در سال های اخیر با توجه به اهمیت مسایل مالی، ذینفعان زنجیره تأمین انتظار دارند که مسایل مالی نیز در زنجیره تأمین مورد توجه قرار گیرد. بنابراین هدف پژوهش شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر ارزیابی مدیریت زنجیره تأمین مالی در صنایع تولید فولاد اصفهان بود. پژوهش حاضر کاربردی بوده و بصورت آمیخته انجام گرفت. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 12 خبره آشنا به پژوهش تعیین گردید. در بخش کیفی برای کدگذاری و شناسایی عوامل از تحلیل مضمون با به کارگیری نرم افزار مکسکیودا استفاده گردید. برای اولویت بندی عوامل در بخش کمی تحلیل سلسه مراتبی با استفاده از نرم افزار سوپردسیژن به کار گرفته شد. نتایج حاصل نشان داد که عوامل موثر بر ارزیابی مدیریت زنجیره تأمین مالی شامل 8 مضمون کلی سرعت تحویل، رعایت قوانین، کارایی زنجیره تأمین، حمایت مدیران ارشد، پاسخگویی، فناوری اطلاعات، هزینه های زنجیره تأمین و قابلیت اطمینان می باشند. که حمایت مدیران ارشد با وزن 275/0 در اولویت اول و قابلیت اطمینان با وزن 021/0 در اولویت آخر قرار دارد. این پژوهش از اولین مطالعاتی می باشد که عوامل موثر بر ارزیابی مدیریت زنجیره تأمین مالی در صنایع تولید فولاد اصفهان را شناسایی کرده و به شرکت های مربوطه برای به کارگیری مدیریت زنجیره تأمین مالی کمک می کند.
قیمت گذاری"" فراتر از محاسبات پیچیده ی ""قیمت تمام شده"" خدمات و کالا است.
اوج ظرافت شرکتهای برتر در تشخیص و اجرای تکنیکهای قیمت گذاری است. گاه ""کاهش قیمتها"" از سوی مشتریان غیرمنصفانه تلقی شده و به دلیل آزردگی خاطر، محصول یا کالا طرد می شود. اما در مواردی حتی ""افزایش قیمت"" رغبت خریدار را افزون کرده است. این همه در شناسایی دقیق و اجرای صحیح قیمت گذاری است که در این اثر می خوانید.
خرده فروشی"" از جمله موضوعاتی است که در نشریهی توسعه مهندسی بازار بارها درج شده است.
این بار ""خرده فروشی"" از زاویه ای دیگر مورد توجه قرارگرفته است؛ با این توجه که متن حاضر برگرفته شده از یک متن جامع و طولانی است که امکان درج آن در نشریه مهیا نشد.
شایان ذکر است در فرصتهای آتی، بخشهایی دیگر از این متن برای مطالعهی علاقه مندان تقدیم خواهد شد.توسعه مهندسی بازار پذیرای آثار و مقالات دانشجویانی است که به طرق مختلف برای واحدهای درس بازاریابی و دریافت نمره از استادان تهیه و تدوین شده است.کافی است متن، حاوی موضوعات کاربردی باشد و با راهنمایی مؤثر برای صاحبان کسب وکار و مدیران بازاریابی و فروش به رونق کسب وکارها بینجامد.
واژه موفقیت در متون علمی با مفهوم کارآفرینی عجین و آمیخته است و لذا این پژوهش با رویکردی پدیدارشناسانه تلاش می کند تا جوهره موفقیت در مذاکرات کارآفرینانه را شناسایی کند. در همین راستا ضمن بیان اهمیت این قبیل مذاکرات و مشخص کردن شکاف تحقیقاتی موجود به دنبال پاسخی برای چالش پژوهشی خود بین کارآفرینانی است که تجربه مذاکره موفق برای کسب وکارهای خود داشته اند. از این میان تعداد 5 کارآفرین به صورت هدفمند انتخاب و به گردآوری اطلاعات مدنظر از طریق مصاحبه اقدام شد که این حجم از مصاحبه برای یک پژوهش پدیدارشناسی کافی است. نتایج حاصل از تحلیل درون مایه مصاحبه های صورت پذیرفته، به سبک اسکات، تحلیل و گزارش شد. نتایج، نشان داد که مدل مفهومی پژوهش متشکل از 4 درون مایه اصلی با 12 درون مایه فرعی است. ذکاوت، تعصب، تواضع و سوء ظن سازنده، درون مایه های اصلی این پژوهش بودند. تعصب کارآفرینانه را می توان جوهره موفقیت دانست. در این راستا پیشنهاد می شود کارآفرینان در مذاکرات با تعهد و تعصب به اهداف و با رعایت جانب احتیاط و تواضع و با نهایت ذکاوت به سمت مذاکره ای برد - برد پیش بروند.
