بازاریابی و مدیریت بازار همواره با میزانی از عدم اطمینان همراه است. رویکرد صفر و یکی به مدیریت بازاریابی مخاطرات زیادی را همراه دارد. نوع نگاه مدیران بازاریابی به رقبا، مشتریان و پویایی های محیط، خاکستری است و در تصمیمات بازاریابی باید حالت های خوش بینانه و بدبینانه در نظر گرفته شود. از اینرو تئوری خاکستری برای تحلیل های کمی بازاریابی بسیار مناسب است. تکنیک های متعددی با رویکرد خاکستری توسعه یافته است که می توان برای محاسبات کمی بازاریابی مورد استفاده قرار گیرد. با این وجود یکی از مشکلات دانشجویان و پژوهشگران نحوه استفاده از تکنیک های خاکستری است. در این مقاله تئوری خاکستری، سیستم خاکستری و اعداد خاکستری مفهوم سازی خواهد شد. سپس تکنیک های تصمیم گیری خاکستری تشریح خواهد شد و کاربرد آنها در مدیریت بازاریابی تبیین می شود. در پایان پژوهشگران و مدیران بازاریابی قادر خواهند بود با استفاده از تکنیک های مناسب خاکستری تصمیم گیری مناسب تری برای فعالیت های علمی و عملی خود داشته باشند.
هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی نقش کارکنان نامرئی بر تنبلی سازمانی در سازمان های دولتی است. روش تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان سازمان های دولتی شهر ایلام است که تعداد آنها 27300 نفر می باشند. روش نمونه گیری در این پژوهش، نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم است که برای هریک از این سازمان ها سهمیه ای درنظر گرفته شده است. برای محاسبه حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعداد 380 نفر به دست آمده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه های استاندارد است که روایی محتوایی و صوری آن با استفاده از نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفته است. برای بررسی پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که کارکنان نامرئی و مؤلفه های آن یعنی: ترک خدمت مجازی، غفلت از کار، ریاکاری و طفره رفتن از کار بر تنبلی سازمانی دارای تأثیر معنی داری می باشند.
وقتی صحبت از دوران گذار می کنیم باید به سه عامل توجه کنیم: نظام مند کردن فعالیت های بازاریابی ایران قانونمند کردن امور توانمند کردن تمامی گروههای ذینفع در بازاریابی ...
نورومارکتینگ (Neuromarketing) با بررسی امواج مغزی، عملاً بازاریابی مدرن را توسعه و گسترش داده است.
پیش از این، بازاریابها متکی بر تخیل ورزیهای جسورانه و تجربه و مشاهدات گوناگون می دانستند که به کارگیری رنگهای اصلی نظیر قرمز در بسته بندی، مشتری بیشتری را ترغیب می کند که این محصول را از قفسه بردارند و در نهایت، رفتار خرید صورت خواهد گرفت. اکنون به جای این نگاه کلیشه ای، بررسی امواج مغزی نشان می دهد که ""رنگ قرمز"" نیز برای شخصیتهای گوناگون و منش های متفاوت پیام واحدی را برای مغز افراد مخابره نخواهد کرد. از این رو برای محصول خاص باید امواج مغزی بررسی شود؛ چرا که به احتمال برای برخی افراد، رغبت برانگیز نخواهد بود، تا جایی که از قفسه ی کالای مورد نظر می گریزند.
به همین ترتیب، صدای خاصی که در تبلیغات رادیو تلویزیونی، به منظور باز کردن حساب سپرده گذاری بانک شنیده می شود، برای برخی اعتمادبه نفس و اطمینان به آینده را نوید می دهد، اما برخی شخصیتها با توجه به منش آنها، این نوع صداها را نوعی فریبکاری ارزیابی می کنند.
چرا؟ پاسخ چنین پرسشهایی را می توان با به کارگیری ابزارهای ""نورومارکتینگ"" با بررسی امواج مغزی به دور از تحلیلهای سوگیرانه و تخیل ورزیهای جسورانه به دست آورد. این اثر نیز در پی توصیف و تشریح قابلیتهای نورومارکتینگ در دنیای کنونی است.
شاید به بهانهی اینکه زمان آن رسیده است تا یک محیط کاری جدیدی داشته باشیم، لازم باشد به یک بازنگری در تمامی سطوح سازمان دست بزنیم. روی سخن با رهبران کسب و کارهایی است که میخواهند بهترین نیروهایشان را حفظ کنند و به بیشترین بهره وری در سازمانشان برسند.
