فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۵۷٬۴۳۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هم راستایی استراتژیک فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان کار آسانی نیست و آگاهی از حوزه ها و عوامل حیاتی برای مدیریت آن نقشی انکارناپذیر در افزایش ضریب موفقیت اقدامات این حوزه خواهد داشت. باتوجه به اینکه مطالعات بسیار محدودی پیرامون عوامل حیاتی موفقیت برای هم راستایی استراتژیک فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان به عمل آمده است، این مقاله به ارائه نتایج حاصل از مطالعه تجربی خبرگان حوزه هم راستایی استراتژیک پیرامون اهمیت نسبی عوامل حیاتی موفقیت مختلفی که بر هم راستایی استراتژیک فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان تأثیرگذار هستند، می پردازد.
مسئولیت صندوق تأمین خسارتهای بدنی نسبت به خسارتهای بدنی وارد بر راننده مسبب حادثه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه سال سی و سوم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۲)
101 - 120
حوزههای تخصصی:
طبق ماده 3 قانون بیمه اجباری مصوب 1395، دارنده وسیله نقلیه مکلف است برای پوشش خسارتهای بدنی واردشده به راننده مسبب حادثه، حداقل به میزان دیه مرد مسلمان در ماه غیرحرام، بیمه حوادث اخذ کند تا در صورت ورود خسارت بدنی در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه، صدمات وارده به راننده جبران شود. علی رغم تکلیف قانون گذار، ممکن است دارنده وسیله نقلیه به علت امتناع از انعقاد یا تمدید قرارداد بیمه حوادث یا بطلان آن، فاقد بیمه نامه باشد یا آنکه با وجود اخذ بیمه حوادث، شرکت بیمه به عللی از جمله تعلیق و لغو پروانه یا توقف و ورشکستگی، توانایی پرداخت خسارت به زیان دیده (مقصر حادثه) را نداشته باشد. حال، چنانچه به دلایل فوق، این خسارتها پرداخت نشود، آیا راننده مسبب حادثه اجازه مراجعه به صندوق تأمین خسارتهای بدنی را دارد؟ تشخیص امکان یا عدم امکان مراجعه به صندوق، همراه با مبانی و دلایلی است که در این مقاله به بررسی و تحلیل آن پرداخته و نتیجه آن است که در فرض تعلیق و لغو پروانه یا توقف و ورشکستگی بیمه گر مربوط، این حق برای راننده مسبب حادثه برای مطالبه خسارات بدنی از صندوق وجود دارد.
بررسی نقش مدیریت دانش و نوآوری در عملکرد کسب و کار شرکت های کوچک و متوسط (مورد مطالعه: مرکز رشد و واحدهای فناوری وکارآفرینی دانشگاه شهید بهشتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند نوآوری به شدت به دانش و مدیریت دانش بستگی دارد. برخی سازمان ها از پیامدهای واقعی که ممکن است مدیریت دانش داشته باشد آگاه نیستند. تحقیقات نشان می دهد که مدیریت دانش و نوآوری بر عملکرد سازمان ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم تأثیر می گذارد. هدف این پژوهش بررسی نقش مدیریت دانش و نوآوری بر عملکرد سازمان مورد مطالعه است. جامعه آماری این پژوهش، تعداد 100 نفر از کارکنان مرکز رشد و فناوری و کارآفرینی دانشگاه شهید بهشتی می باشد. داده های این پژوهش از طریق پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی ساده است و تعداد نمونه مورد استفاده در این پژوهش توسط فرمول نمونه گیری کوکران میزان 79 نفر محاسبه گردید. از این رو پرسشنامه در میان 90 نفر از کارکنان توزیع و در این میان 80 پرسشنامه عودت داده شد. همچنین روایی محتوا و سازه پژوهش با استفاده از اساتید صاحبنظر مورد تأیید واقع شد و پایایی هر 3 متغیر پژوهش از طریق آلفای کرونباخ شامل مدیریت دانش با ضریب0.830، نوآوری با ضریب 0.828 و عملکرد با ضریب 0.802 نیز تأیید گردید. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد، مدیریت دانش و نوآوری به شدت بر عملکرد سازمان تأثیر می گذارد. به عبارت دیگر، مدیریت دانش از طریق نوآوری عملکرد سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد.