نیروی انسانی خلاق، سرمایه ای حیاتی برای سازمان های رسانه ای است. اما علاوه بر نیروی انسانی خلاق، شرایط ظهور خلاقیت در سازمان ها نیز اهمیت بسیاری دارد. این پژوهش درصدد است شرایط ظهور خلاقیت نیروی انسانی در یک سازمان رسانه ای را بسنجد. برای رسیدن به این هدف، روش پیمایشی به کار گرفته شده است. به منظور سنجش جو سازمانی متناسب با بروز خلاقیت در خبرگزاری صداو سیما، از پرسشنامه استاندارد «چشم انداز موقعیتی» استفاده شده است. این پرسشنامه شامل 9 بُعد و 9 سؤال برای سنجش ابعاد جو سازمانی است. خبرگزاری صدا و سیما، به عنوان جامعه آماری پژوهش انتخاب شده است. بنا بر نتایج به دست آمده، این خبرگزاری برای بهبود جو سازمانی خود، لازم است تمایل شغلی کارکنان خود را بالا ببرد، آزادی عمل آنها را افزایش دهد و شرایط کاری محافظه کارانه را از بین ببرد.
ابزارهای گوناگونی در بخش مدیریت منابع انسانی استفاده می گردد. این ابزارها تحت عنوان مدیریت منابع انسانی الکترونیک مطرح شده اند که تمامی فعالیت های منابع انسانی را پوشش می دهد. مدیریت منابع انسانی الکترونیکی در ارتباط با کارایی و اثربخشی منابع انسانی و برای ارتقای عملکرد سازمانی از اهمیت زیادی برخوردار است. استفاده و پذیرش این ابزار در سازمان برای واحد منابع انسانی بسیار مهم است. عوامل گوناگونی بر این پذیرش اثرگذار هستند. در این پژوهش دو گروه "متغیرهای جمعیت شناختی" و " نقش های واحد منابع انسانی" مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران ستادی و صفی وکارکنان یک شرکت پروژه محور است که به طور مستقیم با انواع ابزارهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک درگیر می باشند. پژوهش به صورت پیمایش کمی انجام شده و از پرسشنامه برای جمع آوری داده های تحقیق استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد عامل تاثیر گذار بر مدیریت منابع انسانی الکترونیک، موقعیت شغلی از عوامل گروه متغیرهای جمعیت شناختی، و نقش حامی کارکنان از گروه نقش های واحد منابع انسانی می باشد.