1- چرا افراد توانمند باید علاقه مند همکاری با ما باشند؟
بهترین رهبران بخوبی میدانند که افراد بااستعداد صرفاً با پول به حرکت درنمیآیند. این افراد به پروژه هایی احتیاج دارند تا هیجان کافی را برای آنها فراهم آورد. آنها دوست دارند بخشی از یک چیز بزرگتر از خودشان باشند. این وظیفهی رهبران است تا در محیط کسب وکار افراد را باانگیزه و مصمم نگه دارند.
2- آیا میتوانیم افراد توانمند را با نگاه اول تشخیص بدهیم؟
وقتی شرکت یا دپارتمان خود را به افراد مناسب تجهیز کردیم، آنگاه رهبر مناسب بودن دیگر کار چندان سختی نخواهد بود.
براستی یکی از پرچالش ترین، و وقتگیرترین موضوعات برای رهبران، پاسخ به این پرسش است که چه کسی مناسب کدام شغل در سازمان است. وقتی زمان ارزیابی استعدادها میرسد، ویژگیهای شخص پابه پای تخصص او قابل بررسی می شود. آیا میدانیم چه ویژگی افراد باعث شده است تا در تیم به ستاره تبدیل شوند و چگونه میتوان افراد بیشتری با این ویژگیها یافت؟
3- آیا افراد توانمندی در این حوزهی کاری وجود دارد که به دنبال کارکردن با ما نباشند؟
این یک بصیرت و شمّ عمومی است که همه آن را فراموش کرده ایم: بااستعدادترین افراد دوست دارند به کارهایی مشغول شوند که دوست دارند، با افرادی که از همکاری با آنها لذت ببرند، و پروژه هایی که آنها را به چالش بکشاند. نکته اینجا است که بایستی از بین این همه به اصطلاح جویای کار منفعل، افراد مناسب خودمان را پیدا کنیم. این افراد ممکن است خارج از سازمان ما باشند، یا شاید در دیگر بخشهای سازمان به کار اشتغال داشته باشند، اما واقعیت این
است که آنها برای ما کار نخواهند کرد مگر آنکه شدیداً تلاش کنیم آنها متقاعد شوند با ما پیوند بخورند.
4- آیا توان آموزش افراد بااستعداد و توانمند را داریم تا به آنها یاد دهیم تیم و شرکت ما چگونه کار میکند و برنده میشود؟
حتی افرادی که کارهای نیازمند بیشترین تمرکز فردی (برنامه نویسهای نرم افزاری، طراحان گرافیکی، نخبه ها و تئوریسینهای بازاریابی) را انجام میدهند هم اگر از نحوهی عملکرد کل سازمان بیاطلاع باشند، قادر به ارائهی بهترین کارایی و اثربخشی خود نخواهند بود.
این موضوع تا اندازه ای به آگاهی از گزارشهای مالی مربوط میشود: آیا همهی افراد میتوانند یاد بگیرند چگونه مانند یک معامله گر فکر کنند؟ البته این موضوع اساساً به درک مشترک بازمیگردد و اینکه آیا افراد باهوش سازمان میتوانند دیگر کارکنان مجموعه را با واقعیتهای اداره و مدیریت آن کسب وکار آشنا کنند؟
5- آیا به همان اندازه که به دیگران سخت میگیریم، خودمان را هم مورد مؤاخذه قرار میدهیم؟
جای تریدی نیست که افراد مستعد و بلندپرواز دارای انتظارات بالایی برای خودشان، تیم یا شرکتشان، و همکارانشان هستند. به همین علت هم هست که در کارشان اینقدر سختگیرند. تست نهایی برای افرادی که در جایگاه بالاتری قرار دارند این است که آیا آنها همان ارزشها ، نگرشها، و طرز تفکری که میخواهند شاهد آن در دیگر افراد تحت مدیریت خود باشند را از خود بروز میدهند؟
به عبارت دیگر اگر خودمان را برای کار کردن به ما پیشنهاد بدهند، آیا آن را قبول میکنیم؟
در دهه گذشته، جامعه علمی ایران از روش های تحقیق کیفی، از جمله روش نظریه داده بنیاد در پژوهش های علوم مدیریتی استقبال کرده و از آن به عنوان یک روش کارآمد بهره برده است. تفاوت های موجود بین دو بنیانگذار نظریه داده بنیاد، به شکل گیری دو شیوه متفاوت از این روش منجر شده است: نظریه داده بنیاد کلاسیک و نظریه داده بنیاد استراوسی. علی رغم مزیت ها و برتری های عمده روش نظریه داده بنیاد کلاسیک، محققان ایرانی از این روش غفلت کرده اند. در این مقاله، به تشریح روش نظریه داده بنیاد کلاسیک در قالب گزارش مراحل اجرای یک رساله دکتری پرداخته شده است. برهمین اساس، مقاله پیش رو، مراحل مختلف روش نظریه داده بنیاد کلاسیک و همچنین چگونگی تولید یک نظریه داده بنیاد، با نام نظریه مرکز ثقل هویت برند توریسم سلامت ایران را به تفصیل شرح می دهد.