ارائه الگویی مفهومی برای سنجش نوآوری ملی در کشورهای در حال توسعه
حوزههای تخصصی:
فناوری و نوآوری نقشی حیاتی در خلق ثروت و رشد اقتصادی کشورها ایفا می کنند. رشد بسیار سریع دانش در سال های گذشته، فقط در زمانی منجر به منافع اجتماعی برای کشورها می شود که این دانش به صورتی اثربخش تبدیل به نوآوری شود (او.ای.سی.دی، 1999) . در سطح ملی رویکردهای سیاست گذاری نوآوری با استفاده از مفهوم نظام ملی نوآوری، توسعه یافته و چارچوب جدیدی برای توسعه علم و فناوری در سطح ملی ایجاد شده است که نیازمند شناخت عوامل درونی و بیرونی تاثیرگذار بر توسعه نوآوری در سطح ملی است. سنجش توان نوآوری ملی کشورها از طریق سنجش توان نظام ملی نوآوری آنها در حوزه های مختلفِ تاثیرگذار بر نوآوری، از مباحث مهم سیاست گذاری در این حوزه است که در این مقاله به آن پرداخته و یک الگوی مفهومی برای این موضوع ارائه می گردد. این مقاله با رویکردی ترویجی سعی دارد که چارچوبی مفهومی برای سنجش نوآوری در سطح ملی با استفاده از کارکردهای نظام ملی نوآوری ارایه کند. در این مقاله ابتدا با بررسی ادبیات و مفاهیم مرتبط با نظام ملی نوآوری و الگوهای سنجش آن در سطح ملی یک چارچوب مفهومی برای کارکردهای نظام ملی نوآوری استخراج شده است و سپس با استفاده از رویکردهای مختلفی که برای سنجش نظام نوآوری در سطح ملی وجود دارد، اقدام به استخراج مجموعه ای از شاخص ها شده است که می توان بر پایه آنها اقدام به سنجش و مقایسه کارکردهای نظام ملی نوآوری در میان کشورهای مختلف نمود. در نهایت مدلی ارایه شده است که در برگیرنده سه کارکرد اصلی نظام ملی نوآوری یعنی خلق، انتشار و بهره برداری از نوآوری و شش کارکرد فرعی است که ذیل آنها 27 شاخص در نظر گرفته شده است. این رویکرد با درنظر گرفتن ملاحظات مرتبط با کشورهای درحال توسعه تدوین شده است و می تواند به کشورهای درحال توسعه کمک کند تا نقاط ضعف و قوت نوآوری ملی خود را شناسایی و میزان شکاف خود را با دیگر کشورها اندازه گیری کنند.
سقوط شرکت ، علل و مراحل آن ؛ مطالعه سیستمهای قانونی ورشکستگی در ایران و جهان
منبع:
حسابرس ۱۳۸۴ شماره ۲۹
حوزههای تخصصی:
بررسی قدرت کشف مدلهای مدیریت سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیرمدیریت سود در تحقیقات دانشگاهی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. یک عامل بنیادی در آزمون مدیریت سود در شرکتها، تخمین عامل اختیار و اعمال نظر مدیران در تعیین سود است که مبتنی بر اندازه گیری و کاربرد اقلام تعهدی اختیاری می باشد. بررسی ادبیات مبتنی بر مدیریت سود، بیانگر وجود رویکردهای متفاوت در تخمین و اندازه گیری اقلام تعهدی اختیاری می باشد. اغلب تحقیقات دانشگاهی داخلی براساس نتایج تحقیق دچو و همکاران (1995) [24] که مدل تعدیل شده جونز از قدرت کشف بیشتری در مدیریت سود برخوردار است،از این مدل در آزمون مدیریت سود استفاده می کنند. هدف از این تحقیق بررسی قدرت کشف مدلهای مختلف مدیریت سود و شناسایی مدل مناسب برای اجرای تحقیقات مدیریت سود می باشد. شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1389-1382 در ده صنعت مختلف نمونه آماری تحقیق حاضر را تشکیل می دهند. نتایج تحقیق با بررسی پنج مدل معتبر مدیریت سود نشان داد،مدل تعدیل شده جونزدر کشف مدیریت سود کارا نمی باشد و مدل دیچو ، دچو و مک نیکولز (2002) [28] در شناسایی و کشف مدیریت سود از اعتبار و دقت بیشتری برخوردار است.
