امروزه اغلب سازمان ها با محیط پویایی مواجه هستند که به وسیله ویژگی های همچون تغییرات سریع فناورانه، چرخه عمر کوتاه محصولات و فرایند جهانی سازی شناخته می شود. در چنین محیطی، نوآوری، عامل بسیار مهمی در موفقیت و دستیابی به مزیت رقابتی شناخته می شود. درواقع، نهادینه کردن فرهنگ نوآوری در سازمان، رمز بقای مؤسسات محلی در رقابت فزاینده جهانی است. پژوهش حاضر به بررسی اثر فرهنگ سازمانی (انسان گرا و موفقیت گرا) بر ن وآوری با نقش میانجی شادی کارکنان می پردازد. روش تحقی ق در ای ن مقال ه از ن وع توصیف ی - همبس تگی و ازنظر ه دف، کارب ردی است. اب زار جمع آوری داده ها، پرس شنامه و جامعه آم اری تحقی ق، کارکنان جهاد کشاورزی استان همدان اس ت. حج م نمون ه ب ا اس تفاده از فرم ول کوک ران، 90 نف ر، محاس به و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از فن مدل یاب ی معادلات س اختاری و نرم افزار Smart Pls استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد فرهنگ سازمانی انسان گرا به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی شادی کارکنان بر نوآوری، تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین فرهنگ موفقیت گرا فقط به صورت غیرمستقیم از طریق شادی کارکنان بر نوآوری، تأثیر داشته و ازسوی دیگر شادی در محیط کار نیز اثر مثبت و معنی داری بر نوآوری دارد.
این پژوهش، با هدف بررسی رابطه جوً سازمانی، استرس شغلی و تعلق شغلی با سلامت روان شناختی و معنوی کارکنان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی است و با به کار بستن طرح پژوهش همبستگی اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش همه کارکنان زندان های استان کردستان (394 نفر) بود که 283 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، درراستای شمول حداکثری و افزایش روایی، به عنوان آزمودنی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با بهره گیری از نسخه ویرایش شده فهرست استرس شغلی اوسیپو و دیویز (1998)، پرسشنامه جوً سازمانی هالپین و کرافت (1963)، پرسشنامه تعلق شغلی کانونگو (1982)، پرسشنامه سلامت معنوی پائولوتزین و آلیسون (1982) و چک لیست علائم مرضی SCL-25 هنجاریابی شده توسط نجاریان و داودی (1380) گردآوری شد. نرم افزار SPSS22 و روش ﺗﺤﻠﯿﻞ همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه برای تحلیل داده ها به کار بسته شد. یافته ها نشان داد همبستگی میان جوً سازمانی، استرس شغلی و تعلق شغلی با سلامت روان شناختی، معنی دار است و نرخ همبستگی چندگانه این سه متغیر با سلامت روان شناختی برابر با 49/0=R و نرخ تبیین آن 23/0=r<sup>2</sup> بوده است؛ یعنی 23 درصد از واریانس سلامت روان شناختی آزمودنی ها قابل پیش بینی است. ولی همبستگی این متغیرها با سلامت معنوی، معنی دار نبود. بنابر یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که کاهش استرس شغلی و تعلق شغلی و افزایش مشارکت کاری و فضای امن سازمانی باعث افزایش سلامت روان شناختی کارکنان زندان ها می شود.
همزمانی بازده سهام حوزه نسبتاً جدیدی در پژوهش های مالی و اقتصادی است که رابطه نزدیکی با توسعه اقتصادی، ثبات بازارهای مالی و کارایی بازار دارد. همچنین کاربردهایی در اندازه گیری آگاهی دهندگی قیمت، قیمت گذاری دارایی ها، پیش بینی ریزش قیمت سهام، و ... دارد. همچنین همزمانی می تواند به منظور اندازه گیری کارایی بازار استفاده شودو عوامل زیادی بر همزمانی بازده سهام تاثیر گذار می باشد که هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل موثر بر همزمانی بازده سهام است. در راستای دستیابی به این هدف برای آزمون فرضیه ها از داده های 155 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1385 تا 1396 استفاده شده است. یافته که نتایج پژوهش نشان داد که بازده سالانه سهام و گردش معاملات و اندازه شرکت و نقدشوندگی سهام بر همگام سازی بازده سهام تاثیر معنی داری و مثبت دارد. سهامداران نهادی بر همگام سازی بازده سهام تاثیر معنی داری و منفی دارد. عمر شرکت و تمرکز مالکیت و فرصت رشد بر همگام سازی بازده سهام تاثیر معنی داری ندارد.