در این تحقیق، بررسی رابطه فرهنگ سازمانی با کیفیت زندگی شغلی کارکنان شبکه بهداشت شهرستان بهبهان مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا، رابطه بین فرهنگ سازمانی و مولفه های آن با کیفیت زندگی شغلی کارکنان شبکه بهداشت شهرستان بهبهان در قالب یک فرضیه اصلی تدوین و با توزیع پرسشنامه های فرهنگ سازمانی دیویس (1993)؛ و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری عبدالملکی و همکاران (1389) در بین کارکنان شبکه بهداشت شهرستان بهبهان مورد آزمون قرار گرفتند. بدین منظور نمونه آماری به تعداد 75 نفر از کارمندان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. روش تحقیق حاضر توصیفی – پیمایشی و از نوع همبستگی است و برای آزمون فرضیه ی از مدل رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین فرهنگ سازمانی با کیفیت زندگی کاری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
از موضوعات مهمی که در فرضیه علامت دهی سود سهام مورد توجه قرار گرفته، رابطه مثبت تغییرات سود سهام با تغییرات سود های آتی و سودآوری آتی واحد تجاری بوده که در تحقیق حاضر به آن پرداخته شده است. برای بررسی این موضوع از مدل های رگرسیون خطی و غیر خطی استفاده شده است. دوره مورد بررسی از سال 1380 تا پایان سال 1391 می باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که تغییرات سود سهام حاوی اطلاعات مفیدی در مورد تغییرات سودهای آتی نیست و تغییرات سودآوری آتی واحد تجاری با تغییرات سود سهام دارای رابطه منفی است ولی این رابطه معنادار نیست.
در توجیه پدیده ضریب ارزش دفتری به ارزش بازار، دو دیدگاه موجود است. اقتصاددانان مالی معتقدند که این صرف بارده به دلیل ریسک زیاد سهام با ضریب B/M بالا است که منشأ این ریسک بازده ضعیف گذشته سهم است. در حالی که طرفداران مالی رفتاری معتقدند فراواکنشی سرمایه گذاران دلیل این پدیده است با تفکیک بازده گذشته به بازده مشهود و نامشهود و با استفاده از تکنیک رگرسیون اثر هر بخش از بازده گذشته بر بازده آتی بررسی شد. بازده نامشهودآن بخش از بازده گذشته یک سهم است که ارتباطی به عملکرد مالی سهم ندارد، در حالی که بازده مشهود آن بخش از بازدهی یک سهم است که در اثر افشای اطلاعات مالی در قالب صورت های مالی به بازار ایجاد می شود. نتایج حاکی از آن است که بازدهی آتی سهم ارتباطی به عملکرد مالی شرکت ندارد، در حالی که بازده آتی به صورت بسیار قوی با بازده نامشهود گذشته ارتباط معکوس دارد.لذا دلیل واقعی پدیده ضریب B/M، فراواکنشی سرمایه گذاران روی بازده نامشهود است.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ریسک سقوط قیمت سهام بر رقابت بازار محصول شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای این منظور داده های مربوط به 100 شرکت عضو سازمان بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1383 الی 1395 مورد استفاده قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از تکنیک رگرسیون چند متغیره به روش داده های تابلویی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد با افزایش ریسک سقوط قیمت سهام، رقابت بازار محصول کاهش می یابد. وجود چنین رابطه را می توان در عدم تقارن اطلاعاتی و نبود شفافیت کامل در گزارشگری مالی مطرح کرد که انتشار یکباره اطلاعات منفی به بازار و افزایش ریسک سقوط قیمت سهام، باعث می شود که تحلیل گران مالی در پیش بینی های خود درباره عملکرد شرکت تجدید نظر کرده و کیفیت شرکت ها را پایین ارزیابی کنند و از این طریق شرکت مزیت رقابتی در بازار را از دست بدهد.