یکی از عوامل عدم توفیق مدیریت و کنترل راهبردی در خصوص بحران های اجتماعی، ضعف در تعیین دانش مورد نیاز و به تبع آن اتخاذ رویکرد مدیریت دانش و همچنین تعیین و ایجاد نظام دانشی و اطلاعاتی مناسب با آن در سطح راهبردی است. پژوهش حاضر با تعیین هدف میزان اثرگذاری رویکردهای متفاوت مدیریت دانش بر عوامل کنترل بحران های اجتماعی و به جهت تقویت کنترل این بحران به رشته تحریر درآمده است. مدیریت دانش موجب بالارفتن قابلیت های پویایی در زمان وقوع بحران های اجتماعی، فرآیند درک محیط، شناسایی این بحران ها و تسریع در تعیین آنها و نیز تغییرات احتمالی در مفروضات اولیه می گردد. این پژوهش در پاسخ به این سوال اصلی که کنترل بحران های اجتماعی با مدیریت دانش چگونه است؟ روشی هدفمند را برمی گزیند. البته باید دانست که سازمان های ذی ربط دراین خصوص نمی توانند به طور صحیح دانش را مدیریت کنند چرا که دان ش اف راد ب ه ص ورت درونی و تلویحی است اما می توانند محیط عملیاتی را ب ه منظ ور توس عه و اش تراک اطلاع ات، مدیریت کنند. آنها باید تلاش کنند تا جای ممکن، از فنون و طرح های موجود مدیریت دانش به عنوان اهرم هایی برای راه اندازی مدیریت دانش خود استفاده کنند. از این رو در این مقاله مدیریت دانش و اصول آن به همراه شرحی از انواع مدل ها ارائه شده و در نهایت الگوی پیشنهادی عنوان و بررسی می شود
امروزه رقابت جهانی به حدی افزایش یافته است که تکیه بر کارایی درونی و نکات قوت بنگاه به تنهایی موجب دوام و رشد آن نمی شود. شرکت ها با استفاده از ابزارهای ترکیب از جنبه های مشترکت قابل بهره برداری یکدیگر، استفاده می کنند. علم اقتصاد پویایی ابزارهای ترکیب منابع و انجام معاملات خرید و تصاحب شرکت ها را مفید می داند. در واقع یکی از استراتژی های شرکت ها، استراتژی ادغام و تصاحب آن ها است. مهم ترین دلایل اتخاذ استراتژی مذکور کسب هم افزایی، افزایش ثروت صاحبان سهام، صرفه جویی های مقیاس و محیطی، افزایش سهم بازار، افزایش توان تحقیق و توسعه، رشد شرکت و کاهش ریسک در راستای تحقق مهم ترین هدف شرکت ها مبنی بر خلق ارزش و افزایش ثروت صاحبان سهام است. این پژوهش به دنبال ارزیابی عملکرد مالی و رتبه بندی شرکت های پذیرفته شده در بورس اراق بهادار تهران قبل و بعد از تصاحب از ابتدای سال 1390 تا پایان سال 1398 است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری داده ها پس رویدادی می باشد. متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش عبارتند از: بازده مجموع دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام از اهمیت بالاتر و وزن بیشتری برخوردار است و شاخص بازده جریان نقدی سرمایه گذاری دارای کمترین وزن می باشد. سپس به رتبه بندی 10 شرکت از صنایع فرآورده های نفتی، دارویی و سیمان پرداخته شده است. رتبه بندی انجام شده نشان می دهد که رتبه شرکت ها قبل و بعد از انجام تصاحب متفاوت بوده و دو تکنیک TOPSIS و SAW نیز نتایج متفاوتی را ارایه می دهند.
در عصری که مذهب تأثیر بسزایی در زندگی و کار افراد دارد، اتخاذ رویکردی اسلامی در مدیریت منابع انسانی ضروری است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر پیامدهای رفتاری با تمرکز بر نقش میانجی اخلاق کار اسلامی صورت گرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-علی مبتنی بر پارادایم اثبات گرایی می باشد. نمونه آماری پژوهش کارکنان ادارات دولتی منتخب شهرستان فسا است که 210 نفر بر مبنای قواعد سرانگشتی معادلات ساختاری به صورت در دسترس انتخاب شده اند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های محقق ساخته و استاندارد مدیریت منابع انسانی اسلامی، اخلاق کار اسلامی و پیامدهای رفتاری جمع آوری شده است و پایایی (آلفای کرونباخ 903/0) و روایی واگرا (همگرا) برای کلیه متغیرها تائید شده است. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش به روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart-PLS3 نشان داد که مدیریت منابع انسانی اسلامی بر پیامدهای رفتاری شامل رضایت شغلی، درگیری شغلی و رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مثبت و بر قصد ترک خدمت کارکنان تأثیر منفی داشته است؛ همچنین مدیریت منابع انسانی اسلامی بر اخلاق کار اسلامی تأثیر مثبت و معناداری داشته است و از طرفی دیگر نقش اخلاق کار اسلامی هم به طور مستقیم بر پیامدهای رفتاری و هم به عنوان میانجی مورد تأیید قرار گرفت.