با توجه به اهمیت روزافزون سرمایه گذاری خارجی و با توجه به رقابتی که بین کشورها برای جلب بخش بزرگتری از سهم سرمایه گذاری خارجی به وجود آمده است، بررسی اثرات کوتاه مدت و بلند مدت متغیرهای توسعه ی مالی و ریسک سیاسی بر جریانات سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ایران از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. لذا در پژوهش حاضر به بررسی اثرات کوتاه مدت و بلندمدت مؤلفه های ریسک سیاسی و توسعه مالی بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشور ایران پرداخته شده است. این پژوهش از منظر هدف کاربردی و توسعه ای است. به منظور ارزیابی تأثیر متغیرهای به کار گرفته شده در مطالعه، از داده های سری زمانی متغیرهایی چون ریسک سیاسی، جمعیت، نرخ ارز، نرخ تورم، تولید ناخالص داخلی، درجه بازبودن تجارت و سرمایه گذاری مستقیم خارجی ایران بازه زمانی 1346 تا 1395 استفاده شده است. نتایج به دست آمده از پژوهش چنین نشان داده اند که ریسک سیاسی در کوتاه مدت و بلند مدت تاثیر معناداری بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی ندارد، با این حال، تمامی مولفه های توسعه مالی - جمعیت، نرخ ارز، نرخ تورم، تولید ناخالص داخلی، درجه بازبودن تجارت- در کوتاه مدت و بلندمدت تأثیر قابل توجهی بر جریان سرمایه گذاری خارجی ایران دارند .
در این پژوهش ، رابطه بین کیفیت سود حسابداری (سنجیده شده با معیارهای کیفیت اقلام تعهدی و پایداری سود) و سرعت انعکاس اطلاعات در قیمت سهام، در بازه زمانی 1382 تا 1391، در 112 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده و رابطه عامل های ریسک سرعت انعکاس اطلاعات حسابداری و غیر حسابداری با صرف ریسک بررسی گردیده است. در برآورد الگو ها از رویکرد داده های ترکیبی و نیز رگرسیون دو مرحله ای فاما- مک بث (1973) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر چه کیفیت اقلام تعهدی بیشتر و میزان پایداری سود حسابداری بالاتر باشد، اطلاعات با سرعت بیشتری در قیمت های سهام انعکاس می یابد. همچنین، نتایج بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین عامل های ریسک سرعت انعکاس اطلاعات حسابداری و غیر- حسابداری با صرف ریسک است. این موضوع بدان معناست که با کاهش کیفیت سود، سرعت انعکاس اطلاعات در قیمت های سهام کاهش یافته و بازده مطالبه شده توسط سهامداران افزایش پیدا می کند.
با توجه به میزان اهمیت بهره وری و نیز توجه به متغیر های سازمانی که بر بهره ور بودن یا نبودن یک سازمان ممکن است تاثیر بگذارد، مطالعات مختلفی صورت گرفته است. در یک سازمان بررسی کیفیت زندگی کاری کارکنان یکی از مولفه های تاثیرگذار بر بهره ور بودن آن سازمان است. لذا بر حسب اهمیت در شرکت قطعه سازی سامان صنعت آذربایجان غربی نسبت به بررسی موضوع فوق اقدام گردید. از 210 نفر کل پرسنل این شرکت، 136 نفر طبق جدول گرسی و مورگان به عنوان تعداد نمونه انتخاب گردید. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی کاری و بهره وری استفاده شد که مقدار آلفای کرونباخ برای دو پرسشنامه به ترتیب برابر 98/0 و 86/0 محاسبه گردید. همچنین تعداد 8 فرضیه بر اساس ابعاد کیفیت زندگی کاری مطرح گردید که در نهایت با توجه به خروجی اطلاعات و تحلیل آنها تعداد هفت فرضیه تائید و فرضیه ششم پژوهش رد گردید. بر این اساس به غیر از رابطه بین بهره وری و توازن بین کار و زندگی در سایر ابعاد رابطه معناداری میان بهره وری و کیفیت زندگی کاری کارکنان شرکت قطعه سازی سامان صنعت آذربایجان غربی مشاهده می شود.
امروزه، مدیریت دانش و مفاهیم استراتژیک مرتبط به آن به عنوان اجزای مهمی برای بقای سازمان ها شناخته شده اند. از آنجاکه هیچ سازمانی دارای منابع نامحدود نیست و فضای حاکم، فضایی رقابتی است، تدوین استراتژی های صحیح و رقابتی که سازمان را به اهداف کلان مورد نظر خود برساند، از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تعیین استراتژی های اصلی مدیریت دانش و همچنین شاخص های مربوط به هر استراتژی در «سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» است. جامعه آماری این پژوهش مدیران، معاونین و کارشناسان سازمان صداوسیما هستند. در این پژوهش با استفاده از نظرات خبرگان مهم ترین استراتژی های «سازمان صداوسیما»، استخراج و با تلاقی این استراتژی ها و استراتژی های دانشی سازمان [استراتژی کدگذاری و شخصی سازی دانش] اولین خانه کیفیت ایجاد شد. دومین خانه کیفیت بااستفاده از نتایج اولین خانه، رابطه میان استراتژی های دانشی و راه کارهای فنی برای رسیدن به این استراتژی ها را بررسی کرده و راه کارها را رتبه بندی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهند که استراتژی توسعه و بهبود سیستم ها و تجهیزات فنی مهم ترین استراتژی سازمان است؛ همچنین درنتیجه رتبه بندی استراتژی های دانشی سازمان، استراتژی کد گذاری، اولین رتبه و استراتژی شخصی سازی دومین رتبه را به خود اختصاص داد اند. از بین راهکارهای دانشی نیز، راهکار حمایت مدیران اجرایی سطح بالا از فعالیت های دانشی، رتبه اول را به خود اختصاص داده است.