روش شناسی تدوین خط مشی ملی کارآفرینی کشور: چارچوبی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صاحب نظران معتقدند براساس نظریهی شکست بازار، ""ارتقای کارآفرینی"" میتواند موضوع مداخلهی دولت ها باشد. مداخلهی دولت ها در قالب بسته ای به نام ""خط مشی"" (سیاست) شکل عملی به خود میگیرد. در فرایند خط مشی (سیاست) گذاری ملی که شامل شناخت مساله، تدوین دستور کار، فرموله کردن، اجرا، ارزشیابی، تغییر و خاتمهی خط مشی میشود، مرحلهی فرموله کردن خط مشی (به معنای احصای بدیل های برخورد با یک مساله عمومی) از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا به شدت بر مراحل دیگر تاثیر میگذارد. روش شناسی فرمولهکردن خط مشیها برای قانون گذاران کشور میتواند در تدوین خط مشیهای کارآمد و اثربخش یاریدهنده باشد. امّا در حوزهی خط مشیگذاری کارآفرینی روش شناسی مشخصی وجود ندارد. در این مقاله پژوهش گر تلاش میکند نوعی روش شناسی مفهومی برای تدوین خط مشیهای ملی کارآفرینی در کشور ارایه دهد. این روش شناسی به سبکی ابتکاری- تحلیلی و با مرور بر دانش موجود و مشارکت نویسنده در طراحی فرایند شکل گیری بدیل های خط مشی ارایه شده است. بنابراین پس از ارایه چارچوب مفهومی فرایند احصای بدیل های خط مشی، نحوهی تدوین خط مشی کارآفرینی ملی به عنوان محتوای عملی اجرای آن چارچوب اجرا میشود
عوامل مؤثر بر افزایش مشارکت شهروندان در اداره امور شهر
حوزههای تخصصی:
امروزه مشارکت یکی از مفاهیم عمده و اصلی توسعه پایدار به شمار می رود. مدیران و برنامهریزان شهری همواره سعی کرده اند تا با جلب مشارکتهای مردمی به اهداف خود در زمینه اجرای طرحها و برنامهها به بهترین نحو ممکن نائل آیند. این مقاله نیز در راستای همین هدف به بررسی عوامل مهم در زمینه مشارکت شهروندان پرداخته است و سعی شده است با شناسایی برخی عوامل مهم مسئولین شهری را برای تقویت آنها تشویق نماید. عوامل مورد نظر در این تحقیق عبارتند از: سودآور بودن فعالیت مشارکتی، اوقات فراغت، اعتماد اجتماعی مردم به یکدیگر، اطلاع رسانی و پاسخگویی مدیران شهری. نوع روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی میباشد. به نظر می رسد با توجه به نتایج مشاهده شده در جامعه آماری، اگر مدیریت شهری بتواند از یک طرف فرهنگ مشارکت عمومی را گسترش دهد و از طرف دیگر در ساختار مدیریتی خود، مدیریت مشارکتی را اعمال نماید، بهتر بتواند به نتایج لازم از اهداف و برنامههای خود برسد. توجه به نیازهای شهروندان و دادن آموزشهای لازم به آنان، برنامهریزی برای اوقات فراغت شهروندان و برگزاری همایشها و هماندیشیها، گسترش اطلاعرسانی به شهروندان، تقویت روحیه اعتماد بین مردم و پاسخگو بودن مسئولین شهری، از جمله راهکارهایی است که می توان با تقویت و تاکید بر آنها، زمینه مشارکت افراد در امور شهر را فراهم ساخت.
