تأمین نزد صاحبان صنعت، نقش هماهنگی و یکپارچگی مؤلفه های مختلف زنجیره تأمین در ایجاد مزیت رقابتی، پررنگ تر شده است . این مقاله یک مدل ریاضی جامع برای مسئله مکان یابی- مسیریابی- موجودی محصولات فاسد شدنی را با در نظرگرفتن کمبود، زمان حمل و ملاحظه های زیست محیطی در شرایط عدم قطعیت ارائه می دهد. به این منظور، یک روش حل دقیق از راه فرموله کردن مسئله به صورت برنامه ریزی غیرخطی عدد صحیح مختلط با استفاده از رویکرد تصادفی مبتنی بر سناریو ارائه شده است که هم زمان مجموع هزینه های سیستم (هزینه مکان یابی مراکز با سطح ظرفیت معین، هزینه عملیاتی مراکز، هزینه های حمل و نقل و نگهداری موجودی و یا کمبود مرکز ترکیبی تولید/ بازرسی)، مجموع حداکثر زمان در زنجیره و انتشار آلاینده ها در کل شبکه را کمینه می کند. به دلیل NP-hard بودن مسئله، برای حل آن رویکردی از الگوریتم ژنتیک پیشنهاد شده است. به منظور اعتبارسنجی، نتایج الگوریتم پیشنهادی در مثال های اندازه کوچک با نتایج حل روش دقیق مقایسه شده اند. نتایج نشان دهنده توانایی الگوریتم پیشنهادی در رسیدن به جوابی با درصد اختلاف قابل قبول در زمانی بسیار کمتر نسبت به روش حل دقیق می باشد . همچنین نتایج حاصل از عملکرد الگوریتم بر اساس شاخص های استاندارد بررسی شده است. نتایج محاسباتی، کارایی مدل ارائه شده و روش حل پیشنهادی را نشان می دهد.