دانشگاه ها همواره از نظر کتابداران, کلید آموزش کتابشناسی شمرده می شوند, با این حال, شواهد چشمگیر نشان می دهد که اغلب دانشگاه ها, در روند آموزشی خود, آموزش کتابشناسی را چندان نپسندیده اند. این مقاله به بررسی ماهیت فرهنگ هیئت علمی دانشگاهها و چگونگی جلوگیری از تلاش هایی برای آموزش کتابشناسی می پردازد. با آن که باور عام بر آن است که فرهنگ دانشگاهی از توسعه کتابخانه های بزرگ حمایت می کند, تاکنون تحقق آموزش کتابشناسی مورد پذیرش قطعی قرار نگرفته است. اگر کتابخانه های دانشگاهی بخواهند به فرآیند آموزشی کمک کنند, تلاش مستمر کتابداران برای تحقق آموزش کتابشناسی در دانشگاه ها ضروری است.
در دنیای رقابتی امروز، سازمان ها برای رسیدن به اهداف و انجام مأموریت های خود نیاز به تدوین راهبرد، برنامه ریزی راهبردی و در نهایت ارزیابی عملکرد خود دارند. وزن دهی و الویت بندی راهبرد ها، سازمان را در تنظیم وقت و سرمایه متناسب با اهداف خودیاری می کند. در این راستا کارت امتیازی متوازن با ساختاری سلسله مراتبی خود می تواند به عنوان ابزاری جهت هموارسازی مسیر رشد سازمان مورد استفاده قرار گیرد. نقشه راهبرد حاصل از مفاهیم کارت امتیازی متوازن، در حقیقت مدل علت و معلولی پیچیده ای است که اثر بعد رشد و یادگیری سازمان بر فرایندهای داخلی، مشتری و نهایتاً وجه مالی سازمان را در برمی گیرد. برای گسترش مدل کلاسیک کارت امتیازی متوازن در سال های اخیر، روش های متنوعی مورد استفاده قرار گرفته است و به ترکیب آن با مدل های کمی و کیفی پرداخته اند تا برنامه ریزی راهبردی را تسهیل نمایند. جامعه آماری تحقیق شرکت نفت سپاهان است. مطالعه موردی، برای تکمیل پرسشنامه ها از نظرات مدیران و خبرگان صنعت نفت استفاده شد. در مدل پیشنهادی نقشه راهبرد شرکت مذکور به روش تحلیل مسیر ترسیم شده است.
چابکی استراتژیک، سلاحی نوظهور در محیط رقابتی متلاطم است. این پژوهش درصدد است که چابکی استراتژیک را معرفی کند و با بررسی جامع مبانی نظری موجود و استفاده از نظر خبرگان عوامل و شاخص های کلیدی چابکی استراتژیک را در قالب مدل مفهومی ارائه نماید. در این راستا، هفت عامل به عنوان عوامل کلیدی برای مفهوم سازی چابکی استراتژیک شناسایی و معرفی شده اند که عبارت اند از: حساسیت استراتژیک، چشم انداز واضح و روشن، انتخاب اهداف استراتژیک، شناسایی قابلیت های کلیدی، اقدام، نوآوری مستمر و بیش فعالی. روش پژوهش حاضر، ترکیبی است و در آن از روش های کیفی و کمی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی، شامل خبرگان سازمانی بود که تعداد ده نفر از مدیران و متخصصان شرکت های دانش بنیان (شامل: صنعت مخابرات، میکروالکترونیک، داروسازی، بیوتکنولوژی پزشکی و نرم افزار) بوده است و در بخش کمی، شامل کلیه کارکنان ستادی شرکت های دانش بنیان بوده است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 365 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید، به این صورت که بعد از طراحی مدل پژوهش، ابعاد و شاخص های چابکی استراتژیک، از داده های کیفی برای بومی سازی شاخص های مدل به کار گرفته شد. سپس مدل مفهومی به طور کمی با استفاده از نرم افزار لیزرل مورد ارزیابی قرار گرفت. ابزار این پژوهش، در فاز کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته است و از خبرگان خواسته شده شاخص های شناسایی شده را تعدیل کنند. در فاز کمی نیز، از پرسشنامه استفاده شده است. مدل پیشنهادی با استفاده از تکنیک های تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری تأیید شده است. همچنین رابطه برخی از ابعاد مدل با یکدیگر مورد تأیید قرار گرفت. نتایج بررسی مدل نشان داد که برخی از ابعاد چابکی استراتژیک در وضعیت مطلوب و برخی دیگر در وضعیت نامطلوب قرار دارند که بایستی برای تقویت آن ها برنامه ریزی مطلوبی صورت پذیرد.