بررسی کارآفرینی اجتماعی با رویکرد مشخصه های رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسسه های اجتماعی به سازمان هایی اشاره دارد که هدف شان تامین آن دسته از نیازهای اساسی انسان هاست که تامین آن از طریق سازمان های تجاری و بخش خصوصی امکان پذیر نیست. کارآفرینان اجتماعی کسانی هستند که مسایل اجتماعی را شناسایی و از اصول کارآفرینی برای سازمان دهی و مدیریت فعالیت هایی که موجب تغییرهای اجتماعی میشوند استفاده میکنند. اغلب مطالعه ها در زمینهی کارآفرینی به بررسی ویژگیها و صفت های کارآفرینان میپردازد. در حالی که شبیه نظریهی صفت های رهبری، دستیابی به اجماع در این زمینه مشکل است. به همین دلیل این مقاله به بررسی بعد رفتاری کارآفرینی اقدام کرده و با استخراج و بررسی این مشخصه ها و ترکیب آن با نوع شناسی کارآفرینی، الگوی جدیدی را ارایه کرده است. دستیابی به الگوی تحقیق و اعتباریابی آن از طریق روش بررسی خبرگان (دلفی) انجام شد. پس از آماده شدن، پرسش نامه در اختیار 35 نفر از اساتید، صاحب نظران و مدیران سازمانی قرار داده شد و پس از جمع آوری و تعدیل، پاسخ 26 نفر از آن هایی که در دور دوم و سوم و تا انتهای تحقیق همراه بودند، برای تجزیه و تحلیل استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که از 15 متغیر بررسی شده 6 متغیر نوآوری، باور به کارآفرینی، جست وجوی روش های جدید برای ایجاد سرمایهی اجتماعی، شناسایی و شکار فرصت ها، جست وجوی فرصت های جدید و خلاقیت بالاترین رتبه را دارند. با افزودن 6 متغیر پیشنهادی از سوی خبرگان در مجموع 21 متغیر رفتاری برای کارآفرینان پیشنهاد شد. در انتها با ترکیب الگوهای مطالعه شده در این بررسی و به آزمون گذاشتن الگوی مفهومی تحقیق، الگوی کارآفرینی اجتماعی با رویکرد رفتاری ارایه شد.
تاثیر خصوصیسازی شرکتهای دولتی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر بازده سهام آنها
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف مهم خصوصیسازی در کشورهای مختلف بهبود کارآیی و بهرهوری منابع ملی است. در این تحقیق با استفاده از صورتهای مالی حسابرسی شده شرکتهای واگذار شده و سالنامههای بورس، بازده سهام شرکتها برای دورههای قبل و بعد از خصوصیسازی و همچنین یک دوره مشابه برای شرکتهای مشمول خصوصیسازی و شرکتهایی که دولتی باقی ماندهاند, محاسبه و مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که پس از خصوصیسازی بازده سهام شرکتها تغییر معنیداری داشته است، منتها این تغییر در حالت کلی مثبت نبوده است. همچنین در یک دوره زمانی مشابه 3 ساله شرکتها چه دولتی باقی مانده باشند و چه خصوصی شده باشند, تفاوت معنیداری بین بازدهی سهام آنها وجود ندارد. بهطور کلی و با توجه به نتایج آزمون، شواهدی فراهم شده است که فرضیه اصلی تحقیق مورد تائید قرار نمیگیرد. ازاینرو اجرای سیاست خصوصیسازی قادر به دستیابی به اهداف آن یعنی بهبود بازده سهام شرکتها نبوده است. عمدهترین دلیل عدم کامیابی سیاست خصوصیسازی، شرایط نامساعد ایران و فقدان بسترهای مناسب برای دستیابی به اهداف این برنامه و همچنین وجود مسائل فنی مهمی مانند قیمتگذاری سهام است. بنابراین تا زمانی که این شرایط نامساعد، بهبود پیدا نکند، خصوصیسازی منجر به مشکل میشود.
بررسی و مطالعه رابطه بین سرمایه فکری و عدالت سازمانی ( مطالعه موردی)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه رابطه بین سرمایه فکری و عدالت سازمانی را در دو اداره دولتی مورد بررسی قرار می دهد. اندازه نمونه مورد مطالعه در این تحقیق 141 نفر است که شامل 49 کارمند زن و 92 کارمند مرد می باشد، که بصورت تصادفی از دو سازمان اسناد و املاک و سازمان ثبت و احوال انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده های این تحقیق از دو پرسشنامه به ترتیب پرسشنامه سرمایه فکری «بنتیس» (2001) و پرسشنامه عدالت سازمانی استفاده شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی و تحلیل عاملی و ساختاری مورد تحلیل قرار گرفته اند. که نتایج حاصل از این تحلیل نشان داد که بین عدالت سازمانی و سرمایه فکری و ابعاد آن به ترتیب: سرمایه های انسانی، مشتری و ساختاری در سطح اطمینان 99 درصد همبستگی مثبت وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون نشان می دهد که متغیرهای ( سرمایه مشتری و سرمایه انسانی) 5/62 درصد پیش بینی کننده واریانس عدالت سازمانی می باشند. بطور کلی سازمانها برای بالندگی چه از نظر ساختاری و چه از نظر محتوایی باید عدالت را در همه ابعاد رویه ای، ساختاری و رابطه ای رعایت کنند و این زمانی امکان پذیر خواهد بود که ما به سرمایه های فکری سازمان توجهی ویژه داشته باشیم.
ترجمه استراتژی به عمل، نمونه ای از کاربرد QFD پویا با رویکرد نسل سوم روش ارزیابی متوزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در راستای نیل به یک سازمان استراتژی محور ایجاد هم سویی، تمرکز، فهم و درک مشترک از فرایند ترجمان ارکان جهت ساز و راهبردها به عمل، آن هم در کلیه سطوح و فرایندهای سازمانی حیاتی می باشد. اما مسأله مهم تر، چگونگی ارائه یک ترجمان با کیفیت، آن هم در پیوستار زمان است.
در این مقاله نشان داده می شود که چگونه یک شرکت می تواند از روش سه مرحله ای گسترش عملکرد کیفیت (QFD) با رویکرد نسل سوم روش ارزیابی متوازن (BSC) برای ارتقای کیفیت ترجمه مرحله به مرحله ارکان جهت ساز و راهبردهای خود به عمل و الزامات عملیات استفاده کند. هم چنین از آن جایی که در این مقاله تأکید بر سطح عملیاتی است و ابتکارات و پروژه های ترجمه شده اساس راه حل ها و برنامه های عملیاتی برای تحقق اهداف استراتژیک کنترلی در یک کسب و کار را تشکیل می دهند، از این رو رویکردی پویا از روش گسترش عملکرد کیفیت از راه به کارگیری داشبوردها تبیین و تشریح شده است. در انتها مفاهیم ذکرشده با بیان یک مطالعه موردی از کاربرد متدولوژی پیشنهادی ترجمان خانه به خانه راهبردها به عمل در یکی از شرکت های فعال در صنعت روغن به طور عمیق تری مورد توجه قرار داده می شوند.
مدیریت ریسک تقلب
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و سود باقیمانده، در پیشبینی سود هر سهم سال آتی
حوزههای تخصصی:
امروزه اکثر تحلیلگران مالی براین باورند که شرکتها برای ایجاد ارزش باید بازدهی بیش از هزینه سرمایه(بدهی و حقوق صاحبان سهام) ایجاد نمایند. این مفهوم با بکارگیری مدلهایی مانند ارزش افزوده اقتصادی و سود باقیمانده، عملیاتی شده است. در دهه 1980 با تغییراتی که استیوارت در مفهوم سود باقیمانده ایجاد کرد، ارزش افزوده اقتصادی به عنوان یک ابزار نوین اندازهگیری عملکرد مالی به وجود آمد. استیوارت بر این عقیده بود که ارزش افزوده اقتصادی، به جای سود و وجوه نقد حاصل از عملیات به عنوان معیار ارزیابی عملکرد داخلی و خارجی باید به کار برده شود]6[. بر این اساس در این تحقیق، به بررسی رابطه هر یک از متغیرهای مستقل شامل ارزش افزوده اقتصادی و سود باقیمانده به عنوان نمایندههای مدل اقتصادی ارزیابی با سود آتی هر سهم، پرداخته میشود. در این تحقیق برای آزمون فرضیات از مدل رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین سود باقیمانده و سود هرسهم سال آتی رابطه معنیداری وجود دارد، در نتیجه این معیار دارای قدرت پیشبینی است و نیز در تحقیق مشخص گردید که بین ارزش افزوده اقتصادی و سود هرسهم سال آتی رابطه معنیداری وجود نداشته و دارای قدرت پیشبینی نیست.
آینده و چشم،انداز حسابداری مدیریت :دیدگاه جامعه دانشگاهی و مدیران حرفه ای
حوزههای تخصصی:
" در دهههای اخیر، تغییرات اساسی در عملکرد حسابداری مدیریت و نقش حسابداران مدیریت در واحدهای تجاری رخ داده است که نشان میدهد حسابداری مدیریت ممکن است مناسب بودن خودش را برای مدیریت و سایر استفادهکنندگان از اطلاعات تهیه شده به وسیله آن در آینده از دست بدهد. به همین دلیل، تحقیقات زیادی در رابطه با سیستمها، فنون و روش¬های حسابداری مدیریت انجام شده است.
هدف این تحقیق، ارائه دیدگاههای دانشگاهیان و شاغلان در حرفه نسبت به آیندهای است که پیش روی حسابداری مدیریت و حسابداران مدیریت است. در این تحقیق، مهارتهای مورد نیاز حسابداران مدیریت در آینده و نقش و مسؤلیتهای آنان در آینده، از دیدگاه دانشگاهیان و شاغلان در حرفه مشخص میشود. همچنین در این تحقیق، شمایی کلی از آینده حسابداری مدیریت از دیدگاه اعضای دو جامعه نشان داده میشود.
این تحقیق از نوع پیمایشی - کاربردی است و از طریق فرستادن پرسشنامه برای دو گروه دانشگاهیان و شاغلان در حرفه و سپس تجزیه و تحلیل نتایج این اطلاعات، انجام شده است. ابزار اندازهگیری در این تحقیق پرسشنامه، و جامعه مورد مطالعه نمایندگان دو طیف دانشگاهیان و شاغلان در حرفه است. نتایج تحقیق حاکی از وجود تفاوت معنیدار بین دیدگاه جامعه دانشگاهی و مدیران حرفهای شاغل در حرفه نسبت به مهارتهای مورد نیاز حسابداران مدیریت در آینده و نبودن تفاوت معنیدار بین این دو دیدگاه نسبت به نقش و مسؤلیتهای آینده حسابداران مدیریت و آینده حسابداری مدیریت است.
کلید واژهها: نقش و مهارتهای حسابداران مدیریت، حسابداری مدیریت، آینده حسابداری مدیریت.
"
رابطه هماهنگی استراتژیک بین استراتژی های تجاری، استراتژی های منابع انسانی و ساختار سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با نگرش جدید استراتژیک به منابع انسانی، هماهنگی استراتژیک بین استراتژی تجاری، استراتژی منابع انسانی و ساختار سازمانی صورت گرفته است. برای حصول به این هدف ابتدا تعاریف مربوط به استراتژی، استراتژی منابع انسانی و ساختار سازمانی صورت گرفته و سپس نظریه های پیرامون ارتباط بین آنها مرور شده است. در ادامه الگوهای هماهنگی عقلایی، طبیعی و نقاط مرجع استراتژیک (SRP,S) بررسی و گونه شناسی مناسبی از عناصر فوق بر مبنای نقاط مرجع ـ میزان کنترل (کم یا شدید) و کانون توجه (داخلی یا خارجی) ـ شناسایی و در یک صنعت نمونه مورد آزمون قرار گرفته است.
در نهایت با آزمون فرضیه ها، به این نتیجه رسیده ایم که بین عناصر هماهنگ شده سازمان ها و عملکرد آنها رابطه ای وجود ندارد.
مک دونالد، نمونه کامل کنترل ها
منبع:
تدبیر ۱۳۸۴ شماره ۱۶۰
حوزههای تخصصی: